Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«خودت را به یاد بیاور»
*ویدئو را تا انتها دیده و روی جملات آن تعمق کنید. درصورت امکان از هدفون استفاده کنید.
*ویدئو را تا انتها دیده و روی جملات آن تعمق کنید. درصورت امکان از هدفون استفاده کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پرسشگر: آیا آن کسی که خویش را درک کرد حس "من" را از دست میدهد؟
ماهارشی: کاملا
پرسشگر: پس درنتیجه فرقی بین من و شما و آن مرد آنجا و خدمتکار من وجود ندارد. آیا همه یکسان هستند؟
ماهارشی: همه یکسان هستند از جمله آن میمونها.
پرسشگر: اما میمونها که آدم نیستند.آیا آنها متفاوت نیستند؟
ماهارشی: آنها دقیقا با آدمها یکی هستند.همه در آگاهیای یگانه، یکسان هستند.
باگوان #رامانا ماهارشی
D : Does one who has realized the Self lose the sense of 'I' ?
M : Absolutely.
D : Then there is no difference between yourself and myself, that man over there, my servant. Are all the same ?
M : All are the same, including those monkeys.
D : But the monkeys are not people. Are they not different ?
M : They are exactly the same as people. All are the same in One Consciousness.
#Ramana Maharshi
ماهارشی: کاملا
پرسشگر: پس درنتیجه فرقی بین من و شما و آن مرد آنجا و خدمتکار من وجود ندارد. آیا همه یکسان هستند؟
ماهارشی: همه یکسان هستند از جمله آن میمونها.
پرسشگر: اما میمونها که آدم نیستند.آیا آنها متفاوت نیستند؟
ماهارشی: آنها دقیقا با آدمها یکی هستند.همه در آگاهیای یگانه، یکسان هستند.
باگوان #رامانا ماهارشی
D : Does one who has realized the Self lose the sense of 'I' ?
M : Absolutely.
D : Then there is no difference between yourself and myself, that man over there, my servant. Are all the same ?
M : All are the same, including those monkeys.
D : But the monkeys are not people. Are they not different ?
M : They are exactly the same as people. All are the same in One Consciousness.
#Ramana Maharshi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با توجه به مطالب چند روز پیش یعنی از این پست به بعد به صحبتهای کارشناس تجارب نزدیک به مرگ پروفسور یواخیم نیکلای با دقت گوش کنید و این مطالب را باهم منطبق کنید ببینید که چطور اغلب این افراد تجربه یکی شدن با چیزها و سایر موجودات را داشتند. در حقیقت اینطور نبود که این افراد خودشان را با چیزها یکی ببینند این مدلی که آن تجارب را بیان میکنند بعدازاین است که دوباره وارد این توهم شخص میشوند و چون آن حقیقت را از فیلتر "شخص" عبور میدهند اینگونه میگویند که: " من با چیزها یکی شده بودم" درحالیکه آنها به حقیقت خودشان یعنی زندگی آگاه شده بودند. این توهم تفکیکشدگی یعنی من و سایر افراد و سایر چیزها فروریخت و به زندگی زنده شدند متوجه شدند که عین زندگی هستند ولی چون دوباره وقتی به هوش میآیند همان ماجرا را از فیلتر ذهن عبور میدهند اینطور گمان میکنند که "این شخص" بود که با چیزها یکی شده بود.
-خب من دارم مدام تلاش میکنم تا بتونم روی خودم کار کنم
+مشکل همینه، مشکل همین چیزیه که داره تلاش میکنه و روی خودش کار میکنه. "شخص" مطلقا به آگاهی نمیرسه. این جمله مثل اینه که شما یک عینک آفتابی بسیار تیره و تار و پر از خط و خش به چشمتون باشه و بگید خب من دارم رو خط و خش هاش کار میکنم تا شاید صاف بشن یا قشنگتر بشه و شفاف تر بشه.
عزیز جان فقط عینکو بردار.
همین.
تمام ماجرا همین عینکه فقط.
شخص مطلقا به آگاهی نمیرسه، آگاهی یعنی نبود شخص، یعنی نبود این دوگانگی.
به همین وضوحِ بیتِ زیر:
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا
#مولانا
#تفحص خویش
+مشکل همینه، مشکل همین چیزیه که داره تلاش میکنه و روی خودش کار میکنه. "شخص" مطلقا به آگاهی نمیرسه. این جمله مثل اینه که شما یک عینک آفتابی بسیار تیره و تار و پر از خط و خش به چشمتون باشه و بگید خب من دارم رو خط و خش هاش کار میکنم تا شاید صاف بشن یا قشنگتر بشه و شفاف تر بشه.
عزیز جان فقط عینکو بردار.
همین.
تمام ماجرا همین عینکه فقط.
شخص مطلقا به آگاهی نمیرسه، آگاهی یعنی نبود شخص، یعنی نبود این دوگانگی.
به همین وضوحِ بیتِ زیر:
هیچ کس را تا نگردد او فنا
نیست ره در بارگاه کبریا
#مولانا
#تفحص خویش
Forwarded from سایت محمدجعفر مصفا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فکر مانع ادراک حقیقت است
«هستی» یا «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «هستی» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستی» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستی» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
فکر مانع ادراک حقیقت است
«هستی» یا «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «هستی» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستی» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده «آن» یا حقیقت است. حال انسان می کوشد تا از متن و از درون همين «هستی» محدود، حقیقت ناشناخته و ورای فکر را دریابد، یا بشناسد. ولی هر حرکت فکر برای دریافت آنچه ورای فکر است، حکم پرده و حجاب جدیدی را دارد بر روی آن حالت ناشناخته. فکر آفت و مانع ادراک آن حالت است.
کتاب «با پیر بلخ»
محمدجعفر مصفا
@Mossaffadotcom
سایت محمدجعفر مصفا
فکر مانع ادراک حقیقت است «هستی» یا «خود» حاصل فکر یا عقل جزیی است. و این «هستی» چیزی است که انسان را از متصل بودن به حقیقت، معنویت، عشق و کیفیت های ناشناخته ورای فكر و ذهن جدا می کند. این «هستی» ذهنی و مجازی عين حجاب و پرده «آن» یا حقیقت است. حال انسان…
بدیهی است که منظور از «هستی» در این متن هستیِ توهمیِ هویتِ فکری یا شخص یا من ذهنی یا ایگو است.
تفحص خویش
-خب من دارم مدام تلاش میکنم تا بتونم روی خودم کار کنم +مشکل همینه، مشکل همین چیزیه که داره تلاش میکنه و روی خودش کار میکنه. "شخص" مطلقا به آگاهی نمیرسه. این جمله مثل اینه که شما یک عینک آفتابی بسیار تیره و تار و پر از خط و خش به چشمتون باشه و بگید خب من دارم…
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"سورپرایز" - #آلن واتس
گفتگو با #آنامالای سوامی
بیشتر مردم امیال و آرزوهای زیادی دارند که میخواهند برآورده شود؛ اما عده کمی هستند که به خدا بگویند:
«من هیچچیزی نمیخواهم. تنها آرزوی من بی آرزویی است.»
چنین فردی ابزار مناسبی برای دریافت فیض الهی خواهد بود.
آیهای در کتاب کایوالیا ناوانیتام است که میگوید:
«اگر نزدیک درختی بروی سایه آن را دریافت خواهی کرد، اگر نزدیک آتش شوی از سرما رها خواهی شد، اگر نزدیک رودخانهای بروی و از آن بنوشی، تشنگیات فرومینشیند، اگر نزدیک خدا شوی فیضش را دریافت خواهی کرد. حال اگر شما نزدیک خدا نشده و فیض و برکتش را دریافت نکنید آیا این خطای خداست؟»
آنی که بیشترین فیض را دریافت میکند همان است که کاملاً بی آرزوست. چنین فردی هیچ آرزویی ندارد، حتی آرزوی رهایی.
بیشتر مردم امیال و آرزوهای زیادی دارند که میخواهند برآورده شود؛ اما عده کمی هستند که به خدا بگویند:
«من هیچچیزی نمیخواهم. تنها آرزوی من بی آرزویی است.»
چنین فردی ابزار مناسبی برای دریافت فیض الهی خواهد بود.
آیهای در کتاب کایوالیا ناوانیتام است که میگوید:
«اگر نزدیک درختی بروی سایه آن را دریافت خواهی کرد، اگر نزدیک آتش شوی از سرما رها خواهی شد، اگر نزدیک رودخانهای بروی و از آن بنوشی، تشنگیات فرومینشیند، اگر نزدیک خدا شوی فیضش را دریافت خواهی کرد. حال اگر شما نزدیک خدا نشده و فیض و برکتش را دریافت نکنید آیا این خطای خداست؟»
آنی که بیشترین فیض را دریافت میکند همان است که کاملاً بی آرزوست. چنین فردی هیچ آرزویی ندارد، حتی آرزوی رهایی.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Most people have many desires which they want to fulfill. But some rare people tell God:
'I want nothing. Make me desireless, that is my only desire.'
Such a one will be a fit instrument to receive grace.
There is a verse in Kaivalya Navanitam:
“If you go near a tree you will get its shade; if you go near a
fire you will be relieved of coldness; if you go to the river and drink, your thirst will be quenched; if you go near God, you will get His grace. If you do not go near and do not receive His grace, is it the fault of God? “
The one who gets the most grace is the one who is completely desireless. Such a person will have no desire even for moksha.
- Living by the Words of Bhagavan, p 336
Most people have many desires which they want to fulfill. But some rare people tell God:
'I want nothing. Make me desireless, that is my only desire.'
Such a one will be a fit instrument to receive grace.
There is a verse in Kaivalya Navanitam:
“If you go near a tree you will get its shade; if you go near a
fire you will be relieved of coldness; if you go to the river and drink, your thirst will be quenched; if you go near God, you will get His grace. If you do not go near and do not receive His grace, is it the fault of God? “
The one who gets the most grace is the one who is completely desireless. Such a person will have no desire even for moksha.
- Living by the Words of Bhagavan, p 336
دانشمند آلمانی: آمدهام تا چیزی از شما بیاموزم.
سری #رامانا ماهارشی فرمودند: جای دیگری بروید، چون در اینجا ما رهایی از دانستگی را یاد میدهیم. یادگیری روش ما نیست.
جای دیگری بروید و هر وقت برای رهایی از دانستگی آماده شدید برگردید. اگر آمدهاید تا بیشتر بیاموزید اینجا جای مناسبی برایتان نیست جای دیگری بروید، دانشگاهها برای آموختن هستند.
برای رهایی از دانستگی به نزد من بیایید.
اینجا دانشگاهی برای رهایی از دانستگی است. دانشگاهی برای ایجاد بی ذهنی، دانشگاهی که هر آنچه میدانید را از شما میگیرد.
تمام دانستگیهایتان باید کنار گذاشته شود تا شما آگاه شوید و به کمال برسید. وضوح، آنچنان وضوحیکه چشمانتان از تزها و نظریهها و پیشداوریها و مفاهیم پر نشده باشد، در این صورت چشمانتان شفاف و واضح خواهد دید با وضوح و شفافیتی مطلق.
آنگاه میتوانید ببینید. ببینید که حقیقت هماکنون در اینجاست و همیشه همینجا بوده.
سری #رامانا ماهارشی فرمودند: جای دیگری بروید، چون در اینجا ما رهایی از دانستگی را یاد میدهیم. یادگیری روش ما نیست.
جای دیگری بروید و هر وقت برای رهایی از دانستگی آماده شدید برگردید. اگر آمدهاید تا بیشتر بیاموزید اینجا جای مناسبی برایتان نیست جای دیگری بروید، دانشگاهها برای آموختن هستند.
برای رهایی از دانستگی به نزد من بیایید.
اینجا دانشگاهی برای رهایی از دانستگی است. دانشگاهی برای ایجاد بی ذهنی، دانشگاهی که هر آنچه میدانید را از شما میگیرد.
تمام دانستگیهایتان باید کنار گذاشته شود تا شما آگاه شوید و به کمال برسید. وضوح، آنچنان وضوحیکه چشمانتان از تزها و نظریهها و پیشداوریها و مفاهیم پر نشده باشد، در این صورت چشمانتان شفاف و واضح خواهد دید با وضوح و شفافیتی مطلق.
آنگاه میتوانید ببینید. ببینید که حقیقت هماکنون در اینجاست و همیشه همینجا بوده.
German scholar: I have come to learn from you.
Sri #Ramana Maharshi said, "Then you go elsewhere, because here we teach unlearning. Learning is not our way.
You go elsewhere. If you are ready to unlearn, be here. If you have come to learn more, then this is not the right place then go somewhere else-universities exist for learning.
When you come to me, come to unlearn.
This is a university for unlearning. A university to create no-mind, a university where whatsoever you know will be taken away.
All your knowledge has to be dropped so that you become knowing, so you get a perfection. A clarity, so that your eyes are not filled with theses, or theories, with prejudices, concepts so your eyes have a clarity, an absolute clarity and transparency.
So that you can see. The truth is already there. It has always been there.
Sri #Ramana Maharshi said, "Then you go elsewhere, because here we teach unlearning. Learning is not our way.
You go elsewhere. If you are ready to unlearn, be here. If you have come to learn more, then this is not the right place then go somewhere else-universities exist for learning.
When you come to me, come to unlearn.
This is a university for unlearning. A university to create no-mind, a university where whatsoever you know will be taken away.
All your knowledge has to be dropped so that you become knowing, so you get a perfection. A clarity, so that your eyes are not filled with theses, or theories, with prejudices, concepts so your eyes have a clarity, an absolute clarity and transparency.
So that you can see. The truth is already there. It has always been there.