This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چیزی است که تو هستی - Prince Ea- زیرنویس فارسی
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
تفحص خویش
Photo
این سوال به جواب ذهنی نیاز نداره بلکه باید در این سوال شناور باقی موند مثل گل سرخ سهراب.
«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم»
سهراب سپهری
«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم»
سهراب سپهری
When the mind is satisfied that you have something that you love in your life, the mind rests in the heart. When the mind rests in the heart, happiness ensues all by itself. For happiness is the very nature of yourself. Whenever the mind goes out searching for something to make you happy, then you are not happy until you accomplish whatever you want to do. Once you're accomplishing it, once it's done the mind rests in the heart and you have happiness. All the time you believe that it is the thing outside of you that brings you the happiness. It's the object that has brought you great happiness. The object has absolutely nothing to do with it. It is when you are satisfied and the mind rests in the heart and you become happy. So we learn to make the mind rest in the heart all of the time and we will always be happy. We can be happy under all circumstances.... As long as you do not allow the mind to come out of your heart you have to be happy.
It is like the person who sits in the hot sun and burns then goes under a shade tree and feels comfortable. As soon as the person is comfortable he goes back into the sun again and again the sun burns him. So he runs back under the shade tree. Only a fool would keep running back into the sun then go back under the shade tree. But that is exactly what we do. We go out searching for things to make us happy. And then when the things wear off we become miserable. Whereas we can sit by ourselves and have tremendous peace and happiness. We can go to a movie, we can go anywhere we want and the happiness never changes. The happiness is your Self. You are That.
You have to always be aware of this. You have to realize that I don't have to run here or run there or go here or go there. If I'm going here or going there it's because I want to but it has absolutely nothing to do with my happiness. It will not make me a better person if I go anywhere or do anything else. All the knowledge that you need is within yourself. All the peace that you need is within yourself. All the joy that you need is within yourself. All the love that you need is within yourself. And since your Self is all-pervading, omnipresence, therefore anywhere you look, anywhere you go you are in your Self. There is only one Self. When you know that Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go whatever you do you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That’s why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing your Self.
#Robert Adams
It is like the person who sits in the hot sun and burns then goes under a shade tree and feels comfortable. As soon as the person is comfortable he goes back into the sun again and again the sun burns him. So he runs back under the shade tree. Only a fool would keep running back into the sun then go back under the shade tree. But that is exactly what we do. We go out searching for things to make us happy. And then when the things wear off we become miserable. Whereas we can sit by ourselves and have tremendous peace and happiness. We can go to a movie, we can go anywhere we want and the happiness never changes. The happiness is your Self. You are That.
You have to always be aware of this. You have to realize that I don't have to run here or run there or go here or go there. If I'm going here or going there it's because I want to but it has absolutely nothing to do with my happiness. It will not make me a better person if I go anywhere or do anything else. All the knowledge that you need is within yourself. All the peace that you need is within yourself. All the joy that you need is within yourself. All the love that you need is within yourself. And since your Self is all-pervading, omnipresence, therefore anywhere you look, anywhere you go you are in your Self. There is only one Self. When you know that Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go whatever you do you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That’s why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing your Self.
#Robert Adams
*دوستان این مطلب رو بسیار با دقت مطالعه کنند*
" زمانی ذهن ارضا میشود که شما به چیزی که دوست دارید برسید در این هنگام ذهن در قلب آرام میگیرد. وقتی ذهن در قلب آرام بگیرد شادی بهخودیخود از پسش خواهد آمد به خاطر اینکه شادی همان ذات حقیقی توست. هرزمان که ذهن برای جستجوی چیزی بیرون میرود تا تو را خوشحال کند، تا زمانی که چیزی که میخواهی را به دست نیاوردهای خوشحال نیستی. زمانی که آن را به دست آوردی دوباره ذهن در قلب آرام میگیرد و تو خوشحال میشوی. تمام مدت تو در این فکری که چیزی در بیرون از تو وجود دارد که شادی و خوشبختی برایت به همراه خواهد داشت. رسیدن به آن هدف برایت شادی عظیمی همراه خواهد داشت. درواقع آن موضوع و هدف هیچ ارتباطی به شادی ندارد. بلکه شادی زمانی اتفاق میفتد و زمانی شما رضایت خواهید داشت که ذهن در قلب آرام میگیرد. پس ما برای اینکه همیشه شاد باقی بمانیم باید یاد بگیریم که ذهن را در قلب آرام نگهداریم. تا زمانی که به ذهن اجازه ندهیم از قلب بیرون بیاید میتوانیم در هر شرایطی شادباشیم.
درست مثل شخصی که زیر آفتاب داغ نشسته و در حال سوختن است و سپس به زیر سایه درختی میرود و احساس راحتی میکند. بهمحض اینکه این شخص احساس راحتی کرد دوباره زیر آفتاب میرود و دوباره آفتاب داغ او را میسوزاند و او دوباره به سمت سایه درخت پناه میبرد. فقط یک احمق میتواند چنین کاری بکند اما این دقیقاً همان کاری است که ما انجام میدهیم ما به بیرون میرویم تا دنبال چیزی بگردیم که خوشحالمان کند و بعد زمانی که چیزها از بین رفتند احساس بدبختی میکنیم این در حالی است که ما میتوانیم خودمان همین احساس عظیم آرامش و شادی را داشته باشیم. میتوانیم به سینما یا هرکجای دیگر که میخواهیم برویم و این احساس شادی درونمان هیچ تغییری نکند. شادی، خویش حقیقی تو است. تو آنی.
باید همیشه نسبت به آن آگاه باشی. باید این نکته را با خودت یادآوری کنی که: من مجبور نیستم که به اینجاوآنجا بروم. اگر من به اینجاوآنجا میروم به خاطر این است که خودم میخواهم و این مطلقاً هیچ ارتباطی با شادی من ندارد. اینکه من جاهای مختلفی بروم و کارهای مختلفی انجام دهدم مرا آدم بهتری نخواهد کرد. تمام دانشی که نیاز داری، درون خودت است. تمام شادی و سروری که نیاز داری، درون خودت است. تمام عشقی که نیاز داری، درون خودت است و ازآنجاییکه خویشِ تو همه فراگیر و حضوری مطلق است بنابراین به هرکجا بنگری و هر جا بروی درون خویشت هستی. فقط یک خویش وجود دارد. زمانی که آن خویش را بشناسی دیگران هم همان خویش خواهند شد، دنیا همان خویش خواهد شد، درختان، آسمان، سیارات و کل کیهان همان خویش است بنابراین هر جا بروی و هر کاری انجام دهی خویش را خواهی دید و خویش همیشه عشق و محبت و صلح و سعادت است. ازآنجاییکه تو دیگر چیزی را جدای از خودت نمیبینی دیگر چیزی نمیتواند تو را ناراحت کند به این خاطر که تو در حال دیدن خویشت هستی."
#رابرت آدامز
" زمانی ذهن ارضا میشود که شما به چیزی که دوست دارید برسید در این هنگام ذهن در قلب آرام میگیرد. وقتی ذهن در قلب آرام بگیرد شادی بهخودیخود از پسش خواهد آمد به خاطر اینکه شادی همان ذات حقیقی توست. هرزمان که ذهن برای جستجوی چیزی بیرون میرود تا تو را خوشحال کند، تا زمانی که چیزی که میخواهی را به دست نیاوردهای خوشحال نیستی. زمانی که آن را به دست آوردی دوباره ذهن در قلب آرام میگیرد و تو خوشحال میشوی. تمام مدت تو در این فکری که چیزی در بیرون از تو وجود دارد که شادی و خوشبختی برایت به همراه خواهد داشت. رسیدن به آن هدف برایت شادی عظیمی همراه خواهد داشت. درواقع آن موضوع و هدف هیچ ارتباطی به شادی ندارد. بلکه شادی زمانی اتفاق میفتد و زمانی شما رضایت خواهید داشت که ذهن در قلب آرام میگیرد. پس ما برای اینکه همیشه شاد باقی بمانیم باید یاد بگیریم که ذهن را در قلب آرام نگهداریم. تا زمانی که به ذهن اجازه ندهیم از قلب بیرون بیاید میتوانیم در هر شرایطی شادباشیم.
درست مثل شخصی که زیر آفتاب داغ نشسته و در حال سوختن است و سپس به زیر سایه درختی میرود و احساس راحتی میکند. بهمحض اینکه این شخص احساس راحتی کرد دوباره زیر آفتاب میرود و دوباره آفتاب داغ او را میسوزاند و او دوباره به سمت سایه درخت پناه میبرد. فقط یک احمق میتواند چنین کاری بکند اما این دقیقاً همان کاری است که ما انجام میدهیم ما به بیرون میرویم تا دنبال چیزی بگردیم که خوشحالمان کند و بعد زمانی که چیزها از بین رفتند احساس بدبختی میکنیم این در حالی است که ما میتوانیم خودمان همین احساس عظیم آرامش و شادی را داشته باشیم. میتوانیم به سینما یا هرکجای دیگر که میخواهیم برویم و این احساس شادی درونمان هیچ تغییری نکند. شادی، خویش حقیقی تو است. تو آنی.
باید همیشه نسبت به آن آگاه باشی. باید این نکته را با خودت یادآوری کنی که: من مجبور نیستم که به اینجاوآنجا بروم. اگر من به اینجاوآنجا میروم به خاطر این است که خودم میخواهم و این مطلقاً هیچ ارتباطی با شادی من ندارد. اینکه من جاهای مختلفی بروم و کارهای مختلفی انجام دهدم مرا آدم بهتری نخواهد کرد. تمام دانشی که نیاز داری، درون خودت است. تمام شادی و سروری که نیاز داری، درون خودت است. تمام عشقی که نیاز داری، درون خودت است و ازآنجاییکه خویشِ تو همه فراگیر و حضوری مطلق است بنابراین به هرکجا بنگری و هر جا بروی درون خویشت هستی. فقط یک خویش وجود دارد. زمانی که آن خویش را بشناسی دیگران هم همان خویش خواهند شد، دنیا همان خویش خواهد شد، درختان، آسمان، سیارات و کل کیهان همان خویش است بنابراین هر جا بروی و هر کاری انجام دهی خویش را خواهی دید و خویش همیشه عشق و محبت و صلح و سعادت است. ازآنجاییکه تو دیگر چیزی را جدای از خودت نمیبینی دیگر چیزی نمیتواند تو را ناراحت کند به این خاطر که تو در حال دیدن خویشت هستی."
#رابرت آدامز
Sri #Mooji
Do not be afraid
Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
Do not be afraid
Without the intrusiveness of the personal mind, life is observed to be unfolding in a natural and harmonious way. Do not waste time merely wishing for things to get better. The whole world is doing this and so no one is really happy. We miss the true life. In fact, happiness arises when you stop chasing for something other than your own pure nature. And this happiness remains with you.
The universal tendency in human beings is to seek lasting happiness in the field of names and forms, a transient field. This is really a form of avoidance and a distraction from what is timelessly present and ever perfect within us, our divine nature and Self. Ignorance of the Truth is the main cause of misery.
Avoid expectations and especially be aware of the tendency to wait for 'next' as a promise to happiness, the next good feeling, the next adventure or invitation from the mind, in short, the next experience that, in fact, does quite the contrary: it pulls your attention away from pure presence, the seat of joy.
No one has ever experienced 'the future'. Reflect. It is all imagination. How to transform these tendencies Simply, begin by paying attention to the natural thought-free state, the pure sense of existence, the feeling ‘I Am’ that is naturally present in you. Shift the attention away from the mind-traffic and let it rest in impersonal awareness.
Keep doing this each time the attention goes out towards sense objects or obsessive self-interest. Self-attention is the beginning of real Self-discovery. It returns the attention time and again to its source, the one Self. Get used to staying in your natural and neutral state of being. It is a state of emptiness.
Do not be afraid of this. In fact, get increasingly used to being empty. This emptiness and joy are synonymous. They are one. This is really what is meant by the saying, ‘to enjoy one’s Self. It is a state of unfading contentment, wisdom, love and happiness.
نترس
"بدون دخالت ذهن، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است. برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کاری هستند و هیچکس هم واقعاً خوشحال نیست. ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم. در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی بهجز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی. شادیِ درونت پایدار خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی اجتناب و حواسپرتی از آن حضورِ بیزمان و همیشه کاملِ درون ماست، همان ذات الهی و خویش حقیقی. جهل از حقیقت دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن را رها کن بخصوص آگاه باش نسبت به میل انتظار کشیدن برای اتفاق بعدی بهعنوان نوید خوشبختی، احساس خوب بعدی، ماجرای بعدی یا دعوتی از سوی ذهن یا بهاختصار تجربه بعدی که درواقع کاملاً برعکس عمل میکند و توجهت را از آن حضور ناب از آن مسند سرور میگیرد.
هیچکس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تأملکن. تمامش تصورات است. این تمایلات را بهسادگی میتوانیم با توجه به وضعیت طبیعی بیفکری، احساس خالص وجود و این احساس «من هستم» که بهطور طبیعی در تو حاضر است، تغییر دهیم. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر دهید و اجازه دهید تا در آگاهی غیرشخصی آرام بگیرد.
این کار را هر بار که توجه ات به سمت چیزهای حسی یا وسواس به خودپرستی رفت انجام بده. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است. این کار توجه را به سمت منشأش برمیگرداند، همان خویش حقیقی. عادت کن تا در وضعیت طبیعی خودت و حالت خنثی بودن باقی بمانی. این وضعیتِ خالی بودن است.
از این نترس. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کن. این خلأ و سرور باهم مترادفاند. آنها یکی هستند. این درواقع همان چیزی است که به معنی «لذت خویش» است. این حالت خرسندی، خرد، عشق و شادی محوناشدنی است."
#موجی
"بدون دخالت ذهن، زندگی در یک مسیر طبیعی و هماهنگ در شکوفایی است. برای آرزویِ بهتر شدنِ چیزها وقت را تلف نکن. تمام دنیا مشغول چنین کاری هستند و هیچکس هم واقعاً خوشحال نیست. ما زندگی حقیقی را فراموش کردهایم. در حقیقت شادی زمانی به وجود میآید که تو جستجوی هر چیزی بهجز طبیعت خالص خودت را متوقف کنی. شادیِ درونت پایدار خواهد ماند.
تمایل کلی انسانها، جستجوی شادی پایدار در عرصه اسمها و فرمها است. یک عرصه فانی و گذرا. این درواقع نوعی اجتناب و حواسپرتی از آن حضورِ بیزمان و همیشه کاملِ درون ماست، همان ذات الهی و خویش حقیقی. جهل از حقیقت دلیل اصلی بدبختی است.
انتظار کشیدن را رها کن بخصوص آگاه باش نسبت به میل انتظار کشیدن برای اتفاق بعدی بهعنوان نوید خوشبختی، احساس خوب بعدی، ماجرای بعدی یا دعوتی از سوی ذهن یا بهاختصار تجربه بعدی که درواقع کاملاً برعکس عمل میکند و توجهت را از آن حضور ناب از آن مسند سرور میگیرد.
هیچکس تاکنون آینده را تجربه نکرده است. تأملکن. تمامش تصورات است. این تمایلات را بهسادگی میتوانیم با توجه به وضعیت طبیعی بیفکری، احساس خالص وجود و این احساس «من هستم» که بهطور طبیعی در تو حاضر است، تغییر دهیم. توجه را از این ترافیک ذهنی تغییر دهید و اجازه دهید تا در آگاهی غیرشخصی آرام بگیرد.
این کار را هر بار که توجه ات به سمت چیزهای حسی یا وسواس به خودپرستی رفت انجام بده. توجه به خویش، شروع خودشناسی حقیقی است. این کار توجه را به سمت منشأش برمیگرداند، همان خویش حقیقی. عادت کن تا در وضعیت طبیعی خودت و حالت خنثی بودن باقی بمانی. این وضعیتِ خالی بودن است.
از این نترس. درواقع بهطور فزایندهای به خالی بودن عادت کن. این خلأ و سرور باهم مترادفاند. آنها یکی هستند. این درواقع همان چیزی است که به معنی «لذت خویش» است. این حالت خرسندی، خرد، عشق و شادی محوناشدنی است."
#موجی
تفحص خویش
"بالاترین درک این است: کسی که افکار را دنبال میکند خودش فکر است." #پاپاجی
پیشتر هم در این خصوص این مطلب رو از رامانا ماهارشی خونده بودیم :
"از همه افکاری که در ذهن برمیخیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر خواهند شد. بعد از ظاهر شدن ضمیر اولشخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر میشوند، بدون ضمیر اولشخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود."
#رامانا ماهارشی
"از همه افکاری که در ذهن برمیخیزند فکر «من» اولین فکر است. تنها بعد از برخاستن فکر «من» است که سایر افکار ظاهر خواهند شد. بعد از ظاهر شدن ضمیر اولشخص است که ضمایر دوم و سوم شخص ظاهر میشوند، بدون ضمیر اولشخص، ضمایر دیگر نیز نخواهند بود."
#رامانا ماهارشی
Forwarded from مسعود رياعی
"هر که از آن خورَد، از بهشت بیرون شود!"
☆ "آدم" اگر "عدم" شود، به حیات دست یافته است. این عدم، نابود شدن نیست، بی من شدن است. و بی من نمی شوی مگر آنکه بی ذهن شده باشی. زیرا ذهن، سازنده ی من است. و بی ذهنی را تنها در مراقبه ای اصیل در خواهی یافت (که بارها از آن سخن گفته ایم). حال دقت کن! آدمی که بخواهد من باشد، یعنی در ذهن باشد، بیدرنگ از حوزه ی امن الهی هبوط می کند و به خودش واگذار می شود. اما آدمی که بی من شود، یعنی ذهنش را پشت سر گذارد، دوباره عروج کرده، به بهشت امن الهی خویش وارد می گردد. آدم با من، یعنی همان آدم با ذهن بشری، آدم گناهکار است. آدم بی من، یعنی آدم بی ذهن بشری، همان است که توبه اش پذیرفته شده و حق بازگشت دارد. اینان یک آدم در دو کیفیت اند. یکی ثقیل و یکی لطیف. از این منظر، میوه ی ممنوعه، همان ذهن بوده است. هر که از آن خورَد، از بهشت بیرون شود. زیرا مابین ذهن بشری با بهشت الهی، سنخیتی نیست. پس باید خود کار کند، خود طرح زند، و خود مایحتاجش را بر طرف نماید.
مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
@masoudriaeibot
☆ "آدم" اگر "عدم" شود، به حیات دست یافته است. این عدم، نابود شدن نیست، بی من شدن است. و بی من نمی شوی مگر آنکه بی ذهن شده باشی. زیرا ذهن، سازنده ی من است. و بی ذهنی را تنها در مراقبه ای اصیل در خواهی یافت (که بارها از آن سخن گفته ایم). حال دقت کن! آدمی که بخواهد من باشد، یعنی در ذهن باشد، بیدرنگ از حوزه ی امن الهی هبوط می کند و به خودش واگذار می شود. اما آدمی که بی من شود، یعنی ذهنش را پشت سر گذارد، دوباره عروج کرده، به بهشت امن الهی خویش وارد می گردد. آدم با من، یعنی همان آدم با ذهن بشری، آدم گناهکار است. آدم بی من، یعنی آدم بی ذهن بشری، همان است که توبه اش پذیرفته شده و حق بازگشت دارد. اینان یک آدم در دو کیفیت اند. یکی ثقیل و یکی لطیف. از این منظر، میوه ی ممنوعه، همان ذهن بوده است. هر که از آن خورَد، از بهشت بیرون شود. زیرا مابین ذهن بشری با بهشت الهی، سنخیتی نیست. پس باید خود کار کند، خود طرح زند، و خود مایحتاجش را بر طرف نماید.
مسعود ریاعی
www.masoudriaei.com
@masoudriaei
@masoudriaeibot
Telegram
تفحص خویش
Photo
" این ماهیت جهان فرم است که هیچچیز برای مدت طولانی ثابت نمیماند و ازاینرو شروع به فروپاشیدن میکند. فرمها از بین میروند، فرمهای جدید به وجود میآیند. ابرها را ببین، آنها درباره دنیای فرم به تو خواهند آموخت."
#اکهارت تول
#اکهارت تول