تمام آنچه شما در هر زمان از زندگیتان از آن ترسیدهاید چیزی بیشتر از فکری که به وجودش باور داشتید نبود. چیزهایی که تصور میکنید درست هستند چیزی جز تصورات نیستند. اگر بپذیرید که ذهن وجود دارد آنگاه سعی میکنید تا آن را کنترل و مدیریت کنید. این ذهن است که سعی میکند تا ذهن را کنترل کند. اگر تفحص کنید که آیا ذهن اصلاً وجود دارد یا نه متوجه خواهید شد که وجود ندارد. خود ذهن یک فکر است. این کشف آزادی به ارمغان میآورد.
#جک اوکیف
"All you have feared at any time in your life is no more than a thought that you believed into existence. Things that you imagined to be so are no more than imaginings. If you accept that mind exists, you will try to control it and manage it. This is mind trying to control mind. If you self-enquire as to whether mind exists at all, you will find that it does not. Mind itself is simply a thought. This discovery brings freedom."
#Jac O'Keeffe
#جک اوکیف
"All you have feared at any time in your life is no more than a thought that you believed into existence. Things that you imagined to be so are no more than imaginings. If you accept that mind exists, you will try to control it and manage it. This is mind trying to control mind. If you self-enquire as to whether mind exists at all, you will find that it does not. Mind itself is simply a thought. This discovery brings freedom."
#Jac O'Keeffe
برهمن (حقیقت مطلق)
هنگامیکه تفحص خویش را تمرین میکنید و افکار را تا منشأشان دنبال میکنید، تمام راز این دنبال کردن تا سرچشمه در این است که دراک کنید منشائی برای افکار وجود ندارد. فقط سرچشمه است که وجود دارد اما سرچشمهای برای افکار، بدن و ذهن وجود ندارد. آن سرچشمهای ندارد چون برهمن، حقیقتِ مطلقِ جامع و کامل است.
در برهمن (حقیقت مطلق) هیچ فکری وجود ندارد. برهمن یک سرچشمه و منشأ نیست. برهمن چیزی ورای کلمات و افکار است. چیزی است که صرفاً تو میتوانی تجربهاش کنی. بهعبارتدیگر برهمن میتواند تجربه شود اما نه بهعنوان چیزهایی که شما درحال حاضر از آنها آگاهید، نه بهعنوان یک شخص، مکان یا چیزها بلکه بهعنوان زندگی که خودش را تجربه میکند. بر روی این موارد عمیقاً تعمق و تأمل کنید.
#رابرت آدامز
هنگامیکه تفحص خویش را تمرین میکنید و افکار را تا منشأشان دنبال میکنید، تمام راز این دنبال کردن تا سرچشمه در این است که دراک کنید منشائی برای افکار وجود ندارد. فقط سرچشمه است که وجود دارد اما سرچشمهای برای افکار، بدن و ذهن وجود ندارد. آن سرچشمهای ندارد چون برهمن، حقیقتِ مطلقِ جامع و کامل است.
در برهمن (حقیقت مطلق) هیچ فکری وجود ندارد. برهمن یک سرچشمه و منشأ نیست. برهمن چیزی ورای کلمات و افکار است. چیزی است که صرفاً تو میتوانی تجربهاش کنی. بهعبارتدیگر برهمن میتواند تجربه شود اما نه بهعنوان چیزهایی که شما درحال حاضر از آنها آگاهید، نه بهعنوان یک شخص، مکان یا چیزها بلکه بهعنوان زندگی که خودش را تجربه میکند. بر روی این موارد عمیقاً تعمق و تأمل کنید.
#رابرت آدامز
#Robert Adams
Excerpt from: Satsang
Brahman
When you practice Self-Inquiry and follow the thoughts back to its source, the whole secret is to realize, there is no source to your thoughts. It is only the source that exist, but there is no source for your thoughts, for your body, for your mind. That has no source. For Brahman is self-contained absolute reality.
There are no thoughts in Brahman. Brahman is not a source. Brahman is something beyond words and thoughts. Something that you alone can experience. In other words Brahman can be experienced. Not as anything you're aware of now, not as a person, place or thing but as life experiences itself. Ponder these things deeply.
Excerpt from: Satsang
Brahman
When you practice Self-Inquiry and follow the thoughts back to its source, the whole secret is to realize, there is no source to your thoughts. It is only the source that exist, but there is no source for your thoughts, for your body, for your mind. That has no source. For Brahman is self-contained absolute reality.
There are no thoughts in Brahman. Brahman is not a source. Brahman is something beyond words and thoughts. Something that you alone can experience. In other words Brahman can be experienced. Not as anything you're aware of now, not as a person, place or thing but as life experiences itself. Ponder these things deeply.
اگر ذهنی نباشد، نه دنیایی است و نه توهمی و چیزی جز خودت وجود ندارد. توهم (مایا)، ایگو است، ایگو ذهن است و ذهن هم هر آن چیزی است که تو میتوانی به آن فکر کنی یا ادراکش کنی. برای خلاص شدن از ذهن، این ایگو، این توهم، باید درگیر شدن با افکار را متوقف کنی.
#آنامالای سوامی
If there is no mind there is no world, no maya and nothing other than yourself. Maya is ego, ego is mind, and the mind is everything you can think of or perceive. To get away from the mind, this ego, this maya, you have to stop getting entangled in thoughts.
#Annamalai Swami
#آنامالای سوامی
If there is no mind there is no world, no maya and nothing other than yourself. Maya is ego, ego is mind, and the mind is everything you can think of or perceive. To get away from the mind, this ego, this maya, you have to stop getting entangled in thoughts.
#Annamalai Swami
Forwarded from تفحص خویش
"هر چیزی که ظاهر میشود روزی ناپدید خواهد شد
در جهان فرمها هیچ ثباتی وجود ندارد
اما آن آگاهیِ تغییرناپذیر که در آن تمام فرمها ظاهر میشوند بههیچعنوان تحلیل نمیرود، نابود و دگرگون نمیشود.
اگر یاد بگیری که آن آگاهی باشی، متوجه خواهی شد که هیچچیز نمیتواند به تو آسیب برساند و نابودت کند
ناآگاهی باعث میشود تا ما درباره از بین رفتن این بدن نگران باشیم
اگر آسایشت را درگرو آسایش این بدن ببینی همیشه نگران و در رنج و غم خواهی بود.
وقتیکه توسط تجربه بیواسطه بفهمی که تو «خویش» هستی، متوجه خواهی شد که تولد و مرگی وجود ندارد.
متوجه میشوی که تو نامیرا و جاودانه هستی.
گاهی به شناخت خویش، وضعیت جاودانه نیز میگویند زیرا آن هرگز پایان نمیپذیرد، هرگز نابود نمیشود و تغییر نمییابد.
اگر توجهت را بر روی خویش قرار دهی میتوانی به این جاودانگی دست پیدا کنی.
و اگر به آن دست پیدا کنی، متوجه میشوی که در وضعیتِ نهاییِ بودن، تولد، مرگ، آرزو، ترس، نگرانی، ذهن و دنیایی وجود ندارد."
#آنامالای سوامی
در جهان فرمها هیچ ثباتی وجود ندارد
اما آن آگاهیِ تغییرناپذیر که در آن تمام فرمها ظاهر میشوند بههیچعنوان تحلیل نمیرود، نابود و دگرگون نمیشود.
اگر یاد بگیری که آن آگاهی باشی، متوجه خواهی شد که هیچچیز نمیتواند به تو آسیب برساند و نابودت کند
ناآگاهی باعث میشود تا ما درباره از بین رفتن این بدن نگران باشیم
اگر آسایشت را درگرو آسایش این بدن ببینی همیشه نگران و در رنج و غم خواهی بود.
وقتیکه توسط تجربه بیواسطه بفهمی که تو «خویش» هستی، متوجه خواهی شد که تولد و مرگی وجود ندارد.
متوجه میشوی که تو نامیرا و جاودانه هستی.
گاهی به شناخت خویش، وضعیت جاودانه نیز میگویند زیرا آن هرگز پایان نمیپذیرد، هرگز نابود نمیشود و تغییر نمییابد.
اگر توجهت را بر روی خویش قرار دهی میتوانی به این جاودانگی دست پیدا کنی.
و اگر به آن دست پیدا کنی، متوجه میشوی که در وضعیتِ نهاییِ بودن، تولد، مرگ، آرزو، ترس، نگرانی، ذهن و دنیایی وجود ندارد."
#آنامالای سوامی
Forwarded from تفحص خویش
Everything that appears will one day disappear.
There is no permanence in the world of forms.
But that unchangeable consciousness in which all forms appear can never be diminished,
destroyed or altered in any way.
If you learn to be that consciousness you come to understand that nothing can touch or destroy you. …
Ignorance causes us to worry about the possible destruction of the body.
If you make your well-being dependent on the well-being of the body,
you will always be worrying and suffering.
When you know, from direct experience, that you are the Self,
you realize that there is no birth and death.
You realize that you are deathless and immortal.
Self-realization is sometimes called the immortal state because it never ends and because it is never destroyed or even altered.
If you keep your attention on the Self you can attain this immortality.
If you attain it,
in that ultimate state of being you will find that there is no birth, no death, no desires, no fears, no worries, no mind and no world.
#Annamalai Swami
There is no permanence in the world of forms.
But that unchangeable consciousness in which all forms appear can never be diminished,
destroyed or altered in any way.
If you learn to be that consciousness you come to understand that nothing can touch or destroy you. …
Ignorance causes us to worry about the possible destruction of the body.
If you make your well-being dependent on the well-being of the body,
you will always be worrying and suffering.
When you know, from direct experience, that you are the Self,
you realize that there is no birth and death.
You realize that you are deathless and immortal.
Self-realization is sometimes called the immortal state because it never ends and because it is never destroyed or even altered.
If you keep your attention on the Self you can attain this immortality.
If you attain it,
in that ultimate state of being you will find that there is no birth, no death, no desires, no fears, no worries, no mind and no world.
#Annamalai Swami
"در وضعیت استغراق در ذات خویش(سامادهی) ، فقط این احساس "من هستم" وجود دارد و افکار وجود ندارند."
"ببینید که این مشکلات برای چه کسی است. این مشکلات برای "من-فکر" است. به همان بچسبید، آنگاه سایر افکار از بین میروند."
#رامانا ماهارشی
"رهایی از افکار خودش مراقبه است."
"بی فکر بودن در حالت بیداری برترین عبادت است."
#نیسارگاداتا ماهاراج
#Ramana Maharshi:
"In samadhi, there is only the feeling 'I am' and no thoughts.
"See to whom the trouble is. It is to the 'I-thought'. Hold it. Then the other thoughts vanish."
#Nisargadatta Maharaj:
"To be free from thoughts is itself meditation."
"To remain without thought in the waking state is the greatest worship."
"ببینید که این مشکلات برای چه کسی است. این مشکلات برای "من-فکر" است. به همان بچسبید، آنگاه سایر افکار از بین میروند."
#رامانا ماهارشی
"رهایی از افکار خودش مراقبه است."
"بی فکر بودن در حالت بیداری برترین عبادت است."
#نیسارگاداتا ماهاراج
#Ramana Maharshi:
"In samadhi, there is only the feeling 'I am' and no thoughts.
"See to whom the trouble is. It is to the 'I-thought'. Hold it. Then the other thoughts vanish."
#Nisargadatta Maharaj:
"To be free from thoughts is itself meditation."
"To remain without thought in the waking state is the greatest worship."
هیچ "ما" و "من" مستقلی وجود ندارد
بهعبارتدیگر، درواقع، دو چیز وجود ندارد، یکی صفحهنمایش و دیگری تصویر. فقط صفحهنمایش وجود دارد. دو چیز یا تنوع و گوناگونی چیزها هنگامیکه حقیقت آنها یعنی صفحهنمایش نادیده گرفته شود به نظر موجود میآیند.
تجربه نیز به همین صورت است. تمام آنچه میدانیم تجربه است اما «ما» و «من» مستقلی وجود ندارد که از تجربه آگاه باشد. فقط تجربه یا تجربه کردن وجود دارد؛ و تجربه کردن ذاتاً به دو قسمت یعنی قسمتی که تجربه کند و قسمتی که تجربه شود تقسیم نشده است.
#روپرت اسپایرا
بهعبارتدیگر، درواقع، دو چیز وجود ندارد، یکی صفحهنمایش و دیگری تصویر. فقط صفحهنمایش وجود دارد. دو چیز یا تنوع و گوناگونی چیزها هنگامیکه حقیقت آنها یعنی صفحهنمایش نادیده گرفته شود به نظر موجود میآیند.
تجربه نیز به همین صورت است. تمام آنچه میدانیم تجربه است اما «ما» و «من» مستقلی وجود ندارد که از تجربه آگاه باشد. فقط تجربه یا تجربه کردن وجود دارد؛ و تجربه کردن ذاتاً به دو قسمت یعنی قسمتی که تجربه کند و قسمتی که تجربه شود تقسیم نشده است.
#روپرت اسپایرا
There is no independent ‘we’ or ‘I’
In other words, in reality, there are not two things—one, the screen and two, the document or image. There is just the screen. Two things (or a multiplicity and diversity of things) only come into apparent existence when their true reality—the screen—is overlooked.
Experience is like that. All we know is experience but there is no independent ‘we’ or ‘I’ that knows experience. There is just experience or experiencing. And experiencing is not inherently divided into one part that experiences and another part that is experienced.
#Rupert Spira
In other words, in reality, there are not two things—one, the screen and two, the document or image. There is just the screen. Two things (or a multiplicity and diversity of things) only come into apparent existence when their true reality—the screen—is overlooked.
Experience is like that. All we know is experience but there is no independent ‘we’ or ‘I’ that knows experience. There is just experience or experiencing. And experiencing is not inherently divided into one part that experiences and another part that is experienced.
#Rupert Spira
پرسشگر: مراقبه چیست و چه فوایدی دارد؟
ماهاراج: تا زمانی که یک مبتدی هستید، برخی از مراقبههای رسمی یا عبادات ممکن است برای شما خوب باشند؛ اما برای جویندهی حقیقت فقط یک مراقبه وجود دارد:
امتناع شدید از پناه دادن به افکار. رهایی از افکار، خودش مراقبه است.
پرسشگر: این کار چگونه انجام میگیرد؟
ماهاراج: کار را با اجازه دادن به جریان افکار و مشاهده کردن آنها آغاز کنید. همین عمل مشاهده کردن افکار، ذهن را آرام میکند تا هنگامیکه کاملاً متوقف شود. بهمحض اینکه ذهن ساکت شد، آن را ساکت نگاهدارید. از آرامش خسته نشوید، در آن باشید و به ژرفای آن بروید.
پرسشگر: من شنیدهام که برای دور کردن سایر افکار، باید فقط یک فکر را در ذهن نگه داشت؛ اما چگونه میشود تمام افکار را دور کرد؟ همین باور نیز یک فکر است.
ماهاراج: دوباره تجربه کنید و از تجربیات قبلی استفاده نکنید. افکارتان را مشاهده کنید و خودتان را مشاهده کنید که در حال مشاهدهی افکار هستید. وضعیت رهایی از تمام افکار ناگهان اتفاق میافتد و شما میتوانید آن را با برکتش بشناسید.
#نیسارگاداتا ماهاراج
ماهاراج: تا زمانی که یک مبتدی هستید، برخی از مراقبههای رسمی یا عبادات ممکن است برای شما خوب باشند؛ اما برای جویندهی حقیقت فقط یک مراقبه وجود دارد:
امتناع شدید از پناه دادن به افکار. رهایی از افکار، خودش مراقبه است.
پرسشگر: این کار چگونه انجام میگیرد؟
ماهاراج: کار را با اجازه دادن به جریان افکار و مشاهده کردن آنها آغاز کنید. همین عمل مشاهده کردن افکار، ذهن را آرام میکند تا هنگامیکه کاملاً متوقف شود. بهمحض اینکه ذهن ساکت شد، آن را ساکت نگاهدارید. از آرامش خسته نشوید، در آن باشید و به ژرفای آن بروید.
پرسشگر: من شنیدهام که برای دور کردن سایر افکار، باید فقط یک فکر را در ذهن نگه داشت؛ اما چگونه میشود تمام افکار را دور کرد؟ همین باور نیز یک فکر است.
ماهاراج: دوباره تجربه کنید و از تجربیات قبلی استفاده نکنید. افکارتان را مشاهده کنید و خودتان را مشاهده کنید که در حال مشاهدهی افکار هستید. وضعیت رهایی از تمام افکار ناگهان اتفاق میافتد و شما میتوانید آن را با برکتش بشناسید.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Q: What is meditation and what are its uses?
M: As long as you are a beginner certain formalized meditations, or prayers may be good for you. But for a seeker for reality there is only one meditation — the rigorous refusal to harbor thoughts. To be free from thoughts is itself meditation.
Q: How is it done?
M: You begin by letting thoughts flow and watching them. The very observation slows down the mind till it stops altogether. Once the mind is quiet, keep it quiet. Don’t get bored with peace, be in it, go deeper into it.
Q: I heard of holding on to one thought in order to keep other thoughts away. But how to keep all thoughts away? The very idea is also a thought.
M: Experiment anew, don’t go by past experience. Watch your thoughts and watch yourself watching the thoughts. The state of freedom from all thoughts will happen suddenly and by the bliss of it you shall recognize it.
#Nisargadatta Maharaj- I AM THAT
M: As long as you are a beginner certain formalized meditations, or prayers may be good for you. But for a seeker for reality there is only one meditation — the rigorous refusal to harbor thoughts. To be free from thoughts is itself meditation.
Q: How is it done?
M: You begin by letting thoughts flow and watching them. The very observation slows down the mind till it stops altogether. Once the mind is quiet, keep it quiet. Don’t get bored with peace, be in it, go deeper into it.
Q: I heard of holding on to one thought in order to keep other thoughts away. But how to keep all thoughts away? The very idea is also a thought.
M: Experiment anew, don’t go by past experience. Watch your thoughts and watch yourself watching the thoughts. The state of freedom from all thoughts will happen suddenly and by the bliss of it you shall recognize it.
#Nisargadatta Maharaj- I AM THAT
تفحص خویش
پرسشگر: مراقبه چیست و چه فوایدی دارد؟ ماهاراج: تا زمانی که یک مبتدی هستید، برخی از مراقبههای رسمی یا عبادات ممکن است برای شما خوب باشند؛ اما برای جویندهی حقیقت فقط یک مراقبه وجود دارد: امتناع شدید از پناه دادن به افکار. رهایی از افکار، خودش مراقبه است.…
✨🌀شاید برای عدهای از دوستان این تأکید بر بیفکری جای سؤال داشته باشه و اون رو با یک آدم بیفکر و بیاهمیت نسبت به امور اشتباه بگیرند نیاز هست توضیحی در این خصوص داده بشه:
ماجرای افکار انسان ماجرایی چند هزارساله است که در طی هزاران سال به شکل حال حاضرش رسیده .جریان افکار جریانی بیوقفه شده است همین حالا هم افرادی که مهارتی در مراقبه نداشته باشند متوجه هستند که بهطور مدام جریان افکار مشغول حرف زدن است، این جریان که به دلیل الگوهای شرطی شده و هم هویت شده به اصطلاح افسارش رهاشده، بهصورت فیلتری یا بهتر بگم بهصورت طلسمی درآمده که مهار فرد رو به خودش گرفته و «تمام توجه» فرد رو بلعیده، مثلاً آسمانی را در نظر بگیرید که به خاطر ابرهای غلیظ و چندلایه صورت خورشید و گسترهی آسمان آبی را کاملاً پوشانده. مراد از بی ذهنی یا رهایی از افکار ایجاد روزنههایی در این ابرهای چندلایه است و نفوذ به گستره بینهایت آنسوی ابرها. به علت «توجه بیشازحد» به افکار، فرد مثل طلسم شدهها کلاً فراموش کرده که «این چه چیزی است که از این افکار آگاه است؟» و فقط محتوای افکار را میبیند حالا این ماجرای بی ذهنی هدفش همین است که فوکوس بیشازاندازهی «توجه» به افکار را کمی تار کرده و به سمت درون بچرخاند، پس بیفکری معادل اهمیت ندادن به امور نیست بلکه رهایی از این طلسمِ جریانِ افکارِ بیوقفه است تا فرد متوجه «آن سمت دیگر» بشود.
#تفحص خویش
ماجرای افکار انسان ماجرایی چند هزارساله است که در طی هزاران سال به شکل حال حاضرش رسیده .جریان افکار جریانی بیوقفه شده است همین حالا هم افرادی که مهارتی در مراقبه نداشته باشند متوجه هستند که بهطور مدام جریان افکار مشغول حرف زدن است، این جریان که به دلیل الگوهای شرطی شده و هم هویت شده به اصطلاح افسارش رهاشده، بهصورت فیلتری یا بهتر بگم بهصورت طلسمی درآمده که مهار فرد رو به خودش گرفته و «تمام توجه» فرد رو بلعیده، مثلاً آسمانی را در نظر بگیرید که به خاطر ابرهای غلیظ و چندلایه صورت خورشید و گسترهی آسمان آبی را کاملاً پوشانده. مراد از بی ذهنی یا رهایی از افکار ایجاد روزنههایی در این ابرهای چندلایه است و نفوذ به گستره بینهایت آنسوی ابرها. به علت «توجه بیشازحد» به افکار، فرد مثل طلسم شدهها کلاً فراموش کرده که «این چه چیزی است که از این افکار آگاه است؟» و فقط محتوای افکار را میبیند حالا این ماجرای بی ذهنی هدفش همین است که فوکوس بیشازاندازهی «توجه» به افکار را کمی تار کرده و به سمت درون بچرخاند، پس بیفکری معادل اهمیت ندادن به امور نیست بلکه رهایی از این طلسمِ جریانِ افکارِ بیوقفه است تا فرد متوجه «آن سمت دیگر» بشود.
#تفحص خویش
سؤال: شما میگویید وجود حقیقی ما همیشه با ماست. چطور است که متوجه آن نمیشویم؟
ماهاراج: بله شما همیشه آن متعالی هستید؛ اما توجه شما متمرکز بر چیزهای فیزیکی یا ذهنی است. هنگامیکه توجه شما از چیزی کنار میرود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید. هنگامیکه از طریق تمرین تفکیک حقیقی از غیرحقیقی (Viveka) و رهایی از وابستگیها (vairagya) دیدگاه خود نسبت به وضعیتهای حسی و ذهنی را از دست بدهید، وجود یا بودن محض بهعنوان وضعیت طبیعی ظاهر میشود.
پرسشگر: فرد چطور به این حس جدایی پایان بدهد؟
نیسارگاداتا ماهاراج: با متمرکز کردن ذهن روی «من هستم»، روی حس بودن، «من چنین و چنانم» از بین میرود و «من فقط شاهد هستم» باقی میماند و همان هم در «من همه هستم» ادغام میشود آنگاه همه به یکچیز تبدیل شده و آن واحد یعنی خویش شما جدا از من نیست. این باور «من» مجزا را رها کن و آنگاه پرسش «این تجربهی چه کسی است؟» برنمیخیزد.
#نیسارگاداتا ماهاراج
ماهاراج: بله شما همیشه آن متعالی هستید؛ اما توجه شما متمرکز بر چیزهای فیزیکی یا ذهنی است. هنگامیکه توجه شما از چیزی کنار میرود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید. هنگامیکه از طریق تمرین تفکیک حقیقی از غیرحقیقی (Viveka) و رهایی از وابستگیها (vairagya) دیدگاه خود نسبت به وضعیتهای حسی و ذهنی را از دست بدهید، وجود یا بودن محض بهعنوان وضعیت طبیعی ظاهر میشود.
پرسشگر: فرد چطور به این حس جدایی پایان بدهد؟
نیسارگاداتا ماهاراج: با متمرکز کردن ذهن روی «من هستم»، روی حس بودن، «من چنین و چنانم» از بین میرود و «من فقط شاهد هستم» باقی میماند و همان هم در «من همه هستم» ادغام میشود آنگاه همه به یکچیز تبدیل شده و آن واحد یعنی خویش شما جدا از من نیست. این باور «من» مجزا را رها کن و آنگاه پرسش «این تجربهی چه کسی است؟» برنمیخیزد.
#نیسارگاداتا ماهاراج
Q: Our real being is all the time with us, you say. How is it that we do not notice it?
M: Yes, you are always the Supreme. But your attention is fixed on thing...s, physical or mental. When your attention is off a thing and not yet fixed on another, in the interval you are pure being. When through the practice of discrimination and detachment (viveka-vairagya), you lose sight of sensory and mental states, pure being emerges as the natural state.
Q: How does one bring to an end this sense of separateness?
M: By focussing the mind on 'I am', on the sense of being, 'I am so-and-so' dissolves; "I am a witness only" remains and that too submerges in 'I am all'. Then the all becomes the One and the One -- yourself, not to be separate from me. Abandon the idea of a separate 'I' and the question of 'whose experience?' will not arise.
I AM THAT – #Nisargadatta Maharaj
M: Yes, you are always the Supreme. But your attention is fixed on thing...s, physical or mental. When your attention is off a thing and not yet fixed on another, in the interval you are pure being. When through the practice of discrimination and detachment (viveka-vairagya), you lose sight of sensory and mental states, pure being emerges as the natural state.
Q: How does one bring to an end this sense of separateness?
M: By focussing the mind on 'I am', on the sense of being, 'I am so-and-so' dissolves; "I am a witness only" remains and that too submerges in 'I am all'. Then the all becomes the One and the One -- yourself, not to be separate from me. Abandon the idea of a separate 'I' and the question of 'whose experience?' will not arise.
I AM THAT – #Nisargadatta Maharaj
چه چیزی بین دو فکر است؟
تو نمیتوانی همزمان به دو فکر، فکر کنی. امتحانش کن و میبینی که عملی نیست. یکی از فکرها باید متوقف شود تا فکر دوم شروع شود.
چه چیزی بین توقف یک فکر و شروع فکر بعدی وجود دارد؟
تو آنجا هستی
اما منظور از «تو» این شخص نیست
آن خالی و هیچ اعظم است، زهدان و سرچشمه عالم هستی.
به آن خویش بیانتها و تغییرناپذیرت بیدار شو.
#موجی
هنگامیکه توجه شما از چیزی کنار میرود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید.
#نیسارگاداتا ماهاراج
In between two thoughts, what is there?
You cannot think two thoughts at the same time.
Try it and see. It cannot be done.
One has to stop before another one starts.
In between the stop of one thought and the start of another,
what is there?
You are there!
But this you is not a person.
It is the great emptiness, the womb and source of the universe.
Awaken to your timeless and immutable Self.
#Mooji
When your attention is off a thing and not yet fixed on another, in the interval you are pure being.
#Nisargadatta Maharaj
تو نمیتوانی همزمان به دو فکر، فکر کنی. امتحانش کن و میبینی که عملی نیست. یکی از فکرها باید متوقف شود تا فکر دوم شروع شود.
چه چیزی بین توقف یک فکر و شروع فکر بعدی وجود دارد؟
تو آنجا هستی
اما منظور از «تو» این شخص نیست
آن خالی و هیچ اعظم است، زهدان و سرچشمه عالم هستی.
به آن خویش بیانتها و تغییرناپذیرت بیدار شو.
#موجی
هنگامیکه توجه شما از چیزی کنار میرود و هنوز روی چیز دیگری متمرکز نشده است در آن وقفه، شما وجود یا بودن محض هستید.
#نیسارگاداتا ماهاراج
In between two thoughts, what is there?
You cannot think two thoughts at the same time.
Try it and see. It cannot be done.
One has to stop before another one starts.
In between the stop of one thought and the start of another,
what is there?
You are there!
But this you is not a person.
It is the great emptiness, the womb and source of the universe.
Awaken to your timeless and immutable Self.
#Mooji
When your attention is off a thing and not yet fixed on another, in the interval you are pure being.
#Nisargadatta Maharaj