در «من هستم» ثابت و پایدار بمانید، آنگاه دیگر یک "شخص" نیستید.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Stabilize in the “I am”, then you are no more an individual.
#Nisargadatta Maharaj
#نیسارگاداتا ماهاراج
Stabilize in the “I am”, then you are no more an individual.
#Nisargadatta Maharaj
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«من هستم» ناب ترین و ساده ترینِ مراقبهها است - #موجی
پرسشگر: سادهترین و مؤثرترین راه تفحص خویش چیست؟
باگوان #رامانا ماهارشی: اینکه همیشه در هر موقعیتی آگاهانه نسبت به «من هستم» هشیار باشید. مهم نیست که چهکاری انجام میدهید هرکجا که هستید در قلبتان از «من هستم» هشیار باشید.
این مؤثرترین تمرین است.
Q: What is the easiest way and most effective way to do atma-vichara, self-inquiry?
M: “To always be aware consciously in all situations of the ‘I-am’.
No matter what you’re doing where you are be aware of the ‘I-am’ in your heart.
This is the most effective practice."
Talks with Bhagvan Sri #Ramana Maharishi
باگوان #رامانا ماهارشی: اینکه همیشه در هر موقعیتی آگاهانه نسبت به «من هستم» هشیار باشید. مهم نیست که چهکاری انجام میدهید هرکجا که هستید در قلبتان از «من هستم» هشیار باشید.
این مؤثرترین تمرین است.
Q: What is the easiest way and most effective way to do atma-vichara, self-inquiry?
M: “To always be aware consciously in all situations of the ‘I-am’.
No matter what you’re doing where you are be aware of the ‘I-am’ in your heart.
This is the most effective practice."
Talks with Bhagvan Sri #Ramana Maharishi
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«من هستم» برترین مراقبه است - #روپرت_اسپایرا
گفتگو با #آنامالای سوامی
دیدنِ صفحه
پرسش: شما میگویید که همهچیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمیتوانم خویش را بهوضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟
آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه میکنید. شما این باور را دارید که خویش چیزی است دیدنی یا تجربه شدنی. چنین نیست. خویش هشیاری یا آگاهیای است که دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد.
حتی اگر شما خویش را نمیبینید، خویش همچنان آنجاست. باگوان رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار میداشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز میکنند و نگاهی به آن میاندازند و بعد میگویند "من آن صفحات را نگاه کردم" اما در حقیقت آنها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکسهای روی آن را دیدند. بدون آن صفحه، هیچ کلمه و عکسی وجود نخواهد داشت اما مردم هنگام خواندن کلمات همیشه صفحه را فراموش میکنند.»
باگوان از این تشبیه برای این استفاده میکردند تا نشان دهند که مردم فقط اسمها و فرمهایی که روی صفحهی آگاهی پدیدار میشوند را میبینند و خودِ صفحه را نادیده میگیرند. با این نوع دیدِ جزئی بهراحتی میتوان به این نتیجه رسید که تمام فرمها هم از همدیگر و هم از شخصی که آنها را میبیند جدا هستند.
اگر مردم بهجای فرمهایی که در آگاهی پدیدار میشوند متوجهی خودِ آگاهی میشدند آنگاه ادراک میکردند که تمام این فرمها فقط ظواهری هستند که درون آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر میشوند.
آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو میتوانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمیتوانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست.
دیدنِ صفحه
پرسش: شما میگویید که همهچیز خویش است حتی مایا یا توهم. اگر چنین است پس چرا من نمیتوانم خویش را بهوضوح ببینم؟ چرا از من پنهان است؟
آنامالای سوامی: چون شما به سمت اشتباهی نگاه میکنید. شما این باور را دارید که خویش چیزی است دیدنی یا تجربه شدنی. چنین نیست. خویش هشیاری یا آگاهیای است که دیدن و تجربه کردن در آن اتفاق میفتد.
حتی اگر شما خویش را نمیبینید، خویش همچنان آنجاست. باگوان رامانا ماهارشی گاهی با طنز اظهار میداشتند که: «مردم فقط روزنامه را باز میکنند و نگاهی به آن میاندازند و بعد میگویند "من آن صفحات را نگاه کردم" اما در حقیقت آنها آن صفحات را نگاه نکردند بلکه فقط کلمات و عکسهای روی آن را دیدند. بدون آن صفحه، هیچ کلمه و عکسی وجود نخواهد داشت اما مردم هنگام خواندن کلمات همیشه صفحه را فراموش میکنند.»
باگوان از این تشبیه برای این استفاده میکردند تا نشان دهند که مردم فقط اسمها و فرمهایی که روی صفحهی آگاهی پدیدار میشوند را میبینند و خودِ صفحه را نادیده میگیرند. با این نوع دیدِ جزئی بهراحتی میتوان به این نتیجه رسید که تمام فرمها هم از همدیگر و هم از شخصی که آنها را میبیند جدا هستند.
اگر مردم بهجای فرمهایی که در آگاهی پدیدار میشوند متوجهی خودِ آگاهی میشدند آنگاه ادراک میکردند که تمام این فرمها فقط ظواهری هستند که درون آن آگاهیِ واحدِ یکپارچه ظاهر میشوند.
آن آگاهی همان خویشی است که تو در جستجویش هستی. تو میتوانی آن آگاهی باشی اما هرگز نمیتوانی آن را ببینی زیرا آن چیزی جدا از تو نیست.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
'Seeing the Paper'...
Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me?
AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place.
Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.'
Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them.
If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness.
That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you.
- Living by the Words of Bhagavan, p. 272
'Seeing the Paper'...
Q: You say that everything is the Self, even maya. If this is so, why can't I see the Self clearly? Why is it hidden from me?
AS: Because you are looking in the wrong direction. You have the idea that the Self is something that you see or experience. This is not so. The Self is the awareness or the consciousness in which the seeing and the experiencing take place.
Even if you don't see the Self, the Self is still there. Bhagavan sometimes remarked humorously: ‘People just open a newspaper and glance through it. Then they say, "I have seen the paper". But really they haven't seen the paper, they have only seen the letters and pictures that are on it. There can be no words or pictures without the paper, but people always forget the paper while they are reading the words.'
Bhagavan would then use this analogy to show that while people see the names and forms that appear on the screen of consciousness, ignore the screen itself. With this kind of partial vision, it is easy to come to the conclusion that all forms are unconnected with each other and separate from the person who sees them.
If people were to be aware of the consciousness instead of the forms that appear in it, they would realize that all forms are just appearances which manifest within the one indivisible consciousness.
That consciousness is the Self that you are looking for. You can be that consciousness but you can never see it because it is not something that is separate from you.
- Living by the Words of Bhagavan, p. 272
توجه کن که تو از هر آنچه تجربه میکنی آگاهی.
اگر فکری داری از آن آگاهی.
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی.
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی.
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی.
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی عنصر مشترک در تمام تجربهها است. هر چیزی را که میدانیم یا از آن آگاه هستیم تغییر میکند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند.
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما مداوم نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود. چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که ظاهر نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و خودت را بهعنوان همان بشناس.
#روپرت_اسپایرا
اگر فکری داری از آن آگاهی.
اگر این کلمات را میخوانی از اینها آگاهی.
اگر سردرد داری از آن حس آگاهی.
اگر چیزهایی را میبینی یا میشنوی از آنها آگاهی.
بهاینترتیب دقت کنید که آگاه بودن یا خودِ آگاهی تمام تجربهها را همراهی میکند. آگاه بودن یا خودِ آگاهی عنصر مشترک در تمام تجربهها است. هر چیزی را که میدانیم یا از آن آگاه هستیم تغییر میکند اما آگاهی یا آگاه بودن در تمام تجربهها یکسان باقی میماند.
توجه کنید که هیچ عنصر دیگری در تجربهی شما مداوم نیست. تمام افکار، تصاویر، احساسات، حواس و ادراکات پدیدار و ناپدید میشوند اما آگاهی یا آگاه بودن تماماً حاضر باقی میماند و هرگز دستخوش تغییر نمیشود. چیزهایی که از آنها آگاه هستیم همیشه در تغییرند اما آگاهی هرگز تغییر نمیکند.
درست مانند صفحهنمایش که در تمام طول فیلم حاضر باقی میماند.
در تمام تجربهها به دنبال آنی بگرد که ظاهر نمیشود، حرکتی نمیکند، تغییر نمیکند، متحول و ناپدید نمیشود و خودت را بهعنوان همان بشناس.
#روپرت_اسپایرا
"Notice that you are aware of whatever you are experiencing. If you are having a thought, you are aware of it. If you are reading these words, you are aware of them. If you have a headache, you are aware of the sensation. If you are perceiving sights and sounds, you are aware of them.
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#Rupert Spira
See in this way that being aware, or awareness itself, accompanies all experience. Being aware or awareness itself is the common element in all experience. Everything we know or are aware of changes, but knowing, or being aware, remains the same throughout all experience.
See that no other element of your experience is continuous. All thoughts, images, feelings, sensations and perceptions appear and disappear, but knowing or being aware remains present throughout. It never undergoes any change. The known always changes, but knowing never changes. just as a screen remains present throughout all movies.
Look in all experience for that which does not appear, move, change, evolve or disappear, and know yourself as that.""
#Rupert Spira
نه این نه آن
«نمیتوانی اینطور در نظر بگیری که فقط همان چیزی که فکر میکنی باشی. عقیدهات درباره خودت هرروز و هرلحظه تغییر میکند. تصویر ذهنی که از خودت داری متغیرترین چیزی است که تاکنون داشتهای. این تصویر کاملاً آسیبپذیر است. فقدان یک عزیز، بیکار شدن یا یک توهین کافی است تا تصویری که از خودت داری و آن را خودت به حساب میاوری عمیقاً تغییر کند.
برای اینکه بدانی چه کسی هستی ابتدا باید بدانی که چه نیستی. برای اینکه بدانی چه نیستی باید با دقت به خودت نگاه کنی و هر چیزی که با این واقعیتِ «من هستم» همراه نیست را رد کنی. باورهایی مثل «من از پدر مادرم در یک مکان و یکوقت خاص به دنیا آمدم و من الآن اینچنین و آنچنان هستم و فلان جا زندگی میکنم و با فلانی ازدواج کردم و پدر فلانی هستم و فلان جا کار میکنم» این چیزها اساسِ «من هستم» نیستند؛ اما همینطور که میبینید نگرش همیشگی ما «من این هستم و من آن هستم» است.
همیشه مصرانه من هستم را از اینوآن جدا کن. سعی کن تا بفهمی منظور از «بودن» چیست، بدون اینکه این یا آن باشی «فقط باش». همینکه این کار را شروع کنی همهی عادتها بر علیهش جبهه میگیرند و مبارزه با آنها گاهی خیلی سخت و طولانی میشود، اما درک شفاف و واضح خیلی میتواند کمک کند.
هرچه شفافتر در سطح ذهن درکش کنی (من این نیستم، من آن نیستم) زودتر میتوانی جستجویت را به پایان برسانی و به هستی نامحدودت پی ببری.«
#نیسارگاداتا
«نمیتوانی اینطور در نظر بگیری که فقط همان چیزی که فکر میکنی باشی. عقیدهات درباره خودت هرروز و هرلحظه تغییر میکند. تصویر ذهنی که از خودت داری متغیرترین چیزی است که تاکنون داشتهای. این تصویر کاملاً آسیبپذیر است. فقدان یک عزیز، بیکار شدن یا یک توهین کافی است تا تصویری که از خودت داری و آن را خودت به حساب میاوری عمیقاً تغییر کند.
برای اینکه بدانی چه کسی هستی ابتدا باید بدانی که چه نیستی. برای اینکه بدانی چه نیستی باید با دقت به خودت نگاه کنی و هر چیزی که با این واقعیتِ «من هستم» همراه نیست را رد کنی. باورهایی مثل «من از پدر مادرم در یک مکان و یکوقت خاص به دنیا آمدم و من الآن اینچنین و آنچنان هستم و فلان جا زندگی میکنم و با فلانی ازدواج کردم و پدر فلانی هستم و فلان جا کار میکنم» این چیزها اساسِ «من هستم» نیستند؛ اما همینطور که میبینید نگرش همیشگی ما «من این هستم و من آن هستم» است.
همیشه مصرانه من هستم را از اینوآن جدا کن. سعی کن تا بفهمی منظور از «بودن» چیست، بدون اینکه این یا آن باشی «فقط باش». همینکه این کار را شروع کنی همهی عادتها بر علیهش جبهه میگیرند و مبارزه با آنها گاهی خیلی سخت و طولانی میشود، اما درک شفاف و واضح خیلی میتواند کمک کند.
هرچه شفافتر در سطح ذهن درکش کنی (من این نیستم، من آن نیستم) زودتر میتوانی جستجویت را به پایان برسانی و به هستی نامحدودت پی ببری.«
#نیسارگاداتا
Sri #Nisargadatta Maharaj
Neti Neti
You cannot possibly say that you are what you think yourself to be! Your ideas about yourself change from day to day and from moment to moment. Your self-image is the most changeful thing you have. It is utterly vulnerable, at the mercy of a passer by. A bereavement, the loss of a job, an insult, and your image of yourself, which you call your person, changes deeply.
To know what you are you must first investigate and know what you are not. And to know what you are not you must watch yourself carefully, rejecting all that does not necessarily go with the basic fact: ‘I am’. The ideas: I am born at a given place, at a given time, from my parents and now I am so-and-so, living at, married to, father of, employed by, and so on, are not inherent in the sense ‘I am’. Our usual attitude is of ‘I am this’.
Separate consistently and perseveringly the ‘I am’ from ‘this’ or ‘that’, and try to feel what it means to be, just to be, without being ‘this’ or ‘that’. All our habits go against it and the task of fighting them is long and hard sometimes, but clear understanding helps a lot.
The clearer you understand that on the level of the mind you can be described in negative terms only, the quicker you will come to the end of your search and realise your limitless being.
Neti Neti
You cannot possibly say that you are what you think yourself to be! Your ideas about yourself change from day to day and from moment to moment. Your self-image is the most changeful thing you have. It is utterly vulnerable, at the mercy of a passer by. A bereavement, the loss of a job, an insult, and your image of yourself, which you call your person, changes deeply.
To know what you are you must first investigate and know what you are not. And to know what you are not you must watch yourself carefully, rejecting all that does not necessarily go with the basic fact: ‘I am’. The ideas: I am born at a given place, at a given time, from my parents and now I am so-and-so, living at, married to, father of, employed by, and so on, are not inherent in the sense ‘I am’. Our usual attitude is of ‘I am this’.
Separate consistently and perseveringly the ‘I am’ from ‘this’ or ‘that’, and try to feel what it means to be, just to be, without being ‘this’ or ‘that’. All our habits go against it and the task of fighting them is long and hard sometimes, but clear understanding helps a lot.
The clearer you understand that on the level of the mind you can be described in negative terms only, the quicker you will come to the end of your search and realise your limitless being.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو چه کسی هستی؟ - #پال اسمیت
شاید مطالب زیر به ادراک بهتر این موضوع کمک کند.
کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد
آیا من این بدن هستم؟
شاید مطالب زیر به ادراک بهتر این موضوع کمک کند.
کشف کنید که این من کاذب از کجا برمیخیزد
آیا من این بدن هستم؟
من کیستم؟
در سکوت بنشینید و بهآرامی بارها و بارها از خودتان بپرسید من کیستم؟ همینطور که عمیقتر به درون میروید لایههای سطحی به کناری میروند.
۱-من اسمی دارم اما من اسمم نیستم
من کیستم؟
۲-من بدنی دارم اما من بدنم نیستم
من کیستم؟
۳-من روابطی دارم اما من آن روابط نیستم
من کیستم؟
۴-من خاطرات واضحی نسبت به گذشته دارم اما من آن خاطرات نیستم
من کیستم؟
۵-من آرزوها و رؤیاهای متقاعدکنندهای برای آینده دارم اما من آن افکار نیستم
من کیستم؟
۶-من شادی و غم،هیجان و ترس،عشق و خشم را احساس میکنم اما من این احساسات نیستم
من کیستم؟
۷-وقتی تمام چیزهایی که فکر میکنم خودم هستم محو بشوند.چه چیز باقی میماند؟
من کیستم؟
همینطور که هم هویت شدگی با بدن،افکار و احساسات را رها میکنید،بهعنوان خودِ آگاهیِ خالص باقی خواهید ماند گسترده و خالی مانند آسمان.
در سکوت بنشینید و بهآرامی بارها و بارها از خودتان بپرسید من کیستم؟ همینطور که عمیقتر به درون میروید لایههای سطحی به کناری میروند.
۱-من اسمی دارم اما من اسمم نیستم
من کیستم؟
۲-من بدنی دارم اما من بدنم نیستم
من کیستم؟
۳-من روابطی دارم اما من آن روابط نیستم
من کیستم؟
۴-من خاطرات واضحی نسبت به گذشته دارم اما من آن خاطرات نیستم
من کیستم؟
۵-من آرزوها و رؤیاهای متقاعدکنندهای برای آینده دارم اما من آن افکار نیستم
من کیستم؟
۶-من شادی و غم،هیجان و ترس،عشق و خشم را احساس میکنم اما من این احساسات نیستم
من کیستم؟
۷-وقتی تمام چیزهایی که فکر میکنم خودم هستم محو بشوند.چه چیز باقی میماند؟
من کیستم؟
همینطور که هم هویت شدگی با بدن،افکار و احساسات را رها میکنید،بهعنوان خودِ آگاهیِ خالص باقی خواهید ماند گسترده و خالی مانند آسمان.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
من کیستم؟ - بیلی دویل Billy Doyle
*تمام جملات این سخنرانی را تأمل برانگیز، مراقبهگون و دلنشین یافتم.
*تمام جملات این سخنرانی را تأمل برانگیز، مراقبهگون و دلنشین یافتم.
آرام باش. هنگامیکه ذهنت آرام و ساکن است تو نه اسمی داری، نه گذشتهای، نه روابطی، نه کشوری، نه موفقیتهای معنوی و نه عدم دستیابی به موفقیتهای معنوی.
در آنجا فقط حضورِ هستی است با خودش.
#گنگاجی
Be still… When your mind is still, you have no name, no past, no relationships, no country, no spiritual attainment, no lack of spiritual attainment. There is just the presence of beingness with itself.
#Gangaji
در آنجا فقط حضورِ هستی است با خودش.
#گنگاجی
Be still… When your mind is still, you have no name, no past, no relationships, no country, no spiritual attainment, no lack of spiritual attainment. There is just the presence of beingness with itself.
#Gangaji