ترس، از همهویتشدگی با فرم برمیخیزد، خواه آن فرم دارایی مادی، بدن فیزیکی، نقش اجتماعی و تصویری از خود باشد یا یک فکر یا احساس.
ترس بهواسطهی عدم هشیاری از بُعد درونیِ بی فرمِ آگاهی یا جان که ماهیت حقیقی تو است برمیخیزد.
تو در وضعیت آگاهی از عینیتها گیر افتادهای و از بُعد فضای درون که فقط همان رهایی حقیقی است بیخبری.
#اکهارت تله
“Fear arises through identification with form, whether it be a material possession, a physical body, a social role, a self-image, a thought, or an emotion. It arises through unawareness of the formless inner dimension of consciousness or spirit, which is the essence of who you are.
You are trapped in object consciousness, unaware of the dimension of inner space which alone is true freedom.”
#ECKHART TOLLE
ترس بهواسطهی عدم هشیاری از بُعد درونیِ بی فرمِ آگاهی یا جان که ماهیت حقیقی تو است برمیخیزد.
تو در وضعیت آگاهی از عینیتها گیر افتادهای و از بُعد فضای درون که فقط همان رهایی حقیقی است بیخبری.
#اکهارت تله
“Fear arises through identification with form, whether it be a material possession, a physical body, a social role, a self-image, a thought, or an emotion. It arises through unawareness of the formless inner dimension of consciousness or spirit, which is the essence of who you are.
You are trapped in object consciousness, unaware of the dimension of inner space which alone is true freedom.”
#ECKHART TOLLE
من کیستم؟
من چیزی جدا از بدن و ذهن هستم.
من از اندوه، وابستگی، ترس و کینه رها هستم.
من تغییرناپذیرم، بی فرمم و سرچشمهی همهچیزم.
من جاودانم از هر حالتی تهیام، زنگار ناپذیرم.
من نابود ناشدنیام، نامحدود و رها از جهلم. من بسیطم، نا وابسته و نا دوگانهام، من بیکرانم هیچ مشخصهای ندارم و خالصم.
من فراسوی تمام مفاهیم و باورها و افکارم. من دانشم، دانسته شده و دانندهام.من یگانگیام، آگاهی نابِ خویشم.
من سرشار از برکت متعالم، من آن خویش متعالم، من به تنهایی آن حقیقت متعالم.
بهراستیکه من آن برهمن متعالم.
هستم آنکه هستم.
شانکاراچاریا
من چیزی جدا از بدن و ذهن هستم.
من از اندوه، وابستگی، ترس و کینه رها هستم.
من تغییرناپذیرم، بی فرمم و سرچشمهی همهچیزم.
من جاودانم از هر حالتی تهیام، زنگار ناپذیرم.
من نابود ناشدنیام، نامحدود و رها از جهلم. من بسیطم، نا وابسته و نا دوگانهام، من بیکرانم هیچ مشخصهای ندارم و خالصم.
من فراسوی تمام مفاهیم و باورها و افکارم. من دانشم، دانسته شده و دانندهام.من یگانگیام، آگاهی نابِ خویشم.
من سرشار از برکت متعالم، من آن خویش متعالم، من به تنهایی آن حقیقت متعالم.
بهراستیکه من آن برهمن متعالم.
هستم آنکه هستم.
شانکاراچاریا
WHO AMI
I am other than the body & the mind, I am free from sorrow, attachment, malice & fear, I am changeless, without form & the source of all.
I am eternal, devoid of conditions & stainless, I am imperishable, limitless & free from nescience, I am indivisible, unattached & non-dual, I am infinite, without attributes & pure.
I am beyond all conceptions, beliefs & thought, I am Knowledge, the known & the Knower, I am Oneness, I am the Absolute Consciousness of the Self.
I am full of Supreme Bliss, I am the Supreme Self (Parama Atma), I alone am the Supreme Reality Alone.
Verily, I am that Supreme Brahman.
THAT I AM
Sri Shankaracharya
I am other than the body & the mind, I am free from sorrow, attachment, malice & fear, I am changeless, without form & the source of all.
I am eternal, devoid of conditions & stainless, I am imperishable, limitless & free from nescience, I am indivisible, unattached & non-dual, I am infinite, without attributes & pure.
I am beyond all conceptions, beliefs & thought, I am Knowledge, the known & the Knower, I am Oneness, I am the Absolute Consciousness of the Self.
I am full of Supreme Bliss, I am the Supreme Self (Parama Atma), I alone am the Supreme Reality Alone.
Verily, I am that Supreme Brahman.
THAT I AM
Sri Shankaracharya
مرید: فجایع گستردهای در جهان ویرانی به بار میآورند مانند قحطی و طاعون. علت چنین اتفاقاتی چیست؟
باگوان شری #رامانا ماهارشی: این چیزها برای چه کسی ظاهر میشوند؟
مرید: این رضایتبخش نیست. من درد و رنج را در اطراف میبینم.
باگوان: تو در خوابت از دنیا و درد و رنجهایش بیخبر بودی و در وضعیت بیداریات از آنها آگاهی. به آن وضعیت که در آن با این چیزها پریشان نمیشوید ادامه دهید. بهعبارتدیگر هنگامیکه از دنیا بیخبر هستید رنجهایش بر شما اثر ندارد. هنگامیکه بهعنوان خویش همانند وقتیکه در خواب هستید باقی بمانید دنیا و رنجهایش روی شما اثری نخواهند داشت؛ بنابراین به درون نگاه کنید. خویش را ببینید! آنگاه پایانی بر دنیا و رنجهایش خواهد بود.
مرید: اما این خودخواهی است.
باگوان: دنیا چیزی بیرونی نیست اما ازآنجاکه تو خودت را بهاشتباه با این بدن یکی انگاشتهای دنیا را بیرون از خودت میبینی و درنتیجه رنجهایش برای شما آشکار میشود. اما آنها حقیقی نیستند. حقیقت را جستجو کنید و از این احساس غیرحقیقی رها شوید.
مرید: انسانهای بزرگی وجود دارند فعالان اجتماعی کسانی که نمیتوانند این مسائل مربوط به بدبختی دنیا را حل کنند.
باگوان: آنها نفس-محور هستند و بنابراین ناتواناند. اگر در خویش ساکن بودند متفاوت عمل میکردند.
مرید: برای بهبود وضعیت جهان چه کاری باید انجام بدهیم؟
باگوان: اگر رها از درد و رنج باقی بمانید هیچ دردی در جایی نخواهد بود. مشکل حال حاضر به خاطر این است که دنیا را بیرونی میبینید و همچنین فکر میکنید که در آنجا دردی وجود دارد. اما هم دنیا و هم درد و رنج درون خود شما هستند. اگر به درون بنگرید هیچ رنجی در آنجا نخواهد بود.
مرید: خدا کامل است. چرا این دنیا را ناقص آفریده؟ یک اثر هنری ماهیت خالقش را به اشتراک میگذارد. اما اینجا اینطور نیست.
باگوان: چه کسی است که این سؤال را مطرح کرده؟
مرید: من – این شخص
باگوان: آیا شما جدا از خدا هستید که این سؤال را مطرح میکنید؟ تا وقتیکه خودت را این بدن در نظر بگیری دنیا را چیزی بیرونی میبینی. این نقص چیزی است که برای تو ظاهر شده است. خدا کامل است. اثر او نیز بینقص و کامل است؛ اما تو به خاطر هم هویت شدگی اشتباهت آن را ناقص میبینی.
مرید: چرا خویش بهعنوان این دنیای تیرهبخت ظاهر میگردد؟
باگوان: به این دلیل که آن را جستجو کنید. چشمهای شما نمیتوانند خودشان را ببینند. آینهای در جلوی آنها قرار دهید آنگاه آنها خودشان را میبینند. در خصوص خلقت نیز چنین چیزی است. در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید.
مرید: پس به اینجا میرسیم که من باید همیشه به درون بنگرم.
باگوان: بله
مرید: پس یعنی اصلاً نباید به دنیا نگاه کنم؟
باگوان: به شما اینطور تعلیم داده نشده است که چشمهایتان را از دنیا بردارید. شما فقط باید در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید. اگر خودتان را بهعنوان بدن در نظر بگیرید دنیا بهعنوان چیزی بیرونی ظاهر میشود. اگر شما خویش هستید دنیا بهعنوان برهمن (حقیقت مطلق) ظاهر میگردد.
باگوان شری #رامانا ماهارشی: این چیزها برای چه کسی ظاهر میشوند؟
مرید: این رضایتبخش نیست. من درد و رنج را در اطراف میبینم.
باگوان: تو در خوابت از دنیا و درد و رنجهایش بیخبر بودی و در وضعیت بیداریات از آنها آگاهی. به آن وضعیت که در آن با این چیزها پریشان نمیشوید ادامه دهید. بهعبارتدیگر هنگامیکه از دنیا بیخبر هستید رنجهایش بر شما اثر ندارد. هنگامیکه بهعنوان خویش همانند وقتیکه در خواب هستید باقی بمانید دنیا و رنجهایش روی شما اثری نخواهند داشت؛ بنابراین به درون نگاه کنید. خویش را ببینید! آنگاه پایانی بر دنیا و رنجهایش خواهد بود.
مرید: اما این خودخواهی است.
باگوان: دنیا چیزی بیرونی نیست اما ازآنجاکه تو خودت را بهاشتباه با این بدن یکی انگاشتهای دنیا را بیرون از خودت میبینی و درنتیجه رنجهایش برای شما آشکار میشود. اما آنها حقیقی نیستند. حقیقت را جستجو کنید و از این احساس غیرحقیقی رها شوید.
مرید: انسانهای بزرگی وجود دارند فعالان اجتماعی کسانی که نمیتوانند این مسائل مربوط به بدبختی دنیا را حل کنند.
باگوان: آنها نفس-محور هستند و بنابراین ناتواناند. اگر در خویش ساکن بودند متفاوت عمل میکردند.
مرید: برای بهبود وضعیت جهان چه کاری باید انجام بدهیم؟
باگوان: اگر رها از درد و رنج باقی بمانید هیچ دردی در جایی نخواهد بود. مشکل حال حاضر به خاطر این است که دنیا را بیرونی میبینید و همچنین فکر میکنید که در آنجا دردی وجود دارد. اما هم دنیا و هم درد و رنج درون خود شما هستند. اگر به درون بنگرید هیچ رنجی در آنجا نخواهد بود.
مرید: خدا کامل است. چرا این دنیا را ناقص آفریده؟ یک اثر هنری ماهیت خالقش را به اشتراک میگذارد. اما اینجا اینطور نیست.
باگوان: چه کسی است که این سؤال را مطرح کرده؟
مرید: من – این شخص
باگوان: آیا شما جدا از خدا هستید که این سؤال را مطرح میکنید؟ تا وقتیکه خودت را این بدن در نظر بگیری دنیا را چیزی بیرونی میبینی. این نقص چیزی است که برای تو ظاهر شده است. خدا کامل است. اثر او نیز بینقص و کامل است؛ اما تو به خاطر هم هویت شدگی اشتباهت آن را ناقص میبینی.
مرید: چرا خویش بهعنوان این دنیای تیرهبخت ظاهر میگردد؟
باگوان: به این دلیل که آن را جستجو کنید. چشمهای شما نمیتوانند خودشان را ببینند. آینهای در جلوی آنها قرار دهید آنگاه آنها خودشان را میبینند. در خصوص خلقت نیز چنین چیزی است. در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید.
مرید: پس به اینجا میرسیم که من باید همیشه به درون بنگرم.
باگوان: بله
مرید: پس یعنی اصلاً نباید به دنیا نگاه کنم؟
باگوان: به شما اینطور تعلیم داده نشده است که چشمهایتان را از دنیا بردارید. شما فقط باید در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید. اگر خودتان را بهعنوان بدن در نظر بگیرید دنیا بهعنوان چیزی بیرونی ظاهر میشود. اگر شما خویش هستید دنیا بهعنوان برهمن (حقیقت مطلق) ظاهر میگردد.
Devotee: There are widespread disasters spreading havoc in the world e.g., famine and pestilence. What is the cause of this state of affairs?
Bhagwan Sri Ramana Maharshi.: To whom does all this appear?
Devotee: That won’t do. I see misery around.
Bhagwan Sri Ramana: You were not aware of the world and its sufferings in your sleep; you are conscious of them in your wakeful state. Continue in that state in which you were not afflicted by these. That is to say, when you are not aware of the world, its sufferings do not affect you. When you remain as the Self, as in sleep, the world and its sufferings will not affect you. Therefore look within. See the Self! There will be an end of the world and its miseries.
Devotee: But that is selfishness.
Bhagwan Sri Ramana: The world is not external. Because you identify yourself wrongly with the body you see the world outside, and its pain becomes apparent to you. But they are not real. Seek the reality and get rid of this unreal feeling.
Devotee: There are great men, public workers, who cannot solve the problem of the misery of the world.
Bhagwan Sri Ramana: They are ego-centred and therefore their inability. If they remained in the Self they would be different.
Devotee: What is to be done by us for ameliorating the condition of the world?
Bhagwan Sri Ramana: If you remain free from pain, there will be no pain anywhere. The trouble now is due to your seeing the world externally and also thinking that there is pain there. But both the world and the pain are within you. If you look within there will be no pain.
Devotee: God is perfect. Why did He create the world imperfect? The work shares the nature of the author. But here it is not so.
Bhagwan Sri Ramana: Who is it that raises the question?
Devotee: I - the individual.
Bhagwan Sri Ramana: Are you apart from God that you ask this question? So long as you consider yourself the body you see the world as external. The imperfections appear to you. God is perfection. His work also is perfection. But you see it as imperfection because of your wrong identification.
Devotee: Why did the Self manifest as this miserable world?
Bhagwan Sri Ramana: In order that you might seek it. Your eyes cannot see themselves. Place a mirror before them and they see themselves. Similarly with the creation. “See yourself first and then see the whole world as the Self.”
Devotee: So it amounts to this - that I should always look within.
Bhagwan Sri Ramana: Yes.
Devotee: Should I not see the world at all?
Bhagwan Sri Ramana: You are not instructed to shut your eyes from the world. You are only to “see yourself first and then see the whole world as the Self”. If you consider yourself as the body the world appears to be external. If you are the Self the world appears as Brahman.
Talk 272:
Bhagwan Sri Ramana Maharshi.: To whom does all this appear?
Devotee: That won’t do. I see misery around.
Bhagwan Sri Ramana: You were not aware of the world and its sufferings in your sleep; you are conscious of them in your wakeful state. Continue in that state in which you were not afflicted by these. That is to say, when you are not aware of the world, its sufferings do not affect you. When you remain as the Self, as in sleep, the world and its sufferings will not affect you. Therefore look within. See the Self! There will be an end of the world and its miseries.
Devotee: But that is selfishness.
Bhagwan Sri Ramana: The world is not external. Because you identify yourself wrongly with the body you see the world outside, and its pain becomes apparent to you. But they are not real. Seek the reality and get rid of this unreal feeling.
Devotee: There are great men, public workers, who cannot solve the problem of the misery of the world.
Bhagwan Sri Ramana: They are ego-centred and therefore their inability. If they remained in the Self they would be different.
Devotee: What is to be done by us for ameliorating the condition of the world?
Bhagwan Sri Ramana: If you remain free from pain, there will be no pain anywhere. The trouble now is due to your seeing the world externally and also thinking that there is pain there. But both the world and the pain are within you. If you look within there will be no pain.
Devotee: God is perfect. Why did He create the world imperfect? The work shares the nature of the author. But here it is not so.
Bhagwan Sri Ramana: Who is it that raises the question?
Devotee: I - the individual.
Bhagwan Sri Ramana: Are you apart from God that you ask this question? So long as you consider yourself the body you see the world as external. The imperfections appear to you. God is perfection. His work also is perfection. But you see it as imperfection because of your wrong identification.
Devotee: Why did the Self manifest as this miserable world?
Bhagwan Sri Ramana: In order that you might seek it. Your eyes cannot see themselves. Place a mirror before them and they see themselves. Similarly with the creation. “See yourself first and then see the whole world as the Self.”
Devotee: So it amounts to this - that I should always look within.
Bhagwan Sri Ramana: Yes.
Devotee: Should I not see the world at all?
Bhagwan Sri Ramana: You are not instructed to shut your eyes from the world. You are only to “see yourself first and then see the whole world as the Self”. If you consider yourself as the body the world appears to be external. If you are the Self the world appears as Brahman.
Talk 272:
در میان دو ساحل رنج و لذت، رودخانهی زندگی جاری است.
فقط زمانی که ذهن از جاری بودن با زندگی امتناع کند و به این دو ساحل بچسبد مشکل به وجود میآید.
منظورم از جاری بودن با زندگی پذیرش است.
بگذار آمدنی بیاید و رفتنی برود.
#نیسارگاداتا ماهاراج
فقط زمانی که ذهن از جاری بودن با زندگی امتناع کند و به این دو ساحل بچسبد مشکل به وجود میآید.
منظورم از جاری بودن با زندگی پذیرش است.
بگذار آمدنی بیاید و رفتنی برود.
#نیسارگاداتا ماهاراج
مراقبه چیست؟ مراقبه عبارت از دفع افکار است. تمام مشکلات حال حاضر به خاطر افکار است و خود مشکلات نیز فکر هستند. افکار را رها کن. این رها کردن خودش خوشبختی و همچنین مراقبه است. افکار برای فکر کننده هستند. بهعنوان خویشِ آن فکر کننده باقی بمانید و آن پایانی بر افکار است.
#رامانا ماهارشی
به مراقبه ننشین. همینکه فراموش نکنی «خویش» هستی کافی است. هنگامیکه کاری انجام میدهی تمام مدت «خویش» را به خاطر داشته باش. همین تمرین معنوی برایت کافی است. تمرین معنوی حقیقی فراموش نکردن آن «خویش» است و نه نشستن در سکوت با چشمانی بسته. تو همیشه آن «خویش» هستی. فقط این را فراموش نکن.
#رامانا ماهارشی
#رامانا ماهارشی
به مراقبه ننشین. همینکه فراموش نکنی «خویش» هستی کافی است. هنگامیکه کاری انجام میدهی تمام مدت «خویش» را به خاطر داشته باش. همین تمرین معنوی برایت کافی است. تمرین معنوی حقیقی فراموش نکردن آن «خویش» است و نه نشستن در سکوت با چشمانی بسته. تو همیشه آن «خویش» هستی. فقط این را فراموش نکن.
#رامانا ماهارشی
"What is meditation? It consists in expulsion of thoughts. All the present troubles are due to thoughts and are themselves thoughts. Give up thoughts. That is happiness and also meditation. The thoughts are for the thinker. Remain as the Self of the thinker and there is an end of thoughts."
#Ramana Maharshi (20th century Indian Advaita mystic)
'Don't sit and meditate. It will be enough if you don't forget that you are the Self. Keep this in your mind all the time while you are working. This sadhana will be enough for you.
The real sadhana is not to forget the Self. It is not sitting quietly with one's eyes closed. You are always the Self. Just don't forget it.'
#Ramana Maharshi
#Ramana Maharshi (20th century Indian Advaita mystic)
'Don't sit and meditate. It will be enough if you don't forget that you are the Self. Keep this in your mind all the time while you are working. This sadhana will be enough for you.
The real sadhana is not to forget the Self. It is not sitting quietly with one's eyes closed. You are always the Self. Just don't forget it.'
#Ramana Maharshi
ماهیت شما آرامش و شادی است.
افکار مانع آن ادراک هستند.
به محض اینکه یک فکر برخاست باید فرونشانده شود.
هرزمان که فکری برخاست بیش از حد درگیر آن نشو.
#رامانا ماهارشی
Your nature is Peace and Happiness.
Thoughts are the obstacles to realization.
A thought must be quelled as soon as it rises.
Whenever a thought arises, do not be carried away by it.
Sri #Ramana Maharshi : Talk 462
افکار مانع آن ادراک هستند.
به محض اینکه یک فکر برخاست باید فرونشانده شود.
هرزمان که فکری برخاست بیش از حد درگیر آن نشو.
#رامانا ماهارشی
Your nature is Peace and Happiness.
Thoughts are the obstacles to realization.
A thought must be quelled as soon as it rises.
Whenever a thought arises, do not be carried away by it.
Sri #Ramana Maharshi : Talk 462
Forwarded from مسیر مستقیم
تفاوتی بین وضعیت خواب دیدن و وضعیت بیداری وجود ندارد بهجز اینکه زمان رؤیا کوتاه و زمان بیداری طولانی است. هر دوی آنها ناشی از ذهن هستند اما به خاطر اینکه وضعیت بیداری طولانیتر است تصور میکنیم که این وضعیتِ واقعی ما است.
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
مسیر مستقیم
هشیاری رؤیابینِ این رؤیا است - #روپرت_اسپایرا آیا بین شما و سایر افراد و چیزها فاصلهای است؟
خلاصه ویدئوی بالا:
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رویای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رویا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامی که از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رویا و هم تمامِ جهانِ رویا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و در واقع بین آن شخصِ درون رویا و جهان پیرامونش هیچ فاصله ای وجود نداشت و همه یک چیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامی که از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
دو نوع بیداری وجود دارد
بیداری اول: برخاستن از رویای شبانه به وضعیت بیداری
بیداری دوم: برخاستن از وضعیت بیداری به هشیاری
وقتی به خواب میرویم خودمان را در فرم فردی میبینیم که جهان رویا را تجربه میکند به عبارتی در خواب، فرد مستقلی هستیم که چیزها را تجربه میکند.
اما هنگامی که از خواب بیدار میشویم متوجه میشویم که هم آن فردِ درونِ رویا و هم تمامِ جهانِ رویا درون ذهن خودمان در قالبِ خواب اتفاق افتاده بود و در واقع بین آن شخصِ درون رویا و جهان پیرامونش هیچ فاصله ای وجود نداشت و همه یک چیز بود و آن هم ذهن فردی بود که در تخت خوابش خوابیده بود.
به همین صورت هنگامی که از خواب دوم یعنی وضعیت بیداری به هشیاری بیدار شویم هم ....
https://vrgl.ir/gGt0a
«هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است»
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از #روپرت اسپایرا
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و.....
«هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است»
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از #روپرت اسپایرا
دیشب خواب میدیدم که در عالم هستی، در کره زمین ساکنم و زندگی عاشقانه و خیلی شیرینی با همسر و فرزندم دارم تا اینکه در جریان حادثهای تلخ بر اثر یک بیماری شدید تنها فرزندم را از دست دادم و.....
ویرگول
هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است
شرح چند نکته قرآنی بر اساس ویدئوی «هشیاری، رؤیابینِ این رؤیا است» از روپرت اسپایرا
پرسشگر: برایم سؤال است که چرا آگاهی بهعنوان توهم برمیخیزد؟
روپرت اسپایرا: اصلاً چنین اتفاقی نمیافتد. وقتی میگویید توهم یعنی چیزی که حقیقی نباشد. فقط آگاهی حقیقی است و بهاینترتیب توهم باید از چیزی غیر از آگاهی ساخته شده باشد. اگر عمیقاً در تجربهمان به دنبال چیزی غیر از آگاهی بگردیم، هرگز نمیتوانیم چنین چیزی پیدا کنیم.
بهعبارتدیگر امکان توهم وجود ندارد زیرا چنین توهمی باید از چیزی که حقیقی نیست ساخته شده باشد. اگر توهمی وجود داشته باشد این توهم از چه چیزی باید ساخته شده باشد؟ بدیهی است که آن چیز آگاهی نیست زیرا آگاهی حقیقی است. آن تجربه ماست. در تجربه ما بهجز آگاهی هیچچیز دیگری وجود ندارد که توهم از آن ساخته شده باشد.
بنابراین ایدهی توهم فقط یک باور است یک مفهوم از چیزی که واقعاً هرگز تجربه نشده است.
این باور که جهان یک توهم است اغلب اشتباه درک شده است. منظور از توهم بودنِ جهان این است که نشان دهد «هیچ جهان مستقلی که قائمبهذات خودش باشد و جدا از آگاهی باشد اصلاً وجود ندارد.» با توجه به این معنا واقعیت ظاهری جهان یک توهم است.* بهعبارتدیگر جهان بهعنوان یک عینیت، حقیقی نیست.
بااینحال اگر ما به تجربهمان از جهان ظاهری نگاه کنیم متوجه میشویم که فقط آگاهی است که وجود دارد. بهاینترتیب جهان بهعنوان آگاهی، حقیقی است. حقیقتِ جهان فقط «آگاهی» است.
حقیقتِ مطلقِ هر چیزی، آگاهی است و آگاهی حقیقی است؛ بنابراین هرگز در هیچ زمانی هیچ توهمی وجود نداشته است.
#روپرت اسپایرا
* عالم امری توهم شده است که وجود حقیقی ندارد و این معنای خیال است؛ یعنی به خیال تو رسیده است که عالم امری زائد و قائم به نفس و خارج از حق است درصورتیکه در نفس امر چنین نیست.
ابن عربی – فصوص الحکم
روپرت اسپایرا: اصلاً چنین اتفاقی نمیافتد. وقتی میگویید توهم یعنی چیزی که حقیقی نباشد. فقط آگاهی حقیقی است و بهاینترتیب توهم باید از چیزی غیر از آگاهی ساخته شده باشد. اگر عمیقاً در تجربهمان به دنبال چیزی غیر از آگاهی بگردیم، هرگز نمیتوانیم چنین چیزی پیدا کنیم.
بهعبارتدیگر امکان توهم وجود ندارد زیرا چنین توهمی باید از چیزی که حقیقی نیست ساخته شده باشد. اگر توهمی وجود داشته باشد این توهم از چه چیزی باید ساخته شده باشد؟ بدیهی است که آن چیز آگاهی نیست زیرا آگاهی حقیقی است. آن تجربه ماست. در تجربه ما بهجز آگاهی هیچچیز دیگری وجود ندارد که توهم از آن ساخته شده باشد.
بنابراین ایدهی توهم فقط یک باور است یک مفهوم از چیزی که واقعاً هرگز تجربه نشده است.
این باور که جهان یک توهم است اغلب اشتباه درک شده است. منظور از توهم بودنِ جهان این است که نشان دهد «هیچ جهان مستقلی که قائمبهذات خودش باشد و جدا از آگاهی باشد اصلاً وجود ندارد.» با توجه به این معنا واقعیت ظاهری جهان یک توهم است.* بهعبارتدیگر جهان بهعنوان یک عینیت، حقیقی نیست.
بااینحال اگر ما به تجربهمان از جهان ظاهری نگاه کنیم متوجه میشویم که فقط آگاهی است که وجود دارد. بهاینترتیب جهان بهعنوان آگاهی، حقیقی است. حقیقتِ جهان فقط «آگاهی» است.
حقیقتِ مطلقِ هر چیزی، آگاهی است و آگاهی حقیقی است؛ بنابراین هرگز در هیچ زمانی هیچ توهمی وجود نداشته است.
#روپرت اسپایرا
* عالم امری توهم شده است که وجود حقیقی ندارد و این معنای خیال است؛ یعنی به خیال تو رسیده است که عالم امری زائد و قائم به نفس و خارج از حق است درصورتیکه در نفس امر چنین نیست.
ابن عربی – فصوص الحکم
Q: I wonder why Consciousness arises as illusion.
Rupert: The first is, it doesn’t. An illusion is something that is not real. Only Consciousness is real and therefore an illusion would have to be made out of something that was not Consciousness. If we look deeply into our experience to find something there that is not Consciousness, we do not find any such thing.
In other words it is not possible to have an illusion, because such an illusion would have to be made out of something that is not real. What would such an illusion be made out of? Obviously not Consciousness because Consciousness is real. That is our experience. There is nothing else in our experience that is present and available for an illusion to be made of.
Therefore the idea of illusion is simply that, an idea, a concept of something that is never actually experienced.
The idea that the world is an illusion is often misunderstood. It is meant to indicate that there is no independent world that exists in its own right, separate from Consciousness. In that sense the apparent reality of the world is an illusion. In other words, it is not real as an object.
However, if we look into our experience of the apparent world we find only Consciousness there. As such, that is, as Consciousness, it is real. Its reality is only Consciousness.
The reality of absolutely everything is Consciousness and Consciousness is real. Therefore there is never any illusion at any time.
#Rupert Spira
Rupert: The first is, it doesn’t. An illusion is something that is not real. Only Consciousness is real and therefore an illusion would have to be made out of something that was not Consciousness. If we look deeply into our experience to find something there that is not Consciousness, we do not find any such thing.
In other words it is not possible to have an illusion, because such an illusion would have to be made out of something that is not real. What would such an illusion be made out of? Obviously not Consciousness because Consciousness is real. That is our experience. There is nothing else in our experience that is present and available for an illusion to be made of.
Therefore the idea of illusion is simply that, an idea, a concept of something that is never actually experienced.
The idea that the world is an illusion is often misunderstood. It is meant to indicate that there is no independent world that exists in its own right, separate from Consciousness. In that sense the apparent reality of the world is an illusion. In other words, it is not real as an object.
However, if we look into our experience of the apparent world we find only Consciousness there. As such, that is, as Consciousness, it is real. Its reality is only Consciousness.
The reality of absolutely everything is Consciousness and Consciousness is real. Therefore there is never any illusion at any time.
#Rupert Spira