دادگاه سلیمی نمین جاسبی
آن زمان تازه به عرصه ی فعالیت سیاسی پا گذاشته بودم از یک خانواده ی اصولگرای سنتی که آن زمان بیشتر توجیه گر وضع موجود بودند و نقد معنایی نداشت تقریبا نقد در آن زمان معادل براندازی بود سال 84 را می گویم یا 85 شاید 86
باور این حجم فساد در دانشگاه آزاد برایم غیر قابل تصور بود قبلش بچه های امیرکبیر که مستقیم در جریان بودند پرونده ها و اسناد زمین خواری ووو نشان دادند و من ناباورانه دوست داشتم واقعیت را بیشتر بدانم.
در دادگاه سلیمی نمین که از طرف جاسبی شکایت شده بود رفتم شعبه ی خیابان قدس
دادگاه شلوغ بود وحید جلیلی و زاکانی هم بودند و پر از جمعیت بود اتاق کوچکی که شاید برای بیست نفر مناسب بود
از طرفی انگار به کشف خیلی جدیدی رسیده باشم و البته هیجان بسیار زیادی داشتم حضور افراد حامی سلیمی نمین به روند پرونده به نفع او کمک می کرد
وکیل جاسبی که آدم بسیار چاقی بود به صحبت پرداخت یادمه سلیمی نمین بسیار برافروخته جواب می داد و جلسه پر از التهاب بود قاضی مرتضوی هم بود یادم نیست دقیق
پایان جلسه وقتی رفتیم بیرون و سلیمی نمین داشت برای دانشجویان هنوز حرف می زد
در آن لحظه ی بعد از دادگاه تا صدور حکم احساس کردم سلیمی نمین بسیار ملتهب است تنها کاری که به نظرم رسید از دستم بر می اد دادن آرامش بود برای همین دنبال یک کاغذ گشتم یک باریکه ی کاغذ
روی یک ورق سریع نوشتم الا بذکرالله تطمئن القلوب
به او دادم او که انگار دایم مورد تخریب بود وقتی ورقو دید با نگاهی مشکوک و آماده برای پاسخ متقابل خواند و بعد با کمی فکر در جیب پیراهنش گذاشت. بعد از آن واکنش احساس کردم چه کار بی خودی کردم انتظار داشتم آرامش را در او ببینم
گاهی بحرانها باعث می شوند هر فردی در اطراف در نگاه اول دشمن باشد مگه غیر از آن ثابت شود.
@SEEN1
آن زمان تازه به عرصه ی فعالیت سیاسی پا گذاشته بودم از یک خانواده ی اصولگرای سنتی که آن زمان بیشتر توجیه گر وضع موجود بودند و نقد معنایی نداشت تقریبا نقد در آن زمان معادل براندازی بود سال 84 را می گویم یا 85 شاید 86
باور این حجم فساد در دانشگاه آزاد برایم غیر قابل تصور بود قبلش بچه های امیرکبیر که مستقیم در جریان بودند پرونده ها و اسناد زمین خواری ووو نشان دادند و من ناباورانه دوست داشتم واقعیت را بیشتر بدانم.
در دادگاه سلیمی نمین که از طرف جاسبی شکایت شده بود رفتم شعبه ی خیابان قدس
دادگاه شلوغ بود وحید جلیلی و زاکانی هم بودند و پر از جمعیت بود اتاق کوچکی که شاید برای بیست نفر مناسب بود
از طرفی انگار به کشف خیلی جدیدی رسیده باشم و البته هیجان بسیار زیادی داشتم حضور افراد حامی سلیمی نمین به روند پرونده به نفع او کمک می کرد
وکیل جاسبی که آدم بسیار چاقی بود به صحبت پرداخت یادمه سلیمی نمین بسیار برافروخته جواب می داد و جلسه پر از التهاب بود قاضی مرتضوی هم بود یادم نیست دقیق
پایان جلسه وقتی رفتیم بیرون و سلیمی نمین داشت برای دانشجویان هنوز حرف می زد
در آن لحظه ی بعد از دادگاه تا صدور حکم احساس کردم سلیمی نمین بسیار ملتهب است تنها کاری که به نظرم رسید از دستم بر می اد دادن آرامش بود برای همین دنبال یک کاغذ گشتم یک باریکه ی کاغذ
روی یک ورق سریع نوشتم الا بذکرالله تطمئن القلوب
به او دادم او که انگار دایم مورد تخریب بود وقتی ورقو دید با نگاهی مشکوک و آماده برای پاسخ متقابل خواند و بعد با کمی فکر در جیب پیراهنش گذاشت. بعد از آن واکنش احساس کردم چه کار بی خودی کردم انتظار داشتم آرامش را در او ببینم
گاهی بحرانها باعث می شوند هر فردی در اطراف در نگاه اول دشمن باشد مگه غیر از آن ثابت شود.
@SEEN1
قدرت دیوانگی
اکثر انسانها از این نعمت بی بهره اند.
چون آنقدر شجاعت ندارند که خودشان را زندگی کنند و بیشتر اوقات در حال تلاش برای تایید گرفتن از محیط هستند.
زیرا اکثر انسانها نیازهای حیاتی دارند که بدون تایید گرفتن از محیط قادر به تأمین آن نیستند و اکثر انسانها نیاز به توجه محبت و ستایش دارند که بدون تایید محیط ...
@SEEN1
اکثر انسانها از این نعمت بی بهره اند.
چون آنقدر شجاعت ندارند که خودشان را زندگی کنند و بیشتر اوقات در حال تلاش برای تایید گرفتن از محیط هستند.
زیرا اکثر انسانها نیازهای حیاتی دارند که بدون تایید گرفتن از محیط قادر به تأمین آن نیستند و اکثر انسانها نیاز به توجه محبت و ستایش دارند که بدون تایید محیط ...
@SEEN1
این روزها گاها به نوجوانهای فلسطینی فکر می کنم که به زندان های اسراییل می افتند و سالهای جوانیشان را گاها آنجا طی می کنند.
نوجوان ده ساله شانزده ساله که ده سال یا پانزده سال برایش زندانی بریدند.
بخش مهم عمرش را در جبر محیطی سپری می کند که انتخاب نکرده است.
شايد پر از آرزو و پر از ایده فکر خلاقیت انرژی و به یکباره محدودیتهای فراوانی که همه ی اینها امکان تحقق نمی یابد.
و بعد از گذر عمری و عمری گذشتن به یکباره آزاد می شود؟
این انسان ایجاد شده چقدر ماحصل انتخاب خودش است و چقدر امکان انتخاب داشته
و مهمتر تمام روحیات خلقیات کسب شده در او چقدر محصول محیط است محیطی که در آن خشونت قطعا حرف اول را میزند توهین تحقیر کوچک شمردن او و تهمت و دایم زیر سوال بردنش...
انسان فلسطینی آنچه بر سرش می رود موضوع مطالعاتی غم انگیز ولی پر از یافته است. بی دلیل نیست که خدا راه به راه کمکشان می کند و گرنه چطور همچنان فلسطینی وجود داشت؟
@SEEEN1
نوجوان ده ساله شانزده ساله که ده سال یا پانزده سال برایش زندانی بریدند.
بخش مهم عمرش را در جبر محیطی سپری می کند که انتخاب نکرده است.
شايد پر از آرزو و پر از ایده فکر خلاقیت انرژی و به یکباره محدودیتهای فراوانی که همه ی اینها امکان تحقق نمی یابد.
و بعد از گذر عمری و عمری گذشتن به یکباره آزاد می شود؟
این انسان ایجاد شده چقدر ماحصل انتخاب خودش است و چقدر امکان انتخاب داشته
و مهمتر تمام روحیات خلقیات کسب شده در او چقدر محصول محیط است محیطی که در آن خشونت قطعا حرف اول را میزند توهین تحقیر کوچک شمردن او و تهمت و دایم زیر سوال بردنش...
انسان فلسطینی آنچه بر سرش می رود موضوع مطالعاتی غم انگیز ولی پر از یافته است. بی دلیل نیست که خدا راه به راه کمکشان می کند و گرنه چطور همچنان فلسطینی وجود داشت؟
@SEEEN1
چرا برخي خاطراتم را مي نويسم؟!
به دو علت: يک مفهوم کنش و کنشگري در ايران بسيار مفهوم غريبي ست و خيلي ها متوجه نمي شوند فردي عمرش را براي دغدغه ي اجتماعي سياسي مي گذارد اساسا يعني چه
دوم از بين گنشگرها کنشگر بودن خانم خودش بسيار پيچيده تر سخت تر و توام با مسائل خودش
و هر دو علت براستي نياز است
ما هم نياز به کنش کنشگري داريم و هم نياز داريم زنان کنشگر به درستي فهم شوند
اينکه بدون هيچ نفع شخصي وقت يا سرمايه جاني مالي مي گذارند
@SEEN1
به دو علت: يک مفهوم کنش و کنشگري در ايران بسيار مفهوم غريبي ست و خيلي ها متوجه نمي شوند فردي عمرش را براي دغدغه ي اجتماعي سياسي مي گذارد اساسا يعني چه
دوم از بين گنشگرها کنشگر بودن خانم خودش بسيار پيچيده تر سخت تر و توام با مسائل خودش
و هر دو علت براستي نياز است
ما هم نياز به کنش کنشگري داريم و هم نياز داريم زنان کنشگر به درستي فهم شوند
اينکه بدون هيچ نفع شخصي وقت يا سرمايه جاني مالي مي گذارند
@SEEN1
زیبایی های رفتار
ارتباطات و نحوه ی تعاملات به رفتارهای ظریف و جذاب است
و هیچ چیزی جایگزین زیبایی های ارتباطات نمی شود
هر چند خلق این زیبایی ها بسته به شخصیت افراد متنوع و متفاوت است
اساسا همین ظرافتهای رفتاریست که چسب ارتباطات است.
آنچه که در یک رابطه مهم است ایجاد فضای امن برای بروز همین رفتارهای ظریف زیبای شیطنت آمیز است
@SEEN1
ارتباطات و نحوه ی تعاملات به رفتارهای ظریف و جذاب است
و هیچ چیزی جایگزین زیبایی های ارتباطات نمی شود
هر چند خلق این زیبایی ها بسته به شخصیت افراد متنوع و متفاوت است
اساسا همین ظرافتهای رفتاریست که چسب ارتباطات است.
آنچه که در یک رابطه مهم است ایجاد فضای امن برای بروز همین رفتارهای ظریف زیبای شیطنت آمیز است
@SEEN1