Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«سنت الهی بر خلاف عادت خلق است»
"ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد"
#حافظ
*توضیح مختصری بر دو مطلب پیشین.
"ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد"
#حافظ
*توضیح مختصری بر دو مطلب پیشین.
Forwarded from Jiddu Krishnamurti
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from تفحص خویش
«سنت الهی بر خلاف عادت خلق است»
در کشفالاسرار در خصوص رنج اینگونه آمده:
عادت خلق چنان است که هر که را به دوستی اختیار کنند همه راحت آن دوست خود خواهند و روا ندارند که باد هوا بر وی گذر کند. لكن سنت الهی به خلاف اینست. هر که را به دوستی اختیار کرد، شربت محنت با خلعت محبت به وی فرستد. هر که را درجه وی در مقام محبت عالیتر، بلای او عظیمتر.
و در قرآن در معنی آیه ۱۵۵ سوره بقره نیز اینطور آمده:
ما بهطور حتم و بدون استثناء همگى شما را يا با ترس و يا گرسنگى و يا كاهش بخشى از اموال و جانها و محصولات امتحان میکنیم.
و این اعتراف از شیخ انصاری نیز قابلتأمل است:
شیخ انصاری رحمة الله گفت: «من چه دانستم که مادر شادی رنج است، و زیر یک ناکامی هزار گنج است! من چه دانستم که این باب چه با بست و قصه دوستی را چه جوابست! من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است، و عز وصال تو در ذل حیرتست!»
او همچنین گفته است: «چون بندهای را به دوستی خود بپسندد و شایسته حضرت عنایت گرداند، نخست بار بلا بروی نهد تا بنده رام شود در زخم بلا، پس آنگه قوت خورد از حقیقت رضا، پس چنان گردد که خود شود عاشق بلا».
معنی «رام شدن در زخم بلا» که در بالا آمده را از زبان اکهارت تول و مولانا ببینید:
"ترکهای ناشی از رنج کشیدن، پوسته ایگو را میشکافد." #اکهارت تول
"ازهرجهتی تو را بلا داد تا بازکشد به بی جهاتت" #مولانا
هدف از درد، رها شدن آگاهی از هم هویت شدگی شدید با تصویری محدود و توهمی به نام "من" است.به گفته نیسارگاداتا "آن شخصی که به اشتباه گمان میکنی خودت هستی رنج میکشد نه توی حقیقی."
#تفحص خویش
در کشفالاسرار در خصوص رنج اینگونه آمده:
عادت خلق چنان است که هر که را به دوستی اختیار کنند همه راحت آن دوست خود خواهند و روا ندارند که باد هوا بر وی گذر کند. لكن سنت الهی به خلاف اینست. هر که را به دوستی اختیار کرد، شربت محنت با خلعت محبت به وی فرستد. هر که را درجه وی در مقام محبت عالیتر، بلای او عظیمتر.
و در قرآن در معنی آیه ۱۵۵ سوره بقره نیز اینطور آمده:
ما بهطور حتم و بدون استثناء همگى شما را يا با ترس و يا گرسنگى و يا كاهش بخشى از اموال و جانها و محصولات امتحان میکنیم.
و این اعتراف از شیخ انصاری نیز قابلتأمل است:
شیخ انصاری رحمة الله گفت: «من چه دانستم که مادر شادی رنج است، و زیر یک ناکامی هزار گنج است! من چه دانستم که این باب چه با بست و قصه دوستی را چه جوابست! من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است، و عز وصال تو در ذل حیرتست!»
او همچنین گفته است: «چون بندهای را به دوستی خود بپسندد و شایسته حضرت عنایت گرداند، نخست بار بلا بروی نهد تا بنده رام شود در زخم بلا، پس آنگه قوت خورد از حقیقت رضا، پس چنان گردد که خود شود عاشق بلا».
معنی «رام شدن در زخم بلا» که در بالا آمده را از زبان اکهارت تول و مولانا ببینید:
"ترکهای ناشی از رنج کشیدن، پوسته ایگو را میشکافد." #اکهارت تول
"ازهرجهتی تو را بلا داد تا بازکشد به بی جهاتت" #مولانا
هدف از درد، رها شدن آگاهی از هم هویت شدگی شدید با تصویری محدود و توهمی به نام "من" است.به گفته نیسارگاداتا "آن شخصی که به اشتباه گمان میکنی خودت هستی رنج میکشد نه توی حقیقی."
#تفحص خویش
تفحص خویش
Video
چند روز پیش بود که دوست عزیزی ویدئویی برای من ارسال کرد و وقتی دیدمش حقیقتاً متحیر شدم. جنس شعر این موسیقی گویا شطحیاتی بود همچون شطحیات بایزید و حلاج و شبلی و خرقانی.
کنجکاو شدم که در مورد شاعر این شعر کمی جستجو کنم پس از کمی جستجو در اینترنت به چنین اطلاعاتی در خصوص شاعر این ابیات و زندگیاش رسیدم:
شاعر این ابیات عمادالدین نسیمی عارف و متفکر صوفی قرن هشتم است از شاعران صوفیِ بزرگِ آذریزبان. دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود.
نسیمی هم همچون حلاج به خاطر عقایدش در وحدت وجود به سرنوشتی مشابه او دچار شد به این صورت که پوستش کنده شد، جنازهاش هفت روز در شهر حلب گردانده شد، سپس شقه گردید و شقههایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصرالدین و عثمان قارایولوق فرستاده شد. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.
با تعمق روی این شعر متوجه میشوید که چطور عامل توجه، همهویتشدگی و چسبندگی با مجموعهای تصویر و فکر یعنی این شخصِ توهمی به نام عمادالدین نسیمی را رها کرده و به سمت درستش چرخیده و آگاهی به آگاه بودن خودش آگاه شده و در این لحظه " عمادالدین نسیمی" دیگر وجود نداشته و هرچه "هست" فقط اوست.
*ضمن سپاس از مترجمان آذری این ویدئو، برای ترجمه این کار (چون زبان آذری بلد نیستم) از دو ترجمه موجود در اینترنت استفاده کردم و این ترجمهها را با متنِ انگلیسیِ موجود تطبیق داده و کمی اصلاح کردم.
کنجکاو شدم که در مورد شاعر این شعر کمی جستجو کنم پس از کمی جستجو در اینترنت به چنین اطلاعاتی در خصوص شاعر این ابیات و زندگیاش رسیدم:
شاعر این ابیات عمادالدین نسیمی عارف و متفکر صوفی قرن هشتم است از شاعران صوفیِ بزرگِ آذریزبان. دو دیوان، یکی به فارسی و دیگری به ترکی، به نظم درآورد و قصائدی عربی نیز سرود.
نسیمی هم همچون حلاج به خاطر عقایدش در وحدت وجود به سرنوشتی مشابه او دچار شد به این صورت که پوستش کنده شد، جنازهاش هفت روز در شهر حلب گردانده شد، سپس شقه گردید و شقههایش به علی بن ذی الآذر، برادرش ناصرالدین و عثمان قارایولوق فرستاده شد. این شاعر لطیف سخن را چنین کشتند.
با تعمق روی این شعر متوجه میشوید که چطور عامل توجه، همهویتشدگی و چسبندگی با مجموعهای تصویر و فکر یعنی این شخصِ توهمی به نام عمادالدین نسیمی را رها کرده و به سمت درستش چرخیده و آگاهی به آگاه بودن خودش آگاه شده و در این لحظه " عمادالدین نسیمی" دیگر وجود نداشته و هرچه "هست" فقط اوست.
*ضمن سپاس از مترجمان آذری این ویدئو، برای ترجمه این کار (چون زبان آذری بلد نیستم) از دو ترجمه موجود در اینترنت استفاده کردم و این ترجمهها را با متنِ انگلیسیِ موجود تطبیق داده و کمی اصلاح کردم.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی به اقیانوس نگاه میکنیم، متوجه میشویم که هر موجی آغاز و پایانی دارد. یک موج میتواند با سایر امواج مقایسه شود، میتوانیم آن را کمی زیبا یا خیلی زیبا، بلند یا کوتاه، پردوام یا کمدوام بنامیم؛ اما اگر عمیقتر نگاه کنیم متوجه میشویم که "یک موج از «آب» ساخته شده است". همینطور که موج، زندگیِ موجی خودش را دارد، زندگیِ آب را نیز میگذراند. خیلی بد میشد اگر موج نمیدانست که آب است. در این صورت اینگونه فکر میکرد که؛ روزی خواهم مرد و این دورهی زمانی، زندگی من است و وقتیکه به ساحل برسم وجودم را از دست خواهم داد.
این تصورات باعث ترس و اضطراب موج میشوند. در جهان امواج، در جهان حقایق نسبی، هنگامیکه موج بلند میشود احساس خوشبختی کرده و هنگامیکه فرومیفتد احساس بدبختی میکند. او ممکن است اینطور فکر کند که من خیلی عالی هستم یا من خیلی حقیرم و در این صورت عقدههای خودبزرگبینی یا حقارت را پرورش میدهد اما هنگامیکه موج ماهیت حقیقیاش که آب است را لمس کند تمام عقدههایش متوقف شده و از تولد و مرگ فراتر خواهد رفت.
روشنشدگی زمانی است که یک موج متوجه میشود که اقیانوس است.
#تیک نات هان
این تصورات باعث ترس و اضطراب موج میشوند. در جهان امواج، در جهان حقایق نسبی، هنگامیکه موج بلند میشود احساس خوشبختی کرده و هنگامیکه فرومیفتد احساس بدبختی میکند. او ممکن است اینطور فکر کند که من خیلی عالی هستم یا من خیلی حقیرم و در این صورت عقدههای خودبزرگبینی یا حقارت را پرورش میدهد اما هنگامیکه موج ماهیت حقیقیاش که آب است را لمس کند تمام عقدههایش متوقف شده و از تولد و مرگ فراتر خواهد رفت.
روشنشدگی زمانی است که یک موج متوجه میشود که اقیانوس است.
#تیک نات هان
"When we look at the ocean, we see that each wave has a beginning and an end. A wave can be compared with other waves, and we can call it more or less beautiful, higher or lower, longer lasting or less long lasting. But if we look more deeply, we see that a wave is made of water. While living the life of a wave, the wave also lives the life of water. It would be sad if the wave did not know that it is water. It would think, 'Someday I will have to die. This period of time is my life span, and when I arrive at the shore, I will return to nonbeing.' These notions will cause the wave fear and anguish. In the world of the wave, the world of relative truth, the wave feels happy as she swells, and she feels sad as she falls. She may think 'I am high!' or 'I am low!' and develop superiority or inferiority complexes, but when the wave touches her true nature – which is water – all of her complexes will cease, and she will transcend birth and death.
Enlightenment is when a wave realizes it is the ocean."
#Thich Nhat Hanh
Enlightenment is when a wave realizes it is the ocean."
#Thich Nhat Hanh
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز درون من رنج میکشد؟ (ویدوی شماره دو)
#روپرت_اسپایرا
#روپرت_اسپایرا
"جوهر تمام معنویت «حضور» است"
جوهر تمام معنویت «حضور» است؛ یعنی آن وضعیت آگاهی که فراسوی افکار است. در پس افکار و احساسات شما و همچنین در بین آنها فضایی وجود دارد. هنگامیکه از آن فضا آگاه بشوید آنگاه حاضر خواهید بود و ادراک میکنید که تاریخچه شخصی شما که شامل افکار است هویت حقیقی شما و جوهر آنچه که هستید نیست.
آن فضا، آن فضای گسترده درون چیست؟ آن سکون است، مرکز آرامش.
آن آگاهی محض است. همان «من هستمِ» متعالی است که از خودش آگاه است. بودا آن را شونیاتا یا تهیگی و خلأ نام نهاد. این همان «پادشاهی بهشت» است که عیسی به آن اشاره کرده بود، همانکه اینجا و اکنون درون توست.
#اکهارت تُله
جوهر تمام معنویت «حضور» است؛ یعنی آن وضعیت آگاهی که فراسوی افکار است. در پس افکار و احساسات شما و همچنین در بین آنها فضایی وجود دارد. هنگامیکه از آن فضا آگاه بشوید آنگاه حاضر خواهید بود و ادراک میکنید که تاریخچه شخصی شما که شامل افکار است هویت حقیقی شما و جوهر آنچه که هستید نیست.
آن فضا، آن فضای گسترده درون چیست؟ آن سکون است، مرکز آرامش.
آن آگاهی محض است. همان «من هستمِ» متعالی است که از خودش آگاه است. بودا آن را شونیاتا یا تهیگی و خلأ نام نهاد. این همان «پادشاهی بهشت» است که عیسی به آن اشاره کرده بود، همانکه اینجا و اکنون درون توست.
#اکهارت تُله
تفحص خویش
Photo
گفتگو با #آنامالای سوامی
پرسشگر: اوایل وقتی مراقبه را شروع کرده بودم، میل شدیدی برای رهایی داشتم. این دوره سه – چهار سال طول کشید. در این دوازده ماه اخیر اشتیاق من کم شده است. به نظر این روزها بیشتر و بیشتر با زندگی دنیوی خودم راضی هستم.
آنامالای سوامی: آن رضایتی که از جهان بیرون بیاید گذرا و فانی است. در هنگام مرگ همهی اینها از بین خواهد رفت.
این زندگی انسانی تنها به خاطر یک هدف به شما دادهشده: ادراک خویش.
اگر قبل از ادراک خویش بمیری زندگیات هدر رفته است.
مرگ میتواند در هر زمان رخ دهد. من این را به شما میگویم تا از مرگ خود آگاه شوید. اگر دائماً از این احتمال که ممکن است در هرلحظه بمیری آگاه باشی، اشتیاقت بیشتر خواهد شد. سعی کنید تا این آگاهی را پرورش دهید و ببینید که آیا آن برای تمرینات معنوی شما تفاوتی ایجاد میکند یا خیر.
#رامانا ماهارشی: تنها هدف مفید از تولد حال حاضر چرخش به درون و ادراک خویش است.
(همچنین بخوانید مطلب مرتبطی از #مولانا)
* پیامبر اکرم (ص):
"هشیارترین مردم کسی است که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیای آن شده باشد."
"مرگ را بسیار یاد کنید زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا میکاهد."
"برترين بیرغبتی به دنيا، ياد مرگ است. برترين عبادت، ياد مرگ است و برترين انديشيدن، ياد مرگ است. پس هر كه ياد مرگ وجودش را پر كند، گور خود را باغى از باغهای بهشت بيابد."
حضرت عیسی (ع):
"دوستان خدا یاد مرگ را دوست دارند و یاد زندگی را رها میکنند."
امام علی (ع):
"زیاد به یاد مرگ باشید تا مصیبتها و سختیهای روزگار بر شما آسان شود."
"شما را سفارش میکنم كه به ياد مرگ باشيد و از آن كمتر غفلت ورزيد. چگونه از چيزى غافليد كه او از شما غافل نيست و چگونه به كسى چشم طمع دوختهاید كه به شما مهلت نمیدهد! مردگانى كه مشاهده کردهاید خود واعظانى هستند كه شما را از هر واعظى بینیاز میکنند."
پرسشگر: اوایل وقتی مراقبه را شروع کرده بودم، میل شدیدی برای رهایی داشتم. این دوره سه – چهار سال طول کشید. در این دوازده ماه اخیر اشتیاق من کم شده است. به نظر این روزها بیشتر و بیشتر با زندگی دنیوی خودم راضی هستم.
آنامالای سوامی: آن رضایتی که از جهان بیرون بیاید گذرا و فانی است. در هنگام مرگ همهی اینها از بین خواهد رفت.
این زندگی انسانی تنها به خاطر یک هدف به شما دادهشده: ادراک خویش.
اگر قبل از ادراک خویش بمیری زندگیات هدر رفته است.
مرگ میتواند در هر زمان رخ دهد. من این را به شما میگویم تا از مرگ خود آگاه شوید. اگر دائماً از این احتمال که ممکن است در هرلحظه بمیری آگاه باشی، اشتیاقت بیشتر خواهد شد. سعی کنید تا این آگاهی را پرورش دهید و ببینید که آیا آن برای تمرینات معنوی شما تفاوتی ایجاد میکند یا خیر.
#رامانا ماهارشی: تنها هدف مفید از تولد حال حاضر چرخش به درون و ادراک خویش است.
(همچنین بخوانید مطلب مرتبطی از #مولانا)
* پیامبر اکرم (ص):
"هشیارترین مردم کسی است که بیشتر یاد مرگ کند و زیادتر مهیای آن شده باشد."
"مرگ را بسیار یاد کنید زیرا یاد مرگ از میل و رغبت به دنیا میکاهد."
"برترين بیرغبتی به دنيا، ياد مرگ است. برترين عبادت، ياد مرگ است و برترين انديشيدن، ياد مرگ است. پس هر كه ياد مرگ وجودش را پر كند، گور خود را باغى از باغهای بهشت بيابد."
حضرت عیسی (ع):
"دوستان خدا یاد مرگ را دوست دارند و یاد زندگی را رها میکنند."
امام علی (ع):
"زیاد به یاد مرگ باشید تا مصیبتها و سختیهای روزگار بر شما آسان شود."
"شما را سفارش میکنم كه به ياد مرگ باشيد و از آن كمتر غفلت ورزيد. چگونه از چيزى غافليد كه او از شما غافل نيست و چگونه به كسى چشم طمع دوختهاید كه به شما مهلت نمیدهد! مردگانى كه مشاهده کردهاید خود واعظانى هستند كه شما را از هر واعظى بینیاز میکنند."
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: When I first started meditating I had an intense desire for liberation. This period lasted for 3-4 years. In the last twelve months, my enthusiasm has been slipping. I now seem to be more and more content with my worldly life.
AS: The satisfaction, which comes from the outside world is transient. At death, it will all be lost.
Human life is given to you for the sole purpose of realizing the Self. If you die without realizing the Self your life has been wasted.
Death can come at any time. I am telling you this so that you will become aware of your own death. If you are constantly aware of the possibility that you may die at any moment, your enthusiasm will increase. Try to cultivate this awareness and see if it makes any difference to your sadhana.
LWB, p. 344
#Ramana Maharshi: The only useful purpose of the present birth is to turn within and realize the Self.
Q: When I first started meditating I had an intense desire for liberation. This period lasted for 3-4 years. In the last twelve months, my enthusiasm has been slipping. I now seem to be more and more content with my worldly life.
AS: The satisfaction, which comes from the outside world is transient. At death, it will all be lost.
Human life is given to you for the sole purpose of realizing the Self. If you die without realizing the Self your life has been wasted.
Death can come at any time. I am telling you this so that you will become aware of your own death. If you are constantly aware of the possibility that you may die at any moment, your enthusiasm will increase. Try to cultivate this awareness and see if it makes any difference to your sadhana.
LWB, p. 344
#Ramana Maharshi: The only useful purpose of the present birth is to turn within and realize the Self.
اکثر مردم تا زمانی که در بستر مرگ نباشند و تمام چیزهای بیرونی به کناری نرود متوجه نمیشوند که هیچچیز هرگز هیچ ارتباطی با آنچه آنها حقیقتاً هستند ندارد. در مجاورت با مرگ، تمام مفهوم مالکیت بهعنوان چیزی اساساً بیمعنا آشکار میشود. در آخرین لحظات زندگیشان آنها همچنین متوجه میشوند زمانی که سراسر زندگیشان به دنبال حس کاملتری از خودشان بودند، آنچه واقعاً به دنبالش بودند، "بودن یا هستی" خودشان بود که همیشه همانجا بود اما به خاطر هم هویت شدگی با چیزها یعنی درواقع هم هویت شدگی با ذهن، آن بودن یا هستی بهشدت مبهم و تیره گشته بود.
#اکهارت تله
#اکهارت تله
“Many people don’t realize until they are on their deathbed and everything external falls away that no thing ever had anything to do with who they are. In the proximity of death, the whole concept of ownership stands revealed as ultimately meaningless. In the last moments of their life, they then also realize that while they were looking throughout their lives for a more complete sense of self, what they were really looking for, their Being, had actually always already been there, but had been largely obscured by their identification with things, which ultimately means identification with their mind.
#Eckhart Tolle
#Eckhart Tolle
وجود نازنینی امروز این متن رو به من هدیه دادند و من هم با شما به اشتراک میگذارم. متن مهم و عمیقی است که پیشنهاد میکنم با دقت مطالعه کنید.
https://vrgl.ir/sAPMw
https://vrgl.ir/sAPMw
ویرگول
"نامهای از هستی به هستی"
من همانی هستم که هست و از بودنِ خویش آگاه است