از احد نه میتوان سخن گفت و نه درباره آن چیزی نوشت. مادامیکه صورت دیگری در نفس حضور داشته باشد اندیشهمان نمیتواند احد را درک کند. برای رسیدن به این غایت، باید نفس خود را از اغیار آزاد کرده کاملاً در درون خود فرو روی، بدون هیچ توجهی به آنچه خارج نفس است؛ حتى ذهن را از تمام صور ذهنی مجرد سازی و حتی خود را نیز فراموش کنی، در آن صورت قادر خواهی بود که اینجا به دیدار آن احد نائل آیی. هنگامیکه این عروج صورت پذیرفت، این شخص خود با احد یکی میشود. هیچ کثرتی نه در درون و نه در روابط بیرونی او یافت نخواهد شد؛ زیرا در آنجا نه حرکتی در اوست نه احساسی و نه میلی به غیر. درواقع در آنجا نه عقلی است و نه اندیشهای؛ بلکه میتوان گفت که در آنجا هیچ اثری از خودِ او نیست.
فلوطین - تاسوعات
فلوطین - تاسوعات
گفتگو با #آنامالای سوامی
پرسشگر: بسیار مشکل است که گرفتار ذهن نشویم. جدا ماندن از افکار مانند این است که سعی کنیم تا جلوی جزر و مد را بگیریم. امواجِ افکارِ جدید هرچند ثانیه آن مشاهدهگرِ مستقل را میشورند.
آنامالای سوامی: تفحص خویش باید بهطور مکرر و مداوم انجام شود. ذهن پرسهزن هنگامی که تحت نظارت و بررسی مداوم قرار می گیرد به آرامی انرژی اش را از دست میدهد.
ذهن تمام انرژی اش را از توجهی که شما به افکار و احساسات میدهید میگیرد. اگر از توجه به آنها خودداری کنید و در عوض بهمحض اینکه هر فکری ظاهر شد آن را به چالش بکشید، دیر یا زود توجه شما دیگر به سمت افکارِ سرگردان نخواهد رفت.
هنگامی که جذابیت افکار گذرا تا جایی کاهش یابند که وقتی ظاهر میشوند دیگر مجبور به نگهداشتن آنها نباشید، آنگاه قادر خواهید بود تا بدون هیچ مزاحمتی در تجربهی ماهیت حقیقیتان بیارامید.
پرسشگر: بسیار مشکل است که گرفتار ذهن نشویم. جدا ماندن از افکار مانند این است که سعی کنیم تا جلوی جزر و مد را بگیریم. امواجِ افکارِ جدید هرچند ثانیه آن مشاهدهگرِ مستقل را میشورند.
آنامالای سوامی: تفحص خویش باید بهطور مکرر و مداوم انجام شود. ذهن پرسهزن هنگامی که تحت نظارت و بررسی مداوم قرار می گیرد به آرامی انرژی اش را از دست میدهد.
ذهن تمام انرژی اش را از توجهی که شما به افکار و احساسات میدهید میگیرد. اگر از توجه به آنها خودداری کنید و در عوض بهمحض اینکه هر فکری ظاهر شد آن را به چالش بکشید، دیر یا زود توجه شما دیگر به سمت افکارِ سرگردان نخواهد رفت.
هنگامی که جذابیت افکار گذرا تا جایی کاهش یابند که وقتی ظاهر میشوند دیگر مجبور به نگهداشتن آنها نباشید، آنگاه قادر خواهید بود تا بدون هیچ مزاحمتی در تجربهی ماهیت حقیقیتان بیارامید.
CONVERSATIONS WITH #ANNAMALAI SWAMI
Q: It is so difficult to avoid getting entangled in the mind. Staying detached from thoughts is like trying to stop the tide from coming in. Waves of new thoughts wash away the detached observer every few seconds.
AS: Self-inquiry must be done repeatedly and steadily. The wandering mind slowly loses its energy when it is subjected to constant scrutiny.
The mind derives all its energy from the attention you give to thoughts and emotions. If you refuse to give them any attention and instead challenge each thought as soon as it appears, sooner or later your attention will stop going out to all your stray thoughts.
When the attractiveness of transient thoughts diminishes to the point where you no longer feel obliged to hold on to them whenever they appear, you will be able to rest quietly in the experience of your real nature without being distracted.
- LWB p. 325
Q: It is so difficult to avoid getting entangled in the mind. Staying detached from thoughts is like trying to stop the tide from coming in. Waves of new thoughts wash away the detached observer every few seconds.
AS: Self-inquiry must be done repeatedly and steadily. The wandering mind slowly loses its energy when it is subjected to constant scrutiny.
The mind derives all its energy from the attention you give to thoughts and emotions. If you refuse to give them any attention and instead challenge each thought as soon as it appears, sooner or later your attention will stop going out to all your stray thoughts.
When the attractiveness of transient thoughts diminishes to the point where you no longer feel obliged to hold on to them whenever they appear, you will be able to rest quietly in the experience of your real nature without being distracted.
- LWB p. 325
شما دو فکر دارید
فکر شماره یک ظاهر شده و ناپدید میشود
فکر شماره دو ظاهر شده و ناپدید میشود
آیا در هیچ زمانی هشیاری ناپدید میشود؟
پس چه چیزی بین این دو فکر وجود دارد و حاضر است؟!
- هشیاری
پس، از دیدگاه فکر، این وقفه زمانی بین دو فکر چه مدت دوام میاورد؟
- فکر چیزی دراینباره نمیداند.
فکر هیچچیز دراینباره نمیداند، زیرا فقط چیزها هستند که میتوانند در افکار ظاهر شوند و ازآنجاییکه فکر نمیتواند چیزی در مورد فاصلهی بین افکار بداند، وجود آن را نفی میکند. درصورتیکه اگر وجود نداشت، ارتباطی بین افکار و همچنین استمرار تجربه موجود نبود.
بنابراین فاصلهی بین دو فکر در زمان رخ نمیدهد. زمان فقط در فکر موجود است. ازاینرو از دیدگاه فکر، فاصلهای بین دو فکر وجود ندارد. آنجا نه زمان وجود دارد و نه هیچچیزی.
خواب عمیق، فاصلهی بین دو وضعیت رؤیا است و وضعیت رؤیا تنها متشکل از دو فکر (یا دو سری فکر) است. حال این فاصله چه مدت طول میکشد؟
- آن در زمان روی نمیدهد.
در زمان روی نمیدهد. فکر چیزی دراینباره نمیداند. به همین دلیل از دیدگاه فکر، تجربهی غیرعینی خواب عمیق (که صرفاً فاصلهی بی بُعدِ بین دو تصویر یا دو فکر است) اصلا وجود ندارد، درست مانند فاصلهی بین دو فکر؛ اما بنا به تجربهی شما، هشیاری مداوم و مستمر است. منظورم از تجربهی شما، تجربهی هشیاری است: من بطور مدام هستم (بهطور دقیقتر)، من همیشه حاضر هستم. خواب عمیق چیزی نیست که در زمان رخ دهد. ابدیت است. هشیاری است.
#روپرت اسپایرا
فکر شماره یک ظاهر شده و ناپدید میشود
فکر شماره دو ظاهر شده و ناپدید میشود
آیا در هیچ زمانی هشیاری ناپدید میشود؟
پس چه چیزی بین این دو فکر وجود دارد و حاضر است؟!
- هشیاری
پس، از دیدگاه فکر، این وقفه زمانی بین دو فکر چه مدت دوام میاورد؟
- فکر چیزی دراینباره نمیداند.
فکر هیچچیز دراینباره نمیداند، زیرا فقط چیزها هستند که میتوانند در افکار ظاهر شوند و ازآنجاییکه فکر نمیتواند چیزی در مورد فاصلهی بین افکار بداند، وجود آن را نفی میکند. درصورتیکه اگر وجود نداشت، ارتباطی بین افکار و همچنین استمرار تجربه موجود نبود.
بنابراین فاصلهی بین دو فکر در زمان رخ نمیدهد. زمان فقط در فکر موجود است. ازاینرو از دیدگاه فکر، فاصلهای بین دو فکر وجود ندارد. آنجا نه زمان وجود دارد و نه هیچچیزی.
خواب عمیق، فاصلهی بین دو وضعیت رؤیا است و وضعیت رؤیا تنها متشکل از دو فکر (یا دو سری فکر) است. حال این فاصله چه مدت طول میکشد؟
- آن در زمان روی نمیدهد.
در زمان روی نمیدهد. فکر چیزی دراینباره نمیداند. به همین دلیل از دیدگاه فکر، تجربهی غیرعینی خواب عمیق (که صرفاً فاصلهی بی بُعدِ بین دو تصویر یا دو فکر است) اصلا وجود ندارد، درست مانند فاصلهی بین دو فکر؛ اما بنا به تجربهی شما، هشیاری مداوم و مستمر است. منظورم از تجربهی شما، تجربهی هشیاری است: من بطور مدام هستم (بهطور دقیقتر)، من همیشه حاضر هستم. خواب عمیق چیزی نیست که در زمان رخ دهد. ابدیت است. هشیاری است.
#روپرت اسپایرا
You have two thoughts.
Thought number one appears, and disappears.
Thought number two appears and disappears.
But at no time is there the disappearance of Awareness.
So, what exists, or what is present between the two thoughts?
Q: “Awareness.”
So from the point of view of thought, how long does that gap between two thoughts last?
Q: “Thought knows nothing of it.”
Thought knows nothing of it, because all objects can only appear in thought. So thought cannot know anything about the gap in between thoughts; and therefore it says it is non-existent. But if it was non-existent, then there would be no connection between the thoughts. There would be no continuity to experience.
So, the duration between two thoughts doesn’t take place in time. Time is only in thought. So from thought’s point of view, the duration between two thoughts is non-existent; there is no time there, there is nothing there.
Deep sleep is the gap between two dream states; and the dream state is just two thoughts (or two series of thoughts). So how long does that gap last?
Q: “It’s not in time.”
It’s not in time. Thought knows nothing of it. That’s why the non-objective experience of deep sleep (which is simply the zero-dimensional gap between two images or thoughts) seems to be non-existent from the point of view of thought; just like the gap between two thoughts seems to be non-existent. But it is your experience that Awareness is continuous…, When I say ‘your experience’, I mean it is Awareness’ experience: I am Continuous (or more accurately) I am ever-present. Deep sleep is not something that lasts in time. It is eternity. It is awareness.
#Rupert Spira
Thought number one appears, and disappears.
Thought number two appears and disappears.
But at no time is there the disappearance of Awareness.
So, what exists, or what is present between the two thoughts?
Q: “Awareness.”
So from the point of view of thought, how long does that gap between two thoughts last?
Q: “Thought knows nothing of it.”
Thought knows nothing of it, because all objects can only appear in thought. So thought cannot know anything about the gap in between thoughts; and therefore it says it is non-existent. But if it was non-existent, then there would be no connection between the thoughts. There would be no continuity to experience.
So, the duration between two thoughts doesn’t take place in time. Time is only in thought. So from thought’s point of view, the duration between two thoughts is non-existent; there is no time there, there is nothing there.
Deep sleep is the gap between two dream states; and the dream state is just two thoughts (or two series of thoughts). So how long does that gap last?
Q: “It’s not in time.”
It’s not in time. Thought knows nothing of it. That’s why the non-objective experience of deep sleep (which is simply the zero-dimensional gap between two images or thoughts) seems to be non-existent from the point of view of thought; just like the gap between two thoughts seems to be non-existent. But it is your experience that Awareness is continuous…, When I say ‘your experience’, I mean it is Awareness’ experience: I am Continuous (or more accurately) I am ever-present. Deep sleep is not something that lasts in time. It is eternity. It is awareness.
#Rupert Spira
من مانند تصاویر درون یک فیلم بهطور مدام در طول زندگی در حال تغییر است اما آن چیزی که از شرایط این منهای دائم التغییر آگاه است همانند صفحهنمایش همیشه ثابت و در همه حال حاضر است، آن همان «هستمِ» ثابت در جملات بالاست، ما پیش از آنکه این یا آن باشیم «هستیم». آن چیز همان حقیقت درون شماست همان هشیاری است.«توجه» را از این منهای دائم التغییر به سمت آن هشیاریِ نامتغیر بچرخانید، همان «هست» بودن. از این آگاهی آگاه باشید، به جای هم هویت شدن مدام با این منهای دائم التغییر، خودتان را بهعنوان آن هشیاری بشناسید و در همانجا بمانید در همان «هست» بودنی که مقدم بر هر چیز دیگری است.
تفحص خویش
@selfinquiry
تفحص خویش
@selfinquiry
تنها چیزی که باید بدانی این است که تو وجود داری (هستی). هنگامیکه در خوابی وجود داری، هنگامیکه رؤیا میبینی وجود داری و هماکنون وجود داری. از خودت بپرس: چه کسی وجود دارد؟ آنی که وجود دارد چیست؟ از خودت بپرس و هنگامیکه پیدایش کنی رها میشوی. ما سعی میکنیم تا آن را خیلی واضح و ساده کنیم. هر چه سادهتر، بهتر.
#رابرت آدامز
The only thing that you have to know is that you exist. You exist while you sleep, you exist while you dream and you exist right now. Ask yourself, "Who exists? What is that which exists?" Ask yourself. And when you find out you'll be free. We try to make it very clear and very simple. The simpler the better.
#Robert Adams, CW, Ts 23
#رابرت آدامز
The only thing that you have to know is that you exist. You exist while you sleep, you exist while you dream and you exist right now. Ask yourself, "Who exists? What is that which exists?" Ask yourself. And when you find out you'll be free. We try to make it very clear and very simple. The simpler the better.
#Robert Adams, CW, Ts 23
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"هرچه از وی شاد گردی در جهان
از فراق او بیندیش آن زمان
زانچ گشتی شاد بس کس شاد شد
آخر از وی جست و همچون باد شد
از تو هم بجهد تو دل بر وی منه
پیش از آن کو بجهد از وی تو بجه"
#مولانا
شرح دقیق آقای پرویز #شهبازی بر این ابیات مهم #مولانا
* بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، مثل آنها همانند بارانی است که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو میبرد، سپس خشک میشود بگونهای که آن را زردرنگ میبینی؛ سپس تبدیل به کاه میشود!
قسمتی از آیه ۲۰ سوره حدید
از فراق او بیندیش آن زمان
زانچ گشتی شاد بس کس شاد شد
آخر از وی جست و همچون باد شد
از تو هم بجهد تو دل بر وی منه
پیش از آن کو بجهد از وی تو بجه"
#مولانا
شرح دقیق آقای پرویز #شهبازی بر این ابیات مهم #مولانا
* بدانید زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تجمّل پرستی و فخرفروشی در میان شما و افزون طلبی در اموال و فرزندان است، مثل آنها همانند بارانی است که محصولش کشاورزان را در شگفتی فرو میبرد، سپس خشک میشود بگونهای که آن را زردرنگ میبینی؛ سپس تبدیل به کاه میشود!
قسمتی از آیه ۲۰ سوره حدید
✨🌀به دوستان توصیه میکنم مجموعه ویدئوهایی با عنوان "وحدت" که خانم الهه روزدار تهیه کردند و از امشب داخل کانال قرار میگیره رو با دقت ببینند و روی آنها تعمق کنند. امیدوارم عزیزان از اشارات ناب و درستی که ایشان ارائه میدهند نهایت بهره رو ببرند.
شما تمرکز میکنید، مراقبه میکنید، ذهن و بدنتان را عذاب میدهید و تمام کارهای غیرضروری را انجام میدهید اما آن چیز اصلی که محو این «شخص»* است را انجام نمیدهید.
#نیسارگاداتا
*من ذهنی، هویت فکری، خویش منفصل
« از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را محوِ دیدارِ جمالِ حی کنید»
#مولانا
#نیسارگاداتا
*من ذهنی، هویت فکری، خویش منفصل
« از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را محوِ دیدارِ جمالِ حی کنید»
#مولانا
تأمل روی من- فکر مانند تأمل روی بدن است و منجر به تقویت ایگو میشود. ایگو را قویتر میکند. باید آگاه باشد که مشغول از بین بردن ایگو باشید نه اینکه آن را قویتر کنید. کاری که باید انجام دهید این است که من-فکر را تا سرچشمهاش دنبال کنید. روی من-فکر تأمل نکنید بلکه دنبالش کنید.
تفحص خویش هیچ ربطی به مراقبه ندارد. هنگامیکه تعمق میکنید باید روی آن سرچشمه (منشأ) تعمق کنید که همان خدا، خویش یا آگاهی است. ممکن است ساعتها روی منشأ تعمق کنید و این کاملاً خوب است اما هرگز روی من- فکر تعمق نکنید.
من -فکر فرایندی است که شما از مغز تا قلب دنبالش میکنید و منشأش قلب معنوی است که همان خویش یا آگاهی است.
همیشه وقتی من- فکر را دنبال میکنید تمایل بیشتری به مدام فکر کردن به این من -فکر وجود دارد. من- فکر باید نابود شود. من- فکر، خویش شخصی، نفس یا ذهن همه مترادف هستند. آنها حقیقتاً اصلاً وجود ندارند.
بنابراین وقتی شما روی آنها تأمل کنید درواقع روی چیزی تأمل میکنید که اصلاً وجود ندارد و درنتیجه مایا یا توهم را افزایش میدهید. به همین خاطر است که هرگز نباید به چالشها و مسائلتان فکر کنید یا اگر مشکلاتی دارید روی آنها تأمل نکنید زیرا با این کار آنها را تقویت میکنید.
همینطور که به آنها فکر میکنید آنها را قویتر و قویتر میکنید. شما نیاز دارید تا فقط به آن منشأ فکر کنید. فقط خدا. چطور به خدا فکر کنید؟ باید به نام خداوند متوسل شوید. نام خداوند چیست؟ کسی میتواند بگوید؟
یکی از شاگردان: «من-هستم»
رابرت: بله من-هستم درست است. من-هستم اولین نام خداوند است. پس وقتی به شما گفته میشود تا به خدا فکر کنید منظور من-هستم است. این خیلی مهم است برای اینکه این زندگی شماست. آنچه انجام میدهید تعیین میکند که شما چه چیزمیشوید. هرکجا که افکارتان باشد قلبتان نیز همانجا خواهد بود. این را درک کنید، احساسش کنید.
#رابرت آدامز
تفحص خویش هیچ ربطی به مراقبه ندارد. هنگامیکه تعمق میکنید باید روی آن سرچشمه (منشأ) تعمق کنید که همان خدا، خویش یا آگاهی است. ممکن است ساعتها روی منشأ تعمق کنید و این کاملاً خوب است اما هرگز روی من- فکر تعمق نکنید.
من -فکر فرایندی است که شما از مغز تا قلب دنبالش میکنید و منشأش قلب معنوی است که همان خویش یا آگاهی است.
همیشه وقتی من- فکر را دنبال میکنید تمایل بیشتری به مدام فکر کردن به این من -فکر وجود دارد. من- فکر باید نابود شود. من- فکر، خویش شخصی، نفس یا ذهن همه مترادف هستند. آنها حقیقتاً اصلاً وجود ندارند.
بنابراین وقتی شما روی آنها تأمل کنید درواقع روی چیزی تأمل میکنید که اصلاً وجود ندارد و درنتیجه مایا یا توهم را افزایش میدهید. به همین خاطر است که هرگز نباید به چالشها و مسائلتان فکر کنید یا اگر مشکلاتی دارید روی آنها تأمل نکنید زیرا با این کار آنها را تقویت میکنید.
همینطور که به آنها فکر میکنید آنها را قویتر و قویتر میکنید. شما نیاز دارید تا فقط به آن منشأ فکر کنید. فقط خدا. چطور به خدا فکر کنید؟ باید به نام خداوند متوسل شوید. نام خداوند چیست؟ کسی میتواند بگوید؟
یکی از شاگردان: «من-هستم»
رابرت: بله من-هستم درست است. من-هستم اولین نام خداوند است. پس وقتی به شما گفته میشود تا به خدا فکر کنید منظور من-هستم است. این خیلی مهم است برای اینکه این زندگی شماست. آنچه انجام میدهید تعیین میکند که شما چه چیزمیشوید. هرکجا که افکارتان باشد قلبتان نیز همانجا خواهد بود. این را درک کنید، احساسش کنید.
#رابرت آدامز
To meditate on the I-thought is like meditating on your body. It improves the ego. It makes the ego stronger. And as you realize you're trying to kill the ego, not trying to make it stronger. What you're supposed to do is to follow the I-thought to the source. Follow it, not meditate on it.
Self-inquiry has nothing to do with meditation. When you meditate you meditate on the source. Which is God, the Self, consciousness. You may spend many hours meditating on the source, this is all good but never meditate on the I-thought.
The I-thought is a process that you follow from the brain back to the heart and the source is the spiritual heart which is the Self, consciousness.
There is always a tendency when you are following the I-thought to keep thinking of the I-thought. Remember you do not do this. The I-thought has to be destroyed. The I-thought, the personal self, the ego, the mind are all synonymous. They really do not exist.
Therefore when you meditate on them you're meditating on something that does not exist and you're increasing the maya. This is why you should never think of your problems or meditate on your troubles if you have any. For you are increasing them.
You’re making them stronger and stronger as you think about them. You want to think only of the source. Only on God.
How do you think on God? You have to invoke God’s name. And what is God’s
name? Who can tell me?
Students: “I-am. “
R: I-am. I-am is correct. I-am is the first name of God. So when you're told to think
of God, you think of I-am. This is very important, for this is your life. What you do determines what you become. Where your thoughts are that is where your heart is. Understand this, feel it.
#Robert Adams Satsangs.
Self-inquiry has nothing to do with meditation. When you meditate you meditate on the source. Which is God, the Self, consciousness. You may spend many hours meditating on the source, this is all good but never meditate on the I-thought.
The I-thought is a process that you follow from the brain back to the heart and the source is the spiritual heart which is the Self, consciousness.
There is always a tendency when you are following the I-thought to keep thinking of the I-thought. Remember you do not do this. The I-thought has to be destroyed. The I-thought, the personal self, the ego, the mind are all synonymous. They really do not exist.
Therefore when you meditate on them you're meditating on something that does not exist and you're increasing the maya. This is why you should never think of your problems or meditate on your troubles if you have any. For you are increasing them.
You’re making them stronger and stronger as you think about them. You want to think only of the source. Only on God.
How do you think on God? You have to invoke God’s name. And what is God’s
name? Who can tell me?
Students: “I-am. “
R: I-am. I-am is correct. I-am is the first name of God. So when you're told to think
of God, you think of I-am. This is very important, for this is your life. What you do determines what you become. Where your thoughts are that is where your heart is. Understand this, feel it.
#Robert Adams Satsangs.
تفحص خویش
#الهه_روزدار - وحدت قسمت سوم
پیشنهاد میکنم درخصوص تعمق بیشتر در تمرینی که در ویدئوی بالا به آن اشاره شد مطالب زیر را هم ببینید.
این تمرین تمام کمکی است که نیاز دارید» از #موجی
دعوتی به رهایی- بیداری فوری برای همگان - #موجی
مراقبه دعوت به رهایی - #موجی
این تمرین تمام کمکی است که نیاز دارید» از #موجی
دعوتی به رهایی- بیداری فوری برای همگان - #موجی
مراقبه دعوت به رهایی - #موجی
نگران نباش
نگرانی چیزی جز هدردادن هوش و انرژی نیست
همهچیز در خدا
از طریق خدا
و بهوسیله خدا
بهطور خودبهخودی
در حال اتفاق افتادن است.
#نیسارگاداتا ماهاراج
نگرانی چیزی جز هدردادن هوش و انرژی نیست
همهچیز در خدا
از طریق خدا
و بهوسیله خدا
بهطور خودبهخودی
در حال اتفاق افتادن است.
#نیسارگاداتا ماهاراج