" او در همه آنچه مخلوقات یا مبتدعات نامیده میشوند، سریان دارد. او در هر شاهدی شاهد و در هر مشهودی مشهود است، پس او همه هستی است. او همان وجود و موجود است. در هر معبودی او پرستیده میشود و در هر مقصودی او مورد قصد قرار میگیرد. او وجود هر چیزی است و هر چیزی ترجمه و بیان اوست. هنگام ظهور هر چیزی او ظاهر است و در هنگام فقدان هر چیزی او باطن است. او اول هر چیزی و آخر هر چیزی است. عابد و معبود، ذاکر و مذکور، حاکم و قابل، تکلیف کننده و تکلیف شونده اوست. پس منزه است کسی که اشیا را ظاهر کرده و خود عین آنهاست. خدا را جز خدا کسی ذکر نمیکند و جز خدا کسی خدا را نمیبیند."
ابن عربی – الفتوحات المکیه
ابن عربی – الفتوحات المکیه
"Enjoy the world if you can, but do not allow the world to be your Master. Do not allow the world to tell you how things are. Do not allow the news, or the newspaper, or the way of the world to confound you and confuse you, and to make you sad, or angry, or upset you. After all, it's the same as seeing a movie. You look at the movie and you see all kinds of dastardly things going on. But then you catch yourself and you say “It's only a movie. It's not the truth." And so it is with life. You observe everything that's going on in life. You watch, you look, you see, yet you never react. You're never for or against. You understand and this makes you free."
#Robert Adams
#Robert Adams
#در_باب_دنیا ۱
اگر میتوانید از جهان لذت ببرید اما اجازه ندهید که دنیا ارباب شما شود. اجازه ندهید دنیا به شما بگوید اوضاع چطور است. اجازه ندهید تا اخبار یا روزنامهها یا طریق دنیا شما را آشفته و گیج کند و درنتیجه غمگین و عصبانی و مضطرب شوید. کل ماجرا مانند دیدن یک فیلم است. شما فیلمی میبینید و در آن فیلم کلی اتفاقات ناگوار میفتد ولی شما ناگهان به خودتان میاید و میگویید «این فقط یک فیلمه این حقیقت نیست.» در خصوص زندگی هم همینطور است شما اتفاقات زندگیتان را نظاره میکنید شما آنها را تماشا میکنید، نگاه میکنید، میبینید، اما هرگز واکنش نشان نمیدهید. موافق و یا مخالف آنها نیستید. شما میفهمید و این آگاهی شما را رها میسازد.
#رابرت آدامز
اگر میتوانید از جهان لذت ببرید اما اجازه ندهید که دنیا ارباب شما شود. اجازه ندهید دنیا به شما بگوید اوضاع چطور است. اجازه ندهید تا اخبار یا روزنامهها یا طریق دنیا شما را آشفته و گیج کند و درنتیجه غمگین و عصبانی و مضطرب شوید. کل ماجرا مانند دیدن یک فیلم است. شما فیلمی میبینید و در آن فیلم کلی اتفاقات ناگوار میفتد ولی شما ناگهان به خودتان میاید و میگویید «این فقط یک فیلمه این حقیقت نیست.» در خصوص زندگی هم همینطور است شما اتفاقات زندگیتان را نظاره میکنید شما آنها را تماشا میکنید، نگاه میکنید، میبینید، اما هرگز واکنش نشان نمیدهید. موافق و یا مخالف آنها نیستید. شما میفهمید و این آگاهی شما را رها میسازد.
#رابرت آدامز
#در_باب_دنیا ۳
تفاوتی بین عالم رؤیا و عالم بیداری وجود ندارد بهجز اینکه زمان رؤیا کوتاه و زمان بیداری طولانی است.هردوی اینها نتیجه ذهن هستند(در ذهن اتفاق میفتند).اما به این خاطر که زمان بیداری بیشتر است تصور میکنیم که این وضعیت واقعی ما است.
#رامانا ماهارشی
تفاوتی بین عالم رؤیا و عالم بیداری وجود ندارد بهجز اینکه زمان رؤیا کوتاه و زمان بیداری طولانی است.هردوی اینها نتیجه ذهن هستند(در ذهن اتفاق میفتند).اما به این خاطر که زمان بیداری بیشتر است تصور میکنیم که این وضعیت واقعی ما است.
#رامانا ماهارشی
Forwarded from من کیستم؟
آنامالای سوامی – آخرین گفتگوها
شما در طول خواب هیچگونه دوستداشتن و دوستنداشتنی ندارید. انسانهای به اشراق رسیده {Jnanis} و کودکان در حالیکه بیدار هستند به این صورت هستند. ذهن کودک خوب است ؛ ذهن فرد به اشراق رسیده{Jnani} خوب است؛ ذهن "من جسم هستم" بسیار، بسیار بد است.
سؤال: او فکری سمی است!
آنامالای سوامی : بله، بله. فکر "من جسم هستم" همانقدر سمی است که سم یک مار کبری.
"همه چیز خویش من است". " همه چیز اکسیر خود خویش من است". اینها شهادتهای بزرگی هستند که در تضاد با فکر " من جسم هستم" هستند.
چنگ انداختن بر یکی از این گفتهها، برابر با میلیونها فضیلت معنوی{Punyas} است. اگر به طور پیوسته در حقیقت این تصریح ها مراقبه کنیم، اگر بر آن حقیقتی که آنها در جهت آن اشاره میکنند چنگ بیندازیم، فضیلتهای معنوی {Punyas} بیشماری بر ما افزوده خواهد شد.
مانتراهای{Mantras} بیشمار دیگری نیز هستند، اما هیچکدام به اندازه اینها مؤثر نیستند. در کتاب ریبو گیتا (Ribu Gita) میگوید: "همه چیز یکی است. همهچیز خویش است ". این آن حقیقتی است که شما باید بر آن چنگ بیندازید. برای آن "من" واقعی هیچ چیز در سرتاسر گیتی بیگانه نیست. اگر شما بدانید که همه چیز هستید، هیچ آرزویی برای دنبال کردن پدیدههایی از این دست و نه از آن دست وجود ندارد. آیا شما دست خود را از پای خود بیشتر دوست دارید یا آرزو میکنید؟ وقتی که جسم شما سرتاسر گیتی باشد، دوستداشتن ها، دوستنداشتن ها و آرزوها غایب خواهند بود.
LWB
شما در طول خواب هیچگونه دوستداشتن و دوستنداشتنی ندارید. انسانهای به اشراق رسیده {Jnanis} و کودکان در حالیکه بیدار هستند به این صورت هستند. ذهن کودک خوب است ؛ ذهن فرد به اشراق رسیده{Jnani} خوب است؛ ذهن "من جسم هستم" بسیار، بسیار بد است.
سؤال: او فکری سمی است!
آنامالای سوامی : بله، بله. فکر "من جسم هستم" همانقدر سمی است که سم یک مار کبری.
"همه چیز خویش من است". " همه چیز اکسیر خود خویش من است". اینها شهادتهای بزرگی هستند که در تضاد با فکر " من جسم هستم" هستند.
چنگ انداختن بر یکی از این گفتهها، برابر با میلیونها فضیلت معنوی{Punyas} است. اگر به طور پیوسته در حقیقت این تصریح ها مراقبه کنیم، اگر بر آن حقیقتی که آنها در جهت آن اشاره میکنند چنگ بیندازیم، فضیلتهای معنوی {Punyas} بیشماری بر ما افزوده خواهد شد.
مانتراهای{Mantras} بیشمار دیگری نیز هستند، اما هیچکدام به اندازه اینها مؤثر نیستند. در کتاب ریبو گیتا (Ribu Gita) میگوید: "همه چیز یکی است. همهچیز خویش است ". این آن حقیقتی است که شما باید بر آن چنگ بیندازید. برای آن "من" واقعی هیچ چیز در سرتاسر گیتی بیگانه نیست. اگر شما بدانید که همه چیز هستید، هیچ آرزویی برای دنبال کردن پدیدههایی از این دست و نه از آن دست وجود ندارد. آیا شما دست خود را از پای خود بیشتر دوست دارید یا آرزو میکنید؟ وقتی که جسم شما سرتاسر گیتی باشد، دوستداشتن ها، دوستنداشتن ها و آرزوها غایب خواهند بود.
LWB
#در_باب_دنیا ۴
قسمتی از آیه ۲۰ از سوره حدید در ابتدای همین آیه اینطور آمده:
بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت بازی و سرگرمی و مایه تجمل و فخر فروشیِ شما به یکدیگر و فزون خواهی در اموال و فرزندان است.
در ادامه مثال فوق العادهای زده میشه با این عنوان:
مانند بارانی که گیاهان روییده از آن، کشاورزان را به خرسندی و شگفتی آورد. سپس این گیاهان پژمرده شوند به گونهای که آن را زرد رنگ بینی سپس به کاه بدل گردد. سپس خرد و ریز شود.
حیرت میکنه آدم از عمق این مطلب. این مبحث توهمی بودن و بی ارزش بودن دنیا به کرات در ادیان و مکتب های عرفانی سراسر دنیا تکرار شده و تقریبا به یک کد و رمز عبور تبدیل شده به شخصه تاکید این مورد رو در عرفان شرق از جمله آیین بودایی و هندو و عرفان اسلامی خیلی خیلی زیاد دیدم.
«مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست»
حافظ
@selfinquiry
قسمتی از آیه ۲۰ از سوره حدید در ابتدای همین آیه اینطور آمده:
بدانید که زندگی دنیا، در حقیقت بازی و سرگرمی و مایه تجمل و فخر فروشیِ شما به یکدیگر و فزون خواهی در اموال و فرزندان است.
در ادامه مثال فوق العادهای زده میشه با این عنوان:
مانند بارانی که گیاهان روییده از آن، کشاورزان را به خرسندی و شگفتی آورد. سپس این گیاهان پژمرده شوند به گونهای که آن را زرد رنگ بینی سپس به کاه بدل گردد. سپس خرد و ریز شود.
حیرت میکنه آدم از عمق این مطلب. این مبحث توهمی بودن و بی ارزش بودن دنیا به کرات در ادیان و مکتب های عرفانی سراسر دنیا تکرار شده و تقریبا به یک کد و رمز عبور تبدیل شده به شخصه تاکید این مورد رو در عرفان شرق از جمله آیین بودایی و هندو و عرفان اسلامی خیلی خیلی زیاد دیدم.
«مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوز عروس هزاردامادست»
حافظ
@selfinquiry
#در_باب_دنیا ۵
"تنها زمانی میتوانید در این دنیا شاد باشید که از آن رها شده باشید"
نیسارگاداتا
"You can be happy in the world only when you are free of it."
~ Nisargadatta
"تنها زمانی میتوانید در این دنیا شاد باشید که از آن رها شده باشید"
نیسارگاداتا
"You can be happy in the world only when you are free of it."
~ Nisargadatta
"اگر مطلقا هیچ فکری نداشته باشید ، این فکر کننده کجا خواهد بود؟"
#کریشنامورتی
#کریشنامورتی
تفحص خویش
مراقبه نیروی حال - #اکهارت تول - زیرنویس فارسی @selfinquiry
به اعتقاد من این ویدئو مکمل خیلی خوبی برای کتابهای نیروی حال و زمینی نو میتونه باشه
Forwarded from من کیستم؟
گفتگو با آنامالای سوامی
سؤال : راه درست دنبالکردن خودشناسی چیست؟
آنامالای سوامی : بگوان یکبار گفتند: " وقتی که فکرها بروز میکنند آنها را به محض آنکه فکری پدیدار میشود از ادامه رشد خود بوسیله پژوهش بازدارید که "این فکر برای چه کسی آمد؟"
چه اهمیتی دارد اگر فکرهای زیادی به آمدن خود ادامه دهند؟ منبع آنها را پژوهش کنید و کشف کنید کیست که فکرها را دارد و زودتر یا دیرتر جریان فکرها متوقف خواهد شد."
این چگونگی روشی است که خودشناسی باید تمرین شود.
وقتی که بگوان مثل این صحبت میکردند بعضی وقتها تمثیل قلعه محاصره شدهای را استفاده میکردند. اگر انسان به طور سیستماتیک همه ورودیها را مثل یک قلعه ببندد و سپس اشغالگران را یکی پس از دیگری، موقعی که سعی میکنند تا بیرون بیایید برچیند ، قلعه زودتر یا دیرتر خالی خواهد بود. بگوان گفتند ما باید همین تاکتیک را در مقابل ذهن نیز به کار ببندیم.
چگونه باید اینکار را کرد؟ ورودیها و خروجی های ذهن را با واکنش نشان ندادن در مقابل فکرها یا تأثیرهای حسی که بروز میکنند مهروموم کنید. اجازه ندهید تصورات تازه، قضاوتها، دوستداشتن ها و دوستنداشتن ها و غیره وارد ذهن شوند، و اجازه ندهید فکرهایی که بروز میکنند نشوونما کنند و توجه شما را فراری دهند.
وقتی که ذهن خود را به این ترتیب مهر و موم کردید، هر فکر بالاآمدهای را وقتی که پدیدار میشود با پرسش " از کجا میآیی؟" یا " آن شخصی که این فکر را دارد کیست؟" به چالش بکشید. اگر این را به طور پیوسته، با توجه کامل انجام دهید، فکرهای تازه بطور لحظه ای پدیدار شده و سپس ناپدید خواهند شد. اگر بتوانید محاصره قلعه را برای مدتی کافی حفظ کنید، زمانی خواهد رسید که هیچ فکر بیشتری بروز نکند؛ یا اگر هم بروز کند، فقط تجسم های زودگذر غیرتشتت آوری بر حاشیه های آگاهی خواهند بود. در این وضعیت آزاد از فکر شروع خواهید کرد تا خویشتن را به عنوان آگاهی ، و نه بعنوان ذهن یا جسم تجربه کنید.
اما به هر تقدیر، اگر بیداری خود را حتی برای چند ثانیهای آرامش دهید و اجازه دهید که فکرهای تازهای فرار کرده و بدون به چالش کشیده شدن رشد کنند، محاصره قلعه برداشته خواهد شد و ذهن مجدداً مقداری یا همه قدرت پیشین خود را بازیافت خواهد کرد.
LWB
سؤال : راه درست دنبالکردن خودشناسی چیست؟
آنامالای سوامی : بگوان یکبار گفتند: " وقتی که فکرها بروز میکنند آنها را به محض آنکه فکری پدیدار میشود از ادامه رشد خود بوسیله پژوهش بازدارید که "این فکر برای چه کسی آمد؟"
چه اهمیتی دارد اگر فکرهای زیادی به آمدن خود ادامه دهند؟ منبع آنها را پژوهش کنید و کشف کنید کیست که فکرها را دارد و زودتر یا دیرتر جریان فکرها متوقف خواهد شد."
این چگونگی روشی است که خودشناسی باید تمرین شود.
وقتی که بگوان مثل این صحبت میکردند بعضی وقتها تمثیل قلعه محاصره شدهای را استفاده میکردند. اگر انسان به طور سیستماتیک همه ورودیها را مثل یک قلعه ببندد و سپس اشغالگران را یکی پس از دیگری، موقعی که سعی میکنند تا بیرون بیایید برچیند ، قلعه زودتر یا دیرتر خالی خواهد بود. بگوان گفتند ما باید همین تاکتیک را در مقابل ذهن نیز به کار ببندیم.
چگونه باید اینکار را کرد؟ ورودیها و خروجی های ذهن را با واکنش نشان ندادن در مقابل فکرها یا تأثیرهای حسی که بروز میکنند مهروموم کنید. اجازه ندهید تصورات تازه، قضاوتها، دوستداشتن ها و دوستنداشتن ها و غیره وارد ذهن شوند، و اجازه ندهید فکرهایی که بروز میکنند نشوونما کنند و توجه شما را فراری دهند.
وقتی که ذهن خود را به این ترتیب مهر و موم کردید، هر فکر بالاآمدهای را وقتی که پدیدار میشود با پرسش " از کجا میآیی؟" یا " آن شخصی که این فکر را دارد کیست؟" به چالش بکشید. اگر این را به طور پیوسته، با توجه کامل انجام دهید، فکرهای تازه بطور لحظه ای پدیدار شده و سپس ناپدید خواهند شد. اگر بتوانید محاصره قلعه را برای مدتی کافی حفظ کنید، زمانی خواهد رسید که هیچ فکر بیشتری بروز نکند؛ یا اگر هم بروز کند، فقط تجسم های زودگذر غیرتشتت آوری بر حاشیه های آگاهی خواهند بود. در این وضعیت آزاد از فکر شروع خواهید کرد تا خویشتن را به عنوان آگاهی ، و نه بعنوان ذهن یا جسم تجربه کنید.
اما به هر تقدیر، اگر بیداری خود را حتی برای چند ثانیهای آرامش دهید و اجازه دهید که فکرهای تازهای فرار کرده و بدون به چالش کشیده شدن رشد کنند، محاصره قلعه برداشته خواهد شد و ذهن مجدداً مقداری یا همه قدرت پیشین خود را بازیافت خواهد کرد.
LWB