سين
539 subscribers
186 photos
108 videos
74 files
172 links
اين كانال زيرمجموعه سايت آزادانديشي سين مي باشد.
سایت سین محلی برای تمرین تفکر نقادانه و بالا رفتن تحمل شنیدن حرف مخالف است.
seen1.ir

https://youtube.com/@somayehchiti?si=ZrOt7uozHn1kCENt
Download Telegram
فقدان آموزش سواد رسانه‎ای گریبان‌مان را در چنین روزهایی می‌گیرد

پس از سلفی‌گرفتن یا ضبط عکس و ویدئو در تشییع جنازه‌ی هنرمندان و ورزشکاران و افراد مشهور، یا در بیمارستان نوبت به پلاسکو رسید که شهروندان تهرانی به نحوی با دوربین‌های خود همه‌ی جزییات حادثه را حفظ کنند تا کلیات مهم‌تری زیر آوار بماند و نیروهای امنیتی و آتشنشانی در یار‌ی‌رساندن به حادثه‌دیدگان در لحظات حساس با مشکل مواجه شوند.

این بار در حادثه‌ی تروریستی حمله به مجلس شورای اسلامی در تهران، دوباره فقدان سواد رسانه‌ای در میان شهروندان آشکارا خودنمایی می‌کند. همچنان اطراف مجلس مملو از شهروندان عادی است که با حضور بی‌موقع خود در محل حادثه راه را برای نیروهای امنیتی سد کرده‌اند. فیلم می‌گیرند و عکس‌ها را ضبط می‌کنند. به راستی شهروندان تا چه اندازه درباره‌ی سواد رسانه‌ای اطلاعات دارند؟
«سواد_رسانه_ای به معنی دانستن نحوه تولید_پیام رسانه‌ای و چیزهای دریافتی از آن است. سواد رسانه‌ای دو وجه دارد؛ کدگذاری و کدگشایی. ما فقط بر روی کدگشایی کار کرده‌ایم.»
@seen1 | @cm_magazine
نقد، روشی مهم برای ارزیابی مفاهیم، پدیده‌ها و داده‌های مختلف در تولید و ارائه اندیشه‌هاست. نقد، روش بررسی، در فرایند تحلیل ذهن است که در یک ارتباط دوسویهٔ نگرش نقادانه و اندیشه و رفتار شکل می‌گیرد.

هر انسان دارای عقل و نفس سلیم اقرار می‌کند به ثمرات فراوان نقد اجتماعی به‌عنوان یک مهارت اجتماعیِ مانع از ایجاد و پیشرفت اندیشه و رفتارهای فاسد اجتماعی. ولی شاهد رویگردانی افراد در جوامع اجتماعی واقعی و مجازی از نقد و نقادی هستیم. این خود نوعی آسیب و مسئله اجتماعی و فرهنگی شمرده می‌شود که با پیشرفت آن بسیاری از مسائل و مشکلات را در جامعه پدید می‌آورد.

ازاین‌رو باید در مقام فرهنگ‌سازی، فرهنگ نقد و نقدپذیری را با تعریف درست از آن‌ها در جامعه پایه‌گذاری کنیم. نکته مهم در انجام نقد سازنده توجه ویژه به «فرهنگ نقد» و سپس «فرهنگ نقدپذیری» است.
@seen1
ایا واقعیت دارد؟

رسانه های بزرگ ،وابسته به جناح ها یا افراد صاحب قدرت و نفوذ هستند. انتشار مطالب این رسانه ها در راستای حفظ منافع ایشان خواهد بود. پس کمتر باید انتظار داشت اخبار یا مطالب یا حتی تحلیلهایی که منتشر می کنند در جهت کشف حقیقت باشد.

اولین برخورد با اخبار یا تحلیلها، پرسیدن این سوال است: ایا واقعیت دارد؟

2. کشف اولین رسانه ی منتشر کننده است تا بفهمیم با چه نوع دیدگاهی خبر منتشر شده.
مثلا:اقای رحیمی در سخنان خود گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد! این خبر ممکن است در کانالهای مختلف بازتاب یابد ولی اول باید دید اقای رحیمی چنین صحبتی کرد بعد باید دید اولین سایت یا خبرگزاری که این خبر را منتشر کرده کیست.

3. دراوردن میزان واقعیت منتشر شده. گاهی اصل خبر درست است ولی کیفیت خبر و مطالب مطرح شده همه درست نیست.
رحیمی در مورد انتقام ایران از داعش گفته ولی خبرگزاری مبدا با یکی کردن داعش و عربستان، تیتر زده که رحیمی گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد

4.کشف نیت و انگیزه ی انتشار خبر، بخش زیادی از کشف انگیزه، با شناخت دیدگاه و نوع وابستگی رسانه ی منتشر کننده اشکار می شود.
ایا رسانه ی مذکور در مورد انتشار خبر سخنان رحیمی قصدش انتشار صحبت رحیمی بوده؟ قصدش بیان و تشدید خصومت ایران و عربستان بوده؟ قصدش بیان خصومت رحیمی با عربستان بوده؟

@seen1
مغالطه‌های پرکاربرد

چاپلوسی مخاطب
«بسیار خوشبختم که در خدمت شما هستم؛ شما که مشکلات جامعه را به‌خوبی می‌شناسید و از بینشی عمیق به این مشکلات برخوردارید». «مسلماً فرد هوشمندی مثل شما را نمی‌توان فریب داد». «برای من چه سعادتی بالاتر از اینکه در محضر شما مردم قهرمان و هوشیار سخن بگویم». مردم همواره از چاپلوسی استقبال می‌کنند. البته بعضی وقت‌ها باید جانب احتیاط را رعایت کنید و باظرافت عمل کنید، وگرنه مخاطب ممکن است شک کند که می‌خواهید فریبش بدهید. بیشتر سیاستمداران فن چاپلوسی را در بالاترین سطح آموخته‌اند و در این کار حرفه‌ای‌اند. مقصود آنها این است که نظر موافق مخاطبشان را جلب کنند؛ بنابراین، هر کار بتوانند انجام می‌دهند تا مخاطبشان سپر بیندازد و از حالت هوشیارانه و تدافعی خارج شود و گرایشش به اندیشیدنِ سنجشگرانه درباره‌ی سخنان آنها به حداقل برسد.

🔺 برگرفته از کتاب «مغالطه‌های پرکاربرد/نوشته‌ی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
🔺 برای خواندن گزیده‌ی کتاب و خرید اینترنتی ان به لینک زیر مراجعه کنید:
http://nashrenow.com/

@seen1 | @naqqadaneh
بازخوانی تاریخ یا حاشیه سازی

یکی از اقداماتی که سیاسیون انجام می دهند برای انحراف افکار عمومی از مسائل مهم و مسائلی که باید نسبت به ان پاسخگو باشند، حاشیه سازی است. یعنی با طرح مسائلی که می تواند باعث شوک افکار عمومی باشد مردم را مشغول می کنند. هر جامعه و یا گروهی نسبت به مساله یی حساسیت دارد و با شناخت ان حساسیتها مطالب حساسیت برانگیز را مطرح می کنند.

بهترین کار در این موارد درک این مساله است، و به جای پرداختن به شبهات، طرح بیشتر مطالبات و مسائل کلان است .

@seen1
#شایعه_شناسی

اگر همین فردا در خیابان یا تاکسی، رهگذری به شما بگوید «شنیدید قراره تابستون زلزله بیاد؟»، شما راجع به این گفته و گوینده آن چه فکر می‌کنید؟ به احتمال زیاد سخنش را درجا نمی‌پذیرید و از او پرسش‌هایی می‌کنید.

شایعه شش- هفت سال پیش یادتان هست که می‌گفت فلان روز تیرماه زلزله می‌آید؟ تا به حال فکر کرده‌اید چطور شد که این شایعه آنقدر پخش شد؟ خیلی‌ها باورش کردند. خیلی‌ها در شب موعود زلزله در پارک‌ها و جاهای بی‌سقف خوابیدند یا تهران را ترک کردند. شما فکر می‌کنید چه طور یک شایعه بی‌اساس این چنین پخش می‌شود؟

در یک تقسیم‌بندی، شایعه بر اساس عامل سازنده‌اش دو قسم است:
الف- شایعه کور که به طور خودبه‌خود یا برنامه‌ریزی نشده ساخته می‌شود. این نوع شایعه نتیجه و برآیند امیال و هیجان‌ها، منافع و اراده‌های جمع کثیری از مردم است.
ب- شایعه سازمان‌یافته که از سوی افراد خاص با اهداف و منافع معین، تولید و منتشر می‌شود.

همه دروغ‌ها یا به عبارتی شایعه‌ها نمی‌گیرد. باید این دروغ یک ویژگی‌هایی داشته باشد و از جهت دیگر یک زمینه‌هایی هم وجود داشته باشد. در واقع شرایط روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خاصی در جامعه می‌تواند به انتشار و قدرت‌گیری شایعات خاص کمک کنند.
«شایعه معمولاً به پیامی گفته می‌شود با منبع ناشناخته که وضعیت‌های مبهم و مهم را تبیین می‌کند و با انتشار بیشتر قدرتمندتر می‌شود.» منبع ناشناخته در این تعریف یعنی این که ما نمی‌دانیم چه کسی شایعه را ابتدا منتشر کرده است. کسانی هم که آن را بازگو و در واقع به انتشارش کمک می‌کنند، معمولاً در قالب جملات «شنیده می‌شود که...» یا به زبان مردم «می‌گن که...» کارشان را می‌کنند. بنابراین شایعه پیامی است که راست و دروغ بودن آن از سوی منابع رسمی، معتبر یا قانونی تأیید نشده است. وضعیت‌های مبهم و مهم در تعریف بالا به زمینه‌های اجتماعی انتشار شایعه اشاره می‌کنند. تعریف می‌گوید زمانی که مردم تشنه دریافت اطلاعاتند اما منابع رسمی و معتبر نمی‌تواند به تقاضای آن‌ها پاسخ دهد، بازار شایعه داغ می‌شود. نکته پایانی تعریف نیز می‌گوید شایعه مانند پیام‌هایی نیست که از منبع‌شان اعتبار می‌گیرند (هر چه منبعِ خبر معتبرتر، خبر موثق‌تر). شایعه اعتبار ندارد بلکه قدرت دارد و هر چه بیشتر منتشر شود، قدرتش بیشتر می‌شود. اما در تعریف بالا به صدق و کذب شایعه اشاره‌ای نشده است و این به این خاطر است که همه شایعه‌ها دروغ نیستند و شایعه‌های راست هم وجود دارند. به عبارتی شایعه می‌تواند پیامی راست اما نامعتبر باشد (همچنان که بسیار پیش می‌آید خبری معتبر در واقع دروغ است).

@seen1 | @cm_magazine
چرا دولت ها در حکومت خود بحران سازی می کنند؟
@seen1 | didban.ir
چرا دولت ها در حکومت خود بحران ایجاد می کنند؟
@seen1 | didban.ir
چرا دولت ها در حکومت خود بحران سازی می کنند؟
@seen1 | didban.ir
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت مغز زن ها و مغز مردها

@seen1
مزایای روانشناختی غمگینی

احساس غمگینی کردن یا در شرایط خلقی بد بودن محاسنی برای فرد در بر دارد
حافظه بهتر: در یک مطالعه، خلق بد (که توسط آب و هوای بد ایجاد شده بود) باعث شد که افراد جزئیات مغازه ای که به تازگی ترک کرده بودند را بهتر به یاد آورند. خلق بد همچنین میتواند با کاهش تأثیر عوامل حواس پرتی مختلف، مثل اطلاعات غیرمرتبط، اشتباه یا گمراه کننده، حافظه شاهدان عینی را افزایش دهد.

قضاوت درست تر: یک خلق منفی ملایم همچنین موجب کاهش برخی از سوگیری ها و تحریف ها در نحوه شکل گیری افکار میشود. برای مثال، قاضی هایی که به میزان جزئی غمگین بودند برداشت درست تر و قابل اطمینان تری درباره دیگران داشتند زیرا آنها جزئیات را به طور مؤثرتری پردازش کردند. ما دریافتیم که خلق بد همچنین زودباوری و امکان گول خوردن را کاهش داده و هنگام ارزیابی شایعات یا افسانه های شهری موجب افزایش شک گرایی شد و حتی توانایی افراد برای کشف فریب به صورت درست را افزایش داد. افراد با خلق ملایم بد همچنین احتمال کمتری دارد که به افکار قالبی ساده لوحانه اعتماد کنند.

انگیزش: آزمایشات دیگر نشان داد که وقتی از شرکت کننده های شاد و غمگین درخواست شد که یک تکلیف فکری دشوار را انجام دهند، آنهایی که خلق بدی داشتند سخت تر تلاش کردند و ثبات قدم بیشتری داشتند. آنها زمان بیشتری را روی تکلیف گذاشتند و سوالات بیشتری مطرح کردند و جواب های درست بیشتری دادند.
@seen1 | neurosafari.com
تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد. بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.
@seen1
چرا افراد باهوش گاهی اینقدر ابلهانه عمل می کنند؟

افراد در همه سطوح هوش “نقاط کور تعصب” را قبول دارند. این همان چیزی است که ما اشتباهات دیگران را با آن بزرگ نشان می دهیم اما در تشخیص اشتباهات خودمان بسیار بد عمل می کنیم. هر قدر اشتباه ، احمقانه تر باشد برای افراد باهوش سخت تر است قبول کنند آنها مرتکب چنین اشتباهی شده اند.

راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:

۱. اعتماد به نفس بیش از حد
۲. برای دیگران اهداف بلند و دشوار تعیین می کنند و فرصت کمک کردن به آنها را از دست می دهند.
۳. نیاز دارند همواره درست عمل کنند. قبول اشتباه را تهدید شخصیت خودشان می انگارند.
۴. غالبا هوش هیجانی پایین دارند. افراد با IQ بالا معمولا EQ متوسط و پایین دارند لذا قائل به نخبه سالاری هستند.
۵. افراد باهوش وقتی شکست می خورند به کلی کار را رها می کنند. آنها با یک شکست فکرمی کنند دنیا به آخر رسیده زیرا موفقیت های مستمر باعث ایجاد انتظارات از آنها شده که قبول شکست را برای آنها سخت می کند.

@seen1
چرا افراد باهوش گاهی اینقدر ابلهانه عمل می کنند؟

راههایی که افراد باهوش سبب ناکارآمدی خودشان می شوند عبارتند از:

۶. کم پشتکاری . وقتی کارها برای شما به عنوان یک آدم باهوش ، آسان انجام شود راحت می توانید تلاش سخت را به عنوان یک امر منفی در نظر بگیرید. وقتی افراد با هوش بالا، نمی توانند کاری را تمام کنند مگر اینکه زیاد برای آن تلاش کنند احساس ناامیدی و تحقیر می کنند و لذا این تصور در آنها به وجود می آید که اگر نمی توانند کارها را راحت انجام دهند پس یک مشکلی دارند.

۷. چندکاره هستند. افراد باهوش ، واقعا سریع فکر می کنند و همین سرعت فکر، آنها را کم صبر می کند. مایل هستند چند کار را با هم جلو ببرند. وقتی چندکاره هستند حس می کنند به سرعت فکرشان دارند جواب می گیرند.

۸. بازخورد دیگران را به دشواری می پذیرند. افراد باهوش معمولا عقاید دیگران را پایین فرض می کنند. در نتیجه مشکل دارند بپذیرند کسی شایستگی ارائه فیدبکهای مفید به آنها را داشته باشد. این مشکل نه تنها مانعی برای رشد و بهره وری آنها خواهد بود بلکه سبب ایجاد ارتباطات مسموم در محیط کاری و محیط شخصی آنها می شود.

@seen1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
معنی و مقیاس هوش چیست؟

@seen1
سوگیری رسانه ایی
@seen1
افسانه هایی که بر منطق خبرگزاریها سرپوش می گذارند

رسانه ها به پاره ای افسانه ها دربارۀ نحوۀ عملکرد خود دامن می زنند. باور کردن این افسانه ها موجب می شود که شخص نتواند خبرها را با نگاهی سنجشگرانه ببیند.

برخی از این افسانه ها:
- گزار ش های خبری در یک فرایند خبرنگارانۀ محققانۀ مستقل تولید می شوند؛
- نویسندگان خبرها در گزارش هایشان صرفا واقعیت می پردازند و از هر گونه نتیجه گیری دربارۀ آنها اجتناب می کنند؛
- در تهیۀ خبرها تمایز روشنی میان دیدگاه افراد و واقعیت وجود دارد؛
- واقعیتی عینی («خبر» واقعی) وجود دارد که توسط رسانه های خبری جهان صرفا «گزارش می شود» یا توصیف می شود
- آنچه غیرعادی است (تازه، غیرعادی، یا عجیب و غریب است) خبر است و چیزهای دیگر خبر نیستند.

کتاب سوگیری رسانه ای (مهدی خسروانی)

@seen1
ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ
ﺁﺯﺍﺩ ﺍﺭﻣﻜﻲ

ﻳﻜﻲ ﺍﺯ ﻣﻌﻀﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻛﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺍﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻲ ﺗﻮﺟﻬﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻓﻀﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ .ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺷﻬﺎ ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﻣﻬﺎﺭﺕ ﻭ ﻣﺪﺭﻙ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ .ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﻫﻢ ﻫﺴﺖ ﻛﻪ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﺗﺮ .ﻣﺸﻜﻼﺗﻲ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺪﻩ ﻫﻢ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ ﺭﻳﺸﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩﻱ .
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﻛﻢ ﺳﻮﺍﺩ ﻳﺎ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﻫﻞ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺩﺏ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺗﺮ ﻭ ﺑﺎ ﻣﺪﺍﺭﻙ ﺑﺎﻻ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺭﻧﺞ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ .ﺍﻳﻦ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺍﺳﺖ .

ﺑﺮﺍﻱ ﻓﻬﻢ ﺍﻳﻦ ﻣﻌﻨﻲ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﺍﻱ ﺍﺯ ﻣﺤﺎﻭﺭﺍﺕ ﺑﻴﻦ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﻭﺯﻣﺮﻩ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﻦ ﺍﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﻜﻞ ﺍﻳﻤﻴﻠﻲ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺍﻱ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻮﺟﻪ ﺷﻮﺩ . ﺩﺭ ﺍﻭﻟﻲ ﻛﻤﺘﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺭﺍﺕ ﻣﻌﺘﺒﺮ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺑﻬﺮﻩ ﮔﻴﺮﻱ ﻛﻨﻨﺪ .ﻧﻮﻋﻲ ﻟﺨﺘﻲ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﻇﻬﻮﺭ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻧﻮﻉ ﻛﻠﻤﻪ ﻭ ﺑﻴﺎﻧﻲ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ .

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﻭﻡ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﺭﺗﺒﺎﻃﻲ ﺷﻜﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺣﻮﻝ ﻭ ﺣﻮﺵ ﭘﻴﺎﻡ ﻫﺎﻱ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﺷﺪﻩ ﻫﺮ ﺭﻭﺯﻩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﻭ ﻣﻮﻗﻌﻴﺘﻲ ﺑﻴﻦ ﮔﺮﻭﻫﻬﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻓﺮﺍﮔﻴﺮ ﺩﻳﺪ .ﺑﻴﺸﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻬﺎ ﻧﻘﺪ بنیانهاﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺧﻼﻗﻲ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻧﻘﺪ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻲ .ﻛﻤﺘﺮ ﭘﻴﺎﻣﻲ ﺩﺭ ﻧﻘﺪ ﻗﺪﺭﺕ ﻳﺎ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﺧﺎﺻﻲ ﺍﺳﺖ .ﺍﻛﺜﺮ ﺍﻧﻬﺎ ﻧﻘﺪ ﺳﻨﺖ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎﻱ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ ﻭ ﺩﻳﻨﻲ ﻭ ﻫﻮﻳﺖ ﺍﻳﺮﺍﻧﻲ ﺍﺳﻼﻣﻲ ﺍﺳﺖ .ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺭﺍﻩ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ؟

ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﺩﺭ ﭼﺮﺧﻪ ﻣﻌﻴﻮﺏ ﻛﻢ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺳﻮﺍﺩ ﺑﺎ ﻓﺮﻫﻨﮓ . ﻣﺮﺩﻡ ﺍﻳﺮﺍﻥ ﺁﻣﻮﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ .ﺳﻮﺍﺩ ﺭﺍﻫﻲ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﻳﺎﺑﻲ ﺑﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺍﺧﻼﻕ ﺍﺳﺖ ﻧﻪ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺍﻥ .ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻮﺧﺘﻪ ﻣﻨﺸﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﺴﺎﻣﺎﻧﻲ ﻫﺎﻱ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
@seen1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عملکرد مغز یک عاشق
@seen1
پژوهش‌هایی که محققانِ علومِ شناختی انجام می‌دهند روزبه‌روز محدودیت‌های عقل را بیشتر برای ما روشن می‌کند. افکار ما از انواع و اقسام پیش‌داوری‌ها رنج می‌برد و شکست‌های مکرر ما در آزمون‌های عقلی گاهی واقعاً ناامیدکننده می‌شود. اما اگر این پیش‌داوری‌ها واقعاً برای گونۀ ما فایده داشته باشند چه؟ اگر هدفِ عقل نه صرفِ تشخیص صدق از کذب بلکه اساساً چیزی دیگر باشد چه؟

@seen1