تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Photo
همه‌ی ما باید به منشأ خود بازگردیم. هر انسانی در جستجوی منشأ خود است و روزی باید به آن مراجعه کند. ما از درون آمده‌ایم، به بیرون رفته‌ایم و اکنون باید به درون بازگردیم.
مراقبه چیست؟ مراقبه خویش طبیعی ما است. ما خودمان را با افکار و هواهای نفسانی در حجاب برده‌ایم. برای خلاص شدن از این حجاب باید روی یک فکر تمرکز کنیم: خویش
خویش آهنربای قدرتمندی است که درون ما پنهان ‌شده است. آن به‌تدریج ما را به‌سوی خودش می‌کشد هرچند ما این‌طور تصور می‌کنیم که به خواست خودمان به سمتش می‌رویم.
هنگامی‌که به ‌اندازه کافی نزدیک شدیم، آن به فعالیت‌های دیگر ما پایان داده، ما را آرام می‌سازد و سپس جریان شخصی ما را می‌بلعد و بنابراین شخصیت ما را می‌کشد. آن ذکاوت و هوش را تسخیر کرده و سراسر وجود را غرق در خودش می‌کند.
ما گمان می‌کنیم که روی آن مراقبه کرده و در جهت آن روبه‌پیشرفت هستیم درحالی‌که حقیقت این است که ما همچون براده‌های آهنی هستیم که آن خویشِ آهن‌ربا، ما را به سمت خودش می‌کشاند؛ بنابراین فرایند یافتن خویش، نوعی مغناطیسم الهی است.
تمرین مراقبه مکرر و منظم تا وقتی‌که وضعیت ناشی از آن در طول روز به‌صورت عادی و دائمی درآید ضروری است؛ بنابراین، مراقبه کنید.
#باگوان رامانا ماهارشی

*وقتی برای این متن دنبال جستجوی کلمات آهن‌ربا و براده‌های آهن بودم با این تصویر مواجه شدم که تصویر گویایی است.

We all have to return to our source. Every human being is seeking their source and must one day come to it. We came from the Within; we have gone outward and now we must turn inward.
What is meditation? It is our natural Self. We have covered ourselves over with thoughts and passions. To throw them off we must concentrate on one thought: the Self .
The Self is a powerful magnet hidden within us. It draws us gradually to Itself, though we imagine we are going to IT of our own accord.
When we are near enough It puts an end to our other activities, makes us still, and then swallows up our own personal current, thus killing our personality. It overwhelms the intellect and floods the whole being.
We think we are meditating upon It and developing towards It, whereas the truth is that we are like iron-filings and it is the atman magnet that is pulling us towards Itself. Thus the process of finding Self is a form of divine magnetism.
It is necessary to practice meditation frequently and regularly until the condition induced becomes habitual and permanent throughout the day. Therefore, meditate!
#Ramana Maharshi
- Conscious Immortality
ای درویش جمله خلقِ عالم همه روز در خیال و پندارند که مگر وجودی دارند و بکاری مشغولند و طلب مقصودی می‌کنند و نمی‌دانند که:
"به‌جز خدایتعالى هیچ‌چیز و هیچ‌کس را وجود نیست و نبوده و نخواهد بود، خدایست که موجود است و همیشه بوده است و خواهد بود."

بیت:
«با خودی کفر و بیخودی دینست
هرچه گفتیم مغز آن اینست»

از کتاب کشف الحقایق - عزیزالدین #نسفی
انتشارات علمی و فرهنگی، صفحه ۱۷۰
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفحص خویش - قسمت اول: معرفی کتاب

دیوید گادمن
Who_Am_I_Persian.pdf
130.7 KB
من کیستم - باگوان #رامانا ماهارشی
who_am_I.pdf
86.1 KB
نسخه انگلیسی کتاب
ایشان در بالاترین سطحی که بتوان به کلام آید این‌گونه بیان می‌کردند که:

«فقط آگاهی است که وجود دارد.»

چنانچه این مورد توسط شنونده با شک و تردید همراه می‌شد ایشان می‌گفتند که هشیاری به این حقیقت (که فقط آگاهی است که وجود دارد) توسط باورهای خودمحدود کننده‌ی ذهن در حجاب رفته است و چنانچه این عقاید کنار گذاشته شود آنگاه حقیقتِ آگاهی آشکار خواهد شد. بیشتر پیروانشان این رویکرد سطح بالا را کمی بیش‌ازحد تئوری می‌دانستند چون آن‌ها بسیار غرق در باورهای خود‌محدودکننده بودند همان باورهایی که سری رامانا آن‌ها را تشویق می‌کردند تا رهایشان کنند این افراد گمان می‌کردند که حقيقتِ آگاهي تنها زمانی برایشان آشکار خواهد شد که تحت يك دوره بلندمدت تمرينات معنوي قرار بگیرند. سری رامانا جهت رضایت چنین افرادی روشی ابتکاری از خودمراقبتی را تجویز کردند که آن را «تفحص خویش» می‌نامیدند. ازآنجاکه ایشان این تمرین را در اغلب اوقات و همین‌طور به‌صورت قاطعانه توصیه می‌کردند، بسیاری از مردم آن را متمایزترین اصل در تعالیم وی می‌دانستند.
تعالیم #رامانا ماهارشی – دیوید گادمن
At the highest level that could be expressed in words he would say that consciousness alone exists. If this was received with skepticism he would say that awareness of this truth is obscured by the self-limiting ideas of the mind and that if these ideas were abandoned then the reality of consciousness would be revealed. Most of his followers found this high-level approach a little too theoretical - they were so immersed in the self-limiting ideas that Sri Ramana was encouraging them to drop that they felt that the truth about consciousness would only be revealed to them if they underwent a long period of spiritual practice. To satisfy such people Sri Ramana prescribed an innovative method of self-attention which he called self-enquiry. He recommended this technique so often and so vigorously that it was regarded by many people as the most distinctive motif in his teachings.

Be as you are – The teachings of sri #Ramana Maharishi
تفحص خویش
Photo
راز بسیار ساده‌ای برای شاد بودن وجود دارد. فقط خواسته‌ای که در این لحظه داری را کنار بگذار. هرزمان که در لحظه خواسته‌ای داشته باشی که یا چیزی به تو بدهد یا چیزی را از بین ببرد همین منجر به رنج می‌شود. خواسته‌هایت تو را به وضعیت خیالی ذهن شرطی شده زنجیر می‌کنند.
مشکل اینجاست که وقتی خواسته‌ای وجود داشته باشد تو کاملاً آنچه که در لحظه حال است را از دست می‌دهی. این رها کردن شامل والاترین خواسته‌های مقدس نیز هست و همین‌طور طلب عشق. اگر به طرق نامحسوسی در طلب این باشید که دوست داشته شوید، حتی اگر عشق را دریافت کنید هرگز برایتان کافی نخواهد بود چون در لحظه بعد آن خواسته و خواهش دوباره خودش را مطرح می‌کند و شما دوباره نیاز دارید تا دوست داشته شوید؛ اما به‌محض اینکه آن را رها کنید در همان لحظه می‌توان فهمید که پیشاپیش عشقی در همین‌جا وجود دارد.
ذهن از اینکه خواسته‌هایش را رها کند می‌ترسد چون فکر می‌کند که اگر آن‌ها را رها کند به چیزی که می‌خواهد نمی‌رسد و گمان می‌کند که اگر مدام آن‌ها را تقاضا کند به آن‌ها خواهد رسید. اما چیزها این‌طور عمل نمی‌کنند. جستجوی آرامش و عشق را رها کن و آنگاه قلبت سرشار خواهد شد. تلاش برای شخصی بهتر شدن را رها کن و آنگاه شخص بهتری خواهی شد. تلاش برای بخشیدن را رها کن و آنگاه بخشش اتفاق خواهد افتاد. رها کن و آرام باش.
#آدیاشانتی
“There is a very simple secret to being happy. Just let go of your demand on this moment. Any time you have a demand on the moment to give you something or remove something, there is suffering. Your demands keep you chained to the dream state of conditioned mind.
The problem is that when there is a demand, you completely miss what is now. Letting go applies to the highest sacred demand, and even to the demand for love. If you demand in some subtle way to be loved, even if you get love, it is never enough. In the next moment, the demand reasserts itself, and you need to be loved again. But as soon as you let go, there is knowing in that instant that there is love here already. The mind is afraid to let go of its demand because the mind thinks that if it lets go, it is not going to get what it wants - as if demanding works. This is not the way things work. Stop chasing peace and stop chasing love, and your heart becomes full. Stop trying to be a better person, and you are a better person. Stop trying to forgive, and forgiveness happens. Stop and be still.”
#Adyashanti
تفحص خویش
Photo
"فقط باش و از بودنت لذت ببر"
#اکهارت تُله

بله ذهن شرطی شده با دیدن این جمله به شدت دست و پا خواهد زد. چرا؟ چون از کودکی به او اینگونه گفته شده که تو در حال حاضر کافی نیستی، چیزی کم داری، بدبختی و برای خوشبخت شدن باید به چیز دیگری تبدیل بشوی، توی ناقص زمانی کامل خواهی شد که آن چیزها را به دست بیاوری و به فلان جایگاه برسی. جالبی موضوع اینجاست که تمام این کیفیاتی که ارئه میدهد همیشه منافعی برای ایگوی بزرگ یعنی جامعه در پی دارد و در تمام کیفیاتی که به عنوان خوشبختی به تو معرفی میکند خودش ذی نفع است. ما تبدیل به شیرهای سیرک شده ایم، یعنی برای آن شادی و خوشبختی که در حالت عادی کیفیت درونی و فطری خودمان است باید کلی پشتک وارو بزنیم تا سر سوزنی از آن نصیبمان شود. اما تفاوتش در اینجاست که تو در هیچ زندان فیزیکی نیستی، بلکه اسیر زندانی خیالی شده ای.

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان/ چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

دوستان عزیز الگوهای ذهن قدرتمند هستند، هرچقدر هم که حالات معنوی و لحظات ناب نصیبتان شود باز این الگوها از آنجا که درست و با دقت دیده نشده اند بارها و بارها برمیگردند و اینجاست که شما مدام میپرسید: پس چرا اون چیزی که تجربه کردم پایدار نبود؟ چرا دوباره حالم خوب نیست؟ چرا و چرا؟
شناخت الگوهای ذهن و این شرطی شدگی ها در مسیر خودشناسی بسیار سودمند هستند و به عنوان مکملی بسیار قوی در این مسیر توصیه میشود.
در این خصوص مطالعه کتابهای محمد جعفر مصفا و کریشنامورتی در این کانال بارها و بارها توصیه شده است. باید همت و جدیت داشت.
(تمام این موارد خطاب به خودمم هست)

صفحه سخنرانیهای زنده یاد مصفا در یوتیوب
https://www.youtube.com/user/Mossaffa/videos
چند بار تاکنون از چیزی خوشت آمده و از آن چیز و وابستگی‌های آن برای خودت نردبانی ساخته‌ای و از آن نردبان بالا رفته‌ای و نهایتاً از بالای نردبان سقوط کرده‌ای؟
آیا زمان آن نرسیده است که بیدار شوی و به‌کل تمام وابستگی‌هایت را رها کنی؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
طراوت یکتایی - #آنا براون

"شخص هرگز نمیتواند آن را به دست بیاورد"
تو هیچ مشکلی نداری اما تصوراتی که از خودت داری تماماً اشتباه است. آن کسی که میل و خواسته دارد، می‌ترسد و رنج می‌کشد تو نیستی بلکه شخصی است که بر پایه‌ي جسمت و توسط شرایط محیطی و تأثیراتش شکل گرفته است.
تو آن شخص نیستی.
این "باید" به‌وضوح در ذهن شما تثبیت شده و هرگز نباید از آن غافل شوید.

#نیسارگاداتا ماهاراج
"حضور تو در غیبت توست."
ژان کلاین

*ژان کلاین نویسنده فرانسوی و استاد نادوگانگی و از تاثیرگذاران بر فرانسیس لوسیل و روپرت اسپیرا بود.

دقت کنید که چطور اشاره او در جمله بالا دقیقاً و عیناً در ابیات زیر آمده است:


"هر آن کو خالی از خود چون خلأ شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد"
#شبستری

"چون که باشی فانی مطلق ز خویش
هست مطلق گردی اندر لامکان"
#عطار

"گفت اکنون چون منی ای من در آ
نیست گنجایی دو من را در سرا"
#مولانا

"چو تو بیرون شدی او اندر آید
به تو بی تو جمال خود نماید"
#شبستری