ما ازلحاظ بیولوژیکی به چیزهای کمی نیاز داریم، اما این مشکلاتی که داریم از نوع دیگری هستند. مشکلات ایجادشده توسط خواستهها و ترسها و باورهای غلط، فقط در سطح ذهن قابل حل هستند. شما باید بر ذهنتان غلبه کنید و برای این کار باید به فراتر از آن بروید.
#نیسارگاداتا
Biologically, we need very little—our problems are of a different order. Problems created by desires and fears and wrong ideas can be solved only on the level of the mind. You must conquer your mind and for this you must go beyond it.
#Nisargadatta
#نیسارگاداتا
Biologically, we need very little—our problems are of a different order. Problems created by desires and fears and wrong ideas can be solved only on the level of the mind. You must conquer your mind and for this you must go beyond it.
#Nisargadatta
اگر به دنبال حقیقت هستی باید خودت را از تمام ذهنیتها، آموختهها و تمام این الگوهای فکری و احساسی رها کنی. حتی از این باور زن بودن و مرد بودن و حتی انسان بودن نیز باید دست کشید. اقیانوس زندگی شامل همهچیز است و نه فقط انسانها؛ بنابراین اول از هر چیزی تمام این هم هویت شدگیها با این خود را رها کن، از فکر کردن درباره خودت بهعنوان اینوآن یا چنین و چنان دست بکش. تمام این نگرانیها درباره خود را رها کن. نگران رفاه و مادیات و معنویات خودت نباش. هر خواستهای چه آن خواسته محسوس یا نامحسوس (مادی یا معنوی. م) باشد، آن را رها کن. فکر رسیدن به هر چیزی را متوقف کن چراکه تو در اینجا و اکنون کاملی. تو مطلقاً به هیچچیز نیاز نداری.
#نیسارگاداتا
#نیسارگاداتا
'If you seek reality you must set yourself free of all backgrounds, of all cultures, of all patterns of thinking and feeling. Even the idea of being man or woman, or even human should be discarded. The ocean of life contains all, not only humans. So, first of all abandon all self-identification, stop thinking of yourself as such-and-such or so-and-so, this or that. Abandon all self-concern, worry not about your welfare, material or spiritual, abandon every desire, gross or subtle, stop thinking of achievement of any kind. You are complete here and now, you need absolutely nothing.'
#Nisargadatta Maharaj
#Nisargadatta Maharaj
موافقت با آنچه جامعه یا والدین و معلمها به شما میگویند بسیار راحت است. این روشی امن و ساده برای بودن است اما این زندگی کردن و زنده بودن نیست. زندگی کردن و زنده بودن یعنی اینکه خودت کشف کنی که حقیقت چیست.
جیدو #کریشنامورتی
It is very easy to conform to what your society or your parents and teachers tell you. That is a safe and easy way of existing; but that is not living...To live is to find out for yourself what is true.
Jiddu #Krishnamurti
جیدو #کریشنامورتی
It is very easy to conform to what your society or your parents and teachers tell you. That is a safe and easy way of existing; but that is not living...To live is to find out for yourself what is true.
Jiddu #Krishnamurti
آن هشیاری که با آن تمام انسانها و حیوانات ازهر چیزی آگاه هستند، همان هشیاریای است که هماکنون تو با آن از این کلمات آگاهی.
بر همین اساس با مردم و حیوانات طوری رفتار کن که گویا آنها خود تو هستند.
#روپرت اسپایرا
"The Awareness with which all people and animals are aware of anything is the very same Awareness with which you are aware of these words right now.
Treat people and animals as such, that is, as your very own self."
#Rupert Spira
بر همین اساس با مردم و حیوانات طوری رفتار کن که گویا آنها خود تو هستند.
#روپرت اسپایرا
"The Awareness with which all people and animals are aware of anything is the very same Awareness with which you are aware of these words right now.
Treat people and animals as such, that is, as your very own self."
#Rupert Spira
تفاوتی بین ذهن و خویش وجود ندارد. ذهن به درون میچرخد خویش است و ذهن به بیرون میچرخد تبدیل به ایگو و تمام دنیا میشود. ما پنبهای که لباسهای مختلفی از آن ساختهشدهاند را با نامهای مختلف میخوانیم (بلوز، دستکش، کت، جوراب و... . م)؛ اما تمام این لباسها پنبه هستند. فقط آن یکی حقیقی است و این چیزهای بسیار فقط نامها و فرمها هستند؛ ذهن جدا از خویش وجود ندارد یعنی هیچ هستی مستقلی ندارد. خویش بدون ذهن وجود دارد اما ذهن هرگز بدون خویش وجود ندارد.
باگوان #رامانا ماهارشی
باگوان #رامانا ماهارشی
"There is no difference between the mind and the Self. The mind turned inwards is the Self; turned outwards, it becomes the ego and all the world. The cotton made into various clothes, we call by various names. But all the clothes are cotton. The one is real, the many are mere names and forms. But the mind does not exist apart from the Self, i.e., it has no independent existence. The Self exists without the mind, never the mind without the Self."
Sri #Ramana Maharshi ('Thus Spake Ramana' -72
Sri #Ramana Maharshi ('Thus Spake Ramana' -72
زمانی که نفرت، غرور، حسادت، حماقت و خواهشها کاهش یابند نهفقط نزاعها بلکه بیماریهای همهگیر و بلایای طبیعی جهان نیز کاهش مییابند. درست همانند دودی که پس از خاموشی آتش محو میگردد.
عالیجناب مقدس دیلگو خینتسه رینپوشه
'Where hatred, pride, jealousy, desire and stupidity are reduced, not only conflicts but also epidemics and natural disasters in the world will be reduced - just like smoke disappears when the fire goes out. '
His Holiness Dilgo Khyentse Rinpoche
عالیجناب مقدس دیلگو خینتسه رینپوشه
'Where hatred, pride, jealousy, desire and stupidity are reduced, not only conflicts but also epidemics and natural disasters in the world will be reduced - just like smoke disappears when the fire goes out. '
His Holiness Dilgo Khyentse Rinpoche
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راه بیرون آمدن، راه به درون رفتن است - #موجی
ادراک خویش درباره این حقیقت است که تو یک شخص نیستی.
ازاینرو ادراک خویش نمیتواند وظیفه این شخصی که سرنوشتش محو شدن است باشد.
بلکه وظیفه آن کسی است که خودش را بهعنوان این شخص تصور کرده است.
پیدا کن که او کیست و آنگاه این شخص خیالی از بین خواهد رفت.
رهایی همیشه رهایی از چیزی است.
تو باید از چه چیز رها شوی؟
واضح است که باید از این شخصی که خودت را آن پنداشتهای رها شوی چون این باوری که تو از خودت داری است که تو را در اسارت نگه داشته است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Realization is of the fact that you are not a person.
Therefore, it cannot be the duty of the person whose destiny is to disappear. Its destiny is the duty of him who imagines himself to be the person.
Find out who he is, and the imagined person will dissolve. Freedom is from something. What are you to be free from?
Obviously, you must be free from the person you take yourself to be, for it is the idea you have of yourself that keeps you in bondage.
~ Sri #Nisargadatta Maharaj
ازاینرو ادراک خویش نمیتواند وظیفه این شخصی که سرنوشتش محو شدن است باشد.
بلکه وظیفه آن کسی است که خودش را بهعنوان این شخص تصور کرده است.
پیدا کن که او کیست و آنگاه این شخص خیالی از بین خواهد رفت.
رهایی همیشه رهایی از چیزی است.
تو باید از چه چیز رها شوی؟
واضح است که باید از این شخصی که خودت را آن پنداشتهای رها شوی چون این باوری که تو از خودت داری است که تو را در اسارت نگه داشته است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Realization is of the fact that you are not a person.
Therefore, it cannot be the duty of the person whose destiny is to disappear. Its destiny is the duty of him who imagines himself to be the person.
Find out who he is, and the imagined person will dissolve. Freedom is from something. What are you to be free from?
Obviously, you must be free from the person you take yourself to be, for it is the idea you have of yourself that keeps you in bondage.
~ Sri #Nisargadatta Maharaj
فقط یک راه برای برقراری صلح در جهان وجود دارد.
فقط یک راه برای برقراری صلح در خودت وجود دارد.
فقط یک راه برای غلبه بر مشکلات وجود دارد.
فقط یک راه برای پیدا کردن خودت وجود دارد.
و آن راه این است که درک کنیم همهچیز آگاهی است.
تو آن خویش هستی، آن خویشِ کاملِ تغییرناپذیر. چیز دیگری وجود ندارد. چیز دیگری جز آن خویش هرگز وجود نداشته. هیچ چیز دیگری نیز بهجز آن وجود نخواهد داشت. فقط آن خویشِ یگانه وجود دارد و تو همان هستی. خوشحال باش.
#رابرت آدامز
"There's only one way to bring peace to the world.
There's only one way to bring peace to yourself.
There's only one way to overcome problems.
There's only one way to find yourself.
And that way is to realize that everything is consciousness."
"You are the Self, that perfect immutable Self. Nothing else exists. Nothing else ever existed. Nothing else will ever exist. There is only one Self and you are That. Rejoice!"
#Robert Adams
فقط یک راه برای برقراری صلح در خودت وجود دارد.
فقط یک راه برای غلبه بر مشکلات وجود دارد.
فقط یک راه برای پیدا کردن خودت وجود دارد.
و آن راه این است که درک کنیم همهچیز آگاهی است.
تو آن خویش هستی، آن خویشِ کاملِ تغییرناپذیر. چیز دیگری وجود ندارد. چیز دیگری جز آن خویش هرگز وجود نداشته. هیچ چیز دیگری نیز بهجز آن وجود نخواهد داشت. فقط آن خویشِ یگانه وجود دارد و تو همان هستی. خوشحال باش.
#رابرت آدامز
"There's only one way to bring peace to the world.
There's only one way to bring peace to yourself.
There's only one way to overcome problems.
There's only one way to find yourself.
And that way is to realize that everything is consciousness."
"You are the Self, that perfect immutable Self. Nothing else exists. Nothing else ever existed. Nothing else will ever exist. There is only one Self and you are That. Rejoice!"
#Robert Adams
فراسوی زیبایی فرمهای بیرونی، چیز بیشتری وجود دارد؛ چیزی که نمیتوان نامی بر آن نهاد، چیزی توصیفناپذیر، ماهیتی مقدس، درونی و عمیق.
هرزمان و هرکجا زیبایی وجود داشته باشد، این ماهیت درونی به طریقی میدرخشد. آن فقط زمانی خودش را برای تو هویدا میکند که حضور داشته باشی (در لحظه حال، حاضر باشی).
#اکهارت تله
Beyond the beauty of the external forms, there is more here; something that cannot be named, something ineffable, some deep, inner, holy essence. Whenever and wherever there is beauty, this inner essence shines through somehow. It only reveals itself to you when you are present.
#Eckhart Tolle
هرزمان و هرکجا زیبایی وجود داشته باشد، این ماهیت درونی به طریقی میدرخشد. آن فقط زمانی خودش را برای تو هویدا میکند که حضور داشته باشی (در لحظه حال، حاضر باشی).
#اکهارت تله
Beyond the beauty of the external forms, there is more here; something that cannot be named, something ineffable, some deep, inner, holy essence. Whenever and wherever there is beauty, this inner essence shines through somehow. It only reveals itself to you when you are present.
#Eckhart Tolle
درست همانطور که پروانه هرگز آن شعله آتشی که در طلبش است را لمس نکرده بلکه در آن میمیرد، به همین صورت این خودِ به ظاهر مجزا هرگز آن آرمش و خوشبختی که در جستجویش هست را پیدا نکرده بلکه در آن حل میشود.
#روپرت اسپایرا
(این «شخص» هرگز به خوشبختی و سعادت غایی نخواهد رسید. م)
Just as the moth never touches the flames it seeks but dies in it, so the apparently separate self never finds the peace or happiness it is looking for, it dissolves in it.
#Rupert Spira
#روپرت اسپایرا
(این «شخص» هرگز به خوشبختی و سعادت غایی نخواهد رسید. م)
Just as the moth never touches the flames it seeks but dies in it, so the apparently separate self never finds the peace or happiness it is looking for, it dissolves in it.
#Rupert Spira
ترس، از همهویتشدگی با فرم برمیخیزد، خواه آن فرم دارایی مادی، بدن فیزیکی، نقش اجتماعی و تصویری از خود باشد یا یک فکر یا احساس.
ترس بهواسطهی عدم هشیاری از بُعد درونیِ بی فرمِ آگاهی یا جان که ماهیت حقیقی تو است برمیخیزد.
تو در وضعیت آگاهی از عینیتها گیر افتادهای و از بُعد فضای درون که فقط همان رهایی حقیقی است بیخبری.
#اکهارت تله
“Fear arises through identification with form, whether it be a material possession, a physical body, a social role, a self-image, a thought, or an emotion. It arises through unawareness of the formless inner dimension of consciousness or spirit, which is the essence of who you are.
You are trapped in object consciousness, unaware of the dimension of inner space which alone is true freedom.”
#ECKHART TOLLE
ترس بهواسطهی عدم هشیاری از بُعد درونیِ بی فرمِ آگاهی یا جان که ماهیت حقیقی تو است برمیخیزد.
تو در وضعیت آگاهی از عینیتها گیر افتادهای و از بُعد فضای درون که فقط همان رهایی حقیقی است بیخبری.
#اکهارت تله
“Fear arises through identification with form, whether it be a material possession, a physical body, a social role, a self-image, a thought, or an emotion. It arises through unawareness of the formless inner dimension of consciousness or spirit, which is the essence of who you are.
You are trapped in object consciousness, unaware of the dimension of inner space which alone is true freedom.”
#ECKHART TOLLE
من کیستم؟
من چیزی جدا از بدن و ذهن هستم.
من از اندوه، وابستگی، ترس و کینه رها هستم.
من تغییرناپذیرم، بی فرمم و سرچشمهی همهچیزم.
من جاودانم از هر حالتی تهیام، زنگار ناپذیرم.
من نابود ناشدنیام، نامحدود و رها از جهلم. من بسیطم، نا وابسته و نا دوگانهام، من بیکرانم هیچ مشخصهای ندارم و خالصم.
من فراسوی تمام مفاهیم و باورها و افکارم. من دانشم، دانسته شده و دانندهام.من یگانگیام، آگاهی نابِ خویشم.
من سرشار از برکت متعالم، من آن خویش متعالم، من به تنهایی آن حقیقت متعالم.
بهراستیکه من آن برهمن متعالم.
هستم آنکه هستم.
شانکاراچاریا
من چیزی جدا از بدن و ذهن هستم.
من از اندوه، وابستگی، ترس و کینه رها هستم.
من تغییرناپذیرم، بی فرمم و سرچشمهی همهچیزم.
من جاودانم از هر حالتی تهیام، زنگار ناپذیرم.
من نابود ناشدنیام، نامحدود و رها از جهلم. من بسیطم، نا وابسته و نا دوگانهام، من بیکرانم هیچ مشخصهای ندارم و خالصم.
من فراسوی تمام مفاهیم و باورها و افکارم. من دانشم، دانسته شده و دانندهام.من یگانگیام، آگاهی نابِ خویشم.
من سرشار از برکت متعالم، من آن خویش متعالم، من به تنهایی آن حقیقت متعالم.
بهراستیکه من آن برهمن متعالم.
هستم آنکه هستم.
شانکاراچاریا
WHO AMI
I am other than the body & the mind, I am free from sorrow, attachment, malice & fear, I am changeless, without form & the source of all.
I am eternal, devoid of conditions & stainless, I am imperishable, limitless & free from nescience, I am indivisible, unattached & non-dual, I am infinite, without attributes & pure.
I am beyond all conceptions, beliefs & thought, I am Knowledge, the known & the Knower, I am Oneness, I am the Absolute Consciousness of the Self.
I am full of Supreme Bliss, I am the Supreme Self (Parama Atma), I alone am the Supreme Reality Alone.
Verily, I am that Supreme Brahman.
THAT I AM
Sri Shankaracharya
I am other than the body & the mind, I am free from sorrow, attachment, malice & fear, I am changeless, without form & the source of all.
I am eternal, devoid of conditions & stainless, I am imperishable, limitless & free from nescience, I am indivisible, unattached & non-dual, I am infinite, without attributes & pure.
I am beyond all conceptions, beliefs & thought, I am Knowledge, the known & the Knower, I am Oneness, I am the Absolute Consciousness of the Self.
I am full of Supreme Bliss, I am the Supreme Self (Parama Atma), I alone am the Supreme Reality Alone.
Verily, I am that Supreme Brahman.
THAT I AM
Sri Shankaracharya
مرید: فجایع گستردهای در جهان ویرانی به بار میآورند مانند قحطی و طاعون. علت چنین اتفاقاتی چیست؟
باگوان شری #رامانا ماهارشی: این چیزها برای چه کسی ظاهر میشوند؟
مرید: این رضایتبخش نیست. من درد و رنج را در اطراف میبینم.
باگوان: تو در خوابت از دنیا و درد و رنجهایش بیخبر بودی و در وضعیت بیداریات از آنها آگاهی. به آن وضعیت که در آن با این چیزها پریشان نمیشوید ادامه دهید. بهعبارتدیگر هنگامیکه از دنیا بیخبر هستید رنجهایش بر شما اثر ندارد. هنگامیکه بهعنوان خویش همانند وقتیکه در خواب هستید باقی بمانید دنیا و رنجهایش روی شما اثری نخواهند داشت؛ بنابراین به درون نگاه کنید. خویش را ببینید! آنگاه پایانی بر دنیا و رنجهایش خواهد بود.
مرید: اما این خودخواهی است.
باگوان: دنیا چیزی بیرونی نیست اما ازآنجاکه تو خودت را بهاشتباه با این بدن یکی انگاشتهای دنیا را بیرون از خودت میبینی و درنتیجه رنجهایش برای شما آشکار میشود. اما آنها حقیقی نیستند. حقیقت را جستجو کنید و از این احساس غیرحقیقی رها شوید.
مرید: انسانهای بزرگی وجود دارند فعالان اجتماعی کسانی که نمیتوانند این مسائل مربوط به بدبختی دنیا را حل کنند.
باگوان: آنها نفس-محور هستند و بنابراین ناتواناند. اگر در خویش ساکن بودند متفاوت عمل میکردند.
مرید: برای بهبود وضعیت جهان چه کاری باید انجام بدهیم؟
باگوان: اگر رها از درد و رنج باقی بمانید هیچ دردی در جایی نخواهد بود. مشکل حال حاضر به خاطر این است که دنیا را بیرونی میبینید و همچنین فکر میکنید که در آنجا دردی وجود دارد. اما هم دنیا و هم درد و رنج درون خود شما هستند. اگر به درون بنگرید هیچ رنجی در آنجا نخواهد بود.
مرید: خدا کامل است. چرا این دنیا را ناقص آفریده؟ یک اثر هنری ماهیت خالقش را به اشتراک میگذارد. اما اینجا اینطور نیست.
باگوان: چه کسی است که این سؤال را مطرح کرده؟
مرید: من – این شخص
باگوان: آیا شما جدا از خدا هستید که این سؤال را مطرح میکنید؟ تا وقتیکه خودت را این بدن در نظر بگیری دنیا را چیزی بیرونی میبینی. این نقص چیزی است که برای تو ظاهر شده است. خدا کامل است. اثر او نیز بینقص و کامل است؛ اما تو به خاطر هم هویت شدگی اشتباهت آن را ناقص میبینی.
مرید: چرا خویش بهعنوان این دنیای تیرهبخت ظاهر میگردد؟
باگوان: به این دلیل که آن را جستجو کنید. چشمهای شما نمیتوانند خودشان را ببینند. آینهای در جلوی آنها قرار دهید آنگاه آنها خودشان را میبینند. در خصوص خلقت نیز چنین چیزی است. در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید.
مرید: پس به اینجا میرسیم که من باید همیشه به درون بنگرم.
باگوان: بله
مرید: پس یعنی اصلاً نباید به دنیا نگاه کنم؟
باگوان: به شما اینطور تعلیم داده نشده است که چشمهایتان را از دنیا بردارید. شما فقط باید در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید. اگر خودتان را بهعنوان بدن در نظر بگیرید دنیا بهعنوان چیزی بیرونی ظاهر میشود. اگر شما خویش هستید دنیا بهعنوان برهمن (حقیقت مطلق) ظاهر میگردد.
باگوان شری #رامانا ماهارشی: این چیزها برای چه کسی ظاهر میشوند؟
مرید: این رضایتبخش نیست. من درد و رنج را در اطراف میبینم.
باگوان: تو در خوابت از دنیا و درد و رنجهایش بیخبر بودی و در وضعیت بیداریات از آنها آگاهی. به آن وضعیت که در آن با این چیزها پریشان نمیشوید ادامه دهید. بهعبارتدیگر هنگامیکه از دنیا بیخبر هستید رنجهایش بر شما اثر ندارد. هنگامیکه بهعنوان خویش همانند وقتیکه در خواب هستید باقی بمانید دنیا و رنجهایش روی شما اثری نخواهند داشت؛ بنابراین به درون نگاه کنید. خویش را ببینید! آنگاه پایانی بر دنیا و رنجهایش خواهد بود.
مرید: اما این خودخواهی است.
باگوان: دنیا چیزی بیرونی نیست اما ازآنجاکه تو خودت را بهاشتباه با این بدن یکی انگاشتهای دنیا را بیرون از خودت میبینی و درنتیجه رنجهایش برای شما آشکار میشود. اما آنها حقیقی نیستند. حقیقت را جستجو کنید و از این احساس غیرحقیقی رها شوید.
مرید: انسانهای بزرگی وجود دارند فعالان اجتماعی کسانی که نمیتوانند این مسائل مربوط به بدبختی دنیا را حل کنند.
باگوان: آنها نفس-محور هستند و بنابراین ناتواناند. اگر در خویش ساکن بودند متفاوت عمل میکردند.
مرید: برای بهبود وضعیت جهان چه کاری باید انجام بدهیم؟
باگوان: اگر رها از درد و رنج باقی بمانید هیچ دردی در جایی نخواهد بود. مشکل حال حاضر به خاطر این است که دنیا را بیرونی میبینید و همچنین فکر میکنید که در آنجا دردی وجود دارد. اما هم دنیا و هم درد و رنج درون خود شما هستند. اگر به درون بنگرید هیچ رنجی در آنجا نخواهد بود.
مرید: خدا کامل است. چرا این دنیا را ناقص آفریده؟ یک اثر هنری ماهیت خالقش را به اشتراک میگذارد. اما اینجا اینطور نیست.
باگوان: چه کسی است که این سؤال را مطرح کرده؟
مرید: من – این شخص
باگوان: آیا شما جدا از خدا هستید که این سؤال را مطرح میکنید؟ تا وقتیکه خودت را این بدن در نظر بگیری دنیا را چیزی بیرونی میبینی. این نقص چیزی است که برای تو ظاهر شده است. خدا کامل است. اثر او نیز بینقص و کامل است؛ اما تو به خاطر هم هویت شدگی اشتباهت آن را ناقص میبینی.
مرید: چرا خویش بهعنوان این دنیای تیرهبخت ظاهر میگردد؟
باگوان: به این دلیل که آن را جستجو کنید. چشمهای شما نمیتوانند خودشان را ببینند. آینهای در جلوی آنها قرار دهید آنگاه آنها خودشان را میبینند. در خصوص خلقت نیز چنین چیزی است. در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید.
مرید: پس به اینجا میرسیم که من باید همیشه به درون بنگرم.
باگوان: بله
مرید: پس یعنی اصلاً نباید به دنیا نگاه کنم؟
باگوان: به شما اینطور تعلیم داده نشده است که چشمهایتان را از دنیا بردارید. شما فقط باید در ابتدا خودتان و سپس تمام دنیا را بهعنوان خویش ببینید. اگر خودتان را بهعنوان بدن در نظر بگیرید دنیا بهعنوان چیزی بیرونی ظاهر میشود. اگر شما خویش هستید دنیا بهعنوان برهمن (حقیقت مطلق) ظاهر میگردد.