تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
"هنگامی‌که سالک به‌سانِ یک ساختار ذهنی دیده شود، جستجو متوقف می‌شود زیرا داستان سالک متوقف‌شده است."

جستجوکننده کسی است که در حجاب است یا به عبارتی اصلاً خودش حجاب است، جستجو کننده در جستجوی رهایی از حجاب است، ازآنجاکه خودش حجاب است پس در این سفرِ سلوک، صرفاً به دنبال رهایی از خودش است.
حالا این خودی که حجاب است چیست؟
مثال می‌زنیم:
شخصی به اسم علی به دنبال رهایی یا ادراک حقیقت خویش است، علی را سالک یا جستجوگری درنظر می‌گیریم که در جستجوی رهایی است. کسی به دنبال رهایی است که در بند است. بند علی، خودِ علی است. حجابِ تمامِ جستجوگران، خودِ شخصِ جستجوگر است.
حالا به جمله بالا میرسیم:
"هنگامی‌که سالک به‌سانِ یک ساختار ذهنی دیده شود، جستجو متوقف می‌شود."
چطور میتوان سالک را به‌سانِ یک ساختار ذهنی دید؟ علی چطور میتواند خودش را به‌سانِ یک ساختار ذهنی ببیند؟
با تفحص عمیق.
با تفحص عمیق علی متوجه می‌شود که در حقیقت چیزی حقیقی با عنوان علی اصلاً وجود ندارد. علی صرفاً ساختاری است که در ذهن پدید آمده. به دلیل تمرکز شدید عامل توجه روی افکار و احساسات و تصویر و خاطرات و گذشته. علی صرفاً یکی پنداشتن خودم (آگاهی) با مجموعه‌ای از خاطرات، تصاویر، افکار و گذشته است. تمام این ساختار ریشه در گذشته دارد و اگر من یعنی آگاهی، تماماً و کاملاً در لحظه حال باشم دیگر هیچ علی‌ای وجود نخواهد داشت، چون اصل و اساس علی صرفاً پنداری در گذشته است. حالا این منی که خودش را با این‌ها یکی می‌پندارد چیست؟
همین حالا برای امتحان به صدای درون سرت گوش بده، همین حالا افکارت را مشاهده کن. من چیزی مقدم بر افکار و احساسات و خاطرات و گذشته هستم. حقیقت من به دلیل توجه زیاد به چیزهایی که از آنها آگاه هستم در حجاب رفته و رفته‌رفته فراموش کرده‌ام که من چیزهایی که از آنها آگاه هستم نیستم بلکه من آن آگاهی پس‌زمینه یا مقدم بر آنها هستم.
من مشاهده‌کننده این شخص هستم نه خود این شخص.
دقت کنید که:
چیزی در اینجا وجود دارد که صرفاً فضای ادراک‌کنندگی یا آگاهی است که از همه‌چیز آگاه است. از جسم، از ادراکات حسی، از افکار، عواطف، خاطرات.
حقیقت من صرفاً همین فضای ادراک‌کنندگی است. همین آگاهی است.
این فضای ادراک‌کنندگی یا آگاهی همچون بحری است که همه‌چیز در آن می‌گنجد. خودش به‌طور مطلق تحت تأثیر چیزهایی که از آنها آگاه است قرار نمی‌گیرد. آن فقط ادراک‌کننده است فقط آگاه است. بدون این فضای ادراک‌کنندگی هیچ تصویر و فکر و خاطره و ... وجود نمی‌داشت. با این جمله از لیسا کرنز این متن را به پایان میرسانم که:
«آنچه هست» برای کسی اتفاق نمی‌افتد. بیشتر این بدن‌ها با این توهم در درونشان به سر می‌برند. با توهمی از «من» و باور دارند که زندگی برای آن شخص اتفاق میفتد. آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص است که زندگی را تجربه می‌کند درحالی‌که آن شخص نیز خودش یک تجربه است، آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص هستند و زندگی را جداگانه تجربه می‌کنند. این توهم همان چیزی است که تمام این رنج‌ها را در انسان به وجود آورده است.
در انتها پیشنهاد میکنم برای ادراک عمیقتر، مطلب "بودن در لحظه حال دقیقاً به چه معناست؟" را مطالعه کنید.
نیاز است تا برای ادراک چند مطلب بعد متن زیر را مطالعه کنید:
Forwarded from Me and Ai
Forwarded from Me and Ai
در این پرسش و پاسخ از ابزارهای هوش مصنوعی زیر استفاده شد:
Sage
Claude+
ChatGPT4

آیا ما محدودیت‌های حواس پنج‌گانه‌مان را بر روی چیزهایی که می‌بینیم اعمال می‌کنیم؟
بله ما به دلیل داشتن حواس پنج‌گانه، محدود به تجربه‌هایی هستیم که فقط قادر به درک آنها هستیم. حواس پنج‌گانه ما شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است. این حواس پنج‌گانه به ما امکان تجربه دنیای اطرافمان را می‌دهند، اما درعین‌حال، ما نمی‌توانیم به دنیایی که خارج از این حواس پنج‌گانه است، دسترسی داشته باشیم. همچنین، ما به دلیل محدودیت‌های حواس پنج‌گانه‌مان، نمی‌توانیم تجربه کامل و واقعی از اشیا و پدیده‌هایی که اطرافمان رخ می‌دهند داشته باشیم.
حقیقت جهان، به‌عبارتی‌دیگر واقعیت موجودات و جهان از طریق حواس ما به ما ارائه می‌شود و حسگرهای مختلف مانند چشم، گوش، بینایی، شنوایی و سایر حسگرها به‌خودی‌خود فیلترهایی هستند که اطلاعاتی که به ما منتقل می‌شوند را محدود می‌کنند و به‌عبارت‌دیگر، حقیقت یا واقعیتی که به‌وسیله حواس ما دریافت می‌شود، ممکن است با حقیقتی که به‌صورت واقعی وجود دارد، تفاوت داشته باشد.
بنابراین، ما درکی ناقص و محدود از حقیقت جهان داریم و نمی‌توانیم به‌صورت کامل و دقیق به حقیقت دسترسی پیدا کنیم.

حقیقت جهان بدون اینکه از فیلتر حواس ما عبور کند چگونه است؟
اگرچه تصور دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود داشته باشد، جذاب است، اما به دلیل محدودیت‌های حواس، ما نمی‌توانیم به‌صورت مستقیم با حقیقت جهان، خارج از فیلتر حواس در ارتباط باشیم. ما همیشه در حال درک دنیا از طریق فیلتر حواس پنج‌گانه‌مان هستیم.
در فلسفه، ایده‌ی دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود دارد، با نام «نومن» شناخته می‌شود. این ایده مطرح شده توسط فیلسوفانی همچون امانوئل کانت است که بر این باور بودند که دنیای واقعی برای ما غیرقابل‌دسترس است و ما صرفاً می‌توانیم دنیای پدیدار را تجربه کنیم. به‌عبارت‌دیگر، حقیقت جهان نومن برای ما غیرممکن است و ما تنها می‌توانیم از دنیایی که از طریق حواس پنج‌گانه‌مان تجربه می‌کنیم، اطلاعاتی به دست آوریم.

لطفاً مبحث نومن در فلسفه امانوئل کانت را شرح دهید.
نومن (Noumenon) در فلسفه امانوئل کانت، به معنای واقعیت یا موجودیتی است که قابلیت شناخت آن از طریق حواس پنج‌گانه‌ محدود شده و ما نمی‌توانیم بطور مستقیم به آن دست‌یابیم.
برای کانت، نومن، به‌عنوان مفهومی مبهم و متفاوت از پدیده‌های حسی و قابل‌مشاهده است. او معتقد بود که هیچ‌چیزی درباره نومن قابل‌گفت‌وگو نیست زیرا آن را نمی‌توان با استفاده از حواس پنج‌گانه تجربه کرد.
در فلسفه کانت، نومن به واقعیت غایی اشاره دارد که زیربنای دنیای تجربه ماست. نومن «چیز به‌خودی‌خود یا شیء فی‌نفسه» است یعنی شیء آن‌گونه که واقعاً مستقل از تجربه یا ادراک ما از آن است.
کانت استدلال می‌کرد که ما هرگز نمی‌توانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط می‌توانیم چیزها را همان‌طور که از طریق حواسمان به ما نشان می‌دهند بشناسیم همچون جهان پدیداری یا فنومن، اما جهان نومن ناشناخته باقی مانده است.

چند نکته کلیدی در مورد نومن:
۱-نومن به چیزها همان‌گونه که حقیقتاً هستند، مستقل از تجربه ما از آنها اشاره می‌کند. نومن حقیقتی غایی است که در پس عینیت‌های تجربه قرار دارد.
۲-ما هرگز نمی‌توانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط می‌توانیم دنیای پدیداری را بشناسیم یعنی همین دنیای ظواهر که توسط ذهنِ خودِ ما ساخته شده است.
۳-ما نباید تصور کنیم که جهان نومن چیزی شبیه جهان پدیداری است. ما نباید آن را همچون تجارب انسانی در نظر بگیریم یا بر اساس تجربه‌مان ویژگی‌هایی به آن نسبت دهیم.
۴-هرچند ما نمی‌توانیم دانش تئوری در مورد نومن داشته باشیم، اما نومن نشان‌دهنده برترین حقیقت و اصل و اساسِ وجود است، حتی اگر برای عقل بشری غیرقابل درک باشد.
۵-نومن نه‌تنها به چیزهای دنیای بیرون اشاره دارد، بلکه به جنبه‌هایی از خودمان نیز اشاره می‌کند که فراتر از تجربه شخصی ماست، مانند اراده آزاد. نومنِ «من» جایگاه نهایی اراده آزاد است که اخلاق کانت به آن نیاز دارد.

بنابراین به‌طور خلاصه، نومن، تصور کانت از حقیقت غایی آن‌گونه که فی‌نفسه هست، است، نومن چیزی است متفاوت از واقعیت پدیداری که تنها چیزی است که واقعاً برای انسان‌ها قابل شناخت است.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو فراسوی زمان و مکانی - #روپرت_اسپایرا

*مطلب بسیار مهمی درون این ویدئو شرح داده میشود که پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر چند بار آن را ببینید.
وو شین چیزی بیش از پنجره‌ای باز که نسیم خنکی از آن می‌وزد نیست.
چیزی بیش از این نیست.
وو #شین

Wu Hsin is no more than an open window through which A cool breeze blows.
Nothing more.
#WuHsin
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت چیست؟ - #روپرت_اسپایرا

*مطالب این هفته طوری انتخاب‌شده بود تا پیش‌نیاز این ویدئو باشند. این ویدئو قسمت دیگری نیز دارد که به دلیل پیچیده بودن ترجیح دادم تا ابتدا این قسمت به‌صورت مجزا درک شود.

آیا آن صداها و طعم‌ها و دیدنی‌هایی که آن بیرون می‌بینیم، واقعیت مستقل خودشان را دارند یا این ذهن ماست که این نمودشان را به آنها عطا کرده؟
«یک‌چیز به‌خودی‌خود چه بود اگر می‌توانستم تمام چیزهایی که ذهن بر آن اعمال می‌کند را از آن حذف کنیم؟»
اگر می‌توانستیم دیدنی‌ها، صداها، طعم‌ها و بوها و لامسه و مفاهیم را از آن برداریم یعنی اگر می‌توانستیم ادراکات حسی و افکار را از آن برمی‌داشتیم آنگاه چه چیزی از واقعیت باقی می‌ماند؟
Forwarded from مسیر مستقیم
من هیچ فرمی ندارم اما تمام فرمها مرا نشان میدهند.
#روپرت_اسپایرا

I have no form but all form indicates me.
#Rupertspira
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حقیقت چیست؟ (قسمت دوم) - #روپرت_اسپایرا
این ویدئوی بسیار مهم حاوی مطالب پیچیده‌ای است که باید با دقت و تعمق مورد بررسی قرار گیرد.

پیشنهاد می‌کنم جهت ادراک عمیق‌تر حتماً مطالب زیر را ببیند:

تو فراسوی زمان و مکانی

حقیقت چیست؟ (قسمت اول)
Forwarded from مسیر مستقیم
بعد از دیدن ویدئوی قبل شما عمیقا متوجه این بیت شده و حیرت مولانا را در اینجا درک خواهید کرد.
دوست خردمند آگاهی از همراهان این کانال این متن فوق‌العاده را همسو با مطالب اخیر برای ما ارسال نمودند:
حق خبیر* همه‌چیزدان است و علم او بی‌آغاز و بی‌پایان است. بدین مفهوم همه‌چیز از آغاز تا پایان برای او شناخته‌شده است. لیکن در کنار این نوع از علم ازلی، حق به باطن هریک از موجودات رسوخ کرده و از خلال ابزارهای معرفتیِ ویژه‌یِ ایشان، به امور آگاهی می‌یابد.
پس تمام چیزهایی که انسان گمان می‌کند که می‌بیند و می‌شنود در حقیقت چیزهایی هستند که حق در باطن آنها مقیم است و به‌وسیله اندام‌های حسی او می‌بیند و می‌شنود.
*خبیر = آگاه

#ابن_عربی
از متن کتاب صوفیسم و تائوئیسم نوشته توشیهیکو ایزوتسو

*علاوه بر متن بالا این جمله عمیق از #آدیاشانتی را نیز درنظر بگیرید:

حقیقت این است که تو هم‌اکنون همان چیزی هستی که در جستجویشی. تو با چشمان خداوند به دنبال او می‌گردی. این حقیقت بسیار ساده، تکان‌دهنده و بنیادی است تا آنجا که می‌تواند به‌راحتی در میان هیاهوی جستجو گم شود.
طلا یک زیورآلات نیست، اما زیورآلات چیزی جز طلا نیستند. زیورآلات هر شکلی که به خودشان بگیرند و هرچقدر هم که متفاوت باشند، حقیقتشان فقط یک‌چیز است: طلا.
در خصوص بدن‌ها و خویش هم موضوع همین است. حقیقت تمام آنها فقط خویش است.
خود را با بدن یکی پنداشتن و بااین‌حال به دنبال سعادت بودن چیزی مثل تلاش برای گذر از رودخانه در پشت تمساح است. هم هویت شدن با بدن به دلیل برون‌گرایی و سرگردانی ذهن است. ادامه دادن در آن حالت تنها فرد را در یک سرگردانی بی‌پایان نگه می‌دارد و آرامشی نیز وجود نخواهد داشت. سرمنشأ خودتان را جستجو کنید، در خویش ادغام شوید و تنها باقی بمانید.*
باگوان #رامانا ماهارشی

*منظور از تنها باقی ماندن در اینجا این است که وقتی مثلاً النگو متوجه طلا بودن خودش بشود در این صورت دیگرانی با عنوان انگشتر و النگو و گردنبند وجود نخواهند داشت و فقط طلاست که به‌تنهایی باقی می‌ماند.
Gold is not an ornament, but the ornament is nothing but gold. Whatever shape the ornament may assume and however different the ornaments are, there is only one reality, namely gold. So also with the bodies and the Self. The single reality is the Self.
To identify oneself with the body and yet to seek happiness is like attempting to cross a river on the back of an alligator. The body identity is due to extroversion and the wandering of the mind. To continue in that state will only keep one in an endless tangle and there will be no peace. Seek your source, merge in the Self and remain all alone.
(Bhagavān in 'Talks with Sri #RamanaMaharshi ': Talk 396)
Forwarded from مسیر مستقیم
ما آن حضور پذیرا و خالی آگاهی هستیم که عینیت‌های بدن، ذهن و جهان در آن پدیدار و ناپدید می‌گردند و با همان شناخته می‌شوند و درنهایت تمامشان از همان ساخته می‌شوند. فقط به آن توجه کنید و آگاهانه همان باشید.
#روپرت_اسپایرا

مطالب مرتبط:

تو فراسوی زمان و مکانی

حقیقت چیست یک

حقیقت چیست دو

*عکس از کودکی روپرت اسپایرا

We are the open, empty, allowing presence of Awareness, in which the objects of body, mind and world appear and disappear, with which they are known and, ultimately, out of which they are made. Just notice that and be that, knowingly.
#RupertSpira