تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
از آنجا که شما آگاهی هستید نیاز نیست تا آن را پرورش دهید. تمام آنچه نیاز است این است که آگاه بودن از سایر چیزها را رها کنید.
#رامانا ماهارشی
تفحص خویش
Photo
«آن یکی آمد، زمین را می شکافت
ابلهی فریاد کرد و بر نتافت»
شخصی آمد و مشغول کندن زمین شد. یک آدم احمق همینکه دید او دارد زمین را زیر و رو می کند نتوانست صبر کند. پس فریاد زد:

«کین زمین را از چه ویران میکنی
میشکافی و پریشان می کنی؟»
آهای چرا این زمین را داری خراب میکنی، چرا میکنی و زیر و رویش می کنی؟ یعنی دلیل این کارت چیست؟

«گفت: ای ابله برو، بر من مران
تو عمارت از خرابی باز دان»
آن شخص که داشت زمین را میکند گفت: ای احمق برو دنبال کارت و بیخودی به من اعتراض نکن. تو باید آبادانی را از ویرانی بازشناسی

«کی شود گلزار و گندمزار، این
تا نگردد زشت و ویران این زمین؟»
به عنوان مثال، تا وقتی که این زمین، زشت و ویران نشود چگونه ممکن است که به گلستان و کشتزار مبدل گردد؟

«کی شود بستان و کشت و برگ و بر
تا نگردد نظم او زیر و زبر؟»
تا نظم و ساختار زمین به هم نریزد چگونه ممکن است از آن، بوستان و مزرعه و برگ سبز و میوه شاداب به دست آید؟

«پاره پاره کرده درزی جامه را
کس زند آن درزي علامه را؟»
مثال دیگر، اگر خیاط پارچه ای را بگیرد و آن را برش دهد و تکه تکه کند آیا کسی آن خیاط ماهر را می زند؟

«که چرا این اطلس بگزیده را
بر دریدی؟ چه کنم بدریده را؟»
و آیا به او می گوید که چرا این پارچه گرانقیمت و ممتاز را پاره کردی؟ آیا می گوید که حالا با این پارچه پاره شده چه کنم؟ (مسلما هیچ عاقلی چنین اعتراضی به آن خیاط ماهر نمی کند، زیرا او پارچه را ابتدا با مقیاس های معینی می برد تا جامهای فاخر و زیبا بدوزد.)

«هر بنای کهنه کآبادان کنند
نه که اول کهنه را ویران کنند؟»
آیا برای آنکه ساختمان کهنه ای را آباد کنند ابتدا آنرا ویران نمی کنند؟

توضیح ابیات از شرح جامع مثنوی مولانا –کریم زمانی
دفتر چهارم - ابیات ۲۳۴۱ به بعد
پرسشگر: اگر خویش خودش آگاهی است پس چرا من اکنون آگاه نیستم؟
باگوان #رامانا ماهارشی: دانش حال حاضر شما به خاطر ایگو است و آن فقط دانشی نسبی است.
دانش نسبی نیاز به مشاهده‌کننده و مشاهده شونده دارد درحالی‌که آگاهی از خویش، مطلق است و به هیچ عینیتی نیازمند نیست.
یادآوری هم امری نسبی است. آن نیازمند عینیتی برای یادآوری و فردی برای به یادآوردن است. هنگامی‌که دیگر دو چیز باقی نامند آنگاه کیست که بخواهد چیزی را به یاد آورد؟
آنی که فراسوی دانش و غفلت است آتمان (خویش) است.
پرسشگر: من تا کجا باید به تفحص ادامه بدهم؟
باگوان: باید با تفحص به انهدام این باورهای غلط ادامه دهید تا زمانی که آخرین تصور اشتباه شما از بین برود. تا زمانی که خویش ادراک شود.
ارزشمندترین چیز در اقیانوس در زیر آن نهفته است. مروارید بسیار کوچک است اما درعین‌حال بسیار گران‌بها است و دستیابی به آن دشوار است. خویش هم مانند مروارید است، برای یافتنش باید هرچه عمیق و عمیق‌تر به عمق سکوت فروبروید تا جایی که آن حاصل شود.
Q: If Self is Itself conscious, why am I not aware even now?
M: Your present knowledge is due to ego and is only relative. Relative knowledge requires a subject and object, whereas awareness of the Self is absolute and requires no object.
Remembrance is also relative. It requires an object to be remembered and another to remember it. When there are no longer two things, who is to remember whom?
That which is beyond knowledge and ignorance is the Atman.
Q: Up to what point should I carry out the inquiry?
M: You must continue this demolition of wrong ideas by inquiry until your last wrong notion is demolished. Until the Self is realized.
The most valuable thing in the ocean lies on its floor. The pearl is tiny and yet so valuable and difficult to procure. The Self is like the pearl: to find it you must dive deep, into the silence, deeper and ever deeper, until it is reached.
#Ramana Maharshi
- Conscious Immortality
Forwarded from دریچه
آتمن و برهمن در مکتب اوپنیشادها و مکتب ودانته

@Daricheh_1
Forwarded from دریچه
آتمن و برهمن در اوپانیشد.pdf
241.5 KB
آتمن و برهمن در مکتب اوپنیشادها و مکتب ودانته

@Daricheh_1
اگر بهشتی وجود داشته باشد پس جهنمی نیز وجود دارد.
همه این‌ها زمانی وجود خواهند داشت که تو* وجود داشته باشی. در غیر این صورت وجود ندارند.
اول به من بگو که آیا خود تو وجود داری یا نه؟ پس‌ازآن مسئله وجود جهنم را بررسی خواهیم کرد.
#رامانا ماهارشی

*اشاره به «تو» در این متن اشاره به "شخص" است.در اینجا باگوان ماهیت وجود این شخص توهمی را به چالش میکشند
همه رنج‌ها از آن می‌خیزد که چیزی خواهی و آن میسر نشود، چون نخواهی، رنج نماند.
#مولانا - فیه ما فیه

ارضای امیال و خواسته‌ها است که منجر به رنج می‌شود. سعادت در رهایی از خواسته‌هاست.
#نیسارگاداتا

"It is the satisfaction of desires that breeds misery. Freedom from desires is bliss."
#Nisargadatta
تمام ماجراهای مربوط به این هویت فکری، این ایگو یعنی این شخص خیالی را برای لحظه ای رها کن و فقط باش. " این و آن نباش فقط باش".
تو «خویش» هستی اما ذهن تلاش می‌کند تا به تو بیاموزد که چطور به خویش برسی. ازآنجاکه ما این را باور کرده‌ایم به‌طور خودکار فکر می‌کنیم که خویش با فاصله‌ای از ما در جای دیگری است. تو چطور می‌توانی به چیزی که در اینجاست برسی؟
#موجی

You ARE the Self, and the mind is trying to teach you how to reach the Self. Because we believe this, we automatically think it is somewhere else, in some distance. How can you reach something which is here?
#Mooji
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمثیل کوزه و خاک رس - سوامی #سارواپریاناندا

«آنگاه کوزه را بررسی می‌کنی و متوجه می‌شوی که زیر و رو و بیرون و داخل آن تماماً خاک رس است»

*هو الأول والآخر والظاهر والباطن
بدنها متفاوتند اما "من" یکسان است. در همه موجودات یک حقیقت مطلق وجود دارد. بنابراین خودت را آنی که نامتغیر است بشناس نه آنچه زاده شده و میمیرد.
#پاپاجی
«نیستی» و کارکرد آن در مباحث الهیات در نگاه مولانا و مایستر اکهارت - دکتر قاسم کاکایی
«نیستی»_و_کارکرد_آن_در_مباحث_الهیات_در_نگاه_مولانا_و_مایستر_اکهارت.pdf
234.3 KB
«نیستی» و کارکرد آن در مباحث الهیات در نگاه مولانا و مایستر اکهارت - دکتر قاسم کاکایی