مزایای روانشناختی غمگینی
احساس غمگینی کردن یا در شرایط خلقی بد بودن محاسنی برای فرد در بر دارد
حافظه بهتر: در یک مطالعه، خلق بد (که توسط آب و هوای بد ایجاد شده بود) باعث شد که افراد جزئیات مغازه ای که به تازگی ترک کرده بودند را بهتر به یاد آورند. خلق بد همچنین میتواند با کاهش تأثیر عوامل حواس پرتی مختلف، مثل اطلاعات غیرمرتبط، اشتباه یا گمراه کننده، حافظه شاهدان عینی را افزایش دهد.
قضاوت درست تر: یک خلق منفی ملایم همچنین موجب کاهش برخی از سوگیری ها و تحریف ها در نحوه شکل گیری افکار میشود. برای مثال، قاضی هایی که به میزان جزئی غمگین بودند برداشت درست تر و قابل اطمینان تری درباره دیگران داشتند زیرا آنها جزئیات را به طور مؤثرتری پردازش کردند. ما دریافتیم که خلق بد همچنین زودباوری و امکان گول خوردن را کاهش داده و هنگام ارزیابی شایعات یا افسانه های شهری موجب افزایش شک گرایی شد و حتی توانایی افراد برای کشف فریب به صورت درست را افزایش داد. افراد با خلق ملایم بد همچنین احتمال کمتری دارد که به افکار قالبی ساده لوحانه اعتماد کنند.
انگیزش: آزمایشات دیگر نشان داد که وقتی از شرکت کننده های شاد و غمگین درخواست شد که یک تکلیف فکری دشوار را انجام دهند، آنهایی که خلق بدی داشتند سخت تر تلاش کردند و ثبات قدم بیشتری داشتند. آنها زمان بیشتری را روی تکلیف گذاشتند و سوالات بیشتری مطرح کردند و جواب های درست بیشتری دادند.
@seen1 | neurosafari.com
احساس غمگینی کردن یا در شرایط خلقی بد بودن محاسنی برای فرد در بر دارد
حافظه بهتر: در یک مطالعه، خلق بد (که توسط آب و هوای بد ایجاد شده بود) باعث شد که افراد جزئیات مغازه ای که به تازگی ترک کرده بودند را بهتر به یاد آورند. خلق بد همچنین میتواند با کاهش تأثیر عوامل حواس پرتی مختلف، مثل اطلاعات غیرمرتبط، اشتباه یا گمراه کننده، حافظه شاهدان عینی را افزایش دهد.
قضاوت درست تر: یک خلق منفی ملایم همچنین موجب کاهش برخی از سوگیری ها و تحریف ها در نحوه شکل گیری افکار میشود. برای مثال، قاضی هایی که به میزان جزئی غمگین بودند برداشت درست تر و قابل اطمینان تری درباره دیگران داشتند زیرا آنها جزئیات را به طور مؤثرتری پردازش کردند. ما دریافتیم که خلق بد همچنین زودباوری و امکان گول خوردن را کاهش داده و هنگام ارزیابی شایعات یا افسانه های شهری موجب افزایش شک گرایی شد و حتی توانایی افراد برای کشف فریب به صورت درست را افزایش داد. افراد با خلق ملایم بد همچنین احتمال کمتری دارد که به افکار قالبی ساده لوحانه اعتماد کنند.
انگیزش: آزمایشات دیگر نشان داد که وقتی از شرکت کننده های شاد و غمگین درخواست شد که یک تکلیف فکری دشوار را انجام دهند، آنهایی که خلق بدی داشتند سخت تر تلاش کردند و ثبات قدم بیشتری داشتند. آنها زمان بیشتری را روی تکلیف گذاشتند و سوالات بیشتری مطرح کردند و جواب های درست بیشتری دادند.
@seen1 | neurosafari.com
چرا افراد باهوش گاهی اینقدر ابلهانه عمل می کنند؟
افراد در همه سطوح هوش “نقاط کور تعصب” را قبول دارند. این همان چیزی است که ما اشتباهات دیگران را با آن بزرگ نشان می دهیم اما در تشخیص اشتباهات خودمان بسیار بد عمل می کنیم. هر قدر اشتباه ، احمقانه تر باشد برای افراد باهوش سخت تر است قبول کنند آنها مرتکب چنین اشتباهی شده اند.
راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:
۱. اعتماد به نفس بیش از حد
۲. برای دیگران اهداف بلند و دشوار تعیین می کنند و فرصت کمک کردن به آنها را از دست می دهند.
۳. نیاز دارند همواره درست عمل کنند. قبول اشتباه را تهدید شخصیت خودشان می انگارند.
۴. غالبا هوش هیجانی پایین دارند. افراد با IQ بالا معمولا EQ متوسط و پایین دارند لذا قائل به نخبه سالاری هستند.
۵. افراد باهوش وقتی شکست می خورند به کلی کار را رها می کنند. آنها با یک شکست فکرمی کنند دنیا به آخر رسیده زیرا موفقیت های مستمر باعث ایجاد انتظارات از آنها شده که قبول شکست را برای آنها سخت می کند.
@seen1
افراد در همه سطوح هوش “نقاط کور تعصب” را قبول دارند. این همان چیزی است که ما اشتباهات دیگران را با آن بزرگ نشان می دهیم اما در تشخیص اشتباهات خودمان بسیار بد عمل می کنیم. هر قدر اشتباه ، احمقانه تر باشد برای افراد باهوش سخت تر است قبول کنند آنها مرتکب چنین اشتباهی شده اند.
راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:
۱. اعتماد به نفس بیش از حد
۲. برای دیگران اهداف بلند و دشوار تعیین می کنند و فرصت کمک کردن به آنها را از دست می دهند.
۳. نیاز دارند همواره درست عمل کنند. قبول اشتباه را تهدید شخصیت خودشان می انگارند.
۴. غالبا هوش هیجانی پایین دارند. افراد با IQ بالا معمولا EQ متوسط و پایین دارند لذا قائل به نخبه سالاری هستند.
۵. افراد باهوش وقتی شکست می خورند به کلی کار را رها می کنند. آنها با یک شکست فکرمی کنند دنیا به آخر رسیده زیرا موفقیت های مستمر باعث ایجاد انتظارات از آنها شده که قبول شکست را برای آنها سخت می کند.
@seen1
چرا افراد باهوش گاهی اینقدر ابلهانه عمل می کنند؟
راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:
۶. کم پشتکاری . وقتی کارها برای شما به عنوان یک آدم باهوش ، آسان انجام شود راحت می توانید تلاش سخت را به عنوان یک امر منفی در نظر بگیرید. وقتی افراد با هوش بالا، نمی توانند کاری را تمام کنند مگر اینکه زیاد برای آن تلاش کنند احساس ناامیدی و تحقیر می کنند و لذا این تصور در آنها به وجود می آید که اگر نمی توانند کارها را راحت انجام دهند پس یک مشکلی دارند.
۷. چندکاره هستند. افراد باهوش ، واقعا سریع فکر می کنند و همین سرعت فکر، آنها را کم صبر می کند. مایل هستند چند کار را با هم جلو ببرند. وقتی چندکاره هستند حس می کنند به سرعت فکرشان دارند جواب می گیرند.
۸. بازخورد دیگران را به دشواری می پذیرند. افراد باهوش معمولا عقاید دیگران را پایین فرض می کنند. در نتیجه مشکل دارند بپذیرند کسی شایستگی ارائه فیدبکهای مفید به آنها را داشته باشد. این مشکل نه تنها مانعی برای رشد و بهره وری آنها خواهد بود بلکه سبب ایجاد ارتباطات مسموم در محیط کاری و محیط شخصی آنها می شود.
@seen1
راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:
۶. کم پشتکاری . وقتی کارها برای شما به عنوان یک آدم باهوش ، آسان انجام شود راحت می توانید تلاش سخت را به عنوان یک امر منفی در نظر بگیرید. وقتی افراد با هوش بالا، نمی توانند کاری را تمام کنند مگر اینکه زیاد برای آن تلاش کنند احساس ناامیدی و تحقیر می کنند و لذا این تصور در آنها به وجود می آید که اگر نمی توانند کارها را راحت انجام دهند پس یک مشکلی دارند.
۷. چندکاره هستند. افراد باهوش ، واقعا سریع فکر می کنند و همین سرعت فکر، آنها را کم صبر می کند. مایل هستند چند کار را با هم جلو ببرند. وقتی چندکاره هستند حس می کنند به سرعت فکرشان دارند جواب می گیرند.
۸. بازخورد دیگران را به دشواری می پذیرند. افراد باهوش معمولا عقاید دیگران را پایین فرض می کنند. در نتیجه مشکل دارند بپذیرند کسی شایستگی ارائه فیدبکهای مفید به آنها را داشته باشد. این مشکل نه تنها مانعی برای رشد و بهره وری آنها خواهد بود بلکه سبب ایجاد ارتباطات مسموم در محیط کاری و محیط شخصی آنها می شود.
@seen1
افسانه هایی که بر منطق خبرگزاریها سرپوش می گذارند
رسانه ها به پاره ای افسانه ها دربارۀ نحوۀ عملکرد خود دامن می زنند. باور کردن این افسانه ها موجب می شود که شخص نتواند خبرها را با نگاهی سنجشگرانه ببیند.
برخی از این افسانه ها:
- گزار ش های خبری در یک فرایند خبرنگارانۀ محققانۀ مستقل تولید می شوند؛
- نویسندگان خبرها در گزارش هایشان صرفا واقعیت می پردازند و از هر گونه نتیجه گیری دربارۀ آنها اجتناب می کنند؛
- در تهیۀ خبرها تمایز روشنی میان دیدگاه افراد و واقعیت وجود دارد؛
- واقعیتی عینی («خبر» واقعی) وجود دارد که توسط رسانه های خبری جهان صرفا «گزارش می شود» یا توصیف می شود
- آنچه غیرعادی است (تازه، غیرعادی، یا عجیب و غریب است) خبر است و چیزهای دیگر خبر نیستند.
کتاب سوگیری رسانه ای (مهدی خسروانی)
@seen1
رسانه ها به پاره ای افسانه ها دربارۀ نحوۀ عملکرد خود دامن می زنند. باور کردن این افسانه ها موجب می شود که شخص نتواند خبرها را با نگاهی سنجشگرانه ببیند.
برخی از این افسانه ها:
- گزار ش های خبری در یک فرایند خبرنگارانۀ محققانۀ مستقل تولید می شوند؛
- نویسندگان خبرها در گزارش هایشان صرفا واقعیت می پردازند و از هر گونه نتیجه گیری دربارۀ آنها اجتناب می کنند؛
- در تهیۀ خبرها تمایز روشنی میان دیدگاه افراد و واقعیت وجود دارد؛
- واقعیتی عینی («خبر» واقعی) وجود دارد که توسط رسانه های خبری جهان صرفا «گزارش می شود» یا توصیف می شود
- آنچه غیرعادی است (تازه، غیرعادی، یا عجیب و غریب است) خبر است و چیزهای دیگر خبر نیستند.
کتاب سوگیری رسانه ای (مهدی خسروانی)
@seen1
ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ
ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻲ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻌﻀﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﻀﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ .ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺷﻬﺎ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺪﺭﻙ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ .ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﺗﺮ .ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺭﻳﺸﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩﻱ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﻫﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺗﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﻧﺞ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ .ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻭﺭﺍﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﻳﻤﻴﻠﻲ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﻨﺪ .ﻧﻮﻋﻲ ﻟﺨﺘﻲ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻇﻬﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻛﻠﻤﻪ ﻭ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ .
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺣﻮﻝ ﻭ ﺣﻮﺵ ﭘﻴﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﺷﺪﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺩﻳﺪ .ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎ ﻧﻘﺪ بنیانهاﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻧﻘﺪ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ .ﻛﻤﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ .ﺍﻛﺜﺮ ﺍﻧﻬﺎ ﻧﻘﺪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﺳﺖ .ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؟
ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺧﻪ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ .ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﻫﻲ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﻥ .ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﻨﺸﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@seen1
ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻲ
ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻌﻀﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﻀﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ .ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺷﻬﺎ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺪﺭﻙ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ .ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﺗﺮ .ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺭﻳﺸﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩﻱ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﻫﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺗﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﻧﺞ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ .ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ .
ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻭﺭﺍﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﻳﻤﻴﻠﻲ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﻨﺪ .ﻧﻮﻋﻲ ﻟﺨﺘﻲ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻇﻬﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻛﻠﻤﻪ ﻭ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ .
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺣﻮﻝ ﻭ ﺣﻮﺵ ﭘﻴﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﺷﺪﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺩﻳﺪ .ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎ ﻧﻘﺪ بنیانهاﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻧﻘﺪ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ .ﻛﻤﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ .ﺍﻛﺜﺮ ﺍﻧﻬﺎ ﻧﻘﺪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﺳﺖ .ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؟
ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺧﻪ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ .ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﻫﻲ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﻥ .ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﻨﺸﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@seen1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عملکرد مغز یک عاشق
@seen1
@seen1
پژوهشهایی که محققانِ علومِ شناختی انجام میدهند روزبهروز محدودیتهای عقل را بیشتر برای ما روشن میکند. افکار ما از انواع و اقسام پیشداوریها رنج میبرد و شکستهای مکرر ما در آزمونهای عقلی گاهی واقعاً ناامیدکننده میشود. اما اگر این پیشداوریها واقعاً برای گونۀ ما فایده داشته باشند چه؟ اگر هدفِ عقل نه صرفِ تشخیص صدق از کذب بلکه اساساً چیزی دیگر باشد چه؟
@seen1
@seen1
عقاید پس از شکلگیری بهطور چشمگیری پایدار میمانند
حتی پس از آنکه شواهد «در حمایت از باورهای افراد کاملاً ابطال شده است، افراد از انجام تصحیحات مناسب در آن باورها ناتواناند».
چگونه ما به این وضعیت رسیدهایم؟
عقل، همانند حرکت با دو پا یا بینایی سهرنگی، یک ویژگی تکاملیافته است. عقل در دشتهای آفریقا ظهور کرده است و باید در آن چارچوب فهم شود.
بزرگترین برتری انسان بر دیگر گونهها توانایی ما در همکاری است. ایجاد همکاری دشوار است و حفظ آن نیز تقریباً به همان اندازه دشوار است. برای هر فرد، طفیلیبودن همواره بهترین کار است. عقل نه برای حل مسائل انتزاعی و منطقی توسعه یافته است، نه حتی برای کمک به ما برای اقتباس نتایج از دادههای تازه، بلکه آن برای حل مسائلی توسعه یافته است که زندگی در گروههای همیار ایجاد میکند.
«عقل سازگاری با موقعیت فوقاجتماعیای است که انسانها برای خود به وجود آوردهاند.» آن عادات ذهنی که با نگاه «خردمندانه»، عجیب یا اشتباه یا حماقت محض به نظر میرسند از چشمانداز «تعاملی» هوشمندانه خواهند بود.
@seen1 | @tarjomaanweb
حتی پس از آنکه شواهد «در حمایت از باورهای افراد کاملاً ابطال شده است، افراد از انجام تصحیحات مناسب در آن باورها ناتواناند».
چگونه ما به این وضعیت رسیدهایم؟
عقل، همانند حرکت با دو پا یا بینایی سهرنگی، یک ویژگی تکاملیافته است. عقل در دشتهای آفریقا ظهور کرده است و باید در آن چارچوب فهم شود.
بزرگترین برتری انسان بر دیگر گونهها توانایی ما در همکاری است. ایجاد همکاری دشوار است و حفظ آن نیز تقریباً به همان اندازه دشوار است. برای هر فرد، طفیلیبودن همواره بهترین کار است. عقل نه برای حل مسائل انتزاعی و منطقی توسعه یافته است، نه حتی برای کمک به ما برای اقتباس نتایج از دادههای تازه، بلکه آن برای حل مسائلی توسعه یافته است که زندگی در گروههای همیار ایجاد میکند.
«عقل سازگاری با موقعیت فوقاجتماعیای است که انسانها برای خود به وجود آوردهاند.» آن عادات ذهنی که با نگاه «خردمندانه»، عجیب یا اشتباه یا حماقت محض به نظر میرسند از چشمانداز «تعاملی» هوشمندانه خواهند بود.
@seen1 | @tarjomaanweb
Forwarded from سين
👆توضیحی کوتاه در مورد ویدیو:
احزاب جمهوریخواه و دموکراتها هردو معتقدند که انگیزههایشان بر اساس عشق است و مخالفانشان انگیزههایشان بر اساس تنفر میباشد. با وجود دو قطبی شدید چگونه میتوانیم مشکلات را حل کنیم ؟ در این سخنرانی، محقق علوم اجتماعی ارتور بروکس نظریاتی را در میان میگذارد که هر کدام ما می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم یخها را بشکنیم. «شاید بتوانیم جنگ رنگ پریده طرز فکر را، که از آن رنج میبریم، در این کشور برداریم جنگی که به مسابقهای برای نظرات تبدیل شده.»
@seen1
احزاب جمهوریخواه و دموکراتها هردو معتقدند که انگیزههایشان بر اساس عشق است و مخالفانشان انگیزههایشان بر اساس تنفر میباشد. با وجود دو قطبی شدید چگونه میتوانیم مشکلات را حل کنیم ؟ در این سخنرانی، محقق علوم اجتماعی ارتور بروکس نظریاتی را در میان میگذارد که هر کدام ما می توانیم انجام دهیم تا بتوانیم یخها را بشکنیم. «شاید بتوانیم جنگ رنگ پریده طرز فکر را، که از آن رنج میبریم، در این کشور برداریم جنگی که به مسابقهای برای نظرات تبدیل شده.»
@seen1
انچه امروز تهدیدمان می کند ترس است،نه بمب اتم و نه ترس از ان، چون اگر ان بمب امشب بر اکسفورد نازل شود، تنها کاری که می تواند بکند کشتن ماست، که هیچ است، چون با این کار، خود را محروم میکند. از تنها قدرتی که بر ما دارد: که ترس از ان باشد.
خطر ما نیروهایی در جهان امروز است که می خواهند از ترس ادمی استفاده کنند تا فردیت او، روحش، را بگیرند و او را تقلیل دهند به توده ای ناتوان از تفکر به واسطه ی ترس و رشوه. غذای رایگان به او بدهند که خود به چنگ نیاورده، پول اسان و مفتی که برایش کار نکرده این چیزیست که باید در برابرش مقاومت کنیم.
مردان و زنان، همواره سر باز می زنند از حیله، ارعاب و رشوه، نه فقط برای حق بلکه حتی وظیفه ی انتخاب بین عدل و ستم، شجاعت و ترس، فداکاری و ازمندی. کسانی که هماره نه فقط به حق ادمی برای ازادی از بند ستم و فریب بلکه به وظیفه و مسئولیت ادمی برای اطمینان از رعایت عدل و حقیقت و رحم و شفقت ایمان دارند.
پس هرگز نترسید که صدایتان را برای صدافت و حقیقت و شفقت بالا ببرید دربرابر ستم و دروغ و ازمندی.
ویلیام فاکنر
@seen1
خطر ما نیروهایی در جهان امروز است که می خواهند از ترس ادمی استفاده کنند تا فردیت او، روحش، را بگیرند و او را تقلیل دهند به توده ای ناتوان از تفکر به واسطه ی ترس و رشوه. غذای رایگان به او بدهند که خود به چنگ نیاورده، پول اسان و مفتی که برایش کار نکرده این چیزیست که باید در برابرش مقاومت کنیم.
مردان و زنان، همواره سر باز می زنند از حیله، ارعاب و رشوه، نه فقط برای حق بلکه حتی وظیفه ی انتخاب بین عدل و ستم، شجاعت و ترس، فداکاری و ازمندی. کسانی که هماره نه فقط به حق ادمی برای ازادی از بند ستم و فریب بلکه به وظیفه و مسئولیت ادمی برای اطمینان از رعایت عدل و حقیقت و رحم و شفقت ایمان دارند.
پس هرگز نترسید که صدایتان را برای صدافت و حقیقت و شفقت بالا ببرید دربرابر ستم و دروغ و ازمندی.
ویلیام فاکنر
@seen1