" آن شخصی که بهاشتباه گمان میکنی خودت هستی، رنج میکشد نه تویِ حقیقی. آن را در آگاهی محوکن. آن فقط مجموعهای از خاطرات و عادات است."
#نیسارگاداتا
#نیسارگاداتا
"Everything changes continuously in this world, especially your thoughts. You know yourself, one minute you're thinking one thing the next minute you're thinking something else. And somehow, if you want to find freedom and liberation in this life, you have to slow down your mind and stop your thoughts. It is your thoughts that keep you in bondage. The only thing your thoughts think about is the past and the future. But somehow you've got to get yourself to become centered in the moment and become totally spontaneous."
#Robert Adams
#Robert Adams
" همهچیز در این جهان بهطور مداوم در تغییر است، بخصوص افکارت. خودت بهتر میدانی، مثلاً برای یک دقیقه به چیزی فکر میکنی و دقیقه بعد به چیز دیگر. اگر میخواهی به طریقی در این زندگی به آزادی و رهایی برسی باید ذهنت را آرام و افکارت را متوقف کنی. این افکارت هستند که تو را در اسارت قرار میدهند. افکارت به تنها چیزی که فکر میکنند گذشته و آینده است؛ اما تو باید به طریقی خودت را در این لحظه متمرکز کنی و کاملاً خود به خودی۱ عمل کنی."
#رابرت آدامز
۱- منظور از خودبهخودی, عمل کردن از ناحیه جریان زنده زندگی است و نه ذهن شرطی شده.
#رابرت آدامز
۱- منظور از خودبهخودی, عمل کردن از ناحیه جریان زنده زندگی است و نه ذهن شرطی شده.
Forwarded from من کیستم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چطور ميتوانيد بگوييد چه زماني شخص به درک حقيقت خويش نزديک شده؟
درس رابرت آدامز از شاگردان برجستهی رامانا ماهارشی درباره نشانه های دستیابی به درک حقیقت خویش با زیرنویس فارسی
درس رابرت آدامز از شاگردان برجستهی رامانا ماهارشی درباره نشانه های دستیابی به درک حقیقت خویش با زیرنویس فارسی
لحظه حال
"اکثر مردم لحظه حال را با آنچه که در لحظه حال اتفاق میفتد اشتباه میگیرند، اما این درست نیست.
لحظه حال، عمیقتر از چیزی است که در آن اتفاق میفتد. آن فضایی است که چیزها در آن اتفاق میفتند. بنابراین محتوای این لحظه را با لحظه حال اشتباه نگیر.
لحظه حال عمیقتر از هر محتوایی است که در آن برمیخیزد."
#اکهارت تول
"اکثر مردم لحظه حال را با آنچه که در لحظه حال اتفاق میفتد اشتباه میگیرند، اما این درست نیست.
لحظه حال، عمیقتر از چیزی است که در آن اتفاق میفتد. آن فضایی است که چیزها در آن اتفاق میفتند. بنابراین محتوای این لحظه را با لحظه حال اشتباه نگیر.
لحظه حال عمیقتر از هر محتوایی است که در آن برمیخیزد."
#اکهارت تول
#Eckhart Tolle: "The Now"
---------------------------
"Most people confuse the Now with what happens in the Now,
but that’s not what it is.
The Now is deeper than what happens in it. It is the space in which it happens.
So do not confuse the content of this moment with the Now.
The Now is deeper than any content that arises in it."
---------------------------
"Most people confuse the Now with what happens in the Now,
but that’s not what it is.
The Now is deeper than what happens in it. It is the space in which it happens.
So do not confuse the content of this moment with the Now.
The Now is deeper than any content that arises in it."
تفحص خویش
Photo
آنچه به آن "عاشق شدن" میگویند در اغلب موارد یک میل و نیاز شدید نفسانی است. شما فقط به یک شخص دیگر و یا به تصویری که از آن شخص دارید معتاد شدهاید. این هیچ ربطی به عشق حقیقی که کاملاً عاری از خواستن است ندارد.
#اکهارت تول
#اکهارت تول
“Suppose you had parked your car outside and someone said. ‘There’s a blue car with the lights left on.’ You would say, ‘Oh, that’s mine,’ not, ‘That’s me.’
Similarly, we can say, ‘This is my body – it is not me because I am here to perceive it. I am looking at my hand. My hand is not looking at me.’ My hand – not me.
‘My eyesight used to be so good that I could read a license plate from a hundred yards, but now I can’t even see you.’ My sight – not me.
‘I used to believe this and I used to believe that, but now I gave up those beliefs.’ My beliefs – not me.
‘My memory used to be really sharp, but now I have trouble recalling what happened a few days ago.’ My memory – not me.
A relationship collapses: ‘My life is over; no wife, no life.’ My life is finished – not me.
So if you leave aside all these things that you say belong to you but are not you, everything else is seen as secondary to who you are. The true Self is primary.”
~ #Mooji
Similarly, we can say, ‘This is my body – it is not me because I am here to perceive it. I am looking at my hand. My hand is not looking at me.’ My hand – not me.
‘My eyesight used to be so good that I could read a license plate from a hundred yards, but now I can’t even see you.’ My sight – not me.
‘I used to believe this and I used to believe that, but now I gave up those beliefs.’ My beliefs – not me.
‘My memory used to be really sharp, but now I have trouble recalling what happened a few days ago.’ My memory – not me.
A relationship collapses: ‘My life is over; no wife, no life.’ My life is finished – not me.
So if you leave aside all these things that you say belong to you but are not you, everything else is seen as secondary to who you are. The true Self is primary.”
~ #Mooji
"فرض کن ماشینت را بیرون پارک کردهای و کسی میگوید: یک ماشین آبی بیرون چراغش روشن مانده
تو اینجا میگویی: اوه مالِ منه و نمیگی اون منم
به همین ترتیب ما میتونیم بگیم این بدن منه اما این من نیستم زیرا من اینجا هستم تا آن را درک و مشاهده کنم. من به دستانم نگاه میکنم اما دستانم به من نگاه نمیکنند. دستِ من و نه من
قبلاً بینایی من خیلی خوب بود و میتونستم از فاصله چند متری پلاک یک ماشین رو بخونم اما الآن شما رو هم بهزور میبینم بیناییِ من و نه من
قبلاً باورهای مختلفی داشتم اما الآن آن باورها را رها کردم باورهایِ من و نه من
قبلاً حافظه خیلی خوبی داشتم اما الآن بهزور یادم میآید چند روز پیش چه اتفاقی افتاده بود حافظهِ من و نه خود من
رابطهام نابود میشه، زندگیم از بین میره، بدون همسر، بدون زندگی، زندگیم از بین رفته اما نه من
بنابراین اگر شما تمام این چیزهایی را که اذعان دارید متعلق به شما هستند اما خود شما نیستید را کنار بگذارید همه چیزهای دیگر نسبت به چیزی که شما هستید ثانویه به نظر میرسند درحالیکه آن خویش حقیقی اولیه و اصلی است."
#موجی
تو اینجا میگویی: اوه مالِ منه و نمیگی اون منم
به همین ترتیب ما میتونیم بگیم این بدن منه اما این من نیستم زیرا من اینجا هستم تا آن را درک و مشاهده کنم. من به دستانم نگاه میکنم اما دستانم به من نگاه نمیکنند. دستِ من و نه من
قبلاً بینایی من خیلی خوب بود و میتونستم از فاصله چند متری پلاک یک ماشین رو بخونم اما الآن شما رو هم بهزور میبینم بیناییِ من و نه من
قبلاً باورهای مختلفی داشتم اما الآن آن باورها را رها کردم باورهایِ من و نه من
قبلاً حافظه خیلی خوبی داشتم اما الآن بهزور یادم میآید چند روز پیش چه اتفاقی افتاده بود حافظهِ من و نه خود من
رابطهام نابود میشه، زندگیم از بین میره، بدون همسر، بدون زندگی، زندگیم از بین رفته اما نه من
بنابراین اگر شما تمام این چیزهایی را که اذعان دارید متعلق به شما هستند اما خود شما نیستید را کنار بگذارید همه چیزهای دیگر نسبت به چیزی که شما هستید ثانویه به نظر میرسند درحالیکه آن خویش حقیقی اولیه و اصلی است."
#موجی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این چیزی است که تو هستی - Prince Ea- زیرنویس فارسی
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
«که یکی هست و هیچ نیست جز او»
تفحص خویش
Photo
این سوال به جواب ذهنی نیاز نداره بلکه باید در این سوال شناور باقی موند مثل گل سرخ سهراب.
«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم»
سهراب سپهری
«کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم»
سهراب سپهری
When the mind is satisfied that you have something that you love in your life, the mind rests in the heart. When the mind rests in the heart, happiness ensues all by itself. For happiness is the very nature of yourself. Whenever the mind goes out searching for something to make you happy, then you are not happy until you accomplish whatever you want to do. Once you're accomplishing it, once it's done the mind rests in the heart and you have happiness. All the time you believe that it is the thing outside of you that brings you the happiness. It's the object that has brought you great happiness. The object has absolutely nothing to do with it. It is when you are satisfied and the mind rests in the heart and you become happy. So we learn to make the mind rest in the heart all of the time and we will always be happy. We can be happy under all circumstances.... As long as you do not allow the mind to come out of your heart you have to be happy.
It is like the person who sits in the hot sun and burns then goes under a shade tree and feels comfortable. As soon as the person is comfortable he goes back into the sun again and again the sun burns him. So he runs back under the shade tree. Only a fool would keep running back into the sun then go back under the shade tree. But that is exactly what we do. We go out searching for things to make us happy. And then when the things wear off we become miserable. Whereas we can sit by ourselves and have tremendous peace and happiness. We can go to a movie, we can go anywhere we want and the happiness never changes. The happiness is your Self. You are That.
You have to always be aware of this. You have to realize that I don't have to run here or run there or go here or go there. If I'm going here or going there it's because I want to but it has absolutely nothing to do with my happiness. It will not make me a better person if I go anywhere or do anything else. All the knowledge that you need is within yourself. All the peace that you need is within yourself. All the joy that you need is within yourself. All the love that you need is within yourself. And since your Self is all-pervading, omnipresence, therefore anywhere you look, anywhere you go you are in your Self. There is only one Self. When you know that Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go whatever you do you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That’s why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing your Self.
#Robert Adams
It is like the person who sits in the hot sun and burns then goes under a shade tree and feels comfortable. As soon as the person is comfortable he goes back into the sun again and again the sun burns him. So he runs back under the shade tree. Only a fool would keep running back into the sun then go back under the shade tree. But that is exactly what we do. We go out searching for things to make us happy. And then when the things wear off we become miserable. Whereas we can sit by ourselves and have tremendous peace and happiness. We can go to a movie, we can go anywhere we want and the happiness never changes. The happiness is your Self. You are That.
You have to always be aware of this. You have to realize that I don't have to run here or run there or go here or go there. If I'm going here or going there it's because I want to but it has absolutely nothing to do with my happiness. It will not make me a better person if I go anywhere or do anything else. All the knowledge that you need is within yourself. All the peace that you need is within yourself. All the joy that you need is within yourself. All the love that you need is within yourself. And since your Self is all-pervading, omnipresence, therefore anywhere you look, anywhere you go you are in your Self. There is only one Self. When you know that Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go whatever you do you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That’s why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing your Self.
#Robert Adams
*دوستان این مطلب رو بسیار با دقت مطالعه کنند*
" زمانی ذهن ارضا میشود که شما به چیزی که دوست دارید برسید در این هنگام ذهن در قلب آرام میگیرد. وقتی ذهن در قلب آرام بگیرد شادی بهخودیخود از پسش خواهد آمد به خاطر اینکه شادی همان ذات حقیقی توست. هرزمان که ذهن برای جستجوی چیزی بیرون میرود تا تو را خوشحال کند، تا زمانی که چیزی که میخواهی را به دست نیاوردهای خوشحال نیستی. زمانی که آن را به دست آوردی دوباره ذهن در قلب آرام میگیرد و تو خوشحال میشوی. تمام مدت تو در این فکری که چیزی در بیرون از تو وجود دارد که شادی و خوشبختی برایت به همراه خواهد داشت. رسیدن به آن هدف برایت شادی عظیمی همراه خواهد داشت. درواقع آن موضوع و هدف هیچ ارتباطی به شادی ندارد. بلکه شادی زمانی اتفاق میفتد و زمانی شما رضایت خواهید داشت که ذهن در قلب آرام میگیرد. پس ما برای اینکه همیشه شاد باقی بمانیم باید یاد بگیریم که ذهن را در قلب آرام نگهداریم. تا زمانی که به ذهن اجازه ندهیم از قلب بیرون بیاید میتوانیم در هر شرایطی شادباشیم.
درست مثل شخصی که زیر آفتاب داغ نشسته و در حال سوختن است و سپس به زیر سایه درختی میرود و احساس راحتی میکند. بهمحض اینکه این شخص احساس راحتی کرد دوباره زیر آفتاب میرود و دوباره آفتاب داغ او را میسوزاند و او دوباره به سمت سایه درخت پناه میبرد. فقط یک احمق میتواند چنین کاری بکند اما این دقیقاً همان کاری است که ما انجام میدهیم ما به بیرون میرویم تا دنبال چیزی بگردیم که خوشحالمان کند و بعد زمانی که چیزها از بین رفتند احساس بدبختی میکنیم این در حالی است که ما میتوانیم خودمان همین احساس عظیم آرامش و شادی را داشته باشیم. میتوانیم به سینما یا هرکجای دیگر که میخواهیم برویم و این احساس شادی درونمان هیچ تغییری نکند. شادی، خویش حقیقی تو است. تو آنی.
باید همیشه نسبت به آن آگاه باشی. باید این نکته را با خودت یادآوری کنی که: من مجبور نیستم که به اینجاوآنجا بروم. اگر من به اینجاوآنجا میروم به خاطر این است که خودم میخواهم و این مطلقاً هیچ ارتباطی با شادی من ندارد. اینکه من جاهای مختلفی بروم و کارهای مختلفی انجام دهدم مرا آدم بهتری نخواهد کرد. تمام دانشی که نیاز داری، درون خودت است. تمام شادی و سروری که نیاز داری، درون خودت است. تمام عشقی که نیاز داری، درون خودت است و ازآنجاییکه خویشِ تو همه فراگیر و حضوری مطلق است بنابراین به هرکجا بنگری و هر جا بروی درون خویشت هستی. فقط یک خویش وجود دارد. زمانی که آن خویش را بشناسی دیگران هم همان خویش خواهند شد، دنیا همان خویش خواهد شد، درختان، آسمان، سیارات و کل کیهان همان خویش است بنابراین هر جا بروی و هر کاری انجام دهی خویش را خواهی دید و خویش همیشه عشق و محبت و صلح و سعادت است. ازآنجاییکه تو دیگر چیزی را جدای از خودت نمیبینی دیگر چیزی نمیتواند تو را ناراحت کند به این خاطر که تو در حال دیدن خویشت هستی."
#رابرت آدامز
" زمانی ذهن ارضا میشود که شما به چیزی که دوست دارید برسید در این هنگام ذهن در قلب آرام میگیرد. وقتی ذهن در قلب آرام بگیرد شادی بهخودیخود از پسش خواهد آمد به خاطر اینکه شادی همان ذات حقیقی توست. هرزمان که ذهن برای جستجوی چیزی بیرون میرود تا تو را خوشحال کند، تا زمانی که چیزی که میخواهی را به دست نیاوردهای خوشحال نیستی. زمانی که آن را به دست آوردی دوباره ذهن در قلب آرام میگیرد و تو خوشحال میشوی. تمام مدت تو در این فکری که چیزی در بیرون از تو وجود دارد که شادی و خوشبختی برایت به همراه خواهد داشت. رسیدن به آن هدف برایت شادی عظیمی همراه خواهد داشت. درواقع آن موضوع و هدف هیچ ارتباطی به شادی ندارد. بلکه شادی زمانی اتفاق میفتد و زمانی شما رضایت خواهید داشت که ذهن در قلب آرام میگیرد. پس ما برای اینکه همیشه شاد باقی بمانیم باید یاد بگیریم که ذهن را در قلب آرام نگهداریم. تا زمانی که به ذهن اجازه ندهیم از قلب بیرون بیاید میتوانیم در هر شرایطی شادباشیم.
درست مثل شخصی که زیر آفتاب داغ نشسته و در حال سوختن است و سپس به زیر سایه درختی میرود و احساس راحتی میکند. بهمحض اینکه این شخص احساس راحتی کرد دوباره زیر آفتاب میرود و دوباره آفتاب داغ او را میسوزاند و او دوباره به سمت سایه درخت پناه میبرد. فقط یک احمق میتواند چنین کاری بکند اما این دقیقاً همان کاری است که ما انجام میدهیم ما به بیرون میرویم تا دنبال چیزی بگردیم که خوشحالمان کند و بعد زمانی که چیزها از بین رفتند احساس بدبختی میکنیم این در حالی است که ما میتوانیم خودمان همین احساس عظیم آرامش و شادی را داشته باشیم. میتوانیم به سینما یا هرکجای دیگر که میخواهیم برویم و این احساس شادی درونمان هیچ تغییری نکند. شادی، خویش حقیقی تو است. تو آنی.
باید همیشه نسبت به آن آگاه باشی. باید این نکته را با خودت یادآوری کنی که: من مجبور نیستم که به اینجاوآنجا بروم. اگر من به اینجاوآنجا میروم به خاطر این است که خودم میخواهم و این مطلقاً هیچ ارتباطی با شادی من ندارد. اینکه من جاهای مختلفی بروم و کارهای مختلفی انجام دهدم مرا آدم بهتری نخواهد کرد. تمام دانشی که نیاز داری، درون خودت است. تمام شادی و سروری که نیاز داری، درون خودت است. تمام عشقی که نیاز داری، درون خودت است و ازآنجاییکه خویشِ تو همه فراگیر و حضوری مطلق است بنابراین به هرکجا بنگری و هر جا بروی درون خویشت هستی. فقط یک خویش وجود دارد. زمانی که آن خویش را بشناسی دیگران هم همان خویش خواهند شد، دنیا همان خویش خواهد شد، درختان، آسمان، سیارات و کل کیهان همان خویش است بنابراین هر جا بروی و هر کاری انجام دهی خویش را خواهی دید و خویش همیشه عشق و محبت و صلح و سعادت است. ازآنجاییکه تو دیگر چیزی را جدای از خودت نمیبینی دیگر چیزی نمیتواند تو را ناراحت کند به این خاطر که تو در حال دیدن خویشت هستی."
#رابرت آدامز