تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
Forwarded from تفحص خویش
When you get caught up in the world, for instance, simply ask yourself, "Who is it that's caught up in the world?" And be truthful, say, "I-am" and go further and ask yourself, "Where did the I come from? What is this I? How did it originate? What is its cause?"
Follow the I, abide in the I and you will soon come to the conclusion, that 'I' does not exist. You will soon come to the conclusion that you are infinite space. And instead of observing objects in the world. You will observe the space that the objects seem to be glued onto.
It's like a little kid cuts out a book. A little kid gets a piece of paper. Cuts out a picture of the sun and pastes the sun on the paper. Cuts out a picture of a tree pastes in on the paper. Cuts out a picture of a man pastes it on the paper.
And they become objects. And the little kid is interested in the objects. But where would the objects be without the paper? The paper is the reality of the objects. And when the kids stopped playing with those objects he simply unpeels the sun and puts the moon in its place. Takes away the clouds and pastes up stars in its place. Takes away the man and puts a woman in its place. Takes away the tree and puts grass and mountains.
But did the paper change? The paper is still the same. And so it is with us. We appear to be mortals. Going through various experiences in the world. There appears to be a sky, planets, stars, others. But I say to you in truth that these are all false. Only the space is real. The space never changes and everything else does. Therefore how can anything that changes be real?
#Robert Adams, Collected Works, Ts 13
تفحص خویش
Photo
معنی بیت اول:
توحید خدا چیست؟ آموختن علم معنا و سپس خویش را نزد واحد حقیقی سوزاندن است. یعنی وجود موهوم را ساقط کردن و سوزاندن آن در کوره عشق الهی و رسیدن به مقام فناء. توحید را عبارت از نفي همه موجودات مجازی و اثبات حق دانسته اند: «توحید، افکندن اضافت بود از خویشتن. نگوید: مرا و به من و از من.» و باز گفته اند: «توحید عبارت است از محو آثار بشریت و تجرد الهيت.»

معنی بیت دوم:
اگر می‌خواهی که همانند روز، فروزان و شعله‌ور شوی، وجود همچون شب تیره‌وتارت را بسوزان تا هیچ اثری از موجودیت طبیعی‌ات که اسیر زنجیر شهوات است نماند.

معنی بیت سوم:
ای سالک، موجودیت خویش را در وجود آن بخشنده هستی بگدازان همانند گداختن مس در کیمیا. (همان‌طور که مس، می‌گدازد و در کیمیا به زر ناب مبدل می‌شود، تو نیز مس وجودت را در کیمیای وجود حق‌تعالی فانی کن تا به بقای حقیقی برسی.)

معنی بیت چهارم:
تو به «من» و «مایی» سخت چسبیده‌ای، یعنی همچنان در قیدوبند هویت کاذب سر می‌بری. ولی خبر نداری که همه این تباهی‌ها و ویرانی‌های روحی و اخلاقی از دوگانگی حاصل می‌شود. اینکه تو خود را در مقابل حضرت حق، کسی بدانی آشیانه زشتی‌ها و ام‌الفساد است.

مثنوی معنوی #مولانا - دفتر اول -از بیت ۳۰۰۹
شرح: کریم زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر زمان که به یاد آوردید، هر چه قدر که می‌توانید از تنفستان آگاه باشید.
#اکهارت تول

تلاش کنید تا روی تنفس متمرکز باشید، این مانع ذهن خواهد شد و از پرسه زنی‌اش در عینیت‌های بیرونی جلوگیری می‌کند.
#آناندامایی ما


Be aware of your breathing as often as you are able, whenever you remember.
#Eckhart Tolle

“Endeavour to concentrate on the breath; this will provide a check on the mind preventing it from wandering away to outer objects.”
#Anandamayi MA
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چطور مراقبه کردن را یاد گرفتم

#Mingyur Rinpoche
کسی که قول پیامبر (ص) را که فرمود: خدا آدم را به‌صورت خویش آفرید (خلق الله آدم على صورته) و نیز قول او را که فرمود: هر که خود را بشناسد خدا را می‌شناسد (من عرف نفسه عرف ربه) و نیز قول خدای تعالی را که فرمود در خودتان است آیا نمی‌بینید؟ و في انفسكم أفلا تبصرون (الذاریات، ۲۱) و همچنین آیه‌ی به‌زودی آیات خود را در آفاق و در جان‌های خودشان بدیشان نشان خواهیم داد سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم (فصلت، ۵۳) را درک کند، ضرورتاً خواهد فهمید که هر کس وجود خود را این‌چنین ببیند پروردگار خود را دیده است.

ابن عربی - الفتوحات المكية ج ۴ ص ۲۵۶
🌀به دوستان علاقه مند پیشنهاد میکنم تا از مطالب بسیار آگاهانه‌ی کانال محترم وحدت وجود هم استفاده کنند.
https://t.me/Niassargadatta
تفحص خویش
@selfinquiry
"اگر مطلقا هیچ فکری نداشته باشید ، این فکر کننده کجا خواهد بود؟"
#کریشنامورتی
"بازگرد از هست سوی نیستی"

دراین مطلب عکسی از گلدانی گذاشته شد با این متن: «شاید این گل چند وقت دیگه به امید خدا خواست چیزی به ما یاد بده»

حال آموختنیِ این گلدان شکوفا شد و درسش را در این عکس‌های جدید می‌بینید.(البته به دلیل رشد گل، گلدانش را تغییر دادیم)

همینطور که میبینید این گل‌هایی که «نبودند»، «هست» شدند.
فقط کمی به این فکر کنید که در عکس قبل این گل‌ها کجا بودند؟ از کجا آمدند؟
ذهنی پاسخ ندهید بلکه «در افسونش غرق شوید».

این گلی که «آمده» از کجا آمده؟ این گلی که «هست شده».
با این سوال بمانید.

عدم، نیست، ناکجاآباد، نیستان، از نیست به هست آمده که « کارگاه صنع حق چون نیستی است** پس برون کارگه بی‏قیمتی است »
همواره در جای‌جای کلام مولانا تأکید بر این نکته است که « کارگاه و گنج حق در نیستیست**غرهٔ هستی چه دانی نیست چیست » این نیستی «بی‌جهتی» است. «این جهان از بی‌جهت پیدا شدست» و در جای دیگری اشاره دقیق در دقیق مولانا را می‌بینیم که می‌گوید ای انسان، نگران درد و رنج نباش چراکه «ازهرجهتی تو را بلا داد تا بازکشد به "بی جهاتت"» یعنی به همان نیست به منشأ و مبدأ به اصل حقیقت
«بازگرد از هست سوی نیستی
طالب ربی و ربانیستی»
قصد این است که تو را از این توهم بیدار کند همانند وقتی‌که در عالم خواب اتفاقی برایت میفتد و ضربه‌ای ناگهانی زده می‌شود و از خواب برمی‌خیزی.

چرا به‌جای تمام‌وقت ماندن در این سمت، کمی توجه را بر آن عدم که همه‌چیز ازآنجا برخاسته نگذاریم؟
خاستگاه ما آنجاست. همان‌جایی که این گل‌های زیبا ازآنجا آمده‌اند.
همان‌جایی که فقط در همین امروز سیصد و شصت هزار نوزاد ازآنجا آمدند.
و تمام این کائنات و هرچه در آن است.

خلاصه اینکه ای انسان خود تو نیز مانند این گل‌ها از همان‌جا آمده‌ای حضورت بوی آنجا را می‌دهد. نفس بکش.
تو هم نبودی و هست شدی.
نشانِ این «نیست» در «هستِ» تو حاضر است.
ای همه هستی ز تو پیدا شده ...

و حال "چون شنيدي شرح بحر نيستي** كوش دايم تا بر اين بحر ايستي".

تفحص خویش
@selfinquiry
به پرینت روی کاغذ فکر کن. آن چیزی که پرینت شده شما هستید و آن کاغذ خداست. اگر کاغذ نداشته باشید پرینتی هم در کار نخواهد بود. مانند صفحه‌نمایش و تصاویر. صفحه‌نمایش چیزی است که ما به آن خدا میگوییم و تصویر شما هستید همین شخص. بنابراین هنگامی‌که از تویی خودت فراتر بروی منظور از تو این من-فکر است، وقتی از این شخصِ من یا شخصِ تو تنزه یافتید (به ورای آن رفتید) دیگر چه کسی در آنجا باقی خواهد ماند تا سیستم اعتقادی خاصی داشته باشد؟ در این صورت دیگر این باور و اعتقاد برای چه کسی خواهد بود؟
متوجه هستید چه میگویم؟ دیگر کسی باقی نمی‌ماند تا به چیزی باور داشته باشد. دیگر شخصی باقی نمانده. بنابراین چطور می‌توانید به چیزی باور داشته باشید؟ برای باور داشتن باید یک باورکننده و یک موضوع باور وجود داشته باشد. هنگامی‌که از این شخص تنزه یافتید هنگامی‌که دیگر من-فکری باقی نماند هنگامی‌که دیگر تویی باقی نماند، تو همه‌فراگیر می‌شوی. تو حقیقت مطلق، حاضر مطلق می‌شوی. درنتیجه در آن مقام جای خدا کجاست؟ در آن مقامی که تو همه‌فراگیر هستی جایی برای خدا باقی نمی‌ماند. (دیگر فاصله‌ای بین تو و خدا باقی نیست و دویی برداشته می‌شود. م). تو حاضر مطلقی، تو حقیقت مطلقی، هشیاری خالص.
فقط آن هنگام که تو یک شخص یا هویت باشی، هنگامی‌که تو یک بدن باشی می‌توانی بگویی که من به خدا معتقدم، من به این معتقدم من به آن معتقدم من به آن معتقد نیستم من به این معتقد نیستم. فقط تا زمانی که هویتی وجود داشته باشد شما این گزینه‌ها را دارید. وقتی شخصیتی در کار نباشد، وقتی من-فکری در کار نباشد، هنگامی‌که بدنی در کار نباشد، فقط فضا وجود خواهد داشت. فضا هشیاری مطلق است. این ماهیت حقیقی شماست. این همان چیزی است که شما حقیقتاً هستید.
#رابرت آدامز
"[Think of] print on the paper. The print is you, the personality, and the paper is God. If you didn't have the paper, you couldn't have the print. Like the screen and the image. The screen is what we call God. The image is you, the personality. Therefore, when the you is transcended, the you is really the I thought. When the personal I, or the personal you, is completely and totally transcended, where is there anyone who has a belief system left? For whom was the belief?
You see what I am saying? There is no-one left over to believe anything. There is no personality left. Therefore, how can you believe something? To believe, there has to be a believer and an object to believe. When you've transcended the personality, when there is no I thought, when there is no you, you become all-pervading. You become the total reality, omnipresent. Consequently, where is there room for God? There is no room for God when you are all-pervading. You are omnipresent. You are the absolute reality, the pure awareness.
Only again when you are a personality, when you are a body, can you say, I believe in God, I believe in this, l believe in that, l don't believe in this, I don't believe in that. You have that option as long as there is a personality. When there is no personality, when there is no I thought, when there is no body, there is only space. Space is the absolute awareness. This is your true nature. This is what you really are. "
#Robert Adams (20th century American Advaita mystic)
هنگامی‌که شما خویش (خودتان) را بشناسید دیگران هم تبدیل به همان خویش می‌شوند، جهان خویش می‌شود، درخت خویش می‌شود، آسمان خویش می‌شود، سیارات خویش می‌شوند، تمام کائنات خویش است. بنابراین به هر جا که بروی، هر کاری که بکنی مشغول دیدن خویشی و خویش همیشه عشق و مهر و صلح و سعادت است. به همین دلیل دیگر هیچ‌چیزی نمی‌تواند شما را ناراحت کند به این دلیل که شما چیزی را جدا از خودتان نمی‌بینید. شما خودتان را می‌بینید.
#رابرت آدامز

"When you know [your] Self others become that Self, the world becomes the Self, the tree becomes the Self, the sky becomes the Self, the planets becomes the Self, the whole universe is the Self. Therefore wherever you go, whatever you do, you are seeing the Self. And the Self is always love and compassion and peace and bliss. That is why nothing can make you unhappy. For you're not seeing something apart from you. You're seeing yourself."
#Robert Adams
ارتباطی است بین این بیت از حضرت #حافظ و دو مطلب پیشین.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
داستان شاهدخت کاشی - سوامی #سارواپریاناندا