تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
تفحص خویش
Photo
رنگان که همکلاسی و دوست دوران کودکی باگوان بود دچار مشکلاتی شد: زنش بیمار بود، دخترش ازدواج نکرده بود، شغلش را ازدست‌داده بود و نمی‌توانست کرایه‌خانه‌اش را بدهد.
باگوان سری #رامانا به او گفتند: بیا و اینجا با من بمان. این بار باگوان خیلی به او سخت گرفتند چون رنگان مدام ناله و شکایت می‌کرد.
"باگوان شما به سؤال‌های دیگران جواب می‌دهید اما حتی با من حرف هم نمی‌زنید. این رسم رفاقت نیست. من اینجا دارم برای مشکلاتم ضجه می‌زنم اما شما کوچک‌ترین شفقتی نثار من نمی‌کنید." این‌ها شکایت‌های همیشگی رنگان بود.
باگوان مثل یک صخره باقی می‌ماند (جوابی به او نمی‌داد). نزدیک یک یا دو ماه شبانه‌روز این ماجرا ادامه داشت. گریه و زاری دائمی رنگان با سکوتی خونسردانه از طرف باگوان همراه بود.
یکی از شب‌های تابستان رنگان دیگر نتوانست تحمل کند. به‌پای باگوان افتاد و گریه کرد: "من شما را رها نمی‌کنم، باید جواب مرا بدهید. من دارم رنج می‌کشم، کمکم کنید، شما حتی به صورت من هم نگاه نمی‌کنید!"
باگوان به او کمک کرد تا بلند شود و به آسمان اشاره کردند. در شهر تیرووانامالای در آسمان صاف شب‌های تابستان ستارگان مثل الماس در همه جای آسمان می‌درخشیدند. باگوان شروع کردند تا از طریق گفتگوی زیر بینشی ژرف به او بدهند:
باگوان: بالا را نگاه کن، آن کوچک‌ترین ستاره در جهان ما را ببین. خورشید ستاره بزرگی است و در قیاس با آن زمین ما بسیار کوچک است. بااین‌حال در قیاس با آن ستاره کوچک که در آنجاست خورشید ما خیلی کوچک است.
متوجه ای؟
رنگان: بله
باگوان: خب حالا اگر در قیاس با آن ستاره، خورشید این‌قدر کوچک باشد پس ببین زمین در برابر آن چقدر کوچک خواهد بود.
" خیلی کوچک است باگوان"
حالا آسیا در قیاس با آن ستاره چه اندازه است؟
-آن حتی خیلی کوچک‌تر است باگوان
در قیاس با آن ستاره، هند چقدر است؟
-یک نقطه کوچک است باگوان
کوه اروناچالا در قیاس با آن چه اندازه است؟
-آن نقطه‌ای کوچک‌تر است
در قیاس با آن ستاره رامانا آشرام چقدر است؟
-آن حتی نقطه‌ای به‌مراتب کوچک‌تر است
در قیاس با آن ستاره تو چیستی؟

این جمله چشم رنگان را گشود.
"تو مدام درباره خودت یعنی این کوچک‌ترین ذره فکر می‌کنی."
باگوان کلام را خاتمه دادند.
این سخنان بلافاصله دریچه قلب رنگان را باز کردند او در پیشگاه باگوان سری رامانا ماهارشی به خاک افتاد و شدیداً گریه کرد. با فیض باگوان او به وجد روشن‌شدگی رسید.
Rangan was soon steeped in troubles again: his wife was sick, his daughters were not married, he had lost his job and he could not pay the mortgage for his house. Bhagavan Sri Ramana said, “Come and stay with me.” This time, Bhagavan was very stern, because Rangan kept complaining. “Bhagavan, you are answering other’s questions, but you are not even talking to me. How friendly we have been! I am lamenting over my problems, but you do not even show the slightest compassion to me.” This was Rangan’s constant grouse.
Bhagavan Sri #Ramana remained like a rock. For nearly a month or two, day and night, this continued. Rangan’s constant lamentations were met by Bhagavan’s stoic silence.

One summer night, Rangan could not bear it anymore.

He fell at Bhagavan Sri Ramana’s feet and cried,
“I am not going to let go. You have to answer me.
I am suffering! Help! You do not even look at my face! Please!”
Bhagavan Sri Ramana helped him to his feet and pointed to the sky. In Tiruvannamalai, on clear, summer nights, the stars shine brightly like diamonds strewn all over the sky. Bhagavan Sri Ramana proceeded to give him a deep insight through the following dialogue:
Bhagavan Sri Ramana:
“Look up, see the smallest star there in our universe.
The sun is a large star, and compared to it, our earth is very small.
However, compared to that small star there,
our sun is very small.
Do you understand?”
Rangan: “Yes,

Bhagavan Sri Ramana.“So, when compared to that star,
if even the sun is so small,
how small is the earth?”
“It is very small, Bhagavan.”

“When compared to that star, how big is Asia?”
“It is even smaller, Bhagavan.”

“When compared to that star, what is India like?”

“Bhagavan, it is like a tiny dot.”

“When compared to that star, how small is Arunachala?”

“It is a very tiny dot, Bhagavan.”

“When compared to that star, how about Ramanasramam?

“It is an even tinier dot, Bhagavan.”

“Compared to that star what are you?”
This proved to be an eye opener for Rangan.

“All the time you think about you,
the tiniest spot.”
Bhagavan Sri Ramana concluded.

This immediately opened the floodgates of Rangan’s Heart;
he prostrated before Bhagavan Sri Ramana and wept profusely.

With Bhagavan’s grace, he had the ecstasy of enlightenment.

~ From Ramana Periya Puranam book
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش قابل تعمقی از مستند کیهان که با مطلب بالا از باگوان #رامانا ماهارشی هماهنگ است.
پرسشگر: فرق بین ذهن و خویش در چیست؟

باگوان: فرقی وجود ندارد. ذهنی که به درون می‌چرخد خویش است، ذهنی که به بیرون بچرخد تبدیل به ایگو و تمام دنیا می‌شود. لباس‌های مختلفی از پنبه ساخته می‌شوند و ما آن‌ها را به نام‌های مختلفی می‌خوانیم. زیورآلات مختلفی از طلا ساخته می‌شوند و ما به آن‌ها نام‌های مختلفی می‌دهیم؛ اما تمام آن لباس‌ها، پنبه و تمام آن زیورآلات، طلا هستند.
وحدت حقیقت است و کثرت فقط اسم‌ها و فرم‌ها. ذهن جدا از خویش وجود ندارد یعنی هیچ هستی مستقلی ندارد. خویش بدون ذهن وجود دارد ولی ذهن هرگز نمی‌تواند بدون خویش وجود داشته باشد.
#رامانا ماهارشی
Q.;
What is the difference between the mind and the Self?
Bhagavan #Ramana Maharshi:
There is no difference. The mind turned inwards is the Self; turned outwards, it becomes the ego and all the world. The cotton made into various clothes, we call by various names. The gold made into various ornaments, we call by various names. But all the clothes are cotton and all the ornaments gold.
The one is real, the many are mere names and forms. But the mind does not exist apart from the Self, i.e., it has no independent existence. The Self exists without the mind, never the mind without the Self.
Day by Day with Bhagavan, 11-1-46.
عاشقت هستم بدون اینکه بدانم چطور یا کی یا از کجا. به‌دوراز هر مسئله یا غروری به‌سادگی عاشقت هستم. من این‌گونه عاشقتم چون روش دیگری برای عاشقی بلد نیستم، در این روش نه منی وجود دارد و نه تویی، این عشق آنقدر محرم است که دست تو روی سینه‌ام، دست خودم است، آنقدر محرم است که وقتی به خواب می‌روم، چشمان تو بسته می‌شوند.
پابلو نرودا

I love you without knowing how, or when, or from where. I love you simply, without problems or pride: I love you in this way because I do not know any other way of loving but this, in which there is no I or you, so intimate that your hand upon my chest is my hand, so intimate that when I fall asleep your eyes close.

~Pablo Neruda, "100 Love Sonnets"
در هیاهوی این روزها، همه‌ی ما خیلی زیاد فکر می‌کنیم، خیلی زیاد جستجو می‌کنیم، خیلی زیاد می‌خواهیم و لذتِ "فقط بودن" را فراموش کرده‌ایم.
#اکهارت تول

"In today's rush we all think too much, seek too much, want too much and forget about the joy of just Being."
#Eckhart Tolle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن چیزی که در این لحظه درون من «خودبه‌خودی» مشغول نفس کشیدن است هم اکنون درون تو نیز مشغول نفس کشیدن است.

#تفحص خویش
بی‌حوصلگی، خشم، غم، یا ترس مال شما نیستند، آن‌ها متعلق به شما نیستند. آن‌ها حالت‌های ذهن بشری هستند. می‌آیند و می‌روند. تو آن چیزی که می‌آید و می‌رود نیستی.
«حوصله‌ام سر رفته»، چه کسی این را می‌داند؟
«من عصبانی، غمگین و نگرانم» چه کسی این‌ها را می‌داند؟
تو آن شناخت یا آگاهی از این حالت‌ها هستی و نه حالت‌هایی که شناخته می‌شوند.
#اکهارت تول

پرسشگر: آیا تاکنون خوشحال یا غمگین بوده‌اید؟ آیا غم و شادی را می‌شناسید؟
نیسارگاداتا: آن‌ها برای شما وجود دارند، برای من آن‌ها فقط وضعیت‌های ذهنی هستند و من ذهن نیستم.

#نیسارگاداتا ماهاراج

"Boredom, anger, sadness, or fear are not "yours", not personal. They are conditions of the human mind. They come and go.
Nothing that comes and goes is you.
"I am bored." Who knows this?
"I am angry, sad, afraid." Who knows this?
You are the knowing, not the condition that is known."
#Eckhart Tolle

Questioner: Are you ever glad or sad?
Do you know joy and sorrow?
#Nisargadatta: Call them as you please.
To me they are states of mind only, and I am not the mind.
I Am That, Chapter 25
وقتی میگوییم: «تو آن هستی» سعی نکن تا «آن» را ارزیانی کنی. زیرا اگر آن را ارزیابی کنی مسلماً از ذهنت استفاده خواهی کرد و درنتیجه با هر نوع پاسخی روبه‌رو خواهی شد. شما میگویید: خب آن آگاهی خالص است. آن نیروانا است. اما آن به‌هیچ‌عنوان این‌ها نیست.
آن نامی ندارد. شکلی ندارد. بعدی ندارد. آن چیزی نیست که ذهن انسان بتواند آن را درک کند. آن فراسوی ذهن بشر است. فراتر از نیروانا است. فراتر از آگاهی خالص است. آن یک چیز نیست. آن یک فکر نیست. آن یک احساس نیست. آن فقط «آن» است.
#رابرت آدامز
"When we say, 'You Are That!' Do not try to evaluate 'That.' For if you begin to evaluate it you're using your mind of course and you'll come up with all sorts of answers. You will say, 'Well that is pure awareness. That is nirvana.' But that is not what it is at all.
It has no name. It has no shape. It has no dimension. It is nothing that the human mind can ever comprehend. It is beyond the human mind. It is beyond nirvana. It is beyond pure awareness. It is not a thing. It is not a thought. It is not a feeling. It is not an emotion. It is simply That."

#Robert Adams
تفحص خویش
Photo
«سنت الهی بر خلاف عادت خلق است»

در کشف‌الاسرار در خصوص رنج این‌گونه آمده:
عادت خلق چنان است که هر که را به دوستی اختیار کنند همه راحت آن دوست خود خواهند و روا ندارند که باد هوا بر وی گذر کند. لكن سنت الهی به خلاف اینست. هر که را به دوستی اختیار کرد، شربت محنت با خلعت محبت به وی فرستد. هر که را درجه وی در مقام محبت عالی‌تر، بلای او عظیم‌تر.

و در قرآن در معنی آیه ۱۵۵ سوره بقره نیز این‌طور آمده:
ما به‌طور حتم و بدون استثناء همگى شما را يا با ترس و يا گرسنگى و يا كاهش بخشى از اموال و جان‌ها و محصولات امتحان می‌کنیم.

و این اعتراف از شیخ انصاری نیز قابل‌تأمل است:
شیخ انصاری رحمة الله گفت: «من چه دانستم که مادر شادی رنج است، و زیر یک ناکامی هزار گنج است! من چه دانستم که این باب چه با بست و قصه دوستی را چه جوابست! من چه دانستم که صحبت تو مهینه قیامت است، و عز وصال تو در ذل حیرتست!»

او همچنین گفته است: «چون بنده‌ای را به دوستی خود بپسندد و شایسته حضرت عنایت گرداند، نخست بار بلا بروی نهد تا بنده رام شود در زخم بلا، پس آنگه قوت خورد از حقیقت رضا، پس چنان گردد که خود شود عاشق بلا».

معنی «رام شدن در زخم بلا» که در بالا آمده را از زبان اکهارت تول و مولانا ببینید:

"ترک‌های ناشی از رنج کشیدن، پوسته ایگو را می‌شکافد." #اکهارت تول
"ازهرجهتی تو را بلا داد تا بازکشد به بی جهاتت" #مولانا

هدف از درد، رها شدن آگاهی از هم هویت شدگی شدید با تصویری محدود و توهمی به نام "من" است.به گفته نیسارگاداتا "آن شخصی که به اشتباه گمان میکنی خودت هستی رنج میکشد نه توی حقیقی."
#تفحص خویش
🌀در امتداد مطلب بالا ویدئو مهم زیر از روپرت اسپایرا به شما نشان میدهد! چه چیزی درون شما درد میکشد و این دردکشنده کیست؟
Forwarded from تفحص خویش
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چه چیز درون شما درد می‌کشد - #روپرت اسپایرا - زیرنویس فارسی

@selfinquiry
به نور خورشیدی که از پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی عبور می‌کند فکر کن. نور خورشید یکسان است اما همین‌که از پنجره‌ای با شیشه‌های رنگی عبور می‌کند به‌صورت رنگ‌های مختلف دیده می‌شود. بدن-ذهن شما آن پنجره است که باعث می‌شود نور هشیاری رنگارنگ ادراک شود؛ اما درنهایت «من هستم» شما همان «من هستم» من است. این تجلی وحدت است و نکته همین است.
#آدیاشانتی

«آنک کرد او در رخ خوبانت دنگ
نور خورشيدست از شيشه سه رنگ

شيشه هاي رنگ رنگ آن نور را
مي نمايند اين چنين رنگين بما

چون نماند شيشه هاي رنگ رنگ
نور بي رنگت کند آنگاه دنگ

خوي کن بي شيشه ديدن نور را
تا چو شيشه بشکند نبود عمي*»
#مولانا

عمي=کور
توضیح ابیات در این مطلب آورده شده.

“Think of the light of the sun flowing through a stained-glass window. All sunlight is the same, but is perceived as different colors as it is flows through the stained-glass window. Your body-mind is the window which colors how awareness is perceived. But ultimately your “I Am” is the same “I Am” as my “I Am.” That revelation is unity. And it’s already the case.”

#Adyashanti
پرسشگر: ساده‌ترین و مؤثرترین راه تفحص خویش چیست؟

باگوان #رامانا ماهارشی: اینکه همیشه در هر موقعیتی آگاهانه نسبت به «من هستم» هشیار باشید. مهم نیست که چه‌کاری انجام می‌دهید هرکجا که هستید در قلبتان از «من هستم» هشیار باشید.
این مؤثرترین تمرین است.

Q: What is the easiest way and most effective way to do atma-vichara, self-inquiry?

M: “To always be aware consciously in all situations of the ‘I-am’.
No matter what you’re doing where you are be aware of the ‘I-am’ in your heart.
This is the most effective practice."

Talks with Bhagvan Sri #Ramana Maharishi.