حس میکنم دیگه کمکم باید اسم رمز بذاریم توی خانوادهها. حساب بانکی نسلهای قبل قراره بترکه. 🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بهترین چیزهایی که در طول عمرم دیدم.
👍1
مامان بابام زیادی خوب تربیتم کردن. امروز داشتم تو کامنتای یه جا دعوا میکردم. هرچی سعی کردم نشد فحشهای محبوبم رو بنویسم. فقط نوشتم «قبل حرف زدن فکر کنید لطفا» و تا پنج دقیقه بعد از کامنتم داشتم فکر میکردم نکنه تند رفتم.
خلاصه که اینجا بنده لات کوچهخلوت هستم. 🙏
خلاصه که اینجا بنده لات کوچهخلوت هستم. 🙏
❤🔥1
امروز داشتم طبق معمول به ai نفرت میپراکندم که مردی بهم گفت از تو خیلی بعیده اینقدر درمقابل یک تکنولوژی جدید مقاومت نشون بدی. نشستم با خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که بخشی از این نفرتم بهخاطر بیارزششدن کارم جلوی چشمای خودم بود.
این اواخر من باید از کتابها محتوا استخراج میکردم. اوایل منطقی و طبیعی بود سیرش. بعد یهو سرعت گرفت. وقتی گفتم من نمیرسم اینقدر سریع کتابا رو بخونم بهم گفتن خب بده هوش مصنوعی. کارفرما همینقدر واضح گفت بده هوش مصنوعی.
من هم چند بار به اصرار خودشون (و حتی با پرامپتهای خودشون) امتحان کردم و متنها اینقدر مصنوعی و بد بود که بعد از اون سعی کردم خودم متنهام رو برسونم. بعد از یک مدت، دیدم متنهام داره تیکهپاره میشه و چیزی که منتشر میشه، شباهتی به لحن و کلماتی که انتخاب من بودن، نداره.
متوجه شدم که متنهام رو هم میدن هوش مصنوعی براشون پالایش کنه. خلاصه که آخرین کتاب رو که تحویل دادم، گفتم اگر هوش مصنوعی میتونه کارتون رو راه بندازه، احتیاجی به من نیست. کارم براتون واقعا ارزشی نداره. که گفتن نهههههه بمونید، کارتون خیلی هم باارزشه. گفتم باشه، کتاب بعدی که رسید به من اطلاع بدید. و سه ماهه که به من اطلاعی ندادن. با تشکر. 🙏
حالا منظورم هم این نیست که حتما باید من رو نگه میداشتن و من خیلی خفن بودم و از من بهتر در این جهان وجود ندارد. اونها هم اختیار دارن که پولشون رو کجا خرج کنن.
ولی خب الان که محتوای جدیدشون رو میبینم، دلم میسوزه. واقعا متنها هیچ روحی نداره. اصلا از روی متنها، نمیشه لحن نویسنده و کتاب رو حدس زد. اصلا نمیشه برای یک لحظه فهمید که خوندن اون کتاب چه لذتی داره (یا نداره). و بدتر از همهچیز، اصلا نمیشه مسیر نتیجهگیریهای نویسنده رو دنبال کرد. مثلا در کتاب، از الف میرسیدید به ب تا برسید به پ تا نتیجهٔ نهایی که ت هست، براتون منطقی باشه. ولی در پستهاشون از الف میرسید به ت، با اشارهٔ جانبی به ب که اصلا در جای مناسبی مطرح نشده و آدم گیج میشه.
چی میشه گفت دیگه. به نظر که ناراضی نمیآن. لابد مخاطب هم ترجیح میده آشغال بیمحتوا و تهی از معنا بخونه و مصرف کنه. بنده سگ کی باشم؟ وقتی دیدم نگاه من به محتوا براشون ارزشی نداره، نه بهشون پیام دادم برای کتابهای جدید و نه دیگه دنبال کار جدید توی همین فضای مسموم رفتم. برن با هم خوش باشن و توی دهن همدیگه کلمه استفراغ کنن و دستدردست به آسمانهای بیعقلی پرواز کنن و ادعای دانایی کنن. همون بهتر آدم بیکار و بیآبرو باشم ولی عملهٔ شر نباشم. والا.
این اواخر من باید از کتابها محتوا استخراج میکردم. اوایل منطقی و طبیعی بود سیرش. بعد یهو سرعت گرفت. وقتی گفتم من نمیرسم اینقدر سریع کتابا رو بخونم بهم گفتن خب بده هوش مصنوعی. کارفرما همینقدر واضح گفت بده هوش مصنوعی.
من هم چند بار به اصرار خودشون (و حتی با پرامپتهای خودشون) امتحان کردم و متنها اینقدر مصنوعی و بد بود که بعد از اون سعی کردم خودم متنهام رو برسونم. بعد از یک مدت، دیدم متنهام داره تیکهپاره میشه و چیزی که منتشر میشه، شباهتی به لحن و کلماتی که انتخاب من بودن، نداره.
متوجه شدم که متنهام رو هم میدن هوش مصنوعی براشون پالایش کنه. خلاصه که آخرین کتاب رو که تحویل دادم، گفتم اگر هوش مصنوعی میتونه کارتون رو راه بندازه، احتیاجی به من نیست. کارم براتون واقعا ارزشی نداره. که گفتن نهههههه بمونید، کارتون خیلی هم باارزشه. گفتم باشه، کتاب بعدی که رسید به من اطلاع بدید. و سه ماهه که به من اطلاعی ندادن. با تشکر. 🙏
حالا منظورم هم این نیست که حتما باید من رو نگه میداشتن و من خیلی خفن بودم و از من بهتر در این جهان وجود ندارد. اونها هم اختیار دارن که پولشون رو کجا خرج کنن.
ولی خب الان که محتوای جدیدشون رو میبینم، دلم میسوزه. واقعا متنها هیچ روحی نداره. اصلا از روی متنها، نمیشه لحن نویسنده و کتاب رو حدس زد. اصلا نمیشه برای یک لحظه فهمید که خوندن اون کتاب چه لذتی داره (یا نداره). و بدتر از همهچیز، اصلا نمیشه مسیر نتیجهگیریهای نویسنده رو دنبال کرد. مثلا در کتاب، از الف میرسیدید به ب تا برسید به پ تا نتیجهٔ نهایی که ت هست، براتون منطقی باشه. ولی در پستهاشون از الف میرسید به ت، با اشارهٔ جانبی به ب که اصلا در جای مناسبی مطرح نشده و آدم گیج میشه.
چی میشه گفت دیگه. به نظر که ناراضی نمیآن. لابد مخاطب هم ترجیح میده آشغال بیمحتوا و تهی از معنا بخونه و مصرف کنه. بنده سگ کی باشم؟ وقتی دیدم نگاه من به محتوا براشون ارزشی نداره، نه بهشون پیام دادم برای کتابهای جدید و نه دیگه دنبال کار جدید توی همین فضای مسموم رفتم. برن با هم خوش باشن و توی دهن همدیگه کلمه استفراغ کنن و دستدردست به آسمانهای بیعقلی پرواز کنن و ادعای دانایی کنن. همون بهتر آدم بیکار و بیآبرو باشم ولی عملهٔ شر نباشم. والا.
بماند که در مسیرم یک انتشاراتی کشف کردم که تمام کتابهاش رو میداد هوش مصنوعی براش ترجمه کنه و دنبال ویراستار تطبیقی بود تا کتاباش به نمایشگاه برسن (چون ترجمه طول میکشه و دستمزدش بیشتر از ویراستار تطبیقیه)! فقط هم کتابهای زرد. مسئول انتخاب محتواشون از کجا کتابها رو پیدا کرده بود و انتخاب کرده بود؟ بله با هوش مصنوعی. اه. حالمبد. بسیار ناامیدکننده و نگرانکنندهست اوضاع. 🙏
این کارفرماهای بیزنسهای کوچیک (اما وصل) واقعا تو مخم میرن.
هی میآن مینالن که وای اقتصاد چنان فروپاشیده که من دیگر نمیتوانم جنسی که با رانت وارد میکنم را با قیمت قبلی وارد کنم. آه چاره چیست جز اینکه دولا پهنا توی پاچهٔ ملت کنم؟ مرا ببخشید. کارگرانم ماهی ۱۲ تومان حقوق میگیرند و من مجبووووورم اینقدر گران جنس به شما بفروشم.
حالا اینا رو میگی هیچی خودش وسط کارشه، کور شده دیگه. یه سری میآن دفاع از اینا که شما اقتصاد آزاد سرتون نمیشه. در اقتصاد آزاد این هر قیمتی بخواد میذاره و تو هم میتونی بخری یا نخری. انگار هر کرهخری میتونه بره هر جنسی میخواد وارد کنه که بعد بشه قیمت رقابتی گذاشت.
برید گم شید احمقها. نفرین بر شما 😑
هی میآن مینالن که وای اقتصاد چنان فروپاشیده که من دیگر نمیتوانم جنسی که با رانت وارد میکنم را با قیمت قبلی وارد کنم. آه چاره چیست جز اینکه دولا پهنا توی پاچهٔ ملت کنم؟ مرا ببخشید. کارگرانم ماهی ۱۲ تومان حقوق میگیرند و من مجبووووورم اینقدر گران جنس به شما بفروشم.
حالا اینا رو میگی هیچی خودش وسط کارشه، کور شده دیگه. یه سری میآن دفاع از اینا که شما اقتصاد آزاد سرتون نمیشه. در اقتصاد آزاد این هر قیمتی بخواد میذاره و تو هم میتونی بخری یا نخری. انگار هر کرهخری میتونه بره هر جنسی میخواد وارد کنه که بعد بشه قیمت رقابتی گذاشت.
برید گم شید احمقها. نفرین بر شما 😑
بچهها اگه نمیخونید لیو بدید خب. من منتظر میمونم تا یکم تعداد به حد واقعیش برسه. اینجوری حس میکنم برای دیوار حرف میزنم. :))🙏