What is the nature of the mind?
What is called ‘mind’ is a wondrous power residing in the Self. It causes all thoughts to arise.
Apart from thoughts, there is no such thing as mind. Therefore, thought is the nature of mind. Apart from thoughts, there is no independent entity called the world. In deep sleep there are no thoughts, and there is no world. In the states of waking and dream, there are thoughts, and there is a world also. Just as the spider emits the thread (of the web) out of itself and again withdraws it into itself, likewise the mind projects the world out of itself and again resolves it into itself. When the mind comes out of the Self, the world appears. Therefore, when the world appears (to be real), the Self does not appear; and when the Self appears (shines) the world does not appear. When one persistently inquires into the nature of the mind, the mind will end leaving the Self (as the residue).
#Ramana Maharshi
@selfinquiry
What is called ‘mind’ is a wondrous power residing in the Self. It causes all thoughts to arise.
Apart from thoughts, there is no such thing as mind. Therefore, thought is the nature of mind. Apart from thoughts, there is no independent entity called the world. In deep sleep there are no thoughts, and there is no world. In the states of waking and dream, there are thoughts, and there is a world also. Just as the spider emits the thread (of the web) out of itself and again withdraws it into itself, likewise the mind projects the world out of itself and again resolves it into itself. When the mind comes out of the Self, the world appears. Therefore, when the world appears (to be real), the Self does not appear; and when the Self appears (shines) the world does not appear. When one persistently inquires into the nature of the mind, the mind will end leaving the Self (as the residue).
#Ramana Maharshi
@selfinquiry
تفحص خویش – مطلب چهارم
ماهیت ذهن چیست؟
ذهن درواقع نیروی شگفتانگیزی است که در «خویش» ساکن است. ذهن علت تمام افکار است. جدایِ از افکار چیزی بهعنوان ذهن وجود ندارد. ازاینرو، افکار ماهیت ذهن هستند. جدای از افکار هیچ ماهیت مستقلی به نام جهان وجود ندارد. در خوابِ عمیق، فکری وجود ندارد و درنتیجه جهانی هم وجود ندارد. از طرفی در وضعیت بیداری و رؤیا ازآنجاییکه افکار وجود دارند، درنتیجه جهان نیز موجود است. درست به همان صورت که عنکبوتی تار را از خودش به بیرون میفرستد و دوباره آن را به درون خودش جمع میکند، به همین ترتیب، ذهن جهان را به بیرون برونفکنی کرده و دوباره آن را در خودش حل میکند. هنگامیکه ذهن از «خویش» بیرون میآید، جهان ظاهر میشود؛ بنابراین زمانی که جهان واقعی به نظر برسد، خویش ظاهر نمیشود و زمانی که «خویش» بدرخشد، جهان ظاهر نمیشود. زمانی که فرد بهطور مداوم ماهیت ذهن را مورد تفحص قرار دهد، ذهن از بین رفته و آنچه باقی میماند آن «خویش حقیقی» است.
#رامانا ماهارشی
@selfinquiry
ماهیت ذهن چیست؟
ذهن درواقع نیروی شگفتانگیزی است که در «خویش» ساکن است. ذهن علت تمام افکار است. جدایِ از افکار چیزی بهعنوان ذهن وجود ندارد. ازاینرو، افکار ماهیت ذهن هستند. جدای از افکار هیچ ماهیت مستقلی به نام جهان وجود ندارد. در خوابِ عمیق، فکری وجود ندارد و درنتیجه جهانی هم وجود ندارد. از طرفی در وضعیت بیداری و رؤیا ازآنجاییکه افکار وجود دارند، درنتیجه جهان نیز موجود است. درست به همان صورت که عنکبوتی تار را از خودش به بیرون میفرستد و دوباره آن را به درون خودش جمع میکند، به همین ترتیب، ذهن جهان را به بیرون برونفکنی کرده و دوباره آن را در خودش حل میکند. هنگامیکه ذهن از «خویش» بیرون میآید، جهان ظاهر میشود؛ بنابراین زمانی که جهان واقعی به نظر برسد، خویش ظاهر نمیشود و زمانی که «خویش» بدرخشد، جهان ظاهر نمیشود. زمانی که فرد بهطور مداوم ماهیت ذهن را مورد تفحص قرار دهد، ذهن از بین رفته و آنچه باقی میماند آن «خویش حقیقی» است.
#رامانا ماهارشی
@selfinquiry
What is the path of inquiry for understanding the nature of the mind?
That which rises as ‘I’ in this body is the mind. If one inquires as to where in the body the thought‘I’ rises first, one would discover that it rises in the heart. That is the place of the mind’s origin. Even if one thinks constantly ‘I’ ‘I’, one will be led to that place. Of all the thoughts that arise in the mind, the ‘I’ thought is the first. It is only after the rise of this that the other thoughts arise. It is after the appearance of the first personal pronoun that the second and third personal pronouns appear; without the first personal pronoun there will not be the second and third.
#Ramana Maharshi
@selfinquiry
That which rises as ‘I’ in this body is the mind. If one inquires as to where in the body the thought‘I’ rises first, one would discover that it rises in the heart. That is the place of the mind’s origin. Even if one thinks constantly ‘I’ ‘I’, one will be led to that place. Of all the thoughts that arise in the mind, the ‘I’ thought is the first. It is only after the rise of this that the other thoughts arise. It is after the appearance of the first personal pronoun that the second and third personal pronouns appear; without the first personal pronoun there will not be the second and third.
#Ramana Maharshi
@selfinquiry
تفحص خویش – مطلب پنجم
طریقِ تفحصِ درکِ ماهیتِ ذهن چیست؟
چیزی که بهعنوان «من» در این جسم برمیخیزد، ذهن است. اگر فرد تفحص کند که در ابتدا از کجایِ جسم این فکرِ «من» برخاسته، متوجه خواهد شد که آن از قلب۱ برمیخیزد. قلب منشأ ذهن است. حتی اگر کسی بهطور مداوم به «من من» فکر کند، به آن مکان هدایت خواهد شد. از همه افکاری که در ذهن برمیخیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر خواهند شد. بعد از ظاهر شدن ضمیر اولشخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر میشوند، بدون ضمیر اولشخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود.
#رامانا ماهارشی
۱-قلب در کلام رامانا به معنای خدا، خویش یا همان جایگاه آگاهی است و با قلب فیزیکی متفاوت است.
@selfinquiry
طریقِ تفحصِ درکِ ماهیتِ ذهن چیست؟
چیزی که بهعنوان «من» در این جسم برمیخیزد، ذهن است. اگر فرد تفحص کند که در ابتدا از کجایِ جسم این فکرِ «من» برخاسته، متوجه خواهد شد که آن از قلب۱ برمیخیزد. قلب منشأ ذهن است. حتی اگر کسی بهطور مداوم به «من من» فکر کند، به آن مکان هدایت خواهد شد. از همه افکاری که در ذهن برمیخیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر خواهند شد. بعد از ظاهر شدن ضمیر اولشخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر میشوند، بدون ضمیر اولشخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود.
#رامانا ماهارشی
۱-قلب در کلام رامانا به معنای خدا، خویش یا همان جایگاه آگاهی است و با قلب فیزیکی متفاوت است.
@selfinquiry
همینطور که میبینید تمام ماجراها و داستانها مربوط به این "من" است و همه و همه به این "من" متصلند.زمانی که من از بین برود کل ماجراها و داستانهایش نیز از بین رفته و در نتیجه فقط "بودن" باقی میماند.و در این "فقط بودن" بطور خود به خودی وجد و سروری عظیم جاری است.
@selfinquiry
@selfinquiry
"اصل دین ای بنده روزن کردن است"
گاهی در زندگی به دلیل عمق اتفاقاتی که میفتد آرام کردن ذهن و سکوت درون به دلیل جریانِ شدیدِ عواطف و افکار بهشدت سخت و دور از دسترس به نظر میرسد ازآنجاییکه یکی از پیشنیازهای مسائل معنوی و شناخت حقیقت، آرام کردنِ آسمانِ ابریِ ذهن و ایجاد روزنههایی برای دسترسی به خورشید حقیقت است در چنین مواقعی انجام تمرینات زیر کمک بسیار زیادی به جوینده حقیقت میکند.در خصوص مبحث تفحص خویش در مقدمه کتاب من کیستمِ رامانا ماهارشی اشارهشده که: " تمام روشهای دیگر از قبیل کنترل تنفس بهعنوان روشهای کمکی برای تفحص خویش استفاده میشود این روشها کمک میکنند تا ذهن ساکت و متمرکز شود.برای ذهنی که مهارت تمرکز پیداکرده باشد تفحص خویش نسبتاً آسان خواهد بود."
گاهی در زندگی به دلیل عمق اتفاقاتی که میفتد آرام کردن ذهن و سکوت درون به دلیل جریانِ شدیدِ عواطف و افکار بهشدت سخت و دور از دسترس به نظر میرسد ازآنجاییکه یکی از پیشنیازهای مسائل معنوی و شناخت حقیقت، آرام کردنِ آسمانِ ابریِ ذهن و ایجاد روزنههایی برای دسترسی به خورشید حقیقت است در چنین مواقعی انجام تمرینات زیر کمک بسیار زیادی به جوینده حقیقت میکند.در خصوص مبحث تفحص خویش در مقدمه کتاب من کیستمِ رامانا ماهارشی اشارهشده که: " تمام روشهای دیگر از قبیل کنترل تنفس بهعنوان روشهای کمکی برای تفحص خویش استفاده میشود این روشها کمک میکنند تا ذهن ساکت و متمرکز شود.برای ذهنی که مهارت تمرکز پیداکرده باشد تفحص خویش نسبتاً آسان خواهد بود."