تفحص خویش
21.3K subscribers
2.1K photos
805 videos
37 files
365 links
ابتدای کانال:

| https://t.me/selfinquiry/5
Download Telegram
بدن‌ها، ذهن‌ها، اعتقادات و احساسات مانند لباسی است که هشیاری می‌پوشد و ما در پی این هستیم که بفهمیم چه چیزی در زیر این لباس‌ها وجود دارد. درک این نکته که تو آن چیزی که فکر می‌کردی نیستی، باورها و اعتقاداتت نیستی، هویتت نیستی، ایگو (نفست) نیستی می‌تواند بسیار دگرگون‌کننده باشد. تو چیزی جدای از این‌ها هستی، چیزی که ساکن درون است، چیزی در درونی‌ترین مرکز وجودی‌ات.
در حال حاضر ما آن چیز را هشیاری می‌نامیم. ماهیت اساسی این بینش این‌طور نیست که بگوییم هشیاری چیزی است که تو مالک آن هستی یا برای رسیدن به آن نظم و انضباط یا ضرورتی نیاز است بلکه هشیاری درواقع همان چیزی است که تو هستی، هشیاری ماهیت وجودی‌ات است. نه‌فقط تو بلکه هشیاری ماهیت حقیقی همه است.

#آدیاشانتی
"Bodies and minds and beliefs and feelings are like clothing that awareness puts on, and we are finding out what is underneath this clothing. It can be quite transformative to realize that you are not what you thought you were, that you are not your beliefs, that you are not your personality, that you are not your ego. You are something other than that, something that resides on the inside, at the innermost core of your being.
For the moment we are calling that something 'awareness' itself. The radical nature of this insight is not that awareness is something you possess, or that you need discipline or need to learn how to do. Awareness is actually what you are; it’s the essence of your being. And not only is awareness what you are, it is also what everyone else is, too."
#Adyashanti (20th-21st century American mystic)
هشیاری و آگاهی

پرسشگر: هنگامی‌که خواب هستید، چه می‌کنید؟
ماهاراج: نسبت به خواب بودنم هشیار هستم.
پرسشگر: آیا خواب یک وضعیت ناخودآگاه نیست؟
ماهاراج: بله، من به این ناخودآگاهی، هشیارم.
پرسشگر: و هنگامی‌که بیدار هستید یا خواب می‌بینید چطور؟
ماهاراج: نسبت به بیدار بودن یا رؤيا دیدنم هشیار هستم.
پرسشگر: من شما را درک نمی‌کنم. دقیقاً منظورتان چیست؟ اجازه دهید جملاتم را شفاف توضیح دهم. منظورم از خواب بودن، ناآگاهی یا ناخودآگاهی است و منظورم از بیداری به معنای آگاهی یا خودآگاهی و منظورم از خواب دیدن، آگاه بودن نسبت به ذهن و نه محیط پیرامون است.
ماهاراج: خب، برای من هم همین‌گونه است، اما به نظر می‌رسد یک تفاوت وجود دارد. شما در هرکدام از این وضعیت‌ها (خواب بدون رؤیا، خواب با رؤیا و بیداری) دو حالت دیگر را فراموش می‌کنید، درحالی‌که برای من فقط یک وضعیت هستی وجود دارد که شامل هر سه وضعیتِ ذهنیِ بیداری، خواب دیدن و خواب بدون رؤیا است و درعین‌حال فراتر از هر سه این‌ها است.
پرسشگر: آیا در دنیا مسیر و هدفی می‌بینید؟
ماهاراج: دنیا چیزی به‌جز بازتاب تصورات من نیست. هر چه را که بخواهم ببینم، می‌توانم. اما چرا باید الگوهایی از آفرینش، تکامل و نابودی را خلق کنم؟ من به آن‌ها نیازی ندارم دنیا درون من است، دنیا خود من است من از آن نمی‌ترسم و تمایلی به اسیر کردن دنیا در یک تصویر ذهنی ندارم.
پرسشگر: به مسئله‌ی خواب برگردیم. آیا شما خواب می‌بینید؟
ماهاراج: البته
پرسشگر: رؤیاهای شما چه هستند؟
ماهاراج: بازتاب‌هایی از وضعیت بیداری.
پرسشگر: و در خواب عمیق چطور (خواب بدون رؤیا)؟
ماهاراج: آگاهی ذهن معلق می‌شود.
پرسشگر: و آیا در آن هنگام ناآگاه هستید؟
ماهاراج: از محیط پیرامونم، بله.
پرسشگر:یعنی کاملاً ناآگاه نیستید؟
ماهاراج: نسبت به ناآگاهی‌ام هشیاری دارم.
پرسشگر: شما از واژه‌های هشیاری و آگاهی سخن می‌گویید. آیا هردوی آن‌ها یکی نیستند؟
ماهاراج: هشیاری ازلی است و حالتی اصیل است. همان بی‌آغاز بی‌پایان، بی‌سبب، بی حمایت، بدون اجزا و بدون تغییر. اما آگاهی در برخورد است، بازتابی در برابر یک سطح، حالتی از دوگانگی است. بدون هشیاری آگاهی نمی‌تواند وجود داشته باشد، اما درست مانند خواب عمیق، بدون آگاهی هشیاری ممکن است. هشیاری کامل و محض است، اما آگاهی در ارتباط با محتوایش است. آگاهی همیشه نسبت به چیزی رخ می‌دهد و متغیر و جزئی است، اما هشیاری محض و بلاتغییر است. آرام و در سکوت و زهدان (ماتریکس) مشترک هر تجربه‌ای است.
پرسشگر: فرد چگونه می‌تواند به ماورای آگاهی رفته و وارد هشیاری شود؟
ماهاراج: ازآنجاکه این هشیاری است که آگاهی را ممکن می‌سازد، در هر حالتی از آگاهی، هشیاری نیز وجود دارد. درنتیجه آگاهی از آگاه بودن درواقع حرکتی در هشیاری است. علاقه در جریان آگاهی شما را به قلمرو هشیاری وارد می‌کند. این وضعیتی جدید نیست و بلافاصله به‌عنوان هستی بنیادین و اصلی بازشناسی می‌شود که خودِ زندگی است و هم‌چنین عشق است و سرور.
پرسشگر: ازآنجاکه واقعیت در تمامی زمان‌ها با ماست پس این ادراک خویش شامل چه چیزی می‌شود؟
ماهاراج: این ادراک چیزی جز متضاد غفلت و نادانی نیست. واقعی پنداشتن دنیا و غیرواقعی پنداشتن خود، غفلت است و دلیل غم و اندوه. شناخت خویش به عنوان تنها واقعیت و فانی انگاشتن و باور به موقتی بودن همه‌ی چیزهای دیگر، رهایی، آرامش و شادی است. همه‌ی این مسائل بسیار ساده هستند. وقتی می‌توانید چیزها را همان‌طور که هستند ببینید پس می‌توانید خودتان را نیز همان‌طور که هستید ببینید. درست مانند پاک کردن یک آینه است. همان آینه‌ای که جهان را آن‌گونه که هست به شما نشان می‌دهد و همچنین صورت خودتان را نیز به شما می‌نمایاند. اندیشه‌ی «من هستم» همان دستمال گردگیری است. از آن استفاده کنید.
#نیسارگاداتا – از کتاب من آن هستم

*این کتاب با ترجمه غزال رمضانی به فارسی ترجمه شده

*دوستان دقت کنند که واژه آگاهی در برخی متون به همان معنای هشیاری دلالت دارد که در کلیت متن قابل تشخیص است.
Awareness and Consciousness

Questioner: What do you do when asleep?
Maharaj: I am aware of being asleep.
Q: Is not sleep a state of unconsciousness?
M: Yes, I am aware of being unconscious.
Q: And when awake, or dreaming?
M: I am aware of being awake, or dreaming.
Q: I do not catch you. What exactly do you mean? Let me make
my terms clear: by being asleep I mean unconscious, by being
awake I mean conscious, by dreaming I mean conscious of
one’s mind, but not of the surroundings.
M: Well, it is about the same with me. Yet, there seems to be a
difference. In each state you forget the other two, while to me
there is but one state of being, including and transcending the
three mental states of waking, dreaming and sleeping.
Q: Do you see in the world a direction and a purpose?
M: The world is but a reflection of my imagination. Whatever I
want to see, I can see. But why should I invent patterns of crea-
tion, evolution and destruction? I do not need them. The world is
in me, the world is myself. I am not afraid of it and have no de-
sire to lock it up in a mental picture.
Q: Coming back to sleep. Do you dream?
M: Of course.
Q: What are your dreams?
M: Echoes of the waking state.
Q: And your deep sleep?
M: The brain consciousness is suspended.
Q: Are you then unconscious?
M: Unconscious of my surroundings — yes.
Q: Not quite unconscious?
M: I remain aware that I am unconscious.
Q: You use the words ‘aware’ and ‘conscious’. Are they not the
same?
M: Awareness is primordial; it is the original state, beginning-
less, endless, uncaused, unsupported, without parts, without
change. Consciousness is on contact, a reflection against a sur-
face, a state of duality. There can be no consciousness without
awareness, but there can be awareness without consciousness,
as in deep sleep. Awareness is absolute, consciousness is rela-
tive to its content; consciousness is always of something. Con-
sciousness is partial and changeful, awareness is total, change-
less, calm and silent. And it is the common matrix of every ex-
perience.
Q: How does one go beyond consciousness into awareness?
M: Since it is awareness that makes consciousness possible,
there is awareness in every state of consciousness. Therefore,
the very consciousness of being conscious is already a move-
ment in awareness. Interest in your stream of consciousness
takes you to awareness. It is not a new state. It is at once recog-
nized as the original, basic existence, which is life itself, and
also love and joy.
Q: Since reality is all the times with us, what does self-realization
consist of?
M: Realization is but the opposite of ignorance. To take the
world as real and one’s self as unreal is ignorance, the cause of
sorrow. To know the self as the only reality and all else as tem-
poral and transient is freedom, peace and joy. It is all very sim-
ple. Instead of seeing things as imagined, learn to see them as
they are. When you can see everything as it is, you will also see
yourself as you are. It is like cleansing a mirror. The same mirror
that shows you the world as it is, will also show you your own
face. The thought ‘I am’ is the polishing cloth. Use it.
#Nisargadatta Maharaj
animation.gif
20.3 MB
«بدان هنگامی‌که یادبگیری خودت را از دست بدهی، به آن محبوب دست پیدا خواهی کرد.»
خواجه عبدالله انصاری

"Know that when you learn to lose your self, you will reach the Beloved."
Ansari of Herat (11th century Persian Sufi mystic)
جهانی از تخیلات خودت بر اساس خاطرات، خواسته‌ها و ترس‌ها فرافکنی کرده‌ای و خودت را در آن زندانی کرده‌ای.
طلسم را بشکن و رها شو.

#نیسارگاداتا

You have projected onto yourself a world of your own imagination, based on memories, on desires and fears, and you have imprisoned yourself in it.
Break the spell and be free.

#Nisargadatta
"خویش باعث درد و رنج نمی‌شود بلکه این ایگو (نفس) است که باعث درد و رنج است همان‌که می‌گوید «من این‌وآن هستم». وقتی ایگو تصمیم می‌گیرد تا «کسی» باشد درد و رنج آغاز می‌شود. وقتی‌که تو فقط «من» باشی، درد و رنجی وجود ندارد. همین‌که من تبدیل می‌شود به مایکل* درد شروع می‌شود. صبح از خواب بیدار می‌شوی، چه کسی از خواب بیدار می‌شود؟ مایکل از خواب بیدار می‌شود. همین اولین رایحه صبح مایکل را از خواب بیدار خواهد کرد. سپس تمام پدیده‌ها ظاهر می‌شوند و هم‌زمان درد و رنج نیز به همراه آن‌ها خواهد آمد. بگذار «من» به‌تنهایی باقی بماند و پس‌ازآن دیگر رنجی نخواهد ماند. درد و رنج همیشه در ارتباط با سایر چیزها و موقعیت‌های دیگری است که به گذشته تعلق دارند. درد و رنج با گذشته در ارتباط است."
#پاپاجی

*برای اشتباه نگرفتن معنی، اسم تیم را به مایکل تغییر دادم.
"The Self doesn’t cause suffering. It is the ego that causes suffering. ‘I am so and so.’ When the ego decides it is ‘someone’, suffering starts. When you are ‘I’ alone, there is no suffering. ‘I’ becomes ‘Tim’ and suffering begins. You wake up in the morning. Who wakes up? Tim wakes up. The first breath of the morning will wake up Tim. Then, all manifestation will appear and simultaneously with it suffering will arise. Let ‘I’ stay by itself and you will not suffer. Suffering is always related to other things, other circumstances that belong to the past. Suffering is connected with the past."

~ H.W.L. Poonja, "#Papaji" (20th century Indian Advaita mystic)
اینکه چیزی که می‌بینیم منظره است یا صفحه‌نمایش* بستگی به روش دیدن ما دارد و نه آن چیزی که می‌بینیم.
در ابتدا منظره را می‌بینیم، آنگاه ما صفحه‌نمایش را تشخیص می‌دهیم و سپس صفحه‌نمایش را به عنوان یک منظره می‌بینیم.
در ابتدا فقط کثرت و گوناگونی عینیت‌ها را می‌بینیم، آنگاه ما آن هشیاری حضور را تشخیص می‌دهیم و سپس هشیاری را به عنوان کلیت تجربه‌ی عینی می‌بینیم.

#روپرت اسپایرا

*جهت ادراک عمیقتر پیشنهاد میکنم این مطلب را هم مرور کنید.
افکار، عواطف، حواس و ادراکات ممکن است آشفته و یا آرام باشند، اما من یعنی آن حضور هشیاری که از آن‌ها آگاه است ، کیفیات آن‌ها را سهیم نمیشود. من آن فضای هشیار، خالی، باز و روشنی بخشم که با هیچ‌یک از ظهورات ذهن، بدن و جهان آشفته نمی‌شوم و ازاین‌رو صلح و آرامش، جوهر و ذات من است."
#روپرت اسپایرا

"Thoughts, feelings, sensations and perceptions may be agitated or calm but I, the presence of Awareness that knows them, do not share their qualities. I am the luminous, open, empty, aware space that cannot be agitated by any appearance of the mind, body or world, and hence peace is my nature."
#Rupert Spira
برای رهایی به ذهنت اعتمادی نکن. این همان ذهنی است که تو را به اسارت درآورده. از همه جهت به فراتر از آن برو.
#نیسارگاداتا

"Don’t rely on your mind for liberation. It is the mind that brought you into bondage. Go beyond it altogether."
#Nisargadatta (20th century Indian Advaita mystic)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
داستان کوتاه میمون و کشاورز - سوامی #سارواپریاناندا

هر تلاشی که برای مشکلاتت انجام میدهی محکوم به شکست است، زیرا آنچه که در اثر میل و خواسته ایجاد شده فقط در رهایی از میل و خواسته میتواند خنثی شود.
#نیسارگاداتا

"Any attempt to do something about your problems is bound to fail, for what is caused by desire can be undone only in freedom from desire."

#Nisargadatta
Forwarded from من کیستم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت آدامز و رامانا ماهارشی: قسمت اول
Forwarded from من کیستم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت آدامز و رامانا ماهارشی: قسمت دوم
Forwarded from من کیستم؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رابرت آدامز و رامانا ماهارشی: قسمت سوم (قسمت آخر)
آنی که می‌آید و می‌رود، برمی‌خیزد و فرومینشیند، زاده می‌شود و میمیرد، ایگو (نفس) است.
آنی که همیشه پایدار است، هرگز تغییر نمی‌کند و عاری از کیفیات است، خویش است.
#رامانا ماهارشی
فراسوی ذهن اندیشمند

“ازآنجایی‌که ذهن همیشه در وضعیت «کافی نیست» قرار دارد، به همین دلیل همیشه برای چیزهای بیشتر حریص است.
زمانی که شما با ذهن هم هویت هستید به‌راحتی بی‌حوصله و بی‌قرار می‌شوید.
بی‌حوصلگی به این معنا که ذهن عطش سیری‌ناپذیری برای محرک‌های بیشتر دارد یعنی خوراک بیشتر برای افکار.
وقتی احساس بی‌حوصلگی می‌کنید شما این عطشِ ذهن را با ورق زدن یک مجله، یک تماس تلفنی، روشن کردن تلویزیون، اینترنت گردی و خرید ارضا می‌کنید. همچنین مورد دیگری که غیرمعمول نیز نیست، انتقال حس کمبود ذهن و نیازش به چیزهای بیشتر به بدن و ارضا کردنش با خوردن بیشتراست.
کار دیگری که در این شرایط میتوانید انجام دهید این است که بی‌حوصله و بی‌قرار بمانید و مشاهده کنید که بی‌حوصلگی و بی‌قرار بودن چه حسی دارد.
همان‌طور که توجه یا آگاهی را به سمت این احساس میاورید ناگهان فضا و آرامشی اطرافش را فرامی‌گیرد.
اوایل کمتر ولی همین‌طور که این حس فضای درون رشد می‌کند از شدت و اهمیت این احساسِ ملال و خستگی کاسته می‌شود.
بنابراین حتی همین حس ملال و بی‌حوصلگی نیز می‌تواند به شما یاد دهد که چه کسی هستید و چه کسی نیستید.
کشف می‌کنید که یک «شخص کسل» حقیقت شما نیست. ملالت فقط یک حرکت انرژی شرطی شده درون شماست. شما یک فرد عصبانی، غمگین یا ترسو نیستید.
ملالت، خشم، غم، یا ترس حقیقت شما نیستند.
این‌ها حالت‌های ذهن بشر هستند. می‌آیند و می‌روند.
آنچه می‌آید و می‌رود حقیقت تو نیست.
«حوصله‌ام سر رفته»، چه کسی این را می‌داند؟
«من عصبانی، غمگین و هراسانم» چه کسی این‌ها را می‌داند؟
تو این شناخت (آگاهی) هستی نه شرایطی که شناخته می‌شوند.
#اکهارت تول
#Eckhart Tolle:
"Beyond the Thinking Mind"
--------------------------
"The mind exists in a state of “not enough” and so is always greedy for more.
When you are identified with mind,
you get bored and restless very easily.
Boredom means the mind is hungry for more stimulus, more food for thought, and its hunger is not being satisfied.
When you feel bored, you can satisfy the mind’s hunger by picking up a magazine, making a phone call, switching on the TV, surfing the web, going shopping, or — and this is not uncommon — transferring the mental sense of lack and its need for more to the body and satisfy it briefly by ingesting more food.
Or you can stay bored and restless and observe what it feels like to be bored and restless.
As you bring awareness to the feeling, there is suddenly some space and stillness around it, as it were.
A little at first, but as the sense of inner space grows, the feeling of boredom will begin to diminish in intensity and significance.
So even boredom can teach you who you are and who you are not.
You discover that a “bored person” is not who you are. Boredom is simply a conditioned energy movement within you. Neither are you an angry, sad, or fearful person.
Boredom, anger, sadness, or fear are not “yours,” not personal.
They are conditions of the human mind. They come and go.
Nothing that comes and goes is you.
“I am bored.” Who knows this?
“I am angry, sad, afraid.” Who knows this?
You are the knowing,
not the condition that is known."
شیخ محمود #شبستری