سين
540 subscribers
186 photos
108 videos
74 files
172 links
اين كانال زيرمجموعه سايت آزادانديشي سين مي باشد.
سایت سین محلی برای تمرین تفکر نقادانه و بالا رفتن تحمل شنیدن حرف مخالف است.
seen1.ir

https://youtube.com/@somayehchiti?si=ZrOt7uozHn1kCENt
Download Telegram
تفکر را از نخبگان بگیر و به مردم برگردان

در هیاهوی این دغدغه که ما در جهان پساحقیقت و ادعاهای شناختی شدیداً ناسازگار و واقعیت‌های بدیل زندگی می‌کنیم، قابلیت اساسیِ دیگر ذهن، یعنی قوۀ تفکر، به‌راحتی نادیده گرفته می‌شود.
هانا آرنت: درحالی ‌که دانایی و تفکر «فعالیتی جهان‌ساز» است و درنتیجه باید در گنجینۀ تمدن سهمی ایفا کند، همچون حکایت پنلوپه و کفن اودیسه، «هر صبح آنچه را که شب قبل بافته، پنبه می‌کند». تفکر منبع است، اما نه برای حقیقت، بلکه برای معنا. تفکر با شک، حیرانی و شگفتی نرد عشق می‌بازد و به همین دلیل، نه ‌فقط با جزم‌گرایی ایدئولوژیک که با همۀ قالب‌های خودبسندگی و نخبه‌گرایی فکری خصومتی دیرین دارد.

والاترین فعالیت در دسترس بشر کردوکار عمومی است که او اصطلاح «کنش» را برای آن به کار می‌برد. همان‌گونه که توسعۀ دولت‌شهر یونانی و جمهوری رومی جای جهانِ پهلوانی هومری را گرفت، جوهرۀ فعل بشری از تهور در عمل به قوۀ سخنوری تغییر جهت داد و، در این فرایند، «آزادی» به عمل سیاسیِ مشارکت در گفت‌وگوی عمومی تبدیل شد. به نظر آرنت، کنشْ بی‌معناییِ زیست بشر را با پرده‌برداشتن از قابلیت منحصربه‌فرد ما در سخن‌پردازی و انجام امور پیش‌بینی‌ناشده علاج می‌کند تا ما را، با در وجودآوردنِ آنچه بدیع و نامحتمل است، از روابط علّی و تفکر غایت‌‌ابزار رهایی بخشد. کنش به تعبیر مشهور او «یگانه قوۀ اعجازآفرین انسان» است.

آزادی و نوآوریِ کنشْ فایده‌گرایی انسان ابزارساز را تعالی می‌بخشد، اما خودِ کنش با ایجاد جهان مشترکی که ما را از خویشتن خود بیرون می‌برد، و ما را همزمان به هم می‌پیوندد و از هم جدا می‌کند، به حیات ما معنا نیز می‌بخشد.

ما جهانی را با دیگر آدمیان منحصربه‌فرد سهیم می‌شویم، و هنگامی که به تبادل دیدگاه‌های مختلفمان دربارۀ آن می‌پردازیم، مطالبۀ آن با اتکا بر عطوفت و مراقبت ما می‌بالد و به بار می‌نشیند. برای باور به عالمی مشترک و سه‌بعدی که منسجم‌تر و ماندگارتر از خودِ ناتمام و ناپایدار ماست، باید از منظری متکثر به آن بنگریم: «هر چه انسان‌های حاضر در چنان عالمی که در روابطی جزئی و خاص با دیگری‌اند بیشتر باشند، جهانی که میان آنان صورت بسته، فراگیرتر، بزرگ‌تر و غنی‌تر خواهد شد».

@SEEN1 | @tarjomaanweb
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم

زیرا هر چیز و هر کسی را
که دوست بداری
حتی اگر یک نخ سیگار
یا زهر مار باشد
از تو دریغ می کند...
پس
من با همه وجودم خود را زدم به مردن
تا روزگار، دیگر
کاری به من نداشته باشد

@SEEN1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ايا علم مغز، اراده ي ازاد را رد کرده است؟ (قسمت اول)

@SEEN1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ايا علم مغز، اراده ي ازاد را رد کرده است؟ (قسمت دوم)

@SEEN1
Forwarded from سين (s chiti)
سلسه مراتب اگاهی انسان بر اساس شرایط زندگی از پایین به بالا عبارت است از: شرمساری، گناه، بی تفاوتی، اندوه، ترس، آرزو، خشم، غرور، شجاعت، بی طـرفی، رغبت، پذیرش، استدلال، عشق، شادی، آرامش و روشنگری.

امکان دارد در مقاطع زمانی مختلف به هر یک از این مراحل بطور موقت وارد و یا خارج گردیم، اما بطور معمول یک سطح غالب بر زندگی هر کدام از ما حکمفرما است.

چنانچه این مطلب را مطـالعه می کنید، به یقین درجه آگاهی شما حداقل در مرحله شجاعت می باشد. چرا که اگر پایین تر از این می بود شما تمایلی به رشد فردی نمی داشتید.

هر چیزی در زندگی شما بر روی سطوح آگاهی شما تاثیر گذار است. مجلات، روزنامه، تلویزیون، رادیو، اینترنت، مردم، مکانها، اشیاء، غذاها.

ارتقا از یک مرحله به مرحله بعد، مستلزم صرف انرژی قابل توجهی است. بدون تلاش آگاهانه و یاری دیگران شما در همین مرحله کنونی خود باقی خواهید ماند.

یکی از روشهایی که میتوانید دریابید در کدام مرحله از درجات آگاهی بسر میبرید، این است که ببینید عملکرد شما هنگامی که تحت فشار قرار دارید، چگونه است.

آیا شما در برابر رویدادهای خارجی بر سر دیگران فریاد میکشید؟ (مرحله خشم)، حالت دفاعی به خود میگیرید؟ (مرحله غرور)، پارانوئید میشوید و سکوت میکنید؟ (مرحله ترس) و یا سعی میکنید بطور معقول و منطقی قضیه را حل کنید؟ (مرحله استدلال)
#اگاهی
@seen1
خشونت کلامی در فضاي مجازي

خشونت کلامی امروزه همراه انسان وارد فضاي مجازي شده است تا جایی که واژه هایی تخصصی در ارتباط با آن وارد فرهنگ اصطلاحات رایانه و اینترنت شده است. « پیا مهاي آتشین » و همچنین « ترول » یا « اوباش اینترنتی » است. از مهمترین آن ها ترول در گفتمان اینترنتی به افرادي گفته میشود که با رفتار مخرب در فضاي وب به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرك و توهین آمیز هستند.

اوباشگر اینترنتی فردي است که در اتاق هاي گفتگو، تالارها، وب نوشت ها یا تارنماهاي کاربرمحور پیامهایی ارسال می کند که حاوي مطالب ناراحت کننده یا جنجال برانگیز است. درحالی که در یک جمع اینترنتی کاربرانی با حسن نیت بحثی را دنبال می کنند.

نظریه بی ادبی کالپپر از پنج راهبرد تشکیل شده است که عبارت اند از: بی ادبی آشکار، بی ادبی مثبت، بی ادبی منفی، طعنه و خودداري از نشان دادن ادب. عبارت بی ادبی آشکار زمانی به کار می رود که وجهه در خطر زیادي است و نیز در جایی که گوینده قصد دارد به وجهه شنونده یا مخاطب حمله کند.

علیرضا عبداللهی نژاد

@SEEN1
سرت که درد نمی آید از سوالاتم؟
مرا ببخش که اینقدر بی مبالاتم

@SEEN1
من که هستم؟

چند روز پيش که در خيابان انقلاب قدم مي زدم، گروه مستندسازي درخواست مصاحبه داشتند. و من با بهانه هاي مختلف ان را رد کردم ولي انچه حقيقت داشت اين بود که نمي خواستم صحبتي کنم که به ان مطمئن نيستم يا تظاهر به مباحثي کنم که به ان عقيده اي ندارم.

سالها پيش زماني که تماسهاي زيادي از طرف خبرنگاران براي مصاحبه داشتم (معروف به بيان و کلام خوب بودم بينشان :) ) درست زماني که در حال مصاحبه ي تلفني با يکي از خبرنگاران بودم اين فکر دائم در ذهنم تکرار مي شد که چقدر مطالبي را که مي گويم قبول دارم، و چقدر برامده از عقيده و قلبم است!

دقيقا بعد از ان مصاحبه ديگر هيچ مصاحبه اي را قبول نکردم و عميقا به اين انديشيدم که چقدر انچه مي گويم ماحصل انديشه ي خودم يا باور و عقيده ي من است؟ و البته سالها در اين سوال ماندم...

گاهي ادم احساس مي کند به بلندگوهايي تبديل شده که انقدر اصيل شده اند که حس مي کند دقيقا انديشه ي خودش است.
واقعا چقدر استقلال انديشه امکان پذير است؟ ما دائم در معرض انديشه ها و يا القائاتي هستيم که حتي شايد فرصت پالايش انها را نداريم، و گاهي طوطي وار همانها را به ديگري يا ديگراني انتقال مي دهيم، تا بتوانيم ارتباطات خود را با ديگران حفظ کنيم يا هم صحبتي داشته باشيم..
البته که برخي انديشه ها ماحصل تجربه ي زيست خودمان است و يا با مطالعه ي زياد يک موضوع صاحب انديشه و نظر مي شويم.

هنوز هم وقتي مطلبي در کانال مي گذارم سوالي مشابه قلقلکم مي دهد و از خودم مي پرسم چقدر به اين مباحث عمل مي کنم و قابليت عمل کردن دارند.
انسان هر چه در خود شنا مي کند باز هم گويا به ساحلي نمي رسد و نمي دانم اگر برسيم با چه کسي روبرو خواهيم شد؟!

سميه چيتي

@SEEN1
من!
همه،
تو ام

چگونه خويش را
بدون تو
صدا زنم!!

تک تک قدم هايم براي اعضاي کانال و هر انکه حقي بر گردن من دارد...


@SEEN1
دوقطبی‌های سیاسی چطور شکل می‌گیرند؟

فرض کنید معلمی دارید که همه از او ناراضی‌اند. یک روز بحثی جمعی در می‌گیرد دربارۀ اینکه چطور باید نارضایتی خودتان را ابراز کنید. اکثر بچه‌ها معتقدند باید به مدیر مدرسه بگوییم، اما ناگهان، یک نفر با قاطعیت می‌گوید که تنها راه‌حل این است که ماشین او را آتش بزنیم. بعد از چند دقیقه، می‌بینید که کل بحث‌ها رفته است به سمت اینکه آیا آتش‌زدن ماشین معلم کار درستی است یا نه. این نمونه‌ای است از اینکه چطور عقاید افراطی کل جامعه را به سمت دوقطبی‌های لاینحل هدایت می‌کنند.

دانشمندان علوم اجتماعی برای مدت‌ها قطبی‌شدن را نتیجۀ افکار غیرمنطقی دانسته‌اند. آن‌ها معتقد بودند که شکی در این نیست که هر انسان عاقلی، هرچه هم اطلاعات نادرست داشته باشد، اشتباهش را می‌پذیرد و بحث و مجادله تمام می‌شود. ولی کسی که لجوجانه به باورهای نادرستش چسبیده، اگر هم شواهدی نشانش دهند، واکنشی آشکارا غیرمنطقی نشان خواهد داد.

در حقیقت، اگر محدودیت‌های مغز انسان را در نظر بگیریم، قطبی‌شدن ممکن است میان جمعیتی از افراد کاملاً منطقی نیز بروز پیدا کند.

يکی از مشکلات مطالعۀ باورهای عقلانی و غیرعقلانی این است که دربارۀ هیچکسی نمی‌توان گفت که کاملاً عاقل است. علاوه ‌براین، دشوار است که حدس بزنیم آدم‌ها چه وقت ممکن است واکنش عقلانی یا غیرعقلانی داشته باشند.

وقتی با کسانی مواجه می‌شویم که عقاید متفاوتی دارند، باید بکوشیم که آن عقاید را به دلیل غیرعقلانی‌بودن کنار نگذاریم. به جای اینکه بخواهیم طرز فکرشان را «تصحیح» کنیم یا از نو آن‌ها را تربیت کنیم، می‌توانیم به این بیندیشیم که چه چیزی ممکن است بر داوری آن‌ها تأثیر گذاشته باشد. حافظۀ ضعیف، فشار عصبی، تردید و تبعیض از جمله چیزهایی‌اند که چه بسا آدم‌ها را از حد وسط دور کنند.

عقاید افراطی بر کل نظام فکری‌ ما فشار می‌آورد. در مواجهه با عقاید افراطی، احتمالاً رفتارتان را بی‌درنگ عوض نمی‌کنید، ولی باورهای دیگرتان تضعیف می‌شوند و چه بسا در آینده تغییر کنند.

@SEEN1 | @tarjomaanweb
Forwarded from سين
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی نظر همه مخالف شماست جرات میکنید ان را بلند بیان کنید؟

@seen1
شکل مغز شما بر عقاید سیاسی‌تان اثر می‌گذارد!

بیشتر افراد برای توضیح اینکه چرا به عقیده سیاسی خاصی باور دارند، به روایت­های شخصی یا توجیه­‌های فلسفی روی می­‌آورند. اخیراً تحقیقی روان­شناختی منتشر شده که نشان می‌­دهد افراد باید به اندازه و شکل مغزشان نیز توجه کنند.

روان­شناسان درمجموع روی ۹۳ بزرگسال، اسکن مغزی انجام دادند؛ ابتدا، ۴۸ بزرگسال سفید پوست را که ۵۸ درصدشان زن بودندمطالعه کردند و سپس اثرات این مطالعه را با ۴۵ بزرگسال با زمینه­‌های قومی متنوع که ۶۷ درصدشان زن بودند تکرار کردند. آنان فهمیدند اندازه آمیگدال (بادامه) دوطرفه که هیجانات، غرایز بقا و حافظه را کنترل می­کند، با طرفداری از نظم اجتماعی موجود، بسیار هم‌بسته بود.

این طرز تفکر، به نام «توجیه نظام» معروف است و همبستگی زیادی با محافظه­‌کاری دارد. جهت گیری روان­شناختی توجیه ­کننده نظام، وضع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود را تأیید می کند؛ این جهت­گیری همچنین ممکن است سلسله ‌­مراتب اجتماعی و ایدئولوژی‌هایی را رواج دهد که نابرابری موجود را مشروع و ضروری می­دانند.

روان شناسان ارتباط میان محافظه‌­کاری و اندازه آمیگدال راست را پیدا کردند؛ اندازه بزرگ‌تر با محافظه­‌کاری ارتباط داشت.
نویسندگان این تحقیق، بیست شرکت‌­کننده را دنبال کردند و دریافتند کسانی که آمیگدال بزرگ‌تری داشتند، به احتمال کمتر در تظاهرات شرکت می‌کردند. نویسندگان خاطرنشان می­کنند «اگرچه حجم نمونه کوچک بود، رابطه میان اندازه آمیگدال و رفتار اعتراضی، شواهد اولیه­‌ای ارائه می‌کنند که احتمالاً آمیگدال نه‌فقط به عقاید درباره جامعه، بلکه به تمایل به اقدام برای تغییر برخی جنبه­‌های نظام اجتماعی نیز مربوط می‌­شود.»

این یافته­‌ها نشان می­دهند عقاید سیاسی، نه ‌فقط از هویت یا احکام حزب، بلکه از زیست­‌شناسی نیز تأثیر می­پذیرد.
ساختار مغز «بخشی از روایتی» است که توضیح می‌­دهد چه احزاب سیاسی و جنبش­‌هایی را جذاب می­‌دانیم. «این امر توضیح می‌­دهد که چرا به حرکت درآوردن و بیرون آوردن همه افراد برای اعتراض و تغییر دشوار است. بسیاری از افراد، ناخودآگاه، تمایل به وضع موجود دارند.»

این تحقیق منطبق با یافته‌­هایی است که نشان داد‌‌ه‌­اند ژنتیک تأثیر معناداری بر ترجیحات سیاسی دارد.

مغز فیزیکی با تغییر جهت عقاید و رفتارهایمان، تغییر می‌­کند و به احتمال بسیار زیاد، با تغییر نگرش­‌های سیاسی­‌مان در طول زمان، مغزمان نیز تغییر می‌کند. سخت می­توان فهمید، چقدر مغزی که با آن متولد شده‌­ایم، عقاید سیاسی را تعیین می­کند، یا آیا مغز از لحاظ فیزیکی توسط نگرش­‌هایی که می‌­پروانیم شکل می­گیرد یا خیر.

ون بیول می­گوید:« گمان می­برم ساختار مادرزادی مغزمان، ما را به سوی ترجیحات سیاسی هدایت ­می‌کند و به‌جز این، محیط سیاسی نیز ساختار مغزمان را تغییر می‌دهد.»

قطعاً تجربیات و تصورات عقلی می­توانند اهداف و آرمان­هایی را که برای حمایت انتخاب می­‌کنیم، شکل دهند. اما مغز فیزیکی­مان نیز قادر به چنین کاری است.

@SEEN1 | @neurtex
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود

گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود

گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود

گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود

گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود

گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود

گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود

کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود

قیصر امین پور @SEEN1
آیا به دیگران ربطی ندارد که ما چه باوری داریم؟

گویا باورهایمان هم، مثل غذاها، جزو حریم شخصی ما محسوب می‌شوند و دیگران نباید جرئت دخالت در آن‌ها را به خود بدهند. اما این ایده مخالف بسیار سرسختی دارد: سقراط! او می‌گفت: «تا جان در بدن دارم از آگاه‌ساختن شما به آنچه باید بدانید، دست نمی‌کشم». پس انگار در برابر سقراط هیچ راه سومی نیست: یا باید قانع کنید یا قانع شوید.

چرا سقراط نباید بخواهد که آدم‌ها نتیجه‌های خودشان را بگیرند؟ آنچه حرکتی پرخاشگرانه به نظر می‌رسد -‌اعتراف‌گرفتن و مواجه‌کردن آنان با شکستشان- درواقع یک‌جور همکاری است. تلاش برای همکاریِ شناختی ممکن است این‌طور برداشت شود که در آن فضای خصوصی شما مورد تعرض قرار گرفته است، به‌ویژه اگر ذهنتان را در مقایسه با بدنتان فضایی خصوصی‌تر به حساب بیاورید. نفی کمال ذهنی از سوی سقراط به‌ویژه وقتی آشکارتر از همیشه است که مسائل موردبحث بسیار مهم باشند.

مفهوم مدنیت که رفتار ما گویی حاکی از آن است چیزهایی برای گفتن دارد. برای نمونه، مدنیت نمی‌تواند صرفاً مساوی با مؤدب‌بودن باشد. همچنین، اگر مدنیت به معنای رفتار دوستانه و پذیرندگی بود، باز هم تعامل ما مدنی به حساب نمی‌آمد مدنیت از مؤدب‌بودن، رفتار دوستانه، یا پذیرندگی عمیق‌تر است.
منظور ما از مدنیت این است: احترام‌گذاشتن به دیدگاه متفاوت یک فرد دیگر. چنین دیدگاهی هم منشأ فایده است -سرچشمه‌ای برای ایده‌های نو- و هم سدّی است در مقابل تعدی‌کردن: هم‌سخن شما نسبت ‌به دیدگاهش صاحب حق است. شما می‌توانید استدلالتان را عرضه کنید، اما سر آخر اوست که باید تصمیم بگیرد در ذهنش چه چیزی را بپذیرد. مدنیت در آزادی فکر ریشه دارد، که تک‌تک ما را فرمانروای مطلق قلمرو خصوصی ذهن‌هایمان می‌کند.

دموکراسی‌ها بسیاری از ویژگی‌های زندگی جمعی را از طریق شکلی از توافق تعیین می‌کنند. بااین‌حال، ما معمولاً بر این نظریم که این توافق‌ها یک سپهر آزاد درونی ایجاد می‌کنند که در آن اجازه داریم آن‌طور که به نظرمان مناسب است عمل کنیم، بدون اینکه از کسی اجازه بگیریم؛ به‌علاوه، برای صحبت‌کردن به‌نحوی که فکر می‌کنیم مناسب است به‌ندرت اجازه می‌گیریم؛ و برای فکرکردن به‌نحوی که از نظرمان مناسب است هرگز اجازه نمی‌گیریم.

شاید به نظر آید که مدنیت در این معنا هیچ ایرادی ندارد، اما واقعش اینکه یک نفر به آن ایراد می‌گیرد: سقراط.

فلسفۀ سقراطی همین سپهر درونی را آماج خود قرار می‌دهد. او می‌گوید توافق فقط برای (برخی) اعمال نیست، بلکه در (همۀ) سخن‌ها و اندیشه‌ها نیز باید شیوۀ کار ما باشد. هیچ یک از ما اجازه ندارد باوری در مورد موضوعی داشته باشد اگر نتواند دیگران را در مورد آن باور متقاعد کند. قانع کن، یا قانع شو، فقط همین دو گزینه را داریم.

مدنیت سقراطی، به سبب همۀ بی‌رحمی‌ها و تعدی‌های پرخاشگرانه‌اش، این مزیت را دارد که نمی‌گذارد حرکات خشن ما بیان غیرگفت‌وگویی پیدا کنند.

سقراط به دیدگاه معترضان پشت پنجره‌اش احترام نمی‌گذاشت. او می‌خواست بداند که چه کسی درست می‌گوید و چه کسی نادرست، و تا ازبین‌بردن تفاوت بین دیدگاه‌ها دست از حرف‌زدن با آن‌ها نمی‌کشید. قانع کن یا قانع شو.

@SEEN1 | @tarjomaanweb
غزل دلتنگی

هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر ِ مویی ز سر ِ موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو بیالایم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم

قيصر امين پور @SEEN1
پیروزی فضیلت

از هر آدم رذلی بپرسید که آیا ترجیح می دهد با رذلی مثل خودش سروکار داشته باشد یا با آدمی بزرگوار و خوش قلب. بدون تردید پاسخ خواهد داد: با آدمی بزرگوار و خوش قلب!

پیروزی فضیلت. در همین است.

داستايوفسکي

@SEEN1
Forwarded from سين (s chiti)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت مغز زن ها و مغز مردها

@seen1
محمد (ص)

لبخند پیامبر چوپانم را

به همه گنجهای قارون

نمی دهم

این یعنی

اشهد ان محمد رسول

🌷 الله @SEEN1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
السلام عليک يا رسول الله

عيدتان مبارک🌷

@SEEN1
سیاست‌گذار و گزارش سیاست قیمت بنزین


قیمت بنزین بالاخره تعیین شد. من اقتصاددان نیستم تا پی‌آمدهای آن‌چه را که اعلام شده است تحلیل کنم، اما می‌توانم از منظر سیاست‌گذاری عمومی، به سیاست‌گذار و مردم پیشنهاد بدهم، ارائه گزارشی به شرح زیر را دنبال کنند.

سیاست‌گذاران گزارشی به مردم بدهند که در آن به سؤالات زیر پاسخ روشن داده باشند:

- سیاست‌گذار چرا مجبور به افزایش قیمت بنزین شده است.

- چرا فقط افزایش مشمول قیمت بنزین شده و کل نظام مصرف و حامل‌های انرژی را شامل نشده است.

- آیا افزایش قیمت بنزین بخشی از یک برنامه «اصلاحات اقتصادی» است یا فقط اقدامی برای جبران کسر بودجه دولت است؟

- اگر این طرح بخشی از اصلاحات اقتصادی است، کلیت آن اصلاحات چیست؟ چگونه اصلاحات انجام می‌گیرد و شاخص‌های مورد انتظار برای نتیجه اصلاحات چیست؟

- سیاست‌گذار چه طرح‌های دیگری برای افزایش قیمت بنزین و هم‌زمان توسعه تور حمایت اجتماعی (متفاوت از طرح دادن یارانه به 18 میلیون خانوار) روی میز داشته است؟ به چه دلایل و عللی طرح فعلی انتخاب شده است؟

- تیم اصلی ارزیابی و انتخاب طرح فعلی چه کسانی بوده‌اند؟

- محاسبات اقتصادی مربوط به اثرات این طرح را چه کسی/کسانی انجام داده‌اند؟ متن قابل انتشار محاسبات و ارزیابی‌های این طرح توسط چه کسی/کسانی تهیه شده و در چه مراجعی ارزیابی شده است؟

- تجارب گذشته از افزایش قیمت بنزین چگونه در این طرح لحاظ شده‌اند؟

- سیاست‌گذار درباره نسبت این طرح با اهدافی نظیر حمایت اجتماعی از خانواده‌های کم‌درآمد، بهبود محیط‌زیست (مشخصاً آلودگی هوا)، افزایش سرمایه‌گذاری بلندمدت از منبع سرمایه‌ بین‌نسلی نفت، و جلوگیری از فساد ناشی از قاچاق بنزین چه محاسبات و ارزیابی‌هایی انجام داده و نتیجه آن‌ها چیست؟

- سیاست‌گذار چگونه نظر نخبگان اقتصادی، بخش خصوصی، انجمن‌های حرفه‌ای و سایر ذینفعان متأثر از این طرح را لحاظ کرده است؟

- سیاست‌گذار چگونه به این نتیجه رسیده است که دادن مبالغی از محل افزایش قیمت بنزین به خانوارها به شیوه‌ای که اعلام شده، مؤثرترین راه – از میان راه‌های روی میز سیاست‌گذار – برای مقابله با آثار سوء این طرح بر معیشت اقشار ضعیف است؟

- سیاست‌گذار چگونه منابع درآمدی کسب‌شده از محل افزایش قیمت بنزین را هزینه کرده و شفاف به مردم درباره محل مصارف این درآمدها گزارش می‌دهد؟

- نسبت این طرح با تحریم‌ها و عواقب ناشی از آن چیست؟ تحریم‌ها چگونه بر اثرات این طرح نیز اثر می‌گذارند؟

- سیاست‌گذار غیر از دادن یارانه به 18 میلیون خانوار، چه امتیازات دیگری از جمله شفافیت، پاسخ‌گویی یا اجازه بیشتر دادن برای مشارکت سیاسی مؤثر به مردم می‌دهد؟

محمد فاضلي

@SEEN1 | @esfahaneconomy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برف نو سلام سلام!

شعر و دکلمه احمد شاملو، به همراه تصاويري از شهر Essen آلمان

ارسال از طرف اعضاي خوب کانال (سعيد و زهرا)

@SEEN1