تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
"بازگرد از هست سوی نیستی"

دراین مطلب عکسی از گلدانی گذاشته شد با این متن: «شاید این گل چند وقت دیگه به امید خدا خواست چیزی به ما یاد بده»

حال آموختنیِ این گلدان شکوفا شد و درسش را در این عکس‌های جدید می‌بینید.(البته به دلیل رشد گل، گلدانش را تغییر دادیم)

همینطور که میبینید این گل‌هایی که «نبودند»، «هست» شدند.
فقط کمی به این فکر کنید که در عکس قبل این گل‌ها کجا بودند؟ از کجا آمدند؟
ذهنی پاسخ ندهید بلکه «در افسونش غرق شوید».

این گلی که «آمده» از کجا آمده؟ این گلی که «هست شده».
با این سوال بمانید.

عدم، نیست، ناکجاآباد، نیستان، از نیست به هست آمده که « کارگاه صنع حق چون نیستی است** پس برون کارگه بی‏قیمتی است »
همواره در جای‌جای کلام مولانا تأکید بر این نکته است که « کارگاه و گنج حق در نیستیست**غرهٔ هستی چه دانی نیست چیست » این نیستی «بی‌جهتی» است. «این جهان از بی‌جهت پیدا شدست» و در جای دیگری اشاره دقیق در دقیق مولانا را می‌بینیم که می‌گوید ای انسان، نگران درد و رنج نباش چراکه «ازهرجهتی تو را بلا داد تا بازکشد به "بی جهاتت"» یعنی به همان نیست به منشأ و مبدأ به اصل حقیقت
«بازگرد از هست سوی نیستی
طالب ربی و ربانیستی»
قصد این است که تو را از این توهم بیدار کند همانند وقتی‌که در عالم خواب اتفاقی برایت میفتد و ضربه‌ای ناگهانی زده می‌شود و از خواب برمی‌خیزی.

چرا به‌جای تمام‌وقت ماندن در این سمت، کمی توجه را بر آن عدم که همه‌چیز ازآنجا برخاسته نگذاریم؟
خاستگاه ما آنجاست. همان‌جایی که این گل‌های زیبا ازآنجا آمده‌اند.
همان‌جایی که فقط در همین امروز سیصد و شصت هزار نوزاد ازآنجا آمدند.
و تمام این کائنات و هرچه در آن است.

خلاصه اینکه ای انسان خود تو نیز مانند این گل‌ها از همان‌جا آمده‌ای حضورت بوی آنجا را می‌دهد. نفس بکش.
تو هم نبودی و هست شدی.
نشانِ این «نیست» در «هستِ» تو حاضر است.
ای همه هستی ز تو پیدا شده ...

و حال "چون شنيدي شرح بحر نيستي** كوش دايم تا بر اين بحر ايستي".

تفحص خویش
@selfinquiry
به پرینت روی کاغذ فکر کن. آن چیزی که پرینت شده شما هستید و آن کاغذ خداست. اگر کاغذ نداشته باشید پرینتی هم در کار نخواهد بود. مانند صفحه‌نمایش و تصاویر. صفحه‌نمایش چیزی است که ما به آن خدا میگوییم و تصویر شما هستید همین شخص. بنابراین هنگامی‌که از تویی خودت فراتر بروی منظور از تو این من-فکر است، وقتی از این شخصِ من یا شخصِ تو تنزه یافتید (به ورای آن رفتید) دیگر چه کسی در آنجا باقی خواهد ماند تا سیستم اعتقادی خاصی داشته باشد؟ در این صورت دیگر این باور و اعتقاد برای چه کسی خواهد بود؟
متوجه هستید چه میگویم؟ دیگر کسی باقی نمی‌ماند تا به چیزی باور داشته باشد. دیگر شخصی باقی نمانده. بنابراین چطور می‌توانید به چیزی باور داشته باشید؟ برای باور داشتن باید یک باورکننده و یک موضوع باور وجود داشته باشد. هنگامی‌که از این شخص تنزه یافتید هنگامی‌که دیگر من-فکری باقی نماند هنگامی‌که دیگر تویی باقی نماند، تو همه‌فراگیر می‌شوی. تو حقیقت مطلق، حاضر مطلق می‌شوی. درنتیجه در آن مقام جای خدا کجاست؟ در آن مقامی که تو همه‌فراگیر هستی جایی برای خدا باقی نمی‌ماند. (دیگر فاصله‌ای بین تو و خدا باقی نیست و دویی برداشته می‌شود. م). تو حاضر مطلقی، تو حقیقت مطلقی، هشیاری خالص.
فقط آن هنگام که تو یک شخص یا هویت باشی، هنگامی‌که تو یک بدن باشی می‌توانی بگویی که من به خدا معتقدم، من به این معتقدم من به آن معتقدم من به آن معتقد نیستم من به این معتقد نیستم. فقط تا زمانی که هویتی وجود داشته باشد شما این گزینه‌ها را دارید. وقتی شخصیتی در کار نباشد، وقتی من-فکری در کار نباشد، هنگامی‌که بدنی در کار نباشد، فقط فضا وجود خواهد داشت. فضا هشیاری مطلق است. این ماهیت حقیقی شماست. این همان چیزی است که شما حقیقتاً هستید.
#رابرت آدامز
"[Think of] print on the paper. The print is you, the personality, and the paper is God. If you didn't have the paper, you couldn't have the print. Like the screen and the image. The screen is what we call God. The image is you, the personality. Therefore, when the you is transcended, the you is really the I thought. When the personal I, or the personal you, is completely and totally transcended, where is there anyone who has a belief system left? For whom was the belief?
You see what I am saying? There is no-one left over to believe anything. There is no personality left. Therefore, how can you believe something? To believe, there has to be a believer and an object to believe. When you've transcended the personality, when there is no I thought, when there is no you, you become all-pervading. You become the total reality, omnipresent. Consequently, where is there room for God? There is no room for God when you are all-pervading. You are omnipresent. You are the absolute reality, the pure awareness.
Only again when you are a personality, when you are a body, can you say, I believe in God, I believe in this, l believe in that, l don't believe in this, I don't believe in that. You have that option as long as there is a personality. When there is no personality, when there is no I thought, when there is no body, there is only space. Space is the absolute awareness. This is your true nature. This is what you really are. "
#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
هنگامی‌که شما خویش (خودتان) را بشناسید دیگران هم تبدیل به همان خویش می‌شوند، جهان خویش می‌شود، درخت خویش می‌شود، آسمان خویش می‌شود، سیارات خویش می‌شوند، تمام کائنات خویش است. بنابراین به هر جا که بروی، هر کاری که بکنی مشغول دیدن خویشی و خویش همیشه عشق و مهر و صلح و سعادت است. به همین دلیل دیگر هیچ‌چیزی نمی‌تواند شما را ناراحت کند به این دلیل که شما چیزی را جدا از خودتان نمی‌بینید. شما خودتان را می‌بینید.
#رابرت آدامز

"When you know [your] Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go, whatever you do, you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That is why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing yourself."
#Robert Adams
ارتباطی است بین این بیت از حضرت #حافظ و دو مطلب پیشین.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان شاهدخت کاشی - سوامی #سارواپریاناندا
هر آنچه می‌آید پسش نزن، هر آنچه می‌رود به خاطرش غصه نخور. همه‌چیز همانند ابرهایی که در آسمان شناور هستند فقط میایند و می‌روند. فقط به‌عنوان آن هشیاریِ ثابت باقی بمان. هشیاری و حقیقت یکی هستند. خودت را با خانه هم‌نوا کن. ذهنت را با قلب هم‌نوا کن. خانه‌ی اصلی ذهن، قلب است. قلب نه فقط مرکز احساسات بلکه منشأ ذهن هم خودِ قلب است. قلب استاد ذهن است. ذهن مرید قلب است. این رابطه درست است.
زندگی را با عشق عیسی مسیح، آرامش رامانا ماهارشی، خرد شیوا و شیرینی مولانا تجربه کنید. همه آن‌ها در قلب منزل کرده بودند. آن‌ها آن را پیدا کرده بودند. حالا نوبت ماست. اکنون نسل ما نیز باید آن را بیابد. شما قادر نیستید از چیزی که نتوانید آن را ترک کنید جدا باشید. این رنج فقط یک رؤیا است. آن فقط یک رؤیا بوده است. رؤیا دیگر کافی است، رؤیا بینی کافی است.
#موجی
Whatever comes, do not push away, whatever goes, do not grieve. Everything appears just like clouds floating by; they just come and go. Stay only as the unmoving Awareness. Awareness and Truth are one. Acclimatize yourself to Home. Acclimatize the mind to the Heart. The mind's true home is the Heart. Not merely the emotional heart but the mind's Source itself. Heart is the guru of the mind. Mind is the devotee of the Heart. That is the true rela To experience life with the love of Jesus Christ…With the peace of Ramana Maharshi…With the wisdom of Shiva…With the sweetness of Rumi…all of them have their Home in the Heart…they have found That!...and now it’s our turn. Now, our generation must find also. May each one know, you cannot separate from what you cannot leave…This pain is Just a Dream…it has just been a dream…Enough dream…enough dreaming…
#Mooji
در اتاقی به دور از مادر، بچه‌های کوچک با عروسک‌هایشان بازی می‌کنند اما به‌محض اینکه مادر وارد شود آن‌ها عروسک‌ها را به کناری پرت کرده و به سمت مادرشان می‌دوند و او را صدا می‌زنند: مامان، مامان
شما هم در این دنیا مشغول بازی کردن هستید. بدون اینکه به چیز دیگری توجه کنید عمیقاً مجذوب عروسک‌های ثروت، افتخار و شهرت شده‌اید؛ اما اگر یک‌بار مادر الهی را در درونتان ببینید دیگر در هیچ‌کدام از این‌ها لذت را نخواهید یافت، خواه آن افتخار باشد یا ثروت یا شهرت. همه آن‌ها را رها خواهید کرد و به سمت او می‌دوید.
#راماکریشنا

In a room away from their mother,
little children play with dolls just as they like;
but as soon as the mother comes in,
they throw aside the dolls and run to her, crying "Mamma, Mamma".
You also are now playing in this world, deeply absorbed in the dolls of wealth, honour and fame, without caring for
anything else.
But if once you see the Divine Mother in you, you will no more find pleasure in any of
these, be it wealth honour or fame.
Leaving them all away, you will run to Her.
#Ramakrishna
در سفر زندگی دو نوع مسافر وجود دارد:
گروهی همانند توریست‌ها تمایل به دیدن مناظر دارند و از مکانی به مکان دیگر پرسه می‌زنند و برای سرگرمی از تجربه‌ای به تجربه دیگر درحرکت‌اند.
گروه دیگری از مسافران در مسیری که با وجود حقیقی انسان منطبق است قدم می‌گذارند، مسیری که آن‌ها را به خانه حقیقی‌شان هدایت میکند به معرفت خویش.مطمئناً در این سفر به خاطر دیدن مناظر و کامجویی، با غم و اندوه مواجه خواهند شد.
تا زمانی که خانه حقیقی فرد پیدا نشود درد و رنج اجتناب‌ناپذیر است. حس جدایی علت ریشه‌ای بدبختی است چراکه آن بر خطا بنا شده است، بر مفهوم دوگانگی.به همین دلیل است که به جهان دونیا (duniya) میگویند زیرا بر اساس دوگانگی است.
#آناندامایی ما
There are two kinds of pilgrims on life's journey:

the one like a tourist is keen on sight-seeing, wandering from place to place, flitting from one experience to another for the fun of it.
The other traveler treads the path that is consistent with man’s true being and which leads to his real home, to Self-knowledge. Sorrow will certainly be encountered on the journey undertaken for the sake of sight-seeing and enjoyment.
So long as one’s real home has not been found, suffering is inevitable. The sense of separateness is the root-cause of misery because it is founded on error, on the conception of duality. This is why the world is called duniya - based on duality.

#Anandamayi Ma
Baaz Aa
Hamidreza Torkashvand
بازآ - حمیدرضا ترکاشوند

شعر از ابوسعید ابوالخیر
به‌خوبی روی این موضوع تعمق کنید. تمرینات معنوی شما هنگامی‌که به نزد اساتید زیادی بروید یا کتاب‌های زیادی بخوانید شروع نمی‌شود، بلکه درواقع زمانی شروع می‌شود که شما همه‌چیز را رها بکنید. آنجا زمانی است که تمرین معنوی حقیقی آغاز می‌شود، هنگامی‌که شما همه‌چیز را تسلیم کنید، زمانی که خودتان را از تمام دانش‌ها، خالی کنید هنگامی‌که خودتان را از این میل به رهایی خالی کنید. هنگامی‌که یک صدف (پوسته) خالی شدید آنگاه زندگی معنوی شما آغاز می‌شود. تا آن زمان فقط مشغول بازی کردن با خودتان هستید.
#رابرت آدامز

"بشوی اوراق اگر همدرس مایی
که علم عشق در دفتر نباشد"
#حافظ


"بی‌حس و بی‌گوش و بی‌فکرت شوید
تا خطاب ارجعی را بشنوید"
#مولانا
"Ponder this very well. Your sadhana, your spiritual practice does not begin when you've gone to many teachers, and you've read many books. It actually begins when you give up everything. That's when real sadhana begins, when you have surrendered everything, when you've emptied yourself of all knowledge, all desires for liberation. When you have become an empty shell, then your spiritual life begins. Until that time you're only playing games with yourself."

#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
شما کامل هستید، بنابراین باورِ به نقص را رها کنید.

چیزی برای نابود کردن وجود ندارد.
ایگو (نفس) چیزی واقعی نیست.

این ذهن است که تلاش می‌کند و ذهن واقعی نیست.

درست همان‌طور که کشتن طنابی که فرد تصور می‌کند مار است ضروری نیست، به همین ترتیب نیازی به نابود کردن ذهن هم نیست.

شناخت فرم ذهن منجر به محو شدن ذهن می‌شود.

#رامانا ماهارشی