تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
هنگامی‌که به جنگل می‌روید و درختان را نگاه می‌کنید، درخت‌های مختلفی می‌بینید. بعضی از آن‌ها خم‌شده‌اند و بعضی‌ها راست‌قامت‌اند. بعضی از آن‌ها همیشه سرسبزند و بعضی‌ها هم این‌طور نیستند. شما به این درختان نگاه می‌کنید و آن‌ها را همان‌طور که هستند می‌پذیرید و به آن‌ها ارج می‌نهید. متوجه می‌شوید که چرا برای این درختان چنین اتفاقاتی افتاده است درک می‌کنید که بعضی از آن‌ها نور کافی نداشته‌اند و به همین دلیل به این شکل درآمده‌اند؛ و به همین دلیل نسبت به آن‌ها احساساتی نمی‌شوید. بلکه آن‌ها را می‌پذیرید. و قدردان آن‌ها هستید. اما به‌محض اینکه به انسان‌ها نزدیک می‌شوید تمام این چیزها را از دست می‌دهید و مدام میگویید: «تو خیلی این مدلی هستی. یا من زیادی این مدلی هستم»؛ و ذهن قضاوتگر از راه می‌رسد. من این‌چنین تمرین کرده‌ام که انسان‌ها را به درخت تبدیل می‌کنم. به این معنی که آن‌ها را همان‌گونه که هستند می‌پذیرم و ارج می‌نهم.

رام داس
“When you go out into the woods and you look at trees, you see all these different trees. And some of them are bent, and some of them are straight, and some of them are evergreens, and some of them are whatever. And you look at the tree and you allow it. You appreciate it. You see why it is the way it is. You sort of understand that it didn’t get enough light, and so it turned that way. And you don’t get all emotional about it. You just allow it. You appreciate the tree. The minute you get near humans, you lose all that. And you are constantly saying ‘You’re too this.’ Or ‘I’m too this.’ That judging mind comes in. And so I practice turning people into trees. Which means appreciating them just the way they are.”
Ram Dass
هنگامی‌که یک فکر برخاست، فکر دیگری را نیز با خودش خواهد آورد و بعد فکری دیگر و همینطور در یک تسلسل بی‌پایان.این همان زنجیر است که از روز ازل ما را فریب داد و اگر این زنجیر را پاره نکنیم همین‌طور به فریب دادن ما در آینده نیز ادامه خواهد داد.
دوجوم رینپوشه


When a thought arises, it brings another with it, and then another, in an endless sequence. It is this chain which has deceived us from beginningless time, and if we do not break it, it will continue to deceive us in the future.
Dudjom Rinpoche
برای دور شدن از ذهن، ایگو، این توهم، شما باید گرفتار شدن در افکار را متوقف کنید.
#آنامالای سوامی

To get away from the mind, this ego, this maya, you have to stop getting entangled in thoughts.
#ANNAMALAI SWAMI LWB p. 314
تو یک چیز نیستی. تو یک چیزِ جسمی، ذهنی یا عاطفی نیستی یا چیزی با تاریخچه‌ای در زمان. تو نه-چیز هستی. تو خودِ آگاهی هستی. اتصالت به این چیزها را رها کن آنگاه به آنی که منشأ تمام این چیزهاست بیدار خواهی شد. تو آن منشأ هستی. مستقیماً به آن منشأ برو. عمرت را با محدود کردن خودت به‌عنوان یک چیز هدر نده. از آن رؤیا بیدار شو و آنگاه آزادی.
#آدیاشانتی

"You are not a thing. You are not a body-thing or a mental-thing or an emotional-thing or a thing with a history in time. You are no-thing. You are consciousness itself. Let go of your attachment to thing-ness, and you will awaken to that which is the source of all things. You are that source. Go directly to that source. Don’t waste your lifetime defining yourself as a thing. Wake up from that dream, and you are free."

#Adyashanti (20th-21st century American mystic
ما برای رهایی از رنج، همه‌چیز را امتحان کردیم. به همه‌جا رفتیم، هر چیزی خریدیم و هر چیزی خوردیم. درنهایت هنگامی‌که فرد به‌اندازه کافی تلاش کرد، آنگاه با احتمال بلوغ معنوی، تمایلی برای متوقف کردن این تلاش بیهوده برای رهایی از رنج پدید آمده و رنج واقعاً تجربه می‌شود. در آن لحظه‌ی مهم، آنچه فراسوی رنج است ادراک می‌شود، همان چیزی که باوجود رنج، دست‌نخورده باقی می‌ماند. این ادراک حقیقت فرد است.
#گنگاجی

We have tried everything to get rid of suffering. We have gone everywhere to get rid of suffering. We have bought everything to get rid of it. We have ingested everything to get rid of it. Finally, when one has tried enough, there arises the possibility of spiritual maturity with the willingness to stop the futile attempt to get rid of it and, instead, to actually experience suffering. In that momentous instant, there is the realization of that which is beyond suffering, of that which is untouched by suffering. There is the realization of who one truly is.
#Gangaji
"نامحدود"

همه‌چیز، همه‌ي وجودها و همه‌ي فعالیت‌ها جدا از اینکه چقدر معمولی و عادی به نظر برسند تجلیات یکسانی از آن نامحدود هستند. بیش و کم و بالا و پایین در نامحدود راه ندارد. بنابراین تمام تلاش‌ها برای یافتن نامحدود و چسبیدن به آن نیز توهم است. و خود توهم هم چیزی جز نامحدود نیست.
نامحدود از تمام اقدامات برای بیداری در تمام اشکال مختلف در هستی استفاده می‌کند. از تولد، زندگی، مرگ، شادی، سوگ، وضوح و توهم برای بیدار شدن استفاده می‌کند. تمام جستجوهای تو نیز در حقیقت فعل و انفعالی از همان نامحدود است. مهم نیست که چقدر گمراه شده یا فریب‌خورده‌اید، هرگز نمی‌توانید حتی یک‌قدم از آغوش آن نامحدود فاصله بگیرید. اگر بتوانی به‌یک‌باره این ذهنِ خواب شده را متوقف کنی و درست در میان وضعیت حال حاضرت کاملاً ساکن باشی آنگاه نامحدود خودش را بی‌هیچ تلاشی نمایان می‌کند.
#آدیاشانتی
#ADYASHANTI
‘Infinite’
All things—all beings and all activities, no matter how ordinary—are equal expressions of the Infinite. There is no more or less Infinite, no higher or lower Infinite. Therefore, all attempts to either find or hold onto the Infinite are based in illusion. And illusion itself is none other than the Infinite.

The Infinite uses all measures in order to awaken in all the various forms in existence. It uses birth, life, death, happiness, sorrow, clarity, and delusion in order to awaken. All of your seeking is in reality the activity of the Infinite as well. No matter how far astray or deluded you become, you can never get a single step away from the Infinite’s embrace. If you could all at once stop believing your dreaming mind and be completely still right in the midst of your present state, the Infinite would effortlessly present itself.
جستجوی خوشبختی در بدن، ذهن و دنیا مانند جستجوی صفحه‌نمایش درون فیلم است. صفحه‌نمایش درون فیلم ظاهر نمی‌شود اما بااین‌حال هم‌زمان تمام آنچه در فیلم دیده می‌شود، صفحه‌نمایش است. درست به همین صورت که صفحه‌نمایش در این چیزی که به‌وضوح دیده می‌شود مخفی است، خوشبختی نیز در تمام تجربه‌ها مخفی است.
#روپرت_اسپایرا
Looking for happiness in the body, mind or world is like looking for the screen in a movie. The screen doesn’t appear in the movie, and yet, at the same time, all that is seen in the movie is the screen. In the same way that the screen ‘hides’ in plain view, so happiness ‘hides’ in all experience.
#Rupert Spira
«خدا هرگز نمی‌تواند نزدیک شود»

خدا هرگز نمی‌تواند نزدیک شود چون چنین چیزی به این معناست که جایی وجود دارد که خدا در آنجا نیست (و حالا می‌خواهد به آنجا نزدیک شود. م)
خدا بیکران و نامحدود است.
ما نمی‌توانیم بیرون از این بی‌کرانگی وجود داشته باشیم.
بنابراین خدا حقیقت ماست.
#موجی
God can never be close.

God can never be close
because it would mean
that there is some place
where God is not.
God is infinite.
We cannot exist outside of the infinite.
Therefore, God is our Reality.

#Mooji
رهایی از هم‌هویت‌شدگی با ذهنِ فکرکننده*

تنها مرحله و مهم‌ترین مرحله در سفرت به‌سوی روشن‌شدگی این است که چطور هم هویت شدگی با ذهن فکرکننده را رها کنی. ذهن فکرکننده یک جزء بسیار پرمشغله از آگاهی ما است. این ذهن به‌طور مدام برچسب میزند، قضاوت می‌کند، تعریف می‌کند، مفهوم‌سازی می‌کند و به‌جای اینکه به شما اجازه دهد تا جهان را مستقیماً از طریق حضور، تجربه کنید، با کلمات آن را می‌پوشاند.
ذهنِ فکرکننده یک وراج است که دائماً درباره کوچک‌ترین جزئیات تجربه‌مان اظهارنظر می‌کند و ما را از آن حالت پذیرا و آرامِ «بودن» که زندگی را با یک حس کنجکاوِ پذیرا تجربه می‌کند محروم کرده است همان‌که جهان را واقعیتی زنده که معجزه‌آسا و باشکوه است می‌سازد.
هنگامی‌که ما با ذهن فکرکننده هم هویت می‌شویم تجربه‌ی ما از زندگی منحصر و محدود به صفحه‌ی ماتی از کلمات، تصاویر، تصورات و برچسب‌ها خواهد بود. نمایشی دست‌دوم از زندگی که ممکن است مانند فیلمی روی پرده سینما باشد.

هنگامی‌که یک‌فاصله‌ی لحظه‌ای در فکرها و پچ‌پچ مداوم ذهن به وجود بیاید نور آگاهی قوی‌تر می‌شود. جهان پیرامونت مرتعش‌تر و واقعی‌تر می‌شود. تجربه‌ی شما از زندگی، مستقیم و زنده است، تو در تجربه‌ات حاضری و بنابراین می‌توانی زندگی را مستقیماً لمس کنی. به این، تجربه مستقیم گفته می‌شود. تجربه‌ای بدون کلمات و برچسب‌ها.
تمرین کن تا این وقفه‌های لحظه‌ای در افکار را تا آنجا که می‌توانی چندین بار در روز ایجاد کنی. طولانی بودن این وقفه‌ها مهم نیست. یک دقیقه به‌اندازه کافی خوب است. اما مهم تعداد دفعاتی است که شما وراجی و سروصدای ذهن را متوقف می‌کنید. هرچه بیشتر این کار را انجام دهید بیشتر از این هم هویت شدگی رها می‌شوید.

ممکن است یک روز خودت را ببینی که داری به صدای درون سرت می‌خندی، گویا این صدا فقط کودکی لجباز است. این اتفاق خوبی است و به این معناست که تو محتوای ذهنت را زیاد جدی نمی‌گیری. و تشخیص می‌دهی که محتوای ذهنت نیستی و برای اینکه خودت باشی به آن وابسته نیستی. در اینجا شروع می‌کنی تا خودت را با چیز دیگری درون آگاهی‌ات، با منشأ و ماهیتت، با حضور وجودت شناسایی کنی.
این وضعیتی است که ما می‌خواهیم آن را پرورش دهیم.
#اکهارت تُله

*منظور از ذهن فکرکننده، گفتگوی ذهنی یا تفکر زائد است.
#ECKHART TOLLE
Tolle Teachings
‘Dis-Identifying from the Thinking Mind’

The single most important step in your journey toward enlightenment is to learn to dis-identify from your thinking mind. The thinking mind is a very busy component of our consciousness. It is constantly labeling, judging, defining, conceptualizing, covering the world up with words rather than allowing you to experience the world directly through presence.
The thinking mind is a chatterbox that is constantly making commentary on every little detail of our experience, robbing us of a still and receptive state of being that experiences life with an open curiosity that makes the world a living reality that is miraculous and magnificent.
When we are identified with our thinking mind, our experience of life is constricted and limited to an opaque screen of words, images, concepts and labels – second-hand representations of life that might as well be a movie on a screen.
When you create even a momentary gap in the incessant thinking and chatter taking place in your mind, the light of your consciousness grows stronger. The world around you becomes more vibrant and real. Your experience of life is direct and alive, you are present in your experience, and thus you are able to touch life directly. This is called direct experience. Experience without words or labels.
Make a practice to create these momentary gaps in thinking as many times a day as you can. It doesn’t matter of your gap is long. One minute is good enough. It’s the number of times you cease the chatter and noise of the thinking mind that matters. The more you do this, the more you dis-identify.
One day you may even find yourself smiling at this voice in your head as though it were a child misbehaving. This is good, it means you are taking the content of your mind less seriously. And you are recognizing that the content of your mind is not you. You do not depend on it for your sense of self. You are beginning to identify with something else within your consciousness, with your source and essence, with the presence of your being.
This is the state we wish to cultivate.
این فرایند فکر کردن، این بار اضافه، فقط میل و خواسته‌ای است که ما همیشه آن را با خودمان حمل می‌کنیم. من به شما نشان خواهم داد که چطور این بار ناخواسته را رها کنید. هنگامی‌که پرسش «چه کسی مشغول فکر کردن است؟» را می‌پرسید، درواقع فرایند فکر کردن را دستگیر کرده و به ماهیت حقیقی و طبیعت ذاتی خودتان، همان ماهیت خودبه‌خودی و آن منشأ خالص که خالی است بازمی‌گردید.
این ماهیت شماست و این چیزی است که شما همیشه هستید. ذهن به آنجا راهی ندارد. زمان در آنجا راهی ندارد. مرگ به آنجا راهی ندارد. ترس به آنجا راهی ندارد.
این طبیعت ذاتی و ابدی شماست. اگر در آنجا بمانید دیگر ترسی وجود نخواهد داشت. اگر از آن خارج شوید وارد سمسارا (چرخه غفلت)، جهان عینیات می‌شوید و در آنجا تمام مدت دچار مشکل می‌شوید.
#پاپاجی
H.W.L. POONJA (#Papaji)
‘Eternal nature’
This thinking process, this burden, is a desire that we always carry with us. I am showing you how to drop this unwanted burden. When you ask the question, “Who is thinking?” you arrest the process of thinking and return back to your true nature, your inherent nature, your spontaneous nature, the pure source that is empty.
This is your own nature, and this is what you are always. The mind does not enter there. Time does not enter. Death does not enter. Fear does not enter.
This is your inherent, Eternal nature. If you stay there, there will be no fear. If you step out of it, you step into samsara, manifestation, and there you are in trouble all the time.
Forwarded from ابوالحسن خرقانی (علــے)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شرح بخشی از اشعار دیوان شمس ، توسط ،
علامه مروجی سبزواری ...

تقدیم به زیبا دلانم ... 🙏
یک فرد به اشراق رسیده چیزی متفاوت و جدا از «خویش» نمی‌یابد. همه درون خویش هستند. این تصور که دنیایی وجود دارد که درون آن‌ یک بدنی موجود است و تو در آن بدن ساکن هستی اشتباه است. اگر حقیقت آشکار گردد جهان و آنچه فراتر از آن است، فقط در خویش یافت خواهد شد. چیزی جدای از خویش برای دیدن وجود ندارد.
#رامانا ماهارشی

A Jnani does not find anything different or separate from the Self. All are in the Self. It is wrong to imagine that there is the world, that there is a body in it and that you dwell in the body. If the Truth is known, the universe and what is beyond it will be found to be only in the Self. There is nothing else to see different from the Self.

Talks with #Ramana Maharshi (106)
«خنده‌دار نیست؟»

موجودات کمی در این سیاره خودشان را به‌عنوان آگاهی ناب و به عنوان خلاء منتسب می‌کنند. تاکنون شنیده‌ای که کسی این‌گونه صبحت کند؟ تو نمی‌توانی چیزهایی مانند این را بگویی. می‌توانند برای این حرف‌ها تو را به زندان بیندازند اما حتی اگر تو را به زندان هم انداختند فقط پیش خودشان این‌طور فکر می‌کنند که الآن تو در زندان هستی.
درحالی‌که تو، یعنی آن خویش خالص، هرگز نمی‌تواند در زندان باشد. چیزی که متوجه می‌شوی این است که تمام دنیا در زندان هستند اما تو بیرونی. آن‌ها درونِ زندانِ هویتِ نفسانیِ خودشان هستند و در تصورشان دلشان برای تویی که در زندان هستی می‌سوزد اما در حقیقت این تویی که آزادی. خنده‌دار نیست؟
#موجی
#MOOJI
‘Isn’t it funny?’

Very few beings on this planet will refer to themselves as pure consciousness, as emptiness. Have you heard anyone speaking like this? You cannot say things like this. You could get locked up for this, but even if they lock you up, they just think they’ve got you locked up.
You, the pure Self, cannot be locked up at all. What you find is that the whole world is inside the jail and you are out! They are in the prison of egoic identity feeling sorry for you being in the ‘prison’ of their imagination, but actually, you are free. Isn’t it funny?
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تو مباش اصلا کمال این است و بس »
#عطار - منطق الطیر

"هيچ كس را تا نگردد او فنا / نيست ره در بارگاه كبريا"
#مولانا

کار هنری از: سلمان خوشرو
«کُلُّ شَیْ‏ءٍ هالِکٌ إِلَّا وَجْهَهُ»
جز ذات او همه چيز نابودشونده است


از این شَیْ‏ءٍ، از این شخص از این سازه‌ی ناسازگار از این حجاب حقیقت از این شاه لیر دیوانه، هلاک شو تا به آن وجه الله آگاه شوی همان‌که هلاک ناشدنی است.

«هر که را هست از هوسها جان پاك
زود بیند حضرت و ایوان پاك
چون محمد پاک شد از نار و دود
هر کجا رو کرد وجه الله بود
هر که را باشد ز سینه فتح باب
او زِ هَر ذره ببیند آفتاب»
#مولانا

مي گويد:« اكنون در پيش خويش،يعني در هواي پيش خويش همه الله را مي بينم و همه صفاتش را مي بينم يعني هيچ جاي بي قدرت او و صنع او و كرم او نيست و در همه اجزاي خود مي بينم الله را.»
بهاء ولد (پدر مولانا)