Yogapedia explains Vasana
Vasanas are obstacles to spiritual growth and happiness. They are obstacles because they are skewed by our past experiences, opinions and desires. They create restlessness in the mind and attachments to the objects of desire — be they material objects, love or success.
In order to obtain spiritual growth and eventual liberation, the yogi must free him/herself from vasanas. Yoga practices such as meditation, pranayama and mantra chanting, are tools that can help achieve this freedom.
https://www.yogapedia.com/definition/5779/vasana
Vasanas are obstacles to spiritual growth and happiness. They are obstacles because they are skewed by our past experiences, opinions and desires. They create restlessness in the mind and attachments to the objects of desire — be they material objects, love or success.
In order to obtain spiritual growth and eventual liberation, the yogi must free him/herself from vasanas. Yoga practices such as meditation, pranayama and mantra chanting, are tools that can help achieve this freedom.
https://www.yogapedia.com/definition/5779/vasana
پرسشگر: بهترین راه تعامل با امیال و خواستهها کدام است؟ از دستشان خلاص شویم، ارضاءشان کنیم یا سرکوبشان کنیم؟
باگوان #رامانا ماهارشی: اگر با ارضای یک خواسته بتوان از آن خلاص شد، در این صورت ارضای چنین نیازی هیچ ضرری ندارد. اما معمولاً نیازها با ارضا شدن ریشهکن نمیشوند.تلاش برای ریشهکن کردن آنها از طریق ارضایشان مثل این است که روی آتش الکل بریزید.سرکوب اجباری هم درمان مناسبی نیست چراکه چنین سرکوبی دیر یا زود موجب واکنش شدید و عواقب نامطلوب آن خواهد شد. راه مناسب رها شدن از یک خواسته فهمیدن این موضوع است که " این میل برای چه کسی است؟ منشأش چیست؟" هنگامیکه این ادراک شود آن میل ریشهکن شده و دیگر هرگز ظهور یا رشد نخواهد کرد. نیازهای کوچک مثل خوردن و نوشیدن و خوابیدن و قضای حاجت نیز گرچه ممکن است در میان خواستهها طبقهبندی شوند اما شما میتوانید با خیال راحت آنها را ارضا کنید.اینها واساناهایی درون ذهن شما نمیکارند که منجر به تولدهای بیشتر گردد. این فعالیتها برای ادامه زندگی ضروری هستند و واسانا یا تمایلاتی از خودشان به جا نمیگذارند و موجب رشد آنها نمیشوند.بنابراین بهعنوان یک قانون کلی، ارضای میل و خواستهای که ارضای آن با ساختن واساناهایی در ذهن منجر به امیال بعدی نشود، ضرری ندارد.
باگوان #رامانا ماهارشی: اگر با ارضای یک خواسته بتوان از آن خلاص شد، در این صورت ارضای چنین نیازی هیچ ضرری ندارد. اما معمولاً نیازها با ارضا شدن ریشهکن نمیشوند.تلاش برای ریشهکن کردن آنها از طریق ارضایشان مثل این است که روی آتش الکل بریزید.سرکوب اجباری هم درمان مناسبی نیست چراکه چنین سرکوبی دیر یا زود موجب واکنش شدید و عواقب نامطلوب آن خواهد شد. راه مناسب رها شدن از یک خواسته فهمیدن این موضوع است که " این میل برای چه کسی است؟ منشأش چیست؟" هنگامیکه این ادراک شود آن میل ریشهکن شده و دیگر هرگز ظهور یا رشد نخواهد کرد. نیازهای کوچک مثل خوردن و نوشیدن و خوابیدن و قضای حاجت نیز گرچه ممکن است در میان خواستهها طبقهبندی شوند اما شما میتوانید با خیال راحت آنها را ارضا کنید.اینها واساناهایی درون ذهن شما نمیکارند که منجر به تولدهای بیشتر گردد. این فعالیتها برای ادامه زندگی ضروری هستند و واسانا یا تمایلاتی از خودشان به جا نمیگذارند و موجب رشد آنها نمیشوند.بنابراین بهعنوان یک قانون کلی، ارضای میل و خواستهای که ارضای آن با ساختن واساناهایی در ذهن منجر به امیال بعدی نشود، ضرری ندارد.
Question: What is the best way of dealing with desires, with a view to getting rid of them – satisfying them or suppressing them?
Bhagavan #Ramana Maharshi: If a desire can be got rid of by satisfying it, there will be no harm in satisfying such a desire. But desires generally are not eradicated by satisfaction. Trying to root them out that way is like pouring spirits to quench fire. At the same time, the proper remedy is not forcible suppression, since such repression is bound to react sooner or later into forceful surging up with undesirable consequences. The proper way to get rid of a desire is to find out, ‘Who gets the desire? What is its source?’ When this is found, the desire is rooted out and it will never again emerge or grow. Small desires such as the desire to eat, drink and sleep and attend to calls of nature, though these may also be classed among desires, you can safely satisfy. They will not implant vasanas in your mind, necessitating further birth. Those activities are just necessary to carry on life and are not likely to develop or leave behind vasanas or tendencies. As a general rule, therefore, there is no harm in satisfying a desire where the satisfaction will not lead to further desires by creating vasanas in the mind.(Day by Day with Bhagavan, 12th April, 1946)
Bhagavan #Ramana Maharshi: If a desire can be got rid of by satisfying it, there will be no harm in satisfying such a desire. But desires generally are not eradicated by satisfaction. Trying to root them out that way is like pouring spirits to quench fire. At the same time, the proper remedy is not forcible suppression, since such repression is bound to react sooner or later into forceful surging up with undesirable consequences. The proper way to get rid of a desire is to find out, ‘Who gets the desire? What is its source?’ When this is found, the desire is rooted out and it will never again emerge or grow. Small desires such as the desire to eat, drink and sleep and attend to calls of nature, though these may also be classed among desires, you can safely satisfy. They will not implant vasanas in your mind, necessitating further birth. Those activities are just necessary to carry on life and are not likely to develop or leave behind vasanas or tendencies. As a general rule, therefore, there is no harm in satisfying a desire where the satisfaction will not lead to further desires by creating vasanas in the mind.(Day by Day with Bhagavan, 12th April, 1946)
تفحص خویش
«نیستی»_و_کارکرد_آن_در_مباحث_الهیات_در_نگاه_مولانا_و_مایستر_اکهارت.pdf
پیشنهاد میکنم دوستانی که با این مطلب ارتباط برقرار کردند کتابهای:
"هستی و عشق و نیستی"
و
"وحدت وجود به روایت ابنعربی و مایستر اکهارت"
از قاسم کاکایی رو مطالعه کنند.
#معرفی_کتاب
"هستی و عشق و نیستی"
و
"وحدت وجود به روایت ابنعربی و مایستر اکهارت"
از قاسم کاکایی رو مطالعه کنند.
#معرفی_کتاب
پرسشگر: چطور میتوانم بر هوای نفسم غلبه کنم؟
#رامانا ماهارشی: ریشه آنها را پیدا کنید و بعد (رهایی از آنها) آسان خواهد بود. امیال نفسانی کدماند؟ شهوت، خشم و غیره. چرا آنها برمیخیزند؟ به دلیل دوست داشتنها و دوست نداشتنها نسبت به عینیتهایی که دیده میشوند. چطور این عینیتها خودشان را در نگاه شما منعکس میکنند؟ به خاطر آویدیا یعنی بیخبری و غفلت. بیخبری از چه چیز؟ بیخبری از «خویش». بنابراین اگر خویش را بیابی و در آن ساکن شوی در این صورت دیگر هیچ مشکلی به خاطر هوای نفسانی وجود نخواهد داشت.
دوباره میگویم علت هواهای نفسانی چیست؟ میل به شادی یا لذت بردن. این میل به شادی چرا برمیخیزد؟ چون ماهیت و ذات تو خودِ شادی و خوشبختی است و داشتن چنین میلی طبیعی است. این خوشبختی در هیچ کجا غیر از خویش یافت نمیشود.
هیچ کجا به دنبال آن نگرد. بلکه خویش را جستجو کن و در آن ساکن شو. آن شادی که طبیعی است بهسادگی دوباره کشف خواهد شد بنابراین آن از دست رفتنی نیست. درحالیکه خوشبختی و شادیِ ناشی از سایر عینیتها، بیرونی هستند و درنتیجه از دست رفتنشان محتمل است؛ بنابراین آن شادی نمیتواند دائمی باشد و درنتیجه ارزش جستجو ندارند. علاوه بر این اشتیاق شدید برای لذت نباید تشویق شود.
فرد نمیتواند با ریختن بنزین، آتش شعلهور را خاموش کند. اینکه تلاش کنید تا میل شدید حال حاضرتان را ارضا کنید تا شاید این هوس بعداً سرکوب شود کاملاً احمقانه است. بدون شک روشهای دیگری برای سرکوب هوس وجود دارد. آنها شامل ۱-رژیم غذایی ۲-روزه ۳-تمرین یوگا ۴-دارو هستند؛ اما اثرات اینها موقتی است. بهمحض اینکه آن ممانعت برداشته شود آن هواهای نفسانی با قدرت بیشتری دوباره ظاهر خواهند شد. تنها راه غلبه بر آنها ریشهکن کردن آنهاست و این هم با یافتن منشأشان همانطور که در بالا گفته شد انجام میشود.
#رامانا ماهارشی: ریشه آنها را پیدا کنید و بعد (رهایی از آنها) آسان خواهد بود. امیال نفسانی کدماند؟ شهوت، خشم و غیره. چرا آنها برمیخیزند؟ به دلیل دوست داشتنها و دوست نداشتنها نسبت به عینیتهایی که دیده میشوند. چطور این عینیتها خودشان را در نگاه شما منعکس میکنند؟ به خاطر آویدیا یعنی بیخبری و غفلت. بیخبری از چه چیز؟ بیخبری از «خویش». بنابراین اگر خویش را بیابی و در آن ساکن شوی در این صورت دیگر هیچ مشکلی به خاطر هوای نفسانی وجود نخواهد داشت.
دوباره میگویم علت هواهای نفسانی چیست؟ میل به شادی یا لذت بردن. این میل به شادی چرا برمیخیزد؟ چون ماهیت و ذات تو خودِ شادی و خوشبختی است و داشتن چنین میلی طبیعی است. این خوشبختی در هیچ کجا غیر از خویش یافت نمیشود.
هیچ کجا به دنبال آن نگرد. بلکه خویش را جستجو کن و در آن ساکن شو. آن شادی که طبیعی است بهسادگی دوباره کشف خواهد شد بنابراین آن از دست رفتنی نیست. درحالیکه خوشبختی و شادیِ ناشی از سایر عینیتها، بیرونی هستند و درنتیجه از دست رفتنشان محتمل است؛ بنابراین آن شادی نمیتواند دائمی باشد و درنتیجه ارزش جستجو ندارند. علاوه بر این اشتیاق شدید برای لذت نباید تشویق شود.
فرد نمیتواند با ریختن بنزین، آتش شعلهور را خاموش کند. اینکه تلاش کنید تا میل شدید حال حاضرتان را ارضا کنید تا شاید این هوس بعداً سرکوب شود کاملاً احمقانه است. بدون شک روشهای دیگری برای سرکوب هوس وجود دارد. آنها شامل ۱-رژیم غذایی ۲-روزه ۳-تمرین یوگا ۴-دارو هستند؛ اما اثرات اینها موقتی است. بهمحض اینکه آن ممانعت برداشته شود آن هواهای نفسانی با قدرت بیشتری دوباره ظاهر خواهند شد. تنها راه غلبه بر آنها ریشهکن کردن آنهاست و این هم با یافتن منشأشان همانطور که در بالا گفته شد انجام میشود.
Question - How shall I overcome my passions?
#Ramana Maharshi - Find their root and then it will be easy. (Later) What are the passions? Kama (lust), krodha (anger), etc. Why do they arise? Because of likes and dislikes towards the objects seen. How do the objects project themselves in your view? Because of your avidya, i.e., ignorance. Ignorance of what? Of the Self. Thus, if you find the Self and abide therein there will be no trouble owing to the passions.
(Later) Again, what is the cause of the passions? Desire to be happy or enjoy pleasure. Why does the desire for happiness arise? Because your nature is happiness itself and it is natural that you come into your own. This happiness is not found anywhere besides the Self.
Do not look for it elsewhere. But seek the Self and abide therein. Still again, that happiness which is natural is simply re-discovered, so it cannot be lost. Whereas the happiness arising from other objects are external and thus liable to be lost. Therefore it cannot be permanent and so it is not worth seeking. Moreover craving for pleasures should not be encouraged.
One cannot put out burning fire by pouring petrol over it. An attempt to satisfy your craving for the time being, so that the passion may later be suppressed, is simply foolish.There are, no doubt, other methods for the suppression of passion. They are (1) regulated food, (2) fasting, (3) yoga practice, (4) medicines. But their effects are transitory. The passions reappear with greater force as soon as the check is removed. The only way to overcome them is to eradicate them. That is done by finding their source as stated above.
Taken from the Page of Ramana Maharshi Centre for Learning
#Ramana Maharshi - Find their root and then it will be easy. (Later) What are the passions? Kama (lust), krodha (anger), etc. Why do they arise? Because of likes and dislikes towards the objects seen. How do the objects project themselves in your view? Because of your avidya, i.e., ignorance. Ignorance of what? Of the Self. Thus, if you find the Self and abide therein there will be no trouble owing to the passions.
(Later) Again, what is the cause of the passions? Desire to be happy or enjoy pleasure. Why does the desire for happiness arise? Because your nature is happiness itself and it is natural that you come into your own. This happiness is not found anywhere besides the Self.
Do not look for it elsewhere. But seek the Self and abide therein. Still again, that happiness which is natural is simply re-discovered, so it cannot be lost. Whereas the happiness arising from other objects are external and thus liable to be lost. Therefore it cannot be permanent and so it is not worth seeking. Moreover craving for pleasures should not be encouraged.
One cannot put out burning fire by pouring petrol over it. An attempt to satisfy your craving for the time being, so that the passion may later be suppressed, is simply foolish.There are, no doubt, other methods for the suppression of passion. They are (1) regulated food, (2) fasting, (3) yoga practice, (4) medicines. But their effects are transitory. The passions reappear with greater force as soon as the check is removed. The only way to overcome them is to eradicate them. That is done by finding their source as stated above.
Taken from the Page of Ramana Maharshi Centre for Learning
گفتگو با #آنامالای سوامی
سؤال: شما صحبتهای زیادی در خصوص واسانا میکنید. امکان دارد لطفاً دقیقاً به من بگویید که آنها چه هستند و چطور عمل میکنند؟
آنامالای سوامی: واساناها عادات ذهنی هستند. آنها هم هویت شدگیهای اشتباه و الگوهای تکراری افکار هستند که پشت سر هم اتفاق میافتند. این واساناها هستند که مانع و سرپوشی برای تجربه خویش حقیقی هستند. واسانا برمیخیزد، توجه شما را جلب میکند و بجای اینکه شما را به داخل به سمت آن خویش حقیقی بکشاند، به بیرون و به سمت جهان بیرون میبرد. ازآنجاییکه این اتفاق اغلب و بهطور مداوم رخ میدهد، ذهن شانس اینکه آرام بگیرد و ذات حقیقی خودش را درک کند نخواهد داشت.
خروسها عادت دارند که زمین را چنگ بزنند. این عادت همیشگی آنهاست. حتی اگر بر روی یک صخره سنگی هم باشند همچنان عادت دارند که این کار را انجام دهند.
واساناها هم، چنین عملکردی دارند. آنها عادات و الگوهای فکری هستند که حتی اگر تقاضا هم نشده باشند دوباره و دوباره ظاهر میشوند. اغلب ایدهها و افکار ما نادرستاند. وقتی آنها برحسب عادت، بهعنوان واساناها برمیخیزند، طوری ما را شستشوی مغزی میدهند که گمان کنیم حقیقی و درستاند.
واساناهای اصلی مانند «من بدن هستم» یا «من ذهن هستم» بارها در ما ظاهر میشوند و همین امر باعث میشود که بهطور خودکار قبول میکنیم که آنها درست و حقیقی هستند. حتی میل ما به فراتر رفتن از واسانا هم خودش یک واسانا است. وقتی به این فکر میکنیم که «من باید مراقبه کنم» یا «باید تلاش کنم» در حال سازماندهی یک مبارزه بین دو واسانای متفاوتیم.
شما تنها با استوار ماندن و ساکن شدن در آگاهی بهعنوان آگاهی است که میتوانید از این عادات ذهن رهایی پیدا کنید. هرآن کس که هستی باش. همانگونه که هستی باش. تنها ساکن و خاموش باش. تمام واساناهایی که در ذهن بلند میشوند را رها کن (از آنها چشمپوشی کن) و بهجای آن، توجهت را بر روی خویش حقیقیات ثابت نگهدار.
سؤال: شما صحبتهای زیادی در خصوص واسانا میکنید. امکان دارد لطفاً دقیقاً به من بگویید که آنها چه هستند و چطور عمل میکنند؟
آنامالای سوامی: واساناها عادات ذهنی هستند. آنها هم هویت شدگیهای اشتباه و الگوهای تکراری افکار هستند که پشت سر هم اتفاق میافتند. این واساناها هستند که مانع و سرپوشی برای تجربه خویش حقیقی هستند. واسانا برمیخیزد، توجه شما را جلب میکند و بجای اینکه شما را به داخل به سمت آن خویش حقیقی بکشاند، به بیرون و به سمت جهان بیرون میبرد. ازآنجاییکه این اتفاق اغلب و بهطور مداوم رخ میدهد، ذهن شانس اینکه آرام بگیرد و ذات حقیقی خودش را درک کند نخواهد داشت.
خروسها عادت دارند که زمین را چنگ بزنند. این عادت همیشگی آنهاست. حتی اگر بر روی یک صخره سنگی هم باشند همچنان عادت دارند که این کار را انجام دهند.
واساناها هم، چنین عملکردی دارند. آنها عادات و الگوهای فکری هستند که حتی اگر تقاضا هم نشده باشند دوباره و دوباره ظاهر میشوند. اغلب ایدهها و افکار ما نادرستاند. وقتی آنها برحسب عادت، بهعنوان واساناها برمیخیزند، طوری ما را شستشوی مغزی میدهند که گمان کنیم حقیقی و درستاند.
واساناهای اصلی مانند «من بدن هستم» یا «من ذهن هستم» بارها در ما ظاهر میشوند و همین امر باعث میشود که بهطور خودکار قبول میکنیم که آنها درست و حقیقی هستند. حتی میل ما به فراتر رفتن از واسانا هم خودش یک واسانا است. وقتی به این فکر میکنیم که «من باید مراقبه کنم» یا «باید تلاش کنم» در حال سازماندهی یک مبارزه بین دو واسانای متفاوتیم.
شما تنها با استوار ماندن و ساکن شدن در آگاهی بهعنوان آگاهی است که میتوانید از این عادات ذهن رهایی پیدا کنید. هرآن کس که هستی باش. همانگونه که هستی باش. تنها ساکن و خاموش باش. تمام واساناهایی که در ذهن بلند میشوند را رها کن (از آنها چشمپوشی کن) و بهجای آن، توجهت را بر روی خویش حقیقیات ثابت نگهدار.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: You talk a lot about vasanas. Could you please tell me exactly what they are and how they function?
AS: Vasanas are habits of the mind. They are the mistaken
identifications and the repeated thought patterns that occur again and again. It is the vasanas which cover up the experience of the Self. Vasanas arise, catch your attention, and pull you outwards towards the world rather than inwards towards the Self. This happens so often and so continuously that the mind never gets a chance to rest or to understand its real nature.
Cocks like to claw the ground. It is a perpetual habit with
them. Even if they are standing on bare rock they still try to scratch the ground.
Vasanas function in much the same way. They are habits and patterns of thought that appear again and again even if they are not wanted. Most of our ideas and thoughts are incorrect. When they rise habitually as vasanas they brainwash us into thinking that they are true.
The fundamental vasanas such as 'I am the body' or 'I am the mind' have appeared in us so many times that we automatically accept that they are true. Even our desire to transcend our vasanas is a vasana. When we think 'I must meditate' or 'I must make an effort' we are just organizing a fight between two different vasanas.
You can only escape the habits of the mind by abiding in consciousness as consciousness. Be who you are. Be as you are. Just be still. Ignore all the vasanas that rise in the mind and instead fix your attention in the Self.
Q: You talk a lot about vasanas. Could you please tell me exactly what they are and how they function?
AS: Vasanas are habits of the mind. They are the mistaken
identifications and the repeated thought patterns that occur again and again. It is the vasanas which cover up the experience of the Self. Vasanas arise, catch your attention, and pull you outwards towards the world rather than inwards towards the Self. This happens so often and so continuously that the mind never gets a chance to rest or to understand its real nature.
Cocks like to claw the ground. It is a perpetual habit with
them. Even if they are standing on bare rock they still try to scratch the ground.
Vasanas function in much the same way. They are habits and patterns of thought that appear again and again even if they are not wanted. Most of our ideas and thoughts are incorrect. When they rise habitually as vasanas they brainwash us into thinking that they are true.
The fundamental vasanas such as 'I am the body' or 'I am the mind' have appeared in us so many times that we automatically accept that they are true. Even our desire to transcend our vasanas is a vasana. When we think 'I must meditate' or 'I must make an effort' we are just organizing a fight between two different vasanas.
You can only escape the habits of the mind by abiding in consciousness as consciousness. Be who you are. Be as you are. Just be still. Ignore all the vasanas that rise in the mind and instead fix your attention in the Self.
Forwarded from حکمت دینانی (m.a.namadiyeh)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from من کیستم؟
ای پدر ملکوتی , وقتی نابینا بودم , حتی یک در را نیافتم که به تو هدایت کند. تو چشمهای مرا شفا دادی ; حال در هر کجا درها را کشف میکنم : قلبهای گلها , صداهای دوستی , خاطرههای تجربههای دوستداشتنی . هر تندباد نیایش من ورودی تازهای را به معبد فراخ حضور تو میگشاید.
Forwarded from من کیستم؟
O Father, when I was blind, I found not a door that led to Thee. Thou hast healed my eyes; now I discover doors everywhere: the hearts of flowers, the voices of... friendship, memories of lovely experiences. Each gust of my prayer opens a new entrance to the vast temple of Thy presence.
- Paramahansa Yogananda
- Paramahansa Yogananda
من کیستم؟
خواستن چیزی که شما را خوشحال بسازد راهی مطمئن است که شوربخت بود. موجی
درخصوص این مطلب چرا چنین چیزی گفته شد؟
چون خواب خوابه، موضوع داشتن یک خواب شیرین نیست بلکه موضوع بیداری از خوابه. کمااینکه خواب شیرین میتونه فرایند خواب رو سنگینتر کنه و بیداری رو سخت تر. هرچند تمام شیرینیهای این دنیایِ خواب، ناپایدار هستند و مدام میل به فروپاشی به سمت بیداری دارند.
البته مصداق آنهایی که در این دنیا بدلیل فراتر رفتن از این غمها و شادیها در وضعیت شور و سرور هستند چند بیت زیر است.
«غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
ساقیا باده بده شادی آن کین غم ازوست»
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست»
چون خواب خوابه، موضوع داشتن یک خواب شیرین نیست بلکه موضوع بیداری از خوابه. کمااینکه خواب شیرین میتونه فرایند خواب رو سنگینتر کنه و بیداری رو سخت تر. هرچند تمام شیرینیهای این دنیایِ خواب، ناپایدار هستند و مدام میل به فروپاشی به سمت بیداری دارند.
البته مصداق آنهایی که در این دنیا بدلیل فراتر رفتن از این غمها و شادیها در وضعیت شور و سرور هستند چند بیت زیر است.
«غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
ساقیا باده بده شادی آن کین غم ازوست»
«به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست»
پرسشگر: ازآنجاکه ادراک خویش بدون نابودی تمایلات ذهنی (واساناها) ممکن نیست چگونه آن حالتی را که در آن این گرایشها بهطور مؤثر از بین میروند را درک کنم.
باگوان #رامانا ماهارشی: شما هماکنون هم در همان وضعیت هستید.
پرسشگر: منظور شما این است که با ماندن در خویش، تمایلات ذهنی بهمحض ظهور نابود شوند؟
باگوان: اگر شما همانگونه که هستید بمانید، آنها خودشان نابود میشوند.
پرسشگر: چطور میتوانم به خویش برسم؟
باگوان: رسیدنی در کار نیست. دستیافتنی بودنِ خویش یعنی خویش اینجا و اکنون نیست و باید به دست آورده شود.
آنکه به دست بیاید از دست خواهد رفت. درنتیجه آن ناپایدار خواهد بود؛ و آنچه ناپایدار است ارزش تلاش کردن ندارد. ازاینرو من به شما میگویم که خویش دستیافتنی نیست. تو خود خویشی تو هماکنون همانی. حقیقت این است که شما از حالت سعادت خودتان بیخبرید. این بیخبری اختلال بوجود آورده است و روی «خویش ناب» که سعادت و برکت است حجابی کشیده است. تلاشها صرفاً برای از بین بردن این حجاب بیخبری است که فقط دانشی غلط است. این دانش غلط، اشتباه گرفتن خویش با بدن و ذهن است. این شناسایی اشتباه باید از بین برود و آنگاه خویش بهتنهایی باقی خواهد ماند. ازاینرو ادراک خویش برای همگان است. ادراک خویش تفاوتی بین طالبان حقیقت قائل نیست. همین شک اینکه آیا به ادراک خویش نائل خواهم گشت یا نه و این تصور که «من به آن ادراک نرسیدهام» خودشان موانع هستند. از همین موانع هم رها شو.
باگوان #رامانا ماهارشی: شما هماکنون هم در همان وضعیت هستید.
پرسشگر: منظور شما این است که با ماندن در خویش، تمایلات ذهنی بهمحض ظهور نابود شوند؟
باگوان: اگر شما همانگونه که هستید بمانید، آنها خودشان نابود میشوند.
پرسشگر: چطور میتوانم به خویش برسم؟
باگوان: رسیدنی در کار نیست. دستیافتنی بودنِ خویش یعنی خویش اینجا و اکنون نیست و باید به دست آورده شود.
آنکه به دست بیاید از دست خواهد رفت. درنتیجه آن ناپایدار خواهد بود؛ و آنچه ناپایدار است ارزش تلاش کردن ندارد. ازاینرو من به شما میگویم که خویش دستیافتنی نیست. تو خود خویشی تو هماکنون همانی. حقیقت این است که شما از حالت سعادت خودتان بیخبرید. این بیخبری اختلال بوجود آورده است و روی «خویش ناب» که سعادت و برکت است حجابی کشیده است. تلاشها صرفاً برای از بین بردن این حجاب بیخبری است که فقط دانشی غلط است. این دانش غلط، اشتباه گرفتن خویش با بدن و ذهن است. این شناسایی اشتباه باید از بین برود و آنگاه خویش بهتنهایی باقی خواهد ماند. ازاینرو ادراک خویش برای همگان است. ادراک خویش تفاوتی بین طالبان حقیقت قائل نیست. همین شک اینکه آیا به ادراک خویش نائل خواهم گشت یا نه و این تصور که «من به آن ادراک نرسیدهام» خودشان موانع هستند. از همین موانع هم رها شو.