“Some time ago, a man came to satsang and asked to see me privately. When he arrived, I asked him why he had requested a one-to-one. He said, ‘It’s a matter of some urgency for me. The doctors tell me I have terminal illness, they say that I am dying. I have come to see you because I want to die before I die.’
Who else comes with this urgency, this plea: ‘I want to die before I die?’”
(Long Silence)
Q. Mooji, I’m not exactly sure what he meant.
“He meant: I want to stop being molested by the ego. I want to stop it determining the quality of my existence, before it naturally falls down by itself. I want to be free of the influence of the ego. I wish for an end to this hypnotic state of believing that I am this person who is going to die. Somewhere deep inside there is a recognition that what has been believed until now is not true. There is a great sense of inadequacy in the conception of myself as merely my body-mind functioning. There is a claustrophobia somewhere in me, and my beingness longs to breathe without being harassed by these thoughts. This is what I perceive he meant.”
~ #Mooji
Who else comes with this urgency, this plea: ‘I want to die before I die?’”
(Long Silence)
Q. Mooji, I’m not exactly sure what he meant.
“He meant: I want to stop being molested by the ego. I want to stop it determining the quality of my existence, before it naturally falls down by itself. I want to be free of the influence of the ego. I wish for an end to this hypnotic state of believing that I am this person who is going to die. Somewhere deep inside there is a recognition that what has been believed until now is not true. There is a great sense of inadequacy in the conception of myself as merely my body-mind functioning. There is a claustrophobia somewhere in me, and my beingness longs to breathe without being harassed by these thoughts. This is what I perceive he meant.”
~ #Mooji
چند وقت پیش یک آقایی به ست سانگ آمد و تقاضا کرد که با من بهطور خصوصی دیدار داشته باشد. وقتی وارد شد، از او پرسیدم که چرا درخواست جلسه خصوصی داشت. او گفت: این موضوع خیلی برایم ضروری است. دکترها به من گفتهاند که به دلیل بیماریم وقت زیادی ندارم و بهزودی میمیرم. آمدم تا شما را ببینم زیرا میخواهم پیش از مرگم، بمیرم.
کدامیک از شما با چنین فوریت و ضرورتی و با این درخواست اینجا آمده؟ «میخواهم بمیرم پیش از اینکه مرگم فرارسد»
(سکوت طولانی)
پرسشگر: موجی من دقیقاً متوجه منظور آن مرد نمیشوم.
منظورش این بود: میخواهم قبل از اینکه ایگو (نفس) بهطور طبیعی خودش از بین برود آزار و اذیتهایش را متوقف کنم. میخواهم این فرایند که او کیفیت بودن مرا تعیین میکند، متوقف شود. میخواهم از نفوذ ایگو رها شوم. آرزو دارم که این شرایطِ هیپنوتیزم شده که کاری میکند تا باور کنم که من این شخصی هستم که قرار است بمیرد به پایان برسد. جایی در عمقِ درون یقینی وجود دارد که آنچه تاکنون باور شده است درست نیست. یک حس شدیدِ ناکافی بودن از یکی انگاری خودم با عملکرد ذهن – بدن وجود دارد. جایی در درونم میل به رهایی از این تنگنا دارم. بودنم میل دارد تا بدون آزارِ افکار، نفس بکشد. من حس میکنم که منظورش این بود.
#موجی
کدامیک از شما با چنین فوریت و ضرورتی و با این درخواست اینجا آمده؟ «میخواهم بمیرم پیش از اینکه مرگم فرارسد»
(سکوت طولانی)
پرسشگر: موجی من دقیقاً متوجه منظور آن مرد نمیشوم.
منظورش این بود: میخواهم قبل از اینکه ایگو (نفس) بهطور طبیعی خودش از بین برود آزار و اذیتهایش را متوقف کنم. میخواهم این فرایند که او کیفیت بودن مرا تعیین میکند، متوقف شود. میخواهم از نفوذ ایگو رها شوم. آرزو دارم که این شرایطِ هیپنوتیزم شده که کاری میکند تا باور کنم که من این شخصی هستم که قرار است بمیرد به پایان برسد. جایی در عمقِ درون یقینی وجود دارد که آنچه تاکنون باور شده است درست نیست. یک حس شدیدِ ناکافی بودن از یکی انگاری خودم با عملکرد ذهن – بدن وجود دارد. جایی در درونم میل به رهایی از این تنگنا دارم. بودنم میل دارد تا بدون آزارِ افکار، نفس بکشد. من حس میکنم که منظورش این بود.
#موجی
"The reason you can’t awaken is because you're attached to the world. You're attached to person, place and thing. That is the only reason that you will not awaken. ... As long as you're deriving pleasure out of the world, you will never awaken. I’m not saying you have to stop the pleasure and acquire pain. They're both two sides of the same coin. Enjoy your pleasure, but do not react to it. Realize what it is—maya, illusion. It’s here today and gone tomorrow. Therefore when you are no longer attached mentally, you become free."
#Robert Adams
#Robert Adams
وابستگی به دنیا نمیگذارد تا شما بیدار شوید. شما به افراد، مکانها و اشیا وابسته شدهاید. به همین دلیل نمیتوانید بیدار شوید. تا زمانی که از دنیا لذت میبرید؛ هرگز بیدار نخواهید شد. منظورم این نیست که لذت نبرید و به دنبال اندوه باشید. اینها دوروی یک سکه هستند. لذت ببرید؛ اما واکنش نشان ندهید. بدانید آنچه هست مایا و توهمی بیش نیست. آن امروز اینجاست و فردا رفته؛ بنابراین، زمانی که دیگر شما ازنظر ذهنی به چیزی وصل نیستید، رها خواهید شد.
#رابرت آدامز
#رابرت آدامز
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عدم ثنویت (وحدت وجود) چیست؟ - #پال اسمیت - زیرنویس فارسی
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: Swami kept mauna [silence] for at least a year in those days it must have been very peaceful and quiet here.
Nowadays the area is filled with the noise of loudspeakers, buses, trucks, radios, etc. I feel that I would also like to keep mauna for some time. But is there any point in keeping silent when there is much noise around?
AS: Mauna means inner silence, not outer silence. If there are a
lot of noises and disturbances outside, we should take them as manifestations of God. If we take the attitude that they are
disturbances, we are resisting what IS. This will only create anxiety within us. If we see all that is as divine, nothing will ever disturb us.
You should not make judgements about the world. You are
thinking, 'A quiet environment is good; a noisy one is bad'. If you have thoughts like these you will inevitably get caught up in the workings of the mind.
There is nothing wrong with the world or with the environment you live in. The only defects are in the mind which is looking at the world. If you change the outlook of the mind, the world automatically changes. Alternatively, you can give your whole mind to God.
The saint Jnana Sambandhar said: 'There is a way that we can
live happily in this miserable world. That way is to give our minds to God.'
Bhagavan said: Surrender your mind to God and see all forms as God. Have impartial love towards all beings. One who lives like this, he alone can be happy.'
Q: Swami kept mauna [silence] for at least a year in those days it must have been very peaceful and quiet here.
Nowadays the area is filled with the noise of loudspeakers, buses, trucks, radios, etc. I feel that I would also like to keep mauna for some time. But is there any point in keeping silent when there is much noise around?
AS: Mauna means inner silence, not outer silence. If there are a
lot of noises and disturbances outside, we should take them as manifestations of God. If we take the attitude that they are
disturbances, we are resisting what IS. This will only create anxiety within us. If we see all that is as divine, nothing will ever disturb us.
You should not make judgements about the world. You are
thinking, 'A quiet environment is good; a noisy one is bad'. If you have thoughts like these you will inevitably get caught up in the workings of the mind.
There is nothing wrong with the world or with the environment you live in. The only defects are in the mind which is looking at the world. If you change the outlook of the mind, the world automatically changes. Alternatively, you can give your whole mind to God.
The saint Jnana Sambandhar said: 'There is a way that we can
live happily in this miserable world. That way is to give our minds to God.'
Bhagavan said: Surrender your mind to God and see all forms as God. Have impartial love towards all beings. One who lives like this, he alone can be happy.'
گفتگو با #آنامالای سوامی
پرسشگر: سوامی حداقل یک سال سکوت (Mauna) را حفظ کردند. در آن روزها اینجا باید جایی بسیار آرام و ساکت میبود؛ اما این روزها این منطقه پر از سروصدای بلندگوها، اتوبوسها، کامیونها و رادیو و این چیزهاست. احساس میکنم که من هم دوست دارم سکوت را برای مدتی انجام دهم.
اما آیا واقعاً میشود بااینهمه سروصدا در سکوت ماند؟
آنامالای سوامی: سکوت یا (Mauna) به معنی سکوت درونی است نه سکوت بیرونی. اگر در بیرون سرو و صدا و ناآرامی زیادی هست ما باید آنها را بهعنوان مظاهر خداوند ببینیم. اگر اینطور برداشت کنیم که آنها مزاحمتی برای ما هستند در حال مقاومت با «آنچه که هست» هستیم و این مقاومت منجر به آشفتگی درونمان خواهد شد. اگر ما همه این چیزها را الهی ببینیم هیچچیزی نمیتواند ما را آشفته کند.
شما نباید جهان را مورد قضاوت قرار دهید. شما اینطور فکر میکنید که «یک مکانِ آرام، خوب و یک مکانِ شلوغ، بد است» اگر افکاری مانند این دارید ناگزیر گرفتار ذهن خواهید شد.
هیچچیز اشتباهی در خصوص جهان و جایی که زندگی میکنید وجود ندارد. نقص تنها در ذهنی است که به جهان مینگرد. اگر چشمانداز ذهن را تغییر دهید جهان بهطور خودکار تغیر میکند. از طرف دیگر میتوانید تمام ذهنتان را به خداوند واگذار کنید. سامباندار قدیس میگوید: راهی است که از طریق آن میتوانیم در این دنیای رنجآور زندگی کنیم. آن راه واگذاری ذهن به خداوند است.
باگوان (رامانا ماهارشی) میگوید: ذهنت را به خداوند تسلیم کن و تمام فرمها را بهعنوان خدا ببین. عشق بیطرفانهای نسبت به تمام موجودات داشته باش. کسی که اینگونه زندگی کند میتواند خوشحال باشد.
پرسشگر: سوامی حداقل یک سال سکوت (Mauna) را حفظ کردند. در آن روزها اینجا باید جایی بسیار آرام و ساکت میبود؛ اما این روزها این منطقه پر از سروصدای بلندگوها، اتوبوسها، کامیونها و رادیو و این چیزهاست. احساس میکنم که من هم دوست دارم سکوت را برای مدتی انجام دهم.
اما آیا واقعاً میشود بااینهمه سروصدا در سکوت ماند؟
آنامالای سوامی: سکوت یا (Mauna) به معنی سکوت درونی است نه سکوت بیرونی. اگر در بیرون سرو و صدا و ناآرامی زیادی هست ما باید آنها را بهعنوان مظاهر خداوند ببینیم. اگر اینطور برداشت کنیم که آنها مزاحمتی برای ما هستند در حال مقاومت با «آنچه که هست» هستیم و این مقاومت منجر به آشفتگی درونمان خواهد شد. اگر ما همه این چیزها را الهی ببینیم هیچچیزی نمیتواند ما را آشفته کند.
شما نباید جهان را مورد قضاوت قرار دهید. شما اینطور فکر میکنید که «یک مکانِ آرام، خوب و یک مکانِ شلوغ، بد است» اگر افکاری مانند این دارید ناگزیر گرفتار ذهن خواهید شد.
هیچچیز اشتباهی در خصوص جهان و جایی که زندگی میکنید وجود ندارد. نقص تنها در ذهنی است که به جهان مینگرد. اگر چشمانداز ذهن را تغییر دهید جهان بهطور خودکار تغیر میکند. از طرف دیگر میتوانید تمام ذهنتان را به خداوند واگذار کنید. سامباندار قدیس میگوید: راهی است که از طریق آن میتوانیم در این دنیای رنجآور زندگی کنیم. آن راه واگذاری ذهن به خداوند است.
باگوان (رامانا ماهارشی) میگوید: ذهنت را به خداوند تسلیم کن و تمام فرمها را بهعنوان خدا ببین. عشق بیطرفانهای نسبت به تمام موجودات داشته باش. کسی که اینگونه زندگی کند میتواند خوشحال باشد.
«زیرکی بفروش و حیرانی بخر»
✨🌀حس حیرت ناشی از دیدن یک غروب خورشید یا بودن در دل طبیعت میتونه شما رو به لحظه حال بیاره، کلاً همسو شدن با طبیعت، بودن در لحظه حال رو تقویت میکنه. این حس زمانی که مستندهای حیاتوحش یا مستندهایی درباره جهان هستی هم میبینید اتفاق میوفته. اجازه بدید یکیش رو باهم الآن امتحان کنیم اگه جایی نشستین که لوستری بالا سرتون هست یک نگاهی بهش بندازین ببینین با چه سکون و آرامشی اونجاست یا موقعیت خودتون رو اینجایی که با آرامش نشستین رو در نظر بگیرید حالا یک نگاهی به آمار زیر بندازین.
✨🌀حس حیرت ناشی از دیدن یک غروب خورشید یا بودن در دل طبیعت میتونه شما رو به لحظه حال بیاره، کلاً همسو شدن با طبیعت، بودن در لحظه حال رو تقویت میکنه. این حس زمانی که مستندهای حیاتوحش یا مستندهایی درباره جهان هستی هم میبینید اتفاق میوفته. اجازه بدید یکیش رو باهم الآن امتحان کنیم اگه جایی نشستین که لوستری بالا سرتون هست یک نگاهی بهش بندازین ببینین با چه سکون و آرامشی اونجاست یا موقعیت خودتون رو اینجایی که با آرامش نشستین رو در نظر بگیرید حالا یک نگاهی به آمار زیر بندازین.