چقدر بيشعوره
دبير انجمن اسلامي دانشگاه الزهرا (س) که بودم به مناسبت هفته دفاع مقدس تصميم گرفتيم کنسرت موسيقي با مفهوم جنگ برگزار کنيم. کنسرتي که در جشنواره ي فجر مقام دوم آورده بود. جريان يک جانباز شيميايي بود که همسرش فداکاريهاي زيادي کرده بود.
وقتي کنسرت تمام شد من دکلمه اي خواندم و به اين شکل برنامه تمام شد همچنان که بالاي سِن بودم نگاه مسئول کنسرت که واژه ي چقدر بي شعوري در آن مشهود بود برايم سوال برانگيز بود چرا
خواهرم از پايين هي اشاره مي کرد و باز نمي فهميدم.
بعد از پايين آمدن فهميدم که بايد فضايي براي معرفي نوازنده ها مي دادم
من بسيار براي آن کنسرت تلاش کرده بودم يک تنه و تنها در فعاليتهاي داوطلبانه اکثر افراد فقط نامي دارند و حضور فعال نه
آن کنسرت حاشيه هاي ديگري هم داشت که انرژي رواني زيادي از من گرفته بود سال 88 بود و آنها همه ي نمادهاي جنبش سبز را به کار برده بودند و البته بدون هماهنگي من که بسيار باعث درگيري لفظي بين من و مسئول کنسرت شد همزمان با آن کنسرت که جمعيت زيادي آمده بودند رهنورد در فضاي دانشگاه حضور پيدا کرد و يک سري اطلاعات به من مي رسيد که احتمالش هست جمعيت حاضر در کنسرت را به سمت او و ايجاد آشوب در دانشگاه هدايت کنند.
قبل از اجراي کنسرت ويلچرشان هم پنچر شده بود و تمام راه تا درمانگاه را دويدم تا وليچر برايشان بياورم.
مجموعه اي از اتفاقات و البته عدم اطلاع دقيق از نحوه ي اجراي کنسرت و ريز برنامه باعث شد در نهايت آنگونه که شايسته ي اهالي هنر بود رفتار نکنم البته بعد با خريد شيريني خيلي تلاش کردم از دلشان در بياورم و خواننده البته از همه بزرگوارانه تر برخورد کرد.
در بحرانها احتمالات ضريب بسيار بالاتري از زمان عادي به خود مي گيرند و از لحاظ رواني انرژي بيشتري هزينه مي شود و البته احتمال خطا نيز بالا مي رود
اشتباهات ماحصل زنجيره اي از وقايعند.
@SEEN1
دبير انجمن اسلامي دانشگاه الزهرا (س) که بودم به مناسبت هفته دفاع مقدس تصميم گرفتيم کنسرت موسيقي با مفهوم جنگ برگزار کنيم. کنسرتي که در جشنواره ي فجر مقام دوم آورده بود. جريان يک جانباز شيميايي بود که همسرش فداکاريهاي زيادي کرده بود.
وقتي کنسرت تمام شد من دکلمه اي خواندم و به اين شکل برنامه تمام شد همچنان که بالاي سِن بودم نگاه مسئول کنسرت که واژه ي چقدر بي شعوري در آن مشهود بود برايم سوال برانگيز بود چرا
خواهرم از پايين هي اشاره مي کرد و باز نمي فهميدم.
بعد از پايين آمدن فهميدم که بايد فضايي براي معرفي نوازنده ها مي دادم
من بسيار براي آن کنسرت تلاش کرده بودم يک تنه و تنها در فعاليتهاي داوطلبانه اکثر افراد فقط نامي دارند و حضور فعال نه
آن کنسرت حاشيه هاي ديگري هم داشت که انرژي رواني زيادي از من گرفته بود سال 88 بود و آنها همه ي نمادهاي جنبش سبز را به کار برده بودند و البته بدون هماهنگي من که بسيار باعث درگيري لفظي بين من و مسئول کنسرت شد همزمان با آن کنسرت که جمعيت زيادي آمده بودند رهنورد در فضاي دانشگاه حضور پيدا کرد و يک سري اطلاعات به من مي رسيد که احتمالش هست جمعيت حاضر در کنسرت را به سمت او و ايجاد آشوب در دانشگاه هدايت کنند.
قبل از اجراي کنسرت ويلچرشان هم پنچر شده بود و تمام راه تا درمانگاه را دويدم تا وليچر برايشان بياورم.
مجموعه اي از اتفاقات و البته عدم اطلاع دقيق از نحوه ي اجراي کنسرت و ريز برنامه باعث شد در نهايت آنگونه که شايسته ي اهالي هنر بود رفتار نکنم البته بعد با خريد شيريني خيلي تلاش کردم از دلشان در بياورم و خواننده البته از همه بزرگوارانه تر برخورد کرد.
در بحرانها احتمالات ضريب بسيار بالاتري از زمان عادي به خود مي گيرند و از لحاظ رواني انرژي بيشتري هزينه مي شود و البته احتمال خطا نيز بالا مي رود
اشتباهات ماحصل زنجيره اي از وقايعند.
@SEEN1
پرواز
رياضي خواندم به عشق پرواز نمي دانستم خانمها خلبان نمي شوند.
زنگ تفريح مدرسه عاشق نگاه کردن به آسمان بودم و ديدن خط رد هواپيماي جت روي آسمان.
احمدي نژاد که رييس جمهور شد اولين کاري که کردم درخواست تلفني دادم که امکان خلبان شدن زنها را فراهم کند آن زمان فکر مي کردم غول چراغ جادوست و همه ي آرزوهايم را برآورده مي کند.
آسمان را دوست دارم با ابرهاي سفيدش که هر درخت بي برگي را به حرکت وا مي دارد
@SEEN1
رياضي خواندم به عشق پرواز نمي دانستم خانمها خلبان نمي شوند.
زنگ تفريح مدرسه عاشق نگاه کردن به آسمان بودم و ديدن خط رد هواپيماي جت روي آسمان.
احمدي نژاد که رييس جمهور شد اولين کاري که کردم درخواست تلفني دادم که امکان خلبان شدن زنها را فراهم کند آن زمان فکر مي کردم غول چراغ جادوست و همه ي آرزوهايم را برآورده مي کند.
آسمان را دوست دارم با ابرهاي سفيدش که هر درخت بي برگي را به حرکت وا مي دارد
@SEEN1
تمايز و تفاوت بخشي به خود و ديگران
ضمن وحدت
علم و دانايي و روش مهمترين تمايز است
اما
کدام علم و روش
عالم بهترين علم بودن نيز
بخش مهمي از تمايز يافتن است
کدام علم بهترين است؟
علم سلطنت يافتن و استيلاي جهاني
کدام علم قدرت استيلاي جهاني دارد؟
اين مهمترين سوال قدرت است
علم تنظيم روابط انساني بر مبناي شناخت حقيقي انسان
و تواناييهايش
فقه
علم را بر اين مبنا مي توان سه دسته کرد
علم ادني علم اوسط علم اعلي
علوم خدماتي همه ي علوم محاسباتي و تجربي دسته ي
ادني هستند
علوم انساني همه ي آنها علم اوسط و علم فقه و الهيات
علم اعلي است
@SEEN1
ضمن وحدت
علم و دانايي و روش مهمترين تمايز است
اما
کدام علم و روش
عالم بهترين علم بودن نيز
بخش مهمي از تمايز يافتن است
کدام علم بهترين است؟
علم سلطنت يافتن و استيلاي جهاني
کدام علم قدرت استيلاي جهاني دارد؟
اين مهمترين سوال قدرت است
علم تنظيم روابط انساني بر مبناي شناخت حقيقي انسان
و تواناييهايش
فقه
علم را بر اين مبنا مي توان سه دسته کرد
علم ادني علم اوسط علم اعلي
علوم خدماتي همه ي علوم محاسباتي و تجربي دسته ي
ادني هستند
علوم انساني همه ي آنها علم اوسط و علم فقه و الهيات
علم اعلي است
@SEEN1
جهان اسلامي باش
رفتارهاي ما نسبت به موقعيتي که درونش هستيم ارزش
گذاري مي شود خوب بد زشت زيبا
پس فهم موقعيت مهم است
اينکه فقط خود را نسبت به خود ببينيم نسبت به محيط
يک خانواده يک اجتماع شغلي يا وطن و يا بزرگتر جهان
به همين ميزان حقارت و بزرگي رفتارها و انسانها
مشخص مي شود.
مثلا در تصور خود نسبت به جهان اسلام خيلي از رفاه
طلبي ها کوتاهي ها و تنبليها يا رفتارهاي عادي شهروندي
در نسبت يک جامعه ي عادي بي اخلاقيست زشت و بد
است در حالي که مردم يمن مردم مسلمان کشورهاي
مختلف براي عقيده شان در رنج و عذابند
اينگونه است که مدافع حرم خلق مي شود
@SEEN1
رفتارهاي ما نسبت به موقعيتي که درونش هستيم ارزش
گذاري مي شود خوب بد زشت زيبا
پس فهم موقعيت مهم است
اينکه فقط خود را نسبت به خود ببينيم نسبت به محيط
يک خانواده يک اجتماع شغلي يا وطن و يا بزرگتر جهان
به همين ميزان حقارت و بزرگي رفتارها و انسانها
مشخص مي شود.
مثلا در تصور خود نسبت به جهان اسلام خيلي از رفاه
طلبي ها کوتاهي ها و تنبليها يا رفتارهاي عادي شهروندي
در نسبت يک جامعه ي عادي بي اخلاقيست زشت و بد
است در حالي که مردم يمن مردم مسلمان کشورهاي
مختلف براي عقيده شان در رنج و عذابند
اينگونه است که مدافع حرم خلق مي شود
@SEEN1
در مطالعات فلاسفه غرب و صاحبنظران اسلامی، فهم ماهیت و چیستی روابط بین الملل در گرو نوع نگاه و نگرش به انسان شکل می گیرد (ستوده،1382: 198). یا به تعبیری "روابط بین الملل حیثیت وجودی انسان" است.
انسان دارای نوعی توجه و تعلق وجودی به وجود نامحدود و بی نهایت است. انسان و عالَم دارای چنان رابطه در هم تنیده ای هستند که به معنای دقیق کلمه، نه انسان بدون عالَم و نه عالَم بدون انسان معنا می یابد. نفس انسانی دارای مقامات و درجات متفاوتی است، همین درجات بی نهایت یکی از مهم ترین تفاوتهای انسان با سایر موجودات است. اما انچه مسلم است اینکه تمامی این مراتب بالفعل، برای انسان محقق نمی باشد بلکه بالقوه است، مگر برای انسان کامل که به مقام جمع می رسد. بنیان مطلق گرایی یا کمال طلبی انسان در نحوه وجود تعلقی انسان است. معلول چیزی نیست مگر تعلق و وابستگی به علت. به تعبیر دیگر معلول از خود هیچ استقلالی ندارد، لذا تمام حقیقت معلول نوعی رابطه و تعلق وجودی به علت است (زمانیها، 1391: 103-81).
انسان چیزی نیست مگر تجلی یا ظهوری از حقیقت وجود. بنیان رابطه انسان با عالم، رو به نامحدود داشتن است، از این رو عالم داشتن یا در عالَم بودن نه یک ویژگی عرضی و بیرونی برای انسان بلکه قوامبخش حقیقت انسان است (زمانیها، 1391: 101-100).
طرح اسلام برای نظام بین الملل، رسیدن به امت واحده جهانی است (تبیین ارتباط بین انسان کامل، عالَم و خدا). در اسلام نظم اصالت دارد. اسلام همه انسانها را به تعلیم و تزکیه و رفع اختلاف قومی و نژادی دعوت کرده و حکومت صالحان را در زمین بشارت داده است، زیرا حکومت صالحان بیش از ان که یک وعده الهی باشد یک قانون تکوینی محسوب می شود (ستوده، 1382: 208-207).
سميه چيتي، 1400، "بررسي امت واحده در نظريه اسلامي روابط بين الملل"، پايان نامه کارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي
@SEEN1
انسان دارای نوعی توجه و تعلق وجودی به وجود نامحدود و بی نهایت است. انسان و عالَم دارای چنان رابطه در هم تنیده ای هستند که به معنای دقیق کلمه، نه انسان بدون عالَم و نه عالَم بدون انسان معنا می یابد. نفس انسانی دارای مقامات و درجات متفاوتی است، همین درجات بی نهایت یکی از مهم ترین تفاوتهای انسان با سایر موجودات است. اما انچه مسلم است اینکه تمامی این مراتب بالفعل، برای انسان محقق نمی باشد بلکه بالقوه است، مگر برای انسان کامل که به مقام جمع می رسد. بنیان مطلق گرایی یا کمال طلبی انسان در نحوه وجود تعلقی انسان است. معلول چیزی نیست مگر تعلق و وابستگی به علت. به تعبیر دیگر معلول از خود هیچ استقلالی ندارد، لذا تمام حقیقت معلول نوعی رابطه و تعلق وجودی به علت است (زمانیها، 1391: 103-81).
انسان چیزی نیست مگر تجلی یا ظهوری از حقیقت وجود. بنیان رابطه انسان با عالم، رو به نامحدود داشتن است، از این رو عالم داشتن یا در عالَم بودن نه یک ویژگی عرضی و بیرونی برای انسان بلکه قوامبخش حقیقت انسان است (زمانیها، 1391: 101-100).
طرح اسلام برای نظام بین الملل، رسیدن به امت واحده جهانی است (تبیین ارتباط بین انسان کامل، عالَم و خدا). در اسلام نظم اصالت دارد. اسلام همه انسانها را به تعلیم و تزکیه و رفع اختلاف قومی و نژادی دعوت کرده و حکومت صالحان را در زمین بشارت داده است، زیرا حکومت صالحان بیش از ان که یک وعده الهی باشد یک قانون تکوینی محسوب می شود (ستوده، 1382: 208-207).
سميه چيتي، 1400، "بررسي امت واحده در نظريه اسلامي روابط بين الملل"، پايان نامه کارشناسي ارشد روابط بين الملل دانشگاه شهيد بهشتي
@SEEN1
انسان براي فهم اطراف خود و ديگري نياز به پيوند با آن موضوع دارد
و بدون آن امکان فهم ندارد
يکي از آسيبهاي پليدي ها بديها همين است که اگر نتوانيم بين خود و آن ديگري
خود با آن بدي تمييز دهيم فکر مي کنيم آن بدي يا خطا در ما نيز
هست. و البته يکي از ترفندهاي خطاکاران همين است که القا کنند
تو با ما يکي هستي يا تو هم مثل ما همان خطاکاري
مراقبه يا ذن اين فاصله و تمييز را بين فرد و محيط
ايجاد مي کند و او را در جايگاه درست خودش استوار مي کند
@SEEN1
و بدون آن امکان فهم ندارد
يکي از آسيبهاي پليدي ها بديها همين است که اگر نتوانيم بين خود و آن ديگري
خود با آن بدي تمييز دهيم فکر مي کنيم آن بدي يا خطا در ما نيز
هست. و البته يکي از ترفندهاي خطاکاران همين است که القا کنند
تو با ما يکي هستي يا تو هم مثل ما همان خطاکاري
مراقبه يا ذن اين فاصله و تمييز را بين فرد و محيط
ايجاد مي کند و او را در جايگاه درست خودش استوار مي کند
@SEEN1
سالها پيش زماني که هنوز بسيار نترس بودم براي اعاده ي حقي مقابل دفتر مرکزي نيروي انتظامي با جمعي ديگر تحصن کرديم تنها خانم جمع بودم.
آنجا وقتي براي شنيدن صحبتهاي ما مسئول آمد و شروع کرد آن مسئول به وعده و وعيد گفتم از کجا معلوم ما که برويم عمل کنيد وعده هايتان را همان عده حرف مرا تکرار کردند.
مسئول نگاه عميقي به من کرد و بعد از مدتي سکوت گفت اگر دختر نبودي مي دادم اينجا زندانيت کنند برو و حرف نزن
وقتي انسانها يادگرفته اند براي مقابله با هر صداي مخالفشان از ابزارهاي سخت استفاده کنند و آن ابزارها دم دستشان است مثل زندان مثل کتک زدن مثل زور بازو و قدرت سخت
فهم راههاي ديگر برايشان غير ممکن مي شود.
@SEEN1
آنجا وقتي براي شنيدن صحبتهاي ما مسئول آمد و شروع کرد آن مسئول به وعده و وعيد گفتم از کجا معلوم ما که برويم عمل کنيد وعده هايتان را همان عده حرف مرا تکرار کردند.
مسئول نگاه عميقي به من کرد و بعد از مدتي سکوت گفت اگر دختر نبودي مي دادم اينجا زندانيت کنند برو و حرف نزن
وقتي انسانها يادگرفته اند براي مقابله با هر صداي مخالفشان از ابزارهاي سخت استفاده کنند و آن ابزارها دم دستشان است مثل زندان مثل کتک زدن مثل زور بازو و قدرت سخت
فهم راههاي ديگر برايشان غير ممکن مي شود.
@SEEN1
با گرگها بايد گرگ بود
در نظريه ي واقع گرايي روابط بين الملل انسان گرگ تعريف مي شود که تماما شر است نظريات ديگر امنيتي دفاعي نيز مبتني بر گرگ بودن انسان شکل مي گيرد. در چنين تفکراتي نمي توان معادله ي گرگها را ناديده گرفت هر چند که در اسلام انسان خير محض است و شر بر اساس موقعيت ايجاد مي شود در اصل شر نسبي است نه مطلق.
@SEEN1
در نظريه ي واقع گرايي روابط بين الملل انسان گرگ تعريف مي شود که تماما شر است نظريات ديگر امنيتي دفاعي نيز مبتني بر گرگ بودن انسان شکل مي گيرد. در چنين تفکراتي نمي توان معادله ي گرگها را ناديده گرفت هر چند که در اسلام انسان خير محض است و شر بر اساس موقعيت ايجاد مي شود در اصل شر نسبي است نه مطلق.
@SEEN1