ماهیت شما آرامش و شادی است.
افکار مانع آن ادراک هستند.
به محض اینکه یک فکر برخاست باید فرونشانده شود.
هرزمان که فکری برخاست بیش از حد درگیر آن نشو.
#رامانا ماهارشی
Your nature is Peace and Happiness.
Thoughts are the obstacles to realization.
A thought must be quelled as soon as it rises.
Whenever a thought arises, do not be carried away by it.
Sri #Ramana Maharshi : Talk 462
افکار مانع آن ادراک هستند.
به محض اینکه یک فکر برخاست باید فرونشانده شود.
هرزمان که فکری برخاست بیش از حد درگیر آن نشو.
#رامانا ماهارشی
Your nature is Peace and Happiness.
Thoughts are the obstacles to realization.
A thought must be quelled as soon as it rises.
Whenever a thought arises, do not be carried away by it.
Sri #Ramana Maharshi : Talk 462
Forwarded from مسیر مستقیم
تفاوتی بین وضعیت خواب دیدن و وضعیت بیداری وجود ندارد بهجز اینکه زمان رؤیا کوتاه و زمان بیداری طولانی است. هر دوی آنها ناشی از ذهن هستند اما به خاطر اینکه وضعیت بیداری طولانیتر است تصور میکنیم که این وضعیتِ واقعی ما است.
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
مسیر مستقیم
هشیاری رؤیابینِ این رؤیا است - #روپرت_اسپایرا آیا بین شما و سایر افراد و چیزها فاصلهای است؟
خلاصه ویدئوی بالا:
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رویای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رویا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامی که از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رویا و هم تمامِ جهانِ رویا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و در واقع بین آن شخصِ درون رویا و جهان پیرامونش هیچ فاصله ای وجود نداشت و همه یک چیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامی که از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رویای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رویا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامی که از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رویا و هم تمامِ جهانِ رویا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و در واقع بین آن شخصِ درون رویا و جهان پیرامونش هیچ فاصله ای وجود نداشت و همه یک چیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامی که از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
https://vrgl.ir/gGt0a
«هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است»
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از #روپرت اسپایرا
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و.....
«هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است»
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از #روپرت اسپایرا
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و.....
ویرگول
هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از روپرت اسپایرا
پرسشگر: برایم سؤال است که چرا آگاهی بهعنوان توهم برمیخیزد؟
روپرت اسپایرا: اصلاً چنین اتفاقی نمیافتد. وقتی میگویید توهم یعنی چیزی که حقیقی نباشد. فقط آگاهی حقیقی است و بهاینترتیب توهم باید از چیزی غیر از آگاهی ساخته شده باشد. اگر عمیقاً در تجربهمان به دنبال چیزی غیر از آگاهی بگردیم، هرگز نمیتوانیم چنین چیزی پیدا کنیم.
بهعبارتدیگر امکان توهم وجود ندارد زیرا چنین توهمی باید از چیزی که حقیقی نیست ساخته شده باشد. اگر توهمی وجود داشته باشد این توهم از چه چیزی باید ساخته شده باشد؟ بدیهی است که آن چیز آگاهی نیست زیرا آگاهی حقیقی است. آن تجربه ماست. در تجربه ما بهجز آگاهی هیچچیز دیگری وجود ندارد که توهم از آن ساخته شده باشد.
بنابراین ایدهی توهم فقط یک باور است یک مفهوم از چیزی که واقعاً هرگز تجربه نشده است.
این باور که جهان یک توهم است اغلب اشتباه درک شده است. منظور از توهم بودنِ جهان این است که نشان دهد «هیچ جهان مستقلی که قائمبهذات خودش باشد و جدا از آگاهی باشد اصلاً وجود ندارد.» با توجه به این معنا واقعیت ظاهری جهان یک توهم است.* بهعبارتدیگر جهان بهعنوان یک عینیت، حقیقی نیست.
بااینحال اگر ما به تجربهمان از جهان ظاهری نگاه کنیم متوجه میشویم که فقط آگاهی است که وجود دارد. بهاینترتیب جهان بهعنوان آگاهی، حقیقی است. حقیقتِ جهان فقط «آگاهی» است.
حقیقتِ مطلقِ هر چیزی، آگاهی است و آگاهی حقیقی است؛ بنابراین هرگز در هیچ زمانی هیچ توهمی وجود نداشته است.
#روپرت اسپایرا
* عالم امری توهم شده است که وجود حقیقی ندارد و این معنای خیال است؛ یعنی به خیال تو رسیده است که عالم امری زائد و قائم به نفس و خارج از حق است درصورتیکه در نفس امر چنین نیست.
ابن عربی – فصوص الحکم
روپرت اسپایرا: اصلاً چنین اتفاقی نمیافتد. وقتی میگویید توهم یعنی چیزی که حقیقی نباشد. فقط آگاهی حقیقی است و بهاینترتیب توهم باید از چیزی غیر از آگاهی ساخته شده باشد. اگر عمیقاً در تجربهمان به دنبال چیزی غیر از آگاهی بگردیم، هرگز نمیتوانیم چنین چیزی پیدا کنیم.
بهعبارتدیگر امکان توهم وجود ندارد زیرا چنین توهمی باید از چیزی که حقیقی نیست ساخته شده باشد. اگر توهمی وجود داشته باشد این توهم از چه چیزی باید ساخته شده باشد؟ بدیهی است که آن چیز آگاهی نیست زیرا آگاهی حقیقی است. آن تجربه ماست. در تجربه ما بهجز آگاهی هیچچیز دیگری وجود ندارد که توهم از آن ساخته شده باشد.
بنابراین ایدهی توهم فقط یک باور است یک مفهوم از چیزی که واقعاً هرگز تجربه نشده است.
این باور که جهان یک توهم است اغلب اشتباه درک شده است. منظور از توهم بودنِ جهان این است که نشان دهد «هیچ جهان مستقلی که قائمبهذات خودش باشد و جدا از آگاهی باشد اصلاً وجود ندارد.» با توجه به این معنا واقعیت ظاهری جهان یک توهم است.* بهعبارتدیگر جهان بهعنوان یک عینیت، حقیقی نیست.
بااینحال اگر ما به تجربهمان از جهان ظاهری نگاه کنیم متوجه میشویم که فقط آگاهی است که وجود دارد. بهاینترتیب جهان بهعنوان آگاهی، حقیقی است. حقیقتِ جهان فقط «آگاهی» است.
حقیقتِ مطلقِ هر چیزی، آگاهی است و آگاهی حقیقی است؛ بنابراین هرگز در هیچ زمانی هیچ توهمی وجود نداشته است.
#روپرت اسپایرا
* عالم امری توهم شده است که وجود حقیقی ندارد و این معنای خیال است؛ یعنی به خیال تو رسیده است که عالم امری زائد و قائم به نفس و خارج از حق است درصورتیکه در نفس امر چنین نیست.
ابن عربی – فصوص الحکم
Q: I wonder why Consciousness arises as illusion.
Rupert: The first is, it doesn’t. An illusion is something that is not real. Only Consciousness is real and therefore an illusion would have to be made out of something that was not Consciousness. If we look deeply into our experience to find something there that is not Consciousness, we do not find any such thing.
In other words it is not possible to have an illusion, because such an illusion would have to be made out of something that is not real. What would such an illusion be made out of? Obviously not Consciousness because Consciousness is real. That is our experience. There is nothing else in our experience that is present and available for an illusion to be made of.
Therefore the idea of illusion is simply that, an idea, a concept of something that is never actually experienced.
The idea that the world is an illusion is often misunderstood. It is meant to indicate that there is no independent world that exists in its own right, separate from Consciousness. In that sense the apparent reality of the world is an illusion. In other words, it is not real as an object.
However, if we look into our experience of the apparent world we find only Consciousness there. As such, that is, as Consciousness, it is real. Its reality is only Consciousness.
The reality of absolutely everything is Consciousness and Consciousness is real. Therefore there is never any illusion at any time.
#Rupert Spira
Rupert: The first is, it doesn’t. An illusion is something that is not real. Only Consciousness is real and therefore an illusion would have to be made out of something that was not Consciousness. If we look deeply into our experience to find something there that is not Consciousness, we do not find any such thing.
In other words it is not possible to have an illusion, because such an illusion would have to be made out of something that is not real. What would such an illusion be made out of? Obviously not Consciousness because Consciousness is real. That is our experience. There is nothing else in our experience that is present and available for an illusion to be made of.
Therefore the idea of illusion is simply that, an idea, a concept of something that is never actually experienced.
The idea that the world is an illusion is often misunderstood. It is meant to indicate that there is no independent world that exists in its own right, separate from Consciousness. In that sense the apparent reality of the world is an illusion. In other words, it is not real as an object.
However, if we look into our experience of the apparent world we find only Consciousness there. As such, that is, as Consciousness, it is real. Its reality is only Consciousness.
The reality of absolutely everything is Consciousness and Consciousness is real. Therefore there is never any illusion at any time.
#Rupert Spira
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم نادری از نیویورک در ۱۰۸ سال پیش - ارتباطی است بین این فیلم و مطلب زیر از #اکهارت تله
هر آنچه هست، دارای وجود است، دارای ذات الهی، دارای درجهای از آگاهی است. حتی یک سنگ هم از آگاهی ابتدایی برخوردار است. در غیر این صورت نمیتوانست وجود داشته باشد و اتمها و مولکولهایش پراکنده میشدند. همهچیز زنده است. خورشید، زمین، گیاهان، حیوانات، انسانها. همهچیز تجلی آگاهی در مراتب مختلف است، آگاهیای که در قالب فرم تجلی یافته.
جهان هنگامی پدیدار میشود که آگاهی، شکل و فرم به خودش بگیرد. به میلیونها فرمِ زندگی که فقط روی این سیاره وجود دارند نگاه کن. در دریا، روی خشکی، در هوا، و هرکدام از این فرمهای زندگی میلیونها بار تکثیر میشوند.
چرا چنین اتفاقی میفتد؟
آیا کسی یا چیزی مشغول بازی کردن است؟ بازی با فرمها
این همان چیزی است که روشنبینان باستانی هند از خودشان میپرسیدند.
آنها دنیا را بهعنوان لیلا میدیدند، نوعی بازی الهی که خدا به آن مشغول است. در این بازی، فرمهای زندگیِ فردی خیلی مهم نیستند. در دریا اکثر فرمهای زندگی پس از تولد بیشتر از چند دقیقه دوام نمیآورند. این فرم انسانی نیز بهمان صورت بهسرعت تبدیل به خاک خواهد شد. طوری از بین خواهد رفت که گویا هرگز هیچوقت وجود نداشته است.
آیا این غمانگیز یا بیرحمانه است؟
فقط زمانی که شما هویتی مستقل و جدا برای هر فرم بسازید و فراموش کنید که آگاهیِ درونِ آن فرم، ذات الهی است که خودش را در قالب فرم متجلی کرده است، آنگاه برایتان غمانگیز خواهد بود. اما تا زمانی که ذات الهی خودتان را بهعنوان آگاهی خالص درک نکنید حقیقتاً از آن بیخبر خواهید بود.
#اکهارت تله
جهان هنگامی پدیدار میشود که آگاهی، شکل و فرم به خودش بگیرد. به میلیونها فرمِ زندگی که فقط روی این سیاره وجود دارند نگاه کن. در دریا، روی خشکی، در هوا، و هرکدام از این فرمهای زندگی میلیونها بار تکثیر میشوند.
چرا چنین اتفاقی میفتد؟
آیا کسی یا چیزی مشغول بازی کردن است؟ بازی با فرمها
این همان چیزی است که روشنبینان باستانی هند از خودشان میپرسیدند.
آنها دنیا را بهعنوان لیلا میدیدند، نوعی بازی الهی که خدا به آن مشغول است. در این بازی، فرمهای زندگیِ فردی خیلی مهم نیستند. در دریا اکثر فرمهای زندگی پس از تولد بیشتر از چند دقیقه دوام نمیآورند. این فرم انسانی نیز بهمان صورت بهسرعت تبدیل به خاک خواهد شد. طوری از بین خواهد رفت که گویا هرگز هیچوقت وجود نداشته است.
آیا این غمانگیز یا بیرحمانه است؟
فقط زمانی که شما هویتی مستقل و جدا برای هر فرم بسازید و فراموش کنید که آگاهیِ درونِ آن فرم، ذات الهی است که خودش را در قالب فرم متجلی کرده است، آنگاه برایتان غمانگیز خواهد بود. اما تا زمانی که ذات الهی خودتان را بهعنوان آگاهی خالص درک نکنید حقیقتاً از آن بیخبر خواهید بود.
#اکهارت تله
Everything that exists has Being, has God-essence, has some degree of consciousness. Even a stone has rudimentary consciousness; otherwise, it would not be, and its atoms and molecules would disperse. Everything is alive. The sun, the earth, plants, animals, humans — all are expressions of consciousness in varying degrees, consciousness manifesting as form.
The world arises when consciousness takes on shapes and forms, thought forms and material forms. Look at the millions of life forms on this planet alone. In the sea, on land, in the air — and then each life form is replicated millions of times. To what end? Is someone or something playing a game, a game with form? This is what the ancient seers of India asked themselves.
They saw the world as lila, a kind of divine game that God is playing. The individual life forms are obviously not very important in this game. In the sea, most life forms don't survive for more than a few minutes after being born. The human form turns to dust pretty quickly too, and when it is gone it is as if it had never been. Is that tragic or cruel? Only if you create a separate identity for each form, if you forget that its consciousness is Godessence expressing itself in form. But you don't truly know that until you realize your own God-essence as pure consciousness.
#Eckhart Tolle
The world arises when consciousness takes on shapes and forms, thought forms and material forms. Look at the millions of life forms on this planet alone. In the sea, on land, in the air — and then each life form is replicated millions of times. To what end? Is someone or something playing a game, a game with form? This is what the ancient seers of India asked themselves.
They saw the world as lila, a kind of divine game that God is playing. The individual life forms are obviously not very important in this game. In the sea, most life forms don't survive for more than a few minutes after being born. The human form turns to dust pretty quickly too, and when it is gone it is as if it had never been. Is that tragic or cruel? Only if you create a separate identity for each form, if you forget that its consciousness is Godessence expressing itself in form. But you don't truly know that until you realize your own God-essence as pure consciousness.
#Eckhart Tolle
Forwarded from OSHO MOVIES
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اکهارت_تله
شرح قطعاتی از کتاب #تائو_ته_چینگ
"آشفتگی موجودات را تماشا کن"
نه عمر نوح بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش
❤️❤️❤️❤️❤️
@oshomovies
شرح قطعاتی از کتاب #تائو_ته_چینگ
"آشفتگی موجودات را تماشا کن"
نه عمر نوح بماند نه ملک اسکندر
نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش
❤️❤️❤️❤️❤️
@oshomovies
Forwarded from من کیستم؟
عصر آن روز ، پس از تلاوت سرودههای مقدس(Parayana)، زائری از بگوان پرسید " چگونه ذهن سرگردان را کنترل کرد؟ " او پرسش را با این اشاره پیشزمینه کرد " من میخواهم از بگوان پرسشی را بپرسم که مرا زحمت میدهد." بگوان پس از خندهای پاسخ دادند " این چیز عجیب و غریبی برای شما نیست. این پرسشی است که همیشه توسط هر کسی مطرح میشود و اینکه در همه کتابها مثل در کتاب گیتا با او برخورد میشود. چه راهی وجود دارد به جز آنکه ذهن را هر چقدر هم که او سرگردان شود و به بیرون برود برگرداند ، و او را در خویش تثبیت کرد ، همانگونه که کتاب گیتا توصیه میکند؟ البته این آسان نخواهد بود که او را انجام داد. او فقط با تمرین معنوی(Sadhana) میآید "
زائر پرسید" ذهن فقط بدنبال آنچه که آرزو میکند میرود و بر عینیتی که ما او را قبلاً قرار دادهایم متمرکز نمیشود."
بگوان گفتند" هر کسی فقط به دنبال آنچه که به او خوشحالی را میدهد خواهد رفت. فکر آنکه خوشحالی از این یا آن عینیت میآید ، شما به دنبال او میروید. ببینید همه خوشحالیها ، منجمله خوشحالیای که شما درنظر میگیرید از عینیتهای حسی میآیند ، واقعاً از کجا میآیند. شما خواهید فهمید که همه خوشحالی فقط از خویش میآید، و آنگاه همیشه در خویش ساکن خواهید شد. "
Day by Day with Bhagavan
صفحه دویست و نود و هشت
زائر پرسید" ذهن فقط بدنبال آنچه که آرزو میکند میرود و بر عینیتی که ما او را قبلاً قرار دادهایم متمرکز نمیشود."
بگوان گفتند" هر کسی فقط به دنبال آنچه که به او خوشحالی را میدهد خواهد رفت. فکر آنکه خوشحالی از این یا آن عینیت میآید ، شما به دنبال او میروید. ببینید همه خوشحالیها ، منجمله خوشحالیای که شما درنظر میگیرید از عینیتهای حسی میآیند ، واقعاً از کجا میآیند. شما خواهید فهمید که همه خوشحالی فقط از خویش میآید، و آنگاه همیشه در خویش ساکن خواهید شد. "
Day by Day with Bhagavan
صفحه دویست و نود و هشت
Forwarded from من کیستم؟
In the evening, after parayana, a visitor asked Bhagavan, “How to control the wandering mind?” He prefaced the question with the remark, “I want to ask Bhagavan a question which is troubling me.” Bhagavan replied, after laughing, “This is nothing peculiar to you. This is the question which is always asked by everybody and which is dealt with in all the books like the Gita. What way is there, except to draw in the mind as often as it strays or goes outward, and to fix it in the Seif, as the Gita advises? Of course, it won’t be easy to do it. It will come only with practice or sadhana." The visitor said, “The mind goes after only what it desires and won’t get fixed on the object we set before it.” Bhagavan said, “Everybody will go after only what gives happiness to him. Thinking that happiness comes from some object or other, you go after it. See from whence all happiness, including the happiness you regard as coming from sense objects, really comes. You will understand all happiness comes only from the Self, and then you will always abide in the Self.”
آنان که ترسی بینهایت از مرگ دارند به خداوند متعال که بی مرگ و بی تولد است پناه ببرند. آیا ترس از مرگ میتواند برای آنانی که «من» و «مال من» شان را نابود کردهاند و جاودانه شدهاند رخ دهد؟
#رامانا ماهارشی
Those who have an infinite fear of death take refuge in the feet of the supreme Lord who is without birth and death. Can the thought of death occur to those who have destroyed their “I” and “mine” and have become immortal?
#Ramana Maharshi, Forty Verses on Reality
#رامانا ماهارشی
Those who have an infinite fear of death take refuge in the feet of the supreme Lord who is without birth and death. Can the thought of death occur to those who have destroyed their “I” and “mine” and have become immortal?
#Ramana Maharshi, Forty Verses on Reality
سوگواری و ماتم معیاری بر عشق حقیقی نیست بلکه آن نمایانگر عشق به عینیت و شکل است. آن عشق نیست. عشق حقیقی بهطور مسلم نشان میدهد که عینیت عشق در خویش است و خویش هم هرگز نمیتواند نیست و لا وجود گردد.
اگر این چشمانداز جسمانی رها شود و شخص بهعنوان آن خویش وجود داشته باشد آنگاه هیچ رنجی وجود نخواهد داشت. مرگ و تولدی وجود ندارد. آنی که به دنیا آمده فقط جسم است. بدن خلقشدهی ایگو است؛ اما نفس معمولاً بدون بدن درک نمیشود. آن همیشه با بدن شناسایی میشود. اگر فردی اینطور در نظر بگیرد که متولد شده است نمیتواند جلوی ترس از مرگ را بگیرد. اجازه بدهید تا پیدا کند که آیا او متولد شده است یا اینکه آیا خویش اصلاً تولدی دارد. او کشف خواهد کرد که خویش همیشه وجود دارد، اینکه بدنِ متولد شده، خودش را در فکر فرومیبرد و اینکه ظهور فکر ریشهی تمام بدبختیهاست.
بیابید که افکار از کجا برمیخیزند آنگاه در آن خویشِ همیشه حاضرِ درون، پایدار خواهید ماند و از باورِ تولد و ترسِ از مرگ رها خواهید شد.
#رامانا ماهارشی
اگر این چشمانداز جسمانی رها شود و شخص بهعنوان آن خویش وجود داشته باشد آنگاه هیچ رنجی وجود نخواهد داشت. مرگ و تولدی وجود ندارد. آنی که به دنیا آمده فقط جسم است. بدن خلقشدهی ایگو است؛ اما نفس معمولاً بدون بدن درک نمیشود. آن همیشه با بدن شناسایی میشود. اگر فردی اینطور در نظر بگیرد که متولد شده است نمیتواند جلوی ترس از مرگ را بگیرد. اجازه بدهید تا پیدا کند که آیا او متولد شده است یا اینکه آیا خویش اصلاً تولدی دارد. او کشف خواهد کرد که خویش همیشه وجود دارد، اینکه بدنِ متولد شده، خودش را در فکر فرومیبرد و اینکه ظهور فکر ریشهی تمام بدبختیهاست.
بیابید که افکار از کجا برمیخیزند آنگاه در آن خویشِ همیشه حاضرِ درون، پایدار خواهید ماند و از باورِ تولد و ترسِ از مرگ رها خواهید شد.
#رامانا ماهارشی