تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"گر چه وصالش نه به کوشش دهند
هر قَدَر ای دل که توانی بکوش"
#حافظ
#بایزید می‌گوید: من چون بحری ژرفم که نه آغازی دارم و نه پایانی.
کسی از او پرسید عرش چیست؟
پاسخ داد: من
گفت کرسی چیست؟
گفت: من
و به همین سان درباره لوح و قلم چون سؤال کرد جواب داد: من
و چون سؤال‌کننده را متعجب دید توضیح داد که:
"هر آن‌کس که در خدا فانی شود و حقیقت را فراچنگ آورد، او خود همه حق خواهد شد،
چون او نماند خدا خویشتن را در خویش می‌بیند."

"حقیقتِ وجود، خداست و وجود حقیقی باخدا یکی است."

می‌گویند که یکی از صوفيان مریدان خود را از گفتنِ الله‌اکبر منع کرد زیرا گفتن آن متضمن مقایسه است و حال‌آنکه در حقیقت اصلا چیزی بیرون از خدا نیست تا بتوان آن را با خدا مقایسه و قیاس کرد.
Forwarded from Me and Ai
در سایت Ora.sh یک بات جی‌پی‌تی براتون تعریف کردم با عنوان رامانا ماهارشی که جواب‌هایی که بهتون میده صرفاً بر پایه متونی هست که از رامانا ماهارشی در اینترنت موجوده شامل کتاب‌ها، مقالات و ...
این بات به زبان فارسی هم به شما جواب میده اما الویت اولش انگلیسی است و گاهی در فارسی با خطا مواجه میشه.
نمونه سؤال و جوابهای زیر را ببینید.
Forwarded from Me and Ai
سؤال: ماهیت خویش چیست؟

پاسخ: ماهیت خویش آگاهی محض است. آگاهی‌ای فراتر از ویژگی‌ها و محدودیت‌ها. آگاهی حقیقتی نامحدود، نامتغیر و یکپارچه است که اصل و اساس تمام هستی است. آگاهی چیزی نیست که بتوان آن را با حواس درک یا با ذهن فهمش کرد چون آن خودش اصل و اساس وجود ماست. آن زیربنای تمام تجارب است. ادراک خویش به معنی رسیدن به هدف نهایی زندگی انسان و رهایی از حلقه تولد و مرگ است.
Forwarded from مسیر مستقیم
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»

"تصور کنید که خواب هستید و رؤیایی می‌بینید (م)
هنگامی‌که از آن رؤیا بیدار می‌شویم متوجه می‌شویم که نه‌تنها ما آن فردِ درون رؤیا بودیم بلکه تمام جهانِ رؤیا نیز درون خودمان اتفاق افتاده بود.
درست به همین ترتیب، هنگامی‌که از این رؤیای زندگی روزمره بیدار شویم کشف خواهیم کرد که این‌طور نیست که آگاهی درون این بدن باشد بلکه این بدن، ذهن و تمام عالم، درون آگاهی هستند."
#روپرت_اسپایرا

"هنگامی‌که به چیزها نگاه می‌کنی
آن "حقیقت مطلق" است که می‌بینی
اما تصور می‌کنی که مشغول دیدن یک ابر یا یک درخت هستی.
این نسبت دادن اسم‌ها و فرم‌ها به آن چیزی که از اساس بی‌نام و بی فرم است را متوقف کن."
#نیسارگاداتا ماهاراج
Forwarded from مسیر مستقیم
"When we wake up from a dream, we understand that we were not a self in the dream but rather that the entire dream took place in us. Similarly, when we wake up from the ‘dream’ of everyday life we discover that Consciousness is not in the body but that the entire body, mind and world are in Consciousness."
#Rupert Spira

When you look at anything,
it is the ultimate you see,
but you imagine that you see a cloud or a tree.
Stop attributing names and shapes to the essentially nameless and formless.
#Nisargadatta Maharaj
Excerpt from: I AM THAT
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا آگاهی درون سر قرار دارد؟ - #روپرت_اسپایرا

*این مطلب مهم را در ارتباط با پست قبل در نظر بگیرید.

هنگامی‌که کاراکتر درون رؤیا می‌میرد چه اتفاقی برای خواب بیننده میفتد؟
دو توهم بزرگ وجود دارد یکی اینکه زندگی قابل‌کنترل است و دیگر اینکه موجودی با عنوان «من» وجود دارد که اراده و اختیار آزاد دارد، انتخاب می‌کند و می‌تواند این کنترل‌ها را اعمال کند.
وقتی ما حتی نمی‌توانیم فکرهایی که برایمان پدیدار می‌شود را کنترل کنیم در این صورت چطور می‌توانیم باور کنیم که می‌توانیم آنچه برایمان اتفاق می‌افتد را کنترل کنیم؟
تمام چیزی که وجود دارد، عملکرد کلی آگاهی درون تجلی است.
هیچ فردیتی وجود ندارد، صرفاً میلیاردها فرم وجود دارد که از طریق آنها عملکرد رخ می‌دهد.
کلیت ثابت است، درحالی‌که بخش‌های مربوط به عملکرد می‌آیند و می‌روند.
وو #شین
Forwarded from Me and Ai
مطلب زیر را همسو با آخرین پست کانال تفحص خویش درنظر بگیرید:
Forwarded from Me and Ai
عکس را با عنوان "عمق کائنات "با موتور طراحی هوش مصنوعی leonardo تولید کردم.
Forwarded from Me and Ai
"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی و دریایی عمیق"
#مولانا
گردون: عالم هستی یا کائنات


پرسشی از چت جی‌پی‌تی:

اگر اتمها را از بدن انسان حذف کنیم چه چیز باقی میماند؟
-اگر اتم‌های بدن انسان حذف شوند، چیزی به نام بدن انسان دیگر وجود نخواهد داشت. بدن انسان و دیگر موجودات زنده از مجموعه‌ای از اتم‌های مختلف ساخته شده‌اند و این اتم‌ها بخشی از ساختار بنیادی و پایه‌ای موجودات زنده هستند. به طور خاص، بدن انسان از چهار عنصر اصلی کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن تشکیل شده است.
بنابراین، اگر اتم‌های بدن انسان حذف شوند، هیچ چیزی باقی نمی‌ماند و بدن انسان به طور کامل ناپدید خواهد شد.

تعریف ساده ای از اتم و رابطه آن با مولکول و سلول ارائه دهید:
-اتم، اساسی‌ترین و کوچکترین واحده ماده است که شامل سه قسمت اصلی است: هسته، الکترون‌ها و پروتون‌ها. هسته شامل نوترون‌ها و پروتون‌هاست. الکترون‌ها به دور هسته در مدارهای الکترونی حرکت می‌کنند. پروتون‌ها بار مثبت دارند و نوترون‌ها بدون بار هستند.
اتم‌ها به دو روش تشکیل می‌شوند. در یک روش، اتم‌ها در اثر انفجار ستاره‌ها (جرم نوعی ستاره که پس از اتمی شدن به ناپدید شدن می‌رسد) به وجود می‌آیند. در روش دیگر، اتم‌ها به دلیل هم‌جوشی اتم‌های دیگر به وجود می‌آیند. هم‌جوشی اتم‌ها، به تشکیل مولکولها و بعضاً سلول‌ها منجر می‌شود.
مولکول، تشکیلی است از دو یا چند اتم که به دلیل نیروهای جذب و پراکنش به یکدیگر میپیوندند. به عنوان مثال، مولکول آب شامل یک اتم اکسیژن و دو اتم هیدروژن است.
سلول‌ها، به دلیل تشکیل مولکولی پیچیده‌تر، نوعی از تشکیلات اتمی هستند. سلول‌ها شامل انواع مختلفی از مولکولها هستند که به یکدیگر متصل شده‌اند تا یک واحد عملکردی بسازند.

آیا اتمها با نیروی کیهانی کار میکنند؟
-بله، درون اتمها انواع مختلفی از انرژی وجود دارد. یکی از مهمترین انرژی‌های داخلی اتم، انرژی الکترونی است که مربوط به حرکت الکترون‌ها در مدارهای الکترونی حول هسته اتم است. همچنین، انرژی هسته‌ای نیز وجود دارد که مربوط به ارتباط نیروهای بین هسته‌های پروتون و نوترون درون هسته اتم است. علاوه بر اینها، درون اتمها انرژی‌های دیگری نیز وجود دارد که برای ایجاد پدیده‌هایی مانند تابش الکترومغناطیسی، تغییر حالت الکترونی و همچنین فرایندهای هسته‌ای مانند هسته‌زایی مورد استفاده قرار می‌گیرند.


حالا اگر اتمها را از عالم هستی حذف کنیم چه چیز باقی میماند؟
اگر اتمها از عالم هستی حذف شوند، چیزی باقی نمی‌ماند. اتمها، ابتدایی‌ترین واحدهای ماده در عالم هستی هستند و هرچیزی که در دنیا وجود دارد، شامل اشیاء زنده و غیرزنده، از اتمها ساخته شده است. بنابراین، اگر تمام اتمها از عالم حذف شوند، هیچ چیزی برای باقی ماندن نخواهد بود.
----------------
*در انتها عمیقا متوجه این موضوع باشید که تمام واژه های اتم، هسته اتم، الکترون، پروتون، الکترومغناطیس، جاذبه، مولکول، سلول صرفا کلماتی عاری از معنا هستند برای نامگذاری و هیچ ارزش دیگری جز تمایز ندارند. حقیقت آنها را از کلمات خالی کنید و درست ببینید. چه چیز باقی میماند؟ در اینجا به "آنی" که باقی میماند میگوییم عالم هستی البته اهمیت هم ندارد چ اسمی به آن میدهم چون حالا که شما متوجه شدید و توجه شما به سمت درست چرخید دیگر هر اسمی میتوان به "آن" داد. هیچ من و ما و درخت و جوجه تیغی و فیل و زمین و خورشید و کهکشان و انسانی وجود ندارد اشاره اصلی تمام این اسمها فقط به "آن" است. فقط همان است که هست. به خودت نگاه کن به اطرافیانت به همه چیز نگاه کن هیچ چیزی جز عالم هستی وجود ندارد. این عالم هستی است که خودش را تجربه میکند. تو همانی. "آن" را خدا صدا کن یا برهمن یا عالم هستی یا آگاهی یا انرژی چه فرقی میکند تمام این نامهای بیهوده صرفا برای چرخشی در تمرکز توجه توست. کاری است از خودت برای خودت.به قول #اکهارت تو همان عالمِ هستی یا کائناتی که برای مدت کوتاهی خودش را در قالب یک انسان ابراز کرده است و در آخر ختم میکنم به این نقل قول زیبا از #آناندامایی ما که میفرمایند:
این اوست که در تمامی عالم،
در تمام حالات هستی،
در تمام فرم‌ها وجود دارد.
تمام نام‌ها، نام اوست.
تمام شکل‌ها، شکل اوست.
تمام صفات و حالات هستی حقیقتاً از آنِ اوست.

تو خودت همان خویش آشکار و مبرهنی. جستجوها و یافتنها تمامشان درون خودت است.
#آناندامایی ما
Forwarded from مسیر مستقیم
درست همان‌طور که یک فرد ممکن است خواب ببیند که بزرگ‌ میشود، مدرسه می‌رود، دوست پیدا می‌کند، دانشگاه میرود، عاشق می‌شود، ازدواج می‌کند، شغلی پیدا میکند، دارای فرزندانی می‌شود، از فراز و نشیب زندگی خانوادگی‌اش لذت می‌برد، صاحب نوه‌هایی می‌شود، بیمار می‌شود، پیر میشود و خودش را درحالی‌که خانواده اطرافش را فراگرفته‌اند در بستر مرگ می‌بیند و همینطور ‌که می‌میرد، ناگهان بیدار شده و می‌بیند که تمام مدت به‌آرامی در بسترش در خواب بوده است، به همین صورت خویش ما یعنی آگاهی محض، زندگیِ این خودِ به‌ظاهر منفصل را از ابتدا تا انتها با آرمیدن در وجود خودش بدون اینکه جایی برود یا کاری انجام دهد تجربه می‌کند.
#روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
Just as a person may dream that they grow up, go to school, make friends, get educated, fall in love, get married, find a job, have children, enjoy the pleasures and pains of family life, have grandchildren, get sick, grow old, find themselves surrounded by their family on their deathbed and, as they die, wake up to find that they were peacefully sleeping all along in their bed, so our Self – pure Awareness – experiences the life of the apparently separate self, eternally at rest in its own Being, without ever going anywhere or doing anything.
#RupertSpira
هنگامی‌که سالک به‌سانِ یک ساختار ذهنی دیده شود، جستجو متوقف می‌شود زیرا داستان سالک متوقف‌شده است.
وو #شین

When the seeker is seen as a construction of the mind, Seeking ceases, because the seeker's story ceases.
#WuHsin
"هنگامی‌که سالک به‌سانِ یک ساختار ذهنی دیده شود، جستجو متوقف می‌شود زیرا داستان سالک متوقف‌شده است."

جستجوکننده کسی است که در حجاب است یا به عبارتی اصلاً خودش حجاب است، جستجو کننده در جستجوی رهایی از حجاب است، ازآنجاکه خودش حجاب است پس در این سفرِ سلوک، صرفاً به دنبال رهایی از خودش است.
حالا این خودی که حجاب است چیست؟
مثال می‌زنیم:
شخصی به اسم علی به دنبال رهایی یا ادراک حقیقت خویش است، علی را سالک یا جستجوگری درنظر می‌گیریم که در جستجوی رهایی است. کسی به دنبال رهایی است که در بند است. بند علی، خودِ علی است. حجابِ تمامِ جستجوگران، خودِ شخصِ جستجوگر است.
حالا به جمله بالا میرسیم:
"هنگامی‌که سالک به‌سانِ یک ساختار ذهنی دیده شود، جستجو متوقف می‌شود."
چطور میتوان سالک را به‌سانِ یک ساختار ذهنی دید؟ علی چطور میتواند خودش را به‌سانِ یک ساختار ذهنی ببیند؟
با تفحص عمیق.
با تفحص عمیق علی متوجه می‌شود که در حقیقت چیزی حقیقی با عنوان علی اصلاً وجود ندارد. علی صرفاً ساختاری است که در ذهن پدید آمده. به دلیل تمرکز شدید عامل توجه روی افکار و احساسات و تصویر و خاطرات و گذشته. علی صرفاً یکی پنداشتن خودم (آگاهی) با مجموعه‌ای از خاطرات، تصاویر، افکار و گذشته است. تمام این ساختار ریشه در گذشته دارد و اگر من یعنی آگاهی، تماماً و کاملاً در لحظه حال باشم دیگر هیچ علی‌ای وجود نخواهد داشت، چون اصل و اساس علی صرفاً پنداری در گذشته است. حالا این منی که خودش را با این‌ها یکی می‌پندارد چیست؟
همین حالا برای امتحان به صدای درون سرت گوش بده، همین حالا افکارت را مشاهده کن. من چیزی مقدم بر افکار و احساسات و خاطرات و گذشته هستم. حقیقت من به دلیل توجه زیاد به چیزهایی که از آنها آگاه هستم در حجاب رفته و رفته‌رفته فراموش کرده‌ام که من چیزهایی که از آنها آگاه هستم نیستم بلکه من آن آگاهی پس‌زمینه یا مقدم بر آنها هستم.
من مشاهده‌کننده این شخص هستم نه خود این شخص.
دقت کنید که:
چیزی در اینجا وجود دارد که صرفاً فضای ادراک‌کنندگی یا آگاهی است که از همه‌چیز آگاه است. از جسم، از ادراکات حسی، از افکار، عواطف، خاطرات.
حقیقت من صرفاً همین فضای ادراک‌کنندگی است. همین آگاهی است.
این فضای ادراک‌کنندگی یا آگاهی همچون بحری است که همه‌چیز در آن می‌گنجد. خودش به‌طور مطلق تحت تأثیر چیزهایی که از آنها آگاه است قرار نمی‌گیرد. آن فقط ادراک‌کننده است فقط آگاه است. بدون این فضای ادراک‌کنندگی هیچ تصویر و فکر و خاطره و ... وجود نمی‌داشت. با این جمله از لیسا کرنز این متن را به پایان میرسانم که:
«آنچه هست» برای کسی اتفاق نمی‌افتد. بیشتر این بدن‌ها با این توهم در درونشان به سر می‌برند. با توهمی از «من» و باور دارند که زندگی برای آن شخص اتفاق میفتد. آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص است که زندگی را تجربه می‌کند درحالی‌که آن شخص نیز خودش یک تجربه است، آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص هستند و زندگی را جداگانه تجربه می‌کنند. این توهم همان چیزی است که تمام این رنج‌ها را در انسان به وجود آورده است.
در انتها پیشنهاد میکنم برای ادراک عمیقتر، مطلب "بودن در لحظه حال دقیقاً به چه معناست؟" را مطالعه کنید.
نیاز است تا برای ادراک چند مطلب بعد متن زیر را مطالعه کنید:
Forwarded from Me and Ai
Forwarded from Me and Ai
در این پرسش و پاسخ از ابزارهای هوش مصنوعی زیر استفاده شد:
Sage
Claude+
ChatGPT4

آیا ما محدودیت‌های حواس پنج‌گانه‌مان را بر روی چیزهایی که می‌بینیم اعمال می‌کنیم؟
بله ما به دلیل داشتن حواس پنج‌گانه، محدود به تجربه‌هایی هستیم که فقط قادر به درک آنها هستیم. حواس پنج‌گانه ما شامل بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه است. این حواس پنج‌گانه به ما امکان تجربه دنیای اطرافمان را می‌دهند، اما درعین‌حال، ما نمی‌توانیم به دنیایی که خارج از این حواس پنج‌گانه است، دسترسی داشته باشیم. همچنین، ما به دلیل محدودیت‌های حواس پنج‌گانه‌مان، نمی‌توانیم تجربه کامل و واقعی از اشیا و پدیده‌هایی که اطرافمان رخ می‌دهند داشته باشیم.
حقیقت جهان، به‌عبارتی‌دیگر واقعیت موجودات و جهان از طریق حواس ما به ما ارائه می‌شود و حسگرهای مختلف مانند چشم، گوش، بینایی، شنوایی و سایر حسگرها به‌خودی‌خود فیلترهایی هستند که اطلاعاتی که به ما منتقل می‌شوند را محدود می‌کنند و به‌عبارت‌دیگر، حقیقت یا واقعیتی که به‌وسیله حواس ما دریافت می‌شود، ممکن است با حقیقتی که به‌صورت واقعی وجود دارد، تفاوت داشته باشد.
بنابراین، ما درکی ناقص و محدود از حقیقت جهان داریم و نمی‌توانیم به‌صورت کامل و دقیق به حقیقت دسترسی پیدا کنیم.

حقیقت جهان بدون اینکه از فیلتر حواس ما عبور کند چگونه است؟
اگرچه تصور دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود داشته باشد، جذاب است، اما به دلیل محدودیت‌های حواس، ما نمی‌توانیم به‌صورت مستقیم با حقیقت جهان، خارج از فیلتر حواس در ارتباط باشیم. ما همیشه در حال درک دنیا از طریق فیلتر حواس پنج‌گانه‌مان هستیم.
در فلسفه، ایده‌ی دنیایی که بدون تأثیر حواس ما وجود دارد، با نام «نومن» شناخته می‌شود. این ایده مطرح شده توسط فیلسوفانی همچون امانوئل کانت است که بر این باور بودند که دنیای واقعی برای ما غیرقابل‌دسترس است و ما صرفاً می‌توانیم دنیای پدیدار را تجربه کنیم. به‌عبارت‌دیگر، حقیقت جهان نومن برای ما غیرممکن است و ما تنها می‌توانیم از دنیایی که از طریق حواس پنج‌گانه‌مان تجربه می‌کنیم، اطلاعاتی به دست آوریم.

لطفاً مبحث نومن در فلسفه امانوئل کانت را شرح دهید.
نومن (Noumenon) در فلسفه امانوئل کانت، به معنای واقعیت یا موجودیتی است که قابلیت شناخت آن از طریق حواس پنج‌گانه‌ محدود شده و ما نمی‌توانیم بطور مستقیم به آن دست‌یابیم.
برای کانت، نومن، به‌عنوان مفهومی مبهم و متفاوت از پدیده‌های حسی و قابل‌مشاهده است. او معتقد بود که هیچ‌چیزی درباره نومن قابل‌گفت‌وگو نیست زیرا آن را نمی‌توان با استفاده از حواس پنج‌گانه تجربه کرد.
در فلسفه کانت، نومن به واقعیت غایی اشاره دارد که زیربنای دنیای تجربه ماست. نومن «چیز به‌خودی‌خود یا شیء فی‌نفسه» است یعنی شیء آن‌گونه که واقعاً مستقل از تجربه یا ادراک ما از آن است.
کانت استدلال می‌کرد که ما هرگز نمی‌توانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط می‌توانیم چیزها را همان‌طور که از طریق حواسمان به ما نشان می‌دهند بشناسیم همچون جهان پدیداری یا فنومن، اما جهان نومن ناشناخته باقی مانده است.

چند نکته کلیدی در مورد نومن:
۱-نومن به چیزها همان‌گونه که حقیقتاً هستند، مستقل از تجربه ما از آنها اشاره می‌کند. نومن حقیقتی غایی است که در پس عینیت‌های تجربه قرار دارد.
۲-ما هرگز نمی‌توانیم شناخت مستقیمی از جهان نومن داشته باشیم. ما فقط می‌توانیم دنیای پدیداری را بشناسیم یعنی همین دنیای ظواهر که توسط ذهنِ خودِ ما ساخته شده است.
۳-ما نباید تصور کنیم که جهان نومن چیزی شبیه جهان پدیداری است. ما نباید آن را همچون تجارب انسانی در نظر بگیریم یا بر اساس تجربه‌مان ویژگی‌هایی به آن نسبت دهیم.
۴-هرچند ما نمی‌توانیم دانش تئوری در مورد نومن داشته باشیم، اما نومن نشان‌دهنده برترین حقیقت و اصل و اساسِ وجود است، حتی اگر برای عقل بشری غیرقابل درک باشد.
۵-نومن نه‌تنها به چیزهای دنیای بیرون اشاره دارد، بلکه به جنبه‌هایی از خودمان نیز اشاره می‌کند که فراتر از تجربه شخصی ماست، مانند اراده آزاد. نومنِ «من» جایگاه نهایی اراده آزاد است که اخلاق کانت به آن نیاز دارد.

بنابراین به‌طور خلاصه، نومن، تصور کانت از حقیقت غایی آن‌گونه که فی‌نفسه هست، است، نومن چیزی است متفاوت از واقعیت پدیداری که تنها چیزی است که واقعاً برای انسان‌ها قابل شناخت است.