تفحص خویش
Photo
پس از انقراض دایناسورها، گروه جدیدی از پستانداران تکامل یافتند. آنها "نخستیان" به معنای "دارندگان رتبه نخست" بودند. دانشمندان قرن هجدهم برایشان چنین نامی گذاشتند، زیرا انسانریختها و انسان نیز در این گروه جای میگیرند که «عالیترین» یا پیشرفتهترین جانداران به شمار میآمدند. امروزه، نخستيان، لمورها، میمونها و انسانریختها را دربرمیگیرند.
تکامل به گونهها امکان میدهد که با محیطشان سازش پیدا کنند؛ اما معلوم شده که انسان موجودی بسیار غیرعادی است. ما در میان تمام گونههای شناختهشده، قویترین مغز را داریم.
ما تنها جانداری هستیم که فرهنگ پیچیده، هنر و فناوری و زبان نوشتاری دارد. نخستین "نخستیها" حدود ۵۵ میلیون سال پیش و هنگامی به وجود آمدند که تعدادی از پستانداران پشمالوی کوچک برای زندگی در میان درختان تکامل یافتند. در آنها پاهایی دستمانند برای گرفتن شاخهها و نیز چشمهایی روبهجلو پدید آمد. در فاصله بین ۱۳ تا ۷ میلیون سال پیش، انسانریختها به چند شاخه منشعب شدند. یکی از این شاخهها به شامپانزه تکامل یافت و دیگری به آدم سانان (یعنی انسان و نیاکانش).
برگرفته از کتاب: تکامل شگفت انگیز – آنا کلی برن
انسان مدتها پیشازتاریخ وجود داشته است. موجوداتی که شباهت زیادی به انسان نوین داشتند ابتدا حدود دو و نیم میلیون سال پیش پا به عرصه حیات گذاشتند؛ اما تا نسلها بعد، با هزاران موجود دیگری که در کنارشان روی زمین میزیستند تفاوتی نداشتند. اگر میتوانستیم ۲ میلیون سال پیش گشتوگذاری در شرق آفریقا داشته باشیم، ممکن بود به تصویرهای آشنایی از انسانها برخورد کنیم. این انسانهای اولیه عشق میورزیدند، بازی میکردند، طرح دوستی میریختند و برای قدرت و مقام میجنگیدند؛ درست مثل شامپانزهها و میمونها و فیلها. انسان در آن زمان موجود خارقالعادهای نبود. هیچکس هم حتی ذرهای فکرش را نمیکرد که آیندگانش کره ماه را فتح کنند، اتم را بشکافند، رمز ژنتیکی را بگشایند و کتاب تاریخ بنویسند. مهمترین چیزی که لازم است درباره انسان اولیه بدانیم این است که او موجود ناچیزی بود که تأثیرش بر محیط بیش از گوریلها و کرمهای شبتاب یا عروسهای دریایی نبود.
انسان خردمند نیز متعلق به یک خانواده است. این واقعیت پیشپاافتاده درگذشته یکی از پنهانیترین اسرار تاریخ شده بود. انسان خردمند تا مدتها ترجیح میداد خود را موجودی جدا از دیگر جانداران، بدون خواهر و برادر و مهمتر از همه، بدون پدر و مادر فرض کند؛ اما چنین نیست. ما بخواهیم یا نخواهیم، متعلق به خانواده بزرگ و شلوغ میمونها هستیم. نزدیکترین خویشاوندان ما شامپانزهها، گوریلها و اورانگوتانها هستند. شامپانزهها به ما نزدیکترند. همین ۶ میلیون سال پیش میمونی دو دختر زایید که یکی از آنها مادربزرگ شامپانزهها شد و دیگری مادربزرگ ما. از حدود دو میلیون سال پیش تا ده هزار سال پیش دنیا همزمان محل زندگی گونههای مختلف انسانی بوده است. صد هزار سال پیش حداقل شش گونه انسان مختلف روی زمین میزیستند.
برگرفته از کتاب انسان خردمند – نوح هراری
تکامل به گونهها امکان میدهد که با محیطشان سازش پیدا کنند؛ اما معلوم شده که انسان موجودی بسیار غیرعادی است. ما در میان تمام گونههای شناختهشده، قویترین مغز را داریم.
ما تنها جانداری هستیم که فرهنگ پیچیده، هنر و فناوری و زبان نوشتاری دارد. نخستین "نخستیها" حدود ۵۵ میلیون سال پیش و هنگامی به وجود آمدند که تعدادی از پستانداران پشمالوی کوچک برای زندگی در میان درختان تکامل یافتند. در آنها پاهایی دستمانند برای گرفتن شاخهها و نیز چشمهایی روبهجلو پدید آمد. در فاصله بین ۱۳ تا ۷ میلیون سال پیش، انسانریختها به چند شاخه منشعب شدند. یکی از این شاخهها به شامپانزه تکامل یافت و دیگری به آدم سانان (یعنی انسان و نیاکانش).
برگرفته از کتاب: تکامل شگفت انگیز – آنا کلی برن
انسان مدتها پیشازتاریخ وجود داشته است. موجوداتی که شباهت زیادی به انسان نوین داشتند ابتدا حدود دو و نیم میلیون سال پیش پا به عرصه حیات گذاشتند؛ اما تا نسلها بعد، با هزاران موجود دیگری که در کنارشان روی زمین میزیستند تفاوتی نداشتند. اگر میتوانستیم ۲ میلیون سال پیش گشتوگذاری در شرق آفریقا داشته باشیم، ممکن بود به تصویرهای آشنایی از انسانها برخورد کنیم. این انسانهای اولیه عشق میورزیدند، بازی میکردند، طرح دوستی میریختند و برای قدرت و مقام میجنگیدند؛ درست مثل شامپانزهها و میمونها و فیلها. انسان در آن زمان موجود خارقالعادهای نبود. هیچکس هم حتی ذرهای فکرش را نمیکرد که آیندگانش کره ماه را فتح کنند، اتم را بشکافند، رمز ژنتیکی را بگشایند و کتاب تاریخ بنویسند. مهمترین چیزی که لازم است درباره انسان اولیه بدانیم این است که او موجود ناچیزی بود که تأثیرش بر محیط بیش از گوریلها و کرمهای شبتاب یا عروسهای دریایی نبود.
انسان خردمند نیز متعلق به یک خانواده است. این واقعیت پیشپاافتاده درگذشته یکی از پنهانیترین اسرار تاریخ شده بود. انسان خردمند تا مدتها ترجیح میداد خود را موجودی جدا از دیگر جانداران، بدون خواهر و برادر و مهمتر از همه، بدون پدر و مادر فرض کند؛ اما چنین نیست. ما بخواهیم یا نخواهیم، متعلق به خانواده بزرگ و شلوغ میمونها هستیم. نزدیکترین خویشاوندان ما شامپانزهها، گوریلها و اورانگوتانها هستند. شامپانزهها به ما نزدیکترند. همین ۶ میلیون سال پیش میمونی دو دختر زایید که یکی از آنها مادربزرگ شامپانزهها شد و دیگری مادربزرگ ما. از حدود دو میلیون سال پیش تا ده هزار سال پیش دنیا همزمان محل زندگی گونههای مختلف انسانی بوده است. صد هزار سال پیش حداقل شش گونه انسان مختلف روی زمین میزیستند.
برگرفته از کتاب انسان خردمند – نوح هراری
تفحص خویش
Photo
یک خانواده بزرگ
دانشمندان بر این باورند که تمام گونهها از یک موجود اولیه تکسلولی تکاملیافتهاند. این فکر که همهچیز از یک موجود پدید آمده بسیار قدیمی است. در قرن هجدهم تعدادی از دانشمندان آن را پیشنهاد کرده بودند. هنگامیکه داروین در ۱۸۵۹ کتابش را باعنوان "درباره پیدایش گونهها" منتشر کرد، در موافقت با آنها نوشت: "از آغاز بسیار ساده، زیباترین و شگفتانگیزترین اشکال بیپایان تکاملیافته و همچنان تکامل مییابند.*" در سالهای اخیر دانشمندان دیانای جانداران مختلف را بررسی کرده و دریافتهاند که تمام گونههای شناختهشده الگوی دیانای یکسانی دارند. معنایش این است که بهاحتمال بسیار زیاد همه ما از یک سلول تکاملیافتهایم. با تولیدمثل و تکامل سلولها و گونهها، دیانای آنها نیز رونویسی شد و این الگوها به نسلهای بعد انتقال یافت.
سلول نخستین دارای الگوهایی در دیانای خود بود که رونویسی شد و به تمام جاندارانی که از آن تکامل یافتند منتقل شد.
مقدار زیادی از دیانای شما با انواع دیگر موجودات زنده مشترک است. برای مثال، حدود ۵۰ درصد از دیانای انسان عیناً مانند دیانای گیاه کلم است.
دیانای مشترک با سایر انسانها: نودونه و نه درصد
دیانای مشترک با شامپانزه: نودوشش درصد
دیانای مشترک با گربه خانگی: نود درصد
دیانای مشترک با موش: هفتادوپنج درصد
دیانای مشترک با موز: شصت درصد
دیانای مشترک با مگس سرکه: شصت درصد
برگرفته از کتاب: تکامل شگفت انگیز – آنا کلی برن
*دوستان در جریان باشند که جریان تکامل پایان نیافته و همچنان در حال روی دادن است.نمونه ظاهری آن کوچک شدن فک انسان امروزی و مشکلاتی است که با دندان عقل دارد. برای اطلاع از سایر بخشهای بدن به همین کتاب مراجعه کنید.
"البته دقت کنید که اینها فقط تکامل در بخش ظاهری بدن انسان است."
دانشمندان بر این باورند که تمام گونهها از یک موجود اولیه تکسلولی تکاملیافتهاند. این فکر که همهچیز از یک موجود پدید آمده بسیار قدیمی است. در قرن هجدهم تعدادی از دانشمندان آن را پیشنهاد کرده بودند. هنگامیکه داروین در ۱۸۵۹ کتابش را باعنوان "درباره پیدایش گونهها" منتشر کرد، در موافقت با آنها نوشت: "از آغاز بسیار ساده، زیباترین و شگفتانگیزترین اشکال بیپایان تکاملیافته و همچنان تکامل مییابند.*" در سالهای اخیر دانشمندان دیانای جانداران مختلف را بررسی کرده و دریافتهاند که تمام گونههای شناختهشده الگوی دیانای یکسانی دارند. معنایش این است که بهاحتمال بسیار زیاد همه ما از یک سلول تکاملیافتهایم. با تولیدمثل و تکامل سلولها و گونهها، دیانای آنها نیز رونویسی شد و این الگوها به نسلهای بعد انتقال یافت.
سلول نخستین دارای الگوهایی در دیانای خود بود که رونویسی شد و به تمام جاندارانی که از آن تکامل یافتند منتقل شد.
مقدار زیادی از دیانای شما با انواع دیگر موجودات زنده مشترک است. برای مثال، حدود ۵۰ درصد از دیانای انسان عیناً مانند دیانای گیاه کلم است.
دیانای مشترک با سایر انسانها: نودونه و نه درصد
دیانای مشترک با شامپانزه: نودوشش درصد
دیانای مشترک با گربه خانگی: نود درصد
دیانای مشترک با موش: هفتادوپنج درصد
دیانای مشترک با موز: شصت درصد
دیانای مشترک با مگس سرکه: شصت درصد
برگرفته از کتاب: تکامل شگفت انگیز – آنا کلی برن
*دوستان در جریان باشند که جریان تکامل پایان نیافته و همچنان در حال روی دادن است.نمونه ظاهری آن کوچک شدن فک انسان امروزی و مشکلاتی است که با دندان عقل دارد. برای اطلاع از سایر بخشهای بدن به همین کتاب مراجعه کنید.
"البته دقت کنید که اینها فقط تکامل در بخش ظاهری بدن انسان است."
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آردیکپی رامید
Ardipithecus ramidus
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی "آردیکپی رامید" که در آفریقا در ۴.۴ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
این گونه بر روی دو پا راه میرفت. البته معمولاً راه رفتن روی دوپا برای این گونه ریسکپذیر و خطرآفرین بود زیرا سطح زمین معمولاً امنیت بالای درخت را نداشت. این جانور هنوز فاصله زیادی از جد مشترک گونهها نگرفته بود و زندگی بروی درختان را ترجیح میداد.
آنها از میوههایی که جمعآوری میکردند تغذیه میکردند.
گرایش جفتی این موجود تکهمسری بود و مردها برای همسر نمیجنگیدند. آنها فرزندشان را باهم پرورش میدادند.
Ardipithecus ramidus
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی "آردیکپی رامید" که در آفریقا در ۴.۴ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
این گونه بر روی دو پا راه میرفت. البته معمولاً راه رفتن روی دوپا برای این گونه ریسکپذیر و خطرآفرین بود زیرا سطح زمین معمولاً امنیت بالای درخت را نداشت. این جانور هنوز فاصله زیادی از جد مشترک گونهها نگرفته بود و زندگی بروی درختان را ترجیح میداد.
آنها از میوههایی که جمعآوری میکردند تغذیه میکردند.
گرایش جفتی این موجود تکهمسری بود و مردها برای همسر نمیجنگیدند. آنها فرزندشان را باهم پرورش میدادند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنوبیکپی عفاری
Australopithecus afarensis
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی " جنوبیکپی عفاری" که در آفریقا در ۳.۷ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
فسیل معروف لوسی متعلق به همین گونه است. کپی، از درخت میتوانست بالا رود، ولی بیشتر ترجیح میداد که بر زمین باشد.آنها بهصورت گروهی حرکت میکردند. آنها از ریشه گیاهان و بعضی از حشرات تغذیه میکردند.زندگی روی علفزارها برای آنها بسیار پرمخاطره بود و شرط بقایشان ماندن در گروه بود.
Australopithecus afarensis
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی " جنوبیکپی عفاری" که در آفریقا در ۳.۷ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
فسیل معروف لوسی متعلق به همین گونه است. کپی، از درخت میتوانست بالا رود، ولی بیشتر ترجیح میداد که بر زمین باشد.آنها بهصورت گروهی حرکت میکردند. آنها از ریشه گیاهان و بعضی از حشرات تغذیه میکردند.زندگی روی علفزارها برای آنها بسیار پرمخاطره بود و شرط بقایشان ماندن در گروه بود.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انسان ماهر
Homo habilis
آغاز عصر سنگ یا عصر حجر
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی " هومو هابیلیس" یا انسان ماهر که در آفریقا در ۲.۴ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
آنها از لاشه حیوانات تغذیه میکردند و مغز استخوان لاشه ها را میخوردند. آنها توانایی استفاده از سنگ به عنوان ابزار را بدست آوردند و همین توانایی دنیای آنها را تغییر داد.
Homo habilis
آغاز عصر سنگ یا عصر حجر
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی " هومو هابیلیس" یا انسان ماهر که در آفریقا در ۲.۴ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است.
آنها از لاشه حیوانات تغذیه میکردند و مغز استخوان لاشه ها را میخوردند. آنها توانایی استفاده از سنگ به عنوان ابزار را بدست آوردند و همین توانایی دنیای آنها را تغییر داد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انسان راستقامت
Homo erectus
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی "هومو ارکتوس" یا انسان راستقامت که در آفریقا در ۱.۸ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است. گمان میرود که انسان راستقامت تکامل یافتهی انسان ماهر میباشد.
از آنها بهعنوان نخستین انسانتباران شکارچی یاد میشود. آنها بهسرعت میدویدند و در مسافتهای طولانی شکار خود را دنبال میکردند. آنها تا جایی شکار خود را دنبال میکردند که طعمه قادر به ادامه دویدن نبود. تغذیه آنها با گوشت پرکالری اندازه مغز آنها را بزرگتر کرد. آنها از طریق فهمیدن و ادراک کردن توانایی زنده ماندن را به دست آوردند.
Homo erectus
این ویدئو بر اساس بقایای یافت شده از گونه منقرضشدهای از دودمان انسان با نام علمی "هومو ارکتوس" یا انسان راستقامت که در آفریقا در ۱.۸ میلیون سال پیش میزیسته شبیهسازیشده است. گمان میرود که انسان راستقامت تکامل یافتهی انسان ماهر میباشد.
از آنها بهعنوان نخستین انسانتباران شکارچی یاد میشود. آنها بهسرعت میدویدند و در مسافتهای طولانی شکار خود را دنبال میکردند. آنها تا جایی شکار خود را دنبال میکردند که طعمه قادر به ادامه دویدن نبود. تغذیه آنها با گوشت پرکالری اندازه مغز آنها را بزرگتر کرد. آنها از طریق فهمیدن و ادراک کردن توانایی زنده ماندن را به دست آوردند.
تفحص خویش
Video
رویارویی انسان نئاندِرتال و انسان خردمند (انسان امروزی)
ویدئو مربوط به خاورمیانه در ۵۵ هزار سال پیش است جایی که هموساپینس یا انسان خردمند جهت گسترش قلمرو، آفریقا را ترک میکند اما قبل از آنها نوع دیگری از انسانها به خاورمیانه رسیده بودند، "نئاندرتالها". نئاندرتالها باهوش بودند و اندام فیزیکی قویای داشتند. اعتقاد بر این است که آنها از آثار زینتی استفاده میکردند. اشاره این ویدئو به برخورد این دو نوع انسان و آمیزش آنها باهم است.
نئاندرتالها یکی از گونههای قدیمی انسان بودند که نزدیک به ۴۰ هزار سال پیش منقرض شدند. پژوهشها نشان دادهاند که تقریباً در دیانای همه ما انسانها درصدی از ژن نئاندرتال وجود دارد، حدوداً دو درصد. هر دو گونه نهتنها در کنار هم میزیستهاند بلکه آمیزش جنسی هم تااندازهای بینشان برقرار بوده است. بر پایه سن استخوانهای یافتشده و ویژگیهای ژنتیکی آنها پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که انسان نئاندرتال و انسان خردمند تا صد هزار سال پیش آمیزشی گهگاهی داشتهاند و تولیدمثل کردهاند. ۱۳۰ هزار سال پیش، مشخصههای کامل انسان نئاندرتال ظاهر شدند و در ۵۰ هزار سال پیش انسان نئاندرتال دیگر در آسیا دیده نشدند. بااینوجود نسل آنها در اروپا نزدیک به چهل هزار سال پیش منقرض شد. با توجه به اینکه انسان خردمند یا هوموساپینس یعنی همین انسان امروزی پنج هزار سال پیش از انقراض آنها وارد اروپا شد احتمالاً این دو گروه انسانی با هم تماسهایی داشتهاند. برخی ژنها میان انسان نئاندرتال و انسان خردمند مشترک هستند. این به آن دلیل است که انسان نئاندرتال و اجداد انسان امروزی هنگامیکه به تازگی از آفریقا بیرون آمده بودند با یکدیگر آمیزش جنسی داشتند. نئاندرتالها نقاشان چیرهدستی بودهاند که در غارها و بر کناره صخرهها آثار هنری بدیع را خلق و به یادگار گذاشتهاند. تاکنون دلیل انقراض انسان نئاندرتال نابودی آن به دست انسان خردمند یا عدم مقاومت آنها در برابر موجی بیسابقه از سرما عنوان شده که امکان دسترسی آنها به خوراک را محدود کرد. علاوه بر سایر نقاط دنیا بقایای نئاندرتالها در منطقه زاگرس ایران نیز یافت شده است.
ویدئو مربوط به خاورمیانه در ۵۵ هزار سال پیش است جایی که هموساپینس یا انسان خردمند جهت گسترش قلمرو، آفریقا را ترک میکند اما قبل از آنها نوع دیگری از انسانها به خاورمیانه رسیده بودند، "نئاندرتالها". نئاندرتالها باهوش بودند و اندام فیزیکی قویای داشتند. اعتقاد بر این است که آنها از آثار زینتی استفاده میکردند. اشاره این ویدئو به برخورد این دو نوع انسان و آمیزش آنها باهم است.
نئاندرتالها یکی از گونههای قدیمی انسان بودند که نزدیک به ۴۰ هزار سال پیش منقرض شدند. پژوهشها نشان دادهاند که تقریباً در دیانای همه ما انسانها درصدی از ژن نئاندرتال وجود دارد، حدوداً دو درصد. هر دو گونه نهتنها در کنار هم میزیستهاند بلکه آمیزش جنسی هم تااندازهای بینشان برقرار بوده است. بر پایه سن استخوانهای یافتشده و ویژگیهای ژنتیکی آنها پژوهشگران به این نتیجه رسیدهاند که انسان نئاندرتال و انسان خردمند تا صد هزار سال پیش آمیزشی گهگاهی داشتهاند و تولیدمثل کردهاند. ۱۳۰ هزار سال پیش، مشخصههای کامل انسان نئاندرتال ظاهر شدند و در ۵۰ هزار سال پیش انسان نئاندرتال دیگر در آسیا دیده نشدند. بااینوجود نسل آنها در اروپا نزدیک به چهل هزار سال پیش منقرض شد. با توجه به اینکه انسان خردمند یا هوموساپینس یعنی همین انسان امروزی پنج هزار سال پیش از انقراض آنها وارد اروپا شد احتمالاً این دو گروه انسانی با هم تماسهایی داشتهاند. برخی ژنها میان انسان نئاندرتال و انسان خردمند مشترک هستند. این به آن دلیل است که انسان نئاندرتال و اجداد انسان امروزی هنگامیکه به تازگی از آفریقا بیرون آمده بودند با یکدیگر آمیزش جنسی داشتند. نئاندرتالها نقاشان چیرهدستی بودهاند که در غارها و بر کناره صخرهها آثار هنری بدیع را خلق و به یادگار گذاشتهاند. تاکنون دلیل انقراض انسان نئاندرتال نابودی آن به دست انسان خردمند یا عدم مقاومت آنها در برابر موجی بیسابقه از سرما عنوان شده که امکان دسترسی آنها به خوراک را محدود کرد. علاوه بر سایر نقاط دنیا بقایای نئاندرتالها در منطقه زاگرس ایران نیز یافت شده است.
مطالب مربوط به حیات:
خانه سازی یا لِگو بازی کردهاید؟
الکترومغناطیس
آغاز حیات
شگفتیهای بدن انسان
یک خانواده بزرگ
تکامل
آردیکپی رامید
جنوبیکپی عفاری
انسان ماهر
انسان راستقامت
انسان نئاندِرتال و انسان خردمند
بخشی از یک گفتگو
پیشنهاد مطالعه کتاب درخصوص همین مطالب:
موضوع کیهان و بدن انسان:
تاریخچه تقریبا همه چیز - بیل برایسن
بدن راهنمای ساکنان - بیل برایسن
موضوع اتم:
واقعیت ناپیدا - کارلو روولی
شش قطعه آسان - ریچارد فاینمن
موضوع فرگشت:
تکامل شگفت انگیز - آنا کلی برن
انسان خردمند – نوح هراری
یاد جنگل دور - گوردون اوراینز
چرا گورخر راه راه شد؟ - لئو گراسه
خانه سازی یا لِگو بازی کردهاید؟
الکترومغناطیس
آغاز حیات
شگفتیهای بدن انسان
یک خانواده بزرگ
تکامل
آردیکپی رامید
جنوبیکپی عفاری
انسان ماهر
انسان راستقامت
انسان نئاندِرتال و انسان خردمند
بخشی از یک گفتگو
پیشنهاد مطالعه کتاب درخصوص همین مطالب:
موضوع کیهان و بدن انسان:
تاریخچه تقریبا همه چیز - بیل برایسن
بدن راهنمای ساکنان - بیل برایسن
موضوع اتم:
واقعیت ناپیدا - کارلو روولی
شش قطعه آسان - ریچارد فاینمن
موضوع فرگشت:
تکامل شگفت انگیز - آنا کلی برن
انسان خردمند – نوح هراری
یاد جنگل دور - گوردون اوراینز
چرا گورخر راه راه شد؟ - لئو گراسه
تفحص خویش
مطالب مربوط به حیات: خانه سازی یا لِگو بازی کردهاید؟ الکترومغناطیس آغاز حیات شگفتیهای بدن انسان یک خانواده بزرگ تکامل آردیکپی رامید جنوبیکپی عفاری انسان ماهر انسان راستقامت انسان نئاندِرتال و انسان خردمند بخشی از یک گفتگو پیشنهاد مطالعه کتاب…
نیاز هست تا پیش از اینکه مطلب جدید کانال آپلود شود دوستان بار دیگر تمام این محتوا را دقیق و عمیق مرور کنند. (مطلب جدید در ارتباط با سوالی است که در انتهای گفتگوی پیشین مطرح شده بود)
تفحص خویش
Photo
در انتهای گفتگوی پیشین سوالی در این خصوص مطرح شده بود که:
"چرا ذهن به این صورت عمل میکند؟"
جنبه بیرونی این اتفاق به این صورت است که ذهن به شکل پیچیدهی حال حاضرش نتیجه "فرگشت" بوده است. فرگشت یا تکامل، جریانی است که بهطور مدام در طی میلیاردها سال در حال رخ دادن است و حیات از یک تکسلولی به میلیاردها گونه مختلف تکامل یافته است و موجود انسانی نیز در طی سفر تکاملی چند میلیون ساله خودش در حال حاضر آخرین گونه از گونههای گوناگون انسان است که به انسان خردمند معروف شده است، خاصیت این نوع انسان یا این موجود، داشتن مغزی بزرگ نسبت به جثه و ذهنی پیچیده است که در مسیر تکامل شکل گرفته است. دقت کنید که وجود این ذهن پیچیده، این موجود را از غریزه صرف که مخصوص تمام موجودات دیگر است به وادی دیگری سوق داده است. ارضای نیازهای غریزی دیگر توان لازم برای اینکه این موجود را بهطور کامل خوشحال و راضی نگه دارد را ندارند بهطوریکه اگر آن نیازها برطرف شوند او همچنان سرگردان خواهد بود و مدام این سؤال آشنا را از خودش میپرسد که: " خب من دیگه چمه؟ پس چرا هنوز خوشحال نیستم؟"
چرا این اتفاق میفتد؟ چون قابلیت عجیب این موجود این است که در اینجا این استعداد وجود دارد که "آگاهی بتواند به خودش آگاه شود" و تا زمانی که این استعداد شکوفا نشود همچنان سرگردان و سردرگم باقی خواهد ماند.
این جریان تکامل در اینجا در این موجود به مرحلهای رسیده است که برای اولین بار از هستی و چستی خودش سؤال میپرسد. او غرق تحیر در این دو کلمه شده که: "من هستم" و "این چیزی که هست، چیست؟" این آگاه شدن از آگاهی، این متوجهی هستی شدن، درواقع همان چیزی است که در متون مقدس یا کلام عرفا با لفظ «امانت» به آن اشاره شده است امانتی که به هر چیزی جز انسان ارائه شد و همگان جز انسان (خردمند) از پذیرفتنش سر باز زدند. حال چون این موجود همچنان در مسیر گذر از غریزه به این سمت جدید است و رویدادهای تکاملی اتفاقاتی چندساله نیستند بلکه چند صدهزارسالهاند درنتیجه همچنان عدهای خودشان را غریزه صرف میپندارند اما نباید فراموش کنیم که آنها نیز در مسیر گذر از این وادی هستند و البته راهنمایشان در این مسیر دردهایی است که میکشند. ماندن صرف با غریزه برای موجودی که ازلحاظ تکامل به این درجه از پیچیدگی رسیده منجر به شرایط احساسی دردناک میشود، چون این سازه کارکردش چیزی بیشتر از غریزه صرف است. آنقدر این شرایط دردناک تکرار میشود تا توجه فرد یا بهتر بگویم «جریان تکاملی» متوجه مسیر درستش بشود.
ذهن این موجود همچون دندان عقلش در مسیر تکامل است، ذهن مانند دندان عقل کج کار شده و همانطور که در نسلهای بعد این دندان عقل دیگر درنخواهد آمد این ذهن نیز بهطور کامل در ساحت جدیدش مستقر خواهد شد.
سؤال: در مسیر این تکامل و در آینده دور چه اتفاقاتی خواهد افتاد و چه جنبههای جدیدی متجلی خواهد شد؟
-آنچه اندر وهم ناید آن شود...
پیشنهاد میکنم بعد از مطالعه مطالب مربوط به تکامل و خواندن این متن روی مطلب زیر تعمق کنی:
تو چه کسی هستی؟ - پال اسمیت
آیا من این بدن هستم؟ - سوامی سارواپریاناندا
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
"چرا ذهن به این صورت عمل میکند؟"
جنبه بیرونی این اتفاق به این صورت است که ذهن به شکل پیچیدهی حال حاضرش نتیجه "فرگشت" بوده است. فرگشت یا تکامل، جریانی است که بهطور مدام در طی میلیاردها سال در حال رخ دادن است و حیات از یک تکسلولی به میلیاردها گونه مختلف تکامل یافته است و موجود انسانی نیز در طی سفر تکاملی چند میلیون ساله خودش در حال حاضر آخرین گونه از گونههای گوناگون انسان است که به انسان خردمند معروف شده است، خاصیت این نوع انسان یا این موجود، داشتن مغزی بزرگ نسبت به جثه و ذهنی پیچیده است که در مسیر تکامل شکل گرفته است. دقت کنید که وجود این ذهن پیچیده، این موجود را از غریزه صرف که مخصوص تمام موجودات دیگر است به وادی دیگری سوق داده است. ارضای نیازهای غریزی دیگر توان لازم برای اینکه این موجود را بهطور کامل خوشحال و راضی نگه دارد را ندارند بهطوریکه اگر آن نیازها برطرف شوند او همچنان سرگردان خواهد بود و مدام این سؤال آشنا را از خودش میپرسد که: " خب من دیگه چمه؟ پس چرا هنوز خوشحال نیستم؟"
چرا این اتفاق میفتد؟ چون قابلیت عجیب این موجود این است که در اینجا این استعداد وجود دارد که "آگاهی بتواند به خودش آگاه شود" و تا زمانی که این استعداد شکوفا نشود همچنان سرگردان و سردرگم باقی خواهد ماند.
این جریان تکامل در اینجا در این موجود به مرحلهای رسیده است که برای اولین بار از هستی و چستی خودش سؤال میپرسد. او غرق تحیر در این دو کلمه شده که: "من هستم" و "این چیزی که هست، چیست؟" این آگاه شدن از آگاهی، این متوجهی هستی شدن، درواقع همان چیزی است که در متون مقدس یا کلام عرفا با لفظ «امانت» به آن اشاره شده است امانتی که به هر چیزی جز انسان ارائه شد و همگان جز انسان (خردمند) از پذیرفتنش سر باز زدند. حال چون این موجود همچنان در مسیر گذر از غریزه به این سمت جدید است و رویدادهای تکاملی اتفاقاتی چندساله نیستند بلکه چند صدهزارسالهاند درنتیجه همچنان عدهای خودشان را غریزه صرف میپندارند اما نباید فراموش کنیم که آنها نیز در مسیر گذر از این وادی هستند و البته راهنمایشان در این مسیر دردهایی است که میکشند. ماندن صرف با غریزه برای موجودی که ازلحاظ تکامل به این درجه از پیچیدگی رسیده منجر به شرایط احساسی دردناک میشود، چون این سازه کارکردش چیزی بیشتر از غریزه صرف است. آنقدر این شرایط دردناک تکرار میشود تا توجه فرد یا بهتر بگویم «جریان تکاملی» متوجه مسیر درستش بشود.
ذهن این موجود همچون دندان عقلش در مسیر تکامل است، ذهن مانند دندان عقل کج کار شده و همانطور که در نسلهای بعد این دندان عقل دیگر درنخواهد آمد این ذهن نیز بهطور کامل در ساحت جدیدش مستقر خواهد شد.
سؤال: در مسیر این تکامل و در آینده دور چه اتفاقاتی خواهد افتاد و چه جنبههای جدیدی متجلی خواهد شد؟
-آنچه اندر وهم ناید آن شود...
پیشنهاد میکنم بعد از مطالعه مطالب مربوط به تکامل و خواندن این متن روی مطلب زیر تعمق کنی:
تو چه کسی هستی؟ - پال اسمیت
آیا من این بدن هستم؟ - سوامی سارواپریاناندا
لقاح
من کیستم؟
مطلبی از آدیاشانتی
در این لحظه چه چیزی درون من مشغول نفس کشیدن است؟
مطلبی از رامانا ماهارشی
درست ببین مطلبی از نیسارگاداتا ماهاراج
پری رو تاب مستوری ندارد
«کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد»
وَجْهَهُ
بگذار زندگی از تو مراقبت کند - آنا براون
زندگی - آنا براون
نادوگانگی چیست؟ پال اسمیت
«خودت را به یاد بیاور»
تمام انسانها رنج میبرند، ولي تعداد نادري هستند كه در مورد علت رنج كشيدن خود دچار سؤال میگردند و يا در مورد موقعيت و طبيعت حقيقي خود به تفكر میپردازند. تا هنگامیکه شخص به آن مرحله از بيداري نرسيده باشد كه در پي علل رنج خود برآيد و تا هنگامیکه درنيابد كه او خواهان رنج نيست، بلكه در طلب راهحلی براي تمامي رنجهاست، نبايد او را كاملاً انسان به شمار آورد. انسان بودن هنگامي آغاز میشود كه چنين جستجويي به ذهن شخص متبادر گردد. چنانچه انسان به پرسش و جستجو درباره حقيقت مطلق نپردازد، هر عمل وي بايد شكست محسوب شود. بنابراين، كساني كه پيرامون اين نكته سؤال میکنند كه چرا رنج میبرند يا از كجا آمدهاند و يا پس از مرگ به كجا خواهند رفت، رهروان شایستهای براي درك بهاگاواد-گيتا میباشند.
از مقدمه کتاب بهاگاواد-گيتا (از متون مقدس هندو)
*این مطلب به نوعی هماهنگ با متن قبل است
از مقدمه کتاب بهاگاواد-گيتا (از متون مقدس هندو)
*این مطلب به نوعی هماهنگ با متن قبل است
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"هرچیزی که از آن آگاه باشم، آن نیستم"
سوامی #سارواپریاناندا
آن خلاءیی که در مراقبه تجربه میکنیم حقیقت ما نیست. چرا؟ چون از آن آگاهیم و هر چیزی که از آن آگاه باشیم آن نیستیم.
*ادراک عمیق این موضوع در مسیر خودشناسی بسیار سودمند است.
سوامی #سارواپریاناندا
آن خلاءیی که در مراقبه تجربه میکنیم حقیقت ما نیست. چرا؟ چون از آن آگاهیم و هر چیزی که از آن آگاه باشیم آن نیستیم.
*ادراک عمیق این موضوع در مسیر خودشناسی بسیار سودمند است.
شما خودِ زندگی هستید که بیشازپیش از رازگونگی خودش آگاه گشته. این رازگونگی صرفاً چیزی نیست که شما تجربه کنید بلکه آن اصل و اساس آن چیزی است که شما هستید.
#آدیاشانتی
"You are life itself becoming ever more aware of itself in all of its mysteriousness. Mystery is not just something that you experience; it is the very fabric of what you are."
#Adyashanti
#آدیاشانتی
"You are life itself becoming ever more aware of itself in all of its mysteriousness. Mystery is not just something that you experience; it is the very fabric of what you are."
#Adyashanti
تفحص خویش
Photo
زمانی که در ابتدا یک زندگی معنوی را آغاز میکنید، شروع به عبادت و پرستش خدا میکنید و به این باور دارید که خدا چیزی جدا از شماست. برای اغلب مردم این روش مناسب است و مشکلی در این خصوص وجود ندارد زیرا آنها حداقل به یک هستی یا وجودی متعال عبادت میکنند. اگر خالصانه این کار را انجام دهند زمانی به این تجربه خواهند رسید که:
"چیزی که عبادتش میکنم درون خودم است."
همانطور که مسیح گفت: «پدر درون خودم است» و ما به این باور میرسیم که خارج از بدن همه جا پر از گناه و پلیدی است اما درون چیز دیگری است که خداوند در آن ساکن است؛ حالا اگر من آن شخص را از هم بازکنم درونش خدا را پیدا خواهم کرد؟
اما این هم خوب است زیرا اکنون شما باور میکنید که آگاهی، خدا، برهمن یا حقیقت متعال درون شماست؛ و این معمولاً سالها و سالها ادامه پیدا خواهد کرد؛ اما دوباره اگر صادق و مخلص باشید و تجربهی یک استاد معنوی را داشته باشید یا عمیق عمیق به درون خودتان بروید، بهطور خود به خودی این ادراک میآید که درکل اصلا هیچ شخصی وجود ندارد. بههیچوجه هیچکسی وجود ندارد. نه کسی در درون است و نه کسی در بیرون.
فقط آگاهی یعنی حقیقت مطلق است که وجود دارد و «من هستم» همان است.
بهعبارتدیگر شما به این نتیجه میرسید که کسی وجود ندارد که اوضاع را بهتر کند.
اصلا کسی نیست که مشکلی داشته باشد. اصلا کسی وجود ندارد که بگوییم روشنضمیر نیست و باید روشنضمیر بشود. اصلاً کسی وجود ندارد.
#رابرت آدامز
When you first start spiritual life you pray to God. You believe God is separate
from you, and this is good for most people, there is nothing wrong with that at all because at least they're praying to a higher being. If they are sincere, there comes a time when they get the experience that what I have been praying to is within me.
As Jesus said, “The Father is within me.” And we go around believing that our
Outside body is a body of sin, but the inside, wow! That is something else that is where God lives. So if I cut that person open will I find God?
But that’s also good, because now
You are believing that consciousness, God, Brahman is within you. And that usually goes on for years and years and years. But again if you are sincere and at this time you should have the experience of having a teacher or a Sage to go to, or you have done other things, or you have gone deep, deep within yourself. The realization comes by itself that there is no body at all. No body exists whatsoever. There is o one within. There is o one without.
There is only consciousness, absolute reality and I-am is that.
In other words you come to the conclusion, there is no body to make well. There is
No body with problems. There is no body that is unenlightened and has to become enlightened. There is just no body.
#Robert Adams
"چیزی که عبادتش میکنم درون خودم است."
همانطور که مسیح گفت: «پدر درون خودم است» و ما به این باور میرسیم که خارج از بدن همه جا پر از گناه و پلیدی است اما درون چیز دیگری است که خداوند در آن ساکن است؛ حالا اگر من آن شخص را از هم بازکنم درونش خدا را پیدا خواهم کرد؟
اما این هم خوب است زیرا اکنون شما باور میکنید که آگاهی، خدا، برهمن یا حقیقت متعال درون شماست؛ و این معمولاً سالها و سالها ادامه پیدا خواهد کرد؛ اما دوباره اگر صادق و مخلص باشید و تجربهی یک استاد معنوی را داشته باشید یا عمیق عمیق به درون خودتان بروید، بهطور خود به خودی این ادراک میآید که درکل اصلا هیچ شخصی وجود ندارد. بههیچوجه هیچکسی وجود ندارد. نه کسی در درون است و نه کسی در بیرون.
فقط آگاهی یعنی حقیقت مطلق است که وجود دارد و «من هستم» همان است.
بهعبارتدیگر شما به این نتیجه میرسید که کسی وجود ندارد که اوضاع را بهتر کند.
اصلا کسی نیست که مشکلی داشته باشد. اصلا کسی وجود ندارد که بگوییم روشنضمیر نیست و باید روشنضمیر بشود. اصلاً کسی وجود ندارد.
#رابرت آدامز
When you first start spiritual life you pray to God. You believe God is separate
from you, and this is good for most people, there is nothing wrong with that at all because at least they're praying to a higher being. If they are sincere, there comes a time when they get the experience that what I have been praying to is within me.
As Jesus said, “The Father is within me.” And we go around believing that our
Outside body is a body of sin, but the inside, wow! That is something else that is where God lives. So if I cut that person open will I find God?
But that’s also good, because now
You are believing that consciousness, God, Brahman is within you. And that usually goes on for years and years and years. But again if you are sincere and at this time you should have the experience of having a teacher or a Sage to go to, or you have done other things, or you have gone deep, deep within yourself. The realization comes by itself that there is no body at all. No body exists whatsoever. There is o one within. There is o one without.
There is only consciousness, absolute reality and I-am is that.
In other words you come to the conclusion, there is no body to make well. There is
No body with problems. There is no body that is unenlightened and has to become enlightened. There is just no body.
#Robert Adams