“Your Self, Aware Presence, knows no resistance to any appearance and, as such, is happiness itself; like the empty space of a room it cannot be disturbed and is, therefore, peace itself; like this page, it is intimately one with whatever appears on it and is thus love itself; and like water that is not affected by the shape of a wave, it is pure freedom. Causeless joy, imperturbable peace, love that knows no opposite and freedom at the heart of all experience....this is your ever-present nature under all circumstances.”
#Rupert Spira
#Rupert Spira
" خویشِ تو یعنی همان حضورِ آگاه، هیچ مقاومتی با سایر پدیدهها نمیشناسد بهاینترتیب آن خودِ شادی است، مانند فضای خالی یک اتاق است که نمیتواند مختل شود بنابراین خودِ آرامش است مانند یک صفحه دقیقاً با هر آنچه بر روی آن ظاهر میشود یکی است و بنابراین خودِ عشق است و مانند آب که تحت تأثیر شکل موج قرار نمیگیرد رهاییِ محض است. آن شوری بیدلیل، آرامشی تزلزلناپذیر، عشقی بیرقیب و رهایی در قلبِ تمام تجارب است. این ماهیت همیشه حاضر تو تحت هر شرایطی است."
#روپرت اسپیرا
#روپرت اسپیرا
آن تاریکی که حتی هزاران سال درون غار نفوذ داشته با آمدن نور بلافاصله مغلوب خواهد شد.
#یوگاناندا
@selfinquiry
#یوگاناندا
@selfinquiry
تفحص خویش
"محو میباید نه نحو اینجا بدان گر تو محوی بیخطر در آب ران آب دریا مرده را بر سر نهد ور بود زنده ز دریا کی رهد چون بمردی تو ز اوصاف بشر بحر اسرارت نهد بر فرق سر" حضرت #مولانا مطلب زیر در خصوص #تسلیم با این ابیات هماهنگ است .
" از میان سالکان کدامشان جزو برترینها هستند؟
آن سالکانی که خودشان را تسلیم خویش که همان خداست میکنند برترین سالکانند. تسلیم خود به خدا به معنی ماندن مدام در خویش است بدون اینکه به افکار به جز فکر خویش اجازه برخاستن بدهیم.
هرچقدر بار مسئولیت را به خدا بسپاریم او تحمل میکند. ازآنجاییکه قدرت متعال خداوند همهی چیزها را پیش میبرد چرا خودمان را به او تسلیم نمیکنیم و مدام با این افکار که «چهکار باید بکنم، چهکار نباید بکنم چطور باید این کار را انجام دهم» خودمان را نگران میکنیم. وقتی میدانیم که قطار تمام بار را حمل میکند چرا باید بعد از سوارشدن بهجای اینکه چمدان کوچکمان را پایین بگذاریم و احساس راحتی کنیم، آن را بالای سرمان نگهداریم و همچنان رنج بکشیم؟ "
#رامانا ماهارشی
آن سالکانی که خودشان را تسلیم خویش که همان خداست میکنند برترین سالکانند. تسلیم خود به خدا به معنی ماندن مدام در خویش است بدون اینکه به افکار به جز فکر خویش اجازه برخاستن بدهیم.
هرچقدر بار مسئولیت را به خدا بسپاریم او تحمل میکند. ازآنجاییکه قدرت متعال خداوند همهی چیزها را پیش میبرد چرا خودمان را به او تسلیم نمیکنیم و مدام با این افکار که «چهکار باید بکنم، چهکار نباید بکنم چطور باید این کار را انجام دهم» خودمان را نگران میکنیم. وقتی میدانیم که قطار تمام بار را حمل میکند چرا باید بعد از سوارشدن بهجای اینکه چمدان کوچکمان را پایین بگذاریم و احساس راحتی کنیم، آن را بالای سرمان نگهداریم و همچنان رنج بکشیم؟ "
#رامانا ماهارشی
"درست همانطور که رنگها در این فرش بهوسیله نور آشکار میشوند اما نور خودش رنگ نیست، به همان ترتیب جهان نیز معلولِ وجود توست اما تو جهان نیستی."
#نیسارگاداتا
#نیسارگاداتا
Just as the colors in this carpet are brought out by light but light is not the color, so is the world caused by you, but you are not the world.
#Nisargadatta
#Nisargadatta
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: You talk a lot about vasanas. Could you please tell me exactly what they are and how they function?
AS: Vasanas are habits of the mind. They are the mistaken
identifications and the repeated thought patterns that occur again and again. It is the vasanas which cover up the experience of the Self. Vasanas arise, catch your attention, and pull you outwards towards the world rather than inwards towards the Self. This happens so often and so continuously that the mind never gets a chance to rest or to understand its real nature.
Cocks like to claw the ground. It is a perpetual habit with
them. Even if they are standing on bare rock they still try to scratch the ground.
Vasanas function in much the same way. They are habits and patterns of thought that appear again and again even if they are not wanted. Most of our ideas and thoughts are incorrect. When they rise habitually as vasanas they brainwash us into thinking that they are true.
The fundamental vasanas such as 'I am the body' or 'I am the mind' have appeared in us so many times that we automatically accept that they are true. Even our desire to transcend our vasanas is a vasana. When we think 'I must meditate' or 'I must make an effort' we are just organizing a fight between two different vasanas.
You can only escape the habits of the mind by abiding in consciousness as consciousness. Be who you are. Be as you are. Just be still. Ignore all the vasanas that rise in the mind and instead fix your attention in the Self.
LWB, p. 272
Q: You talk a lot about vasanas. Could you please tell me exactly what they are and how they function?
AS: Vasanas are habits of the mind. They are the mistaken
identifications and the repeated thought patterns that occur again and again. It is the vasanas which cover up the experience of the Self. Vasanas arise, catch your attention, and pull you outwards towards the world rather than inwards towards the Self. This happens so often and so continuously that the mind never gets a chance to rest or to understand its real nature.
Cocks like to claw the ground. It is a perpetual habit with
them. Even if they are standing on bare rock they still try to scratch the ground.
Vasanas function in much the same way. They are habits and patterns of thought that appear again and again even if they are not wanted. Most of our ideas and thoughts are incorrect. When they rise habitually as vasanas they brainwash us into thinking that they are true.
The fundamental vasanas such as 'I am the body' or 'I am the mind' have appeared in us so many times that we automatically accept that they are true. Even our desire to transcend our vasanas is a vasana. When we think 'I must meditate' or 'I must make an effort' we are just organizing a fight between two different vasanas.
You can only escape the habits of the mind by abiding in consciousness as consciousness. Be who you are. Be as you are. Just be still. Ignore all the vasanas that rise in the mind and instead fix your attention in the Self.
LWB, p. 272
گفتگو با #آنامالای سوامی
سؤال: شما صحبتهای زیادی در خصوص واسانا میکنید. امکان دارد لطفاً دقیقاً به من بگویید که آنها چه هستند و چطور عمل میکنند؟
آنامالای سوامی: واساناها عادات ذهنی هستند. آنها هم هویت شدگیهای اشتباه و الگوهای تکراری افکار هستند که پشت سر هم اتفاق میافتند. این واساناها هستند که مانع و سرپوشی برای تجربه خویش حقیقی هستند. واسانا برمیخیزد، توجه شما را جلب میکند و بجای اینکه شما را به داخل به سمت آن خویش حقیقی بکشاند، به بیرون و به سمت جهان بیرون میبرد. ازآنجاییکه این اتفاق اغلب و بهطور مداوم رخ میدهد، ذهن شانس اینکه آرام بگیرد و ذات حقیقی خودش را درک کند نخواهد داشت.
خروسها عادت دارند که زمین را چنگ بزنند. این عادت همیشگی آنهاست. حتی اگر بر روی یک صخره سنگی هم باشند همچنان عادت دارند که این کار را انجام دهند.
واساناها هم، چنین عملکردی دارند. آنها عادات و الگوهای فکری هستند که حتی اگر تقاضا هم نشده باشند دوباره و دوباره ظاهر میشوند. اغلب ایدهها و افکار ما نادرستاند. وقتی آنها برحسب عادت، بهعنوان واساناها برمیخیزند، طوری ما را شستشوی مغزی میدهند که گمان کنیم حقیقی و درستاند.
واساناهای اصلی مانند «من بدن هستم» یا «من ذهن هستم» بارها در ما ظاهر میشوند و همین امر باعث میشود که بهطور خودکار قبول میکنیم که آنها درست و حقیقی هستند. حتی میل ما به فراتر رفتن از واسانا هم خودش یک واسانا است. وقتی به این فکر میکنیم که «من باید مراقبه کنم» یا «باید تلاش کنم» در حال سازماندهی یک مبارزه بین دو واسانای متفاوتیم.
شما تنها با استوار ماندن و ساکن شدن در آگاهی بهعنوان آگاهی است که میتوانید از این عادات ذهن رهایی پیدا کنید. هرآن کس که هستی باش. همانگونه که هستی باش. تنها ساکن و خاموش باش. تمام واساناهایی که در ذهن بلند میشوند را رها کن (از آنها چشمپوشی کن) و بهجای آن، توجهت را بر روی خویش حقیقیات ثابت نگهدار.
LWB, p. 272
سؤال: شما صحبتهای زیادی در خصوص واسانا میکنید. امکان دارد لطفاً دقیقاً به من بگویید که آنها چه هستند و چطور عمل میکنند؟
آنامالای سوامی: واساناها عادات ذهنی هستند. آنها هم هویت شدگیهای اشتباه و الگوهای تکراری افکار هستند که پشت سر هم اتفاق میافتند. این واساناها هستند که مانع و سرپوشی برای تجربه خویش حقیقی هستند. واسانا برمیخیزد، توجه شما را جلب میکند و بجای اینکه شما را به داخل به سمت آن خویش حقیقی بکشاند، به بیرون و به سمت جهان بیرون میبرد. ازآنجاییکه این اتفاق اغلب و بهطور مداوم رخ میدهد، ذهن شانس اینکه آرام بگیرد و ذات حقیقی خودش را درک کند نخواهد داشت.
خروسها عادت دارند که زمین را چنگ بزنند. این عادت همیشگی آنهاست. حتی اگر بر روی یک صخره سنگی هم باشند همچنان عادت دارند که این کار را انجام دهند.
واساناها هم، چنین عملکردی دارند. آنها عادات و الگوهای فکری هستند که حتی اگر تقاضا هم نشده باشند دوباره و دوباره ظاهر میشوند. اغلب ایدهها و افکار ما نادرستاند. وقتی آنها برحسب عادت، بهعنوان واساناها برمیخیزند، طوری ما را شستشوی مغزی میدهند که گمان کنیم حقیقی و درستاند.
واساناهای اصلی مانند «من بدن هستم» یا «من ذهن هستم» بارها در ما ظاهر میشوند و همین امر باعث میشود که بهطور خودکار قبول میکنیم که آنها درست و حقیقی هستند. حتی میل ما به فراتر رفتن از واسانا هم خودش یک واسانا است. وقتی به این فکر میکنیم که «من باید مراقبه کنم» یا «باید تلاش کنم» در حال سازماندهی یک مبارزه بین دو واسانای متفاوتیم.
شما تنها با استوار ماندن و ساکن شدن در آگاهی بهعنوان آگاهی است که میتوانید از این عادات ذهن رهایی پیدا کنید. هرآن کس که هستی باش. همانگونه که هستی باش. تنها ساکن و خاموش باش. تمام واساناهایی که در ذهن بلند میشوند را رها کن (از آنها چشمپوشی کن) و بهجای آن، توجهت را بر روی خویش حقیقیات ثابت نگهدار.
LWB, p. 272
Forwarded from مسعود رياعی
"مراقبه هر هیپنوتیزمی را می شکند"
در هیپنوتیزم مبحثی عملی است که وقتی کسی را به خواب عمیق مغناطیسی فرو بَری، و به دستش پیازی دهی و بگویی این سیب شیرین را بخور، او آن را چون سیبی شیرین خواهد خورد! و اگر روی دستش یک دانه ی شن بگذاری و تلقین کنی که آن یک تکه زغال بر افروخته است، دستش تاول خواهد زد! و حتی اگر بگویی پس از آنکه چشم باز کنی، همه چیز را خواهی دید جز مرا! او جز شما همه چیز را خواهد دید! ... اینها قصه نیست بلکه اثر شگفت تلقین بر ضمیر ناخودآگاه است. حال سؤال این است؛ چگونه میتوان اطمینان یافت که این نگاه ما نسبت به جهان، این برداشت ما از زندگی، و این توصیفِ ما از پدیده ها، امری واقعی است و حاصل تلقین هیپنوتیزور بزرگ نیست؟! دنیای ذهنی، هیپنوتیزور بزرگ است، برخوردار از انواع نیروهای مغناطیسی لطیف و ثقیل است. ما نه فقط از دوران کودکی بلکه حتی از آن زمان که شکلی جنینی داشتیم مورد هجوم انواع تلقینات مستقیم و غیر مستقیم بوده ایم. ما خوابزدگان - جز اندک بیدار شدگان - همگی در خواب مغناطیسی راه می رویم، جدال می کنیم، می خوریم، می خندیم، گریه می کنیم، بدست می آوریم و از دست می دهیم. این دنیا به فرموده ی پیامبر(ص)، "حُلُمٌ نائِم" است! ما به جای جهانِ هستی، خوابِ خود را می بینیم و همواره به تحلیل همان مشغولیم. ما دچار تلقینات و شرطی شدگی های بسیاریم. آنچه که از جهان می بینیم و از آن برداشت می کنیم، تنها یک توصیف از جهان است، حال آنکه جهان را توصیفات بیشمار است. اما ما تحت تاثیر تلقینات بسیار و مکرر، تنها به همین یک توصیف خودمان چسبیده ایم. گرفتار آنیم. و این مشکلی اساسی است که رفع آن تنها از مراقبه ای عملی بر می آید. برای آن که جهان را آنچنانکه هست، ببینیم و زنده دریافتش کنیم، "مراقبه" امری ضروری است. زیرا خالی شدن از برداشت ها و رها گشتن از شرطی شدگی ها، حیاتی است. مراقبه ی اصیلی که ذهن تاریک اندیش را متوقف کند و درون را آرام و خالی از اضطراب کند، توانایی آن را دارد که دیواره های هر هیپنوتیزمی را قدرتمندانه فرو ریزد. و چون این شود، تازه آنگاه است که در می یابیم؛ "مِن اَینَ و فِی اَینَ و اِلَی اَینَ" (از کجاییم و در کجاییم و به کجاییم)!
مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
در هیپنوتیزم مبحثی عملی است که وقتی کسی را به خواب عمیق مغناطیسی فرو بَری، و به دستش پیازی دهی و بگویی این سیب شیرین را بخور، او آن را چون سیبی شیرین خواهد خورد! و اگر روی دستش یک دانه ی شن بگذاری و تلقین کنی که آن یک تکه زغال بر افروخته است، دستش تاول خواهد زد! و حتی اگر بگویی پس از آنکه چشم باز کنی، همه چیز را خواهی دید جز مرا! او جز شما همه چیز را خواهد دید! ... اینها قصه نیست بلکه اثر شگفت تلقین بر ضمیر ناخودآگاه است. حال سؤال این است؛ چگونه میتوان اطمینان یافت که این نگاه ما نسبت به جهان، این برداشت ما از زندگی، و این توصیفِ ما از پدیده ها، امری واقعی است و حاصل تلقین هیپنوتیزور بزرگ نیست؟! دنیای ذهنی، هیپنوتیزور بزرگ است، برخوردار از انواع نیروهای مغناطیسی لطیف و ثقیل است. ما نه فقط از دوران کودکی بلکه حتی از آن زمان که شکلی جنینی داشتیم مورد هجوم انواع تلقینات مستقیم و غیر مستقیم بوده ایم. ما خوابزدگان - جز اندک بیدار شدگان - همگی در خواب مغناطیسی راه می رویم، جدال می کنیم، می خوریم، می خندیم، گریه می کنیم، بدست می آوریم و از دست می دهیم. این دنیا به فرموده ی پیامبر(ص)، "حُلُمٌ نائِم" است! ما به جای جهانِ هستی، خوابِ خود را می بینیم و همواره به تحلیل همان مشغولیم. ما دچار تلقینات و شرطی شدگی های بسیاریم. آنچه که از جهان می بینیم و از آن برداشت می کنیم، تنها یک توصیف از جهان است، حال آنکه جهان را توصیفات بیشمار است. اما ما تحت تاثیر تلقینات بسیار و مکرر، تنها به همین یک توصیف خودمان چسبیده ایم. گرفتار آنیم. و این مشکلی اساسی است که رفع آن تنها از مراقبه ای عملی بر می آید. برای آن که جهان را آنچنانکه هست، ببینیم و زنده دریافتش کنیم، "مراقبه" امری ضروری است. زیرا خالی شدن از برداشت ها و رها گشتن از شرطی شدگی ها، حیاتی است. مراقبه ی اصیلی که ذهن تاریک اندیش را متوقف کند و درون را آرام و خالی از اضطراب کند، توانایی آن را دارد که دیواره های هر هیپنوتیزمی را قدرتمندانه فرو ریزد. و چون این شود، تازه آنگاه است که در می یابیم؛ "مِن اَینَ و فِی اَینَ و اِلَی اَینَ" (از کجاییم و در کجاییم و به کجاییم)!
مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
تفحص خویش
در جستجوی خوشبختی!!!
✨🌀این ویدئو به همراه دو مطلب بالا به موضوع واحدی اشاره میکنند. توصیه میکنم خیلی دقیق مطالعه کنید تا ویدئویی که امشب به امید خدا از اکهارت آپلود میکنم بهتر جا بیوفته.
تفحص خویش
افکار ما از کجا می آیند تاثیر ذهن جمعی بر افکار #اکهارت تول @selfinquiry
✨🌀با دیدن این ویدئو چقدر بهتر میشه این بیت #مولانا رو درک کرد 👇
این رازی است که تنها عده کمی تشخیصش میدهند
یک گیاه اینطور فکر نمیکند: «فردا باید یک برگ جدید به سمت شمال دربیاورم و هفته بعد وقتی باران آمد یک متر رشد خواهم کرد» هستیِ او خود به خودی، طبیعی و برنامهریزی نشده از درونش آشکار میشود.
بهطور مشابه زندگی حقیقی شما نیز به همان ترتیب آشکار میشود اما از آن آگاه نیستید زیرا به ذهنتان اجازه میدهید تا شیوههای عجیب غریبی برای بودن متصور شود و سپس به دنبال آن تصاویر میروید. درست به همین ترتیب بهجای اینکه بهسادگی فقط هستی ذاتی خودتان را تجربه کنید شروع به فکر کردن و برنامهریزی کردن برای آن میکنید.
ما نمیتوانیم نَفَسِ فردا را امروز بکشیم. بنابراین با آگاهی به این موضوع، هستیات را به خودِ هستی واگذار کن و شروع به لذت بردن از بازی کیهانیات بکن. بالاتر از همه اینکه اصلاً تلاش نکن تا چیزی بشی. این رازی است که فقط عده کمی تشخیصش میدهند.
#موجی
یک گیاه اینطور فکر نمیکند: «فردا باید یک برگ جدید به سمت شمال دربیاورم و هفته بعد وقتی باران آمد یک متر رشد خواهم کرد» هستیِ او خود به خودی، طبیعی و برنامهریزی نشده از درونش آشکار میشود.
بهطور مشابه زندگی حقیقی شما نیز به همان ترتیب آشکار میشود اما از آن آگاه نیستید زیرا به ذهنتان اجازه میدهید تا شیوههای عجیب غریبی برای بودن متصور شود و سپس به دنبال آن تصاویر میروید. درست به همین ترتیب بهجای اینکه بهسادگی فقط هستی ذاتی خودتان را تجربه کنید شروع به فکر کردن و برنامهریزی کردن برای آن میکنید.
ما نمیتوانیم نَفَسِ فردا را امروز بکشیم. بنابراین با آگاهی به این موضوع، هستیات را به خودِ هستی واگذار کن و شروع به لذت بردن از بازی کیهانیات بکن. بالاتر از همه اینکه اصلاً تلاش نکن تا چیزی بشی. این رازی است که فقط عده کمی تشخیصش میدهند.
#موجی
Sri #Mooji
This is a secret few recognise.
A plant is not thinking: “Tomorrow I will put a new leaf to the north and then next week when it rains I will grow a metre taller”. Its existence is just unfolding out of itself spontaneously, naturally, unplanned.
Similarly, your true life unfolds in the same way but you are unaware of it because you allow your mind to imagine fanciful ways of being and then pursue your projections. Like this, you began thinking and strategising your existence rather than simply experiencing your natural being.
We cannot breathe tomorrows breath today. Therefore, knowing this, leave your existence to existence and start enjoying your cosmic play. Best of all, don't try to be anything at all. This is a secret few recognise.
This is a secret few recognise.
A plant is not thinking: “Tomorrow I will put a new leaf to the north and then next week when it rains I will grow a metre taller”. Its existence is just unfolding out of itself spontaneously, naturally, unplanned.
Similarly, your true life unfolds in the same way but you are unaware of it because you allow your mind to imagine fanciful ways of being and then pursue your projections. Like this, you began thinking and strategising your existence rather than simply experiencing your natural being.
We cannot breathe tomorrows breath today. Therefore, knowing this, leave your existence to existence and start enjoying your cosmic play. Best of all, don't try to be anything at all. This is a secret few recognise.