SevenHells
606 subscribers
3.74K photos
81 videos
6 files
37 links
زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.
Download Telegram
یه جوری خسته م که دلم میخواد استخونامو یکی یکی دربیارم بذارم توی پتو که بتونن استراحت کنن.
اختلال تجزیه هویت یا هُویت‌پَریشی (که اختلال چند شخصیتی، شخصیت چندگانه، تعدد شخصیت و اسامی نظیر آن هم نامیده می‌شود) یکی از اَشکال اختلالات تجزیه‌ای و گسستگی می‌باشد. عبارت است از وجود دو یا چند هویت یا شخصیت متمایز که به تناوب رفتار را کنترل می‌کنند. معمولاً این شخصیت‌ها نام و سن و مجموعه‌ای از خاطرات و رفتارهای ویژه خود را دارند. در اغلب موارد یک هویت اصلی با نام واقعی شخص وجود دارد که منفعل، وابسته و افسرده‌است. هویتهای جانشین نوعاً دارای ویژگی‌هایی هستند که با هویت اصلی تعارض دارند؛ مثلاً خصمانه، کنترل‌کننده، و خود ویرانگرند. در بعضی موارد این شخصیتها ممکن است حتی در ویژگی‌هایی مثل دست خط، استعدادهای هنری و ورزشی و آشنایی به زبانهای خارجی با هم تفاوت داشته باشند. هویت اصلی معمولاً از تجربه‌های هویت‌های دیگر اطلاعی ندارد. دوره‌هایی از یاد زدودگی بدون علت، از قبیل زوال حافظه برای چند ساعت یا چند روز در هفته، می‌تواند نشانه‌هایی از وجود این اختلال در فرد باشد.

میخوام بگم بشر هیچیش درست حسابی نیست.
فک کن یهو دقت میکنی میفمی عه! چند وقته به هیچی اهمیت نمیدی. بعد دقت میکنی میبینی عه! هیچکی به اهمیت ندادنت اهمیت نمیده.
تا شما درگیر وصل نشدن فیلترشکنتونین یاواش زیر دلارو تا ده تومن زیاد میکنن.
من تحقیق کردم. اینستا داشته باشی عکس از نمایشگاه کتاب نداشته باشی نمیذارن بری مرحله بعد. همچنین، گفته شده کتاب بخری موقع خوندنش نگی دارم میخونمش هم حساب نیست و نموخوان.
کاش میشد بعضی از شخصیتای توی کتابا رو پیدا کرد و بغلشون کرد.
چند وقته اصلا نمیتونم بفهمم کی راست میگه و کی دروغ. ینی مثلا شما میتونین با یکی خیلی خوب باشین، در دل احساس خاصی نسبت بهش نداشته باشین و پشت سرش جوری حرف بزنین که انگار قاتل باباتونه. در واقع الان شما میتونین هر کاری بکنین و اصلا عجیب نباشه. همنقدر سخت شدن آدما. من دیگه خسته م!
حتی خودمم نمیدونم این همه ناراحت بودن چجوری در من گنجیده.
یه مدت طولانی فکر میکنم دیگه نمیذارم هیچی خوشحالیمو خراب کنه و سعی میکنم با چنگ و دندون خوشحالیمو نگه دارم. در حالیکه در واقع دارم همه ی ناراحتیا رو جمع میکنم رو هم تا یهو به خاطر همشون نصف شم.
غم‌گینم. انگار غم یه بشکه رنگ مشکی باشه و من تا پیشونی توی اون رنگ فرو رفته باشم.
یه جوری بی حوصله ام انگار حوصله پوله.