Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبهی ماهیت حقیقی ما - #روپرت_اسپایرا
قسمت اول
قسمت اول
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبهی ماهیت حقیقی ما - #روپرت_اسپایرا
قسمت پایانی
قسمت پایانی
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روشنشدگی پایان راه نیست - #روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
ساعت نزدیکای هشت شب بود که یهو برق رفت. از سر بیکاری تو این تاریکی و نورِ خیلی کم شروع کردم با سایه دستم روی دیوار شکلی بوجود آوردم. شکل گربه بود. گربه گرسنه بود و دنبال غذا میگشت. در حین جستجو از این دیوار به اون دیوار میپرید همینطور که داشت پرسه میزد ناگهان با یک سگ (اون یکی دستم) روبهرو شد. مونده بود چیکار کنه با خودش میگفت این چه زندگی بدیه که من دارم هم گرسنمه و هم تو این بیرمقی حالا باید از دست این سگ هم فرار کنم تو همین فکر و خیالها بود که یهو برق اومد، نور زیاد شد و سایهها محو شدند.گربه و سگ و گرسنگی و بدبختی و بیرمقی گربهای که اصلاً وجود نداشت هم تموم شد. منم خندیدم به کارهای عجیب غریب خودم و پاشدم رفتم سراغ کارم.
#مسیرمستقیم
#مسیرمستقیم
تفحص خویش
Video
اصلِ هستی حقیقت واحدی است که جز او هیچ نیست و هر چه هست نمودهای اوست و جز او بودی نیست. عالم هستی حقیقت عینی ندارد و "از ذهن ناظر جدا و مستقل نیست، همچون رؤیایی که در ذهن شخص خفته میگذرد و بیرون از آن وجودی ندارد." خلاص غایی در قطع علایق، تزکیه نفس، رفع حجاب غفلت و جهل، حصول معرفت و وصول به مقام وحدت است.
بدان که تمام این تعینات گوناگون و موجوداتِ از حد و نهایت افزون، جز ظهور یک نور نیست، و این "همان نور غیب است که خویش را به هر رنگ و هر صورت جلوه گر ساخته"، جمال و کمال خود را ظاهر می نماید.
طالب سعادتمند باید که این عالم را که بعينه چون نمود سراب است وجود ننهد، به همین صورت تعینات این عالم نیز بهظاهر دیده میشود که چیزی است و در اصل و حقیقت هیچ وجود ندارد.
«آنچه آن هست مینماید، نیست
و آنچه آن نیست مینماید، هست»
آن ذات برهم* و هستی مطلق که کمالات ذات او را حد و نهایت نیست، و نیرنگسازان و طلسم پردازان عالم در نیرنگسازی و شعبده پردازیِ حکمت او گماند و او را هرلحظه و هر آنی شأنی دیگر باشد، و هیچ جائی بی او نبود، و باوجوداین بههیچوجه از او نشان نتوان داد، چون ظهور خود خواهد در عالم به چندین صورتها و چندین رنگها برآید، و چون علم و دریافت خود را از حال عالم بر گیرد، این عالم و عالمیان همه نابود گردند، و نشانی از این غوغا و از این کارها نماند.
*برهم = حقیقت متعال
از متن کتاب جوگ باسشت (یوگا واسیشتا) - ترجمه میرابولقاسم فندرسکی (دانشمند، عارف و حکیم دورهٔ صفوی)
Yoga Vasistha
بدان که تمام این تعینات گوناگون و موجوداتِ از حد و نهایت افزون، جز ظهور یک نور نیست، و این "همان نور غیب است که خویش را به هر رنگ و هر صورت جلوه گر ساخته"، جمال و کمال خود را ظاهر می نماید.
طالب سعادتمند باید که این عالم را که بعينه چون نمود سراب است وجود ننهد، به همین صورت تعینات این عالم نیز بهظاهر دیده میشود که چیزی است و در اصل و حقیقت هیچ وجود ندارد.
«آنچه آن هست مینماید، نیست
و آنچه آن نیست مینماید، هست»
آن ذات برهم* و هستی مطلق که کمالات ذات او را حد و نهایت نیست، و نیرنگسازان و طلسم پردازان عالم در نیرنگسازی و شعبده پردازیِ حکمت او گماند و او را هرلحظه و هر آنی شأنی دیگر باشد، و هیچ جائی بی او نبود، و باوجوداین بههیچوجه از او نشان نتوان داد، چون ظهور خود خواهد در عالم به چندین صورتها و چندین رنگها برآید، و چون علم و دریافت خود را از حال عالم بر گیرد، این عالم و عالمیان همه نابود گردند، و نشانی از این غوغا و از این کارها نماند.
*برهم = حقیقت متعال
از متن کتاب جوگ باسشت (یوگا واسیشتا) - ترجمه میرابولقاسم فندرسکی (دانشمند، عارف و حکیم دورهٔ صفوی)
Yoga Vasistha
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا حقیقت جهان همان چیزی است که با حواسمان ادراک میکنیم؟ - #روپرت_اسپایرا
«عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفتهام من بارها»
#مولانا
آیا دنیایی که میبینیم همان چیزی است که در حقیقت وجود دارد یا محدودیتهای ذهن آن آگاهی را به این فرم برایمان نمایان کردهاند؟
آیا اگر به جای حواس پنجگانه، هفت حس ادراکی داشتیم باز جهان را به همین شکل میدیدیم؟
«عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفتهام من بارها»
#مولانا
آیا دنیایی که میبینیم همان چیزی است که در حقیقت وجود دارد یا محدودیتهای ذهن آن آگاهی را به این فرم برایمان نمایان کردهاند؟
آیا اگر به جای حواس پنجگانه، هفت حس ادراکی داشتیم باز جهان را به همین شکل میدیدیم؟
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در حین ترجمهی ویدئوی قبل از روپرت اسپایرا به یاد کلیپ کوتاهی از نیل دگراس تایسون دانشمند کیهانشناس و اخترفیزیکدان افتادم که چند سال پیش دیده بودم. مطلبی که در این کلیپ به اونها اشاره میشه به نحوی به اشارات روپرت اسپایرا نزدیکه و کاملاً قابلتأمل. با کلی جستجو نهایتاً تونستم همون ویدئویی که چند سال پیش دیده بودم رو پیدا کنم و اینجا با شما به اشتراک میگذارم.
اشارهی این ویدئو را در راستای مطلب قبل در نظر بگیرید.
اشارهی این ویدئو را در راستای مطلب قبل در نظر بگیرید.
تفحص خویش
Photo
پرسشگر: اگر فرد آگاه و فرد ناآگاه جهان را به یک شیوه ادراک میکنند در این صورت چه تفاوتی بین آنها وجود دارد؟
باگوان #رامانا ماهارشی: فرد آگاه در هنگامِ دیدنِ جهان، «خویش» را میبیند که اصل و اساسِ تمام چیزهایی است که دیده میشود. فرد ناآگاه چه جهان را ببیند چه نبیند از وجودِ حقیقیِ خودش یعنی خویش، ناآگاه است.
در این خصوص مثال تصاویر متحرک روی پرده نمایش را در نظر بگیرید.
پیش از اینکه نمایش شروع شود چه چیزی رو به روی شما قرار دارد؟ فقط پرده نمایش.
شما تمام فیلم را روی پرده نمایش میبینید و این ظاهرِ تصاویر برای همه واقعی به نظر میرسد. اما بروید و تلاش کنید تا آن تصاویر را بگیرید. چه چیزی به دستتان میآید؟ فقط پرده نمایشی که تصاویر روی آن بسیار واقعی به نظر میرسیدند.
پس از نمایش فیلم، هنگامیکه تصاویر محو شدند آنگاه چه چیز باقی میماند؟
بازهم پرده نمایش
در خصوص خویش نیز به همین صورت است. تصاویر میآیند و میروند اما فقط خویش است که بهتنهایی وجود دارد. اگر به خویش بچسبید در این صورت با ظاهرِ تصاویر فریب نمیخورید. همینطور چنانچه تصاویر پدیدار و ناپدید شوند نیز هیچ اهمیتی نخواهد داشت.
فرد ناآگاه با توجه نکردن به خویش فکر میکند که جهان حقیقی است، درست مثل کسی که به دلیل توجه نکردن به پرده نمایش "فقط" تصاویر را میبیند و آنها را چنان میبیند که گویا جدا از پرده نمایش وجود دارند.
اگر فرد بداند که بدون بیننده، چیزی برای دیدن وجود ندارد درست همانگونه که بدون پرده نمایش هیچ تصویری وجود نخواهد داشت، آنگاه فرد گمراه نخواهد شد.
فرد آگاه میداند که پرده نمایش، تصاویر و دیدن، چیزی جز خویش نیستند. با وجود تصاویر، خویش در فرم متجلی شده خودش وجود دارد و بدون تصاویر هم خویش در فرم نامتجلی باقی میماند. اینکه خویش در چه فرمی قرار دارد برای فرد آگاه هیچ اهمیتی ندارد. او همیشه خویش است.
D: If the jnani and the ajnani perceive the world in like manner, where is the difference between them?
#Ramana Maharshi: Seeing the world, the jnani sees the Self which is the substratum of all that is seen; the ajnani, whether he sees the world or not, is ignorant of his true Being, the Self.
Take the instance of moving pictures on the screen in the cinema-show. What is there in front of you before the play begins? Merely the screen. On that screen you see the entire show, and for all appearances the pictures are real. But go and try to take hold of them. What do you take hold of? Merely the screen on which the pictures appeared so real. After the play, when the pictures disappear, what remains?
The screen again!
So with the Self. That alone exists; the pictures come and go. If you hold on to the Self, you will not be deceived by the appearance of the pictures. Nor does it matter at all if the pictures appear or disappear.
Ignoring the Self the ajnani thinks the world is real, just as ignoring the screen he sees merely the pictures, as if they existed apart from it. If one knows that without the seer there is nothing to be seen, just as there are no pictures without the screen, one is not deluded. The nana knows that the screen, the pictures and the sight thereof are but the Self. With the pictures the Self is in its manifest form; without the pictures It remains in the unmanifest form. To the jnana it is quite immaterial if the Self is in the one form or the other. He is always the Self.
باگوان #رامانا ماهارشی: فرد آگاه در هنگامِ دیدنِ جهان، «خویش» را میبیند که اصل و اساسِ تمام چیزهایی است که دیده میشود. فرد ناآگاه چه جهان را ببیند چه نبیند از وجودِ حقیقیِ خودش یعنی خویش، ناآگاه است.
در این خصوص مثال تصاویر متحرک روی پرده نمایش را در نظر بگیرید.
پیش از اینکه نمایش شروع شود چه چیزی رو به روی شما قرار دارد؟ فقط پرده نمایش.
شما تمام فیلم را روی پرده نمایش میبینید و این ظاهرِ تصاویر برای همه واقعی به نظر میرسد. اما بروید و تلاش کنید تا آن تصاویر را بگیرید. چه چیزی به دستتان میآید؟ فقط پرده نمایشی که تصاویر روی آن بسیار واقعی به نظر میرسیدند.
پس از نمایش فیلم، هنگامیکه تصاویر محو شدند آنگاه چه چیز باقی میماند؟
بازهم پرده نمایش
در خصوص خویش نیز به همین صورت است. تصاویر میآیند و میروند اما فقط خویش است که بهتنهایی وجود دارد. اگر به خویش بچسبید در این صورت با ظاهرِ تصاویر فریب نمیخورید. همینطور چنانچه تصاویر پدیدار و ناپدید شوند نیز هیچ اهمیتی نخواهد داشت.
فرد ناآگاه با توجه نکردن به خویش فکر میکند که جهان حقیقی است، درست مثل کسی که به دلیل توجه نکردن به پرده نمایش "فقط" تصاویر را میبیند و آنها را چنان میبیند که گویا جدا از پرده نمایش وجود دارند.
اگر فرد بداند که بدون بیننده، چیزی برای دیدن وجود ندارد درست همانگونه که بدون پرده نمایش هیچ تصویری وجود نخواهد داشت، آنگاه فرد گمراه نخواهد شد.
فرد آگاه میداند که پرده نمایش، تصاویر و دیدن، چیزی جز خویش نیستند. با وجود تصاویر، خویش در فرم متجلی شده خودش وجود دارد و بدون تصاویر هم خویش در فرم نامتجلی باقی میماند. اینکه خویش در چه فرمی قرار دارد برای فرد آگاه هیچ اهمیتی ندارد. او همیشه خویش است.
D: If the jnani and the ajnani perceive the world in like manner, where is the difference between them?
#Ramana Maharshi: Seeing the world, the jnani sees the Self which is the substratum of all that is seen; the ajnani, whether he sees the world or not, is ignorant of his true Being, the Self.
Take the instance of moving pictures on the screen in the cinema-show. What is there in front of you before the play begins? Merely the screen. On that screen you see the entire show, and for all appearances the pictures are real. But go and try to take hold of them. What do you take hold of? Merely the screen on which the pictures appeared so real. After the play, when the pictures disappear, what remains?
The screen again!
So with the Self. That alone exists; the pictures come and go. If you hold on to the Self, you will not be deceived by the appearance of the pictures. Nor does it matter at all if the pictures appear or disappear.
Ignoring the Self the ajnani thinks the world is real, just as ignoring the screen he sees merely the pictures, as if they existed apart from it. If one knows that without the seer there is nothing to be seen, just as there are no pictures without the screen, one is not deluded. The nana knows that the screen, the pictures and the sight thereof are but the Self. With the pictures the Self is in its manifest form; without the pictures It remains in the unmanifest form. To the jnana it is quite immaterial if the Self is in the one form or the other. He is always the Self.
اگر در دنیای خواب احساس تشنگی کنید، نوشیدنِ خیالیِ آبِ خیالی، تشنگیِ خیالیِ شما را فرومینشاند. اما تا زمانی که شما ندانید که خودِ همان خواب، خیال و توهمی بیش نیست، تمام آنها برای شما واقعی به نظر میرسند و نه خیالی. درست به همین شکل، دنیای بیداری و حسهایی که در حال حاضر دارید نیز باهم هماهنگ شده تا این تصور را برای شما بوجود آورند که دنیا واقعی است.
آیا دنیا قائم به ذات خودش است؟ آیا دنیا هرگز بدون کمک ذهن، دیده شده است؟ در خوابِ عمیق نه ذهنی وجود دارد و نه دنیایی، اما وقتی بیدار میشوید، ذهن وجود دارد و درنتیجه دنیا نیز وجود دارد. این همراهیِ همیشگیِ ذهن و دنیا به چه معناست؟
#رامانا ماهارشی
پیشنهاد میکنم متن کامل را از کتاب آموزههای ماهارشی در فصل "شخص خود آگاه و این دنیا" از صفحه ۷۵ به بعد مطالعه کنید.
*واژه "عشق" در بیت بالا از مولانا معادل "خویش" در کلام رامانا ماهارشی و همینطور "آگاهی" در کلام روپرت اسپایرا است.
آیا دنیا قائم به ذات خودش است؟ آیا دنیا هرگز بدون کمک ذهن، دیده شده است؟ در خوابِ عمیق نه ذهنی وجود دارد و نه دنیایی، اما وقتی بیدار میشوید، ذهن وجود دارد و درنتیجه دنیا نیز وجود دارد. این همراهیِ همیشگیِ ذهن و دنیا به چه معناست؟
#رامانا ماهارشی
پیشنهاد میکنم متن کامل را از کتاب آموزههای ماهارشی در فصل "شخص خود آگاه و این دنیا" از صفحه ۷۵ به بعد مطالعه کنید.
*واژه "عشق" در بیت بالا از مولانا معادل "خویش" در کلام رامانا ماهارشی و همینطور "آگاهی" در کلام روپرت اسپایرا است.
If you felt thirsty in a dream, the illusory drinking of illusory water did quench your illusory thirst. But all this was real and not illusory to you so long as you did not know that the dream itself was illusory. Similarly with the waking world; and the sensations you now have, get coordinated to give you the impression that the world is real.
Does the world exist by itself? Was it ever seen without the aid of the mind? In sleep there is neither mind nor world. When awake there is the mind and there is the world. What does this invariable concomitance mean?
#Ramana Maharshi
Does the world exist by itself? Was it ever seen without the aid of the mind? In sleep there is neither mind nor world. When awake there is the mind and there is the world. What does this invariable concomitance mean?
#Ramana Maharshi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گفتگو با #آنامالای سوامی
«خلاص شدن از فرآیندهای ذهنی»
اگر همهجا در اطرافتان درد و رنج میبینید، این فقط بازتابی از درد و رنج درونی خودتان است. اگر میخواهید که رنج را کاهش دهید به سمت علت ریشهای آن بروید که همان رنج درون خودتان است. خودتان را در خویش غوطهور کنید. به این رؤیای مایا پایان داده و به جهانِ حقیقیِ آگاهیِ خویش بیدار شوید.
باورهای شما در مورد دنیا تماماً اشتباه است چون شما آن را اشتباه ادراک میکنید. این ذهن شماست که چیزهایی که میبینید را اینگونه پردازش میکند تا شما فکر کنید که دنیای پر از رنجی در خارج از شما و جدا از شما وجود دارد.
اگر میخواهید که از دنیای پر از رنج رها شوید باید آن فرایندهای ذهنی که منجر به ادراک اشتباه میشود را از بین ببرید. وقتی به وضعیتِ آگاهی از خویش برسید در آنجا دیگر هیچ ادراک اشتباهی وجود ندارد. دید شما کاملاً شفاف شده و سپس آگاه میشوید که هیچ رنج و هیچ دنیایی وجود ندارد. آگاه میشوید که تنها «خویش» است که وجود دارد.
«خلاص شدن از فرآیندهای ذهنی»
اگر همهجا در اطرافتان درد و رنج میبینید، این فقط بازتابی از درد و رنج درونی خودتان است. اگر میخواهید که رنج را کاهش دهید به سمت علت ریشهای آن بروید که همان رنج درون خودتان است. خودتان را در خویش غوطهور کنید. به این رؤیای مایا پایان داده و به جهانِ حقیقیِ آگاهیِ خویش بیدار شوید.
باورهای شما در مورد دنیا تماماً اشتباه است چون شما آن را اشتباه ادراک میکنید. این ذهن شماست که چیزهایی که میبینید را اینگونه پردازش میکند تا شما فکر کنید که دنیای پر از رنجی در خارج از شما و جدا از شما وجود دارد.
اگر میخواهید که از دنیای پر از رنج رها شوید باید آن فرایندهای ذهنی که منجر به ادراک اشتباه میشود را از بین ببرید. وقتی به وضعیتِ آگاهی از خویش برسید در آنجا دیگر هیچ ادراک اشتباهی وجود ندارد. دید شما کاملاً شفاف شده و سپس آگاه میشوید که هیچ رنج و هیچ دنیایی وجود ندارد. آگاه میشوید که تنها «خویش» است که وجود دارد.
CONVERSATION WITH #ANNAMALAI SWAMI
‘GET RID OF THE MENTAL PROCESSES…’
If you see suffering all around you it is just a reflection of your own inner suffering. If you want to alleviate suffering go to the root cause, which is the suffering inside yourself. Immerse yourself in the Self. End the maya dream and wake up to the real world of jnana.
Your ideas about the world are all wrong because you are misperceiving it. Your mind is processing what you see in such a way that it makes you think that there is a suffering world outside and apart from you.
If you want to get rid of that suffering world you must eliminate the mental processes that make you misperceive it. When you reach the state of jnana there will be no misperceptions. Your vision will be completely clear. You will be aware that there is no suffering and no world. You will be aware that the Self alone exists.
LWB, p. 342
‘GET RID OF THE MENTAL PROCESSES…’
If you see suffering all around you it is just a reflection of your own inner suffering. If you want to alleviate suffering go to the root cause, which is the suffering inside yourself. Immerse yourself in the Self. End the maya dream and wake up to the real world of jnana.
Your ideas about the world are all wrong because you are misperceiving it. Your mind is processing what you see in such a way that it makes you think that there is a suffering world outside and apart from you.
If you want to get rid of that suffering world you must eliminate the mental processes that make you misperceive it. When you reach the state of jnana there will be no misperceptions. Your vision will be completely clear. You will be aware that there is no suffering and no world. You will be aware that the Self alone exists.
LWB, p. 342
«دست گیر از دست ما، ما را بخر
پرده را بردار و پردهٔ ما مَدَر
باز خر ما را ازین نفسِ پلید
کاردش تا استخوانِ ما رسید
از چو ما بیچارگان این بندِ سخت
کی گشاید ای شهِ بیتاج و تخت؟
این چنین قفلِ گران را ای وَدود
کی تواند جز که فضلِ تو گشود؟
ما ز خود سوی تو گردانیم سر
چون تویی از ما به ما نزدیکتر»
#مولانا
پرده را بردار و پردهٔ ما مَدَر
باز خر ما را ازین نفسِ پلید
کاردش تا استخوانِ ما رسید
از چو ما بیچارگان این بندِ سخت
کی گشاید ای شهِ بیتاج و تخت؟
این چنین قفلِ گران را ای وَدود
کی تواند جز که فضلِ تو گشود؟
ما ز خود سوی تو گردانیم سر
چون تویی از ما به ما نزدیکتر»
#مولانا