This afternoon a visitor from Shimoga asked Bhagavan, “How to still the tossing mind?” Bhagavan replied, “Who asks this question? Is it the mind or you?” The visitor said, “The mind.”
Bhagavan: If you see what this mind is, it will be stilled.
Visitor: How to see what the mind is?
Bhagavan: What is your idea of the mind
Visitor: My idea is, it is thought.
Bhagavan: The mind is a bundle of thoughts. But the source of all thoughts is the I-thought. So if you try to find out who this ‘I’ is, the mind will disappear. The mind will exist only so long as you think of external things. But when you draw it from external things and make it think of the mind or ‘I’ — in other words introvert it — it ceases to exist.
#Ramana Maharshi
('Day by Day with Bhagavan', Day 18-10-46.)
Bhagavan: If you see what this mind is, it will be stilled.
Visitor: How to see what the mind is?
Bhagavan: What is your idea of the mind
Visitor: My idea is, it is thought.
Bhagavan: The mind is a bundle of thoughts. But the source of all thoughts is the I-thought. So if you try to find out who this ‘I’ is, the mind will disappear. The mind will exist only so long as you think of external things. But when you draw it from external things and make it think of the mind or ‘I’ — in other words introvert it — it ceases to exist.
#Ramana Maharshi
('Day by Day with Bhagavan', Day 18-10-46.)
تفحص خویش
Photo
معنی بیت اول:
همهچیز روی به فنا میگذارد مگر ذات خدا. و تا وقتیکه وجود خود را در هستی خدا فانی نکردهای بقا و هستی نباید بخواهي. زیرا در اینجا هستی در نیستی و فانی شدن است.
معنی بیت دوم:
هر کس و هر چه که در ذات ما فانی شود، مشمول این قاعده کلی قرار نمیگیرد که: همهچیز به نیستی میرود. (زیرا هرکه فانی در حق شود، درواقع باقی میگردد و فنایی نمییابد.)
معنی بیت سوم:
اشارهای است به به لا اله الا الله. هر کس که از قلمرو لا (نیست شدن وجود موهوم) بگذرد، یعنی به مقام فنا برسد، وارد مرتبه إلا (بقاي بعد الفناء، هستی حقیقی) میگردد و هرکه به این مرتبه شریف برسد، دیگر فنا او را فرو نمیگیرد. زیرا به هستی محض رسیده است.
مثنوی معنوی #مولانا - دفتر اول -از بیت ۳۰۶۵
شرح: کریم زمانی
همهچیز روی به فنا میگذارد مگر ذات خدا. و تا وقتیکه وجود خود را در هستی خدا فانی نکردهای بقا و هستی نباید بخواهي. زیرا در اینجا هستی در نیستی و فانی شدن است.
معنی بیت دوم:
هر کس و هر چه که در ذات ما فانی شود، مشمول این قاعده کلی قرار نمیگیرد که: همهچیز به نیستی میرود. (زیرا هرکه فانی در حق شود، درواقع باقی میگردد و فنایی نمییابد.)
معنی بیت سوم:
اشارهای است به به لا اله الا الله. هر کس که از قلمرو لا (نیست شدن وجود موهوم) بگذرد، یعنی به مقام فنا برسد، وارد مرتبه إلا (بقاي بعد الفناء، هستی حقیقی) میگردد و هرکه به این مرتبه شریف برسد، دیگر فنا او را فرو نمیگیرد. زیرا به هستی محض رسیده است.
مثنوی معنوی #مولانا - دفتر اول -از بیت ۳۰۶۵
شرح: کریم زمانی
"ظاهر این دنیای توهمی که واقعی به نظر میرسد دقیقاً مانند ماری (خیالی) است که در یک طناب دیده میشود، یا دزدی (خیالی) که در تنه درخت مشاهده شود یا آبی است (خیالی) که در سراب دیده شود."
"زیورآلات مختلفی که از طلا درستشدهاند، متمایز از طلا نیستند، بهطور مشابه، این دنیای چیزهای متحرک و غیر متحرک از «خویش» آشکارشدهاند و نمیتوانند چیزی غیر از «خویش» باشند."
"هنگامیکه دنیا ظاهر میشود، «خویش» پنهان است، اما هنگامیکه «خویش» پیشاپیش بدرخشد دنیا محو خواهد شد. نوع متفاوتش در طبیعت مثل سگی است که در یک تکه سنگ دیده میشود هر دوی آنها (سنگ و سگ) هردو باهم دیده نمیشوند."
"باگوان رامانا ماهارشی: سهگانهی (مشاهدهکننده، مشاهدهشده و عمل مشاهده کردن و داننده، دانسته شده و عمل دانستن) و منبع آنها یعنی آگاهی ناب، تحت هیچ شرایطی همزمان آشکار نمیشوند؛ مانند چوب و فیل در یک فیل چوبی. هنگامیکه یکی ظاهر میشود آن دیگری ناپدید میشود."
"باگوان رامانا ماهارشی: درست همانطور که وقتی سنگی به شکل یک سگ تراشیده شود و میفهمید که این فقط یک سنگ است، هیچ سگی آنجا وجود ندارد، همچنین اگر آن را فقط بهعنوان سگ ببینید بدون اینکه پی ببرید که آن سنگ است، سنگی برای شما وجود ندارد. به همین ترتیب، اگر دنیا را ببینید، «خویش» دیده نخواهد شد و اگر «خویش» را ببینید دنیا دیده نمیشود."
#رامانا ماهارشی
"زیورآلات مختلفی که از طلا درستشدهاند، متمایز از طلا نیستند، بهطور مشابه، این دنیای چیزهای متحرک و غیر متحرک از «خویش» آشکارشدهاند و نمیتوانند چیزی غیر از «خویش» باشند."
"هنگامیکه دنیا ظاهر میشود، «خویش» پنهان است، اما هنگامیکه «خویش» پیشاپیش بدرخشد دنیا محو خواهد شد. نوع متفاوتش در طبیعت مثل سگی است که در یک تکه سنگ دیده میشود هر دوی آنها (سنگ و سگ) هردو باهم دیده نمیشوند."
"باگوان رامانا ماهارشی: سهگانهی (مشاهدهکننده، مشاهدهشده و عمل مشاهده کردن و داننده، دانسته شده و عمل دانستن) و منبع آنها یعنی آگاهی ناب، تحت هیچ شرایطی همزمان آشکار نمیشوند؛ مانند چوب و فیل در یک فیل چوبی. هنگامیکه یکی ظاهر میشود آن دیگری ناپدید میشود."
"باگوان رامانا ماهارشی: درست همانطور که وقتی سنگی به شکل یک سگ تراشیده شود و میفهمید که این فقط یک سنگ است، هیچ سگی آنجا وجود ندارد، همچنین اگر آن را فقط بهعنوان سگ ببینید بدون اینکه پی ببرید که آن سنگ است، سنگی برای شما وجود ندارد. به همین ترتیب، اگر دنیا را ببینید، «خویش» دیده نخواهد شد و اگر «خویش» را ببینید دنیا دیده نمیشود."
#رامانا ماهارشی
Bhagwan Sri #Ramana Maharshi:
The appearance of this illusory world, which is seen as real, is just like the serpent seen in a rope, the thief seen in a tree-stump or the water seen in a mirage.
V. 44, Guru Vachaka Kovai
The various ornaments fashioned out of gold are not different from the gold, and similarly, this world of moving and unmoving things, manifested out of Self, cannot be other than Self.
V. 45, Guru Vachaka Kovai
Self is hidden when the world appears, but when Self shines forth, the world will disappear. Being different in nature, like the [apparent] dog [seen in] the stone, both cannot be seen together.
V. 46, Guru Vachaka Kovai
Bhagwan Sri Ramana: The triputis (Triads of seer, seen and the act of seeing, and knower, known and the act of knowing) and their Source, Pure Consciousness, can under no circumstances, appear simultaneously. Like the wood and the elephant in a wooden elephant, when one appears, the other will disappear.
Padamalai
Bhagwan Sri Ramana: Just as when you see a stone carved into the form of a dog and you realize that it is only a stone, there is no dog for you; so also, if you see it only as a dog without realizing that it is a stone, there is no stone for you. ……………………………In the same way, if you see the world, the Self will not be visible; if you see the Self, the world will not be visible.
Source: Letters from Sri Ramanasramam (Quoted here from GVK)
The appearance of this illusory world, which is seen as real, is just like the serpent seen in a rope, the thief seen in a tree-stump or the water seen in a mirage.
V. 44, Guru Vachaka Kovai
The various ornaments fashioned out of gold are not different from the gold, and similarly, this world of moving and unmoving things, manifested out of Self, cannot be other than Self.
V. 45, Guru Vachaka Kovai
Self is hidden when the world appears, but when Self shines forth, the world will disappear. Being different in nature, like the [apparent] dog [seen in] the stone, both cannot be seen together.
V. 46, Guru Vachaka Kovai
Bhagwan Sri Ramana: The triputis (Triads of seer, seen and the act of seeing, and knower, known and the act of knowing) and their Source, Pure Consciousness, can under no circumstances, appear simultaneously. Like the wood and the elephant in a wooden elephant, when one appears, the other will disappear.
Padamalai
Bhagwan Sri Ramana: Just as when you see a stone carved into the form of a dog and you realize that it is only a stone, there is no dog for you; so also, if you see it only as a dog without realizing that it is a stone, there is no stone for you. ……………………………In the same way, if you see the world, the Self will not be visible; if you see the Self, the world will not be visible.
Source: Letters from Sri Ramanasramam (Quoted here from GVK)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شرح دو بیت از غزل بالا:
«تو ز چشم خویش پنهانی اگر پیدا شوی
در میان جان تو گنجی نهان آید پدید
تو طلسم گنج جانی گر طلسمت بشکنی
ز اژدها هرگز نترسی گنج جان آید پدید »
«تو ز چشم خویش پنهانی» چرا؟ جواب در بیت بعد میآید دقت کنید:
چون «تو طلسم گنج جانی »
«تو» طلسم گنج جانی، خود تو طلسم آن گنجی.
«گر طلسمت بشکنی» یعنی اگر از این «من» از این هویت فکری فرا بروی و بر این ایگو، براین شخصیت بر این نفس بمیری آنگاه به آن گنجی که در بیت قبل به آن اشاره شده «در میان جان تو گنجی نهان آید پدید» خواهی رسید و از اژدهایی که ذهن برایت خواهد ساخت هرگز نخواهی ترسید، هنگامیکه گنجِ جانت پدید آید دیگر وحشتناکترین بازیهای فکر نیز فرو خواهند ریخت.
جای شگفتی است که حضرت عطار فقط در دو بیت به چنان معانی بلندی اشاره میکنند.
*این ویدئو بخاطر فونت ریز ابیات قبل آماده شد.
«تو ز چشم خویش پنهانی اگر پیدا شوی
در میان جان تو گنجی نهان آید پدید
تو طلسم گنج جانی گر طلسمت بشکنی
ز اژدها هرگز نترسی گنج جان آید پدید »
«تو ز چشم خویش پنهانی» چرا؟ جواب در بیت بعد میآید دقت کنید:
چون «تو طلسم گنج جانی »
«تو» طلسم گنج جانی، خود تو طلسم آن گنجی.
«گر طلسمت بشکنی» یعنی اگر از این «من» از این هویت فکری فرا بروی و بر این ایگو، براین شخصیت بر این نفس بمیری آنگاه به آن گنجی که در بیت قبل به آن اشاره شده «در میان جان تو گنجی نهان آید پدید» خواهی رسید و از اژدهایی که ذهن برایت خواهد ساخت هرگز نخواهی ترسید، هنگامیکه گنجِ جانت پدید آید دیگر وحشتناکترین بازیهای فکر نیز فرو خواهند ریخت.
جای شگفتی است که حضرت عطار فقط در دو بیت به چنان معانی بلندی اشاره میکنند.
*این ویدئو بخاطر فونت ریز ابیات قبل آماده شد.
احوالات فقط در ذهن هستند و اهمیتی ندارند. به درون بروید، به فراسوی اینها. از فریفته شدن توسط "محتوای آگاهی" دست بکشید. هنگامیکه به لایههای عمیق وجود حقیقیتان برسید متوجه میشوید که بازیهای سطحی ذهن تأثیر کمی روی شما میگذارند.
#نیسارگاداتا
Moods are in the mind and do not matter. Go within, go beyond. Cease being fascinated by the contents of your consciousness. When you reach the deep layers of your true being, you will find that the mind's surface-play affects you very little.
#Nisargadatta Maharaj
#نیسارگاداتا
Moods are in the mind and do not matter. Go within, go beyond. Cease being fascinated by the contents of your consciousness. When you reach the deep layers of your true being, you will find that the mind's surface-play affects you very little.
#Nisargadatta Maharaj
ما کلمات روی کاغذ را میخوانیم اما آن کاغذی که پسزمینه آن است را نادیده میگیریم. به همین ترتیب شما به "چیزهایی که با ذهن آشکار میشوند" علاقهمند هستید و آن پسزمینه را رها کردهاید.
شری #رامانا ماهارشی
«ای عقل تو بِه باشی در دانش و در بینش
یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد»
#مولانا
«ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن»
#مولانا
We are reading the printed characters on paper but ignore the paper which is the background. Similarly you are taken up by the manifestations of the mind and let go the background.
Sri #Ramana Maharshi
-Talk 237.
شری #رامانا ماهارشی
«ای عقل تو بِه باشی در دانش و در بینش
یا آنکه به هر لحظه صد عقل و نظر سازد»
#مولانا
«ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده
بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن»
#مولانا
We are reading the printed characters on paper but ignore the paper which is the background. Similarly you are taken up by the manifestations of the mind and let go the background.
Sri #Ramana Maharshi
-Talk 237.
Forwarded from تفحص خویش
برای مثال وقتی در دنیا گرفتار میشوید فقط از خودتان بپرسید: «این کیست که در این دنیا گرفتارشده؟» و صادقانه بگویید «من هستم» بعد جلوتر بروید و از خودتان بپرسید: «این من از کجا آمده؟» «این من چیست؟» «چطور به وجود آمده؟» «علتش چیست؟»
این من را دنبال کنید، در من ساکن شوید و بهزودی به این نتیجه خواهید رسید که «من» وجود ندارد. خیلی زود به این نتیجه میرسید که شما فضای بینهایت هستید؛ و بهجای مشاهده عینیتهای بیرونی در دنیا، فضایی را مشاهده خواهید کرد که این چیزها به نظر میرسد به آن چسبانده شده باشند.
درست مانند آن است که بچه کوچکی کتابی را برش میدهد. بچه کوچک تکه کاغذی برمیدارد و از داخل کتاب عکس خورشید را جدا میکند و به این کاغذ میچسباند. عکس درخت را میبرد و به کاغذ میچسباند عکس مردی را میبرد و به کاغذ میچسباند.
و این چیزها تبدیل به عینیتهای بیرونی میشوند و بچه کوچک به این عینیتهای خارجی علاقهمند میشود؛ اما این عینیتها بدون آن کاغذ کجا خواهند بود؟ حقیقتِ آن عینیتهای خارجی کاغذ است؛ و زمانی که کودک حوصلهاش از بازی کردن با آن عینیتها سر برود خورشید را میکند و جایش ماه میگذارد. ابرها را برمیدارد و بهجایش ستارگان را میگذارد. مرد را برداشته و جایش یک زن میگذارد. درخت را برداشته و جایش سبزه و کوه میگذارد.
اما آیا کاغذ تغییر میکند؟ کاغذ همچنان همان است. همین مطلب در خصوص ما نیز صدق میکند. ما به نظر فانی میرسیم. از میان تجربههای گوناگونی در دنیا میگذریم. به نظر میرسد که آسمان، سیارات، ستارگان و سایر چیزها وجود داشته باشند اما من به شما میگویم که در حقیقت همه آنها غیرحقیقی هستند و فقط آن فضا حقیقی است. فضا هرگز تغییر نمیکند اما همهی چیزهای دیگر در تغییرند؛ بنابراین چطور چیزی که تغییر میکند میتواند حقیقی باشد.
#رابرت آدامز
این من را دنبال کنید، در من ساکن شوید و بهزودی به این نتیجه خواهید رسید که «من» وجود ندارد. خیلی زود به این نتیجه میرسید که شما فضای بینهایت هستید؛ و بهجای مشاهده عینیتهای بیرونی در دنیا، فضایی را مشاهده خواهید کرد که این چیزها به نظر میرسد به آن چسبانده شده باشند.
درست مانند آن است که بچه کوچکی کتابی را برش میدهد. بچه کوچک تکه کاغذی برمیدارد و از داخل کتاب عکس خورشید را جدا میکند و به این کاغذ میچسباند. عکس درخت را میبرد و به کاغذ میچسباند عکس مردی را میبرد و به کاغذ میچسباند.
و این چیزها تبدیل به عینیتهای بیرونی میشوند و بچه کوچک به این عینیتهای خارجی علاقهمند میشود؛ اما این عینیتها بدون آن کاغذ کجا خواهند بود؟ حقیقتِ آن عینیتهای خارجی کاغذ است؛ و زمانی که کودک حوصلهاش از بازی کردن با آن عینیتها سر برود خورشید را میکند و جایش ماه میگذارد. ابرها را برمیدارد و بهجایش ستارگان را میگذارد. مرد را برداشته و جایش یک زن میگذارد. درخت را برداشته و جایش سبزه و کوه میگذارد.
اما آیا کاغذ تغییر میکند؟ کاغذ همچنان همان است. همین مطلب در خصوص ما نیز صدق میکند. ما به نظر فانی میرسیم. از میان تجربههای گوناگونی در دنیا میگذریم. به نظر میرسد که آسمان، سیارات، ستارگان و سایر چیزها وجود داشته باشند اما من به شما میگویم که در حقیقت همه آنها غیرحقیقی هستند و فقط آن فضا حقیقی است. فضا هرگز تغییر نمیکند اما همهی چیزهای دیگر در تغییرند؛ بنابراین چطور چیزی که تغییر میکند میتواند حقیقی باشد.
#رابرت آدامز
Forwarded from تفحص خویش
When you get caught up in the world, for instance, simply ask yourself, "Who is it that's caught up in the world?" And be truthful, say, "I-am" and go further and ask yourself, "Where did the I come from? What is this I? How did it originate? What is its cause?"
Follow the I, abide in the I and you will soon come to the conclusion, that 'I' does not exist. You will soon come to the conclusion that you are infinite space. And instead of observing objects in the world. You will observe the space that the objects seem to be glued onto.
It's like a little kid cuts out a book. A little kid gets a piece of paper. Cuts out a picture of the sun and pastes the sun on the paper. Cuts out a picture of a tree pastes in on the paper. Cuts out a picture of a man pastes it on the paper.
And they become objects. And the little kid is interested in the objects. But where would the objects be without the paper? The paper is the reality of the objects. And when the kids stopped playing with those objects he simply unpeels the sun and puts the moon in its place. Takes away the clouds and pastes up stars in its place. Takes away the man and puts a woman in its place. Takes away the tree and puts grass and mountains.
But did the paper change? The paper is still the same. And so it is with us. We appear to be mortals. Going through various experiences in the world. There appears to be a sky, planets, stars, others. But I say to you in truth that these are all false. Only the space is real. The space never changes and everything else does. Therefore how can anything that changes be real?
#Robert Adams, Collected Works, Ts 13
Follow the I, abide in the I and you will soon come to the conclusion, that 'I' does not exist. You will soon come to the conclusion that you are infinite space. And instead of observing objects in the world. You will observe the space that the objects seem to be glued onto.
It's like a little kid cuts out a book. A little kid gets a piece of paper. Cuts out a picture of the sun and pastes the sun on the paper. Cuts out a picture of a tree pastes in on the paper. Cuts out a picture of a man pastes it on the paper.
And they become objects. And the little kid is interested in the objects. But where would the objects be without the paper? The paper is the reality of the objects. And when the kids stopped playing with those objects he simply unpeels the sun and puts the moon in its place. Takes away the clouds and pastes up stars in its place. Takes away the man and puts a woman in its place. Takes away the tree and puts grass and mountains.
But did the paper change? The paper is still the same. And so it is with us. We appear to be mortals. Going through various experiences in the world. There appears to be a sky, planets, stars, others. But I say to you in truth that these are all false. Only the space is real. The space never changes and everything else does. Therefore how can anything that changes be real?
#Robert Adams, Collected Works, Ts 13
تفحص خویش
Photo
معنی بیت اول:
توحید خدا چیست؟ آموختن علم معنا و سپس خویش را نزد واحد حقیقی سوزاندن است. یعنی وجود موهوم را ساقط کردن و سوزاندن آن در کوره عشق الهی و رسیدن به مقام فناء. توحید را عبارت از نفي همه موجودات مجازی و اثبات حق دانسته اند: «توحید، افکندن اضافت بود از خویشتن. نگوید: مرا و به من و از من.» و باز گفته اند: «توحید عبارت است از محو آثار بشریت و تجرد الهيت.»
معنی بیت دوم:
اگر میخواهی که همانند روز، فروزان و شعلهور شوی، وجود همچون شب تیرهوتارت را بسوزان تا هیچ اثری از موجودیت طبیعیات که اسیر زنجیر شهوات است نماند.
معنی بیت سوم:
ای سالک، موجودیت خویش را در وجود آن بخشنده هستی بگدازان همانند گداختن مس در کیمیا. (همانطور که مس، میگدازد و در کیمیا به زر ناب مبدل میشود، تو نیز مس وجودت را در کیمیای وجود حقتعالی فانی کن تا به بقای حقیقی برسی.)
معنی بیت چهارم:
تو به «من» و «مایی» سخت چسبیدهای، یعنی همچنان در قیدوبند هویت کاذب سر میبری. ولی خبر نداری که همه این تباهیها و ویرانیهای روحی و اخلاقی از دوگانگی حاصل میشود. اینکه تو خود را در مقابل حضرت حق، کسی بدانی آشیانه زشتیها و امالفساد است.
مثنوی معنوی #مولانا - دفتر اول -از بیت ۳۰۰۹
شرح: کریم زمانی
توحید خدا چیست؟ آموختن علم معنا و سپس خویش را نزد واحد حقیقی سوزاندن است. یعنی وجود موهوم را ساقط کردن و سوزاندن آن در کوره عشق الهی و رسیدن به مقام فناء. توحید را عبارت از نفي همه موجودات مجازی و اثبات حق دانسته اند: «توحید، افکندن اضافت بود از خویشتن. نگوید: مرا و به من و از من.» و باز گفته اند: «توحید عبارت است از محو آثار بشریت و تجرد الهيت.»
معنی بیت دوم:
اگر میخواهی که همانند روز، فروزان و شعلهور شوی، وجود همچون شب تیرهوتارت را بسوزان تا هیچ اثری از موجودیت طبیعیات که اسیر زنجیر شهوات است نماند.
معنی بیت سوم:
ای سالک، موجودیت خویش را در وجود آن بخشنده هستی بگدازان همانند گداختن مس در کیمیا. (همانطور که مس، میگدازد و در کیمیا به زر ناب مبدل میشود، تو نیز مس وجودت را در کیمیای وجود حقتعالی فانی کن تا به بقای حقیقی برسی.)
معنی بیت چهارم:
تو به «من» و «مایی» سخت چسبیدهای، یعنی همچنان در قیدوبند هویت کاذب سر میبری. ولی خبر نداری که همه این تباهیها و ویرانیهای روحی و اخلاقی از دوگانگی حاصل میشود. اینکه تو خود را در مقابل حضرت حق، کسی بدانی آشیانه زشتیها و امالفساد است.
مثنوی معنوی #مولانا - دفتر اول -از بیت ۳۰۰۹
شرح: کریم زمانی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر زمان که به یاد آوردید، هر چه قدر که میتوانید از تنفستان آگاه باشید.
#اکهارت تول
تلاش کنید تا روی تنفس متمرکز باشید، این مانع ذهن خواهد شد و از پرسه زنیاش در عینیتهای بیرونی جلوگیری میکند.
#آناندامایی ما
Be aware of your breathing as often as you are able, whenever you remember.
#Eckhart Tolle
“Endeavour to concentrate on the breath; this will provide a check on the mind preventing it from wandering away to outer objects.”
#Anandamayi MA
#اکهارت تول
تلاش کنید تا روی تنفس متمرکز باشید، این مانع ذهن خواهد شد و از پرسه زنیاش در عینیتهای بیرونی جلوگیری میکند.
#آناندامایی ما
Be aware of your breathing as often as you are able, whenever you remember.
#Eckhart Tolle
“Endeavour to concentrate on the breath; this will provide a check on the mind preventing it from wandering away to outer objects.”
#Anandamayi MA
کسی که قول پیامبر (ص) را که فرمود: خدا آدم را بهصورت خویش آفرید (خلق الله آدم على صورته) و نیز قول او را که فرمود: هر که خود را بشناسد خدا را میشناسد (من عرف نفسه عرف ربه) و نیز قول خدای تعالی را که فرمود در خودتان است آیا نمیبینید؟ و في انفسكم أفلا تبصرون (الذاریات، ۲۱) و همچنین آیهی بهزودی آیات خود را در آفاق و در جانهای خودشان بدیشان نشان خواهیم داد سنريهم آياتنا في الآفاق و في انفسهم (فصلت، ۵۳) را درک کند، ضرورتاً خواهد فهمید که هر کس وجود خود را اینچنین ببیند پروردگار خود را دیده است.
ابن عربی - الفتوحات المكية ج ۴ ص ۲۵۶
ابن عربی - الفتوحات المكية ج ۴ ص ۲۵۶