تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
806 videos
38 files
367 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
«آنچه هست»

«آنچه هست» برای کسی اتفاق نمی‌افتد. بیشتر این بدن‌ها با این توهم در درونشان به سر می‌برند. با توهمی از «من» و باور دارند که زندگی برای آن شخص اتفاق میفتد. آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص است که زندگی را تجربه می‌کند درحالی‌که آن شخص نیز خودش یک تجربه است، آن‌ها احساس می‌کنند که آن شخص هستند و زندگی را جداگانه تجربه می‌کنند. این توهم همان چیزی است که تمام این رنج‌ها را در انسان به وجود آورده است.
انسان‌ها تمام زندگی‌شان را بر اساس این توهم پایه‌گذاری کرده‌اند. تمام زندگی انسان بر اساس «من و دنیا»، «من و دیگران» بنا شده است و تلاش می‌کنند تا آن را واقعی جلوه دهند درحالی‌که واقعی نیست. تلاش می‌کنند تا یک توهم را ثابت نگه‌دارند تلاش می‌کنند تا یک دنیای خیالی و توهمی را حقیقی جلوه دهند و هرگز نمی‌تواند این‌طور باشد و هرگز هم نخواهد بود.
#لیسا_کرنز
What IS

What IS isn't happening for someone. Most bodies go around with this illusion in them. An illusion of 'I' and they believe that life is happening to that person. They feel that's the person that is experiencing life, rather than that person being an experience as well, they feel that they are that person and that they experience life separately. This illusion is what created all suffering in humans.
The humans bases his whole life on that illusion. His whole life is based on 'me and the world,' 'me and the other' and it runs around trying to make that a reality when it's not. It runs around trying to fix an illusion, trying to make the dream-world, the illusory world a real one. And it can never be, it never will be.
#Lisa Cairns
دیدِ «من» باطل است
ما بعضی موضوعات را می‌شنویم، عقلاً هم آنها را می‌پذیریم ولی سرسری از آنها می‌گذریم. مثلاً می‌شنویم که "من" یا "خود"ی در کار نیست؛ بلکه واقعیت فقط تکرار یک مقدار اندیشۀ متوالی و موقتی است. بعد از درک این حقیقت باید دیدِ "من" را از تمام روابط خود حذف کنیم؛ و آگاه باشیم که کل ماجرای "هویت" خلاصه می‌شود در تکرار و بازی اندیشه. و اندیشه یک فعل و انفعال است؛ یک جریان است. و یک جریان چگونه می‌تواند مثلاً حقیر باشد؟! وقتی تو به من می‌گویی احمق، "من" را تحقیر نکرده‌ای؛ به "خودِ" من آزار نرسانده‌ای (زیرا اصلأ "خود"ی در کار نیست) بلکه یک جریان را تحقیر کرده‌ای! و تحقیر جریان چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟!
کتاب «آگاهی»
محمدجعفر #مصفا
روزی درویشی به میهنه رسید و هم چنان با پای افزار پیش شیخ ما آمد و گفت:
«ای شیخ بسیار سفر کردم و قدم فرسودم. نه بیاسودم و نه آسوده‌‏ای را دیدم.»

شیخ گفت:
«هیچ عجب نیست. سفر تو کردی و مراد خود جستی. اگر تو درین سفر نبودی، و یک دم به ترک خود بگفتی هم تو بیاسودی و هم دیگران به تو بیاسودندی. زندان مرد، بودِ مرد است. چون قدم از زندان بیرون نهاد به مراد رسید.»


اسرار التوحید فی مقامات شیخ #ابوسعید ابوالخیر - محمد بن منّور
Audio
"نیایش"

فقط کمی آرامتر...

عشق همین جاست...

و تو بسیار تند و عجول میروی...


#سوفیا_ساناندا🦋

@sofiasananda
باگوان #رامانا ماهارشی: ادراک حقیقت خویش هم‌اکنون وجود دارد. وضعیت رها بودن از افکار تنها وضعیت حقیقی است. عملی جهت ادراک حقیقت خویش وجود ندارد. آیا کسی هست که خودش (خویش) را تشخیص ندهد؟ آیا کسی وجود دارد که هستی خودش را انکار کند؟ صحبت کردن درباره ادراک خویش، وجود دو نفر را نشان می‌دهد یعنی یک نفر که می‌خواهد درک کند یا متوجه شود و دیگری که باید متوجه‌اش شد.
هنگامی‌که به هستی داشتن خودمان اعتراف کردیم آنگاه چطور می‌شود که خویش‌مان را نشناسیم؟

مرید: بخاطر افکار است که این اتفاق میفتد، بخاطر ذهن.

ماهارشی: دقیقاً همین‌طور است. این ذهن است که در این میان قرارگرفته و حجاب خوشبختی‌مان شده.
#Ramana Maharshi: Realisation is already there. The state free from thoughts is the only real state. There is no such action as Realisation. Is there anyone who is not realising the Self? Does anyone deny his own existence? Speaking of realisation, it implies two selves - the one to realise, the other to be realised. Once we admit our existence, how is it that we do not know our Self?
Devotee: Because of the thoughts - the mind.
Maharshi: Quite so. It is the mind that stands between and veils our happiness.

(Talk 146)
سکوت، نبودِ صدا نیست.
سکوت، نبودِ تو است.

وو شین

Silence is not absence of Sound.
Silence is absence of You.
Wu Hsin
بدون دخالت ذهنِ شخصی، زندگی به روشی طبیعی و هماهنگ و موزون در جریان است. وقت را برای آرزوی بهتر شدن چیزها تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کاری هستند و هیچ‌کس هم واقعاً خوشحال نیست. ما زندگی حقیقی را گم‌کرده‌ایم. در حقیقت، شادی زمانی به وجود می‌آید که تو جستجوی هر چیزی به‌جز ماهیت خالص و ناب خودت را متوقف کنی و آنگاه این شادی با تو باقی خواهد ماند.
تمایل جمعی انسان‌ها جستجویِ شادیِ پایدار در عرصه اسم‌ها و فرم‌ها است یعنی یک عرصه فانی و گذرا. این کار درواقع نوعی اجتناب و طفره رفتن از آن حضورِ بی‌زمان و همیشه کاملِ درون است، همان ذات الهی یا خویش.

ناآگاهی از حقیقت دلیل اصلی بدبختی است.

انتظار داشتن را رها کن بخصوص انتظار برای اتفاق بعدی که قرار است تو را خوشبخت کند. احساس خوب بعدی، ماجرای بعدی یا هرچیزی که ذهن، تو را به آنسو دعوت می‌کند، یا به‌اختصار تجربه بعدی که درواقع کاملاً هم برعکس عمل می‌کند، یعنی کاری که آن انجام می‌دهد این است که فقط توجه را از حضور ناب یعنی آن جایگاه سرور و شادی دور می‌کند. هیچ‌کس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. کمی روی آن تأمل‌کن. تمامش تصورات است.

حال چگونه این تمایلات را تغییر دهیم؟

با توجه کردن به وضعیتِ طبیعیِ رها بودن از افکار، همان احساسِ نابِ «وجود داشتن» یعنی احساسِ «من هستم» که به‌طور طبیعی در شما حاضر است. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر بده و بگذار تا در هشیاریِ غیرشخصی آرام بگیرد.
هرزمان که توجه به سمت عینیت‌های حسی یا تمایلات قویِ شخصی رفت این کار را انجام بده. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است، این کار بارها و بارها توجه را به سمت منشأش یعنی همان خویش برمی‌گرداند. به ماندن در وضعیتِ بودن یا وجود داشتنِ طبیعی و خنثای خودت عادت کن. این وضعیتِ خالی بودن و خلأ است.
از این وضعیت نترس. درواقع هرچه بیشتر به این خالی بودن عادت کن.

خالی بودن و شادی باهم مترادف‌اند.

آن‌ها یکی هستند. این درواقع همان «لذت خویش» است، همان وضعیت خرسندی، خرد، عشق و شادیِ ماندگار.
#موجی

مطلب مرتبط:

این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید
Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
#Mooji
ماه با بازتاب نور خورشید می‌درخشد. هنگامی‌که خورشید غروب می‌کند، ماه برای آشکار کردن عینیت‌ها مفید است اما هنگامی‌که خورشید طلوع کند دیگر کسی به ماه نیازی ندارد هرچند که قرص کم‌رنگ ماه در آسمان قابل‌رؤیت است.
در خصوص ذهن و قلب* نیز موضوع همین است. ذهن به خاطر نوری که بازتاب می‌دهد مفید است. آن برای دیدن عینیت‌ها استفاده می‌شود. هنگامی‌که به درون بچرخد آن منبع روشنایی به‌خودی‌خود می‌درخشد و ذهن همچون ماه در روز، کم‌نور و بلااستفاده باقی می‌ماند.
باگوان #رامانا ماهارشی

*قلب در کلام باگوان اشاره به "خویش" یا آگاهی است.

The moon shines by the reflected light of the sun. When the sun has set, the moon is useful for revealing objects. When the sun has risen, no one needs the moon, although the pale disc of the moon is visible in the sky.
So it is with the mind and the Heart. The mind is useful because of its reflected light. It is used for seeing objects. When it is turned inwards, the source of illumination shines forth by itself, and the mind remains dim and useless like the moon in day-time.
#Ramana Maharshi
«حقیقتت را احساس کن، در سکون، در سکوت، هنگامی‌که ذهنی نیست، افکاری نیست، کلمه‌ای نیست آنگاه تو کیستی؟

تو فقط «هستی»

من هستم. من هستم

من این نیستم. من آن نیستم. من هستم. من آنم که همیشه بوده است. من آنم که همیشه خواهد بود.

من آنم که هستم.»

#رابرت آدامز

«اگر می‌خواهید به فراسوی ذهن و بدن بروید فقط در «من هستم» ساکن شوید و درک کنید که همه‌ی آنچه به «من هستم» اضافه میشود اشتباه است.

ساکن ماندن یا مراقبه در «من هستم» فرایندی است که به‌وسیله آن، "توجه" به‌جای تمرکز بر نام‌ها و فرم‌ها که برحسب عادت به آن تحمیل می‌شوند، بر روی آن زیرلایه متمرکز است.

هنگامی‌که در «من هستم» ساکن بشوید غفلت ناپدید می‌شود. غفلت یا ناآگاهی عدمِ شناختِ «من هستم» در خلوص مطلقش است.

ساکن ماندن در «من هستم» را به‌عنوان یک فعالیت پاره‌وقت در نظر نگیرید. باید یک تعهد مادام‌العمر داشته باشید تا خود را در آن مستقر کنید.»
#آنامالای سوامی

«فقط به دانش «من هستم» بچسبید، به حستان از بودن (وجود داشتن) یا حضور. این احساستان از اینکه «شما هستید» همان خدا در درون شماست، اجازه دهید تا همان راهنما و استاد شما باشد، کار دیگری نیاز نیست انجام دهید.»
#نیسارگاداتا ماهاراج


«پرسشگر: ساده‌ترین و مؤثرترین راه تفحص خویش چیست؟
باگوان #رامانا ماهارشی: اینکه همیشه در هر موقعیتی آگاهانه نسبت به «من هستم» هشیار باشید. مهم نیست که چه‌کاری انجام می‌دهید هرکجا که هستید در قلبتان از «من هستم» هشیار باشید.
این مؤثرترین تمرین است.»
"Feel your reality, In the stillness, In the quietness, When there is no mind, no thoughts, no words. Who are you then? You just are. I AM. I AM.

I am not this. I am not that. I AM. I am That which has always been. I am That which will always be. I AM THAT I AM."

#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)

If you want to go beyond the body and mind, abide in the ‘I am’ only and understand that all that is ‘I am’ plus is false.
Abidance or meditation in the ‘I am’ is a process by which attention is kept focused on the substratum instead of the names and forms that are habitually imposed on it.
When you abide in the ‘I am’ ignorance vanishes. Ignorance is not knowing the ‘I am’ in its absolute purity.
Don’t regard the abidance in the ‘I am’ as a part-time activity. You must have a life-long commitment to get yourself established in it.

#Annamalai Swami, quotes from 'Final Talks'

“Just hold on to the knowledge ‘I am’, your sense of ‘being’ or ‘presence’. This feeling that ‘you are’ is the God in you, let it be you guide or Guru, there is nothing else to be done.”
Sri #Nisargadatta maharaj


Q: What is the easiest way and most effective way to do atma-vichara, self-inquiry?
M: “To always be aware consciously in all situations of the ‘I-am’.
No matter what you’re doing where you are be aware of the ‘I-am’ in your heart.
This is the most effective practice."
Talks with Bhagvan Sri #Ramana Maharishi.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بی‌ذهنی – سوامی #سارواپریاناندا


-این ویدئو شامل مطالب خردمندانه و حکیمانه‌ای است.
-پیشنهاد میکنم تا دوستان این ویدئو را به آرامی، با دقت و تعمق، در محیطی آرام ببینند.
-و مثل همیشه تاکید میکنم به چندبار دیدنِ ویدئوها.