فقط آگاهی آگاه است
برای اینکه مسئله روشن شود اجازه بدید واژههای آگاهی و ذهن را تعریف کنم. منظورم از آگاهی، چیزی است که از تجربیات ما آگاه است و منظورم از ذهن افکار و تصاویر است. (البته بهطور گستردهتر من گاهی احساسات، حواس و ادراکات را نیز شامل ذهن میدانم)
رابطه آگاهی و ذهن (افکار) بسیار شبیه رابطه صفحهنمایش (صفحه آگاه از خود) با تصویری است که بر روی آن ظاهر میشود. تصویر بهواسطه صفحهنمایش وجود دارد، اما صفحهنمایش بهواسطه تصویر وجود ندارد به همین ترتیب تمام افکار از آگاهی ساختهشدهاند اما آگاهی از افکار ساخته نشده.
آگاهی «همیشه حاضر» است اما افکار گاهوبیگاه هستند. چیزی که همیشه حاضر است نمیتواند توسط چیزی که گاهی هست و گاهی نیست ساختهشده باشد یا توسط آن شناخته شود. البته این چیزی که ما اینجا دربارش صحبت میکنیم ازنقطهنظر دوگانگی است که بهطور موقت توافق میکنیم که تمایزی بین آگاهی و موضوعات آن که در اینجا افکار هستند قائل شویم.
اگر عمیقتر به ذات تجربه برویم این تمایز را پیدا نخواهیم کرد. در اینجا اینطور درک میشود که افکار چیزی جز خودِ آگاهی نیستند همینطور یک فکر، شکلی است که آگاهی در آن لحظه خاص به خودش گرفته. درواقع یک اسم و فرم موقت از ماهیت همیشه حاضرِ بینام و بی فرم خودش؛ و این آگاهی است که آن را برین اساس میشناسد. بهعبارتدیگر این آگاهی است که خودش را میشناسد و خودش را با فرمِ یک فکرِ ظاهرشده، تنظیم میکند.
پس این آگاهی است و نه ذهن که قابلیت ادراک دارد خواه درک یک چیز آشکار باشد یا شناخت خودش.
این اعتقاد که ذهن درک میکند یا آگاه است بیمعنی است. ذهن ادراک و مشاهده میشود. ذهن درک نمیکند فقط آگاهی آگاه است.
#روپرت اسپیرا
برای اینکه مسئله روشن شود اجازه بدید واژههای آگاهی و ذهن را تعریف کنم. منظورم از آگاهی، چیزی است که از تجربیات ما آگاه است و منظورم از ذهن افکار و تصاویر است. (البته بهطور گستردهتر من گاهی احساسات، حواس و ادراکات را نیز شامل ذهن میدانم)
رابطه آگاهی و ذهن (افکار) بسیار شبیه رابطه صفحهنمایش (صفحه آگاه از خود) با تصویری است که بر روی آن ظاهر میشود. تصویر بهواسطه صفحهنمایش وجود دارد، اما صفحهنمایش بهواسطه تصویر وجود ندارد به همین ترتیب تمام افکار از آگاهی ساختهشدهاند اما آگاهی از افکار ساخته نشده.
آگاهی «همیشه حاضر» است اما افکار گاهوبیگاه هستند. چیزی که همیشه حاضر است نمیتواند توسط چیزی که گاهی هست و گاهی نیست ساختهشده باشد یا توسط آن شناخته شود. البته این چیزی که ما اینجا دربارش صحبت میکنیم ازنقطهنظر دوگانگی است که بهطور موقت توافق میکنیم که تمایزی بین آگاهی و موضوعات آن که در اینجا افکار هستند قائل شویم.
اگر عمیقتر به ذات تجربه برویم این تمایز را پیدا نخواهیم کرد. در اینجا اینطور درک میشود که افکار چیزی جز خودِ آگاهی نیستند همینطور یک فکر، شکلی است که آگاهی در آن لحظه خاص به خودش گرفته. درواقع یک اسم و فرم موقت از ماهیت همیشه حاضرِ بینام و بی فرم خودش؛ و این آگاهی است که آن را برین اساس میشناسد. بهعبارتدیگر این آگاهی است که خودش را میشناسد و خودش را با فرمِ یک فکرِ ظاهرشده، تنظیم میکند.
پس این آگاهی است و نه ذهن که قابلیت ادراک دارد خواه درک یک چیز آشکار باشد یا شناخت خودش.
این اعتقاد که ذهن درک میکند یا آگاه است بیمعنی است. ذهن ادراک و مشاهده میشود. ذهن درک نمیکند فقط آگاهی آگاه است.
#روپرت اسپیرا
It is like a cinema-show. There is the light on the screen and the shadows flitting across impress the audience as the enactment of some piece. Similarly also will it be, if in the same play an audience also is shown. The seer, the seen, will then only be the screen. Apply it to yourself. You are the screen, the Self has created the ego, the ego has its accretions of thoughts which are displayed as the world, the trees, plants, etc., of which you are asking. In reality, all these are nothing but the Self. If you see the Self, the same will be found to be all, everywhere and always. Nothing but the Self exists.
#Ramana Maharshi
#Ramana Maharshi
" مثل یک فیلم سینمایی است. نوری روی صفحه است و سایههایی که به اطراف حرکت میکنند و تماشاگران را به خاطر بازی نقشهای مختلف تحت تأثیر قرار میدهد. به همین طریق اگر یک تماشاگر در همین فیلم نشان داده شود نیز همینطور خواهد بود. بیننده و دیدهشده فقط پرده سینما خواهند بود. آن را در مورد خودت نیز در نظر بگیر. تو صفحهنمایش هستی. "خویش"، ایگو را خلق کرده و ایگو مجموعهای از افکار است که بهعنوان جهان، درختان، گیاهان و غیره نمایش داده میشود و تمام سؤالات شما درباره همین چیزهاست. در حقیقت اینها چیزی جز خویش نیستند اگر "خویش" را ببینی میفهمی که همهچیز و همهجا و همیشه همان خویش بوده است. چیزی بهجز "خویش" وجود ندارد."
#رامانا ماهارشی
#رامانا ماهارشی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#لیسا کرنز - کیست در دیده که از دیده برون مینگرد - زیرنویس فارسی
تفحص خویش
Photo
درست همانطور که وقتی بازیگر داخل فیلم بیمار میشود برای صفحهنمایش هیچ اتفاقی نمیافتد، به همین ترتیب زمانی که بدن بیمار میشود برای آگاهی اتفاقی نمیافتد. به همین خاطر است که شناخت ماهیت اصلی آگاهی خالص فرد، شفای غایی است. اگر فرد خودش را بهعنوان آن آگاهی خالص یا تجربه ساده آگاه بودن بشناسد، همیشه در سلامت کامل است.
#روپرت اسپایرا
#روپرت اسپایرا
🌀✨دقت کنید که چیزی درون شما نسبت به احساسات و عواطفتان آگاه است.چه چیزی نسبت به غمگین بودن شما آگاه است؟ چه چیزی نسبت به شاد بودن شما آگاه است؟ شما "آن" هستید و نه خودِ غم و شادی. با "آن" بمانید. "آن" چیزی که از احساسات و عواطف شما آگاه است همان چیزی است که خود به خودی درون شما نفس میکشد، همان چیزی است که غذایی که میخورید را هضم میکند همان چیزی است که این بدن را به شما داده. شما با همان میبینید، با همان میشنوید و ... . این همان چیزی است که از وجود افکار و احساسات و ادراکات آگاه هست. در مثال صفحه نمایش و محتوای آن، همان صفحه نمایش است که ثابت و بدون تغییر است، همان چیزی است که از تجربهها آگاه است. تو آنی. خودت را با محتوای زندگیت اشتباه نگیر.
تفحص خویش
Photo
بازیگر درون فیلم ممکن است به کل دنیا سفر کند اما بااینحال صفحهنمایش یعنی ماهیت و حقیقت اصلیاش هرگز هیچ کجا نمیرود. بهاینترتیب اگرچه ذهن بهطور پیوسته در قالب افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات در حرکت است اما آن آگاهی ناب، آگاهی از خودِ آگاهی، آن حقیقت و ماهیت اصلیاش, نه جایی میرود و نه کاری میکند.
#روپرت اسپیرا
#روپرت اسپیرا
" لذت شما را به خواب میبرد و درد بیدارتان میکند. اگر دوست ندارید رنج بکشید، نخوابید."
#نیسارگاداتا
@selfinquiry
#نیسارگاداتا
@selfinquiry
Forwarded from من کیستم؟
" اینهمه فکر درباره خود را متوقف کن . درباره بدست آوردن شغلی تازه , از دست دادن شغلی , درباره کار کردن یا کار نکردن . هیچکس هرگز خوشبخت نیست . آن انسانهایی که کار میکنند بدبخت هستند چونکه باید کار کنند و آن انسانهایی که کار نمیکنند بدبخت هستند چونکه نمیتوانند شغلی پیدا کنند . و وقتی که شغلی پیدا میکنند به آنهایی که بدبخت هستند ملحق میشوند که نمیتوانند کار را تحمل کنند . کجا آرامش هست؟ آرامش ماهیت واقعی تو است . او در درون تو است . او تو هستی . برای او جستجو کن و او را خواهی یافت . بگرد و باید که پیدا کنی."
رابرت آدامز
رابرت آدامز
H.W.L. Poonja (#Papaji)
“Everything and everyone have to be abandoned at some point. All possessions and all relationships will leave you. No matter how much love you have for a person, that relationship, will go one day because it is not who you are. Who you are never goes, never leaves. A king in India built the Taj Mahal to enshrine his love for his dead wife. She was the love of his life, but the relationship ended and left him.
So what is your nature? It is 'I am'. Not 'I am this' or 'I am that'. Not the 'I' that owns a house or has a relationship with a wife. Just 'I am', with nothing attached to it, or identified with it.”
Let your will burn in this fire so that it takes you nowhere else. Let your self be burned in this fire of eternity, love and peace. Don't be afraid of this fire, it is love itself. This desire for freedom is the fire of love!
“Everything and everyone have to be abandoned at some point. All possessions and all relationships will leave you. No matter how much love you have for a person, that relationship, will go one day because it is not who you are. Who you are never goes, never leaves. A king in India built the Taj Mahal to enshrine his love for his dead wife. She was the love of his life, but the relationship ended and left him.
So what is your nature? It is 'I am'. Not 'I am this' or 'I am that'. Not the 'I' that owns a house or has a relationship with a wife. Just 'I am', with nothing attached to it, or identified with it.”
Let your will burn in this fire so that it takes you nowhere else. Let your self be burned in this fire of eternity, love and peace. Don't be afraid of this fire, it is love itself. This desire for freedom is the fire of love!
"هر چیز و هرکسی بالاخره باید در جایی رها شود. تمام اموال و داراییها و تمام رابطهها تو را ترک خواهند کرد. مهم نیست چقدر عاشق یک نفر باشی، آن رابطه روزی از بین خواهد رفت چونکه آن چیزی نیست که تو هستی. کسی که تو هستی هرگز نمیرود هرگز تو را ترک نخواهد کرد. پادشاهی در هند تاجمحل را ساخته تا عشقش به همسر مرحومش را از این طریق تجلیل کند. آن زن عشق زندگیاش بود اما رابطهشان تمام شد و او را ترک کرد.
ذات تو چیست؟ آن «من هستم» است. نه من این هستم یا آن هستم. نه آن منی که صاحبِ ملکی است یا با همسرش در رابطه است. فقط «من هستم» بدون هیچچیز دیگری که به آن وابسته باشد یا با آن هم هویت شده باشد.
بگذار تا خواستههایت در این آتش بسوزند بهطوریکه نتوانند تو را جایی ببرند. بگذار خودت در این آتش ابدیت، عشق و آرامش بسوزی. از این آتش نترس، این خود عشق است. این میلِ به رهایی همین آتش عشق است."
#پاپاجی
ذات تو چیست؟ آن «من هستم» است. نه من این هستم یا آن هستم. نه آن منی که صاحبِ ملکی است یا با همسرش در رابطه است. فقط «من هستم» بدون هیچچیز دیگری که به آن وابسته باشد یا با آن هم هویت شده باشد.
بگذار تا خواستههایت در این آتش بسوزند بهطوریکه نتوانند تو را جایی ببرند. بگذار خودت در این آتش ابدیت، عشق و آرامش بسوزی. از این آتش نترس، این خود عشق است. این میلِ به رهایی همین آتش عشق است."
#پاپاجی