سين
539 subscribers
186 photos
108 videos
74 files
172 links
اين كانال زيرمجموعه سايت آزادانديشي سين مي باشد.
سایت سین محلی برای تمرین تفکر نقادانه و بالا رفتن تحمل شنیدن حرف مخالف است.
seen1.ir

https://youtube.com/@somayehchiti?si=ZrOt7uozHn1kCENt
Download Telegram
تو خود يک امتي

خداوند در مورد حضرت ابراهيم (ع) مي گويد: او يک امت بود. و صفاتي که در ايات مختلف براي او بيان مي کند: قانتا لله به معنای فرمانبرداری است , خالص از هرگونه شرک، حليم، صديق، حنيف به معنای حق گرا و معتدل در مسیر مستقیم، حنیف وصف انسانی است که همواره جانب حق را گرفته و هیچ گاه به سوی باطل متمایز نشود. سپاسگذار نعمت هاي الهي.

علامه طباطبايي در مورد جامعه مي گويد: اراده جامعه به سبب قدرت وافر حتی از افراد سلب اراده شعور و فکر می نماید. هر جا قوا و خواص اجتماعی با قوا و خواص فردی معارضه کند، قوا و خواص اجتماعی به خاطر اینکه نیرومندتر است بر قوا و خواص فردی غلبه کند. مثلا وقتی جامعه بر امری همت گمارد و تحقق ان را اراده کند و قوا و خواص فاعله خود را به کار گیرد، یک فرد نمی تواند با نیروی خودش به تنهایی علیه جامعه قیام کند.

نتيجه اي که مي گيرم اين است که فردي که داراي چنين خصوصيتي باشد (صفات حضرت ابراهيم ع) و بر ان استفامت بورزد و در مقابل جريان مخالف اين خصوصيات يا قيام کند يا دعوت کند يا کناره گيري کند، يعني خلاف اراده ي يک جامعه(که مغاير با اين صفات است) عمل کند حکم يک امت را دارد. بنابراين من اراده را معادل يک امت مي بينم.
در اصل امت داراي يک نهاد پيشيني است (به اسم فطرت)، داراي يک نهاد فعلي است استقامت و مقاومت و يک نهاد پسيني است (حفظ و پايداري و استمرار و تداوم امت).

@SEEN1
بیگانه در کشور خود
تبلیغات گرم

یعنی تبلیغات فرد به فرد، رودرو
وقتی صحبتهای مردم را می شنوم، در تاکسی، تریبون آزادها و فضای مجازی، در آن اندیشه ی محوری نمی بینم یا آنچه می بینم بازنشر رسانه های خارجیست. با خودم می گویم مزیت ما بر رسانه های خارجی چیست که بتوانیم از ان در افکار عمومی پیشی بگیریم؟!
مزیت ما حقیقت و فضای حقیقی است
انچه که از ان می ترسیم و یا انفعال زیادی در ان می بینم.

چرا این تریبون آزادهای حقیقی دائمی نمی شود؟! چرا صحبتهای رودرو، چهره به چهره، همان قهوه خانه های قدیم (کارآیی که داشتن) همان تکرار نمی شود؟! شاید به دوره ی پسامجازی رسیده باشیم و بتوانیم با حقیقت و حقیقی مهر باطل شد بر انها بزنیم و افکار عمومی را یکبار دیگر احیا کنیم.

مثل بیگانه ها در کشور خودمان با افکار عمومی مردم خودمان برخورد می کنیم. انگار حضور این یگانگی و یکدلی و همراهی با مردم نیست و ترس از حرف زدن حضوری بین مردم و نیروهای انقلابی وجود دارد. انگار همه ی مشکلات تفکر لیبرال و به اصطلاح روشنفکران اصلاح طلب، گردن تفکر انقلابی و انقلابیون است و همین انها را منفعل می کند.

یکی از مشکلات بین دولت و مردم این است که هر کدام برای خودشان حرف می زنند و این حرفها هیچ نقطه ی تلاقی ندارند یعنی صحبتها با هم گره نمی خورند.
اساسا گفت و گو زمانی شکل می گیرد که در رفت و برگشت صحبت ها یک پیوندی رخ دهد و ماهیت بیان تغییر کند و به دیگری بازگشت داده شود (متناسب با فهم او).

برای این مهم نیاز به بسترهای جدید گفتگو هست و تبیین جایگاه هر کدام، انتظارات، نیازها. تا زمانی که مفهومی کلی از مردم در ذهن مسئولین داریم و همینطور مفهوم ذهنی رئیس جمهور در ذهن مردم، اساسا فهم جدیدی از گفتگو شکل نمی گیرد.

مردم کیستند در ذهن مسئولین؟!
و رئیس جمهور کیست در ذهن مردم؟!

هر کدام هر قدر برای دیگری کار کنند تا زمانی که گفتگو چه کلامی چه غیرکلامی شکل نگیرد، فهم آن اقدامات امکان پذیر نمی شود.

@SEEN1
جونوم عمروم بی تابوم بَرِی دیدارت

سر می ذاروم می افتوم به پای زوارت


ای پسر موسی بن جعفر

امام رضا کیه از تو بیتر

آقو فَدوی اسم قشنگت

ای اوینه یِ زهرای اطهر


ای امام مهربونوم

قلب صاحب الزمونوم

جون هر چی مرده مولا

درد زائرات به جونوم

عاشق وقتی زهرا هم بَرَش می سازه

تا مولا هست تنها هم خودش نَمی بازه


دِلوی همه پُو به پُویِ شهیدات

صِدوی همه تو صِدوی شهیدات

نِگوی همه به نِگویِ شهیدات

اسم توئه رو لَبُوی شهیدات


غیر عشقت نَمی دونوم

غیر اسمت نَمی خونوم

مهربون جون جوادت

از در خونت نرونوم


@SEEN1
پشت شيشه
واقعيت هر چقدر هم عيني باشد از پشت شيشه
غير قابل لمس درک و فهم بيشتر است.
تا کِي تماشا مي توان کرد؟

@SEEN1
همه را براي خودت کردي
به اين دستها به اين چشمها به اين دل
باور ندارم سخني بگو که باورم شود.

@SEEN1
لذت کلمات
هيچ لذتي بالاتر از کلمه نيست کلمات مانند
پله هايي هستند که ما را به سمت عقل مي برند
انسان بدون کلمه انسان نيست

@SEEN1
شده تا الان؟!
يک مسيري را برويد يک هدفي يک کاري بعد سرتان که خوب به سنگ خورد
تازه بگوييد چرا من اين کار را کردم چرا اصلا به آن فکر کردم يا چرا
فلان طور برخورد نکردم.
در اصل آن عقلي که بعد از رفتن مسير براي شما ايجاد شده باعث
مي شود تا خيلي چيزها را بفهميد.
تا آن حرکت دروني نباشد آن عقل نمي آيد.

@SEEN1
موفق سعادتمند

موفق باشيد به نظر مي رسد بيشتر به ابعاد مادي و کسبهاي مادي اشاره دارد يعني کسي که مدارج علمي کسب کرده باشد يا کسي که به جايگاهي رسيده،
و سعادتمند يعني کسي که به ابعاد معنوي و کسبهاي معنوي رسيده و البته مي تواند کسبهاي مادي را هم داشته باشد.
مثلا شما به فردي که شهيد شده چه مي گوييد او انسان موفقي است؟!
او انسان سعادتمنديست؟!
اما دورنماي ما براي انسان چيست؟ موفقيت يا سعادت؟!

"سعادتمند باشيد"

@SEEN1
"اول و آخر تويي"

@SEEN1
قضاي زمان
تمام زمانهاي غيبتم
از تو


@SEEN1
محله ي بلبلها
خانه ي من اينجاست
سراغم را اگر مي گيريد



@SEEN1
شما بر اساس چه چيزي انتخاب مي کنيد؟
آنچه درونتان حکم مي کند
يا آنچه بيرون از شما مي گويد؟


@SEEN1
ملاصدرا بر طبق نظريه ي تشکيک وجود، عشق مجازي انساني و عشق حقيقي را دو مرتبه از يک حقيقت دانسته، عشق مجازي انساني را امري مستحسن و پسنديده مي شمارد. او عشق ورزيدن به خوب رويان را امري طبيعي و بي تکلف در روان بسياري از اقوام و ملل مي داند. به اعتقاد او اين عشق نفساني و عفيف در انسان از نهاده هاي الهي است. مطابق تشکيک وجود، معلول، مرتبه ي نازله ي علت است و از اين رو عشق نيز مستحسن مي باشد و اغلب انسان هاي اهل فضل و علم از چنين عشقي بهره مندند. به تعبير دقيق تر هيچ کس نيست که داراي قلبي لطيف، طبعي ظريفَ، ذهني صاف و نفسي پاک باشد اما در دوران حيات خود بهره اي از چنين عشقي نبرده باشد.

به باور وي معشوق مجازي به منزله ي معشوق حقيقي است و به همين دليل نفس ادمي با عشق ورزي به محبوب مجازي، به محبوب حقيقي مطلق - که مبدا و مقصد تمامي ممکنات است - راه مي برد. اگر ظهور جمال الهي در مرتبه ي نازله اي از وجود انساني تا اين اندازه طالبان را به سوي خود مي کشد پس چگونه است جمال ذات و نور تابناک الهي که در نهايت عظمت و بزرگي است.

هر موجود ممکن از جهتي داراي کمال است و از جهتي داراي فقر است، عاشق کمالي است که به دست مي اورد و نسبت به انچه فاقد ان است شوق دارد. از اين روست که به سريان عشق در همه ي موجودات حکم کرده اند. انسان از ان جهت که نسبت به کمال شوق و رغبتي زايدالوصف دارد در شوق و عشق او نهايتي متصور نيست.

بنابر تشکيک وجود هر چه وجود، سعه ي بيشتري داشته باشد عشق در ان، وسعت بيشتري مي يابد.

اتحاد در عشق آن است که نفس عاشق با صورت معشوق، اتحاد يابد. اين اتحاد بعد از تکرار مشاهده ي زيبايي ها و نيکويي هاي متعالي معشوق تحقق مي يابد.

غرض و حکمت از وجود محبت در جان اهل ذوق اين است که ادمي پرده هاي جهالت و غفلت را کنار زند و از قوه به فعليت رسد، يعني از امور مادي و جسماني به امور معنوي و نفساني ارتقاء يابد و سپس از امور نفساني به اشتياق به لقاء الله و لذات اخرت قيام کند. هنگامي که انسان به مرتبه ي عقل، تعالي پيدا کند آن صور زيباي منقوش خيالي به مرتبه ي بالاتر و به صور کلي دائمي - که با جان عاقل متحد بوده و از تغيير و تغير مبراست - تبديل مي شود.

کسي که عشق را تجربه مي کند، در اثر اتحاد با صورت معشوق، رنج ها براي او تحمل پذير مي گردد. آزار براي او دردناک نيست بلکه لذت بخش است. زيرا اين رنج از قبل معشوق و معبود حاصل شده است. عاشق اگر يقين داشته باشد که ازاري که به او رسيده از جانب معشوق است بدان شادمان مي شود و ان ازار براي او عين لذت است چرا که او ازار را وصول اثر معشوق به خود تصور مي کند و مي داند که «وصول الاثر اثر الوصول» .دليل معرفت خدا براي مبتدي عشق و اراده ي اوست زيرا عشق و اراده از معرفت نشات مي گيرند حتي اگر اين معرفت، ضعيف باشد.

ارشد رياحي، علي، ياريان، مجيد، 1396، بررسي تاثير مباني هستي شناختي ملاصدرا بر عشق شناسي وي، پژوهش هاي هستي شناختي


@SEEN1
هيچ وقت اين گونه نبودم که هستم.
احساس مي کنم به نسخه ي برتر خودم در حال تبديل شدنم
تغييري به تغييري و فهمي به فهمي
هيچ چيز معناي سابق خود را ندارد و همه چيز در حال تبديل و دگرگوني است
تغيير به وضوح در همه چيز مشاهده مي شود هيچ چيز ثابتي امکان وجود
ندارد
هيچ وقت اين گونه نبودم که هستم
و نخواهم بود
هر لحظه اين جمله
به شکل ديگر تکرار مي شود

@SEEN1
آنجا در راه ماندن امکان ندارد
همه چيز در حرکت است سيال است و همه خادم تواند

@SEEN1
شجاعت را از تو مي آموزم
"شهيد محمد حسين حداديان"

شيوه ي شهادت او بسيار فجيع و غير قابل تصور است. و شجاعت او بسيار
ستودني چگونه جواني به اين سن تا اين حد شجاع است در مقابل اين
همه وحشي گري باوري نکردني.

@SEEN1
چون کودکي مشتاقم به تو



@SEEN1
تاثري براي تو

اين روزها نمي توانم از روند رو به زوال يک عزيز
غمگين نباشم عزيزي که پر از شگفتي و فوق العادگي است
پر از خلاقيت پر از توانايي هاي مختلف که در بخشي از زندگي
من الگوي من بود.
وقتي به روند اخلاقي اش مي نگرم و روندي که در
حال طي کردن آن است بيش از آنکه بر بديهايي که
بر من روا مي دارد غمگين شوم بر خود او انچه
در حال از دست دادنش غمگين مي شوم.
نازنين من هيچ، حيف از تو


@SEEN1
حضرت يوسف (ع) هنرش به اين بود که با آن همه ظلم هاي بزرگي که به او شد خودش به ديگران ظلم نکرد، و در اصل خدا او را هم از موضع گناه نگاه داشت هم از موضع ظلم کردن به ديگران
پيروزي انبياء همين است
که گوهر وجودشان را
از گزندها نگه دارند نه لزوما
تنها جسم و تنشان را

@SEEN1
زندگي با تو خودش اصل ايجاد اتحاد جماعت است

@SEEN1
سریان انسان کامل این است که روح انسان ها در روح او و جسم انها نیز در جسم او است و او به تمام انسان ها احاطه ی کامل دارد و نسبت به اعمالشان اگاه است، مانند انرژی که در سراسر اتاق سریان دارد. انسان کامل تمام اعمال موجودات از جمله انسان ها را در طول تاریخ مشاهده می کند. پس کل جهان در انسان کامل است.

در عرفان اسلامی انسان کامل در قله ی ساحت وجودی قرار دارد و در عرفان شیعی انسان کامل در میان موجودات عالم امکان، بیش ترین سهم از ساحت وجودی را به خود اختصاص داده است و بقیه ی انسان ها هر قدر به انسان کامل نزدیک تر شوند، گستره ی این ساحت در ان ها بیش تر شده و با لایه های عمیق تر وجود روبرو می شوند.

امام معصوم باب علم است و شناخت همه امور مبتنی بر شناخت امام و دریافت معرفت از او است. بنابراین ولایت ساری امامان معصوم می تواند منبع مهمی برای شناخت حقایق باشد با این توضیح که امام منبع علم لدنی است و آینه ی دانای حق است و ولایت امام به دلیل سریانش همه ی ادمیان را تکوینا به او مرتبط می کند و از این طریق معرفت حقیقی متوجه انسان می شود. بنابراین هر معرفتی که انسان دارا می شود به برکت ولایت امامان معصوم است.

میزان قرب و نزدیکی به او بیانگر مرتبه ی وجودی انسانهاست. زیرا که او آینه ی تمام نمای خداوند است. و با علم اوست که برای دیگران تدبیر می کند.


@SEEN1