Forwarded from مسیر مستقیم
افکار و احساسات را همچون قطاری در نظر بگیرید که وارد ایستگاه شده و سپس آنجا را ترک میکند.
همچون ایستگاه باشید و نه مسافران.
#روپرت_اسپایرا
*توضیحی درباره این مطلب مهم:
من-فکر یا شخص یا ایگو همچون مسافران، به همراهِ این قطارِ افکار و احساسات مدام به اینسو و آنسو میرود اما آگاهی که در این مثال همان ایستگاه است فضایی است که از افکار و احساسات آگاه است اما به همراه آنها به اینسو او آنسو نرفته و کاملاً مستقل از آنهاست و تحت تأثیر آنها قرار نمیگیرد. خودت را آن آگاهیِ مستقل از افکار و احساسات بدان.
See thoughts and feelings like a train that enters a station and then leaves; be like the station, not like a passenger.
#Rupert Spira
همچون ایستگاه باشید و نه مسافران.
#روپرت_اسپایرا
*توضیحی درباره این مطلب مهم:
من-فکر یا شخص یا ایگو همچون مسافران، به همراهِ این قطارِ افکار و احساسات مدام به اینسو و آنسو میرود اما آگاهی که در این مثال همان ایستگاه است فضایی است که از افکار و احساسات آگاه است اما به همراه آنها به اینسو او آنسو نرفته و کاملاً مستقل از آنهاست و تحت تأثیر آنها قرار نمیگیرد. خودت را آن آگاهیِ مستقل از افکار و احساسات بدان.
See thoughts and feelings like a train that enters a station and then leaves; be like the station, not like a passenger.
#Rupert Spira
همین آگاهی نقشهای زیادی بازی میکند، بعضی از آنها خوشایند و بعضی ناخوشایند، اما این نقشها هرچه که باشند فردِ آگاه فقط مشاهدهکنندهی آنها است. این نقشها هیچ تأثیری روی فردِ آگاه ندارند.
#نیسارگاداتا ماهاراج
هرچه اتفاق افتاده، اتفاق افتاده. خواه آن چیز خوب باشد یا وحشتناک چیزی است که اتفاق افتاده است. آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد همان چیزی است دارد اتفاق میفتد. ما نباید آن را خوب یا بد نامگذاری کنیم. شاید آن دردناک باشد شاید هم نباشد. ممکن است دوستش داشته باشیم و ممکن است دوستش نداشته باشیم. آنچه در این لحظه اتفاق میفتد همان چیزی است که دارد اتفاق میفتد. هنگامیکه با آن مجادله کنید، هنگامیکه بگویید آنچه اتفاق افتاده نباید اتفاق میافتاد آنگاه رنج میکشید.
#آدیاشانتی
#نیسارگاداتا ماهاراج
هرچه اتفاق افتاده، اتفاق افتاده. خواه آن چیز خوب باشد یا وحشتناک چیزی است که اتفاق افتاده است. آنچه در حال حاضر اتفاق میافتد همان چیزی است دارد اتفاق میفتد. ما نباید آن را خوب یا بد نامگذاری کنیم. شاید آن دردناک باشد شاید هم نباشد. ممکن است دوستش داشته باشیم و ممکن است دوستش نداشته باشیم. آنچه در این لحظه اتفاق میفتد همان چیزی است که دارد اتفاق میفتد. هنگامیکه با آن مجادله کنید، هنگامیکه بگویید آنچه اتفاق افتاده نباید اتفاق میافتاد آنگاه رنج میکشید.
#آدیاشانتی
This same consciousness plays a multitude of roles, some happy, some unhappy; but whatever the roles, the jnani is merely the seer of them. The roles have no effect on the inani.
#NISARGADATTA MAHARAJ
Whatever happened is what happened. Whether it was good or terrible, it is what happened. Whatever's happening now is what's happening. We don't have to call it “good” or “bad." It may be painful; it may not be painful. We may like it; we may not like it. Whatever's happening this moment is what's happening. When you argue with it, when you say that what is happening shouldn't be happening, you suffer.
#Adyashanti
#NISARGADATTA MAHARAJ
Whatever happened is what happened. Whether it was good or terrible, it is what happened. Whatever's happening now is what's happening. We don't have to call it “good” or “bad." It may be painful; it may not be painful. We may like it; we may not like it. Whatever's happening this moment is what's happening. When you argue with it, when you say that what is happening shouldn't be happening, you suffer.
#Adyashanti
بدان که: از انوار، بعضی بالا میروند و بعضی پایین میآیند. انواری که فرا میروند قلبی و آنچه فرو میآیند عرشی هستند و وجود*، پردهای میان عرش و قلب است؛ هرگاه وجود بشکند از دل دری به عرش بگشاید، جنس به جنس مشتاق میشود، و نور به سوی نور بالا میرود و یا نوری به نوری فرود میآید و این معني «نور على نور» است.
شیخ نجم الدین کبری
از کتاب نسیم جمال و دیباچه جلال
*واژه وجود در این متن به معنی وجود مطلق یا هستی که در بعضی متون به کار میرود نیست بلکه منظور از وجود در اینجا وجودِ این شخص یا ایگو یا من ذهنی است چیزی مانند جمله زیر از جناب #شمس:
"همهی حجابها یک حجاب است جز آن یکی هیچ حجابی نیست، آن حجاب، این وجود است."
شیخ نجم الدین کبری
از کتاب نسیم جمال و دیباچه جلال
*واژه وجود در این متن به معنی وجود مطلق یا هستی که در بعضی متون به کار میرود نیست بلکه منظور از وجود در اینجا وجودِ این شخص یا ایگو یا من ذهنی است چیزی مانند جمله زیر از جناب #شمس:
"همهی حجابها یک حجاب است جز آن یکی هیچ حجابی نیست، آن حجاب، این وجود است."
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چاره کن دردِ کسی کز همه ناچارتر است...
خالی شو
تا زمانی که موج باشی درگیر ماجرای موج بودنی
اما هنگامیکه موج با خالی شدن از خودش، با مرگِ بر موج بودنش، متوجهیِ حقیقت خودش که «آب بودنِ محض» است شد آنگاه وقتی به هر سو نگاه کند دیگر آن حبابها و امواجِ گوناگون را نمیبیند. او چشمِحقیقتبین پیدا کرده و در تمامِ اقیانوس به هر سو که نگاه میکند دیگر کثرتی نمیبیند و این «آب» است که در همهجا میبیند و اینجاست که متوجه میشود:
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
پس ازآنچه فکر میکنی هستی خالی شو تا به آنچه حقیقتاً هستی زنده شوی.
از تمامِ خودت خالی شو، از هرچه درباره خودت میدانی و خودت را آن میپنداری خالی شو.
تو آن چیزی که فکر میکنی هستی، نیستی.
از تمامِ آنچه فکر میکنی هستی خالی شو.
در این خالی شدن نیاز به ترس و نگرانی نیست. تمام ترسها و نگرانیها مربوط به آن چیزی است که باید از آن خالی شوی.
در صورت خالی شدن دیگر چیزی اینجا نیست تا ترس و نگرانی شامل حالش شود.
ترس و غم و افسردگی و نگرانی اثرات جانبی این موج، یعنی این شخصِ توهمی است.
چون شخصی در اینجا نباشد ترس و غم و نگرانی دیگر هیچ مفهوم و کارکردی ندارند.
خالی شو.
آنقدر از تمام چیزهایی که خودت را آنها میپنداری خالی شو تا دیگر چیزی برای خالی شدن باقی نماند.
تو این ماجراهایِ زندگیات نیستی.
روی این سؤالات تعمق کن:
در خالی بودنِ محض تو چیستی؟
این چیزی که اکنون، از آن شخصی که گمان میکرد هست تماماً خالیشده، چیست؟
این تویِ تماماً خالیشده از «همهچیز»، حالا چیستی؟
مطلقاً هیچ جوابی نده
فقط باش
در این سکوتِ خالی بودنِ محض، بمان و هرچه بیشتر به عمق آن فروبرو.
خالیِ خالیِ خالیِ خا ...
#تفحص_خویش
تا زمانی که موج باشی درگیر ماجرای موج بودنی
اما هنگامیکه موج با خالی شدن از خودش، با مرگِ بر موج بودنش، متوجهیِ حقیقت خودش که «آب بودنِ محض» است شد آنگاه وقتی به هر سو نگاه کند دیگر آن حبابها و امواجِ گوناگون را نمیبیند. او چشمِحقیقتبین پیدا کرده و در تمامِ اقیانوس به هر سو که نگاه میکند دیگر کثرتی نمیبیند و این «آب» است که در همهجا میبیند و اینجاست که متوجه میشود:
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
پس ازآنچه فکر میکنی هستی خالی شو تا به آنچه حقیقتاً هستی زنده شوی.
از تمامِ خودت خالی شو، از هرچه درباره خودت میدانی و خودت را آن میپنداری خالی شو.
تو آن چیزی که فکر میکنی هستی، نیستی.
از تمامِ آنچه فکر میکنی هستی خالی شو.
در این خالی شدن نیاز به ترس و نگرانی نیست. تمام ترسها و نگرانیها مربوط به آن چیزی است که باید از آن خالی شوی.
در صورت خالی شدن دیگر چیزی اینجا نیست تا ترس و نگرانی شامل حالش شود.
ترس و غم و افسردگی و نگرانی اثرات جانبی این موج، یعنی این شخصِ توهمی است.
چون شخصی در اینجا نباشد ترس و غم و نگرانی دیگر هیچ مفهوم و کارکردی ندارند.
خالی شو.
آنقدر از تمام چیزهایی که خودت را آنها میپنداری خالی شو تا دیگر چیزی برای خالی شدن باقی نماند.
تو این ماجراهایِ زندگیات نیستی.
روی این سؤالات تعمق کن:
در خالی بودنِ محض تو چیستی؟
این چیزی که اکنون، از آن شخصی که گمان میکرد هست تماماً خالیشده، چیست؟
این تویِ تماماً خالیشده از «همهچیز»، حالا چیستی؟
مطلقاً هیچ جوابی نده
فقط باش
در این سکوتِ خالی بودنِ محض، بمان و هرچه بیشتر به عمق آن فروبرو.
خالیِ خالیِ خالیِ خا ...
#تفحص_خویش
تفحص خویش
Photo
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که گیاهخوار بشی و غذای ارگانیک بخری و یوگا تمرین کنی و مراقبه کنی اما بعد کسانی که اینکارها رو انجام نمیدن رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که از دوچرخه یا وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنی اما بعد کسانی که از ماشین شخصی استفاده میکنند رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که دیگه تلویزیون نگاه نکنی چون مغزتو داغون میکنه، اما بعد کسانی که تلویزیون نگاه میکنند رو قضات میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که روزنامه و مجلات زرد نخونی اما بعد کسانی که این چیزها رو میخونن رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که به موسیقی کلاسیک یا صدای طبیعت گوش کنی اما بعد کسانی که موسیقی بازاری گوش میدن رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
همیشه باید مراقب این احساسِ "برتر بودن" باشی، این مهمترین سرنخیه که از این طریق میتونیم متوجه بشیم که درگیر یک تلهی ایگو شدیم.
ایگو رندانه خودشو در افکار خاص و قشنگ مخفی میکنه، چیزهایی مثل شروع یک رژیم گیاهخواری یا استفاده از دوچرخه بهجایِ ماشینِ شخصی، اما بعد همین موارد تبدیل میشوند به حس برتری نسبت به کسانی که این مسیر معنوی رو دنبال نمیکنند.
#موجی
If you think it's more "spiritual" to become a vegetarian, buy organic foods, practice yoga and meditate, but then you find yourself JUDGING those who don't do all these things, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" riding a bike or public transport at work, but then you're JUDGING those in the car, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" to stop watching tv because it cancels your brain, but then you're JUDGING those who still watch tv, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" to avoid reading newspapers and gossip magazines, but then you JUDGE those who read them, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" listening to classical music or sounds of nature, but then you're JUDGING who listens to commercial music, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
You always have to be careful about the feeling of "superiority"; it is the most important clue we have to realize that we are dealing into an ego trap. THE EGO IS CLEVERLY HIDDEN in noble thoughts like to start a VEGETARIAN DIET or use the bicycle and then turn into a sense of superiority towards those who do not follow the same spiritual path.
#Mooji
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که از دوچرخه یا وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنی اما بعد کسانی که از ماشین شخصی استفاده میکنند رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که دیگه تلویزیون نگاه نکنی چون مغزتو داغون میکنه، اما بعد کسانی که تلویزیون نگاه میکنند رو قضات میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که روزنامه و مجلات زرد نخونی اما بعد کسانی که این چیزها رو میخونن رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
اگه فکر میکنی خیلی معنویتره که به موسیقی کلاسیک یا صدای طبیعت گوش کنی اما بعد کسانی که موسیقی بازاری گوش میدن رو قضاوت میکنی بدون که "درون تلهی ایگو افتادی"
همیشه باید مراقب این احساسِ "برتر بودن" باشی، این مهمترین سرنخیه که از این طریق میتونیم متوجه بشیم که درگیر یک تلهی ایگو شدیم.
ایگو رندانه خودشو در افکار خاص و قشنگ مخفی میکنه، چیزهایی مثل شروع یک رژیم گیاهخواری یا استفاده از دوچرخه بهجایِ ماشینِ شخصی، اما بعد همین موارد تبدیل میشوند به حس برتری نسبت به کسانی که این مسیر معنوی رو دنبال نمیکنند.
#موجی
If you think it's more "spiritual" to become a vegetarian, buy organic foods, practice yoga and meditate, but then you find yourself JUDGING those who don't do all these things, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" riding a bike or public transport at work, but then you're JUDGING those in the car, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" to stop watching tv because it cancels your brain, but then you're JUDGING those who still watch tv, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" to avoid reading newspapers and gossip magazines, but then you JUDGE those who read them, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
If you think it's more "spiritual" listening to classical music or sounds of nature, but then you're JUDGING who listens to commercial music, YOU FELL INTO AN EGO TRAP.
You always have to be careful about the feeling of "superiority"; it is the most important clue we have to realize that we are dealing into an ego trap. THE EGO IS CLEVERLY HIDDEN in noble thoughts like to start a VEGETARIAN DIET or use the bicycle and then turn into a sense of superiority towards those who do not follow the same spiritual path.
#Mooji
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شاهدخت کاشی - سوامی #سارواپریاناندا
*این مطلب را در راستای ویدئوی پروانه و آتش از روپرت اسپایرا درنظر بگیرید
*این مطلب را در راستای ویدئوی پروانه و آتش از روپرت اسپایرا درنظر بگیرید
Forwarded from مسیر مستقیم
با توجه به شخصیتهای داستان "پروانه و آتش" و همچنین داستان "شاهدخت کاشی" یعنی "مری و جین و شاهزاده و شاهدخت کاشی" به نظر شما منظور از این بیت چیست؟
درصورت تمایل میتوانید در صفحه اینستاگرام مسیر مستقیم پاسخ دهید.
درصورت تمایل میتوانید در صفحه اینستاگرام مسیر مستقیم پاسخ دهید.
پرسشگر: چطور میتوان از ذهن رهایی یافت؟
باگوان #رامانا ماهارشی: هیچ تلاشی برای نابود کردن آن نیاز نیست. اینگونه فکر کردن و چنین آرزویی داشتن هم خودش یک فکر است.
اگر فکر کننده جستجو شود، افکار ناپدید خواهند شد.
پرسشگر: آنها بهخودیخود محو میشوند؟ به نظر میرسد خیلی دشوار باشد.
باگوان: آنها محو میشوند زیرا آنها حقیقی نیستند. این باور به دشوار بودن، خودش مانعی برای ادراک حقیقت است و باید بر آن چیره شد. بهعنوان خویش ماندن دشوار نیست. این فکرِ سخت و دشوار بودن، خودش مانع اصلی است.
کمی تمرین در جهت کشف منشأ "من" نظر شما را تغییر میدهد. رهایی کامل از افکار، وضعیت مفیدی برای تشخیص «خویش» است. ذهن چیزی جز مجموعهای از افکار نیست.
باگوان #رامانا ماهارشی: هیچ تلاشی برای نابود کردن آن نیاز نیست. اینگونه فکر کردن و چنین آرزویی داشتن هم خودش یک فکر است.
اگر فکر کننده جستجو شود، افکار ناپدید خواهند شد.
پرسشگر: آنها بهخودیخود محو میشوند؟ به نظر میرسد خیلی دشوار باشد.
باگوان: آنها محو میشوند زیرا آنها حقیقی نیستند. این باور به دشوار بودن، خودش مانعی برای ادراک حقیقت است و باید بر آن چیره شد. بهعنوان خویش ماندن دشوار نیست. این فکرِ سخت و دشوار بودن، خودش مانع اصلی است.
کمی تمرین در جهت کشف منشأ "من" نظر شما را تغییر میدهد. رهایی کامل از افکار، وضعیت مفیدی برای تشخیص «خویش» است. ذهن چیزی جز مجموعهای از افکار نیست.
Q: How can the mind be made to go?
#Ramana Maharshi: No attempt should be made to destroy it. To think or wish (in such a way) is in itself a thought.
If the thinker is sought the thoughts will disappear.
Q: Will they disappear by themselves? It seems so difficult.
M: They will disappear because they are unreal. The idea of
difficulty is itself an obstacle to realization. It must be overcome.
To remain as the Self is not difficult. This thought of difficulty is the chief obstacle!
A little practice in discovering the source of ‘I’ will make you think differently. Absolute freedom from thoughts is the state conducive to such recognition of the Self. Mind is but an aggregate of thoughts.
- Conscious Immortality
#Ramana Maharshi: No attempt should be made to destroy it. To think or wish (in such a way) is in itself a thought.
If the thinker is sought the thoughts will disappear.
Q: Will they disappear by themselves? It seems so difficult.
M: They will disappear because they are unreal. The idea of
difficulty is itself an obstacle to realization. It must be overcome.
To remain as the Self is not difficult. This thought of difficulty is the chief obstacle!
A little practice in discovering the source of ‘I’ will make you think differently. Absolute freedom from thoughts is the state conducive to such recognition of the Self. Mind is but an aggregate of thoughts.
- Conscious Immortality
و چون #شبلی، رضیاللهعنه، این سخن را بر سر عام آشکار کرد، استاد وی #جنید، رضیاللهعنه، او را ملامت کرد و دعای بد کرد و گفت: "یا ابابکر، نح تخبرنا هذا العلم تحبيرة ثم تكلمنا به في الراديب فجئت آیت افشيته على رؤوس الخلايق. لاباری الله فيه.
یعنی ما این علم را در سردابها و خانهها میگفتیم نهان، تو آمدی و آن را بر سر منبر بردی و بر مردم آشکار کردی"
و اگر بزرگان روا داشتندی آشکار کردن سرّ پیش نااهلان، این عتاب را و دعای بد را فایده نبودی.
شبلی جواب داد جنید را، رضي الله عنهما، گفت: "انا اقول وانا اسمع فهل في الدارين غيری.
گفت: گوینده منم و شنونده منم. اندر دو جهان خود جز من کیست؟"
منبع: شرح تعرف صفحه ۱۰۹
اسماعیل بن محمد مستملی بخاری
یعنی ما این علم را در سردابها و خانهها میگفتیم نهان، تو آمدی و آن را بر سر منبر بردی و بر مردم آشکار کردی"
و اگر بزرگان روا داشتندی آشکار کردن سرّ پیش نااهلان، این عتاب را و دعای بد را فایده نبودی.
شبلی جواب داد جنید را، رضي الله عنهما، گفت: "انا اقول وانا اسمع فهل في الدارين غيری.
گفت: گوینده منم و شنونده منم. اندر دو جهان خود جز من کیست؟"
منبع: شرح تعرف صفحه ۱۰۹
اسماعیل بن محمد مستملی بخاری
۱-رازی که در درازنایِ زمان نهان بود بر تو فاش شد و صبحی که "تو خود پرده و تیرگیاش بودی" نمایان گشت.
۲-و تو پردهیِ دلِ خویش بر درکِ رازِ نهانیاش بودی و اگر تو نبودی مُهری بر آن نهاده نمیشد.
حسین منصور #حلاج
1. To thee a long-hid secret is revealed,
A day-break damns from the night's dark, from thee;
2. The heart's veil o'er its secret mystery
Art thou, nor, but for thee, had it been sealed.
Al-Hallaj
منبع: کتاب حدیث ساغر و می از مارتین لینگز
۲-و تو پردهیِ دلِ خویش بر درکِ رازِ نهانیاش بودی و اگر تو نبودی مُهری بر آن نهاده نمیشد.
حسین منصور #حلاج
1. To thee a long-hid secret is revealed,
A day-break damns from the night's dark, from thee;
2. The heart's veil o'er its secret mystery
Art thou, nor, but for thee, had it been sealed.
Al-Hallaj
منبع: کتاب حدیث ساغر و می از مارتین لینگز
نرنجیدنِ صوفیان از آزار خلق دو وجه دارد: یکی بی من و مایی صوفیان است، زیرا رنجیدن فرع بر انانیت و خود را موجود دانستن است، در حالی که صوفی، غیرِ موجود و "هیچ کس" است. پس، آنکه برنجد هنوز کسی است. بنابراین کسی که میرنجد هم به خود توجه دارد و هم به خدا. چنین کسی دوبین است و خود را هویتی متمایز از خدا تصور می کند، پس موحد نیست. وجه دیگر اینکه صوفیان تسلیم حق و راضی به رضای او بودند. هر رنجی که به آنها می رسید آن را از سوی خدا می دانستند و می گفتند:
غم از بر دوست آمد و درد
شادم که به درد یادم آورد
این نرنجیدن از آزار خلق، محک شناخت درویشان است؛ بدین ترتیب که هرچه آرامش و طمأنینه آنها در پذیرش آزار خلق عميق تر باشد بی خویش تر و درویش ترند.
از کتاب میراث تصوف - لئونارد لویزن
*همچنین در این خصوص مطلب زیر نیز میتواند سودمند باشد:
شرح بیتی از مولانا
غم از بر دوست آمد و درد
شادم که به درد یادم آورد
این نرنجیدن از آزار خلق، محک شناخت درویشان است؛ بدین ترتیب که هرچه آرامش و طمأنینه آنها در پذیرش آزار خلق عميق تر باشد بی خویش تر و درویش ترند.
از کتاب میراث تصوف - لئونارد لویزن
*همچنین در این خصوص مطلب زیر نیز میتواند سودمند باشد:
شرح بیتی از مولانا
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خدا همان خویش (خود) هرکدام از ماست - #روپرت_اسپایرا
"خدایا تو همان عشق درون قلبم هستی که با آن عاشقت هستم"
مطلب مرتبط:
عبادت حقیقی
"خدایا تو همان عشق درون قلبم هستی که با آن عاشقت هستم"
مطلب مرتبط:
عبادت حقیقی