تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from مسیر مستقیم
هر چیز که ظاهر می‌شود باید در چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود. امکان ندارد که فیلمی بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد. امکان ندارد که کلماتِ یک رمان بدون یک صفحه‌ی سفید وجود داشته باشند. مکان ندارد که ابری بدون آسمان وجود داشته باشد. امکان ندارد که افکار بدونِ...
بدونِ چی؟
علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم صفحه را تجربه می‌کنیم. اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛ بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم.
آن چیست؟
و همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده، صفحه سفید از کلمات رمان ساخته نشده و آسمان از ابرها ساخته نشده پس هر چیزی که فکرها بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز از جنس افکار ساخته نشده است.
همان‌طور که صفحه‌نمایش از کیفیت‌های محدودِ فیلم رها است، همان‌طور که صفحه‌ی سفید از کیفیت‌های محدودِ داستانِ رمان رها است و همان‌طور که آسمان از کیفیت‌های محدودِ ابرهایی که بر روی آن ظاهر می‌شوند رها است به همین ترتیب هر چیزی که افکار بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز رها از محدودیت افکار است و بنابراین نامحدود است.
علاوه بر این تنها ماده اصلی موجود در فیلمِ محدود، صفحه‌نمایش نامحدود است. تنها ماده اصلی موجود در کلماتِ محدود، صفحه‌ی نامحدود است و تنها ماده اصلی موجود در ابرهای محدود، آسمانِ نامحدود است.
همین‌طور گفته می‌شود که صفحه‌نمایش، اصالت فیلم است، کاغذ، حقیقت و اصالت کلمات است و آسمان، حقیقت ابرها. فیلم، کلمات و ابرها، ظهوری موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند.
به همین ترتیب تنها ماده اصلی موجود در افکارِ محدود، آن چیز نامحدودی است که افکار در آن ظاهر می‌شوند. این چیزِ نامحدود که افکارِ محدود بر روی آن ظاهر می‌شوند، حقیقت و اصالت آن است.
در رابطه با افکار، به این چیزِ نامحدود، آگاهی میگویند. آن حاضر و آگاه است.
یک فکرِ محدود، یک ظهور موقت از آن آگاهی نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نمی‌شود، فکر از آگاهی ساخته می‌شود.
یخ از یخ ساخته نمی‌شود بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ اسم و فرمی موقت از آب همیشه حاضر است. آب اصالت یخ است. زمانی که یخ از یخ بودنش متوقف می‌شود تمام چیزی که از دست می‌دهد اسم و فرم موقتی‌اش است اما حقیقت و اصالت یخ یعنی آب از بین نمی‌رود. آن حاضر و موجود باقی می‌ماند تا اسم و فرم بعدی را به خود بگیرد.
بنابراین زمانی که یک فکر محو می‌شود ماهیتش یعنی آگاهی از بین نمی‌رود بلکه فقط یک اسم و فرم موقت را از دست می‌دهد و در دسترس باقی می‌ماند، آماده است تا اسم و فرم ظاهر بعدی‌اش را بگیرد.
#روپرت_اسپایرا
Forwarded from مسیر مستقیم
Whatever appears must appear IN something or ON something. It is not possible to have a movie without a screen. It’s not possible to have the words of a novel without a white page. It’s not possible to have a cloud without a sky. It’s not possible to have a thought without …
… without what? [Silence]
Moreover, if we are seeing the movie, we are by definition experiencing the screen. If we are reading a novel, we are by definition experiencing the page. If we are seeing the clouds, we are experiencing the sky. Therefore, if we are experiencing our thoughts (and each of us is experiencing our thoughts) we must, by definition, be experiencing whatever it is they appear In.
What is that? [Silence]
And just as the screen is not made out of the movie, the white paper is not made out the words of the novel, the sky is not made out of clouds, so whatever it is in which our thoughts appear is not itself made of thoughts.
Just as a screen is free of the limited qualities of the movie, just as the white page is free of the limited qualities of the story in the novel, just as the sky is free of the limited qualities of the clouds that appear in it, so whatever it is in which our thoughts appear ... is itself free of the limitations of thought …, and is, as such, unlimited.
Furthermore, the only substance present in the limited movie is the unlimited screen, the only substance present in the limited words is the unlimited paper, the only substance present in the limited clouds is the unlimited sky.
As such, the screen is said to be the Reality of the movie, the paper the Reality of the words, the sky the Reality of the clouds; that which is Real in them. The movie, the words, the clouds, are a temporary appearance of their ever-present Reality.
Likewise, the only substance present in limited thought is this unlimited something in which it appears. This unlimited something in which the limited thought appears is its Reality.
In relation to thought, this unlimited something is called Consciousness. It is Present and Knowing.
A limited thought is a temporary appearance of this unlimited Consciousness. In other words, thought is not made of thought; it is made of Consciousness.
Ice is not made out of ice, it is made out of water. The ice is a temporary name and form of the ever-present water. The water is its Reality. When ice ceases to be ice, all that is lost is a temporary name and form, but the Realty of the ice, the water, is not lost. It remains present and available, ready to assume the next name and form.

So, when a thought disappears, its Reality (Consciousness) doesn’t disappear. It simply loses a temporary name and form and remains available, ready to assume the name and form of the next appearance.
#Rupert_Spira
این مطلب "بسیار مهم " را میتوانید مکملی برای ویدئوی "هدف اصلی زندگی از #روپرت_اسپایرا "درنظر بگیرید:

خوشبختی چیست؟

وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان می‌خرید یا دوستی را ملاقات می‌کنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما خوشحالی می‌آورند؟ شما به شخص خاصی یا ماشین و آپارتمانی که از آجر و سیمان ساخته شده جذب می‌شوید. این فولاد و لاستیک و بنزین نیستند که به همراه ماشین خوشحالی می‌آورند و همین‌طور در خصوص یک فرد این گوشت و خون و مغز آن فرد نیست که برای شما خوشحالی میاورد. وقتی شما شاد هستید خویش را درون خود شناسایی می‌کنید و از خواسته رها هستید.
ادامه در لینک زیر


https://vrgl.ir/PwCxz
تفحص خویش pinned «این مطلب "بسیار مهم " را میتوانید مکملی برای ویدئوی "هدف اصلی زندگی از #روپرت_اسپایرا "درنظر بگیرید: خوشبختی چیست؟ وقتی شما یک ماشین یا یک آپارتمان می‌خرید یا دوستی را ملاقات می‌کنید خوشحال هستید. چرا این چیزها برای شما خوشحالی می‌آورند؟ شما به شخص خاصی…»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همچنین ارتباطی است بین این ویدئو با دو مطلب اخیر درخصوص خوشبختی

تمام دنیا شاهدخت کاشی شماست - سوامی #سارواپریاناندا
همراهان محترم و دوستان عزیزم، برای چند روزی در خدمت شما نخواهم بود.پیشنهاد میکنم تا دوستان مشتاق در این وقفه مطالب مربوط به تفحص خویش یعنی از این مطلب به بعد را با جدیت مرور کنند.
Forwarded from مسیر مستقیم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فضای خودآگاهِ آگاهی - #روپرت_اسپایرا

*این مراقبه‌ی بسیار مهم از سری مراقبه‌های «مسیر مستقیم» است.

*مراقبه‌های مسیر مستقیم مفهومی است، یعنی در اینجا تکنیکی درکار نیست و اتفاقی که میفتد این است که در این مراقبه‌ها «توجه» به سمت درستش برگردانده می‌شود یا به تعبیری شما با خود حقیقی‌تان آشنا می‌شوید.

*درجایی از این مراقبه از شما خواسته‌شده تا چشم‌ها را ببندید، اگر برای خواندن زیرنویس نمی‌توانید این کار را انجام دهید نگران نباشد چون با چند بار دیدن به همان کیفیت می‌رسید.
Forwarded from مسیر مستقیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی"
#مولانا

شرحی بر مراقبه "فضای خودآگاه آگاهی" از #روپرت_اسپایرا
در حقیقت تنها مذهب، خودشناسی است. مهم نیست که مردم ایمان و اعتقاداتشان را چطور تعریف می‌کنند اما خودشناسی هدف اصلی مذهب است.
هنگامی‌که شما معنای حقیقی مذهب که همان شناخت خدا است را تجربه می‌کنید، متوجه می‌شوید که او خویش شماست (خود شمایید) و اینکه او به‌طور مساوی و منصفانه در تمام موجودات وجود دارد. تقسیمات فقط خطوطی خیالی هستند که توسط ذهن‌های کوچک ترسیم شده‌اند.
این ضعف در فانی بودن که ناشی از تولد در درون رؤیا است را فراموش کن. بیدار شو و آگاه باش که تو و خدا یکی هستید.
پاراماهانزا #یوگاناندا

“Self-realization is, in fact, the only religion. For it is the true purpose of religion, no matter how people define their beliefs.
When you experience the true meaning of religion, which is to know God, you will realize that He is your Self, and that He exists equally and impartially in all beings. Divisions are imaginary lines drawn by small minds.
Forget your dream-born mortal weakness. Wake up and know that you and God are one.”
Paramahansa #Yogananda
قابل‌توجه دوستان عزیز: کانال تفحص خویش هیچ صفحه‌ای در اینستاگرام ندارد و گویا افرادی با لوگوی تفحص خویش صفحه‌ای با این عنوان در آنجا راه‌اندازی کرده‌اند که مربوط به این کانال نمیباشد.
تنها آدرس ما در اینستاگرام فقط صفحه‌ی کانال مسیر مستقیم است به این آدرس:
https://www.instagram.com/direct.path/
به هرچه روی کنید آن رویِ خداوند است.
#آدیاشانتی

Each thing you encounter is the face of God.
#Adyashanti
تفحص خویش
Photo
یکی گفت که: اینجا چیزی فراموش کرده‌ام. (خداوندگار مولانا) فرمود که: در عالم یک‌چیز است که آن فراموش کردنی نیست. اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یادداری و فراموش نکنی و آن را فراموش کنی، هیچ نکرده باشی.
همچنان که پادشاهی ترا به ده فرستاد برای کاری معین، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی، چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی چنان است که هیچ نگزاردی.
آدمی درین عالم برای کاری آمده است و مقصود آن است چون آن نمی‌گزارد پس هیچ نکرده باشد:
آیه اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمَانَةَ عَلَی الْسَّمَواتِ وَالْاَرضِ وَالْجِبَالِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَهَا وَاَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْاِنْسانُ اِنَّهُ کَانَ ظَلُوْماً جَهُوْلاً .
آن امانت را بر آسمان‌ها عرض داشتیم نتوانست پذیرفتن. بنگر که ازو چند کارها می‌آید که عقل درو حیران می‌شود: سنگ‌ها را لعل و یاقوت می‌کند، کوه‌ها را کان زر و نقره می‌کند، نبات را و زمین را در جوش می‌آورد و زنده می‌گرداند و بهشت عدن می‌کند، زمین نیز دانه‌ها را می‌پذیرد و بر می‌دهد و عیب‌ها را می‌پوشاند و صدهزار عجایب که در شرح نیاید می‌پذیرد و پیدا می‌کند و جبال نیز همچنین معدن‌های گوناگون می‌دهد. این همه می‌کنند، امّا از ایشان آن یک کار نمی‌آید، آن یک از آدمی می‌آید که: وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِیْ آدَمَ. نگفت که: وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا الْسَّمَاءَ وَ الْاَرْضَ.
پس، از آدمی آن کار می‌آید که نه از آسمان‌ها می‌آید و نه از زمین‌ها و نه از کوه‌ها. چون آن کار بکند، ظَلومی و جَهولی از او نَفی شود. اگر تو گویی که: اگر آن کار نمی‌کنم، چندین کاراز من می‌آید. آدمی را برای آن کارهای دیگر نیافریده‌اند. همچنان باشد که تو شمشیرِ پولادیِ هندی باقیمتی که آن در خزاین ملوک یابند، آورده باشی و ساطورِ گوشتِ گاو گندیده کرده که: من این تیغ را معطّل نمی‌دارم، به وی چنین مصلحتی به جای می‌آورم، یا دیگِ زرّین را آورده‌ای و در او شَلغم می‌پزی که به ذرّه‌ای از او صد دیگ به دست آید. یا کاردِ مُجَوهَر را میخِ کدویِ شکسته کرده‌ای که: من مصلحت می‌کنم و کدو را بر او می‌آویزم و این کارد را مُعطّل نمی‌دارم. جای افسوس و خنده نباشد؟ چون کارِ آن کدو به میخِ چوبین یا آهنین که قیمت آن پولی است بر می‌آید، چه عقل باشد کاردِ صد دیناری را مشغول آن کردن؟ حق تعالی تو را قیمت عظیم کرده است و می‌فرماید که: اِنَّ اللّهَ اشْتَری مِنَ الْمُؤْمِنیِنَ اَنْفُسَهُمْ وَ اَمْوَالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ.

تو به قیمت وَرای دو جهانی
چه کنم قَدر خود نمی‌دانی

مَفُروش خویش ارزان که تو بَس گِران بَهایی

#مولانا - فیه ما فیه
برای بیدار شدن به آن‌کسی که حقیقتاً هستید لازم است تا آن‌کسی که گمان می‌کنید هستید را رها کنید.
#آلن واتس
"جستجوی روشن‌شدگی به‌عنوان فردی هم هویت شده با بدن چیزی جز ادامه دادن رنج و بدبختی نیست.
تا زمانی که همه‌چیز را فراموش نکنید هرگز در خویش مستقر نخواهید شد."
#رامش بالسکار

"طنزِ ماجرا اینجاست که این ایگو یعنی «من» است که به دنبال روشن‌ضمیری است و از طرفی هم تا زمانی که «من» از بین نرود روشن‌ضمیری نمی‌تواند بیاید."
#رامش بالسکار

"To seek enlightenment as an individual identified with a body, is to continue to suffer misery Unless you forget everything, you will never be established in the Self."
#Ramesh Balsekar

"The joke is that it is the ego, the 'me,' that wants enlightenment, and enlightenment cannot come until the 'me' is demolished."
#Ramesh S. Balsekar
ای حضرت معشوق! می‌خواهم جانم را نثارت کنم، ولی میگویی: برو پی کار خود!
یعنی گاهی در عین آمدن بنده‌ای به سویت، جهت امتحان او، قهر نشان می‌دهی؛ و همین‌که ناامید می‌شوم و می‌خواهم برگردم، صدایم می‌کنی که ای ابله! چرا مفهوم حرف مرا که گفتم: برو، نفهمیدی؟!
آن «برو» درواقع یعنی: بیا! مگر ندیده‌ای که مادری به فرزندش نهیب می‌زند که: برو گمشو! ولی با صد دل او را صدا می‌زند که عزیزم! بیا پیش من!

«هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند

در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند»
#مولانا

برگرفته از کتاب شرح دیوان شمس تبریزی
کریم زمانی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سرآغاز بیداری و هویت حقیقی - #اکهارت تُله

«وقتی هیچ فکری درون سرتان نباشد نسبت به زمانی که سرتان پر از فکر است شما بیشتر خودتان هستید.
هنگامی‌که در ذهنتان به خودتان نگویید که چه کسی هستید حس قوی‌تری از آن کسی که حقیقتاً هستید خواهید داشت.
هنگامی‌که در سکون هستید بیشتر از هر زمان دیگری خودتان هستید.
رنج زمانی برمی‌خیزد که شما خودتان را به‌عنوان این هویت فرمی بشناسید.»

شاید دیدن ویدئوی زیر به ادراک بهتر این موضوع کمک کند.

تو چه کسی هستی؟ - #پال اسمیت