تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
“There is a very simple secret to being happy. Just let go of your demand on this moment. Any time you have a demand on the moment to give you something or remove something, there is suffering. Your demands keep you chained to the dream state of conditioned mind.
The problem is that when there is a demand, you completely miss what is now. Letting go applies to the highest sacred demand, and even to the demand for love. If you demand in some subtle way to be loved, even if you get love, it is never enough. In the next moment, the demand reasserts itself, and you need to be loved again. But as soon as you let go, there is knowing in that instant that there is love here already. The mind is afraid to let go of its demand because the mind thinks that if it lets go, it is not going to get what it wants - as if demanding works. This is not the way things work. Stop chasing peace and stop chasing love, and your heart becomes full. Stop trying to be a better person, and you are a better person. Stop trying to forgive, and forgiveness happens. Stop and be still.”
#Adyashanti
تفحص خویش
Photo
"فقط باش و از بودنت لذت ببر"
#اکهارت تُله

بله ذهن شرطی شده با دیدن این جمله به شدت دست و پا خواهد زد. چرا؟ چون از کودکی به او اینگونه گفته شده که تو در حال حاضر کافی نیستی، چیزی کم داری، بدبختی و برای خوشبخت شدن باید به چیز دیگری تبدیل بشوی، توی ناقص زمانی کامل خواهی شد که آن چیزها را به دست بیاوری و به فلان جایگاه برسی. جالبی موضوع اینجاست که تمام این کیفیاتی که ارئه میدهد همیشه منافعی برای ایگوی بزرگ یعنی جامعه در پی دارد و در تمام کیفیاتی که به عنوان خوشبختی به تو معرفی میکند خودش ذی نفع است. ما تبدیل به شیرهای سیرک شده ایم، یعنی برای آن شادی و خوشبختی که در حالت عادی کیفیت درونی و فطری خودمان است باید کلی پشتک وارو بزنیم تا سر سوزنی از آن نصیبمان شود. اما تفاوتش در اینجاست که تو در هیچ زندان فیزیکی نیستی، بلکه اسیر زندانی خیالی شده ای.

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان/ چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

دوستان عزیز الگوهای ذهن قدرتمند هستند، هرچقدر هم که حالات معنوی و لحظات ناب نصیبتان شود باز این الگوها از آنجا که درست و با دقت دیده نشده اند بارها و بارها برمیگردند و اینجاست که شما مدام میپرسید: پس چرا اون چیزی که تجربه کردم پایدار نبود؟ چرا دوباره حالم خوب نیست؟ چرا و چرا؟
شناخت الگوهای ذهن و این شرطی شدگی ها در مسیر خودشناسی بسیار سودمند هستند و به عنوان مکملی بسیار قوی در این مسیر توصیه میشود.
در این خصوص مطالعه کتابهای محمد جعفر مصفا و کریشنامورتی در این کانال بارها و بارها توصیه شده است. باید همت و جدیت داشت.
(تمام این موارد خطاب به خودمم هست)

صفحه سخنرانیهای زنده یاد مصفا در یوتیوب
https://www.youtube.com/user/Mossaffa/videos
چند بار تاکنون از چیزی خوشت آمده و از آن چیز و وابستگی‌های آن برای خودت نردبانی ساخته‌ای و از آن نردبان بالا رفته‌ای و نهایتاً از بالای نردبان سقوط کرده‌ای؟
آیا زمان آن نرسیده است که بیدار شوی و به‌کل تمام وابستگی‌هایت را رها کنی؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طراوت یکتایی - #آنا براون

"شخص هرگز نمیتواند آن را به دست بیاورد"
تو هیچ مشکلی نداری اما تصوراتی که از خودت داری تماماً اشتباه است. آن کسی که میل و خواسته دارد، می‌ترسد و رنج می‌کشد تو نیستی بلکه شخصی است که بر پایه‌ي جسمت و توسط شرایط محیطی و تأثیراتش شکل گرفته است.
تو آن شخص نیستی.
این "باید" به‌وضوح در ذهن شما تثبیت شده و هرگز نباید از آن غافل شوید.

#نیسارگاداتا ماهاراج
"حضور تو در غیبت توست."
ژان کلاین

*ژان کلاین نویسنده فرانسوی و استاد نادوگانگی و از تاثیرگذاران بر فرانسیس لوسیل و روپرت اسپیرا بود.

دقت کنید که چطور اشاره او در جمله بالا دقیقاً و عیناً در ابیات زیر آمده است:


"هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد"
#شبستری

"چون که باشی فانی مطلق ز خویش
هست مطلق گردی اندر لامکان"
#عطار

"گفت اکنون چون منی ای من در آ
نیست گنجایی دو من را در سرا"
#مولانا

"چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو بی تو جمال خود نماید"
#شبستری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"تنها پس از دیدن خویش درون است که فرد می‌تواند خویش را در همه‌چیز ببیند. فرد باید در ابتدا درک کند که چیزی جز خویش وجود ندارد و اینکه او همان خویش است و تنها پس‌ازآن است که او می‌تواند همه‌چیز را به‌عنوان وجه خویش ببیند."

"سعی کنید تا متوجه شوید که هیچ من و تو و اویی وجود ندارد و فقط آن خویش یگانه که همه‌چیز است وجود دارد."
#رامانا ماهارشی

«مشرق و مغرب، از آن خداست؛ و به هر سمتی که رو کنید، همان‌جا وجه خداست» بقره ۱۱۵

«و اوست اول و آخر و ظاهر و باطن» حدید ۳

It is only after seeing the Self within, that one will be able to see the Self in everything. One must first realize there is nothing but the Self and that he is that Self, and only then he can see everything as the form of the Self.
(Day by Day with Bhagavan)

Try to realise that there is no I, no you, no he, only the one Self which is all.
#Ramana Maharshi
نو باش.

وجودِ تو نو است.

هستیِ تو نوبه‌نو جاری است.

افکار و باورها و گذشته و درکل سازه‌ی چیزی که به‌عنوان این شخص آن را خودت می‌پنداری کهنه است.

کهنه را "رها" کن.

از کهنه خالی شو. هنگامی‌که از کهنه خالی شدی دیگر قرار نیست نو را به دست آوری.

نو پیشاپیش همینجاست.
نو، وجودِ خودِ توست.

رایحه‌ی تازگی و نوییِ خودت را تنفس کن.

نو به نو درونِ شماست، وجودِ شماست، آن خود‌به‌خودی نو است.

شما نو هستید.

شما نوروزید شما نویید شما مبارکید.

«ايام مبارك باد از شما! مبارك شماييد. ايام مي‌آيند تا به شما مبارك شوند.»*
#تفحص خویش

* جمله داخل گیومه از جناب #شمس تبریزی
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ما همان شادی‌ای هستیم که در جستجویشیم - #روپرت_اسپایرا

*سخنان روپرت اسپایرا در ارتباط با آغاز بهار

مطالب مرتبط:

مراقبه: هیچ‌چیز نمی تواند شما را خوشبخت کند - #روپرت_اسپایرا

هدف اصلی زندگی - #روپرت_اسپایرا
خداوند متعال که تغییر ناپذیر و بسیط است، چنان حقیقتی است که همه حقایق دیگر در کنار آن لاوجود می شوند. یکی از این حقایق نسبی، شریعت دینی است؛ گاه گفته می شود که شریعت را می توان در قالب دو کلمه «تو و من» بیان کرد*، در صورتی که حقیقتِ طریقت را، که همان راه مستقیم برگشت به خداوند است، می توان این گونه خلاصه کرد:
«من، تو هستم و تو منی». اما خود حقیقت في نفسه چنین است:
«نه منی هست و نه تویی؛ بلکه تنها اوست.»

*الشریعه: انا و انت. الطريقه: أنا انت. الحقيقه: لا انا ولا انت، هو

از "کتاب یقین" نوشته مارتین #لینگز صفحه ۱۲

«آنک کرد او در رخ خوبانت دنگ
نور خورشیدست از شیشهٔ سه رنگ

شیشه‌های رنگ رنگ آن نور را
می‌نمایند این چنین رنگین بما

خوی کن بی‌شیشه دیدن نور را
تا چو شیشه بشکند نبود عمی»
#مولانا

عمی= کوری
«من مراقبه کردم، به دوره‌های آموزشی رفتم، کتاب‌های زیادی درباره معنویت خوانده‌ام، من سعی می‌کنم تا در وضعیت عدم مقاومت بمانم اما اگر از من بپرسید که آیا آن آرامش درونی حقیقی و ماندگار را پیداکرده‌ام؟ جواب صادقانه من "نه" خواهد بود.
چرا تاکنون آن را نیافتم؟ چه کار دیگری باید انجام دهم؟
-شما همچنان در بیرون به جستجویش می‌گردید و نمی‌توانید از این وضعیت جستجو خارج شوید. -با خودتان این‌طور میگویید که- شاید در دوره آموزشی بعدی جواب را پیدا کنم شاید این تکنیک جدید کارساز شد.
اما چیزی که من به شما میگویم این است: دنبال آرامش نباش. به دنبال هیچ وضعیت دیگری جز همین‌که در حال حاضر در آن هستی نباش، در غیر این صورت یک تضاد درونی و مقاومتی ناآگاهانه به وجود میاوری. لحظه‌ای که کاملاً این عدم آرامشت را پذیرفتی آنگاه ناآرامی همچون یک کیمیاگری به آرامش تبدیل می‌شود. هر آن چیزی را که به‌طور کامل بپذیری تو را به آرامش خواهد رساند. این معجزه‌ی تسلیم است.»

«پذیرش به این معنی است که به خودت اجازه میدهی تا هر احساسی که در این لحظه داری را لمس کنی. آن بخشی از هستی لحظه حال است.
تو نمیتوانی با آنچه که هست جدل کنی چرا البته میتوانی اما اگر این کار را کنی رنج خواهی کشید.»
#اکهارت تُله

“I have been practicing meditation, I have been to workshops, I have read many books on spirituality, I try to be in a state of nonresistance — but if you ask me whether I have found true and lasting inner peace, my honest answer would have to be “no.” Why haven't I found it? What else can I do?”
“You are still seeking outside, and you cannot get out of the seeking mode. Maybe the next workshop will have the answer, maybe that new technique. To you I would say: Don’t look for peace. Don’t look for any other state than the one you are in now; otherwise, you will set up inner conflict and unconscious resistance. Forgive yourself for not being at peace. The moment you completely accept your non-peace, your non-peace becomes transmuted into peace. Anything you accept fully will get you there, will take you into peace. This is the miracle of surrender.”
#Eckhart Tolle

"Accepting means you allow yourself to feel whatever it is you are feeling at that moment. It is part of the isness of the Now.
You can't argue with what is. Well, you can, but if you do, you suffer."
#Eckhart Tolle
جهان هستی از تجربیاتی ساخته‌شده که طوری طراحی‌شده‌اند تا وابستگی‌های شما، چیزهایی که به آن‌ها چسبیده‌اید، لذت، درد، ترس و همه این‌ها را بسوزاند و کاملاً از بین ببرد، و تا زمانی که جایی وجود داشته باشد که ازآنجا آسیب‌پذیر باشید جهان هستی راهی پیدا می‌کند تا شما را با آن روبه‌رو کند.
رام داس

The universe is made up of experiences that are designed to burn out your attachment, your clinging, to pleasure, to pain, to fear to all of it. And as long as there is a place where your vulnerable, the universe will find a way to confront you with it.
- Ram Dass
Forwarded from مسعود رياعی
"نکات قرآنی"
(۵۵۷)
نگاهی دگر به "لا اله الا الله"

☆ در ذیل چند معنا از مفهوم لا اله الا الله می آید که هر کدام بیانگر میزان معرفت صاحب آن است:
۱ - لا اله الا الله یعنی هیچ معبودی جز خدا نیست. در این تعریف، نکته بر سر عبادت است.
۲ - لا اله الا الله یعنی هیچ فاعل و تاثیرگذاری جز خدا نیست.
۳ - لا اله الا الله یعنی هیچ وجودِ حقیقی جز خدا نیست.
۴ - لا اله الا الله یعنی هیچ مرجع و ملجأیی جز خدا نیست.
۵ - لا اله الا الله یعنی هیچ خدایی نیست، و این مفهوم هیچ خدایی نیست، است که منجر به خدای بی وصف و لا یُدرَک می شود. اینان به خلأ و حیرتی عظیم می روند.
۶ - لا اله الا الله یعنی هیچ خدای جزئی و مجزا نیست و آنچه هست کل کامل است.
۷ - لا اله الا الله یعنی روند فنا به بقا. یعنی آغاز موت، یعنی نفی همه چیزها. نه خودت، نه جهان پیرامونت، نه ذهنت، نه برداشت و معرفتت. پس آنچه که باقی می ماند همان غیرقابل وصف است که اصل بقاست، که خداست.
۸ - لا اله الا الله یعنی جمعِ هست و نیست. هست و نیست با هم و تواَمان. واحدی فراتر از هست و نیست مجزا. لا اله الا الله از دوازده حرفِ دو منظوره -سلبی و ایجابی- تشکیل شده که خود ریشه در سه حرف تکرار ناشده دارد؛ "ا" ، "ل" ، "ه". [بقیه حروفش تکراری است]. لا اله الا الله مُخَلَّص اش "اله" واحد است.
۹ - لا اله الا الله یعنی رهایی از قید هر نوع بندگی. یعنی خلاص شدن از هر نوع تعلق و وابستگی. یعنی آزادی. زیرا آن خدایی که آخر جمله اثبات می شود، خود مطلق آزادی است. و بندگیِ آزادی کردن، آزادگی می آورد. این جمله ی اسراری کلید رهایی از هر نوع بردگی و خفقان است. از این منظر؛ گویندگان حقیقی لا اله الا الله فقط آزادگان هستند و دیگران فقط آن را تلفظ می کنند.
۱۰ - لا اله الا الله یعنی ترک چندگانگی، یعنی هجرت از تشتّت و پراکندگی، و ورود به کیفیت یگانگی و یکپارچگی.

بر گرفته از مجموعه نکات قرآنی
مسعود ریاعی
masoudriaei.com
Instagram