تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from مسیر مستقیم
پرسشگر: میشه لطفاً به من توضیح بدید که از کجا میدونید که همه‌ی این چیزها توهم هستند؟
روپرت: وقتی گفته می‌شود که دنیا توهم است منظور این است که دنیا به‌عنوان آن چیزی که معمولاً تصور می‌شود یک توهم است. اصولاً این‌طور تصور می‌شود که دنیا به‌عنوان چیزی قائم‌به‌ذات خودش و جدا و مستقل از آن هشیاری یا آگاهی‌ای که آن را می‌شناسد یا تجربه می‌کند وجود دارد. هیچ‌کس تاکنون چنین دنیایی را تجربه نکرده است چون تجربه کردنِ چیزی بدون آگاهی محال است.
به همین خاطر است که گفته می‌شود دنیا توهم است.
بااین‌حال، این به این معنا نیست که تجربه یک توهم باشد.
پرسشگر: چطور ما به این وجود انسانی رسیدیم؟
روپرت: ما موجودات انسانی نیستیم. ما فقط خود "وجود" هستیم که آن‌هم همان حضورِ آگاه در تمام تجارب است.
هنگامی‌که ما این وجود – که خودمان آن هستیم- را با مجموعه‌ای از حواس که به آن بدن میگویند یکسان پنداشتیم و با آن‌هم هویت شدیم آنگاه خودمان را محدود به انسان بودن کردیم.

پرسشگر: و سپس اینجا گفته می‌شود که آن‌ یک توهم است، ایگو‌های ما یک توهم‌اند و ما این بدن و ذهن نیستیم و من «آن» هستم؟
روپرت: زمانی که این‌طور باور شود که آگاهی یا وجود، محدود به این بدن است آنگاه هستیِ خیالیِ «ایگو» متصور می‌شود. دنبال این موجود به نام ایگو بگرد و هرگز آن را نخواهی یافت. از همین رو گفته می‌شود که آن یک توهم است.

پرسشگر: و «آن» چیست؟ و از کجا آن را می‌شناسید؟
روپرت: منظور از «آن» آگاهی است. آگاهی اسمی است که ما به آن چیزی که این کلمات را می‌بیند یا از آن‌ها آگاه است، می‌دهیم. این آگاهی همچنین از افکار، تصاویر، حواس بدنی و ادراکات شما نیز آگاه است. آن به‌طور غیرقابل‌انکاری حاضر است، اما اگر به دنبالش بگردیم نمی‌توانیم آن را در قالب یک عینیت پیدا کنیم. آن خودش از تمام عینیت‌ها آگاه است اما خودش یک عینیت نیست. اگر نتوانیم آن را به‌عنوان یک عینیت پیدا کنیم آنگاه چه چیزی باعث می‌شود فکر کنیم آن در سر قرار دارد یا درون بدن؟
پرسشگر: اگر همه‌چیز آگاهی است آنگاه ما چطور باید آن را بشناسیم؟
روپرت: به همین سادگی، به این دلیل که آن تجربه‌ی من است. هنگامی‌که ما فیلمی می‌بینیم این‌طور به نظر می‌رسد که سه بُعد فضا را می‌بینیم اما در حقیقت ما فقط مشغول نگاه کردن به صفحه‌نمایش دو بُعدی هستیم. به همین صورت به نظر می‌رسد که تجربه از عینیت‌ها و موجودیت‌ها ساخته شده است اما در اصل فقط از آگاهی ساخته شده است.
با دقت بررسی کنید و آنگاه متوجه خواهید شد که چیزی در تجربه شما وجود ندارد که جدا از آگاهی باشد و اگر با دقت بیشتری بررسی کنید متوجه می‌شوید که تنها جوهر تمام تجربه‌ها همین آگاهی است.
#روپرت_اسپایرا

* برای ادراک عمیق این موضوع، مراقبه‌ی

فضای خودآگاهِ آگاهی و

شرحی بر مراقبه فضای خودآگاه آگاهی

را بینید.
Forwarded from مسیر مستقیم
Q: Can you explain to me how you know this is all an illusion?
Rupert: When it is said that the world is an illusion, it means that the world as it is normally conceived to be, is an illusion. The world is normally conceived to exist in its own right, separate from and independent of the Awareness or Consciousness that knows or experiences it. Nobody has ever experienced such a world, because it would be impossible to have an experience without Consciousness. Hence it is said to be an illusion.
However, this does not mean that experience is an illusion.
Q: How we arrived at being a human being?
Rupert: We are not a human being. We are simply Being itself, that is, the Knowing Presence in all experience. We limit ourselves to being a human when we exclusively identify this Being which we are, with a little cluster of sensations called the body.
Q:....and then told it is an illusion, that our ego’s are an illusion, that we are not the body or the mind, that I am that?
Rupert: The ‘ego’ is the entity that is imagined to exist when Awareness or Being is believed to be limited to a body. Look for that entity and you will not find it. Hence it is said to be an illusion.
Q: And what is ‘that’ and how do you know that is that?
Rupert: ‘That’ is Awareness, which is the name we give to whatever is seeing or aware of these words. It is also aware of your thoughts, images, bodily sensations and perceptions. It is undeniably present, but if we look for it we do not find it as an object. It is aware of all objects but is not itself an object. If we cannot find it as an object what makes us think it is located in the head or the body?
Q: If consciousness is all there is, how do you know that?
Rupert: Simply because it is my experience. When we watch a film we seem to see three dimensions of space, but in fact we see only the two dimensional screen. Likewise experience seems to be made of objects and entities but in fact is only made of Consciousness.
Look very closely and you will find that there is nothing in your experience that is separate from Consciousness and if you look closer you will find that the only substance to all experience is the same Consciousness.
#Rupert_Spira
«من هستم» مقدم بر ذهن است. «من هستم» فکری در ذهن نیست. ذهن برای من اتفاق میفتد و این‌طور نیست که من برای ذهن اتفاق بیفتم و ازآنجاکه زمان و مکان در ذهن هستند پس من فراسوی زمان و مکان، جاودان و همه‌جا حاضرم.
#نیسارگاداتا ماهاراج

درست و غلط، درد و لذت فقط در ذهن وجود دارند. آنها ربطی به تو ندارند. حقیقتِ تو از اینها رها است.
تو مشاهده گرِ یگانه‌یِ تمامِ چیزهایی که وجود دارند هستی، تو تا همیشه آزادی.
تنها محدودیت تو، ندیدن این است.
#آشتاواکرا گیتا


Before the mind, I am. "I am" is not a thought in the mind; the mind happens to me, I do not happen to the mind. And since time and space are in the mind, I am beyond time and space, eternal and omnipresent.
Sri #Nisargadatta Maharaj

Right and wrong, pleasure and pain, exist in mind only. They are not your concern. You are free.
You are the solitary Witness of All that is, forever free. Your only bondage is not seeing This.
#Ashtavakra Gita
به‌منظور فکر کردن، شما باید وجود داشته باشید تا فکر کنید. شما ممکن است افکار مختلفی داشته باشید. افکار تغییر می‌کنند اما شما تغییر نمی‌کنید. فکرهای گذرا را رها کنید و به آن خویشِ نامتغیر پایبند باشید. افکار اسارت شما را شکل می‌دهند. اگر آن افکار رها شوند در این صورت رهایی وجود خواهد داشت. نیاز نیست تا فکر کردن را متوقف کنید. فقط به ریشه‌ی افکار فکر کنید. جستجویش کنید و آن را بیابید. خویش خودبه‌خود می‌درخشد. وقتی آن پیدا شد، افکار به خواست خودشان متوقف می‌شوند و این رهایی از اسارت است.
سری #رامانا ماهارشی


You must exist in order that you may think. You may think these thoughts or other thoughts. The thoughts change but not you. Let go the passing thoughts and hold on to the unchanging Self. The thoughts form your bondage. If they are given up, there is release. You need not cease thinking. Only think of the root of the thoughts; seek it and find it. The Self shines by itself. When that is found the thoughts cease of their own accord. That is freedom from bondage.
Talk 324.
Sri #Ramana Maharshi
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بعد از مرگ چه اتفاقی برای آگاهی میفتد؟ - #روپرت_اسپایرا

*پیشنهاد میشود برای ادراک بهتر ویدئوها آنها را چندبار ببینید.
حجاب غفلت را از میان بردار

شاگرد: چطور می‌توانم به «خویش» برسم؟
باگوان #رامانا ماهارشی: رسیدنی در کار نیست. رسیدن به خویش به این معناست که آن اینجا و اکنون نیست و باید آن را به دست آورد. آنچه به دست آید از بین خواهد رفت؛ بنابراین آن ناپایدار خواهد بود. آنچه ناپایدار است ارزش تلاش کردن ندارد. از همین روست که من میگویم خویش دست‌یافتنی نیست. شما همان خویش هستید. شما هم‌اکنون همان هستید.
حقیقت این است که شما از وضعیت پربرکت و سعادتمند خودتان غافلید. غفلت و بی‌خبری حجابی روی آن خویش ناب که عین برکت و سعادت است کشیده و آن را مختل کرده است. تلاش‌ها فقط در جهت پاک کردن این حجاب غفلت‌اند که این حجاب، چیزی جز شناخت اشتباه و غلط نیست.
شناخت غلط، اشتباه گرفتن خویش با بدن، ذهن و چیزهایی از این قبیل است. این هم هویت شدگی اشتباه باید از بین برود آنگاه خویش به‌تنهایی باقی خواهد ماند.
ازاین‌رو ادراک حقیقت خویش برای همه است، ادراک حقیقت خویش بین مشتاقان تفاوتی قائل نیست. همین شک که آیا من می‌توانم خویش را ادراک کنم و این تصور که "من به ادراک خویش نمی‌رسم" خودشان موانع هستند. از همین موانع نیز رها شو.
REMOVE THE VEIL OF IGNORANCE
D: How shall I reach the Self?
#Ramana Maharshi: There is no reaching the Self. If Self were to be reached, it would mean that the Self is not here and now but that it is yet to be obtained. What is got afresh will also be lost. So it will be impermanent. What is not permanent is not worth striving for. So I say the Self is not reached. You are the Self; you are already That.
The fact is, you are ignorant of your blissful state. Ignorance supervenes and draws a veil over the pure Self which is Bliss. Attempts are directed only to remove this veil of ignorance which is merely wrong knowledge.
The wrong knowledge is the false identification of the Self with the body, mind etc. This false identification must go, and then the Self alone remains.
Therefore, Realization is for everyone; Realization makes no difference between the aspirants. This very doubt, whether you can realize, and the notion ‘I- have-not-realized’ are themselves the obstacles. Be free from these obstacles also.

- Maharshi’s Gospel
Forwarded from من کیستم؟
حضور ذهن درست مثل یک مادر است. وقتی بچه او شیرین است، مادر به او عشق می‌ورزد، و وقتی بچه او گریان است، او هنوز هم به او عشق می‌ورزد. هر آنچه که در بدن ما و ذهن ما اتفاق می‌افتد نیاز دارد که به طور برابر نگریسته شود. ما نبرد نمی‌کنیم. ما به حس عاطفی خودمان سلام می‌گوییم به ترتیبی که بتوانیم با هر یک بهتر آشنا شویم. آنگاه، در فرصت بعدی که حس عاطفی برمی‌خیزد ، ما توانا خواهیم بود که به او حتی با آرامی بیشتری سلام کنیم.
تیچ نات هان
Forwarded from من کیستم؟
Right Mindfulness is like a mother. When her child is sweet, she loves him, and when her child is crying, she still loves him. Everything that takes place in ou...r body and our mind needs to be looked after equally. We don't fight. We say hello to our feeling so we can get to know each other better. Then, the next time that feeling arises, we will be able to greet it even more calmly.
- Thich Nhat Hanh
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حکایت مرد رختشور و الاغش - سوامی #سارواپریاناندا

«نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟؟؟»
#مولانا
انسان معمولی نمی‌داند عشق چیست. وقتی کسی به شما لذت می‌دهد، این‌طور فکر می‌کنید که شما عاشق آن شخص هستید؛ اما در حقیقت اینجا شما عاشق خودتان هستید، ماجرا ازاین‌قرار است که این ایگوی شماست که بواسطه توجه یک نفر دیگر خوشحال شده است، همش همین است. آیا اگر آن فرد لذتی که به شما می‌دهد را متوقف کند باز هم عاشقش خواهید بود؟
عشق می‌بخشد بدون آنکه انتظاری در ازای آن داشته باشد.
پاراماهانزا #یوگاناندا

"The ordinary human being does not know what love is. When somebody gives you pleasure, you tend to think you love that person. But in reality it is yourself you love – your ego has been pleased by the other person's attention; that is all. Would you go on 'loving' that person if he/she should cease to give you pleasure?
Love gives without expecting anything in return."
Paramahansa #Yogananda
چرا خدا را نمی‌بینم؟
-خدا را نمی‌بینی چون خودت را با چیزهایی مثل اسم‌ورسم و شهرت و دانش‌اندوزی مشغول کرده‌ای. تا زمانی که کودک مشغول اسباب‌بازی‌هایش است مادر به سراغ فرزند نمی‌آید؛ اما وقتی بعد از چند دقیقه اسباب‌بازی‌ها را به سمتی رها کرد و گریه کرد آنگاه مادر کارش را رها کرده و به سمت کودک می‌دود.
سری #راماکریشنا

'Why do I not see God?' I said, 'You do not see God because you busy yourself with such things as name and fame and scholarship.' The mother does not come to the child as long as it sucks its toy-a red toy. But when, after a few minutes, it throws the toy away and cries, then the mother takes down the rice-pot from the hearth and comes running to the child.
Sri #Ramakrishna
Forwarded from تفحص خویش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان کوتاه میمون و کشاورز - سوامی #سارواپریاناندا

هر تلاشی که برای مشکلاتت انجام میدهی محکوم به شکست است، زیرا آنچه که در اثر میل و خواسته ایجاد شده فقط در رهایی از میل و خواسته میتواند خنثی شود.
#نیسارگاداتا

"Any attempt to do something about your problems is bound to fail, for what is caused by desire can be undone only in freedom from desire."

#Nisargadatta
دقت کن، رادیو آواز می‌خواند و سخنرانی پخش می‌کند. حتی اسامی هنرمندان را نیز اعلام می‌کند؛ اما کسی درون رادیو نیست. وجود ما نیز چیزی شبیه همین است. این‌طور به نظر می‌رسد که بدن راه می‌رود و صحبت می‌کند و کارهای زیادی انجام می‌دهد، اما در حقیقت هیچ فردی درون این بدن نیست. همه‌چیز خداست. فقط اوست که وجود دارد.
باگوان سری #رامانا ماهارشی

"See! The radio sings and gives speeches. It even announces the names of the performers. But there is nobody inside the radio. Our existence is also like that. The body might appear to walk and talk and perform a number of functions, but in fact there is no individual inside the body. Everything is God. He alone exists."

Bhagavan Sri #Ramana Maharshi
Cherised Memories, Kanakammal
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اساس تعالیم ودانتا (تمثیل دهمین نفر)
قسمت اول
سوامی #سارواپریاناندا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Pavamana Mantra

پاوامانا مانترا، حکایتِ روحِ خسته‌ای است که دیگر به سایه‌ها راضی نمی‌شود؛ او خودِ خورشید را می‌خواهد.

پاوامانا مانترا نجوا نیست؛

یادآوریِ یک حقیقتِ فراموش‌شده است.

زمزمه‌ای از اعماق قرن‌ها.

هر بار که خوانده می‌شود،

گویا انسان با تمام ترس‌هایش روبه‌رو می‌شود

و از جهان می‌خواهد:

کمکم کن، خودِ واقعی‌ام را به یاد بیاورم.

سوامی سارواپریاناندا در ابتدای تمام سخنرانیهایشان این مانترا را زمزمه میکنند.

این مانترا هچنین در موزیک فیلم ماتریکس نیز استفاده شده است.
رنج و اندوه

پرسشگر: هدف از تمام این رنج‌ها و شرارت‌ها در دنیا چیست؟
باگوان #رامانا ماهارشی: شرارت و رنج از ابتدای خلقت وجود داشته‌ است. شما می‌پرسید چرا ریشی‌ها (عرفای فرزانه) امور را درست نمی‌کنند. در وداها آمده است که شیاطین از دوران نخست وجود داشتند. در جهان، نیرویی متضاد وجود دارد که باعث ایجاد نزاع و رنج می‌شود اما وجود این نیرو موجب رشد و تکامل نوع بشر است. این نیرو در طبیعت به همراه نیروی خیر وجود دارد.
همین سؤالی که شما پرسیدید خودش نتیجه رنجی است که داشتید. غم و اندوه باعث این می‌شود تا فرد به خدا فکر کند. اگر به خاطر رنج و اندوه نبود آیا شما این سؤال را می‌پرسیدید؟ همه‌ی افراد از پادشاه گرفته تا یک رعیت به‌جز افراد به اشراق رسیده، مقداری غم و اندوه دارند. حتی در مواردی که به نظر می‌رسد رنجی وجود ندارد، دیر یا زود آن رنج به سراغشان خواهد آمد. اینجا فقط مسئله زمان است، درنهایت به سراغشان می‌آید. همچنین ممکن است در ضربه اولی که می‌خورند درباره خدا و رنج پرس‌وجو نکنند اما احتمالاً در پنجمین بار به سراغش می‌روند. ما این وسیله نقلیه (بدن) را گرفته‌ایم تا از وضعیت حقیقی خودمان آگاه شویم.
پرسشگر: چرا از دل آن کمال، نقص می‌آید؟
باگوان: اگر تجلی این جهان نبود، ما هرگز درباره وضعیت حقیقی خودمان نمی‌اندیشیدیم. هدف از این تجلی این است که به علت آن پی ببرید. هنگامی‌که شما وضعیت حقیقی خودتان را بشناسید دیگر مایا (توهم) وجود نخواهد داشت. این تقصیر شماست اگر خودتان را نشناسید.

SUFFERING
Q: What is the purpose of all the suffering and evil in the world?
Bhagavan #Ramana Maharshi: There has been evil and sorrow since the beginning of creation. You ask why the rishis do not put matters right. The Vedas tell of the demons (asuras) who have existed since the earliest times. There is a force of opposition in the world which produces strife and suffering but it works to make humankind grow and evolve. It is a force in nature which exists with the good.
Your question is itself an outcome of the suffering. Sorrow makes one think of God. If it were not for the suffering, would you have asked the question? Except for jnanis, everybody, from a king to a peasant, has a certain amount of sorrow. Even in cases where it seems to be absent it is only a matter of time­ sooner or later, it comes. Also, one may not question sorrow or God at the first blow, but one is likely to at the fifth. We have taken this vehicle (the body) in order to know our real state.
Q: But why should imperfection-come from perfection?
Bhagavan: Had it not been for the manifestation of the universe, we would not have thought about the real state. The purpose of the manifestation is for you to know the cause of it. There is no maya when you know your real state. It is your fault if you do not know yourself.
- Conscious Immortality
اگر ببینید دو غریبه از دور با هم درگیر هستند، اهمیت زیادی به آن نمی‌دهید چون میدانید که این مشاجره به شما ربطی ندارد. با محتوای ذهنتان نیز همین‌طور رفتار کنید.
به‌جای اینکه ذهنتان را از افکار پرکنید و بعد دعوایی بین آن‌ها راه بیندازید، اصلاً توجهی به ذهن نکنید. به‌آرامی در احساس «من هستم» که همان آگاهی است، بیارامید و این نگرش که «من هیچ‌کدام از این افکار و تصاویر نیستم» را پرورش دهید. هنگامی‌که آموختید ذهنتان را چون غریبه‌ای در دوردست در نظر بگیرید آنگاه دیگر به موانعی که برای شما ایجاد می‌کند توجه نخواهید کرد.
#آنامالای سوامی
If you see two strangers quarrelling in the distance you do not give much attention to them because you know that the dispute is none of your business. Treat the contents of your mind in the same way. Instead of filling your mind with thoughts and then organising fights between them, pay no attention to the mind at all. Rest quietly in the feeling of "I am", which is consciousness, and cultivate the attitude that all thoughts, all perceptions are "not me". When you have learned to regard your mind as a distant stranger, you will not pay any attention to all the obstacles it keeps inventing for you.
#Annamalai Swami
عزیزان من، شما نمی‌توانید با ذهنتان، خویش را ببینید (بلکه) شما این ذهن را از طریق خویش می‌بینید.
#موجی