تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Video
«او میکشد قلاب را»

"ما چو چنگیم و تو زخمه می‌زنی
زاری از ما نی، تو زاری می‌کنی

ما چو ناییم و نوا در ما ز تُست
ما چو کوهیم و صدا در ما ز تست

ما که باشیم ای تو ما را جانِ جان
تا که ما باشیم با تو درمیان؟

ما عدمهاییم و هستیهای ما
تو وجود مطلقی، فانی‌نما

گر بپرانیم تیر آن نه ز ماست
ما کمان و تیراندازش خداست"
#مولانا

باگوان #رامانا ماهارشی : این با فیض الهی است که میل به خودشناسی در شما شکل گرفته است. این میل به شناختن خودتان خودش یک نشانه بارز از فیض «خویش» است. بنابراین این فیض و رحمت است که در حال حاضر به‌عنوان منبع تلاش شما عمل می‌کند. این فیض، کیفیتی بیرون از «خویش» نیست بلکه ماهیت آن است. آن در مرکزت ساکن است و تو را به درون به سمت خودش می‌کشد. تنها کاری که باید انجام بدهی این است که توجه‌ات را به درون ببری و به دنبال منشأ «من» بگردی. این تنها تلاش شخصی است که باید انجام دهیم. به همین خاطر است که میگویند جایی که فیض و رحمت در آن نباشد مطلقاً هیچ تمایلی برای جستجوی «خویش» وجود ندارد.

#Ramana Maharshi: It is by the grace of God that you come to desire to know yourself. This desire to know yourself is itself a clear sign of the Atman’s grace. So, there is grace already working as the source of your effort. Grace is not an external quality of the Self but its very nature. It abides in your Heart, pulling you inward into itself. The only task you must do is turn your attention inward and search the source of ‘I’. This is the only personal effort we have to put in. That is why [one can say that] where there is no grace, there is no desire at all for the quest for the Self.
گفتگو با #آنامالای سوامی

دیدنِ صفحه

پرسش: شما میگویید که همه‌چیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمی‌توانم خویش را به‌وضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟

آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه می‌کنید. شما معتقدید که خویش چیزی دیدنی یا تجربه کردنی است. نه چنین نیست. خویش، هشیاری یا آگاهی‌ای است که خودِ این دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد.
حتی اگر شما خویش را نمی‌بینید، خویش همچنان اینجاست. باگوان #رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار می‌داشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز می‌کنند و نگاهی به آن می‌اندازند و بعد میگویند من آن صفحات را نگاه کردم اما در حقیقت آن‌ها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکس‌های روی آن را دیدند. بدون آن "صفحه"، هیچ کلمه و عکسی وجود نمی‌داشت اما مردم هنگام خواندن کلمات همیشه صفحه را فراموش می‌کنند.»
باگوان از این تشبیه استفاده می‌کردند تا نشان دهند که مردم فقط اسم‌ها و فرم‌هایی که روی صفحه‌ی آگاهی پدیدار می‌شوند را می‌بینند و خودِ صفحه را نادیده می‌گیرند. با این نوع دیدِ جزئی به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که تمام فرم‌ها، هم از همدیگر و هم از شخصی که آن‌ها را می‌بیند جدا هستند.
اگر مردم به‌جای فرم‌هایی که در آگاهی پدیدار می‌شوند متوجه‌ی خودِ آگاهی می‌شدند آنگاه ادراک می‌کردند که تمامِ این فرم‌ها فقط ظواهری هستند که روی آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر می‌شوند.
آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو می‌توانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمی‌توانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست.


CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
'Seeing the Paper'...
Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me?
AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place.
Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.'
Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them.
If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness.
That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you.
- Living by the Words of Bhagavan, p. 272
Forwarded from مسیر مستقیم
در ارتباط با مطلب قبل:
Forwarded from مسیر مستقیم
اینکه چیزی که می‌بینیم منظره‌یِ درون فیلم است یا صفحه‌نمایش، بستگی به نوع دیدن ما دارد و نه آن چیزی که می‌بینیم.
ما در ابتدا تصاویر را می‌بینیم، آنگاه صفحه‌نمایش را تشخیص می‌دهیم و سپس صفحه‌نمایش را به عنوان آن تصاویر می‌بینیم.
به عبارت دیگر:
در ابتدا فقط کثرت و گوناگونیِ عینیت‌ها را می‌بینیم، آنگاه حضورِ آگاهی را تشخیص می‌دهیم و سپس آگاهی را به عنوان کلیت تجربه‌ی عینی می‌بینیم.
#روپرت_اسپایرا

Whether we see a landscape or a screen depends on the way we see, not what we see. First we see a landscape; then we recognise the screen; then we see the screen as a landscape. First we see only a multiplicity and diversity of objects; then we recognise the presence of awareness; then we see awareness as the totality of objective experience.
#RupertSpira

مطلب مرتبط
در ارتباط با مطلب قبل:
«آنکه کرد او در رخ خوبانت دَنگ
نور خورشیدست از شیشهٔ سه رنگ»
*معنی بیت:
آن چیزی که تو را شیفته و مبهوت چیزها و افراد زیبا کرده، نور خورشید است که از شیشه رنگارنگ تافته است.

«شیشه‌های رنگ‌رنگ آن نور را
می‌نمایند این چنین رنگین بما»
*معنی بیت
این شیشه‌های رنگارنگ هستند که آن نور خورشید را این‌گونه رنگین به ما نشان می‌دهد.

«چون نماند شیشه‌های رنگ‌رنگ
نورِ بی‌رنگت کند آنگاه دنگ»
*معنی بیت
هرگاه شیشه‌های رنگارنگ کنار برود، نور بی‌رنگ خورشید مات و مبهوتت می‌کند.

«خوی کُن بی‌شیشه دیدن نور را
تا چو شیشه بشکند نبود عَمی»
*معنی بیت
عادت کن که نور را بدون شیشه مشاهده کنی، تا اگر احیاناً شیشه شکست کور نشوی.

#مولانا
مثنوی معنوی دفتر پنجم بیت ۹۸۸
معنی ابیات از شرح مثنوی کریم زمانی

«من هستمِ» شما همان «من هستمِ» من است.
نور خورشیدی که از پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی عبور می‌کند را درنظر بگیر. نور خورشید یکسان است اما همین‌که از پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی عبور می‌کند به‌صورت رنگ‌های مختلف دیده می‌شود. بدن-ذهن شما آن پنجره است که باعث می‌شود نورِ هشیاری رنگارنگ ادراک شود؛ اما درنهایت «من هستمِ» شما همان «من هستمِ» من است. این تجلی وحدت است و نکته همین است.
#آدیاشانتی

“Think of the light of the sun flowing through a stained-glass window. All sunlight is the same, but is perceived as different colors as it is flows through the stained-glass window. Your body-mind is the window which colors how awareness is perceived. But ultimately your “I Am” is the same “I Am” as my “I Am.” That revelation is unity. And it’s already the case.”
#Adyashanti
به‌طورقطع در تمام این عالم هیچ اشتباهی وجود ندارد. این موضوع را همیشه به یاد داشته باش. مهم نیست که چه چیزی پدیدار می‌شود، جنگ، بی‌رحمی انسان با انسان، زمین‌لرزه، فجایع عظیم، هیچ‌کدامشان اشتباه نیستند؛ و این موضوع برای سالکان مبتدی که تاکنون چیزی دراین‌باره نشنیده‌اند بسیار عجیب به نظر خواهد رسید.
و از طرفی برای سالکان پیشرفته نیز تا حدودی عجیب است زیرا شما میگویید: "خب من می‌بینم که همه این چیزها پیش روی من اتفاق می‌افتند پس چگونه ممکن است این‌ها واقعیت نداشته باشند؟ من قتل و تجاوز و بی‌رحمی را در همه‌جا می‌بینیم."
سؤال اینجاست که: چه کسی این عمل دیدن را انجام می‌دهد؟ در اینجا نگاه‌کننده کیست؟ (با چه دیدی به اتفاقات نگریسته می‌شود؟. م)
این چیزی است که شما باید همیشه از خودتان بپرسید: چه کسی این‌ها را می‌بیند؟ در اینجا بیننده کیست؟ و البته که شما در جواب خواهید گفت: "من می‌بینم" و بعد از مدتی شما شروع به خندیدن می‌کنید چون به‌واسطه‌ی تمرین، متوجه می‌شوید که این من که همه‌یِ این چیزها را در دنیا می‌بیند ایگو است، همان من-فکر و نه تو.
تو حقیقتی الهی هستی؛ اما این من-فکر است که تمام این رویدادها را (این‌گونه) می‌بیند.
این من-فکر است که می‌خواهد به نتیجه برسد، جواب می‌خواهد.
شما همیشه همین الگوی تکراری را انجام می‌دهید: نگاه می‌کنید، قضاوت می‌کنید، مقایسه می‌کنید و وقتی این فرایند با یک‌چیز به پایان برسد، موضوع دیگری در جای دیگری دوباره ظاهر خواهد شد و این موضوع هرگز به پایان نخواهد رسید.
#رابرت آدامز




"There is absolutely nothing wrong in the whole universe. Always remember this. No matter what appears, wars, man's inhumanity to man, earthquakes, cataclysms, there is nothing wrong. It sounds so strange to a beginner who has never heard anything like this before.
And even for an advanced student it sounds sort of strange because you say, 'Well I see all these things happening before me and how can this not be true? I see murders, rapes, man's inhumanity to man wherever I look.' Who is doing the looking? Who is the looker?
That is what you always must ask yourself, 'Who sees this? Who is the looker?' And of course you will say, 'I am.' Then you'll start laughing because from practice you will see, I sees all these things going on in the world. I is the ego, the I-thought, not you!
You are the divine reality. But it is the I-thought who sees all these things, who observes all these things. Wants to come to conclusions, wants answers, for what? You will always be doing the same thing, looking, judging, comparing, when you finish with one thing, something else will pop up somewhere else, it never ends."
#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
تصور کن که از سوراخ کلید داری نگاه می‌کنی و تمام آنچه ازآنجا می‌بینی این است که یک نفر توسط فرد دیگری کشته شده است.
تو از سوراخ کلید دیدی که یک مرد، زنی را به قتل رساند و حالا تمام افکارت حول این موضوع می‌چرخد.
ما دنیا را همین‌طور می‌بینیم از سوراخ کلید.
ما فقط بخشی از تصویر را می‌بینیم اما اگر به جای نگاه کردن از سوراخ کلید، در را باز کنیم چطور؟ در این صورت سمت چپ را نگاه می کنی و می‌بینی که در زندگی قبل زن مرد را به قتل رسانده بود یعنی عکسش اتفاق افتاده بود. حال در این زندگی مرد زن را به قتل رسانده و حالا می‌فهمی که ماجرا از چه قرار بوده است. بعد به سمت دیگر نگاه می‌کنی و می‌بینی که آن‌ها دوباره باهم هستند. می‌خندند و اوقات خوشی دارند و بعد متوجه می‌شوی که اصلا نه کسی قتلی انجام داده و نه کسی به قتل رسیده و تمامش فقط یک بازی بوده. با باز شدن در تو تمام تصویر را می‌بینی اما تا زمانی که فقط از سوراخ کلید مشغول نگاه کردن هستی فقط بخش محدودی از چیزها را می‌بینی و بر اساس همان قضاوت می‌کنی.
به همین خاطر است که مدام گفته می‌شود قضاوت نکنید زیرا ما فقط به بخش محدودی از تصویر دسترسی داریم. تمام آنچه در زندگی‌تان می‌بینید تنها از همین سوراخ کلید است. زمانی که بیدار شوید در باز می‌شود همین. آنگاه دلیل تمام اتفاقات را متوجه می‌شوید و می‌فهمید که آن‌ها از کجا آمده‌اند. به همین خاطر است که اساتید معنوی آرام هستند و هرگز به چیزی واکنش نشان نمی‌دهند آن‌ها تمام تصویر را می‌بینند. در برای آن‌ها باز شده است.
#رابرت آدامز

Imagine you're looking through a keyhole and all you can see through the keyhole is someone being killed by someone else. You see a man killing a woman through the keyhole, and all of your concepts revolve around that. That's how we see the world, through a keyhole. We see a part of the picture. But let's say you open the door instead of looking through the keyhole. You would look to the left, and you would see perhaps in a previous life the woman killed the man. It's in reverse. Now in this life the man is killing the woman, and you would understand what's going on. Then you would go further. You would look to the right and you would see they're both together again, laughing and having a good time, and you would realize that no one killed and no one kills. It's all a game. You would see the complete picture. But as long as you only look through the keyhole you're going to see a limited view of things and you become judgmental. This is why we’re told not to judge, because we only get a limited picture. Everything that you see in your life is looking through a keyhole. When you awaken the door opens, that's all. You then understand why everything is happening, and where it comes from. This is the reason why Sages remain so calm and they never react to anything. Not because they don't care. They see the whole picture. The door has been opened for them.
#Robert Adams
در ادامه‌ی چند مطلب اخیر:
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
به زندگی اعتماد کن - #موجی
این دنیا صرفاً یک خواب و خیال است و همه‌ی ما در اینجا مشغول خواب دیدنیم. این زندگی واقعی نیست. خنده‌ها و گریه‌های شما درون این بزرگ‌ترین توهم روی می‌دهد که حقیقتاً هم ارزش اشک ریختن ندارد. حقیقت بخشیدن به این تجارب زمینی درواقع دعوت از رنج و بدبختیِ بی‌اندازه است. با هم‌هویت‌شدن آگاهی‌مان با این دنیا است که ما این دنیا را به‌عنوان مکان درد و رنج می‌بینیم.
حالا چه چیزی ما را از این درد و رنج رها خواهد کرد؟ آیا پول اینکار را خواهد کرد؟
نه. هیچ چیز مادی نمی‌تواند ما را از رنج رها سازد.
معرفت و شناخت خدا و ادراک این موضوع که ما پیوسته با او یکی هستیم تنها راه رهایی است.
پاراماهانزا #یوگاناندا
"This world is a dream place, and we are all dreaming here. This life is not real; you are laughing and crying in the greatest delusion, and it is not worth shedding tears over. To give reality to our earth experiences is to invite untold misery. By identification of our consciousness with this world, we see it as a place of suffering. What is going to free us from suffering? Will money do so? Nothing material can. Knowledge of God, and realization that we are forever one with Him, is the only way to freedom."
Paramahansa #Yogananda
بعضی از مردم وقتی می‌شنوند که من میگویم مشکلات صرفاً توهم‌اند، عصبانی می‌شوند. هنگامی‌که غرق در مشکلات هستید، «زندگی» را در پسِ این وضعیت‌هایی که برایتان اتفاق میفتد، پیدا کنید.
برای بیشتر مردم دشوار است تا یک وضعیتِ آگاهیِ کاملاً عاری از هر حالتِ منفی را باور کنند.
بیماری جمعی بشریت این است که آن‌ها بشدت غرق اتفاقات می‌شوند، انسان‌ها آن‌چنان توسطِ دنیایِ فرم‌هایِ بی‌ثبات هیپنوتیزم شده‌اند، آن‌چنان غرقِ محتوایِ زندگی‌شان شده‌اند که آن اصل و اساس را فراموش کرده‌اند، همان اصل و اساسی که فراتر از هر محتوا و فرم و فکری است.
مردم آن‌چنان در زمان غرق شده‌اند که جاودانگی و ابدیت را فراموش کرده‌اند، همان ابدیتی که خاستگاهِ حقیقیِ آن‌هاست، همان‌که منزلگاه حقیقی‌شان است، همان‌که سرانجامشان است. ابدیت همان «حقیقت زنده‌ای» است که شما هستید. (شما همان ابدیت هستید.)
#اکهارت تُله
"Some people get angry when they hear me say that problems are illusions.
When you are full of problems, find the life underneath your life situation.
Most people find it difficult to believe that a state of consciousness totally free of all negativity is possible.
The collective disease of humanity is that people are so engrossed in what happens, so hypnotized by the world of fluctuating forms, so absorbed in the content of their lives, they have forgotten the essence, that which is beyond content, beyond form, beyond thought.
They are so consumed by time that they have forgotten eternity, which is their origin, their home, their destiny. Eternity is the living reality of who you are."
#Eckhart Tolle
راز بسیار ساده‌ای برای شاد بودن وجود دارد. فقط خواسته‌ای که در این لحظه داری را رها کن. تو در هرلحظه خواسته‌ای داری تا یا به تو چیزی بدهد یا چیزی را از تو حذف کند و این رنج است. تو با «آنچه هست» مجادله می‌کنی. خواسته‌هایت تو را به وضعیت خوابِ ذهنِ شرطی شده زنجیر می‌کنند.
#آدیاشانتی

"همه‌ي رنج‌ها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند."
#مولانا - فیه ما فیه

"ریشه تمامی آلام و رنج‌های آدمیان در این جهان آرزوها و امیال آن‌هاست."
بودا

"هنگامی‌که هیچ میل و آرزویی نباشد
همه‌چیز در صلح و آرامش است."
تائو ت چینگ

"ارضای امیال و خواسته‌ها است که منجر به رنج می‌شود. سعادت در رهایی از خواسته‌هاست."
#نیسارگاداتا