هنگامیکه آرام مینشینی و به ذهن نگاه میکنی- یعنی به افکار- آنگاه تو شاهد افکاری. تو افکار را نگاه میکنی و آنگاه ذهن آرام میگیرد. همینطور که مشاهدهگریِ افکار را ادامه میدهی و افکار را نگاه میکنی، ذهن ضعیفتر و ضعیفتر و ضعیفتر شده و تو هم شادتر و شادتر و شادتر میشوی. برکت و سعادت زمانی میآید که ذهن در آرامش باشد. شادی ناب زمانی میآید که ذهن ساکن و خاموش باشد. تنها هنگامیکه ذهن تماماً تعالی بیابد است که تو میتوانی آرامش حقیقی را بیابی. بااینحال هماکنون هم تو آرامش حقیقی هستی. تو همین حالا هم همان آگاهی نابی، همان وجد و سرور و هارمونی مطلقی.
#رابرت آدامز
ماهیت شما آرامش و شادی است. افکار موانعی برای ادراک خویش هستند. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این موانع است و نه دستیابی به خویش.
#رامانا ماهارشی
#رابرت آدامز
ماهیت شما آرامش و شادی است. افکار موانعی برای ادراک خویش هستند. منظور از تمرکز یا مراقبه فقط رها شدن از این موانع است و نه دستیابی به خویش.
#رامانا ماهارشی
When you begin to sit still and you look upon the mind, the thoughts, you witness the thoughts, you watch the thoughts the mind slows down. As you continue witnessing the thoughts, watching the thoughts the mind becomes weaker and weaker and weaker and you become happier and happier and happier. Bliss comes when the mind is at rest. Unalloyed happiness comes when the mind is inactive. Only when the mind is totally transcended will you find real peace. Yet you are already real peace. You are already pure awareness. You are already total joy and harmony.
#Robert Adams
Your nature is Peace and Happiness. Thoughts are the obstacles to realisation. One’s meditation or concentration is meant to get rid of obstacles and not to gain the Self.
#Ramana Maharshi -Talk 462
#Robert Adams
Your nature is Peace and Happiness. Thoughts are the obstacles to realisation. One’s meditation or concentration is meant to get rid of obstacles and not to gain the Self.
#Ramana Maharshi -Talk 462
Forwarded from مسیر مستقیم
"اگر خودت را فراموش کنی، تمام هستی (کیهان) میشوی."
هاکوین اکاکو
یکی تأثیرگذارترین چهرهها در ذن بودیسم
“If you forget yourself, you become the universe.”
Hakuin Ekaku
شرحی بر این اشاره ناب:
خودت را فراموش کن یعنی این شخص (این من ذهنی) را فراموش کن. در این صورت «توجه» از این "من" یعنی مجموعه افکار، احساسات، حواس و ادراکات برداشته شده و به سمت آن چیزی که از این افکار و احساسات و ... آگاه است برمیگردد. در این صورت آگاهی از خودش آگاه شده و درمییابد که حقیقتش این آگاهی است و نه چیزهایی که از آنها آگاه است. آن چیزی که از افکار آگاه است همان چیزی است که علت این بدن است. آن «وجود» است. هستی است. در جهانِ زیورآلاتِ طلا، میان میلیونها طرح از گوشواره، دستبند، النگو و انگشتر، چنانچه «طلا» از میان برداشته شود همهچیز محو میشود. در این میان آن انگشتری که توجهاش را از فرم و شکل به سمت حقیقتش بچرخاند آنگاه از انگشتر بودن خالی شده و به «طلا» بودنش روشن میشود و آنگاه درمییابد که:
"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی* و دریایی عمیق"
«وجود» یا «هستی» طلایِ این جهان است. تمام چیزها به علت این «وجود داشتن» یا «هست بودن» است که قابلشناسایی هستند. پس حقیقتِ تمام چیزها فقط یک چیز است. همه «آن» است.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن.
*گردون= تمام هستی (کیهان، کائنات)
#مسیرمستقیم
هاکوین اکاکو
یکی تأثیرگذارترین چهرهها در ذن بودیسم
“If you forget yourself, you become the universe.”
Hakuin Ekaku
شرحی بر این اشاره ناب:
خودت را فراموش کن یعنی این شخص (این من ذهنی) را فراموش کن. در این صورت «توجه» از این "من" یعنی مجموعه افکار، احساسات، حواس و ادراکات برداشته شده و به سمت آن چیزی که از این افکار و احساسات و ... آگاه است برمیگردد. در این صورت آگاهی از خودش آگاه شده و درمییابد که حقیقتش این آگاهی است و نه چیزهایی که از آنها آگاه است. آن چیزی که از افکار آگاه است همان چیزی است که علت این بدن است. آن «وجود» است. هستی است. در جهانِ زیورآلاتِ طلا، میان میلیونها طرح از گوشواره، دستبند، النگو و انگشتر، چنانچه «طلا» از میان برداشته شود همهچیز محو میشود. در این میان آن انگشتری که توجهاش را از فرم و شکل به سمت حقیقتش بچرخاند آنگاه از انگشتر بودن خالی شده و به «طلا» بودنش روشن میشود و آنگاه درمییابد که:
"تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق
بلکه گردونی* و دریایی عمیق"
«وجود» یا «هستی» طلایِ این جهان است. تمام چیزها به علت این «وجود داشتن» یا «هست بودن» است که قابلشناسایی هستند. پس حقیقتِ تمام چیزها فقط یک چیز است. همه «آن» است.
اوست اول و آخر و ظاهر و باطن.
*گردون= تمام هستی (کیهان، کائنات)
#مسیرمستقیم
"فَاَقِم وَجهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفَاً فِطرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها"
پس روی سوی یگانگی نما که همان فطرت الهیست و خداوند مردمان را بر آن سِرشته است!
دین فطری تنها دین حقیقی و ریشه دار است. یگانه راه نجات نیز همین دین فطری است که از ازل در سِرشت و خمیر مایه ی وجود تو نهاده شده است. تو آنی، نه جز آن. برای برخورداری از آن هیچ سفر بیرونی لازم نیست بلکه تنها به سلوکی درونی نیاز است. دین های غیر فطری، دین های تقلیدی، دین های تلقینی، دین های اجباری، نه تنها دین نیستند بلکه ضد دین اند. دین که همان راه است چون دانه ای در وجود تو نهاده شده است. سِرشت و ذات تو، الهی است. همان فطرت خداست. نشانه اش یگانگی و وحدت است. صلح کل با تمامیت هستی است. و این فطرتِ زنده و آگاه، اصل تو و خمیر مایه وجودی توست. راهبرنده است و تمام دین در همین نهفته شده است. تو با آن شناخته می شوی. چه با آن آفریده شده ای. پس چیز اضافی نیست. دین های غیر فطری، دین های ذهنی که به زور تبلیغات استوار می شوند، چیزهای اضافی، من در آوردی، و تحمیلی اند. برای همین است که هیچگاه جواب نداده، و نمی دهند. زیرا بیگانه با وجود تو اَند. بدان هر چیزی که هماهنگ با فطرت الهی نباشد، ناسازگار با آن باشد، محکوم به شکست و نابودی است. زیرا فطرت، اصل و خمیرمایه هستی است. برای برخورداری از چنین فطرت نجات بخشی، باید غبار زدایی شود، باید حجابهای احساسی و ذهنی کنار روند، باید شرطی شدگی ها بشکنند و در یک کلام باید بیدار شد. و سلوک یعنی نیل به دین فطری، به فطرت پاک، به سِرشت الهی خویش، به نقدی که هست، و سلوک جز این معنایی ندارد. بدان که تمام انبیاء و اولیاء الهی آمده اند تا تو را با فطرت الهی ات آشنا کنند، نه جز آن. در آن بیرون چیز نجات بخشی نیست. همه نشانه است. و نجات حقیقی از درون تو بر می خیزد.
زندگی مذهبی یک زندگی بدون "من" است.
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
@masoudriaei
*منظور از روزن کردن رفع حجاب خودی و انانیت است. یعنی همان ایجاد وقفه در جریانِ بی وقفهیِ ذهنِ شرطی شده که پندار من از آن برمیخیزد.
پس روی سوی یگانگی نما که همان فطرت الهیست و خداوند مردمان را بر آن سِرشته است!
دین فطری تنها دین حقیقی و ریشه دار است. یگانه راه نجات نیز همین دین فطری است که از ازل در سِرشت و خمیر مایه ی وجود تو نهاده شده است. تو آنی، نه جز آن. برای برخورداری از آن هیچ سفر بیرونی لازم نیست بلکه تنها به سلوکی درونی نیاز است. دین های غیر فطری، دین های تقلیدی، دین های تلقینی، دین های اجباری، نه تنها دین نیستند بلکه ضد دین اند. دین که همان راه است چون دانه ای در وجود تو نهاده شده است. سِرشت و ذات تو، الهی است. همان فطرت خداست. نشانه اش یگانگی و وحدت است. صلح کل با تمامیت هستی است. و این فطرتِ زنده و آگاه، اصل تو و خمیر مایه وجودی توست. راهبرنده است و تمام دین در همین نهفته شده است. تو با آن شناخته می شوی. چه با آن آفریده شده ای. پس چیز اضافی نیست. دین های غیر فطری، دین های ذهنی که به زور تبلیغات استوار می شوند، چیزهای اضافی، من در آوردی، و تحمیلی اند. برای همین است که هیچگاه جواب نداده، و نمی دهند. زیرا بیگانه با وجود تو اَند. بدان هر چیزی که هماهنگ با فطرت الهی نباشد، ناسازگار با آن باشد، محکوم به شکست و نابودی است. زیرا فطرت، اصل و خمیرمایه هستی است. برای برخورداری از چنین فطرت نجات بخشی، باید غبار زدایی شود، باید حجابهای احساسی و ذهنی کنار روند، باید شرطی شدگی ها بشکنند و در یک کلام باید بیدار شد. و سلوک یعنی نیل به دین فطری، به فطرت پاک، به سِرشت الهی خویش، به نقدی که هست، و سلوک جز این معنایی ندارد. بدان که تمام انبیاء و اولیاء الهی آمده اند تا تو را با فطرت الهی ات آشنا کنند، نه جز آن. در آن بیرون چیز نجات بخشی نیست. همه نشانه است. و نجات حقیقی از درون تو بر می خیزد.
زندگی مذهبی یک زندگی بدون "من" است.
بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
@masoudriaei
*منظور از روزن کردن رفع حجاب خودی و انانیت است. یعنی همان ایجاد وقفه در جریانِ بی وقفهیِ ذهنِ شرطی شده که پندار من از آن برمیخیزد.
بدون دخالت ذهنِ شخصی، زندگی به روشی طبیعی و هماهنگ در جریان است. وقت را برای آرزوی بهتر شدن چیزها تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کاری هستند و هیچکس هم واقعاً خوشحال نیست. ما زندگی حقیقی را گمکردهایم. در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی بهجز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی و سپس این شادی درونت پایدار خواهد ماند.
تمایل جمعی انسانها جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمهاست.یعنی یک عرصه فانی و گذرا. این کار درواقع نوعی اجتناب از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونِ خودمان است، همان ذات الهی یا خویش. ناآگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن را رها کن بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشبخت کند. آگاه باش که این احساس خوب بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا بهاختصار تجربه بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور دور کنند. هیچکس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش تصورات است.
حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همان احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همان احساس «من هستم» که بهطور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در آن هشیاریِ غیرشخصی (یعنی چیزی که مربوط به ماجراهای این شخص نیست.م) آرام بگیرد.
هرزمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است اینکار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش بازمیگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعی و بیطرف «بودن» (وجود داشتن) بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور باهم مترادفاند. آنها یکی هستند. این درواقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
#موجی
Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
#Mooji
تمایل جمعی انسانها جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمهاست.یعنی یک عرصه فانی و گذرا. این کار درواقع نوعی اجتناب از آن حضور بیزمان و همیشه کاملِ درونِ خودمان است، همان ذات الهی یا خویش. ناآگاهی از حقیقت، دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن را رها کن بخصوص انتظار کشیدن برای یک اتفاق بعدی که بیاید و تو را خوشبخت کند. آگاه باش که این احساس خوب بعدی، ماجرای بعدی یا این دعوتهای ذهن، یا بهاختصار تجربه بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل میکنند، فقط کارشان این است که توجه تو را از حضور ناب یعنی آن جایگاه وجد و سرور دور کنند. هیچکس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تمامش تصورات است.
حالا چگونه این تمایلات را بهسادگی تغییر دهیم؟
با توجه کردن به حالتِ طبیعیِ بیفکری، یعنی همان احساسِ نابِ «وجود داشتن»، همان احساس «من هستم» که بهطور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر داده و اجازه دهید تا در آن هشیاریِ غیرشخصی (یعنی چیزی که مربوط به ماجراهای این شخص نیست.م) آرام بگیرد.
هرزمان که توجه به سمت چیزهای حسی یا تمایلاتِ قویِ شخصی رفت این کار را انجام دهید. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است اینکار توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش بازمیگرداند. عادت کنید تا در حالت طبیعی و بیطرف «بودن» (وجود داشتن) بمانید. این همان وضعیتِ خالی بودن است.
از این وضعیت نترسید. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کنید. خالی بودن و سرور باهم مترادفاند. آنها یکی هستند. این درواقع همان «لذت خویش» است. این وضعیت همان حالت رضایت، خرد، عشق و شادیِ ماندگار است.
#موجی
Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
#Mooji
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو کیستی؟ - #آلن_واتس
(این ویدئو حاوی نکات بسیار کلیدی و مهمی است)
*تنفس، ضربان قلب، فعالیت غدد، گوارش، شکلگیری استخوانها، گردش خون چه کسی اینها را کنترل میکند؟
همه اینها یک فرایند پیوسته با تمام هستی هستند.
اگر متوجه بشوی که این تو هستی که خونت را به گردش در میاوری آنگاه در همان لحظه متوجه میشوی که این تو هستی که خورشید را میدرخشانی.
تو خودِ زندگی هستی.
جنگ و نزاعِ موجوداتِ ریزِ درونِ بدنِ شما در آن سطح بهعنوان عدم هماهنگی و نزاع دیده میشود اما در سطحی بالاتر عین هارمونی و هماهنگی است و منجر به سلامتی شما میشود.
همهچیز در این عالم در عین هماهنگی و هارمونی پیش میرود فقط ذهن شرطی شده است که چیزها را خوب و بد تعبیر و تفسیر میکند.
همهچیز این دنیا کاملاً درست و دقیق است.
#AlanWatts
(این ویدئو حاوی نکات بسیار کلیدی و مهمی است)
*تنفس، ضربان قلب، فعالیت غدد، گوارش، شکلگیری استخوانها، گردش خون چه کسی اینها را کنترل میکند؟
همه اینها یک فرایند پیوسته با تمام هستی هستند.
اگر متوجه بشوی که این تو هستی که خونت را به گردش در میاوری آنگاه در همان لحظه متوجه میشوی که این تو هستی که خورشید را میدرخشانی.
تو خودِ زندگی هستی.
جنگ و نزاعِ موجوداتِ ریزِ درونِ بدنِ شما در آن سطح بهعنوان عدم هماهنگی و نزاع دیده میشود اما در سطحی بالاتر عین هارمونی و هماهنگی است و منجر به سلامتی شما میشود.
همهچیز در این عالم در عین هماهنگی و هارمونی پیش میرود فقط ذهن شرطی شده است که چیزها را خوب و بد تعبیر و تفسیر میکند.
همهچیز این دنیا کاملاً درست و دقیق است.
#AlanWatts
ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی میکنند و نمیدانند که:
"بهجز خدایتعالى هیچچیز و هیچکس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود."
اگر فهم نکردی روشنتر بگویم:
بدانکه اگر کسی از موم صد چیز بسازد بضرورت صد شکل و صد اسم پدید آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد. اما عاقل داند که بغیر موم چیز دیگری موجود نیست و اینجمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است. که این فقط موم بود که بجهات مختلف و باضافات و اعتبارات آمده است.
"با خودی کفر و بیخودی دین است
هرچه گفتیم مغز آن این است"
از کتاب کشف الحقایق - عزیزالدین نسفی
"بهجز خدایتعالى هیچچیز و هیچکس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود."
اگر فهم نکردی روشنتر بگویم:
بدانکه اگر کسی از موم صد چیز بسازد بضرورت صد شکل و صد اسم پدید آید و در هر شکلی چندین اسامی دیگر باشد. اما عاقل داند که بغیر موم چیز دیگری موجود نیست و اینجمله اسامی که پیدا آمده، اسامی موم است. که این فقط موم بود که بجهات مختلف و باضافات و اعتبارات آمده است.
"با خودی کفر و بیخودی دین است
هرچه گفتیم مغز آن این است"
از کتاب کشف الحقایق - عزیزالدین نسفی
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه همان چیزی است که ما هستیم و نه آنچه انجام میدهیم - #روپرت_اسپایرا
*این مراقبه از سری مراقبههای مسیر مستقیم است.
دوستان عزیز دقت کنند که مراقبههای مسیر مستقیم امری انتزاعی که شامل تصویرسازی و موارد اینچنینی باشند، نیستند. این مراقبهها با تجربه مستقیم و تفحص و بررسی مستقیم در تجربه خودمان قابلادراک است. به همین دلیل ازآنجاکه "توجه" شما برای اولین بار متوجه فضای آگاهی میشود درنتیجه تأکید بر این است که این مراقبهها را چندین و چند بار موردبررسی قرار دهید تا توجهی پراکنده متوجه حقیقت خودش بشود.
در این مراقبهها عامل توجه یا آگاهی که پیشازاین خودش را در قالب خودی مجزا صرفاً چیزهایی که از آنها آگاه بود یعنی مجموعهای از افکار، خاطرات، عواطف، حسها، تصاویر میپنداشت بهاصطلاح چرخیده و برای اولین بار متوجه حقیقت خودش یعنی آن چیزی که از اینها آگاه است میشود.
همچون صفحهنمایشی که خودش را تماماً در تصاویر فیلم فراموش کرده بود و حالا متوجه حقیقت خودش که مجزا از تمام ماجراهای تصاویر است میشود.
***مطلب مرتبط:
مراقبهی ماهیت حقیقی - قسمت اول
مراقبهی ماهیت حقیقی - قسمت پایانی
*این مراقبه از سری مراقبههای مسیر مستقیم است.
دوستان عزیز دقت کنند که مراقبههای مسیر مستقیم امری انتزاعی که شامل تصویرسازی و موارد اینچنینی باشند، نیستند. این مراقبهها با تجربه مستقیم و تفحص و بررسی مستقیم در تجربه خودمان قابلادراک است. به همین دلیل ازآنجاکه "توجه" شما برای اولین بار متوجه فضای آگاهی میشود درنتیجه تأکید بر این است که این مراقبهها را چندین و چند بار موردبررسی قرار دهید تا توجهی پراکنده متوجه حقیقت خودش بشود.
در این مراقبهها عامل توجه یا آگاهی که پیشازاین خودش را در قالب خودی مجزا صرفاً چیزهایی که از آنها آگاه بود یعنی مجموعهای از افکار، خاطرات، عواطف، حسها، تصاویر میپنداشت بهاصطلاح چرخیده و برای اولین بار متوجه حقیقت خودش یعنی آن چیزی که از اینها آگاه است میشود.
همچون صفحهنمایشی که خودش را تماماً در تصاویر فیلم فراموش کرده بود و حالا متوجه حقیقت خودش که مجزا از تمام ماجراهای تصاویر است میشود.
***مطلب مرتبط:
مراقبهی ماهیت حقیقی - قسمت اول
مراقبهی ماهیت حقیقی - قسمت پایانی
Forwarded from مسیر مستقیم
مسیر مستقیم
Photo
دوستان عزیز دقت کنید که نکته اساسی در مطالب و مراقبه های مسیر مستقیم این سؤال اساسی است:
Am I aware?
ترجمه معادل فارسی این جمله چنین مواردی میتواند باشد:
آیا من آگاهم؟
آیا من هشیارم؟
آیا من حضور دارم؟
آیا من هستم؟
مثلاً وقتی شما افکاری دارید، یا احساساتی درونتان است، یا چیزی میبینید و میشنوید و مزه میکنید یا میبویید یا لمس میکنید چیزی در اینجا وجود دارد که از تمام آن چیزها آگاه است. شما خود آن چیز هستید و نه چیزهایی که از آنها آگاه هستید. آن چیزهایی که از آنها آگاهید متغیر هستند اما این چیزی که از آنها آگاه است یعنی «من»، همیشه ثابت است. این «من» خودش از هیچکدام از چیزهایی که از آنها آگاه است ساخته نشده و صرفاً فضای ادراککنندگی یا هشیاری یا آگاهی است. این بهاصطلاح فضا، از همهچیز فارغ از اینکه آن چیزها چه چیزی باشند آگاه است. پس هدف از مطرح کردن چنین پرسشی این است که توجه شما را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آن چیزی که از همهچیز آگاه است ببرد.
پس از بررسی این فضا شما رفتهرفته متوجه میشوید که برای مدتها و سالها به جای اینکه خودتان را این فضای ادراککنندگی یا آگاهی بشناسید خودتان را صرفاً مجموعه چیزهایی که این فضا از آنها آگاه بود میشناختید مثل افکار احساسات خاطرات تصاویر حواس. درحالیکه بدون من-آگاهی هیچکدام از این عینیتها قابلشناسایی نبودند.
همانطور که پیشتر بیان شد در اینجا صفحهنمایشی که بهطور کامل خودش را در ماجرای تصاویر فراموش کرده بود رفتهرفته متوجه حقیقت اساسی خودش میشود.
#مسیرمستقیم
Am I aware?
ترجمه معادل فارسی این جمله چنین مواردی میتواند باشد:
آیا من آگاهم؟
آیا من هشیارم؟
آیا من حضور دارم؟
آیا من هستم؟
مثلاً وقتی شما افکاری دارید، یا احساساتی درونتان است، یا چیزی میبینید و میشنوید و مزه میکنید یا میبویید یا لمس میکنید چیزی در اینجا وجود دارد که از تمام آن چیزها آگاه است. شما خود آن چیز هستید و نه چیزهایی که از آنها آگاه هستید. آن چیزهایی که از آنها آگاهید متغیر هستند اما این چیزی که از آنها آگاه است یعنی «من»، همیشه ثابت است. این «من» خودش از هیچکدام از چیزهایی که از آنها آگاه است ساخته نشده و صرفاً فضای ادراککنندگی یا هشیاری یا آگاهی است. این بهاصطلاح فضا، از همهچیز فارغ از اینکه آن چیزها چه چیزی باشند آگاه است. پس هدف از مطرح کردن چنین پرسشی این است که توجه شما را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آن چیزی که از همهچیز آگاه است ببرد.
پس از بررسی این فضا شما رفتهرفته متوجه میشوید که برای مدتها و سالها به جای اینکه خودتان را این فضای ادراککنندگی یا آگاهی بشناسید خودتان را صرفاً مجموعه چیزهایی که این فضا از آنها آگاه بود میشناختید مثل افکار احساسات خاطرات تصاویر حواس. درحالیکه بدون من-آگاهی هیچکدام از این عینیتها قابلشناسایی نبودند.
همانطور که پیشتر بیان شد در اینجا صفحهنمایشی که بهطور کامل خودش را در ماجرای تصاویر فراموش کرده بود رفتهرفته متوجه حقیقت اساسی خودش میشود.
#مسیرمستقیم
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وجود ما مقدم بر افکار است - #روپرت_اسپایرا
افکار، احساسات، حواس، تصاویر میآیند و میروند، پدیدار و ناپدید میشوند.
اما چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آمدن و رفتن آنها آگاه است و آنها را شناسایی میکند. این چیزی که مقدم به آنهاست «من» هستم. من این افکار و احساسات و تصاویر دائم التغیر نیستم بلکه من آن چیزی هستم که مقدم بر آنهاست و از آنها آگاه است. خودت را درست شناسایی کن. درد و رنج نشاندهنده قرار گرفتن در جای اشتباه است. از جای اشتباه به جای درست برگرد از چسبیدن و یکی پنداشتن خودت با افکار و احساساتِ دائم التغیر برگرد به آن چیزی که حقیقت توست و مقدم بر آنهاست. تو آن فضایِ بی نهایتِ ادراک کنندگی یا آگاهی هستی که مطلقاً متأثر از هیچ تصویر و فکر و احساسی نیست. در طول روز بارها و بارها و بارها از سمت افکار و احساسات و تصاویر، به سمت آن چیزی که از آنها آگاه است برگرد و هرچه بیشتر به این فضا مشتاق باش و آن را بهطور مدام بررسی کن.
این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم، حس میکنم، لمس میکنم و به آنها فکر میکنم آگاه است؟
چه تصویرِ جشن باشد چه جنگ، صفحهنمایش عاری از کیفیات تصاویر است.
من چیستم؟
افکار، احساسات، حواس، تصاویر میآیند و میروند، پدیدار و ناپدید میشوند.
اما چیزی مقدم بر آنها وجود دارد که از آمدن و رفتن آنها آگاه است و آنها را شناسایی میکند. این چیزی که مقدم به آنهاست «من» هستم. من این افکار و احساسات و تصاویر دائم التغیر نیستم بلکه من آن چیزی هستم که مقدم بر آنهاست و از آنها آگاه است. خودت را درست شناسایی کن. درد و رنج نشاندهنده قرار گرفتن در جای اشتباه است. از جای اشتباه به جای درست برگرد از چسبیدن و یکی پنداشتن خودت با افکار و احساساتِ دائم التغیر برگرد به آن چیزی که حقیقت توست و مقدم بر آنهاست. تو آن فضایِ بی نهایتِ ادراک کنندگی یا آگاهی هستی که مطلقاً متأثر از هیچ تصویر و فکر و احساسی نیست. در طول روز بارها و بارها و بارها از سمت افکار و احساسات و تصاویر، به سمت آن چیزی که از آنها آگاه است برگرد و هرچه بیشتر به این فضا مشتاق باش و آن را بهطور مدام بررسی کن.
این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم، حس میکنم، لمس میکنم و به آنها فکر میکنم آگاه است؟
چه تصویرِ جشن باشد چه جنگ، صفحهنمایش عاری از کیفیات تصاویر است.
من چیستم؟
Forwarded from مسیر مستقیم
ما هماکنون از تجربههایمان آگاهیم. ما از این کلمات آگاهیم، ما از افکار و احساساتمان هر چه که باشند آگاهیم. ما از هر آنچه در حال حاضر در اتاقمان میبینیم و میشنویم آگاهیم، از حسهایی که در بدنمان داریم آگاهیم. ما بیهیچ تلاشی از تمام این جریان تجربه آگاهیم؛ و برای اینکه آنی که از تجربیاتمان آگاه است و آنها را میشناسد باشیم نیاز به کوچکترین تلاشی نداریم. مراقبه در حقیقت یعنی: آگاهانه همان باشیم، همان که از تجربیاتمان آگاه است.
#روپرت_اسپایرا
توجه کن که تو از هر آنچه تجربه میکنی "آگاهی"
اگر فکری داری از آن آگاهی
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی اصل مشترک در تمام تجربهها است.
"چیزهایی که از آن آگاه هستیم، تغییر میکنند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند."
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما ثابت نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات (بطور پیاپی) پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن، تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود.
چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
شما آگاهی هستید. آگاهی نام دیگر شماست. ازآنجاکه شما آگاهی هستید در این صورت نیازی به دستیابی یا پرورش آن نیست. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آگاه بودن از سایر چیزهایی که غیر خویش هستند را رها کنید. اگر فرد آگاه بودن از آنها را رها کند، آنگاه فقط آگاهی محض باقی خواهد ماند و آن «خویش» است.
#رامانا ماهارشی
*عامل توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آنی که از اینها آگاه است برگردانید. این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم آگاه است، این چه چیزی است که از افکارم آگاه است؟ این چه چیزی است که از احساساتم آگاه است؟ این چه چیزی است که از حسهایی که از بدنم دارم آگاه است؟
متوجهاش باشید، مشتاقش باشید و بررسیاش کنید و سپس آگاهانه خودتان را بهعنوان همان بشناسید. مراقبه، آگاهانه همان بودن است.
جهت شناسایی دقیق نیاز است تا در طول روز بارها و بارها توجه را از چیزهایی که از آنها آگاهید به این سمت بیاورید.
"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience.”
#RupertSpira
"Notice that you are aware of whatever you are experiencing. If you are having a thought, you are aware of it. If you are reading these words, you are aware of them. If you have a headache, you are aware of the sensation. If you are perceiving sights and sounds, you are aware of them.
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#RupertSpira
You are awareness. Awareness is another name for you. Since you are awareness there is no need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self.
#Ramana Maharshi
#روپرت_اسپایرا
توجه کن که تو از هر آنچه تجربه میکنی "آگاهی"
اگر فکری داری از آن آگاهی
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی اصل مشترک در تمام تجربهها است.
"چیزهایی که از آن آگاه هستیم، تغییر میکنند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند."
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما ثابت نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات (بطور پیاپی) پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن، تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود.
چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که پدیدار نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و "خودت را بهعنوان همان بشناس".
#روپرت_اسپایرا
شما آگاهی هستید. آگاهی نام دیگر شماست. ازآنجاکه شما آگاهی هستید در این صورت نیازی به دستیابی یا پرورش آن نیست. تمام کاری که باید انجام دهید این است که آگاه بودن از سایر چیزهایی که غیر خویش هستند را رها کنید. اگر فرد آگاه بودن از آنها را رها کند، آنگاه فقط آگاهی محض باقی خواهد ماند و آن «خویش» است.
#رامانا ماهارشی
*عامل توجه را از چیزهایی که از آنها آگاه هستید به سمت آنی که از اینها آگاه است برگردانید. این چه چیزی است که از چیزهایی که میبینم، میشنوم آگاه است، این چه چیزی است که از افکارم آگاه است؟ این چه چیزی است که از احساساتم آگاه است؟ این چه چیزی است که از حسهایی که از بدنم دارم آگاه است؟
متوجهاش باشید، مشتاقش باشید و بررسیاش کنید و سپس آگاهانه خودتان را بهعنوان همان بشناسید. مراقبه، آگاهانه همان بودن است.
جهت شناسایی دقیق نیاز است تا در طول روز بارها و بارها توجه را از چیزهایی که از آنها آگاهید به این سمت بیاورید.
"We are aware right now of our experience. We are aware of these words; we are aware of our thoughts and feelings, whatever they might be. We are aware of whatever sights or sounds are present in our room, the tingling sensations of the body. We are effortlessly aware of all this flow of experience. And we don't need to make the slightest effort to be that which knows or is aware of our experience. Meditation is simply to be knowingly this one, the one that is aware of our experience.”
#RupertSpira
"Notice that you are aware of whatever you are experiencing. If you are having a thought, you are aware of it. If you are reading these words, you are aware of them. If you have a headache, you are aware of the sensation. If you are perceiving sights and sounds, you are aware of them.
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#RupertSpira
You are awareness. Awareness is another name for you. Since you are awareness there is no need to attain or cultivate it. All that you have to do is to give up being aware of other things that is of the not-Self. If one gives up being aware of them then pure awareness alone remains, and that is the Self.
#Ramana Maharshi