تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
806 videos
37 files
366 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from مسعود رياعی
"نکات قرآنی"
(۵۵۷)
نگاهی دگر به "لا اله الا الله"

☆ در ذیل چند معنا از مفهوم لا اله الا الله می آید که هر کدام بیانگر میزان معرفت صاحب آن است:
۱ - لا اله الا الله یعنی هیچ معبودی جز خدا نیست. در این تعریف، نکته بر سر عبادت است.
۲ - لا اله الا الله یعنی هیچ فاعل و تاثیرگذاری جز خدا نیست.
۳ - لا اله الا الله یعنی هیچ وجودِ حقیقی جز خدا نیست.
۴ - لا اله الا الله یعنی هیچ مرجع و ملجأیی جز خدا نیست.
۵ - لا اله الا الله یعنی هیچ خدایی نیست، و این مفهوم هیچ خدایی نیست، است که منجر به خدای بی وصف و لا یُدرَک می شود. اینان به خلأ و حیرتی عظیم می روند.
۶ - لا اله الا الله یعنی هیچ خدای جزئی و مجزا نیست و آنچه هست کل کامل است.
۷ - لا اله الا الله یعنی روند فنا به بقا. یعنی آغاز موت، یعنی نفی همه چیزها. نه خودت، نه جهان پیرامونت، نه ذهنت، نه برداشت و معرفتت. پس آنچه که باقی می ماند همان غیرقابل وصف است که اصل بقاست، که خداست.
۸ - لا اله الا الله یعنی جمعِ هست و نیست. هست و نیست با هم و تواَمان. واحدی فراتر از هست و نیست مجزا. لا اله الا الله از دوازده حرفِ دو منظوره -سلبی و ایجابی- تشکیل شده که خود ریشه در سه حرف تکرار ناشده دارد؛ "ا" ، "ل" ، "ه". [بقیه حروفش تکراری است]. لا اله الا الله مُخَلَّص اش "اله" واحد است.
۹ - لا اله الا الله یعنی رهایی از قید هر نوع بندگی. یعنی خلاص شدن از هر نوع تعلق و وابستگی. یعنی آزادی. زیرا آن خدایی که آخر جمله اثبات می شود، خود مطلق آزادی است. و بندگیِ آزادی کردن، آزادگی می آورد. این جمله ی اسراری کلید رهایی از هر نوع بردگی و خفقان است. از این منظر؛ گویندگان حقیقی لا اله الا الله فقط آزادگان هستند و دیگران فقط آن را تلفظ می کنند.
۱۰ - لا اله الا الله یعنی ترک چندگانگی، یعنی هجرت از تشتّت و پراکندگی، و ورود به کیفیت یگانگی و یکپارچگی.

بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
masoudriaei.com
Instagram
تفحص خویش
Video
بیداری، شناخت، روشن‌ضمیری درواقع پایان این تصویری است که تو از خودت داری، همین تصویرِ کسی بودن، این باوری که می‌گوید تو عینیتی در این فضا هستی. زمانی که این تصویر از بین برود، فضا باقی می‌ماند و یقیناً فضا هیچ مشکلی ندارد. در آن لحظه تو این فضا هستی و بر این اساس وابسته به تجربیات نیستی، آن‌ها درون بدن و ذهن اتفاق میفتند. به همین ترتیب می‌تواند برای یکی از اشیایی که در این اتاق قرار دارند اتفاقی بیفتد اما آن بر این فضایی که این اشیا در آن پدیدار شده‌اند هیچ تأثیری نمی‌گذارد هیچ‌گونه خراش و آسیبی به این فضا نمی‌رسد.
#مارکوس گوالبرتو

اکنون شما میدانید که مشکلات به این خاطر که شما به «من» تان باور دارید وجود دارند. زمانی که ادراک کردید که «من» وجود ندارد، همه‌چیز از بین خواهد رفت. آن زمان‌هایی که من به شما میگویم: "مشکلی وجود ندارد، هرگز هیچ مشکلی نبوده و نخواهد بود"، منظورم همین است. اما به‌محض اینکه شروع به فکر کردن می‌کنید مشکلات به وجود می‌آیند."
#رابرت آدامز

زمانی که فهمیدی «من» فقط یک فکر است، آنگاه متوجه خواهی شد چیزی که مشکل می‌نامی، هرچه که باشد، هرچقدر که مهم به نظر برسد آن هم باید یک فکر باشد. متوجه هستی؟ زیرا «من» است که مشکل دارد و «من» هم فقط یک باور است، یک فکر است و حقیقتاً وجود ندارد. اگر «من» فقط یک فکر و یک باور باشد و «من» مشکل داشته باشد، پس درواقع هیچ مشکلی وجود ندارد.
#رابرت آدامز

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

بمیرید بمیرید و زین نفس بِبُرید
که این نفس چو بندست و شما همچو اسیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا
بَرِ شاه چو مردید همه شاه و شهیرید
#مولانا

مراقبه های مهم و مرتبط با این مطلب:

این تمرین تمام کمکی است که شما به آن نیاز دارید – موجی

دعوتی به رهایی - موجی

Awakening, Realization, Enlightenment is the end of this image you have about yourself, the image of being someone, the idea you are an object in that space. When that image vanishes, the space remains, and, certainly the space has no problems. At that moment, you are this space and as such, you are not attached to experiences; they happen in the body and in the mind. Similarly, something can happen to one of these objects placed in this room, but this has no impact in that space where the objects appear, causing no damages nor scratches on it.
#Marcos Gualberto ⠀

"You know by now that your problem exists because you believe in your 'I'. When you realize 'I' does not exist, everything disappears. This is what I mean when I tell you sometimes, there are no problems, there never were any problems and there never will be any problems. But as soon as you begin to think, there are problems."
#Robert Adams

"When you realize the I is only a thought, then you also realize that your problem, so-called, whatever it may be, how serious it may look to you, must also be a thought. Can you see that? Because 'I' have the problem. And 'I' is only an idea, a thought. It doesn't exist for real. If I is only a thought, an idea, and I have the problem, there's no problem."
#Robert Adams
«این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
بی‌عنایات خدا هیچیم هیچ
بی عنایات حق و خاصان حق
گر ملک باشد سیاهستش ورق
ای خدا ای فضل تو حاجت روا
با تو یاد هیچ کس نبود روا»

دوستان و همراهان عزیز برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.
Forwarded from مسیر مستقیم
هنگامی‌که توجه به‌طور کامل از صفحه‌نمایش برداشته شد و غرق در تصاویر درون فیلم شدیم آنگاه هر تصویری، هر حرکتی، هر رنگی، هر اتفاقی ما را به‌شدت تحت تأثیر خودش قرار خواهد داد.
اما هنگامی‌که متوجه‌ی صفحه‌نمایش شدیم در این صورت دیگر فرقی نمی‌کند که محتوای فیلم، عاشقانه باشد یا ترسناک.

سؤال: چطور متوجه‌ی صفحه‌نمایش بشوم؟
جواب: در صورت اشتیاق، "عمیقاً" با چند مطلب بعد همراه شو.
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیحی درخصوص واژگان تخصصی در تعالیم #روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
در ارتباط با موضوع قبل متن زیر را مطالعه کنید:

با پاهای برهنه در ساحل دریا به‌آرامی قدم می‌زنم، سردرد مختصری دارم و درحالی‌که طعم گس چای را مزه مزه می‌کنم به صدای امواج گوش می‌دهم، دیدن خط افق حقیقتاً حیرت‌آور است. بوی دریا خاصیتی دارد که مرا به خاطرات کودکی‌ام می‌برد.

با پاهای برهنه در ساحل دریا به‌آرامی قدم می‌زنم = حس لامسه (تجربه دنیا)
سردرد مختصری دارم = تجربه بدن
درحالی‌که طعم گس چای را مزه مزه می‌کنم = حس چشایی (تجربه دنیا)
به صدای امواج گوش می‌دهم = حس شنوایی (تجربه دنیا)
دیدن خط افق = حس بینایی (تجربه دنیا)
بوی دریا = حس بویایی (تجربه دنیا)
مرا به خاطرات کودکی‌ام می‌برد = تجربه ذهن

در این متن از تمام مواردی که در خصوص تجربه کردن به آن‌ها اشاره شده بود استفاده شده است. درجریان باشید که ما تماماً بطور مدام در زندگی با این تجربیات سروکار داریم فقط سؤال اساسی اینجاست که:

چرا اصلاً متوجه‌ی تجربه کننده نیستیم؟

یعنی آن تجربه کننده‌ای که دنیا، بدن و ذهن را تجربه می‌کند.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ماهیت آگاهی - #روپرت_اسپایرا

نکاتی در خصوص این سخنرانی مهم:

-علیرغم مقاومت ذهن در ارتباط با پیچیده بودن بخش‌هایی از این ویدئو، توصیه بنده این است که این سخنرانی فوق‌العاده مهم را تا به انتها ببینید.

-دشواری‌های این سخنرانی به امید خدا در مطالبی که در ارتباط با این موضوع به‌طور پیاپی در پست‌های بعدی خواهد آمد روشن و واضح خواهد شد.

-دوستان دقت کنند که این سخنرانی چیزی به معنای معمول صرفاً یک سخنرانی نیست بلکه "مراقبه‌ای مهم " است. مراقبه هم چیزی برای یک‌بار انجام دادن نیست بلکه نیاز است تا بارها و بارها تکرار شود و مدام روی این موضوع تعمق گردد تا گوهر درخشانش هویدا شود.

** دقت کنید که واژگان آگاهی و هشیاری در مطالب روپرت اسپایرا به یک معنی به کار میروند. (خودشان نیز در سخنرانیها به این نکته بارها اشاره کرده‌اند)
Forwarded from مسیر مستقیم
همانطور که پیشتر گفته شد مطالبی در جهت ادراک هرچه عمیقتر سخنرانی ماهیت آگاهی ارائه خواهد شد
این سری از مطالب با مراقبه‌ی بسیار مهم "ماهیت حقیقی ما" (با ویرایش جدید) آغاز میشود:
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه‌ی ماهیت حقیقی ما - #روپرت_اسپایرا
قسمت اول
آدرس صفحه اینستاگرام:

https://instagram.com/direct.path
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراقبه‌ی ماهیت حقیقی ما - #روپرت_اسپایرا
قسمت پایانی
Forwarded from مسیر مستقیم
ساعت نزدیکای هشت شب بود که یهو برق رفت. از سر بیکاری تو این تاریکی و نورِ خیلی کم شروع کردم با سایه دستم روی دیوار شکلی بوجود آوردم. شکل گربه بود. گربه گرسنه بود و دنبال غذا میگشت. در حین جستجو از این دیوار به اون دیوار می‌پرید همین‌طور که داشت پرسه می‌زد ناگهان با یک سگ (اون یکی دستم) روبه‌رو شد. مونده بود چیکار کنه با خودش می‌گفت این چه زندگی بدیه که من دارم هم گرسنمه و هم تو این بی‌رمقی حالا باید از دست این سگ هم فرار کنم تو همین فکر و خیال‌ها بود که یهو برق اومد، نور زیاد شد و سایه‌ها محو شدند.گربه و سگ و گرسنگی و بدبختی و بی‌رمقی گربه‌ای که اصلاً وجود نداشت هم تموم شد. منم خندیدم به کارهای عجیب غریب خودم و پاشدم رفتم سراغ کارم.

#مسیرمستقیم
تفحص خویش
Video
اصلِ هستی حقیقت واحدی است که جز او هیچ نیست و هر چه هست نمودهای اوست و جز او بودی نیست. عالم هستی حقیقت عینی ندارد و "از ذهن ناظر جدا و مستقل نیست، همچون رؤیایی که در ذهن شخص خفته می‌گذرد و بیرون از آن وجودی ندارد." خلاص غایی در قطع علایق، تزکیه نفس، رفع حجاب غفلت و جهل، حصول معرفت و وصول به مقام وحدت است.

بدان که تمام این تعینات گوناگون و موجوداتِ از حد و نهایت افزون، جز ظهور یک نور نیست، و این "همان نور غیب است که خویش را به هر رنگ و هر صورت جلوه گر ساخته"، جمال و کمال خود را ظاهر می نماید.
طالب سعادتمند باید که این عالم را که بعينه چون نمود سراب است وجود ننهد، به همین صورت تعینات این عالم نیز به‌ظاهر دیده می‌شود که چیزی است و در اصل و حقیقت هیچ وجود ندارد.

«آنچه آن هست می‌نماید، نیست
و آنچه آن نیست می‌نماید، هست»

آن ذات برهم* و هستی مطلق که کمالات ذات او را حد و نهایت نیست، و نیرنگسازان و طلسم پردازان عالم در نیرنگ‌سازی و شعبده پردازیِ حکمت او گم‌اند و او را هرلحظه و هر آنی شأنی دیگر باشد، و هیچ جائی بی او نبود، و باوجوداین به‌هیچ‌وجه از او نشان نتوان داد، چون ظهور خود خواهد در عالم به چندین صورت‌ها و چندین رنگها برآید، و چون علم و دریافت خود را از حال عالم بر گیرد، این عالم و عالمیان همه نابود گردند، و نشانی از این غوغا و از این کارها نماند.

*برهم = حقیقت متعال

از متن کتاب جوگ باسشت (یوگا واسیشتا) - ترجمه میرابولقاسم فندرسکی (دانشمند، عارف و حکیم دورهٔ صفوی)
Yoga Vasistha
Forwarded from من کیستم؟
کتاب آموزه‌های ماهارشی.pdf
925.8 KB
ترجمه فارسی کتاب Maharshi's Gospel
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا حقیقت جهان همان چیزی است که با حواسمان ادراک می‌کنیم؟ - #روپرت_اسپایرا

«عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها»
#مولانا

آیا دنیایی که می‌بینیم همان چیزی است که در حقیقت وجود دارد یا محدودیت‌های ذهن آن آگاهی را به این فرم برایمان نمایان کرده‌اند؟

آیا اگر به جای حواس پنجگانه، هفت حس ادراکی داشتیم باز جهان را به همین شکل می‌دیدیم؟