Forwarded from سين
video_2017-02-08_15-49-30.mov
29.7 MB
چرا فکر می کنید حق با شماست، حتی وقتی اشتباه می کنید؟
@seen1
@seen1
انتخاب بهتر
برای دور شدن از نگاه عاطفی و جناحی و نگاههای تک عاملی، باید روش صحیح انتخاب را شناخت و بهترین را انتخاب نمود.
روش پیشداورانه مبتنی بر ذهنیت تاریخی
در این روش، یک کلیت و ذهنیت بستهای مثبت یا منفی از فرد در ذهن ما شکل گرفته است، معمولاً به صورت مصداقی نمیدانیم مشکل یا نقطه مثبت فرد چیست، اما نگاه بدبینانه یا خوشبینانه شکل گرفته است «به دل نمیچسبد» یا «تو دل برو است» از جمله این نگاههاست، بعضی مواقع ذهنیت منفی شکل گرفته است اما این ذهنیت براساس تکرار شنیدههایی که به تواتر رسیده است.
اما هیچ حجت و مصداقی برای آن وجود ندارد و صرفاً به گوینده خبر اعتماد شده است، بعضی مواقع یک فرد را به خاطر سلام و علیک با یک نفر دیگر که مورد تنفرماست انتخاب نمیکنیم و یا به خاطر سلام علیک با فلان فرد برجسته و مورد وثوق انتخاب میکنیم.
@seen1 | @tahlilesiyasi
برای دور شدن از نگاه عاطفی و جناحی و نگاههای تک عاملی، باید روش صحیح انتخاب را شناخت و بهترین را انتخاب نمود.
روش پیشداورانه مبتنی بر ذهنیت تاریخی
در این روش، یک کلیت و ذهنیت بستهای مثبت یا منفی از فرد در ذهن ما شکل گرفته است، معمولاً به صورت مصداقی نمیدانیم مشکل یا نقطه مثبت فرد چیست، اما نگاه بدبینانه یا خوشبینانه شکل گرفته است «به دل نمیچسبد» یا «تو دل برو است» از جمله این نگاههاست، بعضی مواقع ذهنیت منفی شکل گرفته است اما این ذهنیت براساس تکرار شنیدههایی که به تواتر رسیده است.
اما هیچ حجت و مصداقی برای آن وجود ندارد و صرفاً به گوینده خبر اعتماد شده است، بعضی مواقع یک فرد را به خاطر سلام و علیک با یک نفر دیگر که مورد تنفرماست انتخاب نمیکنیم و یا به خاطر سلام علیک با فلان فرد برجسته و مورد وثوق انتخاب میکنیم.
@seen1 | @tahlilesiyasi
انتخاب بهتر
روش پدیدارشناسی، بهترین روش برای انتخاب است، در این روش پیش فرضها و ذهنیتهای هالهای و پیشداوریها به تعلیق در میآید و به کلی از ذهن و قضاوت دور میشوند در این روش نیتخوانی صورت نمی گیرد، وابستگیهای عاطفی- جناحی به کار گرفته نمیشود، در این روش قیاس افراد، بدون توجه به شاخصهای مرجع انجام نمیشود.
در پدیدارشناسی فقط آنچه را میتوانی ببینی و قابل درک است را نه با افراد دیگر، بلکه با شاخصهای اصلی میسنجیم.
در مدلی که براساس این روش ارائه شده ، شاخص های ارزیابی کاندیداها در چهار دسته طراحی گردیده است:
1️⃣ مبانی نظری ، نگرشی و گفتمانی
2️⃣ شاخص های شخصیتی-فردی-رفتاری
3️⃣سوابق(عملکرد ، موضع گیری ها و...)
4️⃣شاخص های تخصصی
در این روش جدولی از خصایص و ویژگیهای یک رئیس جمهور مطلوب آماده میکنیم و در طرف دیگر جدول اسامی کاندیداهای احتمالی یا حتمی را ذکر مینمائیم و براساس کمیت ثابت به نسبت افراد و آن شاخصها نمره میدهیم.
این روش دو خاصیت دارد: اول اینکه مجبور میشویم در خصوص خصایص مدنظر که تردیدی در نیاز به آن نیست، تحقیق کنیم ودوم اینکه تا پایان جمعبندی نمرات نمیدانیم فرد مدنظر چه کسی خواهد بود.
این انتخاب به صورت علمی و بدون دخالت عاطفی صورت خواهد گرفت، شرط آن به میدان آوردن همه ویژگیها است، اما اگر از قبل دل را در گرو یک کاندیدا یا یک جریان داشته باشیم، نقاط ضعف خود را کمرنگ و نقاط قوت طرف مقابل را نیز کمرنگ می کنیم، در این صورت به یک نوع خودفریبی آگاهانه گرفتار شدهایم.
@seen1
روش پدیدارشناسی، بهترین روش برای انتخاب است، در این روش پیش فرضها و ذهنیتهای هالهای و پیشداوریها به تعلیق در میآید و به کلی از ذهن و قضاوت دور میشوند در این روش نیتخوانی صورت نمی گیرد، وابستگیهای عاطفی- جناحی به کار گرفته نمیشود، در این روش قیاس افراد، بدون توجه به شاخصهای مرجع انجام نمیشود.
در پدیدارشناسی فقط آنچه را میتوانی ببینی و قابل درک است را نه با افراد دیگر، بلکه با شاخصهای اصلی میسنجیم.
در مدلی که براساس این روش ارائه شده ، شاخص های ارزیابی کاندیداها در چهار دسته طراحی گردیده است:
1️⃣ مبانی نظری ، نگرشی و گفتمانی
2️⃣ شاخص های شخصیتی-فردی-رفتاری
3️⃣سوابق(عملکرد ، موضع گیری ها و...)
4️⃣شاخص های تخصصی
در این روش جدولی از خصایص و ویژگیهای یک رئیس جمهور مطلوب آماده میکنیم و در طرف دیگر جدول اسامی کاندیداهای احتمالی یا حتمی را ذکر مینمائیم و براساس کمیت ثابت به نسبت افراد و آن شاخصها نمره میدهیم.
این روش دو خاصیت دارد: اول اینکه مجبور میشویم در خصوص خصایص مدنظر که تردیدی در نیاز به آن نیست، تحقیق کنیم ودوم اینکه تا پایان جمعبندی نمرات نمیدانیم فرد مدنظر چه کسی خواهد بود.
این انتخاب به صورت علمی و بدون دخالت عاطفی صورت خواهد گرفت، شرط آن به میدان آوردن همه ویژگیها است، اما اگر از قبل دل را در گرو یک کاندیدا یا یک جریان داشته باشیم، نقاط ضعف خود را کمرنگ و نقاط قوت طرف مقابل را نیز کمرنگ می کنیم، در این صورت به یک نوع خودفریبی آگاهانه گرفتار شدهایم.
@seen1
شنیدن، هم می تواند انفعالی و غیرانتقادی باشد و هم انتقادی و فعال. درک اشتباه آنچه که دیگران می گویند به سادگی رخ می دهد و منطبق کردن تفکر دیگران با تفکر خود سخت است. شنیدن و سخن گفتن را مقایسه کنید.
هنگامی که ما سخن می گوییم، تنها کافی است که خط سیر پرداختن به ایده خود را حفظ کنیم، آنها را به شیوه ای که می خواهیم مرتب کنیم و آنها را با مفاهیمی که می دانیم و برایمان ملموس است تشریح کنیم . اما شنیدن به مراتب دشوار تر است. ما باید کلمات دیگران بشنویم و آن را به مفاهیمی که برای ما مانوس است ترجمه کنیم. ما تجربیات گوینده را نداریم. ما در منظری که او نگاه می کند نیستیم. هنگامی که ما به دیگران گوش می دهیم نمی توانیم پیش بینی کنیم که گوینده به کجا می خواهد برود. ما باید به طور پیوسته آنچه که دیگران می گویند را با توجه به تجربیات خودمان تفسیر کنیم. ما باید راهی برای ورود به منظر نگاه دیگران پیدا کنیم و ذهنیت خود را برای دنبال کردن آنچه میخواهد بگوید تغییر دهیم
ما باید توجه کنیم که برای شنیدن و یادگرفتن از آنچه که می شنویم باید پرسش های کلیدی بپرسیم که ما را در جایگاه گوینده می برد؛ از جمله : من مطمئن نیستم که آنچه گفتی را فهمیدم، می توانی بیشتر برایم توضیح دهی؟ می توانی برایم مثالی بزنی؟ آیا می توانستی نظرت به این صورت هم بگویی که ....؟ اجازه بده ببینم که منظورت را فهمیدم یا نه. تو گفتی که ..... . آیا این درست است؟ واکنش تو نسبت به این موضوع چیست؟
خوانندگان انتقادی برای اینکه با نویسنده همراستا شوند از خود سوال می پرسند. شنوندگان انتقادی نیز برای اینکه خود را با آنچه گوینده بیان می کند همسو کنند از خود سوال می پرسند : چرا او چنین موضوعی را مطرح می کند؟ برای روشن کردن این موضوع چه مثالی می توانم بزنم؟ منظور اصلی چیست؟ این موضوع با منظور اصلی چه ارتباطی دارد؟ آیا او این لغت را به همان مفهومی که من می دانم استفاده می کند یا نه؟
سایت اکادمی تفکر
@seen1
هنگامی که ما سخن می گوییم، تنها کافی است که خط سیر پرداختن به ایده خود را حفظ کنیم، آنها را به شیوه ای که می خواهیم مرتب کنیم و آنها را با مفاهیمی که می دانیم و برایمان ملموس است تشریح کنیم . اما شنیدن به مراتب دشوار تر است. ما باید کلمات دیگران بشنویم و آن را به مفاهیمی که برای ما مانوس است ترجمه کنیم. ما تجربیات گوینده را نداریم. ما در منظری که او نگاه می کند نیستیم. هنگامی که ما به دیگران گوش می دهیم نمی توانیم پیش بینی کنیم که گوینده به کجا می خواهد برود. ما باید به طور پیوسته آنچه که دیگران می گویند را با توجه به تجربیات خودمان تفسیر کنیم. ما باید راهی برای ورود به منظر نگاه دیگران پیدا کنیم و ذهنیت خود را برای دنبال کردن آنچه میخواهد بگوید تغییر دهیم
ما باید توجه کنیم که برای شنیدن و یادگرفتن از آنچه که می شنویم باید پرسش های کلیدی بپرسیم که ما را در جایگاه گوینده می برد؛ از جمله : من مطمئن نیستم که آنچه گفتی را فهمیدم، می توانی بیشتر برایم توضیح دهی؟ می توانی برایم مثالی بزنی؟ آیا می توانستی نظرت به این صورت هم بگویی که ....؟ اجازه بده ببینم که منظورت را فهمیدم یا نه. تو گفتی که ..... . آیا این درست است؟ واکنش تو نسبت به این موضوع چیست؟
خوانندگان انتقادی برای اینکه با نویسنده همراستا شوند از خود سوال می پرسند. شنوندگان انتقادی نیز برای اینکه خود را با آنچه گوینده بیان می کند همسو کنند از خود سوال می پرسند : چرا او چنین موضوعی را مطرح می کند؟ برای روشن کردن این موضوع چه مثالی می توانم بزنم؟ منظور اصلی چیست؟ این موضوع با منظور اصلی چه ارتباطی دارد؟ آیا او این لغت را به همان مفهومی که من می دانم استفاده می کند یا نه؟
سایت اکادمی تفکر
@seen1
مغز اطلاعات را از دو طریق کاملا متفاوت پردازش می کند، تفکر سریع و تفکر اهسته،این دو سیستم بخش زیادی از ادراک ما از محیط اطراف و واکنش های ما در زندگی را تعیین می کنند. فیلم زیر توضیح و مثالهای بیشتری را در این مورد بیان می کند.👇
Forwarded from سين
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مغز شما چگونه فریبتان می دهد؟
@seen1
@seen1
یکی از مواردی که باعث کدورت و دلخوری انسانها از یکدیگر می شود نگاه متعصبانه به خود و افراد مورد علاقه است،
شاید این روزها در بحثهای داغ سیاسی دلخوریهایی پیش امده که بخشی از ان را باید در تعصبهایمان جستجو کنیم. تعصب روی فرد یا افرادی که از ایده الهای ذهنی ما دور هستند ولی در تفکرهای سریعمان انها را به ایده الهای ذهنیمان نزدیک می بینیم و بعد از گذشت سالها متوجه این تفاوتها می شویم.
پس بهتر نیست از الان خود را در جایگاه سالهای بعد ببنیم و تصور کنیم چند سال دیگر من نگاهم نسبت به این فرد یا افراد مثل امروز است؟ و تصور کنیم که ممکن است نگاهمان خیلی متفاوت شده باشد همینطور که نسبت به خیلی از ادمها با گذشت سالها نگاهها و قضاوتمان متفاوت شده. انوقت منصفانه تر و با احتمال خطای ذهنی و فکری با دیگران صحبت می کنیم.
@seen1
شاید این روزها در بحثهای داغ سیاسی دلخوریهایی پیش امده که بخشی از ان را باید در تعصبهایمان جستجو کنیم. تعصب روی فرد یا افرادی که از ایده الهای ذهنی ما دور هستند ولی در تفکرهای سریعمان انها را به ایده الهای ذهنیمان نزدیک می بینیم و بعد از گذشت سالها متوجه این تفاوتها می شویم.
پس بهتر نیست از الان خود را در جایگاه سالهای بعد ببنیم و تصور کنیم چند سال دیگر من نگاهم نسبت به این فرد یا افراد مثل امروز است؟ و تصور کنیم که ممکن است نگاهمان خیلی متفاوت شده باشد همینطور که نسبت به خیلی از ادمها با گذشت سالها نگاهها و قضاوتمان متفاوت شده. انوقت منصفانه تر و با احتمال خطای ذهنی و فکری با دیگران صحبت می کنیم.
@seen1
فقدان آموزش سواد رسانهای گریبانمان را در چنین روزهایی میگیرد
پس از سلفیگرفتن یا ضبط عکس و ویدئو در تشییع جنازهی هنرمندان و ورزشکاران و افراد مشهور، یا در بیمارستان نوبت به پلاسکو رسید که شهروندان تهرانی به نحوی با دوربینهای خود همهی جزییات حادثه را حفظ کنند تا کلیات مهمتری زیر آوار بماند و نیروهای امنیتی و آتشنشانی در یاریرساندن به حادثهدیدگان در لحظات حساس با مشکل مواجه شوند.
این بار در حادثهی تروریستی حمله به مجلس شورای اسلامی در تهران، دوباره فقدان سواد رسانهای در میان شهروندان آشکارا خودنمایی میکند. همچنان اطراف مجلس مملو از شهروندان عادی است که با حضور بیموقع خود در محل حادثه راه را برای نیروهای امنیتی سد کردهاند. فیلم میگیرند و عکسها را ضبط میکنند. به راستی شهروندان تا چه اندازه دربارهی سواد رسانهای اطلاعات دارند؟
«سواد_رسانه_ای به معنی دانستن نحوه تولید_پیام رسانهای و چیزهای دریافتی از آن است. سواد رسانهای دو وجه دارد؛ کدگذاری و کدگشایی. ما فقط بر روی کدگشایی کار کردهایم.»
@seen1 | @cm_magazine
پس از سلفیگرفتن یا ضبط عکس و ویدئو در تشییع جنازهی هنرمندان و ورزشکاران و افراد مشهور، یا در بیمارستان نوبت به پلاسکو رسید که شهروندان تهرانی به نحوی با دوربینهای خود همهی جزییات حادثه را حفظ کنند تا کلیات مهمتری زیر آوار بماند و نیروهای امنیتی و آتشنشانی در یاریرساندن به حادثهدیدگان در لحظات حساس با مشکل مواجه شوند.
این بار در حادثهی تروریستی حمله به مجلس شورای اسلامی در تهران، دوباره فقدان سواد رسانهای در میان شهروندان آشکارا خودنمایی میکند. همچنان اطراف مجلس مملو از شهروندان عادی است که با حضور بیموقع خود در محل حادثه راه را برای نیروهای امنیتی سد کردهاند. فیلم میگیرند و عکسها را ضبط میکنند. به راستی شهروندان تا چه اندازه دربارهی سواد رسانهای اطلاعات دارند؟
«سواد_رسانه_ای به معنی دانستن نحوه تولید_پیام رسانهای و چیزهای دریافتی از آن است. سواد رسانهای دو وجه دارد؛ کدگذاری و کدگشایی. ما فقط بر روی کدگشایی کار کردهایم.»
@seen1 | @cm_magazine
نقد، روشی مهم برای ارزیابی مفاهیم، پدیدهها و دادههای مختلف در تولید و ارائه اندیشههاست. نقد، روش بررسی، در فرایند تحلیل ذهن است که در یک ارتباط دوسویهٔ نگرش نقادانه و اندیشه و رفتار شکل میگیرد.
هر انسان دارای عقل و نفس سلیم اقرار میکند به ثمرات فراوان نقد اجتماعی بهعنوان یک مهارت اجتماعیِ مانع از ایجاد و پیشرفت اندیشه و رفتارهای فاسد اجتماعی. ولی شاهد رویگردانی افراد در جوامع اجتماعی واقعی و مجازی از نقد و نقادی هستیم. این خود نوعی آسیب و مسئله اجتماعی و فرهنگی شمرده میشود که با پیشرفت آن بسیاری از مسائل و مشکلات را در جامعه پدید میآورد.
ازاینرو باید در مقام فرهنگسازی، فرهنگ نقد و نقدپذیری را با تعریف درست از آنها در جامعه پایهگذاری کنیم. نکته مهم در انجام نقد سازنده توجه ویژه به «فرهنگ نقد» و سپس «فرهنگ نقدپذیری» است.
@seen1
هر انسان دارای عقل و نفس سلیم اقرار میکند به ثمرات فراوان نقد اجتماعی بهعنوان یک مهارت اجتماعیِ مانع از ایجاد و پیشرفت اندیشه و رفتارهای فاسد اجتماعی. ولی شاهد رویگردانی افراد در جوامع اجتماعی واقعی و مجازی از نقد و نقادی هستیم. این خود نوعی آسیب و مسئله اجتماعی و فرهنگی شمرده میشود که با پیشرفت آن بسیاری از مسائل و مشکلات را در جامعه پدید میآورد.
ازاینرو باید در مقام فرهنگسازی، فرهنگ نقد و نقدپذیری را با تعریف درست از آنها در جامعه پایهگذاری کنیم. نکته مهم در انجام نقد سازنده توجه ویژه به «فرهنگ نقد» و سپس «فرهنگ نقدپذیری» است.
@seen1
ایا واقعیت دارد؟
رسانه های بزرگ ،وابسته به جناح ها یا افراد صاحب قدرت و نفوذ هستند. انتشار مطالب این رسانه ها در راستای حفظ منافع ایشان خواهد بود. پس کمتر باید انتظار داشت اخبار یا مطالب یا حتی تحلیلهایی که منتشر می کنند در جهت کشف حقیقت باشد.
اولین برخورد با اخبار یا تحلیلها، پرسیدن این سوال است: ایا واقعیت دارد؟
2. کشف اولین رسانه ی منتشر کننده است تا بفهمیم با چه نوع دیدگاهی خبر منتشر شده.
مثلا:اقای رحیمی در سخنان خود گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد! این خبر ممکن است در کانالهای مختلف بازتاب یابد ولی اول باید دید اقای رحیمی چنین صحبتی کرد بعد باید دید اولین سایت یا خبرگزاری که این خبر را منتشر کرده کیست.
3. دراوردن میزان واقعیت منتشر شده. گاهی اصل خبر درست است ولی کیفیت خبر و مطالب مطرح شده همه درست نیست.
رحیمی در مورد انتقام ایران از داعش گفته ولی خبرگزاری مبدا با یکی کردن داعش و عربستان، تیتر زده که رحیمی گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد
4.کشف نیت و انگیزه ی انتشار خبر، بخش زیادی از کشف انگیزه، با شناخت دیدگاه و نوع وابستگی رسانه ی منتشر کننده اشکار می شود.
ایا رسانه ی مذکور در مورد انتشار خبر سخنان رحیمی قصدش انتشار صحبت رحیمی بوده؟ قصدش بیان و تشدید خصومت ایران و عربستان بوده؟ قصدش بیان خصومت رحیمی با عربستان بوده؟
@seen1
رسانه های بزرگ ،وابسته به جناح ها یا افراد صاحب قدرت و نفوذ هستند. انتشار مطالب این رسانه ها در راستای حفظ منافع ایشان خواهد بود. پس کمتر باید انتظار داشت اخبار یا مطالب یا حتی تحلیلهایی که منتشر می کنند در جهت کشف حقیقت باشد.
اولین برخورد با اخبار یا تحلیلها، پرسیدن این سوال است: ایا واقعیت دارد؟
2. کشف اولین رسانه ی منتشر کننده است تا بفهمیم با چه نوع دیدگاهی خبر منتشر شده.
مثلا:اقای رحیمی در سخنان خود گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد! این خبر ممکن است در کانالهای مختلف بازتاب یابد ولی اول باید دید اقای رحیمی چنین صحبتی کرد بعد باید دید اولین سایت یا خبرگزاری که این خبر را منتشر کرده کیست.
3. دراوردن میزان واقعیت منتشر شده. گاهی اصل خبر درست است ولی کیفیت خبر و مطالب مطرح شده همه درست نیست.
رحیمی در مورد انتقام ایران از داعش گفته ولی خبرگزاری مبدا با یکی کردن داعش و عربستان، تیتر زده که رحیمی گفت:ایران جواب دندان شکنی به عربستان می دهد
4.کشف نیت و انگیزه ی انتشار خبر، بخش زیادی از کشف انگیزه، با شناخت دیدگاه و نوع وابستگی رسانه ی منتشر کننده اشکار می شود.
ایا رسانه ی مذکور در مورد انتشار خبر سخنان رحیمی قصدش انتشار صحبت رحیمی بوده؟ قصدش بیان و تشدید خصومت ایران و عربستان بوده؟ قصدش بیان خصومت رحیمی با عربستان بوده؟
@seen1
مغالطههای پرکاربرد
چاپلوسی مخاطب
«بسیار خوشبختم که در خدمت شما هستم؛ شما که مشکلات جامعه را بهخوبی میشناسید و از بینشی عمیق به این مشکلات برخوردارید». «مسلماً فرد هوشمندی مثل شما را نمیتوان فریب داد». «برای من چه سعادتی بالاتر از اینکه در محضر شما مردم قهرمان و هوشیار سخن بگویم». مردم همواره از چاپلوسی استقبال میکنند. البته بعضی وقتها باید جانب احتیاط را رعایت کنید و باظرافت عمل کنید، وگرنه مخاطب ممکن است شک کند که میخواهید فریبش بدهید. بیشتر سیاستمداران فن چاپلوسی را در بالاترین سطح آموختهاند و در این کار حرفهایاند. مقصود آنها این است که نظر موافق مخاطبشان را جلب کنند؛ بنابراین، هر کار بتوانند انجام میدهند تا مخاطبشان سپر بیندازد و از حالت هوشیارانه و تدافعی خارج شود و گرایشش به اندیشیدنِ سنجشگرانه دربارهی سخنان آنها به حداقل برسد.
🔺 برگرفته از کتاب «مغالطههای پرکاربرد/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
🔺 برای خواندن گزیدهی کتاب و خرید اینترنتی ان به لینک زیر مراجعه کنید:
http://nashrenow.com/
@seen1 | @naqqadaneh
چاپلوسی مخاطب
«بسیار خوشبختم که در خدمت شما هستم؛ شما که مشکلات جامعه را بهخوبی میشناسید و از بینشی عمیق به این مشکلات برخوردارید». «مسلماً فرد هوشمندی مثل شما را نمیتوان فریب داد». «برای من چه سعادتی بالاتر از اینکه در محضر شما مردم قهرمان و هوشیار سخن بگویم». مردم همواره از چاپلوسی استقبال میکنند. البته بعضی وقتها باید جانب احتیاط را رعایت کنید و باظرافت عمل کنید، وگرنه مخاطب ممکن است شک کند که میخواهید فریبش بدهید. بیشتر سیاستمداران فن چاپلوسی را در بالاترین سطح آموختهاند و در این کار حرفهایاند. مقصود آنها این است که نظر موافق مخاطبشان را جلب کنند؛ بنابراین، هر کار بتوانند انجام میدهند تا مخاطبشان سپر بیندازد و از حالت هوشیارانه و تدافعی خارج شود و گرایشش به اندیشیدنِ سنجشگرانه دربارهی سخنان آنها به حداقل برسد.
🔺 برگرفته از کتاب «مغالطههای پرکاربرد/نوشتهی ریچارد پل و لیندا الدر/بازنویسی: مهدی خسروانی/ناشر: فرهنگ نشر نو
🔺 برای خواندن گزیدهی کتاب و خرید اینترنتی ان به لینک زیر مراجعه کنید:
http://nashrenow.com/
@seen1 | @naqqadaneh
بازخوانی تاریخ یا حاشیه سازی
یکی از اقداماتی که سیاسیون انجام می دهند برای انحراف افکار عمومی از مسائل مهم و مسائلی که باید نسبت به ان پاسخگو باشند، حاشیه سازی است. یعنی با طرح مسائلی که می تواند باعث شوک افکار عمومی باشد مردم را مشغول می کنند. هر جامعه و یا گروهی نسبت به مساله یی حساسیت دارد و با شناخت ان حساسیتها مطالب حساسیت برانگیز را مطرح می کنند.
بهترین کار در این موارد درک این مساله است، و به جای پرداختن به شبهات، طرح بیشتر مطالبات و مسائل کلان است .
@seen1
یکی از اقداماتی که سیاسیون انجام می دهند برای انحراف افکار عمومی از مسائل مهم و مسائلی که باید نسبت به ان پاسخگو باشند، حاشیه سازی است. یعنی با طرح مسائلی که می تواند باعث شوک افکار عمومی باشد مردم را مشغول می کنند. هر جامعه و یا گروهی نسبت به مساله یی حساسیت دارد و با شناخت ان حساسیتها مطالب حساسیت برانگیز را مطرح می کنند.
بهترین کار در این موارد درک این مساله است، و به جای پرداختن به شبهات، طرح بیشتر مطالبات و مسائل کلان است .
@seen1
#شایعه_شناسی
اگر همین فردا در خیابان یا تاکسی، رهگذری به شما بگوید «شنیدید قراره تابستون زلزله بیاد؟»، شما راجع به این گفته و گوینده آن چه فکر میکنید؟ به احتمال زیاد سخنش را درجا نمیپذیرید و از او پرسشهایی میکنید.
شایعه شش- هفت سال پیش یادتان هست که میگفت فلان روز تیرماه زلزله میآید؟ تا به حال فکر کردهاید چطور شد که این شایعه آنقدر پخش شد؟ خیلیها باورش کردند. خیلیها در شب موعود زلزله در پارکها و جاهای بیسقف خوابیدند یا تهران را ترک کردند. شما فکر میکنید چه طور یک شایعه بیاساس این چنین پخش میشود؟
در یک تقسیمبندی، شایعه بر اساس عامل سازندهاش دو قسم است:
الف- شایعه کور که به طور خودبهخود یا برنامهریزی نشده ساخته میشود. این نوع شایعه نتیجه و برآیند امیال و هیجانها، منافع و ارادههای جمع کثیری از مردم است.
ب- شایعه سازمانیافته که از سوی افراد خاص با اهداف و منافع معین، تولید و منتشر میشود.
همه دروغها یا به عبارتی شایعهها نمیگیرد. باید این دروغ یک ویژگیهایی داشته باشد و از جهت دیگر یک زمینههایی هم وجود داشته باشد. در واقع شرایط روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خاصی در جامعه میتواند به انتشار و قدرتگیری شایعات خاص کمک کنند.
«شایعه معمولاً به پیامی گفته میشود با منبع ناشناخته که وضعیتهای مبهم و مهم را تبیین میکند و با انتشار بیشتر قدرتمندتر میشود.» منبع ناشناخته در این تعریف یعنی این که ما نمیدانیم چه کسی شایعه را ابتدا منتشر کرده است. کسانی هم که آن را بازگو و در واقع به انتشارش کمک میکنند، معمولاً در قالب جملات «شنیده میشود که...» یا به زبان مردم «میگن که...» کارشان را میکنند. بنابراین شایعه پیامی است که راست و دروغ بودن آن از سوی منابع رسمی، معتبر یا قانونی تأیید نشده است. وضعیتهای مبهم و مهم در تعریف بالا به زمینههای اجتماعی انتشار شایعه اشاره میکنند. تعریف میگوید زمانی که مردم تشنه دریافت اطلاعاتند اما منابع رسمی و معتبر نمیتواند به تقاضای آنها پاسخ دهد، بازار شایعه داغ میشود. نکته پایانی تعریف نیز میگوید شایعه مانند پیامهایی نیست که از منبعشان اعتبار میگیرند (هر چه منبعِ خبر معتبرتر، خبر موثقتر). شایعه اعتبار ندارد بلکه قدرت دارد و هر چه بیشتر منتشر شود، قدرتش بیشتر میشود. اما در تعریف بالا به صدق و کذب شایعه اشارهای نشده است و این به این خاطر است که همه شایعهها دروغ نیستند و شایعههای راست هم وجود دارند. به عبارتی شایعه میتواند پیامی راست اما نامعتبر باشد (همچنان که بسیار پیش میآید خبری معتبر در واقع دروغ است).
@seen1 | @cm_magazine
اگر همین فردا در خیابان یا تاکسی، رهگذری به شما بگوید «شنیدید قراره تابستون زلزله بیاد؟»، شما راجع به این گفته و گوینده آن چه فکر میکنید؟ به احتمال زیاد سخنش را درجا نمیپذیرید و از او پرسشهایی میکنید.
شایعه شش- هفت سال پیش یادتان هست که میگفت فلان روز تیرماه زلزله میآید؟ تا به حال فکر کردهاید چطور شد که این شایعه آنقدر پخش شد؟ خیلیها باورش کردند. خیلیها در شب موعود زلزله در پارکها و جاهای بیسقف خوابیدند یا تهران را ترک کردند. شما فکر میکنید چه طور یک شایعه بیاساس این چنین پخش میشود؟
در یک تقسیمبندی، شایعه بر اساس عامل سازندهاش دو قسم است:
الف- شایعه کور که به طور خودبهخود یا برنامهریزی نشده ساخته میشود. این نوع شایعه نتیجه و برآیند امیال و هیجانها، منافع و ارادههای جمع کثیری از مردم است.
ب- شایعه سازمانیافته که از سوی افراد خاص با اهداف و منافع معین، تولید و منتشر میشود.
همه دروغها یا به عبارتی شایعهها نمیگیرد. باید این دروغ یک ویژگیهایی داشته باشد و از جهت دیگر یک زمینههایی هم وجود داشته باشد. در واقع شرایط روانی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خاصی در جامعه میتواند به انتشار و قدرتگیری شایعات خاص کمک کنند.
«شایعه معمولاً به پیامی گفته میشود با منبع ناشناخته که وضعیتهای مبهم و مهم را تبیین میکند و با انتشار بیشتر قدرتمندتر میشود.» منبع ناشناخته در این تعریف یعنی این که ما نمیدانیم چه کسی شایعه را ابتدا منتشر کرده است. کسانی هم که آن را بازگو و در واقع به انتشارش کمک میکنند، معمولاً در قالب جملات «شنیده میشود که...» یا به زبان مردم «میگن که...» کارشان را میکنند. بنابراین شایعه پیامی است که راست و دروغ بودن آن از سوی منابع رسمی، معتبر یا قانونی تأیید نشده است. وضعیتهای مبهم و مهم در تعریف بالا به زمینههای اجتماعی انتشار شایعه اشاره میکنند. تعریف میگوید زمانی که مردم تشنه دریافت اطلاعاتند اما منابع رسمی و معتبر نمیتواند به تقاضای آنها پاسخ دهد، بازار شایعه داغ میشود. نکته پایانی تعریف نیز میگوید شایعه مانند پیامهایی نیست که از منبعشان اعتبار میگیرند (هر چه منبعِ خبر معتبرتر، خبر موثقتر). شایعه اعتبار ندارد بلکه قدرت دارد و هر چه بیشتر منتشر شود، قدرتش بیشتر میشود. اما در تعریف بالا به صدق و کذب شایعه اشارهای نشده است و این به این خاطر است که همه شایعهها دروغ نیستند و شایعههای راست هم وجود دارند. به عبارتی شایعه میتواند پیامی راست اما نامعتبر باشد (همچنان که بسیار پیش میآید خبری معتبر در واقع دروغ است).
@seen1 | @cm_magazine
مزایای روانشناختی غمگینی
احساس غمگینی کردن یا در شرایط خلقی بد بودن محاسنی برای فرد در بر دارد
حافظه بهتر: در یک مطالعه، خلق بد (که توسط آب و هوای بد ایجاد شده بود) باعث شد که افراد جزئیات مغازه ای که به تازگی ترک کرده بودند را بهتر به یاد آورند. خلق بد همچنین میتواند با کاهش تأثیر عوامل حواس پرتی مختلف، مثل اطلاعات غیرمرتبط، اشتباه یا گمراه کننده، حافظه شاهدان عینی را افزایش دهد.
قضاوت درست تر: یک خلق منفی ملایم همچنین موجب کاهش برخی از سوگیری ها و تحریف ها در نحوه شکل گیری افکار میشود. برای مثال، قاضی هایی که به میزان جزئی غمگین بودند برداشت درست تر و قابل اطمینان تری درباره دیگران داشتند زیرا آنها جزئیات را به طور مؤثرتری پردازش کردند. ما دریافتیم که خلق بد همچنین زودباوری و امکان گول خوردن را کاهش داده و هنگام ارزیابی شایعات یا افسانه های شهری موجب افزایش شک گرایی شد و حتی توانایی افراد برای کشف فریب به صورت درست را افزایش داد. افراد با خلق ملایم بد همچنین احتمال کمتری دارد که به افکار قالبی ساده لوحانه اعتماد کنند.
انگیزش: آزمایشات دیگر نشان داد که وقتی از شرکت کننده های شاد و غمگین درخواست شد که یک تکلیف فکری دشوار را انجام دهند، آنهایی که خلق بدی داشتند سخت تر تلاش کردند و ثبات قدم بیشتری داشتند. آنها زمان بیشتری را روی تکلیف گذاشتند و سوالات بیشتری مطرح کردند و جواب های درست بیشتری دادند.
@seen1 | neurosafari.com
احساس غمگینی کردن یا در شرایط خلقی بد بودن محاسنی برای فرد در بر دارد
حافظه بهتر: در یک مطالعه، خلق بد (که توسط آب و هوای بد ایجاد شده بود) باعث شد که افراد جزئیات مغازه ای که به تازگی ترک کرده بودند را بهتر به یاد آورند. خلق بد همچنین میتواند با کاهش تأثیر عوامل حواس پرتی مختلف، مثل اطلاعات غیرمرتبط، اشتباه یا گمراه کننده، حافظه شاهدان عینی را افزایش دهد.
قضاوت درست تر: یک خلق منفی ملایم همچنین موجب کاهش برخی از سوگیری ها و تحریف ها در نحوه شکل گیری افکار میشود. برای مثال، قاضی هایی که به میزان جزئی غمگین بودند برداشت درست تر و قابل اطمینان تری درباره دیگران داشتند زیرا آنها جزئیات را به طور مؤثرتری پردازش کردند. ما دریافتیم که خلق بد همچنین زودباوری و امکان گول خوردن را کاهش داده و هنگام ارزیابی شایعات یا افسانه های شهری موجب افزایش شک گرایی شد و حتی توانایی افراد برای کشف فریب به صورت درست را افزایش داد. افراد با خلق ملایم بد همچنین احتمال کمتری دارد که به افکار قالبی ساده لوحانه اعتماد کنند.
انگیزش: آزمایشات دیگر نشان داد که وقتی از شرکت کننده های شاد و غمگین درخواست شد که یک تکلیف فکری دشوار را انجام دهند، آنهایی که خلق بدی داشتند سخت تر تلاش کردند و ثبات قدم بیشتری داشتند. آنها زمان بیشتری را روی تکلیف گذاشتند و سوالات بیشتری مطرح کردند و جواب های درست بیشتری دادند.
@seen1 | neurosafari.com