در سفر زندگی دو نوع مسافر وجود دارد:
گروهی همانند توریستها تمایل به دیدن مناظر دارند و از مکانی به مکان دیگر پرسه میزنند و برای سرگرمی از تجربهای به تجربه دیگر درحرکتاند.
گروه دیگری از مسافران در مسیری که با وجود حقیقی انسان منطبق است قدم میگذارند، مسیری که آنها را به خانه حقیقیشان هدایت میکند به معرفت خویش.مطمئناً در این سفر به خاطر دیدن مناظر و کامجویی، با غم و اندوه مواجه خواهند شد.
تا زمانی که خانه حقیقی فرد پیدا نشود درد و رنج اجتنابناپذیر است. حس جدایی علت ریشهای بدبختی است چراکه آن بر خطا بنا شده است، بر مفهوم دوگانگی.به همین دلیل است که به جهان دونیا (duniya) میگویند زیرا بر اساس دوگانگی است.
#آناندامایی ما
گروهی همانند توریستها تمایل به دیدن مناظر دارند و از مکانی به مکان دیگر پرسه میزنند و برای سرگرمی از تجربهای به تجربه دیگر درحرکتاند.
گروه دیگری از مسافران در مسیری که با وجود حقیقی انسان منطبق است قدم میگذارند، مسیری که آنها را به خانه حقیقیشان هدایت میکند به معرفت خویش.مطمئناً در این سفر به خاطر دیدن مناظر و کامجویی، با غم و اندوه مواجه خواهند شد.
تا زمانی که خانه حقیقی فرد پیدا نشود درد و رنج اجتنابناپذیر است. حس جدایی علت ریشهای بدبختی است چراکه آن بر خطا بنا شده است، بر مفهوم دوگانگی.به همین دلیل است که به جهان دونیا (duniya) میگویند زیرا بر اساس دوگانگی است.
#آناندامایی ما
There are two kinds of pilgrims on life's journey:
the one like a tourist is keen on sight-seeing, wandering from place to place, flitting from one experience to another for the fun of it.
The other traveler treads the path that is consistent with man’s true being and which leads to his real home, to Self-knowledge. Sorrow will certainly be encountered on the journey undertaken for the sake of sight-seeing and enjoyment.
So long as one’s real home has not been found, suffering is inevitable. The sense of separateness is the root-cause of misery because it is founded on error, on the conception of duality. This is why the world is called duniya - based on duality.
#Anandamayi Ma
the one like a tourist is keen on sight-seeing, wandering from place to place, flitting from one experience to another for the fun of it.
The other traveler treads the path that is consistent with man’s true being and which leads to his real home, to Self-knowledge. Sorrow will certainly be encountered on the journey undertaken for the sake of sight-seeing and enjoyment.
So long as one’s real home has not been found, suffering is inevitable. The sense of separateness is the root-cause of misery because it is founded on error, on the conception of duality. This is why the world is called duniya - based on duality.
#Anandamayi Ma
Baaz Aa
Hamidreza Torkashvand
بازآ - حمیدرضا ترکاشوند
شعر از ابوسعید ابوالخیر
شعر از ابوسعید ابوالخیر
بهخوبی روی این موضوع تعمق کنید. تمرینات معنوی شما هنگامیکه به نزد اساتید زیادی بروید یا کتابهای زیادی بخوانید شروع نمیشود، بلکه درواقع زمانی شروع میشود که شما همهچیز را رها بکنید. آنجا زمانی است که تمرین معنوی حقیقی آغاز میشود، هنگامیکه شما همهچیز را تسلیم کنید، زمانی که خودتان را از تمام دانشها، خالی کنید هنگامیکه خودتان را از این میل به رهایی خالی کنید. هنگامیکه یک صدف (پوسته) خالی شدید آنگاه زندگی معنوی شما آغاز میشود. تا آن زمان فقط مشغول بازی کردن با خودتان هستید.
#رابرت آدامز
"بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد"
#حافظ
"بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید"
#مولانا
#رابرت آدامز
"بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد"
#حافظ
"بیحس و بیگوش و بیفکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید"
#مولانا
"Ponder this very well. Your sadhana, your spiritual practice does not begin when you've gone to many teachers, and you've read many books. It actually begins when you give up everything. That's when real sadhana begins, when you have surrendered everything, when you've emptied yourself of all knowledge, all desires for liberation. When you have become an empty shell, then your spiritual life begins. Until that time you're only playing games with yourself."
#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
شما کامل هستید، بنابراین باورِ به نقص را رها کنید.
چیزی برای نابود کردن وجود ندارد.
ایگو (نفس) چیزی واقعی نیست.
این ذهن است که تلاش میکند و ذهن واقعی نیست.
درست همانطور که کشتن طنابی که فرد تصور میکند مار است ضروری نیست، به همین ترتیب نیازی به نابود کردن ذهن هم نیست.
شناخت فرم ذهن منجر به محو شدن ذهن میشود.
#رامانا ماهارشی
چیزی برای نابود کردن وجود ندارد.
ایگو (نفس) چیزی واقعی نیست.
این ذهن است که تلاش میکند و ذهن واقعی نیست.
درست همانطور که کشتن طنابی که فرد تصور میکند مار است ضروری نیست، به همین ترتیب نیازی به نابود کردن ذهن هم نیست.
شناخت فرم ذهن منجر به محو شدن ذهن میشود.
#رامانا ماهارشی
فردی که فقط به تصاویر روی پرده نمایش نگاه میکند و نه به خود پرده، از غمها و شادیهای درون داستان آزرده میشود؛ اما فردی که پرده نمایش را میبیند، متوجه میشود که تمام تصاویر فقط سایهاند و چیزی جدا و متمایز از پرده نمایش نیستند.همین مطلب در خصوص دنیا نیز صادق است. تمام آن فقط یک سایه بازی است.
#رامانا ماهارشی
#رامانا ماهارشی
تصور میکنید که با تصاحب چیزهای بیشتر ارزش خودتان را افزایش میدهید. این عمل درست مانند این است که طلایی تصور کند که با اضافه کردن مس به خودش باعث بهبودش میشود. حذف، پالایش و کنارهگیری از تمام چیزهایی که با ذات شما بیگانه است کافی است. هر چیز دیگری بیهوده است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
"You imagine you will increase your value by acquisition. It is like gold imagining that an addition of copper will improve it. Elimination and purification, renunciation of all that is foreign to your nature is enough. All else is vanity."
#Nisargadatta (20th century Indian Advaita mystic)
#نیسارگاداتا ماهاراج
"You imagine you will increase your value by acquisition. It is like gold imagining that an addition of copper will improve it. Elimination and purification, renunciation of all that is foreign to your nature is enough. All else is vanity."
#Nisargadatta (20th century Indian Advaita mystic)
ما هرگز یک عینیت بیرونی را بخاطر خود آن چیز نمیخواهیم، چیزی که ما واقعا میخواهیم رهایی از تلاطم مقاومت و جستجویی است که ما را از لحظه حال دور میکند.بنابراین تنها چیزی که ما حقیقتا میخواهیم رهایی از خواستن است.
#روپرت اسپایرا
We never truly desire an object for its own sake; we desire only to be relieved of the agitation of resistance and seeking that takes us away from the Now into time. Thus, all we ever truly desire is to be desireless.
#Rupert Spira
#روپرت اسپایرا
We never truly desire an object for its own sake; we desire only to be relieved of the agitation of resistance and seeking that takes us away from the Now into time. Thus, all we ever truly desire is to be desireless.
#Rupert Spira
تفحص خویش
ما هرگز یک عینیت بیرونی را بخاطر خود آن چیز نمیخواهیم، چیزی که ما واقعا میخواهیم رهایی از تلاطم مقاومت و جستجویی است که ما را از لحظه حال دور میکند.بنابراین تنها چیزی که ما حقیقتا میخواهیم رهایی از خواستن است. #روپرت اسپایرا We never truly desire an object…
پیشنهاد میکنم جهت ادراک عمیقتر موضوع بالا، این مطلب را نیز با دقت مطالعه کنید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیداری، خواب (با رویا)، خواب عمیق (بدون رویا) و چهارم توریا - سوامی #سارواپریاناندا
تفاوتی بین وضعیت خواب دیدن و وضعیت بیداری وجود ندارد بهجز اینکه زمان رؤیا کوتاه و زمان بیداری طولانی است. هر دوی آنها ناشی از ذهن هستند اما به خاطر اینکه وضعیت بیداری طولانیتر است تصور میکنیم که این وضعیتِ واقعی ما است.
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
#رامانا ماهارشی
There is no difference between dream and the waking state except that the dream is short and the waking long. Both are the result of the mind. Because the waking state is long, we imagine that it is our real state.
#Ramana Maharshi
تفحص خویش
بیداری، خواب (با رویا)، خواب عمیق (بدون رویا) و چهارم توریا - سوامی #سارواپریاناندا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای کسی که بیداری، خواب (با رویا) یا خواب عمیق (بدون رویا) را جستجو میکند وضعیتی فراتر از این سه وجود دارد، یک خواب تماماً بیدار، یک وضعیت چهارم به نام توریا.
اما ازآنجاییکه فقط این وضعیت توریا حقیقی است و آن سه وضعیت ظاهرشدهی دیگر توهمی هستند، پس درواقع وضعیت چهارم، وضعیت متعالی است.
سری #رامانا ماهارشی
For one who seeks waking, dreaming or sleep there is a state beyond these three, a wakeful sleep, a fourth state called the turiya.
But because this turiya state alone is real and the three apparent states are illusory, the fourth state is indeed the transcendental state.
Sri #Ramana Maharshi
اما ازآنجاییکه فقط این وضعیت توریا حقیقی است و آن سه وضعیت ظاهرشدهی دیگر توهمی هستند، پس درواقع وضعیت چهارم، وضعیت متعالی است.
سری #رامانا ماهارشی
For one who seeks waking, dreaming or sleep there is a state beyond these three, a wakeful sleep, a fourth state called the turiya.
But because this turiya state alone is real and the three apparent states are illusory, the fourth state is indeed the transcendental state.
Sri #Ramana Maharshi
"یکچیز" وجود دارد. آن قبل از اینکه زمین و آسمانها به وجود بیایند، وجود داشت و بعد از ناپدید شدن همه آنها نیز وجود خواهد داشت.آسمانها و زمین میتوانند هزاران بار ظاهرشده و دهها هزار بار از بین بروند اما این " یکچیز" هرگز تغییری نخواهد کرد.
عظمت این "یکچیز" خارج از ادراک و فهم است.تمام کائنات در قیاس با آن همچون قطرهی آبی نسبت به اقیانوس هستند. این "یکچیز" بهطور غیرقابل قیاس درخشانتر از میلیاردها میلیارد خورشید و ماه است و بهطور مدام همهچیز را روشن میسازد.این نورِ مطلقِ عظیم، فراتر از نور و تاریکی است و بااینحال تمام چیزهایی که وجود دارند را روشن میکند.
این "یکچیز" فراسوی توصیف و شناخت است و آن "مطلق" است. اما برای توصیف آن همین اصطلاح مطلق نیز کاملاً ناکافی است.اینکه آن را "یکچیز" بنامیم نیز درست نیست زیرا "یکچیز" فقط یک اسم است و این اسم شدیداً ناکافی است.اگر تمام روشنشدگان عالم میتوانستند تا ابد آن را توصیف کنند بازهم چنین تلاشی ناچیز بود.اگر روشنضمیر میشدی آنگاه خودت متوجه میشدی اما هرگز قادر نبودی تا آن را برای کسی توضیح دهی.
این "یکچیز" توسط آنانی که به روشنضمیری رسیدهاند "بودا" نامیده میشود.آن فراسوی این رنجِ زندگی و مرگ است و آنانی که آن را میشناسند تا ابد روان و آزادند. اما آنانی که به این "یکچیز" روشن نشدهاند در دریای زندگی و مرگ به تقلا و رنج ادامه میدهند در چرخه بیپایان چهار شکل تولد و شش قلمرو وجود.
حتی ریزترین فرم زندگی نیز شامل این "یکچیز" است.هم یک بودای روشنضمیر و هم یک مورچه غیر روشنضمیر نیز دارای او هستند.تنها تفاوت آنها در این است که یکی آن را میشناسد و دیگری از آن بیخبر است.
آن به حدی درخشان و حیرتانگیز است که حتی بودا و بودیدارما (بنیانگذار مکتب ذن) نیز وقتی چشمانشان را باز میکنند نمیتوانند به آن نگاه کنند. آنها دهانشان را باز میکنند اما نمیتوانند آن را توصیف کنند.آنها و تمام بزرگان ذن نیز در مواجهه با آن فقط کور و لال میشوند.
تنها کاری که فرد میتواند انجام دهد این است که نسبت به آن به روشنایی برسد و بعد کاملاً در آن آزادانه جاری میشود.
#تونگ سونگ چول (1912 - 1993)، یکی از بزرگترین اساتید ذن در قرن گذشته میلادی بوده است، ایشان بودای زنده کره نیز نامیده میشوند.
عظمت این "یکچیز" خارج از ادراک و فهم است.تمام کائنات در قیاس با آن همچون قطرهی آبی نسبت به اقیانوس هستند. این "یکچیز" بهطور غیرقابل قیاس درخشانتر از میلیاردها میلیارد خورشید و ماه است و بهطور مدام همهچیز را روشن میسازد.این نورِ مطلقِ عظیم، فراتر از نور و تاریکی است و بااینحال تمام چیزهایی که وجود دارند را روشن میکند.
این "یکچیز" فراسوی توصیف و شناخت است و آن "مطلق" است. اما برای توصیف آن همین اصطلاح مطلق نیز کاملاً ناکافی است.اینکه آن را "یکچیز" بنامیم نیز درست نیست زیرا "یکچیز" فقط یک اسم است و این اسم شدیداً ناکافی است.اگر تمام روشنشدگان عالم میتوانستند تا ابد آن را توصیف کنند بازهم چنین تلاشی ناچیز بود.اگر روشنضمیر میشدی آنگاه خودت متوجه میشدی اما هرگز قادر نبودی تا آن را برای کسی توضیح دهی.
این "یکچیز" توسط آنانی که به روشنضمیری رسیدهاند "بودا" نامیده میشود.آن فراسوی این رنجِ زندگی و مرگ است و آنانی که آن را میشناسند تا ابد روان و آزادند. اما آنانی که به این "یکچیز" روشن نشدهاند در دریای زندگی و مرگ به تقلا و رنج ادامه میدهند در چرخه بیپایان چهار شکل تولد و شش قلمرو وجود.
حتی ریزترین فرم زندگی نیز شامل این "یکچیز" است.هم یک بودای روشنضمیر و هم یک مورچه غیر روشنضمیر نیز دارای او هستند.تنها تفاوت آنها در این است که یکی آن را میشناسد و دیگری از آن بیخبر است.
آن به حدی درخشان و حیرتانگیز است که حتی بودا و بودیدارما (بنیانگذار مکتب ذن) نیز وقتی چشمانشان را باز میکنند نمیتوانند به آن نگاه کنند. آنها دهانشان را باز میکنند اما نمیتوانند آن را توصیف کنند.آنها و تمام بزرگان ذن نیز در مواجهه با آن فقط کور و لال میشوند.
تنها کاری که فرد میتواند انجام دهد این است که نسبت به آن به روشنایی برسد و بعد کاملاً در آن آزادانه جاری میشود.
#تونگ سونگ چول (1912 - 1993)، یکی از بزرگترین اساتید ذن در قرن گذشته میلادی بوده است، ایشان بودای زنده کره نیز نامیده میشوند.
There is One Thing - It existed before the earth and skies came into being, and it will exist long after they all have disappeared. The heavens and earth could appear a thousand times and be destroyed ten thousand times, but this One Thing would not change at all.
This One Thing is incomprehensibly huge. The entire universe is
just a spray of water in comparison to this ocean.
This One Thing is incomparably brighter than a trillion billion suns and moons, and it constantly lights up everything. This absolute Great Light is beyond light and dark, and yet it lights everything that exists.
This One Thing is beyond description, beyond discrimination, and
it is absolute. But even the term "absolute" is entirely inadequate to describe it. To call it "One Thing" is to lie, because "One Thing" is only a name, and a terribly inadequate name. All Buddhas of the universe could spend eternity describing it, but such an effort would be insignificant. If you were to become enlightened, then you yourself would know;
but you would never be able to explain it to anyone.
This One Thing is called "Buddha" by those who have become enlightened. It is beyond the agony of life and death, and those who know it become free-flowing for the rest of eternity. But those who have not become enlightened to this One Thing continue to struggle and suffer in the sea of life and death, in the everlasting cycle of the four forms of birth and the six realms of sentient existence.
Even the tiniest form of life includes this One Thing. Both an enlightened Buddha and an unenlightened ant possess it. The only difference between them is that one knows it and the other doesn't.
It is so brilliant and astounding that even the Buddha and Bodhidharma cannot look at it when they raise their eyes. They can open their mouths, but cannot describe it. They and all our other Zen patriarchs become merely blind and mute in the face of it.
All one can do is to become enlightened to it, and then become totally free-flowing in it.
#Tong Songchol (1912~1993), one of the great Zen masters in the last century was also called the Living Buddha of Korea.
This One Thing is incomprehensibly huge. The entire universe is
just a spray of water in comparison to this ocean.
This One Thing is incomparably brighter than a trillion billion suns and moons, and it constantly lights up everything. This absolute Great Light is beyond light and dark, and yet it lights everything that exists.
This One Thing is beyond description, beyond discrimination, and
it is absolute. But even the term "absolute" is entirely inadequate to describe it. To call it "One Thing" is to lie, because "One Thing" is only a name, and a terribly inadequate name. All Buddhas of the universe could spend eternity describing it, but such an effort would be insignificant. If you were to become enlightened, then you yourself would know;
but you would never be able to explain it to anyone.
This One Thing is called "Buddha" by those who have become enlightened. It is beyond the agony of life and death, and those who know it become free-flowing for the rest of eternity. But those who have not become enlightened to this One Thing continue to struggle and suffer in the sea of life and death, in the everlasting cycle of the four forms of birth and the six realms of sentient existence.
Even the tiniest form of life includes this One Thing. Both an enlightened Buddha and an unenlightened ant possess it. The only difference between them is that one knows it and the other doesn't.
It is so brilliant and astounding that even the Buddha and Bodhidharma cannot look at it when they raise their eyes. They can open their mouths, but cannot describe it. They and all our other Zen patriarchs become merely blind and mute in the face of it.
All one can do is to become enlightened to it, and then become totally free-flowing in it.
#Tong Songchol (1912~1993), one of the great Zen masters in the last century was also called the Living Buddha of Korea.
متوجه نیستی که همین جستجویت برای شادی است که باعث میشود تا احساس بدبختی کنی؟
راه دیگری را امتحان کن:
نسبت به درد و لذت بیتفاوت باش،
نه دنبال چیزی باش،
و نه چیزی را رد کن،
تمام توجه ات را به آن سطحی بده که در آن «من هستم» بهطور بی زمان حاضر است.
بهزودی درک خواهی کرد که آرامش و شادی در همین ذات خودت است و این جستجوی شادی و آرامش از طریق بعضی مجاری بخصوص است که باعث اذیت و آزار شما میشود.
فقط از این مجاری آزار دهنده اجتناب کن. همین.
نیازی به جستجو نیست،
آن چیزی که هماکنون نزد خودتان است نیازی به جستجو ندارد.
#نیسارگاداتا ماهاراج
راه دیگری را امتحان کن:
نسبت به درد و لذت بیتفاوت باش،
نه دنبال چیزی باش،
و نه چیزی را رد کن،
تمام توجه ات را به آن سطحی بده که در آن «من هستم» بهطور بی زمان حاضر است.
بهزودی درک خواهی کرد که آرامش و شادی در همین ذات خودت است و این جستجوی شادی و آرامش از طریق بعضی مجاری بخصوص است که باعث اذیت و آزار شما میشود.
فقط از این مجاری آزار دهنده اجتناب کن. همین.
نیازی به جستجو نیست،
آن چیزی که هماکنون نزد خودتان است نیازی به جستجو ندارد.
#نیسارگاداتا ماهاراج
"Don’t you see that it is your very search for happiness that makes you feel miserable?
Try the other way:
indifferent to pain and pleasure,
neither seeking,
nor refusing,
give all your attention to the level on which ‘I am’ is timelessly present.
Soon you will realize that peace and happiness are in your very nature and it is only seeking them through some particular channels that disturbs.
Avoid the disturbance that is all.
To seek there is no need;
you would not seek what you already have.
Guru #Nisargadatta Maharaj
Try the other way:
indifferent to pain and pleasure,
neither seeking,
nor refusing,
give all your attention to the level on which ‘I am’ is timelessly present.
Soon you will realize that peace and happiness are in your very nature and it is only seeking them through some particular channels that disturbs.
Avoid the disturbance that is all.
To seek there is no need;
you would not seek what you already have.
Guru #Nisargadatta Maharaj
هنگامیکه میگویم «من هستم» منظورم یک موجود مستقل که اساسش بر این بدن باشد نیست بلکه منظورم تمامیت هستی است، اقیانوس آگاهی، تمام این کائناتی که شناختهشده است. من هیچ میل و خواستهای ندارم زیرا من همیشه کامل هستم.
#نیسارگاداتا ماهاراج
When I say 'I am', do not mean a separate entity with a body as its nucleus; I mean the totality of being, the Ocean of consciousness, the entire universe of all that is known. I have nothing to desire for I am complete forever.
#Nisargadatta maharaj
#نیسارگاداتا ماهاراج
When I say 'I am', do not mean a separate entity with a body as its nucleus; I mean the totality of being, the Ocean of consciousness, the entire universe of all that is known. I have nothing to desire for I am complete forever.
#Nisargadatta maharaj