سين
539 subscribers
186 photos
108 videos
74 files
172 links
اين كانال زيرمجموعه سايت آزادانديشي سين مي باشد.
سایت سین محلی برای تمرین تفکر نقادانه و بالا رفتن تحمل شنیدن حرف مخالف است.
seen1.ir

https://youtube.com/@somayehchiti?si=ZrOt7uozHn1kCENt
Download Telegram
سوگیری رسانه ایی
@seen1
افسانه هایی که بر منطق خبرگزاریها سرپوش می گذارند

رسانه ها به پاره ای افسانه ها دربارۀ نحوۀ عملکرد خود دامن می زنند. باور کردن این افسانه ها موجب می شود که شخص نتواند خبرها را با نگاهی سنجشگرانه ببیند.

برخی از این افسانه ها:
- گزار ش های خبری در یک فرایند خبرنگارانۀ محققانۀ مستقل تولید می شوند؛
- نویسندگان خبرها در گزارش هایشان صرفا واقعیت می پردازند و از هر گونه نتیجه گیری دربارۀ آنها اجتناب می کنند؛
- در تهیۀ خبرها تمایز روشنی میان دیدگاه افراد و واقعیت وجود دارد؛
- واقعیتی عینی («خبر» واقعی) وجود دارد که توسط رسانه های خبری جهان صرفا «گزارش می شود» یا توصیف می شود
- آنچه غیرعادی است (تازه، غیرعادی، یا عجیب و غریب است) خبر است و چیزهای دیگر خبر نیستند.

کتاب سوگیری رسانه ای (مهدی خسروانی)

@seen1
ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ
ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻲ

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻌﻀﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﻀﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ .ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺷﻬﺎ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺪﺭﻙ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ .ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﺗﺮ .ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺭﻳﺸﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩﻱ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﻫﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺗﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﻧﺞ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ .ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ .

ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻭﺭﺍﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﻳﻤﻴﻠﻲ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﻨﺪ .ﻧﻮﻋﻲ ﻟﺨﺘﻲ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻇﻬﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻛﻠﻤﻪ ﻭ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ .

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺣﻮﻝ ﻭ ﺣﻮﺵ ﭘﻴﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﺷﺪﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺩﻳﺪ .ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎ ﻧﻘﺪ بنیانهاﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻧﻘﺪ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ .ﻛﻤﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ .ﺍﻛﺜﺮ ﺍﻧﻬﺎ ﻧﻘﺪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﺳﺖ .ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؟

ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺧﻪ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ .ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﻫﻲ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﻥ .ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﻨﺸﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@seen1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عملکرد مغز یک عاشق
@seen1
پژوهش‌هایی که محققانِ علومِ شناختی انجام می‌دهند روزبه‌روز محدودیت‌های عقل را بیشتر برای ما روشن می‌کند. افکار ما از انواع و اقسام پیش‌داوری‌ها رنج می‌برد و شکست‌های مکرر ما در آزمون‌های عقلی گاهی واقعاً ناامیدکننده می‌شود. اما اگر این پیش‌داوری‌ها واقعاً برای گونۀ ما فایده داشته باشند چه؟ اگر هدفِ عقل نه صرفِ تشخیص صدق از کذب بلکه اساساً چیزی دیگر باشد چه؟

@seen1
عقاید پس از شکل‌گیری به‌طور چشمگیری پایدار می‌مانند

حتی پس از آنکه شواهد «در حمایت از باورهای افراد کاملاً ابطال شده است، افراد از انجام تصحیحات مناسب در آن باورها ناتوان‌اند».
چگونه ما به این وضعیت رسیده‌ایم؟
عقل، همانند حرکت با دو پا یا بینایی سه‌رنگی، یک ویژگی تکامل‌یافته است. عقل در دشت‌های آفریقا ظهور کرده است و باید در آن چارچوب فهم شود.

بزرگ‌ترین برتری انسان بر دیگر گونه‌ها توانایی ما در همکاری است. ایجاد همکاری دشوار است و حفظ آن نیز تقریباً به همان اندازه دشوار است. برای هر فرد، طفیلی‌بودن همواره بهترین کار است. عقل نه برای حل مسائل انتزاعی و منطقی توسعه یافته است، نه حتی برای کمک به ما برای اقتباس نتایج از داده‌های تازه، بلکه آن برای حل مسائلی توسعه یافته است که زندگی در گروه‌های همیار ایجاد می‌کند.

«عقل سازگاری با موقعیت فوق‌اجتماعی‌ای است که انسان‌ها برای خود به وجود آورده‌اند.» آن عادات ذهنی که با نگاه «خردمندانه»، عجیب یا اشتباه یا حماقت محض به نظر می‌رسند از چشم‌انداز «تعاملی» هوشمندانه خواهند بود.

@seen1 | @tarjomaanweb
Forwarded from سين
👆توضیحی کوتاه در مورد ویدیو:

احزاب جمهوری‌خواه و دموکرات‌ها هردو معتقدند که انگیزه‌هایشان بر اساس عشق است و مخالفانشان انگیزه‌هایشان بر اساس تنفر می‌باشد. با وجود دو قطبی شدید چگونه میتوانیم مشکلات را حل کنیم ؟ در این سخنرانی، محقق علوم اجتماعی ارتور بروکس نظریاتی را در میان میگذارد که هر کدام ما می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم یخ‌ها را بشکنیم. «شاید بتوانیم جنگ رنگ پریده طرز فکر را، که از آن رنج میبریم، در این کشور برداریم جنگی که به مسابقه‌ای برای نظرات تبدیل شده.»
@seen1
انچه امروز تهدیدمان می کند ترس است،نه بمب اتم و نه ترس از ان، چون اگر ان بمب امشب بر اکسفورد نازل شود، تنها کاری که می تواند بکند کشتن ماست، که هیچ است، چون با این کار، خود را محروم میکند. از تنها قدرتی که بر ما دارد: که ترس از ان باشد.
خطر ما نیروهایی در جهان امروز است که می خواهند از ترس ادمی استفاده کنند تا فردیت او، روحش، را بگیرند و او را تقلیل دهند به توده ای ناتوان از تفکر به واسطه ی ترس و رشوه. غذای رایگان به او بدهند که خود به چنگ نیاورده، پول اسان و مفتی که برایش کار نکرده این چیزیست که باید در برابرش مقاومت کنیم.
مردان و زنان، همواره سر باز می زنند از حیله، ارعاب و رشوه، نه فقط برای حق بلکه حتی وظیفه ی انتخاب بین عدل و ستم، شجاعت و ترس، فداکاری و ازمندی. کسانی که هماره نه فقط به حق ادمی برای ازادی از بند ستم و فریب بلکه به وظیفه و مسئولیت ادمی برای اطمینان از رعایت عدل و حقیقت و رحم و شفقت ایمان دارند.

پس هرگز نترسید که صدایتان را برای صدافت و حقیقت و شفقت بالا ببرید دربرابر ستم و دروغ و ازمندی.

ویلیام فاکنر

@seen1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انچه امروز تهدیدمان می کند ترس است!

@seen1
برای مطالعه ی مطالب خرداد و تیر روی لینک کلیک نمایید.

https://t.me/seen1/847
Forwarded from سين
UriHasson_2016-320k.webm
14.4 MB
#فیلم، تاثیر گفتگو در ازاد فکر کردن، و رهایی از کنترل شدن توسط رسانه ها #گفتگو #برقراری ارتباط @seen1
Forwarded from سين
توضیحی کوتاه در مورد ویدیو:
دانشمند عصب شناس، یوری هاسون، درباره اصول ارتباطات بشر تحقیق می‌کند، و آزمایش‌هایی که در آزمایشگاه او انجام شده است نشان می‌دهد که حتی بین زبان‌های مختلف هم، وقتی ایده یا داستان یکسانی را می‌شنویم مغز ما فعالیت مشابهی از خود نشان می‌دهد، یا در واقع به یک شکل «هم تراز» می‌شود. این ساز و کار عصبی شگفت انگیز به ما اجازه می‌دهد تا با انتقال الگوهای مغزی، دانش و خاطرات را با هم به اشتراک بگذاریم. هاسون می‌گوید، «ما به این دلیل قادر به برقراری ارتباط هستیم که از رمزی مشترک برای نشان دادن مفهوم استفاده می‌کنیم.»
" پياز " نيازمند اصلاحيه قانونی

در زمان قدیم شخص خطاكاری بود كه حاكم دستور داد برای جریمه خطایش باید یكی از این سه راه را انتخاب كند؛ یا صد ضربه چوب بخورد یا یك من پیاز بخورد یا اینكه صد تومان پول بدهد. مرد گفت : «پیاز را می‌خورم» یك من پیاز برای او آوردند.مقداری از آن را كه خورد دید دیگر نمی‌تواند بخورد گفت : «پیاز نمی‌خورم، چوب بزنید» به دستور حاكم او را لخت كردند. چند ضربه چوب كه زدند گفت : «نزنید پول می‌دهم» او را نزدند و صد تومان را داد. خلاصه هم پیاز را خورد، هم فلک شد، هم پول داد و اينچنين اين جمله مفهومي ضرب المثلي بوجود آورد.

چند شب پيش وزير محترم جهاد كشاورزي موضوع گران شده پياز را طي مصاحبه اي جواب داد و علت اصلی افزایش قيمت پیاز را بازار سیاه و فعالیت دلالان و از طرف دیگر کاهش تولید این محصولات بیان کرد.ما هم فرمايش ايشان را مي پذيريم و خرده نمي گيريم! اما وقتي به سوابق سيب زميني و گوجه حتي در دولت هاي قبل كه گاها بحث آن نيز داغ مي شد مراجعه مي كنيم دوباره مجبوريم به ادامه مصاحبه وزير محترم بازگرديم كه فرمودند: بررسی سود و سودجويي حاصل از افزایش قیمت محصولات کشاورزی توسط دلالان (احتمالا" در قالب احتكار) این بازار بر عهده ما نیست بلکه بررسی این موضوع بر عهده سازمان تعزیرات، بازرسی و سازمان حمایت است. البته اينكه دلالان محترم اين بار پياز را نشانه گرفتند هم گله اي نداريم! بالاخره نخورده كه نيستند! اينجا نشد يك جاي ديگر! ... و صد البته اينكه دوباره پياز ارزان خواهد شد!

در نگاه كلي تر قوه قضائيه محترم هم مي گويد : تا شاكي نباشد ، " قانونا " نمي توان اقدامي كرد. و البته قانون است ديگر! بنابراين بايد به سراغ يك قوه ديگر برويم تا به دادمان برسد و آن قوه محترم مقننه است كه لازم است فكري نمايد آن هم قانوني! مثلا" تصويب نمايد وزارت مدعي العمومي باشد تا نياز نباشد كه مردم بخواهند در قالب شاكي به قوه قضائيه مراجعه نمايند، آخر مردم محروم شده از پياز هم كه نه سر پيازند و نه ته پياز! سازمان تعزيرات هم ظاهرا" نيازي به پياز روزانه ندارد ، كه بخواهد روي برخي جزئيات ! آن هم روي پياز حساس شود! اصلا پيشنهاد مي شود چند روزي در غذاخوري هاي مجلس پياز بدهيم ! يا اگر پياز ميدهند ، چند روزي پياز ندهيم شايد پس از بهره گيري و يا محروميت ازخواص پياز به اصلاح قوانين پياز هم اهميت دهند!؟

مخاطب گرامی کانال "اقای رضا میرزایی"
@seen1
گاهی نخواندن یا ندانستن بخشی از تفکر نقادانه می شود!!
در این حجم مطالب، اخبار، روایت های پراکنده
که حاصلی جز سردرگمی و پراکندگی حواس ندارد!

@seen1
مغالطه یعنی: مقدماتی را ترتیب بدهیم و از این مقدمات به نتیجه ی غلط برسیم. و این کار را انقدر دقیق و ظریف انجام بدهیم که کمتر کسی بفهمد ما از چه مسیری حرکت کردیم که به این نتیجه رسیدیم.

در چهار مقام ممکن است مغالطه کنیم:
- در مقام تبیین (یعنی می خواهیم چیزی را توضیح دهیم)
- در مقام ادعا (یعنی می خواهیم ادعایی را مطرح کنیم)
- در مقام استدلال
- در مقام دفاع

توصیه این هست که نسبت به واژه های مبهم، استدلالهای نامشخص حساس باشید یعنی تا جایی که می شود وقتی کسی با شما حرف می زند ببینید واژه و استدلال معنای مشخص و مصداق مشخص دارد یا ندارد اگر ندارد از مخاطب بخواهید که معنی و مصداق را به طور جدی بیان کند.

@seen1
10071602
تبیین 20 مغالطه ی کاربردی (ایرج شهبازی)

@seen1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در چه مواقعی باید ابراز عقیده کنیم؟

@seen1
قدرت شما دامنه ی رفتار را مشخص می کند،

قدرت شکل های زیادی دارد، در مذاکرات به شکل یک جایگزین ظاهر می شود، جدید بودن یک ابزار دیگر قدرت است،
وقتی قدرت زیادی داریم دامنه ی رفتارمون گسترده می شود و رفتارهای مختلفی می توانیم داشته باشیم.
اما وقتی قدرت کم باشد دامنه تنگ تر می شود.

وقتی این مساله پیش می اید یعنی اینکه اگر نظرمون را نگوییم نادیده گرفته می شویم ولی اگر نظرمون را هم بگوییم باز مجازات می شویم. یعنی ما در دامنه ی رفتاری کم، قدرت کمی هم داریم.

ابراز عقیده کردن یک رفتار پرخطره، اما ابزارهایی خطرات را کمتر می کنند.
اولین ابزار طی مذاکرات: حمایت از دیگران است، وقتی از فردی حمایت میکنیم باعث کشف و گسترش دامنه رفتار می شود، اعتماد به نفس بیشتر می شود . با حمایت دیگران خودمون را پیدا میکنیم.

اما گاهی می خواهیم خودمون را حمایت کنیم. چطور اینکار کنیم؟ یکی از راه های از خود حمایت کردن دگر اندیشی است: یعنی دنیا را از نگاه دیگری ببینیم. و از این راه دامنه رفتارمون را گسترش بدهیم. یک راه دیگر برای قاطعیت و محبوب بودن انعطاف نشان دادن است.

وقتی از مردم پرسیده می شود کی احساس راحتی برای ابراز عقیده دارند، می گویند "وقتی که شنوندگان من را حمایت کنند".
پس ما نیازمند حامیانی برای خودمان هستیم چطور اینکار را بکنیم؟ یکی از راههای ان حمایت از دیگران است، راه دیگر پرسیدن نظرات دیگران است. با این کار در واقع بهشون ارزش می دهیم و تواضع خودمون را نشون دادیم.

پس وقتی در یک صحنه ای قرار دارید از دیگران حمایت کنید و متواضعانه به دنبال نظرات دیگران باشید شواهد عالی و حامیان قوی داشته باشید و به دنبال علایقتون بروید و از دید دیگران به شرایط نگاه کنید و اگر از این ابزار استفاده کنید و تک تک شما از انها استفاده کنید می توانید دامنه رفتارهای قابل قبولتون را افزایش بدهید.
@seen1
از سال 88 به این فکر کردم که چرا افراد مختلف شیوه های مختلف فکری دارند و در نهایت انتخابهای مختلف. چرا گروهی انگونه می اندیشند و گروهی دیگر طریقی دیگر. و البته هر دو گروه نمی توانند با هم صحبت موثری داشته باشند و بی اعتمادی عمیقی در کلام و رفتار نسبت بهم دارند. به مطالعات منسجم و ازمایشگاهی در زمینه ی شیوه ی فکر و بررسی الگوی فکر ایرانیها برنخوردم نمی دانم ایا اصولا مطالعاتی در این مورد هست یا خیر.

به نظر می رسد می توان مطالعه ی تیم روان شناسی سیاسی امریکا، در مورد چرایی دو قطبی شدن مردم امریکا را به ایران نیز تعمیم داد. همچنین شباهت رفتاری و فکری بین دموکراتها و جمهوری خواهان امریکا با اصلاح طلبان و اصولگرایان ایران وجود دارد هر چند علت این شباهت نیز می تواند جای سوال باشد.

متن زیر که حاصل مطالعات تیم امریکایی است توام با تغییراتی و تطبیق بیشتر با شرایط ایران می باشد.
قطبی شدن در جامعه ی ما در حال بدتر شدن است، اصولگراها و اصلاح طلبان بیش از پیش از هم فاصله گرفته اند ان ها به طور فزاینده خود را درون قطعه های ایدئولوژیک محصور می کنند، از اخبار متفاوتی استفاده می کنند تنها با هم فکران خود حرف می زنند و هشدار دهنده ترین انها دشمنی فزاینده در هر دو طرف است اصولگرایان و اصلاح طلبان بیشتر و بیشتر از هم خوششان نمی اید این را به طرق مختلف می بینیم نمی خواهند با هم دوست باشند یا باهم ارتباط برقرار کنند.
@seen1
چه کنیم که قطبی شدن را در زندگی روزمره کم کنیم؟ چه کنیم تا با مخالفان سیاسی خود ارتباط و رابطه برقرار کنیم؟

مهمترین چیزی که باید بفهمیم این است که مبنای شکاف سیاسی در جامعه ی ما یک شکاف اخلاقی عمیق تر است. که اصولگراها واصلاح طلبان تمایل به پشتیبانی از ارزش های متفاوت با شدت های مختلف دارند.

به عنوان مثال می بینیم که اصلاح طلبان بیشتر از اصولگرایان از ارزش هایی مانند مساوات و آزادی و حفاظت از بروز اسیب های اجتماعی حمایت می کنند. و اصولگرایان بیشتر از اصلاح طلبان از ارزش هایی مانند وفاداری، میهن پرستی، احترام به قدرت و خلوص معنوی، حمایت می کنند.

افراد تمایل دارند برای ارزش های خود بجنگند و بمیرند چرا باید صرفا برای قانع کردن شما ان ها را رها کنند به خاطر چیزی که به هر حال بر سر ان با شما توافق ندارند!

راهی که به نظر می رسد می تواند اختلافات را کم کند تجدید چارچوب اخلاقی است به این معنی که صحبت کردن با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی فرد مقابل است.

اگر می خواهید نظر اصلاح طلبان را در مور بودجه نظامی و زبان رسمی جلب کنید دلایل شما قانع کننده تر خواهد بود اگر ان موضوعات سیاسی اصولگرایانه را به ارزش های معنوی اصلاح طلبان مانند مساوات و ازادی پیوند دهید. اگر می خواهید نظر کسی را جلب کنید ارتباط دادن ان موضوع به ارزش های اخلاقی بنیادی او مفید خواهد بود.

"یکدلی و احترام یکدلی و احترام" اگر بتوانید این کار را بکنید می توانید ارتباط برقرار کنید و شاید بتوانید یک نفر را در این کشور قانع کنید.

@seen1