تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
806 videos
38 files
367 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
#تسلیم مطلب شماره شش

"تغییر در زندگی"

☆ هر گاه تسلیم وار به کل از اراده ات دست کشیدی، به سکون و آرامشی اعجاب انگیز فرو می روی. آن کیفیت را "مراقبه" گویند. پس فرقی نمی کند که بصورت لوتوس نشسته باشی، یا ایستاده باشی، در حال راه رفتن باشی، یا دراز کشیده باشی. مهم کیفیت وجودیِ توست. آیا وصل به آن آرامش حقیقی هستی یا نه؟! اما آنچه قطعی است این است که آن کیفیت فقط در حالت خاموشیِ تو محقق می شود. هم آنگاه که زبان و ذهن و قلب، در سکوت و بی خواهشی محض بسر می برَند. اگر بتوانی چنین حالتی را در وجودت شکوفا کنی، بدون شک شاهد تغییرات اساسی و کارآمد در زندگیت خواهی بود، که شگفتی ساز و شگفتی آور است.

مسعود ریاعی
@masoudriaei
Upon This Rock
Jocelyn Pook
موسیقی خوب
Jocelyn Pook - Upon This Rock

@selfinquiry
تفحص خویش
Jocelyn Pook – Upon This Rock
من مست جام باقی‌ام، دارم هوای عاشقی
حیران روی ساقی‌ام، دارم هوای عاشقی

ای جان و ای جانان من، دارم هوای عاشقی
ای وصل و ای هجران من، دارم هوای عاشقی

جان در بر جانانه شد، دل بر سر پیمانه شد
تن ساکن میخانه شد، دارم هوای عاشقی

گه نور و گه نار آمدم، گه گل، گهی خار آمدم
گه مست و هشیار آمدم، دارم هوای عاشقی

ای شاه، درویشت منم، درویش دل ریشت منم
بیگانه و خویشت منم، دارم هوای عاشقی

دیوانه رویت منم، آشفته مویت منم
سرگشته کویت منم، دارم هوای عاشقی


ابوسعید ابوالخیر
* مطلب بسیار مهمی در خصوص تفحص خویش

گفتگو درباره تفحص خویش
گفتگوی پیش رو از دفتر خاطرات یکی از مریدان باگوان رامانا ماهارشی به نام سری یالامانچیلی آورده شده او کسی بود که باگوان را در سال ۱۹۲۸ ملاقات کرد و گفتگویی با او در خصوص تفحص خویش داشت. این متن در فوریه سال ۱۹۸۲ در اروناچالا رامانا منتشر شد.
پرسشگر: چطور می‌توانم به خویش پی ببرم؟
باگوان: خویش چه کسی؟
پرسشگر: خویش خودم
باگوان: خودت باید این کار را انجام دهی
پرسشگر: من قادر به انجام و شناسایی آن نیستم
باگوان: آن برای چه کسی قابل‌شناسایی نیست؟
پرسشگر: برای من
باگوان: تلاش کن تا بفهمی این «من» کیست
پرسشگر: شما همیشه فقط همین را میگویید.
باگوان: (درحالی‌که می‌خندد) ظاهراً به اینجا آمده‌ای تا مرا امتحان کنی. آیا برایت ارزشی خواهد داشت اگر من بگویم که چه چیز هستی؟ آیا با گفتن من راضی می‌شوی؟ از خودت بپرس «من کیستم؟» پس ‌از این پرسش جواب را درون خودت پیدا خواهی کرد آن‌وقت است که راضی خواهی شد.
پرسشگر: من برای مدت‌ها تفحص خویش را انجام داده‌ام اما بی‌فایده بوده است.
باگوان: باید «من» را جستجو کنی. سپس منِ پیدا، ناپدید خواهد شد.
پرسشگر: لطفاً جزئیات این فرایند را به من بگویید
باگوان: در حقیقت ذهن مجموعه‌ای از افکار است. و هر فکری از «من» می‌آید. پس این «من» اولین فکر است. به‌جای ماندن با افکار ثانویه، جستجوگر باید بر روی فکر اولیه متمرکز باشد که آن «من» است.
پرسشگر: فرق بین فکر و من در چیست؟
باگوان: افکار مستقل نیستند. آن‌ها تا زمانی که با «من» در ارتباط هستند پابرجا می‌مانند؛ اما «من» می‌تواند با خودش پابرجا باقی بماند. درواقع «من» هم مستقل نیست. آن توسط خویش پشتیبانی می‌شود.
«من» مدام از خویش برمی‌خیزد و در آن فرو می‌شود. آن در هنگام خواب عمیق فرو می‌رود و در هنگام بیداری دوباره برمی‌خیزد. ما باید با دید درونی جایی که ازآنجا متولد می‌شود را شناسایی کنیم.
پرسشگر: من به همین طریق تفحص کردم اما به جوابی نرسیدم
باگوان: اگر این سؤال را با اشتیاق شدید در درون بپرسید،«منِ» اشتباه از بین خواهد رفت و منِ حقیقی ظاهر می‌شود.
پرسشگر: من حقیقی چیست؟
باگوان: این همان چیزی است که ما روح یا خدا می‌نامیم.
پرسشگر: زمانی که تفحص را آغاز می‌کنم افکار بی‌شماری ظاهر می‌شوند و مانع من می‌شوند. وقتی یکی از آن‌ها را حذف می‌کنم یکی دیگر جایگزین می‌شود به نظر می‌رسد که تمامی ندارند.
باگوان: نمی‌گویم که با افکارت گلاویز شوی. اگر به این طریق عمل کنی هیچ پایانی برای آن‌ها نخواهد بود. رازش اینجاست: «من» سرمنشأ تمام افکار است باید بفهمیم که از کجا برمی‌خیزد. این کاملاً ضروری است. همان‌طور که یک سگ صاحبش را با ردگیری بویش دنبال می‌کند شما نیز باید منی که از درون گسترده می‌شود را دنبال کنید تا به منشأش که همان روح است برسید.
پرسشگر: از مجموع این‌ها فهمیدم که فرد می‌تواند با تلاشِ خودش به منشأ دست یابد
باگوان: این با فیض الهی است که شما میل به خودشناسی پیداکرده‌اید. همین میل به خودشناسی خودش یک نشانه روشن از فیض خویش است. بنابراین رحمت و فیض در حال حاضر به‌عنوان منبع تلاش شما دارد عمل می‌کند. این رحمت کیفیت خارجی خویش نیست بلکه ذات آن است. آن در قلبت ساکن است. تو را به داخل به درون خودش می‌کشد. تنها کاری که باید انجام دهی این است که توجهت را به درون ببری و به دنبال منشأ «من» باشی. این تنها تلاش شخصی است که باید انجام شود. به همین خاطر است که میگویند جایی که رحمت و فیض نباشد هیچ تمایلی برای جستجوی خویش وجود نخواهد دشت.
پرسشگر: آیا به استاد نیاز نیست؟
باگوان: زمانی که نیاز باشد خودِ خویش، فرم یک استاد خارجی را می‌گیرد و تو را وارد این روند می‌کند. او تو را به درون هول می‌دهد و تو را تحویل استاد درون که از قبل آنجا بود خواهد داد. سرانجام خویش که در قلب ساکن است، تو را با آغوش باز می‌پذیرد.
پرسشگر: می‌توانم اکنون بپرسم ویژگی متمایز این روش در چیست؟
باگوان: حس «من» همیشه در ما حاضر است. بنابراین یافتن خویش از طریق «من» که تجلی آن خویش است نسبتاً آسان خواهد بود. علاوه بر این اگر قبل از اینکه «من» به شکل‌های مختلف منشعب شود، توجه خودمان را از طریق این روش، بر روی فرم اولیه «من» قرار دهیم، این کار منجر به انحلال مستقیم «من» در منشأش می‌شود.
در غیر این صورت زمانی که «من» فرم‌های زیادی به خودش گرفته باشد و آنگاه شما تفحص را شروع کنید باقدرت توهمی‌اش شما را دور می‌کند و هرگز نمی‌توانید به منشأش دست پیدا کنید.
پرسشگر: خویش بی‌نام و بی فرم است. چطور می‌توانیم آن را با تفحصِ این «من» ی که اسم و فرم دارد بیابیم؟
باگوان: «منِ» کاذب یا ایگو بین روح و بدن قرار دارد و آن‌ها را به هم وصل می‌کند. روح آگاه است درحالی‌که بدن نیست.«منِ» کاذب آن‌ها را به هم مرتبط می‌کند. همچنین به آن، گره بین ماده و روح نیز میگویند.
@selfinquiry
تفحص خویش pinned «* مطلب بسیار مهمی در خصوص تفحص خویش گفتگو درباره تفحص خویش گفتگوی پیش رو از دفتر خاطرات یکی از مریدان باگوان رامانا ماهارشی به نام سری یالامانچیلی آورده شده او کسی بود که باگوان را در سال ۱۹۲۸ ملاقات کرد و گفتگویی با او در خصوص تفحص خویش داشت. این متن در…»
🌀توصیه می‌کنم این مطلب به‌علاوه کتاب «من کیستم» از رامانا ماهارشی رو پرینت بگیرید و چندین و چند بار مطالعه کنید چون حقیقتاً این نوشته‌ها گوهر نایابی هستند.
مطلب بالا رو هم به‌صورت پی‌دی‌اف آپلود می‌کنم
Sri #Mooji

“Don't worry about anything at all. You are not here by accident. This form is just a costume for a while. But the one who is behind the costume, this one is eternal. You must know this. If you know this and trust this, you don't have to worry about anything. This world is so full of love. And your heart, your being, is so full of love, so full of peace. You don't have to go to some place else to find peace. It is right where you are.“
" هرگز نگران هیچ‌چیز نباش. تو تصادفی اینجا نیستی. این فرم (بدن) تنها برای مدتی لباس تو است؛ اما آنی که پشت این لباس است، جاودان است. باید این را بدانی. اگر این را بدانی و به آن اطمینان داشته باشی دیگر نباید نگران چیزی باشی. این جهان سرشار از عشق است. قلب تو، وجود تو سرشار از این عشق و آرامش است. نیازی نیست برای یافتن آرامش به جای دیگری بروی. آن درست همان‌جایی است که تو هستی."
#موجی
People still ask me, "Robert, what do you see when you look at us? Do you see energy? Do you see consciousness? Do you see a play of lights? Do you see emptiness?" If I saw any of those things I wouldn't be able to function. I see what you see, you! The only
difference is, I realize I am not the body. And when I say, "I'm not the body," I'm speaking of the universal body, which contains you. Therefore, if I'm not the body, and I see that, I see that you are also not the body.

I simply see the world as superimposed images on the screen. But I'm always aware that you are images. And so is the body, and so are the trees, and the sky, and the planets, and the animals, and the insects, and everything else. For some reason I'm always aware of that. I'm aware that it's like a bubble, and the bubble bursts, and the reality expresses itself as consciousness.

- #Robert Adams
مردم از من می‌پرسند: "رابرت وقتی به ما نگاه می‌کنی چه می‌بینی؟ انرژی می‌بینی؟ آگاهی می‌بینی؟ بازی نورها را می‌بینی؟ خلأ می‌بینی؟"
اگر من یکی از این چیزها را می‌دیدم قادر به عملکردی نبودم. من همان چیزی را می‌بینم که شما می‌بینید. من شما را می‌بینم.
تنها تفاوت این است که من پی برده‌ام که من بدن نیستم. وقتی میگویم «من» بدن نیستم من از آن بدن جهانی صحبت می‌کنم که شما را شامل می‌شود؛ بنابراین اگر من بدنم نیستم و به این موضوع واقفم، همچنین خواهم دانست که شما نیز بدن نیستید.
من حقیقتاً جهان را به‌عنوان تصاویری بر روی صفحه‌نمایش می‌بینم. همیشه آگاه هستم که شما تصویرهستید. همچنین بدن، درختان، آسمان، سیارات، حیوانات، حشرات و هر چیزی فقط تصاویری بر روی صفحه‌نمایش هستند. به دلیلی من همیشه از آن آگاه هستم. آگاهم که این مانند حبابی است و حباب می‌ترکد و حقیقت خودش را به‌عنوان آگاهی ابراز می‌کند.
#رابرت آدامز
" اگر عمیقاً در خویش فروروید و خودتان را در آنجا ساکن کنید چیزی بر شما تأثیر نخواهد گذاشت. امواجِ سطحِ اقیانوس هرچقدر هم تند و شدید باشند نمی‌توانند عمق آن را تحت تأثیر قرار دهند. آبی که در موج‌هاست همان آبی است که در عمق است اما اگر در سطح بمانی توسط امواج مدام به اطراف پرت خواهی شد.
امواج فقط بخش ناچیزی از اقیانوس هستند، آن‌ها شکل بیرونی اقیانوس‌اند. به همین ترتیب در گستره نامحدود اقیانوسِ آگاهیِ بی فرم، نام‌ها، فرم‌ها و کیفیت‌ها فقط امواجِ سطحیِ ناچیز هستند. همه‌ی آن‌ها تجلیات یک آگاهی هستند و از آن جدایی‌ناپذیرند. اگر می‌خواهی که از تلاطمِ سطح رهایی پیدا کنی می‌توانی به عمقِ آگاهیِ بی فرم فروروی و همان‌جا ساکن شوی."
#آنامالای سوامی
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
If you sink deep into the Self and establish yourself there, they
will not affect you. The depths of the ocean are not affected by the waves on the surface, however violent they may be. The water in the waves is the same as the water in the depths, but if you stay on the surface you will be constantly tossed around by the waves.

The waves are only a tiny part of the ocean; they are its outer form. Similarly, in the vast, limitless ocean of formless consciousness names, forms and gunas are the tiny surface ripples. They are manifestations of the one consciousness and inseparable from it. If you want to escape the surface turbulence you can sink deep into the formless consciousness and abide there.