سين
540 subscribers
186 photos
108 videos
74 files
172 links
اين كانال زيرمجموعه سايت آزادانديشي سين مي باشد.
سایت سین محلی برای تمرین تفکر نقادانه و بالا رفتن تحمل شنیدن حرف مخالف است.
seen1.ir

https://youtube.com/@somayehchiti?si=ZrOt7uozHn1kCENt
Download Telegram
زندگي با تو خودش اصل ايجاد اتحاد جماعت است

@SEEN1
سریان انسان کامل این است که روح انسان ها در روح او و جسم انها نیز در جسم او است و او به تمام انسان ها احاطه ی کامل دارد و نسبت به اعمالشان اگاه است، مانند انرژی که در سراسر اتاق سریان دارد. انسان کامل تمام اعمال موجودات از جمله انسان ها را در طول تاریخ مشاهده می کند. پس کل جهان در انسان کامل است.

در عرفان اسلامی انسان کامل در قله ی ساحت وجودی قرار دارد و در عرفان شیعی انسان کامل در میان موجودات عالم امکان، بیش ترین سهم از ساحت وجودی را به خود اختصاص داده است و بقیه ی انسان ها هر قدر به انسان کامل نزدیک تر شوند، گستره ی این ساحت در ان ها بیش تر شده و با لایه های عمیق تر وجود روبرو می شوند.

امام معصوم باب علم است و شناخت همه امور مبتنی بر شناخت امام و دریافت معرفت از او است. بنابراین ولایت ساری امامان معصوم می تواند منبع مهمی برای شناخت حقایق باشد با این توضیح که امام منبع علم لدنی است و آینه ی دانای حق است و ولایت امام به دلیل سریانش همه ی ادمیان را تکوینا به او مرتبط می کند و از این طریق معرفت حقیقی متوجه انسان می شود. بنابراین هر معرفتی که انسان دارا می شود به برکت ولایت امامان معصوم است.

میزان قرب و نزدیکی به او بیانگر مرتبه ی وجودی انسانهاست. زیرا که او آینه ی تمام نمای خداوند است. و با علم اوست که برای دیگران تدبیر می کند.


@SEEN1
چون نَفَسي
چون هوا


@SEEN1
صدايش را دوست دارم
در صدايش آرامش عجيبيست
که مرا با آن
به اعماق هستي
جاري مي سازد


@SEEN1
بعضي ها هم خودشان را الکي خسته مي کنند مانند آمريکا
وقتي دو سياست کاملا در تقابل يکديگرند هيچ وقت
به اشتراک نمي رسند
سياست زور و سلطه تحميل کجا سياست اختيار و اراده مقاومت کجا


@SEEN1
دوست داشتن با خود مفاهيمي دارد که گريزي از آن نيست.
و اگر گريزي بود دوست داشتن محقق نشده است.

حمايت کردن از ديگري در هر شرايطي متناسب با وسع و توان.
حفاظت کردن او از هر نوع آسيب و آسيب پذيري در حد وسع و توان

اين قواعد حتي در زمان کدورتها و احيانا تبديل به دشمني ها هم صادق است


@SEEN1
حضور گاهي بسيار سخت است فهم حجمي است که
نمي توان انکارش کرد و در اين فهم بي تابي سهم
مدرِک است


@SEEN1
شهيد يعني ايجاد کننده ي معاني در جامعه


@SEEN1
ادراک و شهودِ هر مرتبه از مراتب و عوالم وجودی، در گرو ارتقای وجودی فرد به همان درجه و مرتبه از وجود است. نفس ادمی این شانیت و استعداد را دارد که به بالاترین درجه وجود برسد به گونه ای که جمیع موجودات خارجی جزو ذات او گردند و او با همه عوالم هستی متحد شود.

عالم دارای درجات و مراتب متعددی است که در طول یکدیگر قرار دارند به گونه ای که هر مرتبه نسبت به مافوق خود ظاهر و نسبت به مادون خود باطن محسوب می گردد. بین فاعل شناسا (انسان) و متعلق شناسایی (عالم و مراتب ان) اتحاد و یکانگی برقرار است و اساسا علم و شناسایی چیزی جز محصول این اتحاد که از ان به اتحاد عالم و معلوم یاد شده نخواهد بود.

از ان جا که ادراک و شعور انسانی غالبا بر پایه تجربیات روزمره و دنیوی قرار دارد، طبیعی است که ادراک و حتی پذیرش عوالم وجودی بالاتر، به واسطه این نوع ادراک و شعور، کاری دشوار و در برخی موارد غیر ممکن می نماید. شهود و معرفت حقیقت وجود، و باطن امور از طریق تجربه روزمره و علوم اکتسابی قابل حصول نیست. باید در انسان یک اگاهی و شعور کاملا متفاوت بیدار شود تا بتواند از ظواهر اشیاء به باطن ان ها سیر نموده و عوالم برتر از عالم ماده را مشاهده نماید.

هنگامی که انسان در سیر تکاملی خود با عوالم وجود، متحد گردد، در او حس تاویل ایجاد می شود، به گونه ای که می تواند از ظاهر امور عبور کرده و از طریق مشاهده درون خود، به باطن و حقیقت امور نائل شود.

انسان بر اساس حرکت جوهری همواره در تحول و تکامل است و از عالمی به عالم دیگر و از مرتبه ای به مرتبه ی دیگر منتقل می گردد، و با هر یک از این عوالم و مراتب هستی متحد می شود و سیر تکاملی او تا جایی استمرار می یابد، که تبدیل به یک عالم عقلی مشابه عالم عینی می گردد. اتحاد انسان با هر مرتبه از هستی، موجب تحقق عینی ان مرتبه از هستی در درون او و در نهایت انکشاف ان مرتبه از هستی برای وی خواهد شد. بر این اساس، ظاهر انسان در دنیا، و باطن او در اخرت قرار داشته و بین این ظاهر و باطن هماهنگی و تلازم برقرار است.

ييدهندي، محمد، 1383،بررسی و تحلیل نسبت «انسان» با «عالم» در فلسفه صدرا، فصلنامه اندیشه دینی دانشگاه شیراز


@SEEN1
وجود من
مساوق علي (ع) است

@SEEN1
وجه اشتراک همه ي انبياء ترس از خداست اگر از اين مورد خارج شوند از رسالت بيرون مي آيند.


@SEEN1
مفاهيم انساني طيفي و مرتبه اي هستند.

@SEEN1
حتي فکر کردن به تو
مرا انسان ديگري مي کند

@SEEN1
هيچ کس راز شهاب سنگ را نمي داند
هيچ کس رازهاي ديگر را نمي داند
در عين حال همه خيال مي کنند خيلي مي دانند


@SEEN1
گم مي شوم پيدا مي شوم
گم مي شوم پيدا مي شوم
حال اين روزهاي من است


@SEEN1
«اللهم اجعل زيارت الحسين»


@SEEN1
«هر که از تو دورتر با ما دوروتر»


@SEEN1
نمي دانم مي داني نمي داني
با يادت مست مي شم
نمي دانم مي داني نمي داني



@SEEN1
فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَمِنهُم مَن يَنتَظِرُ

@SEEN1
ديديد يک وقتهايي آدمهايي به برخي آدمهاي ديگر ظلم بزرگي مي کنند ظلم هاي خيلي بزرگ و وقتي متوجه مي شوند که واقعا بدي کرده اند به دنبال اين هستند که بگويند فلاني چون فلان کار را کرد يا فلان گونه بود اين کار را کرديم.
در اصل متوجه اشتباه مي شود اما آن را به ديگري مورد ظلم واقع
شده فرافکني مي کنند
چرا؟!
همه ي ما تصويرهايي از خود نزد خود داريم که اغلب تصويرهاي خوب و مثبت است و اگر اين تصوير به طرق مختلف توسط ديگران تائيد شود خدشه دار شدن اين تصوير برايمان سخت خواهد بود بنابراين به طرق مختلف به دنبال اين مي گرديم که بگوئيم فلاني خودش بد بود يا فلان رفتار را داشت پس ما هم به او ظلم کرديم.
در اصل به نظر مي رسد يک حرف دفاعي از خود باشد افراد نزد خودشان خودشان را به اين شکل دفاع مي کنند.
بنابراين بايد مراقب اين خطاي شناختي باشيم وگر خداي ناکرده
حقي را ضايع کرديم در صدد جبران آن باشيم نه انکار آن.


@SEEN1
شايد فرق طب سنتي و غير آن اين باشد که طب سنتي افراد را دعوت به خود مراقبتي مي کند و او را نسبت به خودش متعهد مي داند و اين مراقبت را به خودش واگذار مي کند در حالي که طب هاي ديگر مي گويند مراقبت را بگذار به ما و احساس مسئوليت نکن.
آنچه امروز به آن نياز هست بيشتر از هر دارويي ديگر نهضت آگاهي و اطلاع رساني براي برانگيختن احساس مسئوليت افراد نسبت به مراقبت از خود و بالتبع آن افزايش آگاهي از چگونگي اين مراقبت و درمان مناسب آن است.

تمام دعوا سر همين است
علوم انساني غربي محوريت و مرجعيت را به بيرون از انسان مي هد يعني آنچه در بيرون انسان است تشخيص مي دهد چه چيز را او بفهمد چه چيزي را نفهمد چه چيزي براي او خوب است چه چيزي خوب نيست به طرقي ادراک دروني انسان را به مرجع بيرون او واگذار مي کند در همه چيز.
اما علوم انساني اسلامي تلاش به تقويت ادراک دروني انسان دارد و اولويت را به فهم دروني مي داند پس تلاش مي کند انسان آنچنان رشد کند که ادراک دروني او تقويت و بارور شود در همه چيز. علوم انساني غربي نيز مدعي آگاهي و علم بخشي است اما از انجا که جهتش همان است که بيان شد نتيجه مي شود تقويت جهل زيرا فهم دروني را تقويت نمي کند در اصل با يک شناخت انسان به معني دروني آن مواجه نيستيم بلکه با شناختي به صورت شيء انگاري و نگاه بيرون مواجهيم.

علم زماني وقوع مي يابد که توام با فهم و شناخت انسان از خودش به معني رابطه اش با خالق رابطه اش با مخلوق و رابطه اش با خودش دائم و دائم شناسانده شود و دائم و دائم تنظيم شود.


@SEEN1