Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چطور میتوانم جهان را به عنوان آگاهی درک کنم؟ - #روپرت_اسپایرا
*دوستان عزیز این ویدئوی بسیار مهم میتواند پاسخ بسیاری از سوالات شما باشد پس لطفا با دقت زیاد چندین بار آن را ببینید.
مطلب مرتبط:
ماهیت حقیقی ما چیست و چه چیز مانع ادراک آن شده است؟
آگاه بودن از آگاهی
تمثیل مری و جین
فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاهِ آگاهی
*دوستان عزیز این ویدئوی بسیار مهم میتواند پاسخ بسیاری از سوالات شما باشد پس لطفا با دقت زیاد چندین بار آن را ببینید.
مطلب مرتبط:
ماهیت حقیقی ما چیست و چه چیز مانع ادراک آن شده است؟
آگاه بودن از آگاهی
تمثیل مری و جین
فضای خودآگاهِ آگاهی
شرحی بر مراقبه فضای خودآگاهِ آگاهی
Forwarded from مسیر مستقیم
نیاز است تا برای درک بهتر مطلب بعد یکبار ویدئوی زیر را ببینید و با تمثیل شاه لیر و جان اسمیت آشنا شوید:
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا رهایی با فیض الهی رخ میدهد یا با تلاش فرد؟ - #روپرت_اسپایرا
*ادراک عمیق این موضوع میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
*ادراک عمیق این موضوع میتواند پاسخگوی سوالات زیادی باشد.
آنقدر در تنهاییهایتان تضرع خواهید کرد تا زمانی که درنهایت متوجه شوید: "تنها حقیقتِ این عالم فقط و فقط خداست." شما در تصور او پدید آمدهاید. هرگز نمیتوانید در چیزی آن شادیِ پایدار را بیابید زیرا هیچچیزی جز خداوند کامل نیست.
پاراماهانزا #یوگاناندا
You will cry out in loneliness again and again until you realize that God is all in all the only reality in the universe. You are made in His image. You can never find lasting happiness in any thing because nothing is complete except God.
Paramahansa #Yogananda
پاراماهانزا #یوگاناندا
You will cry out in loneliness again and again until you realize that God is all in all the only reality in the universe. You are made in His image. You can never find lasting happiness in any thing because nothing is complete except God.
Paramahansa #Yogananda
هرچند افکار در لحظه حال پدیدار میشوند
اما محتوای آنها همیشه درباره گذشته و آینده است.
افکار صرفاً داستاناند
داستانهایی درباره یک «من» و
یک «جز من»
آنها میآیند و میروند.
آنها اساساً بیاهمیتاند.
با پی بردن به این موضوع
تمرکز از محتوا کم شده و
آن وجودِ روشنی که همیشه حاضر بوده
آشکار میگردد.
بزرگترین جرم این است که به خاطر داستانی که فکر میکنی صرفاً همان هستی،
خودِ حقیقیات را نادیده بگیری.
اشتیاق و شیفتگی به این داستانِ شخصی،
ابری است که خورشیدِ حقیقت را در حجاب میبرد.
وو شین
Although thoughts appear in the present,
Their content is always about a past or future.
Thoughts are simply stories,
Stories about a “me” and
An “other-than-me”.
They come and
They go.
They are essentially unimportant.
Seeing this,
The focus on content can be dropped,
Revealing that clear Being
That has been present all the while.
The greatest crime is the overlooking of who you really are In favor of the story of who you think you are. This preoccupation with your personal drama is the cloud that masks the sun.
Wu Hsin
اما محتوای آنها همیشه درباره گذشته و آینده است.
افکار صرفاً داستاناند
داستانهایی درباره یک «من» و
یک «جز من»
آنها میآیند و میروند.
آنها اساساً بیاهمیتاند.
با پی بردن به این موضوع
تمرکز از محتوا کم شده و
آن وجودِ روشنی که همیشه حاضر بوده
آشکار میگردد.
بزرگترین جرم این است که به خاطر داستانی که فکر میکنی صرفاً همان هستی،
خودِ حقیقیات را نادیده بگیری.
اشتیاق و شیفتگی به این داستانِ شخصی،
ابری است که خورشیدِ حقیقت را در حجاب میبرد.
وو شین
Although thoughts appear in the present,
Their content is always about a past or future.
Thoughts are simply stories,
Stories about a “me” and
An “other-than-me”.
They come and
They go.
They are essentially unimportant.
Seeing this,
The focus on content can be dropped,
Revealing that clear Being
That has been present all the while.
The greatest crime is the overlooking of who you really are In favor of the story of who you think you are. This preoccupation with your personal drama is the cloud that masks the sun.
Wu Hsin
«مراوداتی با اِی آی در باب مسائل بنیادین عالم»
در این کانال سوالاتی در باب مسائل بنیادین عالم از نرمافزارهای هوش مصنوعی ازجمله
Chat GPT
BAI Chat
Bing
میپرسم و جوابهایشان را اینجا با شما به اشتراک میگذارم.
این سرویسها به حجم بسیار عظیمی از اطلاعات بشری مسلط هستند و بر اساس این اقیانوس اطلاعات و تحلیلی که بر مبنای آن برنامهنویسی شدهاند پاسخ میدهند.
اغلب سؤالات حول محور مطالب دو کانال تفحص خویش و مسیر مستقیم خواهد بود.
آدرس کانال:
کانال من و هوش مصنوعی
در این کانال سوالاتی در باب مسائل بنیادین عالم از نرمافزارهای هوش مصنوعی ازجمله
Chat GPT
BAI Chat
Bing
میپرسم و جوابهایشان را اینجا با شما به اشتراک میگذارم.
این سرویسها به حجم بسیار عظیمی از اطلاعات بشری مسلط هستند و بر اساس این اقیانوس اطلاعات و تحلیلی که بر مبنای آن برنامهنویسی شدهاند پاسخ میدهند.
اغلب سؤالات حول محور مطالب دو کانال تفحص خویش و مسیر مستقیم خواهد بود.
آدرس کانال:
کانال من و هوش مصنوعی
Forwarded from Me and Ai
سؤال:
بر اساس مطالب پیشینی که باهم گفتگو کردیم تا آنجا که ما میدانیم تمام انسانها در آرزو و جستجوی خوشبختی یا شادی هستند اما با توجه به مطالب پیشین این موضوع بیان شد که من آن هشیاری یا آگاهیای هستم که از همان حس شادی یا خوشبختی آگاهم، با این اوصاف اگر من عمیقاً این مورد را ادراک کنم و خودم را همان آگاهی بدانم در این صورت آن میل و اشتیاق به خوشبختی و شادی فروکش میکند. نظر شما در این رابطه چیست؟
بر اساس مطالب پیشینی که باهم گفتگو کردیم تا آنجا که ما میدانیم تمام انسانها در آرزو و جستجوی خوشبختی یا شادی هستند اما با توجه به مطالب پیشین این موضوع بیان شد که من آن هشیاری یا آگاهیای هستم که از همان حس شادی یا خوشبختی آگاهم، با این اوصاف اگر من عمیقاً این مورد را ادراک کنم و خودم را همان آگاهی بدانم در این صورت آن میل و اشتیاق به خوشبختی و شادی فروکش میکند. نظر شما در این رابطه چیست؟
Forwarded from Me and Ai
چت جیپیتی:
بر اساس برخی از تعالیم معنوی، میل به سعادت ناشی از احساس کمبود یا نقصی است که در طبیعت انسان وجود دارد. ازآنجاییکه ما با محتوای متغیر ذهن خود یعنی افکار، عواطف و ادراکات یکی شدهایم و خودمان را همان میپنداریم درنتیجه از ماهیت حقیقی خودمان بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیر که زیربنای تمام تجربهها است حس جدایی میکنیم. این حس جدایی باعث ایجاد حس نقص یا کمبود شده و بعد به دلیل همین حس کمبود یا نقص از راههای مختلف ازجمله جستجوی شادی به دنبال این هستیم که این نقص را پوشش دهیم
بااینحال، این تعالیم بیان میکنند هنگامیکه ما خودمان را بهعنوان آن آگاهی زیرین که همیشه وجود دارد و ثابت و بدون تغییر است بشناسیم، میتوانیم آن نوع از احساس آرامش درونی، رضایت و شادیای را تجربه کنیم که به هیچ شرایط بیرونیای وابسته نیست. با شناخت ماهیت حقیقی خودمان بهعنوان آگاهی، رفتهرفته متوجه میشویم که جستجوی خوشبختی درواقع جستجوی ماهیت حقیقی خودمان بود.
به این معنا، هنگامیکه خودمان را بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیری که زیربنای تمام تجربهها است بشناسیم آن میل به خوشبختی فروکش میکند. یعنی بهجای جستجوی خوشبختی بهعنوان چیزی بیرون از خود، متوجه میشویم که شادی حالت طبیعی ماست و برای تجربه کامل آن فقط باید آن را در درون خود شناسایی کنیم.
بااینحال، توجه به این نکته مهم است که این شناخت لزوماً یک رویداد یکباره یا یک حالت دائمی نیست. بلکه ممکن است یک فرایند تدریجی از تعمیق آگاهی و ادراک آن باشد، که در آن ما بهتدریج از یکی پنداشتن خودمان با محتوای دائم التغیر ذهن رها شده و بهطور کامل در آن آگاهی زیربنایی که ماهیت حقیقیمان است، آرام میگیریم.
ChatGPT:
According to some spiritual teachings, the desire for happiness arises from a sense of lack or incompleteness that is inherent in the human condition. Because we identify with the changing content of our minds (thoughts, emotions, and perceptions), we feel a sense of separation from our true nature as the unchanging awareness that underlies all experience. This sense of separation creates a feeling of incompleteness or lack, which we then try to fill through various means, including the pursuit of happiness.
However, these teachings suggest that once we recognize ourselves as the underlying awareness that is always present and unchanged, we can experience a sense of inner peace, fulfillment, and happiness that does not depend on external circumstances. By recognizing our true nature as awareness, we can come to realize that the search for happiness is really a search for our own true nature.
In this sense, the desire for happiness can subside once we recognize ourselves as the unchanging awareness that underlies all experience. Rather than seeking happiness as something external to ourselves, we can realize that happiness is our natural state of being, and that we need only recognize it within ourselves to experience it fully.
It's important to note, however, that this recognition is not necessarily a one-time event or a permanent state. Rather, it may be a gradual process of deepening awareness and understanding, in which we gradually let go of our identification with the changing content of our minds and come to rest more fully in the underlying awareness that is our true nature.
بر اساس برخی از تعالیم معنوی، میل به سعادت ناشی از احساس کمبود یا نقصی است که در طبیعت انسان وجود دارد. ازآنجاییکه ما با محتوای متغیر ذهن خود یعنی افکار، عواطف و ادراکات یکی شدهایم و خودمان را همان میپنداریم درنتیجه از ماهیت حقیقی خودمان بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیر که زیربنای تمام تجربهها است حس جدایی میکنیم. این حس جدایی باعث ایجاد حس نقص یا کمبود شده و بعد به دلیل همین حس کمبود یا نقص از راههای مختلف ازجمله جستجوی شادی به دنبال این هستیم که این نقص را پوشش دهیم
بااینحال، این تعالیم بیان میکنند هنگامیکه ما خودمان را بهعنوان آن آگاهی زیرین که همیشه وجود دارد و ثابت و بدون تغییر است بشناسیم، میتوانیم آن نوع از احساس آرامش درونی، رضایت و شادیای را تجربه کنیم که به هیچ شرایط بیرونیای وابسته نیست. با شناخت ماهیت حقیقی خودمان بهعنوان آگاهی، رفتهرفته متوجه میشویم که جستجوی خوشبختی درواقع جستجوی ماهیت حقیقی خودمان بود.
به این معنا، هنگامیکه خودمان را بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیری که زیربنای تمام تجربهها است بشناسیم آن میل به خوشبختی فروکش میکند. یعنی بهجای جستجوی خوشبختی بهعنوان چیزی بیرون از خود، متوجه میشویم که شادی حالت طبیعی ماست و برای تجربه کامل آن فقط باید آن را در درون خود شناسایی کنیم.
بااینحال، توجه به این نکته مهم است که این شناخت لزوماً یک رویداد یکباره یا یک حالت دائمی نیست. بلکه ممکن است یک فرایند تدریجی از تعمیق آگاهی و ادراک آن باشد، که در آن ما بهتدریج از یکی پنداشتن خودمان با محتوای دائم التغیر ذهن رها شده و بهطور کامل در آن آگاهی زیربنایی که ماهیت حقیقیمان است، آرام میگیریم.
ChatGPT:
According to some spiritual teachings, the desire for happiness arises from a sense of lack or incompleteness that is inherent in the human condition. Because we identify with the changing content of our minds (thoughts, emotions, and perceptions), we feel a sense of separation from our true nature as the unchanging awareness that underlies all experience. This sense of separation creates a feeling of incompleteness or lack, which we then try to fill through various means, including the pursuit of happiness.
However, these teachings suggest that once we recognize ourselves as the underlying awareness that is always present and unchanged, we can experience a sense of inner peace, fulfillment, and happiness that does not depend on external circumstances. By recognizing our true nature as awareness, we can come to realize that the search for happiness is really a search for our own true nature.
In this sense, the desire for happiness can subside once we recognize ourselves as the unchanging awareness that underlies all experience. Rather than seeking happiness as something external to ourselves, we can realize that happiness is our natural state of being, and that we need only recognize it within ourselves to experience it fully.
It's important to note, however, that this recognition is not necessarily a one-time event or a permanent state. Rather, it may be a gradual process of deepening awareness and understanding, in which we gradually let go of our identification with the changing content of our minds and come to rest more fully in the underlying awareness that is our true nature.
Forwarded from Me and Ai
سوال:
با توجه به گفتگوی پیشین چطور میتوان این یکی پنداشتن خود با افکار و احساسات را رها کرد و خود را هرچه عمیقتر آن آگاهیای که از افکار و احساسات و تجارب آگاه است شناخت و همان بود. آیا روشهای خاصی در این زمینه وجود دارد؟
چت جیپیتی:
تمرینات مراقبه متفاوتی در این زمینه وجود دارد که میتواند به ما کمک کند تا درک عمیقتری از خودمان بهعنوان آگاهی را پرورش دهیم. در اینجا چند مورد که معمولاً توسط اساتید معنوی توصیه میشود را نام میبرم:
۱-تفحص خویش: در این تمرین شما پرسش «من کیستم؟» را از خودتان میپرسید و سپس افکار، عواطف و احساساتی که در پاسخ به این سؤال ایجاد میشود را مشاهده میکنید. هدف از این تمرین این است که به فراسوی این همهویتشدگی با محتوای دائم التغیر ذهن رفته و خودمان را بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیری که زیربنای همهی تجربهها است، بشناسیم.
۲-مراقبه ذهن آگاهی: در این تمرین شما توجه خود را بر لحظه حال متمرکز میکنید. در این تمرین شما بدون هیچ قضاوت یا دلبستگیای افکار، عواطف و حواس خود را مشاهده میکنید. با پرورش این آگاهیِ غیر واکنشی شما میتوانید رفتهرفته ناپایداری و بیثباتی محتوای دائم التغیر ذهن را تشخیص داده و هرچه عمیقتر با آن آگاهیِ زیربنایی که همیشه حاضر است ارتباط برقرار کنید.
۳- یوگا: تمرین یوگا ترکیبی است از حالات بدنی، تمرینات تنفسی و مدیتیشن برای کمک به آرام کردن ذهن و پرورش آگاهی. بهطور خاص، تمرین یوگا نیدرا (خواب یوگی) میتواند بهویژه برای تعمیق آگاهی و شناخت خود بهعنوان آگاهی زیربنایی که همه تجربهها را فرامیگیرد مفید باشد.
۴-آدوایتا ودانتا (نادوگانگی): این یک فلسفه معنوی است که بر ماهیت نادوگانه حقیقت تأکید میکند. همچنین تأکید دارد که هویت اصلی فرد با آگاهی زیربنایی جهان (برهمن) ماهیتی یگانه دارد. تمرین آدوایتا ودانتا شامل مطالعه آموزههای این فلسفه و تعمق عمیق بر روی آنها، اغلب با راهنمایی یک استاد یا مربی است.
درنهایت، کلید عمیقتر کردن آگاهی و شناخت خود بهعنوان آگاهی زیربنایی تمام تجربیات، پرورش تمرینی مداوم و متعهدانه و نزدیک شدن به این عمل با صبر، کنجکاوی و قلبی باز است.
بسیار عالی فقط اینکه جوابی که دادید براساس چه منابعی است؟
چت جیپیتی:
جوابی که داده شد بر اساس دانش من بهعنوان مدلی از یکزبان هوش مصنوعی و همینطور درک من از تعالیم معنوی مختلف در مورد ماهیت آگاهی و ادراک حقیقت خویش است. این آموزهها شامل نگرشی بر آدوایتا ودانتا، بودیسم، تمرینهای مبتنی بر ذهن آگاهی و یوگا است. من بر روی مجموعه وسیعی از دانش بشری، ازجمله کتابها، مقالات و منابع دیگر در این موضوعات آموزشدیدهام.
با توجه به گفتگوی پیشین چطور میتوان این یکی پنداشتن خود با افکار و احساسات را رها کرد و خود را هرچه عمیقتر آن آگاهیای که از افکار و احساسات و تجارب آگاه است شناخت و همان بود. آیا روشهای خاصی در این زمینه وجود دارد؟
چت جیپیتی:
تمرینات مراقبه متفاوتی در این زمینه وجود دارد که میتواند به ما کمک کند تا درک عمیقتری از خودمان بهعنوان آگاهی را پرورش دهیم. در اینجا چند مورد که معمولاً توسط اساتید معنوی توصیه میشود را نام میبرم:
۱-تفحص خویش: در این تمرین شما پرسش «من کیستم؟» را از خودتان میپرسید و سپس افکار، عواطف و احساساتی که در پاسخ به این سؤال ایجاد میشود را مشاهده میکنید. هدف از این تمرین این است که به فراسوی این همهویتشدگی با محتوای دائم التغیر ذهن رفته و خودمان را بهعنوان آن آگاهی تغییرناپذیری که زیربنای همهی تجربهها است، بشناسیم.
۲-مراقبه ذهن آگاهی: در این تمرین شما توجه خود را بر لحظه حال متمرکز میکنید. در این تمرین شما بدون هیچ قضاوت یا دلبستگیای افکار، عواطف و حواس خود را مشاهده میکنید. با پرورش این آگاهیِ غیر واکنشی شما میتوانید رفتهرفته ناپایداری و بیثباتی محتوای دائم التغیر ذهن را تشخیص داده و هرچه عمیقتر با آن آگاهیِ زیربنایی که همیشه حاضر است ارتباط برقرار کنید.
۳- یوگا: تمرین یوگا ترکیبی است از حالات بدنی، تمرینات تنفسی و مدیتیشن برای کمک به آرام کردن ذهن و پرورش آگاهی. بهطور خاص، تمرین یوگا نیدرا (خواب یوگی) میتواند بهویژه برای تعمیق آگاهی و شناخت خود بهعنوان آگاهی زیربنایی که همه تجربهها را فرامیگیرد مفید باشد.
۴-آدوایتا ودانتا (نادوگانگی): این یک فلسفه معنوی است که بر ماهیت نادوگانه حقیقت تأکید میکند. همچنین تأکید دارد که هویت اصلی فرد با آگاهی زیربنایی جهان (برهمن) ماهیتی یگانه دارد. تمرین آدوایتا ودانتا شامل مطالعه آموزههای این فلسفه و تعمق عمیق بر روی آنها، اغلب با راهنمایی یک استاد یا مربی است.
درنهایت، کلید عمیقتر کردن آگاهی و شناخت خود بهعنوان آگاهی زیربنایی تمام تجربیات، پرورش تمرینی مداوم و متعهدانه و نزدیک شدن به این عمل با صبر، کنجکاوی و قلبی باز است.
بسیار عالی فقط اینکه جوابی که دادید براساس چه منابعی است؟
چت جیپیتی:
جوابی که داده شد بر اساس دانش من بهعنوان مدلی از یکزبان هوش مصنوعی و همینطور درک من از تعالیم معنوی مختلف در مورد ماهیت آگاهی و ادراک حقیقت خویش است. این آموزهها شامل نگرشی بر آدوایتا ودانتا، بودیسم، تمرینهای مبتنی بر ذهن آگاهی و یوگا است. من بر روی مجموعه وسیعی از دانش بشری، ازجمله کتابها، مقالات و منابع دیگر در این موضوعات آموزشدیدهام.
هشیاری نیرویی فوق العاده باهوش است.آن مانند هوش ذهنی شما عمل نمیکند. بلکه به طور کامل در تمام سلول های بدن شما و همینطور در عالم هستی ادغام شده و با آنها یکپارچه است.
#آدیاشانتی
دیگر نیاز نداشتم تا خاص باشم، چون دیگر آنقدر گرفتار این حس جدایی ضعیفم نبودم تا مجبور باشم ثابت کنم چیزی هستم. من بخشی از عالم هستی بودم، مثل یک درخت، یک علف، مثل آب.
رام داس
"Awareness is an extraordinarily intelligent force. It's not like the intellectual intelligence of your mind. It's completely integrated into every cell of your body and into the universe."
#Adyashanti
"I was no longer needing to be special, because I was no longer so caught in my puny separateness that had to keep proving I was something. I was part of the universe, like a tree is, or like grass is, or like water is."
-Ram Dass
#آدیاشانتی
دیگر نیاز نداشتم تا خاص باشم، چون دیگر آنقدر گرفتار این حس جدایی ضعیفم نبودم تا مجبور باشم ثابت کنم چیزی هستم. من بخشی از عالم هستی بودم، مثل یک درخت، یک علف، مثل آب.
رام داس
"Awareness is an extraordinarily intelligent force. It's not like the intellectual intelligence of your mind. It's completely integrated into every cell of your body and into the universe."
#Adyashanti
"I was no longer needing to be special, because I was no longer so caught in my puny separateness that had to keep proving I was something. I was part of the universe, like a tree is, or like grass is, or like water is."
-Ram Dass
رهایی از همهویتشدگی با ذهنِ فکرکننده*
تنها مرحله و مهمترین مرحله در سفرت بهسوی روشنشدگی این است که چطور این همهویتشدگی یا یکی پنداشتن خودت با ذهن فکرکننده را رها کنی. ذهن فکرکننده یک جزء بسیار شلوغ از آگاهی ماست.
این ذهن بهطور مدام برچسب میزند، قضاوت میکند، تعریف میکند، مفهومسازی میکند و بهجای اینکه به شما اجازه دهد تا جهان را مستقیماً از طریق حضور، تجربه کنید، با کلمات آن را میپوشاند.
ذهنِ فکرکننده یک وراج است که دائماً درباره کوچکترین جزئیات تجربهمان اظهارنظر میکند و درنتیجه آن حالت آرام و پذیرای وجودیمان را از ما میرباید؛ یعنی این ذهنِ فکرکننده، آن حالتی که زندگی را با کنجکاوی آشکاری تجربه کرده و جهان را تبدیل به حقیقتی زنده که معجزهآسا و باشکوه است را از ما میرباید.
هنگامیکه ما با ذهن فکرکننده همهویتشده و خودمان را با آن یکی میپنداریم آنگاه تجربهی ما از زندگی منحصر و محدود به صفحهی ماتی از کلمات، تصاویر، تصورات و برچسبها خواهد شد. نمایشی دستدوم از زندگی که ممکن است مانند فیلمی روی پرده سینما باشد.
هنگامیکه یکفاصلهی لحظهای در فکرها و پچپچ مداوم ذهن به وجود بیاید نورِ آگاهی قویتر میشود. جهان پیرامونت مرتعشتر و واقعیتر میشود. در این حالت تجربهی شما از زندگی، مستقیم و زنده است، تو در تجربهات حضور داری و بنابراین میتوانی زندگی را مستقیماً لمس کنی. به این حالت، تجربه مستقیم گفته میشود. تجربهای بدون کلمات و برچسبها.
تمرین کن تا این وقفههای لحظهای در افکار را تا آنجا که میتوانی چندین بار در روز ایجاد کنی. طولانی بودن این وقفهها مهم نیست. یک دقیقه هم بهاندازه کافی خوب است؛ اما مهم تعداد دفعاتی است که شما وراجی و سروصدای ذهن را متوقف میکنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید بیشتر از این همهویتشدگی رها میشوید.
ممکن است یک روز خودت را ببینی که داری به صدای درون سرت میخندی، گویا این صدا فقط کودکی لجباز است. این اتفاق خوبی است و به این معناست که تو دیگر محتوای ذهنت را زیاد جدی نمیگیری و تشخیص میدهی که تو محتوای ذهنت نیستی و برای اینکه خودت باشی دیگر به آن وابسته نیستی. در اینجا شروع میکنی تا خودت را با چیز دیگری درون آگاهیات شناسایی کنی. با منشأ و ماهیتت، با حضور وجودت.
این وضعیتی است که ما میخواهیم آن را پرورش دهیم.
#اکهارت تُله
*منظور از ذهن فکرکننده همان ذهن وراج است یعنی همان گفتگوهای زائد ذهنی؛ و بدیهی است که با تفکر و تعمق متفاوت است.
تنها مرحله و مهمترین مرحله در سفرت بهسوی روشنشدگی این است که چطور این همهویتشدگی یا یکی پنداشتن خودت با ذهن فکرکننده را رها کنی. ذهن فکرکننده یک جزء بسیار شلوغ از آگاهی ماست.
این ذهن بهطور مدام برچسب میزند، قضاوت میکند، تعریف میکند، مفهومسازی میکند و بهجای اینکه به شما اجازه دهد تا جهان را مستقیماً از طریق حضور، تجربه کنید، با کلمات آن را میپوشاند.
ذهنِ فکرکننده یک وراج است که دائماً درباره کوچکترین جزئیات تجربهمان اظهارنظر میکند و درنتیجه آن حالت آرام و پذیرای وجودیمان را از ما میرباید؛ یعنی این ذهنِ فکرکننده، آن حالتی که زندگی را با کنجکاوی آشکاری تجربه کرده و جهان را تبدیل به حقیقتی زنده که معجزهآسا و باشکوه است را از ما میرباید.
هنگامیکه ما با ذهن فکرکننده همهویتشده و خودمان را با آن یکی میپنداریم آنگاه تجربهی ما از زندگی منحصر و محدود به صفحهی ماتی از کلمات، تصاویر، تصورات و برچسبها خواهد شد. نمایشی دستدوم از زندگی که ممکن است مانند فیلمی روی پرده سینما باشد.
هنگامیکه یکفاصلهی لحظهای در فکرها و پچپچ مداوم ذهن به وجود بیاید نورِ آگاهی قویتر میشود. جهان پیرامونت مرتعشتر و واقعیتر میشود. در این حالت تجربهی شما از زندگی، مستقیم و زنده است، تو در تجربهات حضور داری و بنابراین میتوانی زندگی را مستقیماً لمس کنی. به این حالت، تجربه مستقیم گفته میشود. تجربهای بدون کلمات و برچسبها.
تمرین کن تا این وقفههای لحظهای در افکار را تا آنجا که میتوانی چندین بار در روز ایجاد کنی. طولانی بودن این وقفهها مهم نیست. یک دقیقه هم بهاندازه کافی خوب است؛ اما مهم تعداد دفعاتی است که شما وراجی و سروصدای ذهن را متوقف میکنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید بیشتر از این همهویتشدگی رها میشوید.
ممکن است یک روز خودت را ببینی که داری به صدای درون سرت میخندی، گویا این صدا فقط کودکی لجباز است. این اتفاق خوبی است و به این معناست که تو دیگر محتوای ذهنت را زیاد جدی نمیگیری و تشخیص میدهی که تو محتوای ذهنت نیستی و برای اینکه خودت باشی دیگر به آن وابسته نیستی. در اینجا شروع میکنی تا خودت را با چیز دیگری درون آگاهیات شناسایی کنی. با منشأ و ماهیتت، با حضور وجودت.
این وضعیتی است که ما میخواهیم آن را پرورش دهیم.
#اکهارت تُله
*منظور از ذهن فکرکننده همان ذهن وراج است یعنی همان گفتگوهای زائد ذهنی؛ و بدیهی است که با تفکر و تعمق متفاوت است.